نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 هر قدر اين درك حضور تقويت شود...

به حُكمِ «أَلْحِكْمَةُ ضآلَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَلْيَأْخُذْها وَلَوْ مِنَ الْكافِرِ» ؛(1) \"حكمت گمشده ى مؤمن است، لذا مؤمن بايد آن را ولو از كافر فرا گيرد.\"

با تأمّل در احوال ديگران حتّى كافران براى انسان تنبّه حاصل مى شود.

نقل شده كه دو نفر مرد و زن از كفّارِ محض، با يكديگر مواعده ى خلاف دين و شرع مى گذارند و جاى خلوتى پيدا مى كنند به گونه اى كه هيچ مانعى وجود نداشته است، با اين وجود يكى از آنها (مرد يا زن) مطّلع مى شود كه روى صورت بُت آنها باز است و مثلاً ما را نگاه مى كند. لذا بلند مى شود و جامه اى بر صورت بت مى اندازد تا به اصطلاح آنها را نبيند.
اين داستان چه قدر عبرت است براى مؤمن! آن كافر صورت بتى را كه هيچ نمى داند مى پوشاند.

بنابراين، ما اگر خدا را همه جا حاضر و ناظر ببينيم چگونه بايد باشيم؟!

از نگاه يك انسان عادى هراس داريم، و به خاطر عدم اطّلاع افراد معمولى در را مى بنديم، بلكه از طفل حيا مى كنيم چه رسد به نظر خدا. با توجّه به «فَلْيَأْخُذْها وَ لَوْ مِنَ الْكافِرِ» از اين ماجرا بايد عبرت بگيريم كه در برابر ذاتى كه حيلولت و جدايى او از ما محال است و در همه جا حاضر و بر ما ناظر است، چگونه بايد باشيم و مرتكب معاصى نشويم؟!
هر قدر اين درك حضور تقويت شود، انسان محفوظ تر و مأمون تر است؛ و هر قدر تضعيف شود، مصونيّت و مأمونيّت او كمتر است.

1. نقل به معنا از: كافى، ج 8، ص 167؛ بحار الانوار، ج 1، ص 148؛ ج 2، ص 97، 99، 105؛ ج 14، ص 304؛ ج 75، ص 34، 38، 309؛ امالى طوسى، ص 625؛ تحف العقول، ص 201، 392، 501؛ خصائص الأئمّة، ص 94؛ شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 229؛ عوالى اللّئالى، ج 4، ص 81؛ غرر الحكم، ص 58؛ مجموعه ى ورّام، ج 1، ص 81؛ ج 2، ص 149؛ منية المريد، ص 173؛ نهج البلاغه، ص 481، حكمت 80.

به حُكمِ «أَلْحِكْمَةُ ضآلَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَلْيَأْخُذْها وَلَوْ مِنَ الْكافِرِ» ؛(1) \"حكمت گمشده ى مؤمن است، لذا مؤمن بايد آن را ولو از كافر فرا گيرد.\"

با تأمّل در احوال ديگران حتّى كافران براى انسان تنبّه حاصل مى شود.

نقل شده كه دو نفر مرد و زن از كفّارِ محض، با يكديگر مواعده ى خلاف دين و شرع مى گذارند و جاى خلوتى پيدا مى كنند به گونه اى كه هيچ مانعى وجود نداشته است، با اين وجود يكى از آنها (مرد يا زن) مطّلع مى شود كه روى صورت بُت آنها باز است و مثلاً ما را نگاه مى كند. لذا بلند مى شود و جامه اى بر صورت بت مى اندازد تا به اصطلاح آنها را نبيند.
اين داستان چه قدر عبرت است براى مؤمن! آن كافر صورت بتى را كه هيچ نمى داند مى پوشاند.

بنابراين، ما اگر خدا را همه جا حاضر و ناظر ببينيم چگونه بايد باشيم؟!

از نگاه يك انسان عادى هراس داريم، و به خاطر عدم اطّلاع افراد معمولى در را مى بنديم، بلكه از طفل حيا مى كنيم چه رسد به نظر خدا. با توجّه به «فَلْيَأْخُذْها وَ لَوْ مِنَ الْكافِرِ» از اين ماجرا بايد عبرت بگيريم كه در برابر ذاتى كه حيلولت و جدايى او از ما محال است و در همه جا حاضر و بر ما ناظر است، چگونه بايد باشيم و مرتكب معاصى نشويم؟!
هر قدر اين درك حضور تقويت شود، انسان محفوظ تر و مأمون تر است؛ و هر قدر تضعيف شود، مصونيّت و مأمونيّت او كمتر است.

1. نقل به معنا از: كافى، ج 8، ص 167؛ بحار الانوار، ج 1، ص 148؛ ج 2، ص 97، 99، 105؛ ج 14، ص 304؛ ج 75، ص 34، 38، 309؛ امالى طوسى، ص 625؛ تحف العقول، ص 201، 392، 501؛ خصائص الأئمّة، ص 94؛ شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 229؛ عوالى اللّئالى، ج 4، ص 81؛ غرر الحكم، ص 58؛ مجموعه ى ورّام، ج 1، ص 81؛ ج 2، ص 149؛ منية المريد، ص 173؛ نهج البلاغه، ص 481، حكمت 80.

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

نقل شده كه دو نفر مرد و زن از كفّارِ محض، با يكديگر مواعده ى خلاف دين و شرع مى گذارند و جاى خلوتى پيدا مى كنند به گونه اى كه هيچ مانعى وجود نداشته است، با اين وجود يكى از آنها (مرد يا زن) مطّلع مى شود كه روى صورت بُت آنها باز است و مثلاً ما را نگاه مى كند. لذا بلند مى شود و جامه اى بر صورت بت مى اندازد تا به اصطلاح آنها را نبيند.
اين داستان چه قدر عبرت است براى مؤمن! آن كافر صورت بتى را كه هيچ نمى داند مى پوشاند.

بنابراين، ما اگر خدا را همه جا حاضر و ناظر ببينيم چگونه بايد باشيم؟!

از نگاه يك انسان عادى هراس داريم، و به خاطر عدم اطّلاع افراد معمولى در را مى بنديم، بلكه از طفل حيا مى كنيم چه رسد به نظر خدا. با توجّه به «فَلْيَأْخُذْها وَ لَوْ مِنَ الْكافِرِ» از اين ماجرا بايد عبرت بگيريم كه در برابر ذاتى كه حيلولت و جدايى او از ما محال است و در همه جا حاضر و بر ما ناظر است، چگونه بايد باشيم و مرتكب معاصى نشويم؟!
هر قدر اين درك حضور تقويت شود، انسان محفوظ تر و مأمون تر است؛ و هر قدر تضعيف شود، مصونيّت و مأمونيّت او كمتر است.

1. نقل به معنا از: كافى، ج 8، ص 167؛ بحار الانوار، ج 1، ص 148؛ ج 2، ص 97، 99، 105؛ ج 14، ص 304؛ ج 75، ص 34، 38، 309؛ امالى طوسى، ص 625؛ تحف العقول، ص 201، 392، 501؛ خصائص الأئمّة، ص 94؛ شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 229؛ عوالى اللّئالى، ج 4، ص 81؛ غرر الحكم، ص 58؛ مجموعه ى ورّام، ج 1، ص 81؛ ج 2، ص 149؛ منية المريد، ص 173؛ نهج البلاغه، ص 481، حكمت 80.

Starts: 2012/09/19
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
به حُكمِ «أَلْحِكْمَةُ ضآلَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَلْيَأْخُذْها وَلَوْ مِنَ الْكافِرِ» ؛(1) \"حكمت گمشده ى مؤمن است، لذا مؤمن بايد آن را ولو از كافر فرا گيرد.\"

با تأمّل در احوال ديگران حتّى كافران براى انسان تنبّه حاصل مى شود." />



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap