نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آیة الله احمدی میانجی (ره)

حُسن خُلق

وقتى که رسول خدا این پرسش را مطرح فرمودند که آیا نمى‌خواهید شما را به بهترین اخلاق در دنیا و آخرت رهنمایى کنم؟ خود پاسخ فرمودند: ألا ادلکم على خیر أخلاق الدنیا والاخرة؟ تصل من قطعک و تعطى من حرمک و تعفو عمن ظلمک؛ تحف‌العقول/ ص‌45،

یعنى حسن خلق این است که اگر کسى با تو قهر کرده، تو سلامش کن یا اگر از کسى چیزى خواستى و او نداد، تو به او لطف و توجه داشته باش، اگر کسى به شما ظلم کرده شما عفوش نما، نه این‌که او بیاید و معذرت خواهى کند و شما ببخشى؛ چون این «تقبل معذرته» مى‌باشد نه «تعفو عمن‌ ظلمک» باید توجه داشت که این مسایل، مواردش فرق مى‌کند و باید عناوین دیگرى را هم مراعات کرد که لازمه‌اش این است که گاهى عفو کردن خوب نیست.

حسن خلق، یک صفت نفسانى است که انسان قدرى به احساسات درونى و غرایزش مسلط باشد، به‌طورى که تمام آن‌ها تابع عقل باشند. مثلاً حضرت امیرالمؤمنین على علیه‌السلام با دیدن یتیمى گریه مى‌کرد و عواطفش متأثر مى‌شد، ولى آن‌جایى که در جنگ، یهودى و کفار را مى‌کشت، متأثر نمى‌شد.

بنابراین، چنین حالاتى نیاز به مقدماتى دارد که عمده‌ترین آن تحصیل معرفت الهى براى فرد است وگرنه صرف مسلط بودن بر نفس، کمال نیست. گاهى در اینجا شیطنت نیز دخیل مى‌شود، معاویه هیچ‌گاه اوقاتش تلخ نمى‌شد و به خودش خیلى مسلط بود و این شیطنت بود که معاویه آن‌را براى رسیدن به دنیا بکار مى‌گرفت.

گاهى اوقات، حسن خلق تقاضا مى‌کند که انسان اوقات تلخى کند، شما اگر فرزندتان را براى درس خواندن راهنمایى نکنید، آیا اسمش حسن خلق است؟ کسى به شما جسارت کرد و شما از خودتان دفاع نکنید، آیا این حسن خلق است؟

بى‌شک این‌طور نیست و لذا علماى اخلاق فرمودند که در تمام اوصاف انسانى، افراط و تفریط بد و اعتدالش خوب است؛ مثلاً، سخاوت این است که انسان از مالش بگذارد و کمک کند ولى اگر این کمک به حد اسراف برسد و یا مالش را هدر دهد،

خوب نیست و از آن طرف اگر به حد بخل برسد نیز خوب نیست، خلاصه از دایره عقل بیرون نرود. بسیارى از عبادت‌ها و درس خواندن‌هاى ما در دایره عقل نیست و جنبه افراط و تفریطى دارد.

پس، حسن خلق تنها خنده رو بودن نیست، بلکه انسان رفتار و کردارش باید تابع عقل باشد. در روایت آمده که حسن خلق، گناهان را از بین مى‌برد؛ ان حسن الخلق یذیب الخطیئة کما تذیب الشمس الجلید؛ بحارالانوار/68/395‌؛ و بى‌شک هیچ شرافت اجتماعى و شخصیت اجتماعى مانند حسن خلق نیست.

کسى که حسن خلق دارد، قهرا در اجتماع شخصیت دارد. برعکس بعضى‌ها با هر چیزى دعوا مى‌کنند، با آسمان و با زمین دعوا مى‌کنند، چنین انسانى نمى‌تواند از گناه خلاص شود، زیرا از یک گناه خلاص مى‌شود، در گناه دیگرى مى‌افتد.

البته برخى، کیفیت ساختمان عصبى‌شان ضعیف است و آن‌جایى که نباید اوقاتشان تلخ شود، زود تند مى‌شوند و از آن طرف بعضى هم طبعا خون‌سردند و آنجایى که باید تند و خشن بشوند، نمى‌توانند چنین شوند، ولى این‌ها تکلیف را ساقط نمى‌کند.

آدمى که اعصابش ضعیف است باید خودش را نگه دارد باید بر اعصاب مسلط باشد نه این‌که اعصاب مسلط بر او باشد. وقتى بر اعصاب و درون خودمان مسلط نباشیم، اخلاق بد از ما صادر مى‌شود که طبق روایت سوءالخلق یفسد العمل.

وقتى عقل حاکم گردد، فرد بى‌جهت عصبانى نمى‌شود؛ به عنوان مثال، حضرت یوسف علیه‌السلام وقتى دید که برادرانش با او به بدترین شکل رفتار کردند؛ فرمود: آن‌ها نمى‌فهمیدند. یا وقتى پدر شیطنت‌هاى بچه را مى‌بیند مى‌گوید: اشکالى ندارد بچه است و همین توجیهات تمام ناراحتى‌هاى عصبى را آرام مى‌کند.

حالا کسى ظلم کرده، بدى کرده، نادان بوده، دیگر شما هم مى‌خواهید نادان شوید؟

اگر کسى به شما بگوید آقا کار جاهلانه نکن، شما ناراحت مى‌شوید، ولى چطور حاضر هستید در برابر ظلم دیگران، کار بد انجام دهید. اعوذ باللّه ان اکون من الجاهلین. خداوند به پیغمبرش مى‌فرماید: با اخلاق نیکو مردم را جلب کن.

خداوند متعال، آن‌هایى را که اخلاق نیکو دارند، ثابت نگهدارد و به آن‌هایى هم که فاقد حُسن خلق هستند، مرحمت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: افق حوزه، شماره 281

حُسن خُلق

وقتى که رسول خدا این پرسش را مطرح فرمودند که آیا نمى‌خواهید شما را به بهترین اخلاق در دنیا و آخرت رهنمایى کنم؟ خود پاسخ فرمودند: ألا ادلکم على خیر أخلاق الدنیا والاخرة؟ تصل من قطعک و تعطى من حرمک و تعفو عمن ظلمک؛ تحف‌العقول/ ص‌45،

یعنى حسن خلق این است که اگر کسى با تو قهر کرده، تو سلامش کن یا اگر از کسى چیزى خواستى و او نداد، تو به او لطف و توجه داشته باش، اگر کسى به شما ظلم کرده شما عفوش نما، نه این‌که او بیاید و معذرت خواهى کند و شما ببخشى؛ چون این «تقبل معذرته» مى‌باشد نه «تعفو عمن‌ ظلمک» باید توجه داشت که این مسایل، مواردش فرق مى‌کند و باید عناوین دیگرى را هم مراعات کرد که لازمه‌اش این است که گاهى عفو کردن خوب نیست.

حسن خلق، یک صفت نفسانى است که انسان قدرى به احساسات درونى و غرایزش مسلط باشد، به‌طورى که تمام آن‌ها تابع عقل باشند. مثلاً حضرت امیرالمؤمنین على علیه‌السلام با دیدن یتیمى گریه مى‌کرد و عواطفش متأثر مى‌شد، ولى آن‌جایى که در جنگ، یهودى و کفار را مى‌کشت، متأثر نمى‌شد.

بنابراین، چنین حالاتى نیاز به مقدماتى دارد که عمده‌ترین آن تحصیل معرفت الهى براى فرد است وگرنه صرف مسلط بودن بر نفس، کمال نیست. گاهى در اینجا شیطنت نیز دخیل مى‌شود، معاویه هیچ‌گاه اوقاتش تلخ نمى‌شد و به خودش خیلى مسلط بود و این شیطنت بود که معاویه آن‌را براى رسیدن به دنیا بکار مى‌گرفت.

گاهى اوقات، حسن خلق تقاضا مى‌کند که انسان اوقات تلخى کند، شما اگر فرزندتان را براى درس خواندن راهنمایى نکنید، آیا اسمش حسن خلق است؟ کسى به شما جسارت کرد و شما از خودتان دفاع نکنید، آیا این حسن خلق است؟

بى‌شک این‌طور نیست و لذا علماى اخلاق فرمودند که در تمام اوصاف انسانى، افراط و تفریط بد و اعتدالش خوب است؛ مثلاً، سخاوت این است که انسان از مالش بگذارد و کمک کند ولى اگر این کمک به حد اسراف برسد و یا مالش را هدر دهد،

خوب نیست و از آن طرف اگر به حد بخل برسد نیز خوب نیست، خلاصه از دایره عقل بیرون نرود. بسیارى از عبادت‌ها و درس خواندن‌هاى ما در دایره عقل نیست و جنبه افراط و تفریطى دارد.

پس، حسن خلق تنها خنده رو بودن نیست، بلکه انسان رفتار و کردارش باید تابع عقل باشد. در روایت آمده که حسن خلق، گناهان را از بین مى‌برد؛ ان حسن الخلق یذیب الخطیئة کما تذیب الشمس الجلید؛ بحارالانوار/68/395‌؛ و بى‌شک هیچ شرافت اجتماعى و شخصیت اجتماعى مانند حسن خلق نیست.

کسى که حسن خلق دارد، قهرا در اجتماع شخصیت دارد. برعکس بعضى‌ها با هر چیزى دعوا مى‌کنند، با آسمان و با زمین دعوا مى‌کنند، چنین انسانى نمى‌تواند از گناه خلاص شود، زیرا از یک گناه خلاص مى‌شود، در گناه دیگرى مى‌افتد.

البته برخى، کیفیت ساختمان عصبى‌شان ضعیف است و آن‌جایى که نباید اوقاتشان تلخ شود، زود تند مى‌شوند و از آن طرف بعضى هم طبعا خون‌سردند و آنجایى که باید تند و خشن بشوند، نمى‌توانند چنین شوند، ولى این‌ها تکلیف را ساقط نمى‌کند.

آدمى که اعصابش ضعیف است باید خودش را نگه دارد باید بر اعصاب مسلط باشد نه این‌که اعصاب مسلط بر او باشد. وقتى بر اعصاب و درون خودمان مسلط نباشیم، اخلاق بد از ما صادر مى‌شود که طبق روایت سوءالخلق یفسد العمل.

وقتى عقل حاکم گردد، فرد بى‌جهت عصبانى نمى‌شود؛ به عنوان مثال، حضرت یوسف علیه‌السلام وقتى دید که برادرانش با او به بدترین شکل رفتار کردند؛ فرمود: آن‌ها نمى‌فهمیدند. یا وقتى پدر شیطنت‌هاى بچه را مى‌بیند مى‌گوید: اشکالى ندارد بچه است و همین توجیهات تمام ناراحتى‌هاى عصبى را آرام مى‌کند.

حالا کسى ظلم کرده، بدى کرده، نادان بوده، دیگر شما هم مى‌خواهید نادان شوید؟

اگر کسى به شما بگوید آقا کار جاهلانه نکن، شما ناراحت مى‌شوید، ولى چطور حاضر هستید در برابر ظلم دیگران، کار بد انجام دهید. اعوذ باللّه ان اکون من الجاهلین. خداوند به پیغمبرش مى‌فرماید: با اخلاق نیکو مردم را جلب کن.

خداوند متعال، آن‌هایى را که اخلاق نیکو دارند، ثابت نگهدارد و به آن‌هایى هم که فاقد حُسن خلق هستند، مرحمت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: افق حوزه، شماره 281

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

حسن خلق، یک صفت نفسانى است که انسان قدرى به احساسات درونى و غرایزش مسلط باشد، به‌طورى که تمام آن‌ها تابع عقل باشند. مثلاً حضرت امیرالمؤمنین على علیه‌السلام با دیدن یتیمى گریه مى‌کرد و عواطفش متأثر مى‌شد، ولى آن‌جایى که در جنگ، یهودى و کفار را مى‌کشت، متأثر نمى‌شد.

بنابراین، چنین حالاتى نیاز به مقدماتى دارد که عمده‌ترین آن تحصیل معرفت الهى براى فرد است وگرنه صرف مسلط بودن بر نفس، کمال نیست. گاهى در اینجا شیطنت نیز دخیل مى‌شود، معاویه هیچ‌گاه اوقاتش تلخ نمى‌شد و به خودش خیلى مسلط بود و این شیطنت بود که معاویه آن‌را براى رسیدن به دنیا بکار مى‌گرفت.

گاهى اوقات، حسن خلق تقاضا مى‌کند که انسان اوقات تلخى کند، شما اگر فرزندتان را براى درس خواندن راهنمایى نکنید، آیا اسمش حسن خلق است؟ کسى به شما جسارت کرد و شما از خودتان دفاع نکنید، آیا این حسن خلق است؟

بى‌شک این‌طور نیست و لذا علماى اخلاق فرمودند که در تمام اوصاف انسانى، افراط و تفریط بد و اعتدالش خوب است؛ مثلاً، سخاوت این است که انسان از مالش بگذارد و کمک کند ولى اگر این کمک به حد اسراف برسد و یا مالش را هدر دهد،

خوب نیست و از آن طرف اگر به حد بخل برسد نیز خوب نیست، خلاصه از دایره عقل بیرون نرود. بسیارى از عبادت‌ها و درس خواندن‌هاى ما در دایره عقل نیست و جنبه افراط و تفریطى دارد.

پس، حسن خلق تنها خنده رو بودن نیست، بلکه انسان رفتار و کردارش باید تابع عقل باشد. در روایت آمده که حسن خلق، گناهان را از بین مى‌برد؛ ان حسن الخلق یذیب الخطیئة کما تذیب الشمس الجلید؛ بحارالانوار/68/395‌؛ و بى‌شک هیچ شرافت اجتماعى و شخصیت اجتماعى مانند حسن خلق نیست.

کسى که حسن خلق دارد، قهرا در اجتماع شخصیت دارد. برعکس بعضى‌ها با هر چیزى دعوا مى‌کنند، با آسمان و با زمین دعوا مى‌کنند، چنین انسانى نمى‌تواند از گناه خلاص شود، زیرا از یک گناه خلاص مى‌شود، در گناه دیگرى مى‌افتد.

البته برخى، کیفیت ساختمان عصبى‌شان ضعیف است و آن‌جایى که نباید اوقاتشان تلخ شود، زود تند مى‌شوند و از آن طرف بعضى هم طبعا خون‌سردند و آنجایى که باید تند و خشن بشوند، نمى‌توانند چنین شوند، ولى این‌ها تکلیف را ساقط نمى‌کند.

آدمى که اعصابش ضعیف است باید خودش را نگه دارد باید بر اعصاب مسلط باشد نه این‌که اعصاب مسلط بر او باشد. وقتى بر اعصاب و درون خودمان مسلط نباشیم، اخلاق بد از ما صادر مى‌شود که طبق روایت سوءالخلق یفسد العمل.

وقتى عقل حاکم گردد، فرد بى‌جهت عصبانى نمى‌شود؛ به عنوان مثال، حضرت یوسف علیه‌السلام وقتى دید که برادرانش با او به بدترین شکل رفتار کردند؛ فرمود: آن‌ها نمى‌فهمیدند. یا وقتى پدر شیطنت‌هاى بچه را مى‌بیند مى‌گوید: اشکالى ندارد بچه است و همین توجیهات تمام ناراحتى‌هاى عصبى را آرام مى‌کند.

حالا کسى ظلم کرده، بدى کرده، نادان بوده، دیگر شما هم مى‌خواهید نادان شوید؟

اگر کسى به شما بگوید آقا کار جاهلانه نکن، شما ناراحت مى‌شوید، ولى چطور حاضر هستید در برابر ظلم دیگران، کار بد انجام دهید. اعوذ باللّه ان اکون من الجاهلین. خداوند به پیغمبرش مى‌فرماید: با اخلاق نیکو مردم را جلب کن.

خداوند متعال، آن‌هایى را که اخلاق نیکو دارند، ثابت نگهدارد و به آن‌هایى هم که فاقد حُسن خلق هستند، مرحمت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: افق حوزه، شماره 281

Starts: 2010/11/22
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
حُسن خُلق

وقتى که رسول خدا این پرسش را مطرح فرمودند که آیا نمى‌خواهید شما را به بهترین اخلاق در دنیا و آخرت رهنمایى کنم؟ خود پاسخ فرمودند: ألا ادلکم على خیر أخلاق الدنیا والاخرة؟ تصل من قطعک و تعطى من حرمک و تعفو عمن ظلمک؛ تحف‌العقول/ ص‌45،

یعنى حسن خلق این است که اگر کسى با تو قهر کرده، تو سلامش کن یا اگر از کسى چیزى خواستى و او نداد، تو به او لطف و توجه داشته باش، اگر کسى به شما ظلم کرده شما عفوش نما، نه این‌که او بیاید و معذرت خواهى کند و شما ببخشى؛ چون این «تقبل معذرته» مى‌باشد نه «تعفو عمن‌ ظلمک» باید توجه داشت که این مسایل، مواردش فرق مى‌کند و باید عناوین دیگرى را هم مراعات کرد که لازمه‌اش این است که گاهى عفو کردن خوب نیست.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap