نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از دومین شهید محراب آیة الله مدنی (رحمة الله عليه)

از ما حساب دقیق نگیر!

گاهی انسان جمعیت زیادی پشت سر یا پای خطابه اش می بیند و مغرور می شود، در صورتی كه هر كس خود را بهتر می شناسد، با اعتقاد مردم به عدالت بنده، من كه عادل نمی شوم. گاهی انسان فكرهایی می كند، من امام جمعه هستم، جمعیتی گوش به فرمان من می كنند، جمعیتی به واسطه من آگاه می شوند و امثال اینها... بله، درست است، ای بسا با یك جمله جناب عالی هزاران مفسده دفع شده، افراد زیادی به راه راست آمده اند، با خدا آشنا شده اند، اما باید ببینیم ما خودمان آشنایی مان چقدر است؟.... راستی اینها برای خدا بوده؟

بنده كه خودم گاهی به حسابم می رسم، قسم می دهم خدا را كه به عزت و جلالت و كبریائیت و به خاصان درگاهت، از ما حساب دقیق نگیر! همان ظواهر ما را حساب كن و ما چیز دیگری نمی خواهیم! (ادامه مطلب)

بدتر از سیاستمدار بی دین!

ارزش عمل به نیت است و نیت برای غیر خدا به چه درد می خورد! اگر غیرالله منظور باشد، با خواسته دیگران چه فرقی می كند! من دیگر با فلان سیاستمداری كه فقط و فقط در راه سیاست هایش هست و كاری با "دین" ندارد، فرقی پیدا نمی كنم، بلكه بدتر از او هم می شوم! به جهت این كه او هیچ كدام از كارهایش به عنوان اسلام نبود، سیاستمداری بود، داشت فعالیت می كرد و پیروز می شد، اما من چطور؟

در صورتی كه انسان به مفاد آیه «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُم‏» (بقره: 224)، فكر كند، می بیند كه خیلی چیزهایش در خیلی از هدف هایی كه داشته تابع هوا بوده و كار را به اسم خدا كرده. یكی از برادران چیزی نوشته بود كه مرا متأثر كرد. حرف هایش هم درست بود. نوشته بود كه خواهشمندیم آقایان، امام را برای خودشان حربه قرار ندهند، خودشان چیزهایی می خواهند به امام نبندند. من هدف های شخصی خود را به اسم امام پیاده نكنم. حالا اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را حربه خودمان قرار دهیم، چطور؟ اگر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) را حربه خود قرار دادیم، چطور؟

حرف حساب بزنیم

درد اول هر انسانی خود انسان است؛ برای این كه هر اندازه به كمال برسد، اگر [روح] مریض باشد، كمال برای او فایده ای ندارد. آیه قرآن و همچنین اعتقاد ما این است كه كلمه ای از زبان انسان درنمی آید، مگر این كه همراه آن نگهبانی مهیا می باشد تا كلام را حفظ كند.

حال كه ما معتقدیم هر كلمه ای از زبان انسان درآید، نوشته خواهد شد و فردا باید حسابش را بدهد، پس هر حرفی كه می زنیم باید به نفع اسلام و انقلاب باشد، نصیحتی برای مسلمین باشد و یا حداقل برای كسب حلال زده شود. بر مسلمانان لازم است حرفی كه می زنند، حساب شده باشد.

حدیثی وارد شده است كه ظرفی پر از خون روی كسی می پاشند و می گویند: این سهم توست از خون فلان كس كه به ناحق ریخته شده! می گوید خدایا! من كه در قتل كسی شركت نكرده ام، من كه كسی را نكشته ام؟ می گویند: تو یك كلمه حرف زدی و آن حرف، بزرگ شد و به جایی رسید كه در ریختن خون یك مسلمان، این حرف مؤثر افتاد.

مبادا حرفی پشت سر كسی بزنید كه آن حرف منجر به كشته شدن و ریخته شدن خون ها شود. برای همین است كه می گویند: عمده ترین چیزی كه موجب جهنم رفتن انسان می شود، زبان انسان است.

تواضع سبب گسترش اسلام

انسان مسلمان متواضع می شود، تكبر در او راه ندارد. ضرر منیت و نفع تواضع چیست؟ این را باید بدانید كه تواضع و اخلاق حسنه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بود كه سبب شد اسلام عالمگیر شود. خدا لعنت كند كسانی را كه جلوی پیشرفت اسلام سنگ انداختند.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) با كیفیتی كه اسلام را بنیانگذاری كرده بود و به طریقی كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را تعقیب می كرد و با اخلاقی كه داشتند و اگر نبود فعالیت های منافقین داخلی و ستون پنجم، اخلاق اسلامی این ها دنیا را جلب می كرد. با این كه در زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) حكومت در دست بیگانگان بود و آن ها افرادی عادی بودند كه به هیچ نحو قدرت فعالیت نداشتند و حتی سؤال كردن از آن ها محدود بود، با این همه آن ها با اخلاقشان توانستند افراد كثیری از ملل مختلفه را به اسلام آورند. هم چنان تكبر ابوجهل و امثالش، خودشان و ملت های شان را خاكسترنشین كرد.

متكبران ذلیل خواهند شد

«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ» (نمل:14) گروهی بودند كه آیات الهی و نبوت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و انبیا (علیه السلام) را انكار می كردند، ولی در نفس هایشان یقین داشتند، ابوجهل، پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) را از ما بهتر می شناخت. انكار كردند آیات الهی را در حالی كه یقین داشتند.

وقتی انسان به حدی برسد كه حتی انسانیت خودش را زیر پایش بگذارد و آیات الهی را انكار كند، منشأش چیست؟ همان خودبینی است كه این انسان به آنچه كه یقین دارد، عمل نمی كند و زیر بار نمی رود، منیت و خودبینی و علوطلبی است كه باعث می شود انسان، انسانیت خود را زیر پا گذارد. ببین كه عاقبت كار این ها به كجا می رسد.

خدا بر خود واجب كرده است هر كسی هر معصیتی را كه كرده، علاوه بر عذاب آخرت، در دنیا نیز به بلایی نظیر آن معصیت مبتلا كند. مثلاً كسی كه عمداً روزه اش را بخورد، ممكن است از گرسنگی بمیرد، یعنی به قدری گرسنه شود و چیزی نتواند بخورد كه بمیرد و [نعوذبالله] با عداوت خدا از دنیا برود.

شخصی از روی منیت "من" بگوید و زیربار حق نرود، نتیجه اش این است كه به ذلت مبتلا شود، خوار شود و به جای این كه به مقام بالایی برسد، پایین تر رود! محمدرضای خائن منفور، كاملاً رهبر انقلاب را می شناخت و كاملاً می دانست كه كیست و چه می گوید، حتی در مجلسی اقرار كرده بود كه مرجع باید این چنین باشد، ولی از جهت منیت، به نصیحت امام (رحمة الله علیه) گوش نداد و در نتیجه، با ذلت فرار كرد و به سادات، نوكر آمریكا و اسرائیل پناهنده و بالاخره در زیر پای فرعون به خاك سپرده شد.

متوجه باشیم كه اگر هر كدام از ما به اندازه خود متكبر باشیم، والله مبتلا خواهیم شد.

منبع: هفته نامه صبح صادق، شهریور 1389، شماره 464

از ما حساب دقیق نگیر!

گاهی انسان جمعیت زیادی پشت سر یا پای خطابه اش می بیند و مغرور می شود، در صورتی كه هر كس خود را بهتر می شناسد، با اعتقاد مردم به عدالت بنده، من كه عادل نمی شوم. گاهی انسان فكرهایی می كند، من امام جمعه هستم، جمعیتی گوش به فرمان من می كنند، جمعیتی به واسطه من آگاه می شوند و امثال اینها... بله، درست است، ای بسا با یك جمله جناب عالی هزاران مفسده دفع شده، افراد زیادی به راه راست آمده اند، با خدا آشنا شده اند، اما باید ببینیم ما خودمان آشنایی مان چقدر است؟.... راستی اینها برای خدا بوده؟

بنده كه خودم گاهی به حسابم می رسم، قسم می دهم خدا را كه به عزت و جلالت و كبریائیت و به خاصان درگاهت، از ما حساب دقیق نگیر! همان ظواهر ما را حساب كن و ما چیز دیگری نمی خواهیم! (ادامه مطلب)

بدتر از سیاستمدار بی دین!

ارزش عمل به نیت است و نیت برای غیر خدا به چه درد می خورد! اگر غیرالله منظور باشد، با خواسته دیگران چه فرقی می كند! من دیگر با فلان سیاستمداری كه فقط و فقط در راه سیاست هایش هست و كاری با "دین" ندارد، فرقی پیدا نمی كنم، بلكه بدتر از او هم می شوم! به جهت این كه او هیچ كدام از كارهایش به عنوان اسلام نبود، سیاستمداری بود، داشت فعالیت می كرد و پیروز می شد، اما من چطور؟

در صورتی كه انسان به مفاد آیه «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُم‏» (بقره: 224)، فكر كند، می بیند كه خیلی چیزهایش در خیلی از هدف هایی كه داشته تابع هوا بوده و كار را به اسم خدا كرده. یكی از برادران چیزی نوشته بود كه مرا متأثر كرد. حرف هایش هم درست بود. نوشته بود كه خواهشمندیم آقایان، امام را برای خودشان حربه قرار ندهند، خودشان چیزهایی می خواهند به امام نبندند. من هدف های شخصی خود را به اسم امام پیاده نكنم. حالا اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را حربه خودمان قرار دهیم، چطور؟ اگر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) را حربه خود قرار دادیم، چطور؟

حرف حساب بزنیم

درد اول هر انسانی خود انسان است؛ برای این كه هر اندازه به كمال برسد، اگر [روح] مریض باشد، كمال برای او فایده ای ندارد. آیه قرآن و همچنین اعتقاد ما این است كه كلمه ای از زبان انسان درنمی آید، مگر این كه همراه آن نگهبانی مهیا می باشد تا كلام را حفظ كند.

حال كه ما معتقدیم هر كلمه ای از زبان انسان درآید، نوشته خواهد شد و فردا باید حسابش را بدهد، پس هر حرفی كه می زنیم باید به نفع اسلام و انقلاب باشد، نصیحتی برای مسلمین باشد و یا حداقل برای كسب حلال زده شود. بر مسلمانان لازم است حرفی كه می زنند، حساب شده باشد.

حدیثی وارد شده است كه ظرفی پر از خون روی كسی می پاشند و می گویند: این سهم توست از خون فلان كس كه به ناحق ریخته شده! می گوید خدایا! من كه در قتل كسی شركت نكرده ام، من كه كسی را نكشته ام؟ می گویند: تو یك كلمه حرف زدی و آن حرف، بزرگ شد و به جایی رسید كه در ریختن خون یك مسلمان، این حرف مؤثر افتاد.

مبادا حرفی پشت سر كسی بزنید كه آن حرف منجر به كشته شدن و ریخته شدن خون ها شود. برای همین است كه می گویند: عمده ترین چیزی كه موجب جهنم رفتن انسان می شود، زبان انسان است.

تواضع سبب گسترش اسلام

انسان مسلمان متواضع می شود، تكبر در او راه ندارد. ضرر منیت و نفع تواضع چیست؟ این را باید بدانید كه تواضع و اخلاق حسنه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بود كه سبب شد اسلام عالمگیر شود. خدا لعنت كند كسانی را كه جلوی پیشرفت اسلام سنگ انداختند.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) با كیفیتی كه اسلام را بنیانگذاری كرده بود و به طریقی كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را تعقیب می كرد و با اخلاقی كه داشتند و اگر نبود فعالیت های منافقین داخلی و ستون پنجم، اخلاق اسلامی این ها دنیا را جلب می كرد. با این كه در زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) حكومت در دست بیگانگان بود و آن ها افرادی عادی بودند كه به هیچ نحو قدرت فعالیت نداشتند و حتی سؤال كردن از آن ها محدود بود، با این همه آن ها با اخلاقشان توانستند افراد كثیری از ملل مختلفه را به اسلام آورند. هم چنان تكبر ابوجهل و امثالش، خودشان و ملت های شان را خاكسترنشین كرد.

متكبران ذلیل خواهند شد

«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ» (نمل:14) گروهی بودند كه آیات الهی و نبوت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و انبیا (علیه السلام) را انكار می كردند، ولی در نفس هایشان یقین داشتند، ابوجهل، پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) را از ما بهتر می شناخت. انكار كردند آیات الهی را در حالی كه یقین داشتند.

وقتی انسان به حدی برسد كه حتی انسانیت خودش را زیر پایش بگذارد و آیات الهی را انكار كند، منشأش چیست؟ همان خودبینی است كه این انسان به آنچه كه یقین دارد، عمل نمی كند و زیر بار نمی رود، منیت و خودبینی و علوطلبی است كه باعث می شود انسان، انسانیت خود را زیر پا گذارد. ببین كه عاقبت كار این ها به كجا می رسد.

خدا بر خود واجب كرده است هر كسی هر معصیتی را كه كرده، علاوه بر عذاب آخرت، در دنیا نیز به بلایی نظیر آن معصیت مبتلا كند. مثلاً كسی كه عمداً روزه اش را بخورد، ممكن است از گرسنگی بمیرد، یعنی به قدری گرسنه شود و چیزی نتواند بخورد كه بمیرد و [نعوذبالله] با عداوت خدا از دنیا برود.

شخصی از روی منیت "من" بگوید و زیربار حق نرود، نتیجه اش این است كه به ذلت مبتلا شود، خوار شود و به جای این كه به مقام بالایی برسد، پایین تر رود! محمدرضای خائن منفور، كاملاً رهبر انقلاب را می شناخت و كاملاً می دانست كه كیست و چه می گوید، حتی در مجلسی اقرار كرده بود كه مرجع باید این چنین باشد، ولی از جهت منیت، به نصیحت امام (رحمة الله علیه) گوش نداد و در نتیجه، با ذلت فرار كرد و به سادات، نوكر آمریكا و اسرائیل پناهنده و بالاخره در زیر پای فرعون به خاك سپرده شد.

متوجه باشیم كه اگر هر كدام از ما به اندازه خود متكبر باشیم، والله مبتلا خواهیم شد.

منبع: هفته نامه صبح صادق، شهریور 1389، شماره 464

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

بدتر از سیاستمدار بی دین!

ارزش عمل به نیت است و نیت برای غیر خدا به چه درد می خورد! اگر غیرالله منظور باشد، با خواسته دیگران چه فرقی می كند! من دیگر با فلان سیاستمداری كه فقط و فقط در راه سیاست هایش هست و كاری با "دین" ندارد، فرقی پیدا نمی كنم، بلكه بدتر از او هم می شوم! به جهت این كه او هیچ كدام از كارهایش به عنوان اسلام نبود، سیاستمداری بود، داشت فعالیت می كرد و پیروز می شد، اما من چطور؟

در صورتی كه انسان به مفاد آیه «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُم‏» (بقره: 224)، فكر كند، می بیند كه خیلی چیزهایش در خیلی از هدف هایی كه داشته تابع هوا بوده و كار را به اسم خدا كرده. یكی از برادران چیزی نوشته بود كه مرا متأثر كرد. حرف هایش هم درست بود. نوشته بود كه خواهشمندیم آقایان، امام را برای خودشان حربه قرار ندهند، خودشان چیزهایی می خواهند به امام نبندند. من هدف های شخصی خود را به اسم امام پیاده نكنم. حالا اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را حربه خودمان قرار دهیم، چطور؟ اگر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) را حربه خود قرار دادیم، چطور؟

حرف حساب بزنیم

درد اول هر انسانی خود انسان است؛ برای این كه هر اندازه به كمال برسد، اگر [روح] مریض باشد، كمال برای او فایده ای ندارد. آیه قرآن و همچنین اعتقاد ما این است كه كلمه ای از زبان انسان درنمی آید، مگر این كه همراه آن نگهبانی مهیا می باشد تا كلام را حفظ كند.

حال كه ما معتقدیم هر كلمه ای از زبان انسان درآید، نوشته خواهد شد و فردا باید حسابش را بدهد، پس هر حرفی كه می زنیم باید به نفع اسلام و انقلاب باشد، نصیحتی برای مسلمین باشد و یا حداقل برای كسب حلال زده شود. بر مسلمانان لازم است حرفی كه می زنند، حساب شده باشد.

حدیثی وارد شده است كه ظرفی پر از خون روی كسی می پاشند و می گویند: این سهم توست از خون فلان كس كه به ناحق ریخته شده! می گوید خدایا! من كه در قتل كسی شركت نكرده ام، من كه كسی را نكشته ام؟ می گویند: تو یك كلمه حرف زدی و آن حرف، بزرگ شد و به جایی رسید كه در ریختن خون یك مسلمان، این حرف مؤثر افتاد.

مبادا حرفی پشت سر كسی بزنید كه آن حرف منجر به كشته شدن و ریخته شدن خون ها شود. برای همین است كه می گویند: عمده ترین چیزی كه موجب جهنم رفتن انسان می شود، زبان انسان است.

تواضع سبب گسترش اسلام

انسان مسلمان متواضع می شود، تكبر در او راه ندارد. ضرر منیت و نفع تواضع چیست؟ این را باید بدانید كه تواضع و اخلاق حسنه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بود كه سبب شد اسلام عالمگیر شود. خدا لعنت كند كسانی را كه جلوی پیشرفت اسلام سنگ انداختند.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) با كیفیتی كه اسلام را بنیانگذاری كرده بود و به طریقی كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را تعقیب می كرد و با اخلاقی كه داشتند و اگر نبود فعالیت های منافقین داخلی و ستون پنجم، اخلاق اسلامی این ها دنیا را جلب می كرد. با این كه در زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) حكومت در دست بیگانگان بود و آن ها افرادی عادی بودند كه به هیچ نحو قدرت فعالیت نداشتند و حتی سؤال كردن از آن ها محدود بود، با این همه آن ها با اخلاقشان توانستند افراد كثیری از ملل مختلفه را به اسلام آورند. هم چنان تكبر ابوجهل و امثالش، خودشان و ملت های شان را خاكسترنشین كرد.

متكبران ذلیل خواهند شد

«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ» (نمل:14) گروهی بودند كه آیات الهی و نبوت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و انبیا (علیه السلام) را انكار می كردند، ولی در نفس هایشان یقین داشتند، ابوجهل، پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) را از ما بهتر می شناخت. انكار كردند آیات الهی را در حالی كه یقین داشتند.

وقتی انسان به حدی برسد كه حتی انسانیت خودش را زیر پایش بگذارد و آیات الهی را انكار كند، منشأش چیست؟ همان خودبینی است كه این انسان به آنچه كه یقین دارد، عمل نمی كند و زیر بار نمی رود، منیت و خودبینی و علوطلبی است كه باعث می شود انسان، انسانیت خود را زیر پا گذارد. ببین كه عاقبت كار این ها به كجا می رسد.

خدا بر خود واجب كرده است هر كسی هر معصیتی را كه كرده، علاوه بر عذاب آخرت، در دنیا نیز به بلایی نظیر آن معصیت مبتلا كند. مثلاً كسی كه عمداً روزه اش را بخورد، ممكن است از گرسنگی بمیرد، یعنی به قدری گرسنه شود و چیزی نتواند بخورد كه بمیرد و [نعوذبالله] با عداوت خدا از دنیا برود.

شخصی از روی منیت "من" بگوید و زیربار حق نرود، نتیجه اش این است كه به ذلت مبتلا شود، خوار شود و به جای این كه به مقام بالایی برسد، پایین تر رود! محمدرضای خائن منفور، كاملاً رهبر انقلاب را می شناخت و كاملاً می دانست كه كیست و چه می گوید، حتی در مجلسی اقرار كرده بود كه مرجع باید این چنین باشد، ولی از جهت منیت، به نصیحت امام (رحمة الله علیه) گوش نداد و در نتیجه، با ذلت فرار كرد و به سادات، نوكر آمریكا و اسرائیل پناهنده و بالاخره در زیر پای فرعون به خاك سپرده شد.

متوجه باشیم كه اگر هر كدام از ما به اندازه خود متكبر باشیم، والله مبتلا خواهیم شد.

منبع: هفته نامه صبح صادق، شهریور 1389، شماره 464

Starts: 2010/11/07
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
از ما حساب دقیق نگیر!

گاهی انسان جمعیت زیادی پشت سر یا پای خطابه اش می بیند و مغرور می شود، در صورتی كه هر كس خود را بهتر می شناسد، با اعتقاد مردم به عدالت بنده، من كه عادل نمی شوم. گاهی انسان فكرهایی می كند، من امام جمعه هستم، جمعیتی گوش به فرمان من می كنند، جمعیتی به واسطه من آگاه می شوند و امثال اینها... بله، درست است، ای بسا با یك جمله جناب عالی هزاران مفسده دفع شده، افراد زیادی به راه راست آمده اند، با خدا آشنا شده اند، اما باید ببینیم ما خودمان آشنایی مان چقدر است؟.... راستی اینها برای خدا بوده؟

بنده كه خودم گاهی به حسابم می رسم، قسم می دهم خدا را كه به عزت و جلالت و كبریائیت و به خاصان درگاهت، از ما حساب دقیق نگیر! همان ظواهر ما را حساب كن و ما چیز دیگری نمی خواهیم! (ادامه مطلب)

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap