نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 اقبال و ادبار عقل

اقبال و ادبار عقلروايات درباره ى خلقت عقل زياد است، ليكن در يك روايت تتمّه اى را ديده ام كه در روايات ديگر اين زياده نيست و الآن نمى دانم در كدام كتاب ديده ام.

در روايات خلقت عقل، اين مقدار در خيلى جاها آمده است كه: «خَلَقَ اللّه‏ُ الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، قالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ. ثُمَّ قالَ: ما خَلَقْتُ خَلْقا أَحَبَّ إِلَىَّ مِنْكَ. بِكَ أُثِيبُ وَ بِكَ أُعاقِبُ.»


خداوند عقل را آفريد و به او فرمود كه رو كن و عقل روى كرد و فرمود كه پشت كن و عقل پشت كرد، سپس فرمود: آفريده اى محبوبتر از تو نيافريده ام. با تو ثواب و عقاب مى كنم.

ولى به اين صورت، در همه جا نيست كه: «خَلَقَ اللّه الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنَا أَنَا، وَ أَنْتَ أَنْتَ: ثُمَّ قالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنْتَ الرَّبُ الْجَليلُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ.»
خداوند عقل را آفريد و به او فرمود: رو كن، رو كرد، پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: من منم، و تو تويى.

سپس به او فرمود: پشت كن، پشت كرد. پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: تو پروردگار بزرگ، و من بنده ى ذليل هستم.

گويا در اقبال، ما بالذات و ما بالغير تشخيص داده نمى شد، مانند آيينه كه در او نقش قرار گيرد. هر چيزى در آينه نقش ببندد، هر چه صاحب نقش دارد، آن نقش و عكس نيز دارد؛ لذا مى گويد: «أَنْتَ أَنْتَ، وَ أَنا أَنَا»

ولى در ادبار كه متوجه مى شود آن چه دارد بالذات نيست و بالغير است، در اين صورت كه تدلّى و وابستگى خود را مى يابد اعتراف مى كند و جواب مى دهد:

«أَنتَ الرَّبُّ الْجَلِيلُ، وَ أَنَا العَبْدُ الذَّلِيل.» اگر «أَقْبِل» و «أَدْبِر» اين تتمّه را نداشته باشد، فايده ى مهمّى ندارد، و فايده ى مهمّ اين است كه اين دو جواب را در اقبال و ادبار داشته باشد؛ هر چند بدون اين تتمّه هم اقبالش اثابه مى آورد و ادبارش عقاب.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار آیة الله بهجت (قدس سره)

اقبال و ادبار عقلروايات درباره ى خلقت عقل زياد است، ليكن در يك روايت تتمّه اى را ديده ام كه در روايات ديگر اين زياده نيست و الآن نمى دانم در كدام كتاب ديده ام.

در روايات خلقت عقل، اين مقدار در خيلى جاها آمده است كه: «خَلَقَ اللّه‏ُ الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، قالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ. ثُمَّ قالَ: ما خَلَقْتُ خَلْقا أَحَبَّ إِلَىَّ مِنْكَ. بِكَ أُثِيبُ وَ بِكَ أُعاقِبُ.»


خداوند عقل را آفريد و به او فرمود كه رو كن و عقل روى كرد و فرمود كه پشت كن و عقل پشت كرد، سپس فرمود: آفريده اى محبوبتر از تو نيافريده ام. با تو ثواب و عقاب مى كنم.

ولى به اين صورت، در همه جا نيست كه: «خَلَقَ اللّه الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنَا أَنَا، وَ أَنْتَ أَنْتَ: ثُمَّ قالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنْتَ الرَّبُ الْجَليلُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ.»
خداوند عقل را آفريد و به او فرمود: رو كن، رو كرد، پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: من منم، و تو تويى.

سپس به او فرمود: پشت كن، پشت كرد. پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: تو پروردگار بزرگ، و من بنده ى ذليل هستم.

گويا در اقبال، ما بالذات و ما بالغير تشخيص داده نمى شد، مانند آيينه كه در او نقش قرار گيرد. هر چيزى در آينه نقش ببندد، هر چه صاحب نقش دارد، آن نقش و عكس نيز دارد؛ لذا مى گويد: «أَنْتَ أَنْتَ، وَ أَنا أَنَا»

ولى در ادبار كه متوجه مى شود آن چه دارد بالذات نيست و بالغير است، در اين صورت كه تدلّى و وابستگى خود را مى يابد اعتراف مى كند و جواب مى دهد:

«أَنتَ الرَّبُّ الْجَلِيلُ، وَ أَنَا العَبْدُ الذَّلِيل.» اگر «أَقْبِل» و «أَدْبِر» اين تتمّه را نداشته باشد، فايده ى مهمّى ندارد، و فايده ى مهمّ اين است كه اين دو جواب را در اقبال و ادبار داشته باشد؛ هر چند بدون اين تتمّه هم اقبالش اثابه مى آورد و ادبارش عقاب.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار آیة الله بهجت (قدس سره)

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

اقبال و ادبار عقلروايات درباره ى خلقت عقل زياد است، ليكن در يك روايت تتمّه اى را ديده ام كه در روايات ديگر اين زياده نيست و الآن نمى دانم در كدام كتاب ديده ام.

در روايات خلقت عقل، اين مقدار در خيلى جاها آمده است كه: «خَلَقَ اللّه‏ُ الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، قالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ. ثُمَّ قالَ: ما خَلَقْتُ خَلْقا أَحَبَّ إِلَىَّ مِنْكَ. بِكَ أُثِيبُ وَ بِكَ أُعاقِبُ.»


خداوند عقل را آفريد و به او فرمود كه رو كن و عقل روى كرد و فرمود كه پشت كن و عقل پشت كرد، سپس فرمود: آفريده اى محبوبتر از تو نيافريده ام. با تو ثواب و عقاب مى كنم.

ولى به اين صورت، در همه جا نيست كه: «خَلَقَ اللّه الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنَا أَنَا، وَ أَنْتَ أَنْتَ: ثُمَّ قالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنْتَ الرَّبُ الْجَليلُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ.»
خداوند عقل را آفريد و به او فرمود: رو كن، رو كرد، پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: من منم، و تو تويى.

سپس به او فرمود: پشت كن، پشت كرد. پس از او پرسيد: من كيستم و تو كيستى؟ گفت: تو پروردگار بزرگ، و من بنده ى ذليل هستم.

گويا در اقبال، ما بالذات و ما بالغير تشخيص داده نمى شد، مانند آيينه كه در او نقش قرار گيرد. هر چيزى در آينه نقش ببندد، هر چه صاحب نقش دارد، آن نقش و عكس نيز دارد؛ لذا مى گويد: «أَنْتَ أَنْتَ، وَ أَنا أَنَا»

ولى در ادبار كه متوجه مى شود آن چه دارد بالذات نيست و بالغير است، در اين صورت كه تدلّى و وابستگى خود را مى يابد اعتراف مى كند و جواب مى دهد:

«أَنتَ الرَّبُّ الْجَلِيلُ، وَ أَنَا العَبْدُ الذَّلِيل.» اگر «أَقْبِل» و «أَدْبِر» اين تتمّه را نداشته باشد، فايده ى مهمّى ندارد، و فايده ى مهمّ اين است كه اين دو جواب را در اقبال و ادبار داشته باشد؛ هر چند بدون اين تتمّه هم اقبالش اثابه مى آورد و ادبارش عقاب.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار آیة الله بهجت (قدس سره)

Starts: 2012/09/23
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap