نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

جهاد با نفس

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل»

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این روایت علم را به سه دسته تقسیم می کند؛ مستحضر هستید که الف و لام العلم، الف و لام عهد است، یعنی علم انسان ساز و علمی که در این دنیا و جهان آخرت به کار می آید، سه علم است و هر اطلاعات و معلوماتی که خارج از این سه علم باشد، فضل است.

مرحوم فیض کاشانی، در کتاب وافی در بیان این حدیث شریف می فرماید: آیَة مُحکمَة علم الهیات و اصول عقاید یعنی مبدأ و معادشناسی است؛ این که انسان بداند از کجا آمده است و به کجا می رود و فلسفه آمدن او چه بوده است. فریضَة عَادِلة علم اخلاق است، یعنی انسان باید صفات پسندیده را در نفس خود بپروراند؛ سُنة قائمة، علم حدود و احکام است.

بنابراین علمی که در ساختار وجودی هر انسان موثر است، سه علم است که عبارتنداز: علم الهیات، اخلاق و فقه؛ واین سه علم همراه انبیاء برای ساختن انسان بود.

حال انسان باید در دو شاخه عقل عملی و عقل نظری و به قول امروزی ها با جهان بینی و ایدئولوژی، راه هدایت خود را هموار سازد؛ زیرا راه اصلی، از جانب خداوند متعال به انسان ارزانی شده است؛ اما مهم این است که چگونه حرکت کند تا راه درست از راه خلاف تشخیص داده شود، «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ما راه را به بشر نشان دادیم، خواه راه سعادت برود یا راه شقاوت را اختیار کند.

اما راه إیصال إلی المطلوب که انسان را به مقصد برساند، راه دیگری است که خداوند در قرآن آن را معین کرده و می فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ» البته جهاد با نفس بزرگترین نوع جهاد است که به مراتب از جنگ و قتال با دشمن بالاتر است، زیرا معصوم (علیه السلام) می فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُك» ، دشمن ترین دشمن انسان، نفس و خواهش های نفسانی اوست.
ای شها کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون
شیر آن نبود که صف ها بشکند شیر آن باشد که خود را بشکند

کسانی که جدیت و کوشش نموده اند نه تنها یک راه، بلکه راههای هدایت را برای رسیدن کمال و مقصد به آنان نشان می دهیم؛ بنابراین انسان باید به موازات عقل نظری که جهان بینی باشد، در عقل عملی هم کار کند و علم توام با عمل باشد.

حال، این عقل عملی که همان ایدئولوژی است چند مرتبه دارد؛ تجلیه، تخلیه، تحلیه وفناء؛ یعنی انسانی که سالک الی الله است و سیر و سلوک به سوی حق تبارک و تعالی دارد، در مرحله اول باید خود را به ظواهر احکام شرع آراسته کند که این را تجلیه گویند؛ مرتبه دوم که عبارت از تخلیه است، یعنی سالک الی الله باید اعضاء و جوارح خود را از صفات مضر نفسانی خالی و پاک کند؛ مرتبه سوم که تحلیه است به معنای آراسته شدن به اوصاف و خصائل پسندیده است؛ چهارمین و آخرین مرتبه عقل عملی فناء، یعنی تسلیم شدن در مقابل دستورات خداوند طبق کتاب و سنت است؛ و انبیاء آمده اند تا طبق این ایدئولوژی انسانها را هدایت نمایند.

اولین راه رسیدن به لقاءالله عمل به واجبات و ترک محرمات است و انسان بدون در نظر گرفتن این دو مقوله به هیچ جایی نمی رسد، گرچه همه ما از نظر تکوین در محضر حق تبارک و تعالی هستیم ، اما از نظر تشریع باید سیروسلوک را از همین راه شروع کرد، برای رسیدن به سوی خداوند متعال، مقامات متفاوتی را نقل کرده اند، بعضی گفته اند در این راه هزار مقام وجود دارد که به این اوصاف باشد و به نوعی خود را در مسیر این مقامات قرار دهد تا به خداوند تقرب پیدا کند. بعضی دیگر، صد منزل و مقام، یا میدان گفته اند که در واقع هر کدام از این میادین صدگانه میدانی از میدانهای جنگ با نفس است؛ که اولین آنها یقظه و آخرین آنها توحید می باشد.
خلق ترسند از تو من ترسم زخود کز تو نیکی دیده ام و از خویش بد
می گریزم تا رگم جنبان بود کی فرار از خویشتن آسان بود
نه به هند است ایمن ونه در یمن آنکه خصم اوست سایه ی خویشتن

بعضی دیگر می گویند بین انسان و خداوند دو مقام است: اول از خود گذشتن، دوم غیر خدا را نادیده انگاشتن. اگر در دنیا به این واقعیت نرسد، در آخرت خواهد رسید؛ آن وقتی که خطاب می رسد: «ٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» ، مملکت و هستی مال کیست؟ هیچ کس نمی تواند جواب دهد، تا اینکه خداوند جواب می دهد؛ « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار» مملکت وجود، از خداوند متعال است و مصداق بارز « ولا يُمکِن الفِرارُ مِن حُکومَتِک» آن روز است.

بعضی هم گفته اند بین خداوند و انسان یک منزل است و آن عبارت است از یک قدم بر نفس خود، دیگری در کوی دوست؛ علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان آورده اندکه تفسیر چند آیه از قرآن متضمن این معنا است که چند عضو از بدن دشمن سرسخت انسان هستند؛ «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون» ، زبان، دست و پا، علیه انسان شهادت می دهند:
زبان بسیار سر بر باد داده است زبان ما را عدوی خانه زاد است
نشد خاموش کبک کوهساری از آن شد طعمه باز شکاری
اگر طوطی زبان می بست در کام نه خود را در قفس دیدی نه در دام

کوتاه سخن آنکه باید مواظب حرکات و سکنات اعضاء و جوارح باشیم تا خدای نکرده در راه معصیت الهی گام برنداریم.

خداوندا ما را به راهی بدار که رضای تو در آن است و ما را باز دارد از راهی که سخط تو در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جهاد با نفس

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل»

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این روایت علم را به سه دسته تقسیم می کند؛ مستحضر هستید که الف و لام العلم، الف و لام عهد است، یعنی علم انسان ساز و علمی که در این دنیا و جهان آخرت به کار می آید، سه علم است و هر اطلاعات و معلوماتی که خارج از این سه علم باشد، فضل است.

مرحوم فیض کاشانی، در کتاب وافی در بیان این حدیث شریف می فرماید: آیَة مُحکمَة علم الهیات و اصول عقاید یعنی مبدأ و معادشناسی است؛ این که انسان بداند از کجا آمده است و به کجا می رود و فلسفه آمدن او چه بوده است. فریضَة عَادِلة علم اخلاق است، یعنی انسان باید صفات پسندیده را در نفس خود بپروراند؛ سُنة قائمة، علم حدود و احکام است.

بنابراین علمی که در ساختار وجودی هر انسان موثر است، سه علم است که عبارتنداز: علم الهیات، اخلاق و فقه؛ واین سه علم همراه انبیاء برای ساختن انسان بود.

حال انسان باید در دو شاخه عقل عملی و عقل نظری و به قول امروزی ها با جهان بینی و ایدئولوژی، راه هدایت خود را هموار سازد؛ زیرا راه اصلی، از جانب خداوند متعال به انسان ارزانی شده است؛ اما مهم این است که چگونه حرکت کند تا راه درست از راه خلاف تشخیص داده شود، «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ما راه را به بشر نشان دادیم، خواه راه سعادت برود یا راه شقاوت را اختیار کند.

اما راه إیصال إلی المطلوب که انسان را به مقصد برساند، راه دیگری است که خداوند در قرآن آن را معین کرده و می فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ» البته جهاد با نفس بزرگترین نوع جهاد است که به مراتب از جنگ و قتال با دشمن بالاتر است، زیرا معصوم (علیه السلام) می فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُك» ، دشمن ترین دشمن انسان، نفس و خواهش های نفسانی اوست.
ای شها کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون
شیر آن نبود که صف ها بشکند شیر آن باشد که خود را بشکند

کسانی که جدیت و کوشش نموده اند نه تنها یک راه، بلکه راههای هدایت را برای رسیدن کمال و مقصد به آنان نشان می دهیم؛ بنابراین انسان باید به موازات عقل نظری که جهان بینی باشد، در عقل عملی هم کار کند و علم توام با عمل باشد.

حال، این عقل عملی که همان ایدئولوژی است چند مرتبه دارد؛ تجلیه، تخلیه، تحلیه وفناء؛ یعنی انسانی که سالک الی الله است و سیر و سلوک به سوی حق تبارک و تعالی دارد، در مرحله اول باید خود را به ظواهر احکام شرع آراسته کند که این را تجلیه گویند؛ مرتبه دوم که عبارت از تخلیه است، یعنی سالک الی الله باید اعضاء و جوارح خود را از صفات مضر نفسانی خالی و پاک کند؛ مرتبه سوم که تحلیه است به معنای آراسته شدن به اوصاف و خصائل پسندیده است؛ چهارمین و آخرین مرتبه عقل عملی فناء، یعنی تسلیم شدن در مقابل دستورات خداوند طبق کتاب و سنت است؛ و انبیاء آمده اند تا طبق این ایدئولوژی انسانها را هدایت نمایند.

اولین راه رسیدن به لقاءالله عمل به واجبات و ترک محرمات است و انسان بدون در نظر گرفتن این دو مقوله به هیچ جایی نمی رسد، گرچه همه ما از نظر تکوین در محضر حق تبارک و تعالی هستیم ، اما از نظر تشریع باید سیروسلوک را از همین راه شروع کرد، برای رسیدن به سوی خداوند متعال، مقامات متفاوتی را نقل کرده اند، بعضی گفته اند در این راه هزار مقام وجود دارد که به این اوصاف باشد و به نوعی خود را در مسیر این مقامات قرار دهد تا به خداوند تقرب پیدا کند. بعضی دیگر، صد منزل و مقام، یا میدان گفته اند که در واقع هر کدام از این میادین صدگانه میدانی از میدانهای جنگ با نفس است؛ که اولین آنها یقظه و آخرین آنها توحید می باشد.
خلق ترسند از تو من ترسم زخود کز تو نیکی دیده ام و از خویش بد
می گریزم تا رگم جنبان بود کی فرار از خویشتن آسان بود
نه به هند است ایمن ونه در یمن آنکه خصم اوست سایه ی خویشتن

بعضی دیگر می گویند بین انسان و خداوند دو مقام است: اول از خود گذشتن، دوم غیر خدا را نادیده انگاشتن. اگر در دنیا به این واقعیت نرسد، در آخرت خواهد رسید؛ آن وقتی که خطاب می رسد: «ٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» ، مملکت و هستی مال کیست؟ هیچ کس نمی تواند جواب دهد، تا اینکه خداوند جواب می دهد؛ « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار» مملکت وجود، از خداوند متعال است و مصداق بارز « ولا يُمکِن الفِرارُ مِن حُکومَتِک» آن روز است.

بعضی هم گفته اند بین خداوند و انسان یک منزل است و آن عبارت است از یک قدم بر نفس خود، دیگری در کوی دوست؛ علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان آورده اندکه تفسیر چند آیه از قرآن متضمن این معنا است که چند عضو از بدن دشمن سرسخت انسان هستند؛ «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون» ، زبان، دست و پا، علیه انسان شهادت می دهند:
زبان بسیار سر بر باد داده است زبان ما را عدوی خانه زاد است
نشد خاموش کبک کوهساری از آن شد طعمه باز شکاری
اگر طوطی زبان می بست در کام نه خود را در قفس دیدی نه در دام

کوتاه سخن آنکه باید مواظب حرکات و سکنات اعضاء و جوارح باشیم تا خدای نکرده در راه معصیت الهی گام برنداریم.

خداوندا ما را به راهی بدار که رضای تو در آن است و ما را باز دارد از راهی که سخط تو در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

مرحوم فیض کاشانی، در کتاب وافی در بیان این حدیث شریف می فرماید: آیَة مُحکمَة علم الهیات و اصول عقاید یعنی مبدأ و معادشناسی است؛ این که انسان بداند از کجا آمده است و به کجا می رود و فلسفه آمدن او چه بوده است. فریضَة عَادِلة علم اخلاق است، یعنی انسان باید صفات پسندیده را در نفس خود بپروراند؛ سُنة قائمة، علم حدود و احکام است.

بنابراین علمی که در ساختار وجودی هر انسان موثر است، سه علم است که عبارتنداز: علم الهیات، اخلاق و فقه؛ واین سه علم همراه انبیاء برای ساختن انسان بود.

حال انسان باید در دو شاخه عقل عملی و عقل نظری و به قول امروزی ها با جهان بینی و ایدئولوژی، راه هدایت خود را هموار سازد؛ زیرا راه اصلی، از جانب خداوند متعال به انسان ارزانی شده است؛ اما مهم این است که چگونه حرکت کند تا راه درست از راه خلاف تشخیص داده شود، «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ما راه را به بشر نشان دادیم، خواه راه سعادت برود یا راه شقاوت را اختیار کند.

اما راه إیصال إلی المطلوب که انسان را به مقصد برساند، راه دیگری است که خداوند در قرآن آن را معین کرده و می فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ» البته جهاد با نفس بزرگترین نوع جهاد است که به مراتب از جنگ و قتال با دشمن بالاتر است، زیرا معصوم (علیه السلام) می فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُك» ، دشمن ترین دشمن انسان، نفس و خواهش های نفسانی اوست.
ای شها کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون
شیر آن نبود که صف ها بشکند شیر آن باشد که خود را بشکند

کسانی که جدیت و کوشش نموده اند نه تنها یک راه، بلکه راههای هدایت را برای رسیدن کمال و مقصد به آنان نشان می دهیم؛ بنابراین انسان باید به موازات عقل نظری که جهان بینی باشد، در عقل عملی هم کار کند و علم توام با عمل باشد.

حال، این عقل عملی که همان ایدئولوژی است چند مرتبه دارد؛ تجلیه، تخلیه، تحلیه وفناء؛ یعنی انسانی که سالک الی الله است و سیر و سلوک به سوی حق تبارک و تعالی دارد، در مرحله اول باید خود را به ظواهر احکام شرع آراسته کند که این را تجلیه گویند؛ مرتبه دوم که عبارت از تخلیه است، یعنی سالک الی الله باید اعضاء و جوارح خود را از صفات مضر نفسانی خالی و پاک کند؛ مرتبه سوم که تحلیه است به معنای آراسته شدن به اوصاف و خصائل پسندیده است؛ چهارمین و آخرین مرتبه عقل عملی فناء، یعنی تسلیم شدن در مقابل دستورات خداوند طبق کتاب و سنت است؛ و انبیاء آمده اند تا طبق این ایدئولوژی انسانها را هدایت نمایند.

اولین راه رسیدن به لقاءالله عمل به واجبات و ترک محرمات است و انسان بدون در نظر گرفتن این دو مقوله به هیچ جایی نمی رسد، گرچه همه ما از نظر تکوین در محضر حق تبارک و تعالی هستیم ، اما از نظر تشریع باید سیروسلوک را از همین راه شروع کرد، برای رسیدن به سوی خداوند متعال، مقامات متفاوتی را نقل کرده اند، بعضی گفته اند در این راه هزار مقام وجود دارد که به این اوصاف باشد و به نوعی خود را در مسیر این مقامات قرار دهد تا به خداوند تقرب پیدا کند. بعضی دیگر، صد منزل و مقام، یا میدان گفته اند که در واقع هر کدام از این میادین صدگانه میدانی از میدانهای جنگ با نفس است؛ که اولین آنها یقظه و آخرین آنها توحید می باشد.
خلق ترسند از تو من ترسم زخود کز تو نیکی دیده ام و از خویش بد
می گریزم تا رگم جنبان بود کی فرار از خویشتن آسان بود
نه به هند است ایمن ونه در یمن آنکه خصم اوست سایه ی خویشتن

بعضی دیگر می گویند بین انسان و خداوند دو مقام است: اول از خود گذشتن، دوم غیر خدا را نادیده انگاشتن. اگر در دنیا به این واقعیت نرسد، در آخرت خواهد رسید؛ آن وقتی که خطاب می رسد: «ٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» ، مملکت و هستی مال کیست؟ هیچ کس نمی تواند جواب دهد، تا اینکه خداوند جواب می دهد؛ « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار» مملکت وجود، از خداوند متعال است و مصداق بارز « ولا يُمکِن الفِرارُ مِن حُکومَتِک» آن روز است.

بعضی هم گفته اند بین خداوند و انسان یک منزل است و آن عبارت است از یک قدم بر نفس خود، دیگری در کوی دوست؛ علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان آورده اندکه تفسیر چند آیه از قرآن متضمن این معنا است که چند عضو از بدن دشمن سرسخت انسان هستند؛ «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون» ، زبان، دست و پا، علیه انسان شهادت می دهند:
زبان بسیار سر بر باد داده است زبان ما را عدوی خانه زاد است
نشد خاموش کبک کوهساری از آن شد طعمه باز شکاری
اگر طوطی زبان می بست در کام نه خود را در قفس دیدی نه در دام

کوتاه سخن آنکه باید مواظب حرکات و سکنات اعضاء و جوارح باشیم تا خدای نکرده در راه معصیت الهی گام برنداریم.

خداوندا ما را به راهی بدار که رضای تو در آن است و ما را باز دارد از راهی که سخط تو در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
جهاد با نفس

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل»

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این روایت علم را به سه دسته تقسیم می کند؛ مستحضر هستید که الف و لام العلم، الف و لام عهد است، یعنی علم انسان ساز و علمی که در این دنیا و جهان آخرت به کار می آید، سه علم است و هر اطلاعات و معلوماتی که خارج از این سه علم باشد، فضل است.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap