نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 زینب (سلام الله علیها) قافله سالار عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر بناست جمال حیات بشری ترسیم شود، باید به سراغ اساتید و دانش آموختگان کدامین دانشگاه رفت؟! آنانکه اگر مشعل داران مسیر سرنوشت انسانها نبودند، بشریت، سرگشته وادی ظلمت ها و آلودگیها بود.

بی گمان در ترسیم این زیبائیها ابتداء باید به سراغ انبیاء الهی و سفیران نور خداوندی و سلسله جنبانان کاروان طهارت و جمال و در رأس آنها نبی معظم اسلام حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه) رفت که تمام مقامات اولین و آخرین را حائز شد. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل(1) که ظهورش هنگامی بود که دنیا کاسفه النور و ظاهره الغرور بود و اگر تاریکی آن امتداد می یافت. اذا اخرج یده لم یکدیراها (2) مصداق می یافت، اما این رسول أعظم و آن رسالت عظیم در کمال و تمام خویش، وامدار «اهل بیت» مکرم آن حضرت است، از این رو بشر نیز در پیمودن طریق کمال نیازمند مراجعه به اهل بیت آن سرور کائنات و عصاره مخلوقات و اشرف موجودات است.

 


سیره تربیتی آن بزرگواران فاخرترین گنجینه حیات انسانی و در طول چهارده قرن همواره الهام بخش مصلحان و ره توشه نخبگان و رهبران تحولات اجتماعی می باشد و اینک این قلم و راقم این سطور در پی عرض ادب به ساحت بزرگ بانوئی از آن خاندان است که زندگی مشحون از حماسه و ایثار خود را مرهون تعلیم و تربیت وحیانی است، آری او نادره دوران و مفخره زمان، عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) است.

در ششمین سال هجرت، خانه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) به قدوم کودکی نورانی شد که بعدها آئینه تمام نمای تربیت علوی و فاطمی گردید، رسول خدا(صلوات الله علیه ) در سفر است و زهرا(سلام الله علیها) نیک می داند آنکس که نام کودک را می نهد در سرنوشت وی نیز مؤثر است، لذا نام گذاری را به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) وا می گذارد، امّا علی (علیه السلام) نیز بهتر واقف است که انفاس رسول الله(صلوات الله علیه) آثار شگرف دارد، از این رو، سبقت بر رسول الله (صلوات الله علیه) را جائز نمی شمارد، به محض مراجعت پیغمبر رحمت(صلوات الله علیه) مولود مبارک را به ایشان عرضه می دارند، نوزاد را به سینه شریف و چهره اش را بر چهره خویش می چسباند و به پهنای صورت مبارک، اشک می ریزد، زهرای أطهر(سلام الله علیها) از سبب گریه پدر می پرسد و رسول خدا (صلوات الله علیه) از مصائبی خبر می دهد که در انتظار نو رسیده است، همچنان که بیشتر، از مصیبتهای حیرت انگیز و طاقت سوز برادرش، أبا عبدالله الحسین(علیه السلام) خبر داده است و زهرا(سلام الله علیها) شگفت زده از اینکه چگونه و چرا سیل مصائب از سوی امّت پدر، در انتظار فرزندان اوست.

رسول خدا (صلوات الله علیه) هنوز نام کودک را نگذاشته می فرمایند، فرزندان فاطمه، فرزندان من هستند، اما فقط خداوند درباره آنها تصمیم می گیرد و با این سخن اعلام می کنند، علائق و محبـّّتهای وی نسبت به اهل بیت علیهم السلام از سر عواطف و نسبت پدری و فرزندی نیست، بطوریکه گاهی در پاسخ به اعتراضاتی از این دست فرموده اند: « ان الله امرنی به»(3) حاصل اینکه، نامگذاری این طفل باید از ناحیه ذات احدیّت صورت گیرد و رسول خدا (صلوات الله علیه) نیز نباید بر خداوند پیشی گیرد، لذا جبرئیل نازل می شود؛ سلام خدا را بر حبیب وی ابلاغ می کند و می گوید: خداوند جلّ و علا می فرماید: نام این دختر را «زینب» بگذار، که، این نام را در لوح محفوظ نوشته ام.

نامگذاری از سوی خداوند، نشانه دارائی نقد صاحب نام است، اینکه الأسماء تنزّل من السماء(4) قدر مسلـّم در خصوص خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) صادق است و اسم أرضی و سماوی آن بزرگواران مشترک است و نامگذاری برای انسانها در ملکوت این عالم از شئون خداوندی است، بطوریکه در دعای طواف و نیز در دهه سوم ماه مبارک رمضان، می خوانیم. اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی(5).

بالطبع همگان در ملکوت این جهان براساس دارائیهای معنوی، اخلاقی و روحی خود نامی از حضرت علـّام الغیوب دریافت نموده اند، بطوریکه در پاره ای روایات درباره برخی آمده است که... سمِّی کلبا... سمِّی خنزیرا... سمِّی کافرا... یا دعی في الملکوت عظیما(6) و بی تردید دفتر هستی او نیز به همان نام معنوی بسته خواهد شد و در عرصات محشر با همان نام به پای حساب فرا خوانده خواهد شد، بلکه در روایات تصریح دارد که بعضی در روز قیامت یدعی بأربعه أسماء(7)!!

به هر حال خداوند سبحان با توجه به رسالت عظیم که این مدرس مکتب نرفته در پیش رو دارد، با عنایت به انبوه سرمایه معنوی و شایستگی ها و قابلیتهایش نام «زینب» را بر او نهاد، یعنی زینت پدر، بدان سان که به فرموده قرآن: ستارگان زینت آسمان و أبنیه زینت زمین و ایمان زینت انسان است. و لکن الله حبَّب الیکم الایمان و زینه في قلوبکم (8) وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) نیز ستارگان روشن و زیبائی بخش آسمان شخصیت حضرت ولی الله الأعظم، أمیرالمؤمنین(علیه السلام) است، ناگفته پیداست ذات زینت بخش معجزه رسالت خاتمیت و وصیّ خاتم المرسلین واجد چه میزان از کمالات و چه درجه ای از ایمان است که با جلالت و شأن مولی سازگار است و چه تناسبی است میان «آرایه» و «آراسته»؟!!

به هر روی نام «زینب» بر مهین دخت علی و زهرا (سلام الله علیها) خلعتی از جنس نور برایشان و رسول گرامی اسلام (صلوات الله علیه) شد، آنگاه رسول الله (صلوات الله علیه) زینب (سلام الله علیها) را در آغوش گرفت و بوئید و بوسید و فرمود: به همگان می سپارم، که این دختر را احترام کنند زیرا او همانند خدیجه کبری (سلام الله علیها) است. اینکه کسی بتواند دریائی از معارف را در اندک عبارتی بیان کند، وجود گرامی رسول الله (صلوات الله علیه) است که فرمود: اوتیت جوامع الکلم (9) و بی گمان اینکه زینب در لسان رسول الله (صلوات الله علیه) بسان خدیجه (سلام الله علیها) است از آن جمله است؛ خدیجه (سلام الله علیها) در مقطعی بسیار خطیر از تاریخ اسلام، تمام ثروت، عافیت و اعتبار خود را در راه نضج و دفع خطر از نهال نوپای اسلام محمدی(صلوات الله علیه) نهاد، خطری که تنها یک چیز را تهدید می کرد و آن بنیان و اساس رسالت نبوی (صلوات الله علیه) بود و زینب همراه برادر با تحمّـل دهشتناک ترین مصائب، آئین جدّ خود را در بستر حقیقی اش جاودانه ساخت، با این تفاوت که دشواریهای دوران خدیجه (سلام الله علیها) و زینب (سلام الله علیها) از دو جنس متفاوت بود، روزگار خدیجه مشرکین مکه بنام اصنام در برابر خیر الأنام (صلوات الله علیها) صف آراستند و با «تنزیل» جنگیدند، اما در شصت و یکمین سال هجرت، سلاطین بنی امیه بنام دین و با لوای اسلام با شقاوت و قساوت تمام حسین (علیه السلام) و یارانش را با «تأویل» به خاک و خون کشیدند، تا پیش بینی رسول الله(صلوات الله علیه) به حقیقت پیوندد، آنجا که فرمود: من بر «تنزیل» جنگیدم، اما کسی از شما بر «تأویل» خواهد جنگید، هم آنان که علی(علیه السلام) از فتنه شان به فتنه عمیاء تعبیر فرمود.

حسین ابن علی (علیه السلام) اگر چه خونین ترین شکل مبارزه(شهادت) را برای پیشگیری از انحراف بنیانی در تعلیمات جدّ خود برگزید، اما نیک می دانست دستگاه تبلیغاتی بنی امیه که دست کم شصت هزار منبر را در اختیار دارد، به راحتی می تواند اوضاع را معکوس جلوه داده و عاشورا و حماسه بی نظیر آن را نیز عقیم سازد، لذا زنان و اطفال از جمله وجود گرامی زینب(سلام الله علیها) را به خود همراه نمود؛ در فرهنگ عرب تعرّض به زنان آنچنان مذموم است که اگر این امر در جریان جنگ از کسی سر می زد، این ننگ را به اخلاف خود نیز به ارث می گذاشت، لذا زینب (سلام الله علیها) با جسارت علوی در مجلس ابن زیاد و یزید در کوفه و شام، افشاگرانه سخن می گوید و تند ترین تعابیر را که زیبنده دستگاه اموی است بکار می برد و افکار عمومی را به شدّت علیه حاکمیت اموی می شوراند، در برهه ای که آنچه از زینب(سلام الله علیها) بر می آید، حتی از امام سجاد (علیه السلام) نیز، ساخته نیست، چه، اندک اعتراض آن حضرت در پاسخ ابن زیاد فرمان قتل وی را پی می آورد و باز این زینب (سلام الله علیها) است که امام عصر خود را از مرگ باز می رهاند... و اینگونه حیات با عظمت زینب (سلام الله علیها) با پیش بینی ها و پیش گوئی ها پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلوات الله علیه) آغاز و در جای جای زندگی مبارکش با جامعیتّی تمام، تجلّی می یابد، آری «جامعیّت» صفت بارز و برجسته اوصاف و مقامات اوست که کلاه از سر عقل می اندازد، مقام فصاحت و بلاغت، احتجاج و مناظرت، ذکاء و فطانت، تدبیر و درایت، کیاست و فراست، جهاد و مبارزت، اطمینان قلب و شجاعت، عزّت و مناعت، ایثار و مواسات، جود و سخاوت، تسلیم و رضایت، تفویض و وکالت، ورع و عبادت، حیاء و عفـّت، حسن تبعل و تربیت، عاطفه و شفقت، عشق به ولایت و دفاع از امامت و سرانجام مقام علم و معرفت که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولکم اولکم معرفه(10).

یاد مقامات زینب (سلام الله علیها) هرگز در این وجیزه نمی گنجد، چه، روزنه قلب مبارک وی به جهان غیب باز و دانشمند آموزگار نادیده است و این دو نشان و مدال را از حسین(علیه السلام) در قتلگاه و امام سجاد(علیه السلام) در مسیر حرکت به کوفه دریافته است، آنجا که فرمود: عمّـتی أنت بحمدالله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة(11)

گرچه زینب، داننده اسرار نیست، امّا آن بزرگوار در حیات شامخ خود گاهی جلوه ای از جمال سیرت علوی و کمال مکتب محمّدی را نمودار ساخته است تا عصرها و نسل ها را به عمق دریای بیکران وجود خود متوجّه سازد، خطبه آن مخدّره در کوفه و خطابه اش در شام، حفظ و سپس نقل و ثبت جزء به جزء خطبه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) در مدینه که از ماندگارترین مواریث ادب عربی و حاوی عمیق ترین و فشرده ترین تحلیل تاریخ و تبیین مفاهیم سیاسی است، سند ذکاوت خارق العاده زینب(سلام الله علیها) و موهبت بسیار عظیم خداوندی است.

روح حماسی زینب(سلام الله علیها) و شاهکار ابدیت اثر او در جریان کربلا هرگز نباید جنبه های تربیتی وی را مغفول بگذارد، شخصیت وی در خانه علی و فاطمه شکل گرفته است، همانان که نه از اشتهای نفس متأثرند و نه از شرایط اجتماعی تبعیّت می کنند، بلکه به تعبیر رسول الله (صلوات الله علیه) از فرق تا قدم از ایمان و اخلاص مملوند و حرکات و سکنات و قول و فعلشان ظهور اراده الهی است، که خود نیز فرموده اند: قلوبنا اوعیه مشیّة الله(12) او شاهد جلوه های سحّار ارتباط ملکوتی اعضای خاندان خود بوده و آنچه در کوفه و شام و کربلا و ... از او مشاهده شده بازتاب تربیت أمیرالمؤمنین و زهرا(سلام الله علیها) است.

پیشتر از جامعیّت وجود زینب(سلام الله علیها) ذکری رفت، اما باید اذعان نمود که این نیز حکایت جامعیّت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) و این همان است که علمای تربیت در باب اصل محاکات از آن سخن رانده اند...
شیر را بچه همی ماند بدو توبه پیغمبر چه می مانی بگو
درک جامعیّت این دو بزرگوار در سعه ی دانش بشری و عقل فلسفی نیست، بلکه تقوا و طهارتی لازم است که محرمیّـتی با آن خاندان پدید آورد، چنانکه مس قرآن نیازمند طهارت است و این طهارت معنائی فراتر از طهارت مصطلح دارد.

هر کدام از انبیاء در صفتی کامل و بدان شهره گشتند، آدم در صفوّت، ابراهیم در خلـّّت، نوح در دعوت، موسی در مکالمت، ایوب در استقامت، یعقوب در حزن، یوسف در صدق، داود در تلاوت و حسن صوت، سلیمان در ملک، یحیی در خوف و عیسی در تجرّد، لکن همه در کمال محتاج حقیقت مقدّسه محمدیّه (صلوات الله علیه) بیضاء و رشته ای از رشحات بحر آن حقیقت اند، اما این وجود مقدس رسول الله(صلوات الله علیه) است که آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی واجد است و اینک زبده ترین و البته خصوصی ترین شاگرد، مکتب او که حاصل نه فقط بیست و سه سال دوران رسالت بلکه محصول همه عمر مبارک پیامبر است، که هر آنچه فراگرفت سخاوتمندانه به علی(علیه السلام) آموخت و او بحق باب مدینه علم نبوی شد.

روایت است که فرمود: اعطانی جبرئیل بدر نوک (نوع من البسط، فرش، او الثیاب له خمل) من الجنه فجلست علیه فلما قمت بین یدی ربی کلمنی و ناجانی ...(خداوند دو نوع سخن با رسول خدا(صلوات الله علیه) داشته است)... فما علمت شیئا الا علمته علیا فهو باب مدینتی ثم دعاه الیه فقال یا علی سلمک سلمی و حربک حربی و أنت العلم فیما بینی و بین امتی بعدی(13).

خود رسول خدا بکرّات به جامعیّت گلی که در شوره زار جزیرة العرب تربیت کرده بودند تصریح فرموده اند، روایت شده است که اعرابی خدمت رسول خدا(صلوات الله علیه) رسید و دلیل نبوّت خواست، رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود:
أین علی إبن ابیطالب، فدعی بعلی(علیه السلام) فجاء حتی قرب من رسول الله (صلوات الله علیه) فقال الاعرابی و ما تصنع بهذا في محاورتی إیّاک فقال(صلوات الله علیه): یا اعرابی سألت البیان و هذا البیان الشافی و صاحب العلم الکافی أنا مدینة الحکمة و علی بابها فمن أراد الحکمة و العلم فلیات الباب... پس چون علی (علیه السلام) آمد، رسول خدا(صلوات الله علیه) به آهنگی بلند فرمود... یا عبدالله من اراد ان ینظر الی آدم في جلالته و الی شیث في حکمته و إلی إدریس في نباهته ومهابته و إلی نوح في شکره و عبادته و إلی ابراهیم في وفائه و خلته و إلی موسی في بغض کل عدو لله و منابذته و إلی عیسی في حب کل مؤمن و معاشرته، فلینظر إلی علی إبن أبیطالب... اعرابی این نکته سترگ را درنیافت که معجزه بزرگ هر پیغمبری «کمال وصی» اوست، گفت: هذا مدحک لابن عمک ان شرفه شرفک و لست اقبل هذه الأشیاء الا بشهاده هذا الضب، فقال(صلوات الله علیه): یا أخا العرب، فاخرجه من جرابک فاخرجه الاعرابی من جرابه و وضعه علی الارض فوقف و استقبل رسول الله (صلوات الله علیه) و مرغ خده علی التراب ثم رفع رأسه فقال: أشهد أن لا إله الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمداً عبده و رسوله و صفیه و ان ذلک العبد الرسول سید المرسلین و أفضل الخلق أجمعین و خاتم النبیین و أشهد أن أخاک هذا علی ابن أبیطالب علی الوصف الذی و صفته و بالفضل الذی ذکرته و ان اولیائه في الجنان یکرمون و اعداء في النار یهانون(14).

پس از ازدواج أمیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جبرئیل بر رسول خدا(صلوات الله علیه) نازل شد، عرض کرد خداوند می فرماید: اگر علی نبود برای زهرا کفو پیدا نمی شد(15). پس بدین سان خداوند بر همسنگی این دو شخصیت با عظمت عالم اسلام، صحّه گذاشت و فرمود فضایل أمیرالمؤمنین در بیان، علم، شجاعت، سخاء، حیاء، معرفت و ... در زهرا متجلّی است. و ما این نوشتار را با سخنی بسیار عرشی از رسول خدا(صلوات الله علیه) در جامعیّت زهرا به پایان می بریم...

در بحار از کتاب «امامت و تبصره» از مؤلف کتاب علی إبن بابویه روایت کرده است؛ قال رسول الله (صلوات الله علیه):
قال رسول الله (صلوات الله علیه): رائحه الأنبیاء رائحة السفرجل و رائحة الحور العین رائحة الآس و رائحة الملائکه رائحة الورد و رائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل و الآس و الورد و لا بعث الله نبیّا و « و لا وصیّا» الا وجد منه رائحة السفرجل، فکلوها و اطعموا حبالا کم یحسن اولادکم (16)

این جامعیتها تجلی اسماء جمال الهی است، اسمائی که حدّی برای آنها متصورنیست و بدینسان اهل بیت علیهم السلام نیز مظاهر لاحدی خداوند می شوند ان أمرنا لا یحد(17) و زینب (سلام الله علیها) نیز ثمره همین جامعیتهاست، کران جامعیت او برای کشتی شکسته عقل، ساحلی ناپیدا و مسیری بی انتهاست، با این حال، هم آنان «شهداء دارالفناء» و پس از آنگاه «شفعاء دارالبقا» یند.

اینکه آنچه در پیش رو دارید. اثر منظوم شاعر دلسوخته آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، جناب استاد فانی تبریزی است که حاوی بیان و شرح رویدادهای مهم تاریخ اسلام، از زمان رسول گرامی اسلام محمد مصطفی(صلوات الله علیه) تا شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و اسارت خاندان نبوّت بعد از شهادت آن حضرت زوایایی از حیات، مبارزات و فداکاریهای حضرت زینب سلام الله علیها است که از کانون احساس و ایمان ایشان تراویده و در نوع خود بدیع و کم سابقه است؛ و در سلامت و روانی و در عین حال استحکام قوالب نظم، بیان شورمندانه مضامین، حاکی از عمق ارادت وی نسبت به خاندان عصمت و طهارت و صد البتّه توّجه متقابل آن بزرگواران به ایشان است، به گونه ای که ارج ادبی بعضی ادبیات، حتی با آثار و اشعار برخی از بزرگان شعر پارسی برابری می کند.

میزان ماندگاری هر اثر هنری ارتباط وثیق با«موضوع» آن دارد، دلدادگیهای عرصه مجاز و توصیف جمال ظاهری معشوق، دوامی به پایداری جلوه جوارح انسان زمینی دارد که به مثابه عشوه گلهای بهاری که «همین پنج روز و شش باشد» است، اما موضوعی که به گونه ای اتصال به ابدیت دارد، یا به هر نحوی رنگی از حقیقت گرفته است، بی گمان از آفت «ناپایداری» مصون است و عاشورا مصداق اتـّم حادثه ای است که تمام اجزاء و عناصر آن صبغه الهی دارد و در مأل هر آنچه بر آن، خورشید عاشورا می تابد، اگر چه ذره ای ناچیز باشد، لکن « به آسمان می رود و کار آفتاب می کند» رشحات ذوقی جناب فانی که جلوه ای از آن در اثر حاضر متجلـّی است، در زمره همین آثار ماندگار است. ما ضمن آرزوی توفیق برای ایشان، مطالعه این اثر گرانقدر را به عموم علاقه مندان به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) توصیه می نماییم.

 


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ربیع الاول 1429 هجری قمری
سید حسن عاملی




پاورقی ها:
1- پیامبر اسلام تمام کننده آنچه گذشته و فتح کننده آنچه پیش روی است می باشد (مسند الامام رضا ج 2 ص241).
2- زمانی که دستش را از آن [دریای ظلمانی] بیرون آورد دیده اش نتواند آن را ببیند(من لا یحضره الفقیه ج4 ص192)- (قرآن سوره نور آیه 40).
3- همانا خداوند مرا بدان امر فرموده است(شواهد النزیل ص 299).
4- اسم ها از آسمان فرود می آیند.
5- پروردگارا اسم مرا تغییر مده و جسم مرا به جسم موجود دیگر تبدیل مکن(اصول کافی ج 4 ص 407).
6- سگ نامیده شده اند... خوک نامیده شده اند... کافر نامیده شده اند و [در مورد بعضی از افراد می گویند]: در عالم ملکوت بزرگوار خوانده می شوند.
7- به چهار نام آنان را صدا می زنند!! (الحدیث- روایات تربیتی ج1 ص 30)
8- ولی خداوند ایمان را خوشایند شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست(سوره حجرات آیه 7).
9- زیر و بالای کلام و پهنای آن به من عطا شده است(ارشاد القلوب ص 41 ترجمه طباطبایی).
10- اولین شما کسی است که اولین شماست در معرفت و شناخت خدا.
11- ای عمه من، تو عالمی هستی که کسی تو را تعلیم نداد و صاحب فهم و درک هستی بدون اینکه کسی ترا بفهماند(بحارالانوار – الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 45 ص 64).
12- قلب های ما ظرفهای اراده و خواست خداوند است(بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 25 ص 337).
13- جبرئیل برای من از بهشت فرش مخملی آورد سپس بر آن نشستم و آنگاه که در پیشگاه پروردگارم قرار گرفتم مرا مورد خطاب قرار داد و با من نجوی نمود... پس هیچ مطلبی را به من نیاموخت، مگر اینکه آن را به علی آموختم، پس او دروازه شهر علم من است. آنگاه رسول خدا(صلوات الله علیه) علی (علیه السلام) را به سوی خویش خواند و فرمود: ای علی آنکه با تو سر صلح دارد با من صلح کرده و آنکه با تو سر جنگ دارد با من به جنگ برخاسته و تو بعد از من بیرق هدایت میان من و امت من هستی (غایة المرام باب25 از مناقب إبن المغازلی شافعی به سند خود از إبن عباس).
14- رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: علی بن أبیطالب کجاست؟ سپس علی (علیه السلام) را فرا خواند تا ایشان آمدند و در کنار رسول خدا(صلوات الله علیه) قرار گرفتند، در این حال اعرابی عرض کرد، حضور ایشان چه ربطی بر محاوره و گفتگو و سؤال من از شما دارد که او را فرا خواندی؟ حضرت فرمودند: ای اعرابی تو دلیل برتریت خواستی و او کامل ترین دلیل برتریت و صاحب علمی است که در هر امر، امت مرا کفایت می کند. من شهر حکمتم و علی دروازه آن است پس هر کس بدنبال علم و حکمت باشد باید به سراغ علی برود. آنگاه رسول خدا خطاب به اعرابی فرمود: ای بنده خدا هر کس بخواهد آدم را در جلالتش، شیث را در حکمتش، ادریس را در دل بیداری و شکوهش، نوح را در شکر و عبادتش، ابراهیم را در وفاء و دوستیش، موسی را در بغض دشمنان خدا و دشمن ستیزی اش و عیسی را در مؤمن دوستی و مؤمن انسی اش ببینند، پس نگاه کند به علی بن ابیطالب! اعرابی عرض کرد همه این حرفها تعریف از پسر عموی خودت است و معلوم است که شرف او شرف توست(پس انگار فقط خودت را تعریف کرده ای و چیزی بنام دلیل نبوت ذکر نکرده ای) و من این ادعاها را از تو نمی پذیرم مگر اینکه کاری بکنی که این مارمولک زبان باز کند و به صحّت آن مطالب شهادت دهد، حضرت فرمودند: برادر عرب آن را از بقچه ات در آور پس اعرابی آن را درآورد و بر زمین نهاد پس حیوان ایستاد و رو به رسول خدا کرد و صورتش را بر خاک مالید، سپس سرش را بلند کرد و گفت شهادت می دهم معبودی جز خدای یکتا و بی شریک نیست و گواهی می دهم محمد(صلوات الله علیه) بنده و فرستاده خاصّ کرده اوست و آن بنده فرستاده شده از طرف خداوند، سرور پیامبران و برترین همه خلائق و آخرین پیامبر خداست و شهادت می دهم همانا برادر تو علی بن ابیطالب (علیه السلام) همانگونه است که وی را ستودی و همان برتری را دارد که آن را بیان فرمودی و همانا دوستداران او در بهشت مورد احترام قرار می گیرند و دشمنانش در آتش مورد اهانت(التفسیر المنسوب امام حسن العسکری ص 497).
15- علی طبق نصّ قرآن نفس رسول خداست و رسول خدا از تمام انبیاء أفضل است پس علی نیز أفضل از تمام انبیاست و کفویت زهرا با أمیرالمؤمنین افضلیت او را بر تمام انبیاء می رساند همچنانکه امام صادق(علیه السلام) فرمود: لولا ان أمیر المؤمنین تزوّجها لما کان لها کفو إلی یوم القیامة علی وجه الأرض آدم فمن دونه!!! (بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهارج 43 ص 10).
16- بوی پیامبران بوی بـِه، و بوی حورالعین بوی ریحان و بوی ملائکه بوی گل سرخ است و بوی دخترم فاطمه بوی بـِه و ریحان و گل سرخ است و خداوند پیامبری نفرستاد و جانشینی بر او برنگزید مگر اینکه بوی بـِه داشت، پس از آن بخورید و از آن به زنان حامله ات بخورانید که فرزندانتان را زیبا می کند (مستدرک ج 15 ص 135- بحارالانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 63 ص 177).
17- همانا شئون حاکمیت ما را حدّی نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر بناست جمال حیات بشری ترسیم شود، باید به سراغ اساتید و دانش آموختگان کدامین دانشگاه رفت؟! آنانکه اگر مشعل داران مسیر سرنوشت انسانها نبودند، بشریت، سرگشته وادی ظلمت ها و آلودگیها بود.

بی گمان در ترسیم این زیبائیها ابتداء باید به سراغ انبیاء الهی و سفیران نور خداوندی و سلسله جنبانان کاروان طهارت و جمال و در رأس آنها نبی معظم اسلام حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه) رفت که تمام مقامات اولین و آخرین را حائز شد. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل(1) که ظهورش هنگامی بود که دنیا کاسفه النور و ظاهره الغرور بود و اگر تاریکی آن امتداد می یافت. اذا اخرج یده لم یکدیراها (2) مصداق می یافت، اما این رسول أعظم و آن رسالت عظیم در کمال و تمام خویش، وامدار «اهل بیت» مکرم آن حضرت است، از این رو بشر نیز در پیمودن طریق کمال نیازمند مراجعه به اهل بیت آن سرور کائنات و عصاره مخلوقات و اشرف موجودات است.

 


سیره تربیتی آن بزرگواران فاخرترین گنجینه حیات انسانی و در طول چهارده قرن همواره الهام بخش مصلحان و ره توشه نخبگان و رهبران تحولات اجتماعی می باشد و اینک این قلم و راقم این سطور در پی عرض ادب به ساحت بزرگ بانوئی از آن خاندان است که زندگی مشحون از حماسه و ایثار خود را مرهون تعلیم و تربیت وحیانی است، آری او نادره دوران و مفخره زمان، عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) است.

در ششمین سال هجرت، خانه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) به قدوم کودکی نورانی شد که بعدها آئینه تمام نمای تربیت علوی و فاطمی گردید، رسول خدا(صلوات الله علیه ) در سفر است و زهرا(سلام الله علیها) نیک می داند آنکس که نام کودک را می نهد در سرنوشت وی نیز مؤثر است، لذا نام گذاری را به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) وا می گذارد، امّا علی (علیه السلام) نیز بهتر واقف است که انفاس رسول الله(صلوات الله علیه) آثار شگرف دارد، از این رو، سبقت بر رسول الله (صلوات الله علیه) را جائز نمی شمارد، به محض مراجعت پیغمبر رحمت(صلوات الله علیه) مولود مبارک را به ایشان عرضه می دارند، نوزاد را به سینه شریف و چهره اش را بر چهره خویش می چسباند و به پهنای صورت مبارک، اشک می ریزد، زهرای أطهر(سلام الله علیها) از سبب گریه پدر می پرسد و رسول خدا (صلوات الله علیه) از مصائبی خبر می دهد که در انتظار نو رسیده است، همچنان که بیشتر، از مصیبتهای حیرت انگیز و طاقت سوز برادرش، أبا عبدالله الحسین(علیه السلام) خبر داده است و زهرا(سلام الله علیها) شگفت زده از اینکه چگونه و چرا سیل مصائب از سوی امّت پدر، در انتظار فرزندان اوست.

رسول خدا (صلوات الله علیه) هنوز نام کودک را نگذاشته می فرمایند، فرزندان فاطمه، فرزندان من هستند، اما فقط خداوند درباره آنها تصمیم می گیرد و با این سخن اعلام می کنند، علائق و محبـّّتهای وی نسبت به اهل بیت علیهم السلام از سر عواطف و نسبت پدری و فرزندی نیست، بطوریکه گاهی در پاسخ به اعتراضاتی از این دست فرموده اند: « ان الله امرنی به»(3) حاصل اینکه، نامگذاری این طفل باید از ناحیه ذات احدیّت صورت گیرد و رسول خدا (صلوات الله علیه) نیز نباید بر خداوند پیشی گیرد، لذا جبرئیل نازل می شود؛ سلام خدا را بر حبیب وی ابلاغ می کند و می گوید: خداوند جلّ و علا می فرماید: نام این دختر را «زینب» بگذار، که، این نام را در لوح محفوظ نوشته ام.

نامگذاری از سوی خداوند، نشانه دارائی نقد صاحب نام است، اینکه الأسماء تنزّل من السماء(4) قدر مسلـّم در خصوص خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) صادق است و اسم أرضی و سماوی آن بزرگواران مشترک است و نامگذاری برای انسانها در ملکوت این عالم از شئون خداوندی است، بطوریکه در دعای طواف و نیز در دهه سوم ماه مبارک رمضان، می خوانیم. اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی(5).

بالطبع همگان در ملکوت این جهان براساس دارائیهای معنوی، اخلاقی و روحی خود نامی از حضرت علـّام الغیوب دریافت نموده اند، بطوریکه در پاره ای روایات درباره برخی آمده است که... سمِّی کلبا... سمِّی خنزیرا... سمِّی کافرا... یا دعی في الملکوت عظیما(6) و بی تردید دفتر هستی او نیز به همان نام معنوی بسته خواهد شد و در عرصات محشر با همان نام به پای حساب فرا خوانده خواهد شد، بلکه در روایات تصریح دارد که بعضی در روز قیامت یدعی بأربعه أسماء(7)!!

به هر حال خداوند سبحان با توجه به رسالت عظیم که این مدرس مکتب نرفته در پیش رو دارد، با عنایت به انبوه سرمایه معنوی و شایستگی ها و قابلیتهایش نام «زینب» را بر او نهاد، یعنی زینت پدر، بدان سان که به فرموده قرآن: ستارگان زینت آسمان و أبنیه زینت زمین و ایمان زینت انسان است. و لکن الله حبَّب الیکم الایمان و زینه في قلوبکم (8) وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) نیز ستارگان روشن و زیبائی بخش آسمان شخصیت حضرت ولی الله الأعظم، أمیرالمؤمنین(علیه السلام) است، ناگفته پیداست ذات زینت بخش معجزه رسالت خاتمیت و وصیّ خاتم المرسلین واجد چه میزان از کمالات و چه درجه ای از ایمان است که با جلالت و شأن مولی سازگار است و چه تناسبی است میان «آرایه» و «آراسته»؟!!

به هر روی نام «زینب» بر مهین دخت علی و زهرا (سلام الله علیها) خلعتی از جنس نور برایشان و رسول گرامی اسلام (صلوات الله علیه) شد، آنگاه رسول الله (صلوات الله علیه) زینب (سلام الله علیها) را در آغوش گرفت و بوئید و بوسید و فرمود: به همگان می سپارم، که این دختر را احترام کنند زیرا او همانند خدیجه کبری (سلام الله علیها) است. اینکه کسی بتواند دریائی از معارف را در اندک عبارتی بیان کند، وجود گرامی رسول الله (صلوات الله علیه) است که فرمود: اوتیت جوامع الکلم (9) و بی گمان اینکه زینب در لسان رسول الله (صلوات الله علیه) بسان خدیجه (سلام الله علیها) است از آن جمله است؛ خدیجه (سلام الله علیها) در مقطعی بسیار خطیر از تاریخ اسلام، تمام ثروت، عافیت و اعتبار خود را در راه نضج و دفع خطر از نهال نوپای اسلام محمدی(صلوات الله علیه) نهاد، خطری که تنها یک چیز را تهدید می کرد و آن بنیان و اساس رسالت نبوی (صلوات الله علیه) بود و زینب همراه برادر با تحمّـل دهشتناک ترین مصائب، آئین جدّ خود را در بستر حقیقی اش جاودانه ساخت، با این تفاوت که دشواریهای دوران خدیجه (سلام الله علیها) و زینب (سلام الله علیها) از دو جنس متفاوت بود، روزگار خدیجه مشرکین مکه بنام اصنام در برابر خیر الأنام (صلوات الله علیها) صف آراستند و با «تنزیل» جنگیدند، اما در شصت و یکمین سال هجرت، سلاطین بنی امیه بنام دین و با لوای اسلام با شقاوت و قساوت تمام حسین (علیه السلام) و یارانش را با «تأویل» به خاک و خون کشیدند، تا پیش بینی رسول الله(صلوات الله علیه) به حقیقت پیوندد، آنجا که فرمود: من بر «تنزیل» جنگیدم، اما کسی از شما بر «تأویل» خواهد جنگید، هم آنان که علی(علیه السلام) از فتنه شان به فتنه عمیاء تعبیر فرمود.

حسین ابن علی (علیه السلام) اگر چه خونین ترین شکل مبارزه(شهادت) را برای پیشگیری از انحراف بنیانی در تعلیمات جدّ خود برگزید، اما نیک می دانست دستگاه تبلیغاتی بنی امیه که دست کم شصت هزار منبر را در اختیار دارد، به راحتی می تواند اوضاع را معکوس جلوه داده و عاشورا و حماسه بی نظیر آن را نیز عقیم سازد، لذا زنان و اطفال از جمله وجود گرامی زینب(سلام الله علیها) را به خود همراه نمود؛ در فرهنگ عرب تعرّض به زنان آنچنان مذموم است که اگر این امر در جریان جنگ از کسی سر می زد، این ننگ را به اخلاف خود نیز به ارث می گذاشت، لذا زینب (سلام الله علیها) با جسارت علوی در مجلس ابن زیاد و یزید در کوفه و شام، افشاگرانه سخن می گوید و تند ترین تعابیر را که زیبنده دستگاه اموی است بکار می برد و افکار عمومی را به شدّت علیه حاکمیت اموی می شوراند، در برهه ای که آنچه از زینب(سلام الله علیها) بر می آید، حتی از امام سجاد (علیه السلام) نیز، ساخته نیست، چه، اندک اعتراض آن حضرت در پاسخ ابن زیاد فرمان قتل وی را پی می آورد و باز این زینب (سلام الله علیها) است که امام عصر خود را از مرگ باز می رهاند... و اینگونه حیات با عظمت زینب (سلام الله علیها) با پیش بینی ها و پیش گوئی ها پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلوات الله علیه) آغاز و در جای جای زندگی مبارکش با جامعیتّی تمام، تجلّی می یابد، آری «جامعیّت» صفت بارز و برجسته اوصاف و مقامات اوست که کلاه از سر عقل می اندازد، مقام فصاحت و بلاغت، احتجاج و مناظرت، ذکاء و فطانت، تدبیر و درایت، کیاست و فراست، جهاد و مبارزت، اطمینان قلب و شجاعت، عزّت و مناعت، ایثار و مواسات، جود و سخاوت، تسلیم و رضایت، تفویض و وکالت، ورع و عبادت، حیاء و عفـّت، حسن تبعل و تربیت، عاطفه و شفقت، عشق به ولایت و دفاع از امامت و سرانجام مقام علم و معرفت که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولکم اولکم معرفه(10).

یاد مقامات زینب (سلام الله علیها) هرگز در این وجیزه نمی گنجد، چه، روزنه قلب مبارک وی به جهان غیب باز و دانشمند آموزگار نادیده است و این دو نشان و مدال را از حسین(علیه السلام) در قتلگاه و امام سجاد(علیه السلام) در مسیر حرکت به کوفه دریافته است، آنجا که فرمود: عمّـتی أنت بحمدالله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة(11)

گرچه زینب، داننده اسرار نیست، امّا آن بزرگوار در حیات شامخ خود گاهی جلوه ای از جمال سیرت علوی و کمال مکتب محمّدی را نمودار ساخته است تا عصرها و نسل ها را به عمق دریای بیکران وجود خود متوجّه سازد، خطبه آن مخدّره در کوفه و خطابه اش در شام، حفظ و سپس نقل و ثبت جزء به جزء خطبه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) در مدینه که از ماندگارترین مواریث ادب عربی و حاوی عمیق ترین و فشرده ترین تحلیل تاریخ و تبیین مفاهیم سیاسی است، سند ذکاوت خارق العاده زینب(سلام الله علیها) و موهبت بسیار عظیم خداوندی است.

روح حماسی زینب(سلام الله علیها) و شاهکار ابدیت اثر او در جریان کربلا هرگز نباید جنبه های تربیتی وی را مغفول بگذارد، شخصیت وی در خانه علی و فاطمه شکل گرفته است، همانان که نه از اشتهای نفس متأثرند و نه از شرایط اجتماعی تبعیّت می کنند، بلکه به تعبیر رسول الله (صلوات الله علیه) از فرق تا قدم از ایمان و اخلاص مملوند و حرکات و سکنات و قول و فعلشان ظهور اراده الهی است، که خود نیز فرموده اند: قلوبنا اوعیه مشیّة الله(12) او شاهد جلوه های سحّار ارتباط ملکوتی اعضای خاندان خود بوده و آنچه در کوفه و شام و کربلا و ... از او مشاهده شده بازتاب تربیت أمیرالمؤمنین و زهرا(سلام الله علیها) است.

پیشتر از جامعیّت وجود زینب(سلام الله علیها) ذکری رفت، اما باید اذعان نمود که این نیز حکایت جامعیّت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) و این همان است که علمای تربیت در باب اصل محاکات از آن سخن رانده اند...
شیر را بچه همی ماند بدو توبه پیغمبر چه می مانی بگو
درک جامعیّت این دو بزرگوار در سعه ی دانش بشری و عقل فلسفی نیست، بلکه تقوا و طهارتی لازم است که محرمیّـتی با آن خاندان پدید آورد، چنانکه مس قرآن نیازمند طهارت است و این طهارت معنائی فراتر از طهارت مصطلح دارد.

هر کدام از انبیاء در صفتی کامل و بدان شهره گشتند، آدم در صفوّت، ابراهیم در خلـّّت، نوح در دعوت، موسی در مکالمت، ایوب در استقامت، یعقوب در حزن، یوسف در صدق، داود در تلاوت و حسن صوت، سلیمان در ملک، یحیی در خوف و عیسی در تجرّد، لکن همه در کمال محتاج حقیقت مقدّسه محمدیّه (صلوات الله علیه) بیضاء و رشته ای از رشحات بحر آن حقیقت اند، اما این وجود مقدس رسول الله(صلوات الله علیه) است که آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی واجد است و اینک زبده ترین و البته خصوصی ترین شاگرد، مکتب او که حاصل نه فقط بیست و سه سال دوران رسالت بلکه محصول همه عمر مبارک پیامبر است، که هر آنچه فراگرفت سخاوتمندانه به علی(علیه السلام) آموخت و او بحق باب مدینه علم نبوی شد.

روایت است که فرمود: اعطانی جبرئیل بدر نوک (نوع من البسط، فرش، او الثیاب له خمل) من الجنه فجلست علیه فلما قمت بین یدی ربی کلمنی و ناجانی ...(خداوند دو نوع سخن با رسول خدا(صلوات الله علیه) داشته است)... فما علمت شیئا الا علمته علیا فهو باب مدینتی ثم دعاه الیه فقال یا علی سلمک سلمی و حربک حربی و أنت العلم فیما بینی و بین امتی بعدی(13).

خود رسول خدا بکرّات به جامعیّت گلی که در شوره زار جزیرة العرب تربیت کرده بودند تصریح فرموده اند، روایت شده است که اعرابی خدمت رسول خدا(صلوات الله علیه) رسید و دلیل نبوّت خواست، رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود:
أین علی إبن ابیطالب، فدعی بعلی(علیه السلام) فجاء حتی قرب من رسول الله (صلوات الله علیه) فقال الاعرابی و ما تصنع بهذا في محاورتی إیّاک فقال(صلوات الله علیه): یا اعرابی سألت البیان و هذا البیان الشافی و صاحب العلم الکافی أنا مدینة الحکمة و علی بابها فمن أراد الحکمة و العلم فلیات الباب... پس چون علی (علیه السلام) آمد، رسول خدا(صلوات الله علیه) به آهنگی بلند فرمود... یا عبدالله من اراد ان ینظر الی آدم في جلالته و الی شیث في حکمته و إلی إدریس في نباهته ومهابته و إلی نوح في شکره و عبادته و إلی ابراهیم في وفائه و خلته و إلی موسی في بغض کل عدو لله و منابذته و إلی عیسی في حب کل مؤمن و معاشرته، فلینظر إلی علی إبن أبیطالب... اعرابی این نکته سترگ را درنیافت که معجزه بزرگ هر پیغمبری «کمال وصی» اوست، گفت: هذا مدحک لابن عمک ان شرفه شرفک و لست اقبل هذه الأشیاء الا بشهاده هذا الضب، فقال(صلوات الله علیه): یا أخا العرب، فاخرجه من جرابک فاخرجه الاعرابی من جرابه و وضعه علی الارض فوقف و استقبل رسول الله (صلوات الله علیه) و مرغ خده علی التراب ثم رفع رأسه فقال: أشهد أن لا إله الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمداً عبده و رسوله و صفیه و ان ذلک العبد الرسول سید المرسلین و أفضل الخلق أجمعین و خاتم النبیین و أشهد أن أخاک هذا علی ابن أبیطالب علی الوصف الذی و صفته و بالفضل الذی ذکرته و ان اولیائه في الجنان یکرمون و اعداء في النار یهانون(14).

پس از ازدواج أمیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جبرئیل بر رسول خدا(صلوات الله علیه) نازل شد، عرض کرد خداوند می فرماید: اگر علی نبود برای زهرا کفو پیدا نمی شد(15). پس بدین سان خداوند بر همسنگی این دو شخصیت با عظمت عالم اسلام، صحّه گذاشت و فرمود فضایل أمیرالمؤمنین در بیان، علم، شجاعت، سخاء، حیاء، معرفت و ... در زهرا متجلّی است. و ما این نوشتار را با سخنی بسیار عرشی از رسول خدا(صلوات الله علیه) در جامعیّت زهرا به پایان می بریم...

در بحار از کتاب «امامت و تبصره» از مؤلف کتاب علی إبن بابویه روایت کرده است؛ قال رسول الله (صلوات الله علیه):
قال رسول الله (صلوات الله علیه): رائحه الأنبیاء رائحة السفرجل و رائحة الحور العین رائحة الآس و رائحة الملائکه رائحة الورد و رائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل و الآس و الورد و لا بعث الله نبیّا و « و لا وصیّا» الا وجد منه رائحة السفرجل، فکلوها و اطعموا حبالا کم یحسن اولادکم (16)

این جامعیتها تجلی اسماء جمال الهی است، اسمائی که حدّی برای آنها متصورنیست و بدینسان اهل بیت علیهم السلام نیز مظاهر لاحدی خداوند می شوند ان أمرنا لا یحد(17) و زینب (سلام الله علیها) نیز ثمره همین جامعیتهاست، کران جامعیت او برای کشتی شکسته عقل، ساحلی ناپیدا و مسیری بی انتهاست، با این حال، هم آنان «شهداء دارالفناء» و پس از آنگاه «شفعاء دارالبقا» یند.

اینکه آنچه در پیش رو دارید. اثر منظوم شاعر دلسوخته آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، جناب استاد فانی تبریزی است که حاوی بیان و شرح رویدادهای مهم تاریخ اسلام، از زمان رسول گرامی اسلام محمد مصطفی(صلوات الله علیه) تا شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و اسارت خاندان نبوّت بعد از شهادت آن حضرت زوایایی از حیات، مبارزات و فداکاریهای حضرت زینب سلام الله علیها است که از کانون احساس و ایمان ایشان تراویده و در نوع خود بدیع و کم سابقه است؛ و در سلامت و روانی و در عین حال استحکام قوالب نظم، بیان شورمندانه مضامین، حاکی از عمق ارادت وی نسبت به خاندان عصمت و طهارت و صد البتّه توّجه متقابل آن بزرگواران به ایشان است، به گونه ای که ارج ادبی بعضی ادبیات، حتی با آثار و اشعار برخی از بزرگان شعر پارسی برابری می کند.

میزان ماندگاری هر اثر هنری ارتباط وثیق با«موضوع» آن دارد، دلدادگیهای عرصه مجاز و توصیف جمال ظاهری معشوق، دوامی به پایداری جلوه جوارح انسان زمینی دارد که به مثابه عشوه گلهای بهاری که «همین پنج روز و شش باشد» است، اما موضوعی که به گونه ای اتصال به ابدیت دارد، یا به هر نحوی رنگی از حقیقت گرفته است، بی گمان از آفت «ناپایداری» مصون است و عاشورا مصداق اتـّم حادثه ای است که تمام اجزاء و عناصر آن صبغه الهی دارد و در مأل هر آنچه بر آن، خورشید عاشورا می تابد، اگر چه ذره ای ناچیز باشد، لکن « به آسمان می رود و کار آفتاب می کند» رشحات ذوقی جناب فانی که جلوه ای از آن در اثر حاضر متجلـّی است، در زمره همین آثار ماندگار است. ما ضمن آرزوی توفیق برای ایشان، مطالعه این اثر گرانقدر را به عموم علاقه مندان به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) توصیه می نماییم.

 


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ربیع الاول 1429 هجری قمری
سید حسن عاملی




پاورقی ها:
1- پیامبر اسلام تمام کننده آنچه گذشته و فتح کننده آنچه پیش روی است می باشد (مسند الامام رضا ج 2 ص241).
2- زمانی که دستش را از آن [دریای ظلمانی] بیرون آورد دیده اش نتواند آن را ببیند(من لا یحضره الفقیه ج4 ص192)- (قرآن سوره نور آیه 40).
3- همانا خداوند مرا بدان امر فرموده است(شواهد النزیل ص 299).
4- اسم ها از آسمان فرود می آیند.
5- پروردگارا اسم مرا تغییر مده و جسم مرا به جسم موجود دیگر تبدیل مکن(اصول کافی ج 4 ص 407).
6- سگ نامیده شده اند... خوک نامیده شده اند... کافر نامیده شده اند و [در مورد بعضی از افراد می گویند]: در عالم ملکوت بزرگوار خوانده می شوند.
7- به چهار نام آنان را صدا می زنند!! (الحدیث- روایات تربیتی ج1 ص 30)
8- ولی خداوند ایمان را خوشایند شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست(سوره حجرات آیه 7).
9- زیر و بالای کلام و پهنای آن به من عطا شده است(ارشاد القلوب ص 41 ترجمه طباطبایی).
10- اولین شما کسی است که اولین شماست در معرفت و شناخت خدا.
11- ای عمه من، تو عالمی هستی که کسی تو را تعلیم نداد و صاحب فهم و درک هستی بدون اینکه کسی ترا بفهماند(بحارالانوار – الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 45 ص 64).
12- قلب های ما ظرفهای اراده و خواست خداوند است(بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 25 ص 337).
13- جبرئیل برای من از بهشت فرش مخملی آورد سپس بر آن نشستم و آنگاه که در پیشگاه پروردگارم قرار گرفتم مرا مورد خطاب قرار داد و با من نجوی نمود... پس هیچ مطلبی را به من نیاموخت، مگر اینکه آن را به علی آموختم، پس او دروازه شهر علم من است. آنگاه رسول خدا(صلوات الله علیه) علی (علیه السلام) را به سوی خویش خواند و فرمود: ای علی آنکه با تو سر صلح دارد با من صلح کرده و آنکه با تو سر جنگ دارد با من به جنگ برخاسته و تو بعد از من بیرق هدایت میان من و امت من هستی (غایة المرام باب25 از مناقب إبن المغازلی شافعی به سند خود از إبن عباس).
14- رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: علی بن أبیطالب کجاست؟ سپس علی (علیه السلام) را فرا خواند تا ایشان آمدند و در کنار رسول خدا(صلوات الله علیه) قرار گرفتند، در این حال اعرابی عرض کرد، حضور ایشان چه ربطی بر محاوره و گفتگو و سؤال من از شما دارد که او را فرا خواندی؟ حضرت فرمودند: ای اعرابی تو دلیل برتریت خواستی و او کامل ترین دلیل برتریت و صاحب علمی است که در هر امر، امت مرا کفایت می کند. من شهر حکمتم و علی دروازه آن است پس هر کس بدنبال علم و حکمت باشد باید به سراغ علی برود. آنگاه رسول خدا خطاب به اعرابی فرمود: ای بنده خدا هر کس بخواهد آدم را در جلالتش، شیث را در حکمتش، ادریس را در دل بیداری و شکوهش، نوح را در شکر و عبادتش، ابراهیم را در وفاء و دوستیش، موسی را در بغض دشمنان خدا و دشمن ستیزی اش و عیسی را در مؤمن دوستی و مؤمن انسی اش ببینند، پس نگاه کند به علی بن ابیطالب! اعرابی عرض کرد همه این حرفها تعریف از پسر عموی خودت است و معلوم است که شرف او شرف توست(پس انگار فقط خودت را تعریف کرده ای و چیزی بنام دلیل نبوت ذکر نکرده ای) و من این ادعاها را از تو نمی پذیرم مگر اینکه کاری بکنی که این مارمولک زبان باز کند و به صحّت آن مطالب شهادت دهد، حضرت فرمودند: برادر عرب آن را از بقچه ات در آور پس اعرابی آن را درآورد و بر زمین نهاد پس حیوان ایستاد و رو به رسول خدا کرد و صورتش را بر خاک مالید، سپس سرش را بلند کرد و گفت شهادت می دهم معبودی جز خدای یکتا و بی شریک نیست و گواهی می دهم محمد(صلوات الله علیه) بنده و فرستاده خاصّ کرده اوست و آن بنده فرستاده شده از طرف خداوند، سرور پیامبران و برترین همه خلائق و آخرین پیامبر خداست و شهادت می دهم همانا برادر تو علی بن ابیطالب (علیه السلام) همانگونه است که وی را ستودی و همان برتری را دارد که آن را بیان فرمودی و همانا دوستداران او در بهشت مورد احترام قرار می گیرند و دشمنانش در آتش مورد اهانت(التفسیر المنسوب امام حسن العسکری ص 497).
15- علی طبق نصّ قرآن نفس رسول خداست و رسول خدا از تمام انبیاء أفضل است پس علی نیز أفضل از تمام انبیاست و کفویت زهرا با أمیرالمؤمنین افضلیت او را بر تمام انبیاء می رساند همچنانکه امام صادق(علیه السلام) فرمود: لولا ان أمیر المؤمنین تزوّجها لما کان لها کفو إلی یوم القیامة علی وجه الأرض آدم فمن دونه!!! (بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهارج 43 ص 10).
16- بوی پیامبران بوی بـِه، و بوی حورالعین بوی ریحان و بوی ملائکه بوی گل سرخ است و بوی دخترم فاطمه بوی بـِه و ریحان و گل سرخ است و خداوند پیامبری نفرستاد و جانشینی بر او برنگزید مگر اینکه بوی بـِه داشت، پس از آن بخورید و از آن به زنان حامله ات بخورانید که فرزندانتان را زیبا می کند (مستدرک ج 15 ص 135- بحارالانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 63 ص 177).
17- همانا شئون حاکمیت ما را حدّی نیست.

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars


سیره تربیتی آن بزرگواران فاخرترین گنجینه حیات انسانی و در طول چهارده قرن همواره الهام بخش مصلحان و ره توشه نخبگان و رهبران تحولات اجتماعی می باشد و اینک این قلم و راقم این سطور در پی عرض ادب به ساحت بزرگ بانوئی از آن خاندان است که زندگی مشحون از حماسه و ایثار خود را مرهون تعلیم و تربیت وحیانی است، آری او نادره دوران و مفخره زمان، عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) است.

در ششمین سال هجرت، خانه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) به قدوم کودکی نورانی شد که بعدها آئینه تمام نمای تربیت علوی و فاطمی گردید، رسول خدا(صلوات الله علیه ) در سفر است و زهرا(سلام الله علیها) نیک می داند آنکس که نام کودک را می نهد در سرنوشت وی نیز مؤثر است، لذا نام گذاری را به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) وا می گذارد، امّا علی (علیه السلام) نیز بهتر واقف است که انفاس رسول الله(صلوات الله علیه) آثار شگرف دارد، از این رو، سبقت بر رسول الله (صلوات الله علیه) را جائز نمی شمارد، به محض مراجعت پیغمبر رحمت(صلوات الله علیه) مولود مبارک را به ایشان عرضه می دارند، نوزاد را به سینه شریف و چهره اش را بر چهره خویش می چسباند و به پهنای صورت مبارک، اشک می ریزد، زهرای أطهر(سلام الله علیها) از سبب گریه پدر می پرسد و رسول خدا (صلوات الله علیه) از مصائبی خبر می دهد که در انتظار نو رسیده است، همچنان که بیشتر، از مصیبتهای حیرت انگیز و طاقت سوز برادرش، أبا عبدالله الحسین(علیه السلام) خبر داده است و زهرا(سلام الله علیها) شگفت زده از اینکه چگونه و چرا سیل مصائب از سوی امّت پدر، در انتظار فرزندان اوست.

رسول خدا (صلوات الله علیه) هنوز نام کودک را نگذاشته می فرمایند، فرزندان فاطمه، فرزندان من هستند، اما فقط خداوند درباره آنها تصمیم می گیرد و با این سخن اعلام می کنند، علائق و محبـّّتهای وی نسبت به اهل بیت علیهم السلام از سر عواطف و نسبت پدری و فرزندی نیست، بطوریکه گاهی در پاسخ به اعتراضاتی از این دست فرموده اند: « ان الله امرنی به»(3) حاصل اینکه، نامگذاری این طفل باید از ناحیه ذات احدیّت صورت گیرد و رسول خدا (صلوات الله علیه) نیز نباید بر خداوند پیشی گیرد، لذا جبرئیل نازل می شود؛ سلام خدا را بر حبیب وی ابلاغ می کند و می گوید: خداوند جلّ و علا می فرماید: نام این دختر را «زینب» بگذار، که، این نام را در لوح محفوظ نوشته ام.

نامگذاری از سوی خداوند، نشانه دارائی نقد صاحب نام است، اینکه الأسماء تنزّل من السماء(4) قدر مسلـّم در خصوص خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) صادق است و اسم أرضی و سماوی آن بزرگواران مشترک است و نامگذاری برای انسانها در ملکوت این عالم از شئون خداوندی است، بطوریکه در دعای طواف و نیز در دهه سوم ماه مبارک رمضان، می خوانیم. اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی(5).

بالطبع همگان در ملکوت این جهان براساس دارائیهای معنوی، اخلاقی و روحی خود نامی از حضرت علـّام الغیوب دریافت نموده اند، بطوریکه در پاره ای روایات درباره برخی آمده است که... سمِّی کلبا... سمِّی خنزیرا... سمِّی کافرا... یا دعی في الملکوت عظیما(6) و بی تردید دفتر هستی او نیز به همان نام معنوی بسته خواهد شد و در عرصات محشر با همان نام به پای حساب فرا خوانده خواهد شد، بلکه در روایات تصریح دارد که بعضی در روز قیامت یدعی بأربعه أسماء(7)!!

به هر حال خداوند سبحان با توجه به رسالت عظیم که این مدرس مکتب نرفته در پیش رو دارد، با عنایت به انبوه سرمایه معنوی و شایستگی ها و قابلیتهایش نام «زینب» را بر او نهاد، یعنی زینت پدر، بدان سان که به فرموده قرآن: ستارگان زینت آسمان و أبنیه زینت زمین و ایمان زینت انسان است. و لکن الله حبَّب الیکم الایمان و زینه في قلوبکم (8) وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) نیز ستارگان روشن و زیبائی بخش آسمان شخصیت حضرت ولی الله الأعظم، أمیرالمؤمنین(علیه السلام) است، ناگفته پیداست ذات زینت بخش معجزه رسالت خاتمیت و وصیّ خاتم المرسلین واجد چه میزان از کمالات و چه درجه ای از ایمان است که با جلالت و شأن مولی سازگار است و چه تناسبی است میان «آرایه» و «آراسته»؟!!

به هر روی نام «زینب» بر مهین دخت علی و زهرا (سلام الله علیها) خلعتی از جنس نور برایشان و رسول گرامی اسلام (صلوات الله علیه) شد، آنگاه رسول الله (صلوات الله علیه) زینب (سلام الله علیها) را در آغوش گرفت و بوئید و بوسید و فرمود: به همگان می سپارم، که این دختر را احترام کنند زیرا او همانند خدیجه کبری (سلام الله علیها) است. اینکه کسی بتواند دریائی از معارف را در اندک عبارتی بیان کند، وجود گرامی رسول الله (صلوات الله علیه) است که فرمود: اوتیت جوامع الکلم (9) و بی گمان اینکه زینب در لسان رسول الله (صلوات الله علیه) بسان خدیجه (سلام الله علیها) است از آن جمله است؛ خدیجه (سلام الله علیها) در مقطعی بسیار خطیر از تاریخ اسلام، تمام ثروت، عافیت و اعتبار خود را در راه نضج و دفع خطر از نهال نوپای اسلام محمدی(صلوات الله علیه) نهاد، خطری که تنها یک چیز را تهدید می کرد و آن بنیان و اساس رسالت نبوی (صلوات الله علیه) بود و زینب همراه برادر با تحمّـل دهشتناک ترین مصائب، آئین جدّ خود را در بستر حقیقی اش جاودانه ساخت، با این تفاوت که دشواریهای دوران خدیجه (سلام الله علیها) و زینب (سلام الله علیها) از دو جنس متفاوت بود، روزگار خدیجه مشرکین مکه بنام اصنام در برابر خیر الأنام (صلوات الله علیها) صف آراستند و با «تنزیل» جنگیدند، اما در شصت و یکمین سال هجرت، سلاطین بنی امیه بنام دین و با لوای اسلام با شقاوت و قساوت تمام حسین (علیه السلام) و یارانش را با «تأویل» به خاک و خون کشیدند، تا پیش بینی رسول الله(صلوات الله علیه) به حقیقت پیوندد، آنجا که فرمود: من بر «تنزیل» جنگیدم، اما کسی از شما بر «تأویل» خواهد جنگید، هم آنان که علی(علیه السلام) از فتنه شان به فتنه عمیاء تعبیر فرمود.

حسین ابن علی (علیه السلام) اگر چه خونین ترین شکل مبارزه(شهادت) را برای پیشگیری از انحراف بنیانی در تعلیمات جدّ خود برگزید، اما نیک می دانست دستگاه تبلیغاتی بنی امیه که دست کم شصت هزار منبر را در اختیار دارد، به راحتی می تواند اوضاع را معکوس جلوه داده و عاشورا و حماسه بی نظیر آن را نیز عقیم سازد، لذا زنان و اطفال از جمله وجود گرامی زینب(سلام الله علیها) را به خود همراه نمود؛ در فرهنگ عرب تعرّض به زنان آنچنان مذموم است که اگر این امر در جریان جنگ از کسی سر می زد، این ننگ را به اخلاف خود نیز به ارث می گذاشت، لذا زینب (سلام الله علیها) با جسارت علوی در مجلس ابن زیاد و یزید در کوفه و شام، افشاگرانه سخن می گوید و تند ترین تعابیر را که زیبنده دستگاه اموی است بکار می برد و افکار عمومی را به شدّت علیه حاکمیت اموی می شوراند، در برهه ای که آنچه از زینب(سلام الله علیها) بر می آید، حتی از امام سجاد (علیه السلام) نیز، ساخته نیست، چه، اندک اعتراض آن حضرت در پاسخ ابن زیاد فرمان قتل وی را پی می آورد و باز این زینب (سلام الله علیها) است که امام عصر خود را از مرگ باز می رهاند... و اینگونه حیات با عظمت زینب (سلام الله علیها) با پیش بینی ها و پیش گوئی ها پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلوات الله علیه) آغاز و در جای جای زندگی مبارکش با جامعیتّی تمام، تجلّی می یابد، آری «جامعیّت» صفت بارز و برجسته اوصاف و مقامات اوست که کلاه از سر عقل می اندازد، مقام فصاحت و بلاغت، احتجاج و مناظرت، ذکاء و فطانت، تدبیر و درایت، کیاست و فراست، جهاد و مبارزت، اطمینان قلب و شجاعت، عزّت و مناعت، ایثار و مواسات، جود و سخاوت، تسلیم و رضایت، تفویض و وکالت، ورع و عبادت، حیاء و عفـّت، حسن تبعل و تربیت، عاطفه و شفقت، عشق به ولایت و دفاع از امامت و سرانجام مقام علم و معرفت که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولکم اولکم معرفه(10).

یاد مقامات زینب (سلام الله علیها) هرگز در این وجیزه نمی گنجد، چه، روزنه قلب مبارک وی به جهان غیب باز و دانشمند آموزگار نادیده است و این دو نشان و مدال را از حسین(علیه السلام) در قتلگاه و امام سجاد(علیه السلام) در مسیر حرکت به کوفه دریافته است، آنجا که فرمود: عمّـتی أنت بحمدالله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة(11)

گرچه زینب، داننده اسرار نیست، امّا آن بزرگوار در حیات شامخ خود گاهی جلوه ای از جمال سیرت علوی و کمال مکتب محمّدی را نمودار ساخته است تا عصرها و نسل ها را به عمق دریای بیکران وجود خود متوجّه سازد، خطبه آن مخدّره در کوفه و خطابه اش در شام، حفظ و سپس نقل و ثبت جزء به جزء خطبه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) در مدینه که از ماندگارترین مواریث ادب عربی و حاوی عمیق ترین و فشرده ترین تحلیل تاریخ و تبیین مفاهیم سیاسی است، سند ذکاوت خارق العاده زینب(سلام الله علیها) و موهبت بسیار عظیم خداوندی است.

روح حماسی زینب(سلام الله علیها) و شاهکار ابدیت اثر او در جریان کربلا هرگز نباید جنبه های تربیتی وی را مغفول بگذارد، شخصیت وی در خانه علی و فاطمه شکل گرفته است، همانان که نه از اشتهای نفس متأثرند و نه از شرایط اجتماعی تبعیّت می کنند، بلکه به تعبیر رسول الله (صلوات الله علیه) از فرق تا قدم از ایمان و اخلاص مملوند و حرکات و سکنات و قول و فعلشان ظهور اراده الهی است، که خود نیز فرموده اند: قلوبنا اوعیه مشیّة الله(12) او شاهد جلوه های سحّار ارتباط ملکوتی اعضای خاندان خود بوده و آنچه در کوفه و شام و کربلا و ... از او مشاهده شده بازتاب تربیت أمیرالمؤمنین و زهرا(سلام الله علیها) است.

پیشتر از جامعیّت وجود زینب(سلام الله علیها) ذکری رفت، اما باید اذعان نمود که این نیز حکایت جامعیّت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) و این همان است که علمای تربیت در باب اصل محاکات از آن سخن رانده اند...
شیر را بچه همی ماند بدو توبه پیغمبر چه می مانی بگو
درک جامعیّت این دو بزرگوار در سعه ی دانش بشری و عقل فلسفی نیست، بلکه تقوا و طهارتی لازم است که محرمیّـتی با آن خاندان پدید آورد، چنانکه مس قرآن نیازمند طهارت است و این طهارت معنائی فراتر از طهارت مصطلح دارد.

هر کدام از انبیاء در صفتی کامل و بدان شهره گشتند، آدم در صفوّت، ابراهیم در خلـّّت، نوح در دعوت، موسی در مکالمت، ایوب در استقامت، یعقوب در حزن، یوسف در صدق، داود در تلاوت و حسن صوت، سلیمان در ملک، یحیی در خوف و عیسی در تجرّد، لکن همه در کمال محتاج حقیقت مقدّسه محمدیّه (صلوات الله علیه) بیضاء و رشته ای از رشحات بحر آن حقیقت اند، اما این وجود مقدس رسول الله(صلوات الله علیه) است که آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی واجد است و اینک زبده ترین و البته خصوصی ترین شاگرد، مکتب او که حاصل نه فقط بیست و سه سال دوران رسالت بلکه محصول همه عمر مبارک پیامبر است، که هر آنچه فراگرفت سخاوتمندانه به علی(علیه السلام) آموخت و او بحق باب مدینه علم نبوی شد.

روایت است که فرمود: اعطانی جبرئیل بدر نوک (نوع من البسط، فرش، او الثیاب له خمل) من الجنه فجلست علیه فلما قمت بین یدی ربی کلمنی و ناجانی ...(خداوند دو نوع سخن با رسول خدا(صلوات الله علیه) داشته است)... فما علمت شیئا الا علمته علیا فهو باب مدینتی ثم دعاه الیه فقال یا علی سلمک سلمی و حربک حربی و أنت العلم فیما بینی و بین امتی بعدی(13).

خود رسول خدا بکرّات به جامعیّت گلی که در شوره زار جزیرة العرب تربیت کرده بودند تصریح فرموده اند، روایت شده است که اعرابی خدمت رسول خدا(صلوات الله علیه) رسید و دلیل نبوّت خواست، رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود:
أین علی إبن ابیطالب، فدعی بعلی(علیه السلام) فجاء حتی قرب من رسول الله (صلوات الله علیه) فقال الاعرابی و ما تصنع بهذا في محاورتی إیّاک فقال(صلوات الله علیه): یا اعرابی سألت البیان و هذا البیان الشافی و صاحب العلم الکافی أنا مدینة الحکمة و علی بابها فمن أراد الحکمة و العلم فلیات الباب... پس چون علی (علیه السلام) آمد، رسول خدا(صلوات الله علیه) به آهنگی بلند فرمود... یا عبدالله من اراد ان ینظر الی آدم في جلالته و الی شیث في حکمته و إلی إدریس في نباهته ومهابته و إلی نوح في شکره و عبادته و إلی ابراهیم في وفائه و خلته و إلی موسی في بغض کل عدو لله و منابذته و إلی عیسی في حب کل مؤمن و معاشرته، فلینظر إلی علی إبن أبیطالب... اعرابی این نکته سترگ را درنیافت که معجزه بزرگ هر پیغمبری «کمال وصی» اوست، گفت: هذا مدحک لابن عمک ان شرفه شرفک و لست اقبل هذه الأشیاء الا بشهاده هذا الضب، فقال(صلوات الله علیه): یا أخا العرب، فاخرجه من جرابک فاخرجه الاعرابی من جرابه و وضعه علی الارض فوقف و استقبل رسول الله (صلوات الله علیه) و مرغ خده علی التراب ثم رفع رأسه فقال: أشهد أن لا إله الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمداً عبده و رسوله و صفیه و ان ذلک العبد الرسول سید المرسلین و أفضل الخلق أجمعین و خاتم النبیین و أشهد أن أخاک هذا علی ابن أبیطالب علی الوصف الذی و صفته و بالفضل الذی ذکرته و ان اولیائه في الجنان یکرمون و اعداء في النار یهانون(14).

پس از ازدواج أمیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جبرئیل بر رسول خدا(صلوات الله علیه) نازل شد، عرض کرد خداوند می فرماید: اگر علی نبود برای زهرا کفو پیدا نمی شد(15). پس بدین سان خداوند بر همسنگی این دو شخصیت با عظمت عالم اسلام، صحّه گذاشت و فرمود فضایل أمیرالمؤمنین در بیان، علم، شجاعت، سخاء، حیاء، معرفت و ... در زهرا متجلّی است. و ما این نوشتار را با سخنی بسیار عرشی از رسول خدا(صلوات الله علیه) در جامعیّت زهرا به پایان می بریم...

در بحار از کتاب «امامت و تبصره» از مؤلف کتاب علی إبن بابویه روایت کرده است؛ قال رسول الله (صلوات الله علیه):
قال رسول الله (صلوات الله علیه): رائحه الأنبیاء رائحة السفرجل و رائحة الحور العین رائحة الآس و رائحة الملائکه رائحة الورد و رائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل و الآس و الورد و لا بعث الله نبیّا و « و لا وصیّا» الا وجد منه رائحة السفرجل، فکلوها و اطعموا حبالا کم یحسن اولادکم (16)

این جامعیتها تجلی اسماء جمال الهی است، اسمائی که حدّی برای آنها متصورنیست و بدینسان اهل بیت علیهم السلام نیز مظاهر لاحدی خداوند می شوند ان أمرنا لا یحد(17) و زینب (سلام الله علیها) نیز ثمره همین جامعیتهاست، کران جامعیت او برای کشتی شکسته عقل، ساحلی ناپیدا و مسیری بی انتهاست، با این حال، هم آنان «شهداء دارالفناء» و پس از آنگاه «شفعاء دارالبقا» یند.

اینکه آنچه در پیش رو دارید. اثر منظوم شاعر دلسوخته آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، جناب استاد فانی تبریزی است که حاوی بیان و شرح رویدادهای مهم تاریخ اسلام، از زمان رسول گرامی اسلام محمد مصطفی(صلوات الله علیه) تا شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و اسارت خاندان نبوّت بعد از شهادت آن حضرت زوایایی از حیات، مبارزات و فداکاریهای حضرت زینب سلام الله علیها است که از کانون احساس و ایمان ایشان تراویده و در نوع خود بدیع و کم سابقه است؛ و در سلامت و روانی و در عین حال استحکام قوالب نظم، بیان شورمندانه مضامین، حاکی از عمق ارادت وی نسبت به خاندان عصمت و طهارت و صد البتّه توّجه متقابل آن بزرگواران به ایشان است، به گونه ای که ارج ادبی بعضی ادبیات، حتی با آثار و اشعار برخی از بزرگان شعر پارسی برابری می کند.

میزان ماندگاری هر اثر هنری ارتباط وثیق با«موضوع» آن دارد، دلدادگیهای عرصه مجاز و توصیف جمال ظاهری معشوق، دوامی به پایداری جلوه جوارح انسان زمینی دارد که به مثابه عشوه گلهای بهاری که «همین پنج روز و شش باشد» است، اما موضوعی که به گونه ای اتصال به ابدیت دارد، یا به هر نحوی رنگی از حقیقت گرفته است، بی گمان از آفت «ناپایداری» مصون است و عاشورا مصداق اتـّم حادثه ای است که تمام اجزاء و عناصر آن صبغه الهی دارد و در مأل هر آنچه بر آن، خورشید عاشورا می تابد، اگر چه ذره ای ناچیز باشد، لکن « به آسمان می رود و کار آفتاب می کند» رشحات ذوقی جناب فانی که جلوه ای از آن در اثر حاضر متجلـّی است، در زمره همین آثار ماندگار است. ما ضمن آرزوی توفیق برای ایشان، مطالعه این اثر گرانقدر را به عموم علاقه مندان به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) توصیه می نماییم.

 


السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ربیع الاول 1429 هجری قمری
سید حسن عاملی




پاورقی ها:
1- پیامبر اسلام تمام کننده آنچه گذشته و فتح کننده آنچه پیش روی است می باشد (مسند الامام رضا ج 2 ص241).
2- زمانی که دستش را از آن [دریای ظلمانی] بیرون آورد دیده اش نتواند آن را ببیند(من لا یحضره الفقیه ج4 ص192)- (قرآن سوره نور آیه 40).
3- همانا خداوند مرا بدان امر فرموده است(شواهد النزیل ص 299).
4- اسم ها از آسمان فرود می آیند.
5- پروردگارا اسم مرا تغییر مده و جسم مرا به جسم موجود دیگر تبدیل مکن(اصول کافی ج 4 ص 407).
6- سگ نامیده شده اند... خوک نامیده شده اند... کافر نامیده شده اند و [در مورد بعضی از افراد می گویند]: در عالم ملکوت بزرگوار خوانده می شوند.
7- به چهار نام آنان را صدا می زنند!! (الحدیث- روایات تربیتی ج1 ص 30)
8- ولی خداوند ایمان را خوشایند شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست(سوره حجرات آیه 7).
9- زیر و بالای کلام و پهنای آن به من عطا شده است(ارشاد القلوب ص 41 ترجمه طباطبایی).
10- اولین شما کسی است که اولین شماست در معرفت و شناخت خدا.
11- ای عمه من، تو عالمی هستی که کسی تو را تعلیم نداد و صاحب فهم و درک هستی بدون اینکه کسی ترا بفهماند(بحارالانوار – الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 45 ص 64).
12- قلب های ما ظرفهای اراده و خواست خداوند است(بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 25 ص 337).
13- جبرئیل برای من از بهشت فرش مخملی آورد سپس بر آن نشستم و آنگاه که در پیشگاه پروردگارم قرار گرفتم مرا مورد خطاب قرار داد و با من نجوی نمود... پس هیچ مطلبی را به من نیاموخت، مگر اینکه آن را به علی آموختم، پس او دروازه شهر علم من است. آنگاه رسول خدا(صلوات الله علیه) علی (علیه السلام) را به سوی خویش خواند و فرمود: ای علی آنکه با تو سر صلح دارد با من صلح کرده و آنکه با تو سر جنگ دارد با من به جنگ برخاسته و تو بعد از من بیرق هدایت میان من و امت من هستی (غایة المرام باب25 از مناقب إبن المغازلی شافعی به سند خود از إبن عباس).
14- رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: علی بن أبیطالب کجاست؟ سپس علی (علیه السلام) را فرا خواند تا ایشان آمدند و در کنار رسول خدا(صلوات الله علیه) قرار گرفتند، در این حال اعرابی عرض کرد، حضور ایشان چه ربطی بر محاوره و گفتگو و سؤال من از شما دارد که او را فرا خواندی؟ حضرت فرمودند: ای اعرابی تو دلیل برتریت خواستی و او کامل ترین دلیل برتریت و صاحب علمی است که در هر امر، امت مرا کفایت می کند. من شهر حکمتم و علی دروازه آن است پس هر کس بدنبال علم و حکمت باشد باید به سراغ علی برود. آنگاه رسول خدا خطاب به اعرابی فرمود: ای بنده خدا هر کس بخواهد آدم را در جلالتش، شیث را در حکمتش، ادریس را در دل بیداری و شکوهش، نوح را در شکر و عبادتش، ابراهیم را در وفاء و دوستیش، موسی را در بغض دشمنان خدا و دشمن ستیزی اش و عیسی را در مؤمن دوستی و مؤمن انسی اش ببینند، پس نگاه کند به علی بن ابیطالب! اعرابی عرض کرد همه این حرفها تعریف از پسر عموی خودت است و معلوم است که شرف او شرف توست(پس انگار فقط خودت را تعریف کرده ای و چیزی بنام دلیل نبوت ذکر نکرده ای) و من این ادعاها را از تو نمی پذیرم مگر اینکه کاری بکنی که این مارمولک زبان باز کند و به صحّت آن مطالب شهادت دهد، حضرت فرمودند: برادر عرب آن را از بقچه ات در آور پس اعرابی آن را درآورد و بر زمین نهاد پس حیوان ایستاد و رو به رسول خدا کرد و صورتش را بر خاک مالید، سپس سرش را بلند کرد و گفت شهادت می دهم معبودی جز خدای یکتا و بی شریک نیست و گواهی می دهم محمد(صلوات الله علیه) بنده و فرستاده خاصّ کرده اوست و آن بنده فرستاده شده از طرف خداوند، سرور پیامبران و برترین همه خلائق و آخرین پیامبر خداست و شهادت می دهم همانا برادر تو علی بن ابیطالب (علیه السلام) همانگونه است که وی را ستودی و همان برتری را دارد که آن را بیان فرمودی و همانا دوستداران او در بهشت مورد احترام قرار می گیرند و دشمنانش در آتش مورد اهانت(التفسیر المنسوب امام حسن العسکری ص 497).
15- علی طبق نصّ قرآن نفس رسول خداست و رسول خدا از تمام انبیاء أفضل است پس علی نیز أفضل از تمام انبیاست و کفویت زهرا با أمیرالمؤمنین افضلیت او را بر تمام انبیاء می رساند همچنانکه امام صادق(علیه السلام) فرمود: لولا ان أمیر المؤمنین تزوّجها لما کان لها کفو إلی یوم القیامة علی وجه الأرض آدم فمن دونه!!! (بحار الانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهارج 43 ص 10).
16- بوی پیامبران بوی بـِه، و بوی حورالعین بوی ریحان و بوی ملائکه بوی گل سرخ است و بوی دخترم فاطمه بوی بـِه و ریحان و گل سرخ است و خداوند پیامبری نفرستاد و جانشینی بر او برنگزید مگر اینکه بوی بـِه داشت، پس از آن بخورید و از آن به زنان حامله ات بخورانید که فرزندانتان را زیبا می کند (مستدرک ج 15 ص 135- بحارالانوار- الجامعة الدررالاخبار الأئمة الأطهار ج 63 ص 177).
17- همانا شئون حاکمیت ما را حدّی نیست.

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran

اگر بناست جمال حیات بشری ترسیم شود، باید به سراغ اساتید و دانش آموختگان کدامین دانشگاه رفت؟! آنانکه اگر مشعل داران مسیر سرنوشت انسانها نبودند، بشریت، سرگشته وادی ظلمت ها و آلودگیها بود.

بی گمان در ترسیم این زیبائیها ابتداء باید به سراغ انبیاء الهی و سفیران نور خداوندی و سلسله جنبانان کاروان طهارت و جمال و در رأس آنها نبی معظم اسلام حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه) رفت که تمام مقامات اولین و آخرین را حائز شد. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل(1) که ظهورش هنگامی بود که دنیا کاسفه النور و ظاهره الغرور بود و اگر تاریکی آن امتداد می یافت. اذا اخرج یده لم یکدیراها (2) مصداق می یافت، اما این رسول أعظم و آن رسالت عظیم در کمال و تمام خویش، وامدار «اهل بیت» مکرم آن حضرت است، از این رو بشر نیز در پیمودن طریق کمال نیازمند مراجعه به اهل بیت آن سرور کائنات و عصاره مخلوقات و اشرف موجودات است.

 

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap