نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آیة الله احمدى میانجى (ره)

معرفت علمى و عملى

امام صادق‌ (علیه السلام) در روایتى فرمودند: \"إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَمَا يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا\" (كافی، ج‏ 1: 44) یعنى عالم وقتى به علمش عمل نکند، موعظه‌اش در دل نفوذ نمى‌کند، هم‌ چنان‌ که باران روى سنگ صاف نمى‌ماند، براى خاطر این ‌که سنگ، چنین قابلیتى را ندارد تا باران را در خود فرو ببرد، علم و موعظه عالم بدون پارسایى همین ‌طور است که در دل‌ ها تأثیر نمى ‌گذارد.

کسى که به علمش عمل نمى ‌کند در واقع ترسش از خدا کم است و چنین انسانى خداشناس نیست؛ اگر چه با مباحثى چون علت و معلول، برهان نظم و ... خدا را شناخته، ولى خداشناس واقعى نشده است. مَثل چنین انسانى مثل کسى است که شنیده شیر، یک حیوان درنده، قوى و فلان و فلان است، ولى چنین اطلاعاتى موجب ترس او نمى ‌شود؛ او هنوز خود شیر را ندیده، پس شنیدن کى بود مانند دیدن.

خیلى چیزها درباره خدا و قیامت هست که ما شنیده‌ و خوانده‌ ایم ولى در حقیقت نمى ‌دانیم؛ به قول شیخ بهایى، چون عمل در تو نیست، نادانى؛ و چنین فردى نمونه "زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ مِنِ الْقُلُوبِ" است. اصلاً اگر انسان، چیزى را که خودش عمل نمى ‌کند، به مردم بگوید، دو معصیت انجام داده؛ یکى این که خودش آن دستور الهى را انجام نداده، دوم؛ این که حالا که خودش عمل نکرده، چرا به مردم گفته است.

منقول است که مردى پس از تشرف به محضر امام زین ‌العابدین (علیه السلام)، سؤالى را پرسید و امام جوابش را فرمودند. سپس آن مرد خواست مسأله دیگرى بپرسد، ولى امام (علیه السلام) فرمود: " وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا (كافی، ج ‏1: 45)

معمولاً انسان چیزى را که نمى ‌داند مى‌ پرسد ولى امام در این فراز از روایت مى ‌فرمایند: آنچه را که نمى‌ دانید نپرسید! ظاهراً مراد این است که آن چیزهایى را که از دایره فکرى شما خارج است و شما استعداد فهمش را ندارید نپرسید.

منقول است که جناب ابوذر کارهایى را از جناب سلمان (علیهما الرحمة) دید که موجب تعجب و شگفتى ‌اش شد، آمد خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عرض کرد که من دیدم که سلمان این کارها را انجام مى‌دهد. حضرت به سلمان فرمود: دیگر نزد ابوذر از این کارها مکن. معناى "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" همین است. شما که الآن مقدمات مى ‌خوانید اگر از استاد یک مسأله فلسفى بپرسید، این سؤال در حال حاضر مناسب حال شما نیست.

یک عده بازارى‌ خدمت علامه طباطبایى رفته و سؤال و اشکالاتى را مطرح کردند، جناب طباطبایى در جواب فرمودند: "شما بروید نمازتان را بخوانید، شما با این حرف ها کارى نداشته باشید، بروید نماز بخوانید".

شما برادران طلبه این ‌گونه نباشید، الآن وظیفه شما این است که ادبیات عرب را خوب بخوانید و کارى به علوم بالاتر نداشته باشید.

ائمه (صلوات ‌اللّه ‌علیهم‌ اجمعین) طبق ظرفیت و ذوق درونى افراد، برایشان حرف مى‌ زدند و برنامه تعیین مى ‌کردند، به بعضى مى ‌فرمودند: شما در فقه حرف بزن و تحقیق کن، فرد دیگرى را به تحصیل علم کلام تشویق مى ‌فرمودند. به یکى مى ‌فرمودند: تو حق فتوا دادن ندارى، ولى دیگرى را امر مى‌ کردند تا براى فتوا دادن در مسجد بنشیند.

یک روایتى را که نزد علامه طباطبایى مى خواندیم، ایشان روایت را نصف مى‌ کرد و مى ‌فرمود: "امام تا این جاى روایت حرف پرمغزى فرموده، چون مى ‌دانست که سائل مى ‌فهمد، ولى از این جا دیده که طرف استعداد ندارد و دیگر نمى ‌فهمد، جواب سطحى مى ‌فرمود.

معناى دیگر "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" این مى ‌تواند باشد که چیزى را که عمل نکردید و یا عمل نمى ‌کنید، نپرسید. "فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا".

عالمى که به علمش عمل نکند دورتر از عوامى است که عمل نمى ‌کند؛ و جرمش بزرگ ‌تر از کسى است که به دلیل ندانستن عمل نمى ‌کند، البته ناگفته نماند که درجه و ثواب عمل عالم هم همین‌ طور فرق مى ‌کند.

در روایتى آمده است که اگر عالم به آموخته‌ هایش عمل کند افضل از عبادت عابدى است که بى‌ معرفت، عبادت خدا را انجام مى‌دهد. "أن العالم أفضل من العابد و أن العبادة بدون العلم الحقيقي لا تنفع" (بحار الانوار، ج‏ 69: 308)

از خداوند مسألت داریم که به برکت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) همه ما را به مقامات عالیه علم و عمل نائل گرداند.

«والسلام علیکم ورحمةالله و برکاته»

منبع: هفته نامه افق حوزه، اردبیهشت 1389، شماره 270

معرفت علمى و عملى

امام صادق‌ (علیه السلام) در روایتى فرمودند: \"إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَمَا يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا\" (كافی، ج‏ 1: 44) یعنى عالم وقتى به علمش عمل نکند، موعظه‌اش در دل نفوذ نمى‌کند، هم‌ چنان‌ که باران روى سنگ صاف نمى‌ماند، براى خاطر این ‌که سنگ، چنین قابلیتى را ندارد تا باران را در خود فرو ببرد، علم و موعظه عالم بدون پارسایى همین ‌طور است که در دل‌ ها تأثیر نمى ‌گذارد.

کسى که به علمش عمل نمى ‌کند در واقع ترسش از خدا کم است و چنین انسانى خداشناس نیست؛ اگر چه با مباحثى چون علت و معلول، برهان نظم و ... خدا را شناخته، ولى خداشناس واقعى نشده است. مَثل چنین انسانى مثل کسى است که شنیده شیر، یک حیوان درنده، قوى و فلان و فلان است، ولى چنین اطلاعاتى موجب ترس او نمى ‌شود؛ او هنوز خود شیر را ندیده، پس شنیدن کى بود مانند دیدن.

خیلى چیزها درباره خدا و قیامت هست که ما شنیده‌ و خوانده‌ ایم ولى در حقیقت نمى ‌دانیم؛ به قول شیخ بهایى، چون عمل در تو نیست، نادانى؛ و چنین فردى نمونه "زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ مِنِ الْقُلُوبِ" است. اصلاً اگر انسان، چیزى را که خودش عمل نمى ‌کند، به مردم بگوید، دو معصیت انجام داده؛ یکى این که خودش آن دستور الهى را انجام نداده، دوم؛ این که حالا که خودش عمل نکرده، چرا به مردم گفته است.

منقول است که مردى پس از تشرف به محضر امام زین ‌العابدین (علیه السلام)، سؤالى را پرسید و امام جوابش را فرمودند. سپس آن مرد خواست مسأله دیگرى بپرسد، ولى امام (علیه السلام) فرمود: " وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا (كافی، ج ‏1: 45)

معمولاً انسان چیزى را که نمى ‌داند مى‌ پرسد ولى امام در این فراز از روایت مى ‌فرمایند: آنچه را که نمى‌ دانید نپرسید! ظاهراً مراد این است که آن چیزهایى را که از دایره فکرى شما خارج است و شما استعداد فهمش را ندارید نپرسید.

منقول است که جناب ابوذر کارهایى را از جناب سلمان (علیهما الرحمة) دید که موجب تعجب و شگفتى ‌اش شد، آمد خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عرض کرد که من دیدم که سلمان این کارها را انجام مى‌دهد. حضرت به سلمان فرمود: دیگر نزد ابوذر از این کارها مکن. معناى "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" همین است. شما که الآن مقدمات مى ‌خوانید اگر از استاد یک مسأله فلسفى بپرسید، این سؤال در حال حاضر مناسب حال شما نیست.

یک عده بازارى‌ خدمت علامه طباطبایى رفته و سؤال و اشکالاتى را مطرح کردند، جناب طباطبایى در جواب فرمودند: "شما بروید نمازتان را بخوانید، شما با این حرف ها کارى نداشته باشید، بروید نماز بخوانید".

شما برادران طلبه این ‌گونه نباشید، الآن وظیفه شما این است که ادبیات عرب را خوب بخوانید و کارى به علوم بالاتر نداشته باشید.

ائمه (صلوات ‌اللّه ‌علیهم‌ اجمعین) طبق ظرفیت و ذوق درونى افراد، برایشان حرف مى‌ زدند و برنامه تعیین مى ‌کردند، به بعضى مى ‌فرمودند: شما در فقه حرف بزن و تحقیق کن، فرد دیگرى را به تحصیل علم کلام تشویق مى ‌فرمودند. به یکى مى ‌فرمودند: تو حق فتوا دادن ندارى، ولى دیگرى را امر مى‌ کردند تا براى فتوا دادن در مسجد بنشیند.

یک روایتى را که نزد علامه طباطبایى مى خواندیم، ایشان روایت را نصف مى‌ کرد و مى ‌فرمود: "امام تا این جاى روایت حرف پرمغزى فرموده، چون مى ‌دانست که سائل مى ‌فهمد، ولى از این جا دیده که طرف استعداد ندارد و دیگر نمى ‌فهمد، جواب سطحى مى ‌فرمود.

معناى دیگر "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" این مى ‌تواند باشد که چیزى را که عمل نکردید و یا عمل نمى ‌کنید، نپرسید. "فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا".

عالمى که به علمش عمل نکند دورتر از عوامى است که عمل نمى ‌کند؛ و جرمش بزرگ ‌تر از کسى است که به دلیل ندانستن عمل نمى ‌کند، البته ناگفته نماند که درجه و ثواب عمل عالم هم همین‌ طور فرق مى ‌کند.

در روایتى آمده است که اگر عالم به آموخته‌ هایش عمل کند افضل از عبادت عابدى است که بى‌ معرفت، عبادت خدا را انجام مى‌دهد. "أن العالم أفضل من العابد و أن العبادة بدون العلم الحقيقي لا تنفع" (بحار الانوار، ج‏ 69: 308)

از خداوند مسألت داریم که به برکت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) همه ما را به مقامات عالیه علم و عمل نائل گرداند.

«والسلام علیکم ورحمةالله و برکاته»

منبع: هفته نامه افق حوزه، اردبیهشت 1389، شماره 270

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

خیلى چیزها درباره خدا و قیامت هست که ما شنیده‌ و خوانده‌ ایم ولى در حقیقت نمى ‌دانیم؛ به قول شیخ بهایى، چون عمل در تو نیست، نادانى؛ و چنین فردى نمونه "زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ مِنِ الْقُلُوبِ" است. اصلاً اگر انسان، چیزى را که خودش عمل نمى ‌کند، به مردم بگوید، دو معصیت انجام داده؛ یکى این که خودش آن دستور الهى را انجام نداده، دوم؛ این که حالا که خودش عمل نکرده، چرا به مردم گفته است.

منقول است که مردى پس از تشرف به محضر امام زین ‌العابدین (علیه السلام)، سؤالى را پرسید و امام جوابش را فرمودند. سپس آن مرد خواست مسأله دیگرى بپرسد، ولى امام (علیه السلام) فرمود: " وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا (كافی، ج ‏1: 45)

معمولاً انسان چیزى را که نمى ‌داند مى‌ پرسد ولى امام در این فراز از روایت مى ‌فرمایند: آنچه را که نمى‌ دانید نپرسید! ظاهراً مراد این است که آن چیزهایى را که از دایره فکرى شما خارج است و شما استعداد فهمش را ندارید نپرسید.

منقول است که جناب ابوذر کارهایى را از جناب سلمان (علیهما الرحمة) دید که موجب تعجب و شگفتى ‌اش شد، آمد خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عرض کرد که من دیدم که سلمان این کارها را انجام مى‌دهد. حضرت به سلمان فرمود: دیگر نزد ابوذر از این کارها مکن. معناى "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" همین است. شما که الآن مقدمات مى ‌خوانید اگر از استاد یک مسأله فلسفى بپرسید، این سؤال در حال حاضر مناسب حال شما نیست.

یک عده بازارى‌ خدمت علامه طباطبایى رفته و سؤال و اشکالاتى را مطرح کردند، جناب طباطبایى در جواب فرمودند: "شما بروید نمازتان را بخوانید، شما با این حرف ها کارى نداشته باشید، بروید نماز بخوانید".

شما برادران طلبه این ‌گونه نباشید، الآن وظیفه شما این است که ادبیات عرب را خوب بخوانید و کارى به علوم بالاتر نداشته باشید.

ائمه (صلوات ‌اللّه ‌علیهم‌ اجمعین) طبق ظرفیت و ذوق درونى افراد، برایشان حرف مى‌ زدند و برنامه تعیین مى ‌کردند، به بعضى مى ‌فرمودند: شما در فقه حرف بزن و تحقیق کن، فرد دیگرى را به تحصیل علم کلام تشویق مى ‌فرمودند. به یکى مى ‌فرمودند: تو حق فتوا دادن ندارى، ولى دیگرى را امر مى‌ کردند تا براى فتوا دادن در مسجد بنشیند.

یک روایتى را که نزد علامه طباطبایى مى خواندیم، ایشان روایت را نصف مى‌ کرد و مى ‌فرمود: "امام تا این جاى روایت حرف پرمغزى فرموده، چون مى ‌دانست که سائل مى ‌فهمد، ولى از این جا دیده که طرف استعداد ندارد و دیگر نمى ‌فهمد، جواب سطحى مى ‌فرمود.

معناى دیگر "[لاتطلبوا] عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ" این مى ‌تواند باشد که چیزى را که عمل نکردید و یا عمل نمى ‌کنید، نپرسید. "فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا".

عالمى که به علمش عمل نکند دورتر از عوامى است که عمل نمى ‌کند؛ و جرمش بزرگ ‌تر از کسى است که به دلیل ندانستن عمل نمى ‌کند، البته ناگفته نماند که درجه و ثواب عمل عالم هم همین‌ طور فرق مى ‌کند.

در روایتى آمده است که اگر عالم به آموخته‌ هایش عمل کند افضل از عبادت عابدى است که بى‌ معرفت، عبادت خدا را انجام مى‌دهد. "أن العالم أفضل من العابد و أن العبادة بدون العلم الحقيقي لا تنفع" (بحار الانوار، ج‏ 69: 308)

از خداوند مسألت داریم که به برکت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) همه ما را به مقامات عالیه علم و عمل نائل گرداند.

«والسلام علیکم ورحمةالله و برکاته»

منبع: هفته نامه افق حوزه، اردبیهشت 1389، شماره 270

Starts: 2010/11/07
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
معرفت علمى و عملى

امام صادق‌ (علیه السلام) در روایتى فرمودند: \"إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَمَا يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا\" (كافی، ج‏ 1: 44) یعنى عالم وقتى به علمش عمل نکند، موعظه‌اش در دل نفوذ نمى‌کند، هم‌ چنان‌ که باران روى سنگ صاف نمى‌ماند، براى خاطر این ‌که سنگ، چنین قابلیتى را ندارد تا باران را در خود فرو ببرد، علم و موعظه عالم بدون پارسایى همین ‌طور است که در دل‌ ها تأثیر نمى ‌گذارد.

کسى که به علمش عمل نمى ‌کند در واقع ترسش از خدا کم است و چنین انسانى خداشناس نیست؛ اگر چه با مباحثى چون علت و معلول، برهان نظم و ... خدا را شناخته، ولى خداشناس واقعى نشده است. مَثل چنین انسانى مثل کسى است که شنیده شیر، یک حیوان درنده، قوى و فلان و فلان است، ولى چنین اطلاعاتى موجب ترس او نمى ‌شود؛ او هنوز خود شیر را ندیده، پس شنیدن کى بود مانند دیدن.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap