نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

مقام اعتصام؛ درهای جهنم و بهشت

قال الله تبارک و تعالی: « وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا »
یکی از مقامات اخلاقی سالکین و سائرین الی الله، مقام اعتصام به معنای چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک وتعالی است.

یوسف حسنی و این عالم چو چاه خود رسن صبر است بر حکم اله


یوسفا آمد رسن، در زن تو دست وز رسن غافل مشو بی گه شده است

عالم طبیعت و جهان ماده به منزله چاهی است که انسان در سیر نزولی به آن آمده و باید به وسیله چنگ زدن به حبل الله و دامان عنایات انبیاء خود را از این چاه برهاند.
در قرآن کریم هر چیزی که به این عالم می آید، از آن به نزول و تنزل تعبیر شده است: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر» در جای دیگر می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرين‏ » همچنین در سایر چیزهای دیگر، حتی در خلقت آهن نیز تعبیر شده است: « وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏ » بنابراین خداوند متعال در سیر صعودی، انسان را خلق کرده و او را به این عالم تنزل داده است؛ لذا عوالمی، بالاتر از این عالم نیز هست: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه‏» کسی که خواهان عزت است، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کنند و عمل صالح او را بالا می برند.

بنابراین تعبیر دنیا به عنوان عالم ظلمانی و تاریک، حقیقتاً تعبیر مناسبی است و خیال نشود که اختراعاتی مانند برق می تواند این عالم طبیعت را روشن کند؛ زیرا هزاران لامپ قادر به روشن کردن درون انسان نخواهند بود؛ و آن چیزی که باعث روشن شدن قلوب می شود، اللـهُ نورُ السَّموات و الأرض است؛ زیرا هوا و هوس ها و شهوات، درون انسانها را پر کرده و تنها عاملی که باعث رهایی انسان از این چاه ظلمانی می شود، چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک و تعالی است.

قرآن کریم راه رهایی از این ظلمات را به خوبی برای ما ترسیم نموده و می¬فرماید: « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ » ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد؛ لذا باید ازهوا و هوسها که ازحیوان درنده، درنده تر است، گریخت و باتحمل رنج ها و مشقت ها به سوی خدا رفت.
بحث ما در این است که مرحله اعتصام، میدان بزرگی از میادین مبارزه با نفس است و پیروز این میدان کسی است که با این طناب، خود را از چاه هوا و هوس نجات دهد.

علامه طباطبائی، استنباط زیبایی را از چند آیه شریفه قرآن کرده است که قابل توجه می باشد و برای انسان آموزندگی دارد. قرآن مجید در آیه 44 سوره حجر می فرماید: « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُوم‏ »؛ جهنم هفت در دارد و برای هر دری، گروه معینی تقسیم شده اند. مرحوم علامه در صدد برآمده اند تا موارد این هفت درب را تعیین کند؛ ازطرفی روایتی از حضرت امیرعلیه السلام نقل شده است که خطاب به عده ای فرمودند: «أ تدرونَ کيفَ أبوابُ جهنَّمَ، قلنا کنحوِ هذه الآبواب؛ قال: لا...» آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است؟ عرض کردند: درهای جهنم، مانند درهای دنیا است. در ادامه حضرت فرمود: این گونه نیست، درهای جهنم غیر از درهای دنیایی است.

علامه طباطبائی با استناد به آیات دیگر، این هفت درب را تعبیر کرده و در تفسیر آیه 64 سوره یس که می فرماید: «الْيَوْمَ نخَْتِمُ عَلىَ أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكلَِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشهَْدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون‏»، می گوید: در این آیه شریفه سه درب از درهای جهنم معین شده است؛ یکی دهان است و لقمه های شبهه ناک و حرامی که می خورد، دوم و سوم دست و پای انسان هستند که برای غیر رضای خداوند حرکتی را نشان داده اند یا خدای ناخواسته در راه معصیت قدم بر می دارند.

در آیه بیستم سوره فصلت نیز سه درب دیگراز درهای جهنم بیان شده و می فرماید: « حَتىَّ إِذَا مَا جَاءُوهَا شهَِدَ عَلَيهِْمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَارُهُمْ وَ جُلُودُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏»؛ وقتی به آن می رسند گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه می کردند گواهی می دهند؛ بنابراین گوش، چشم و جلود نیز از دربهای دیگر جهنم هستند که در اینجا منظور از جلود، اشاره به بعضی از غرائز است و چون قرآن عفت زبان وقلم دارد به آن تصریح ننموده است.

هفتمین و آخرین درب جهنم طبق استنباط مرحوم علامه طباطبائی، زبان است که در آیه بیست وچهارم سوره نور بیان شده و می فرماید: «يَوْمَ تَشهَْدُ عَلَيهِْمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏ »؛ زبان نیز به آنچه گفته، شهات می دهد.

البته پیرامون درهای هشتگانه بهشت، در قرآن تصریحی نشده است؛ ولی روایات اهل بیت در این مورد فراوان است. همین هفت درب را در راه سعادت و کمال به کار ببندیم، درهای بهشت را تشکیل می دهند و هشتمین درب که از دربهای جهنم نیست، عقل انسان است؛ چون انسان با عقل، معصیت نمی کند.

بنابراین برحسب برداشت مرحوم علامه باید مواظب اعضاء و جوارح باشیم تا خدای ناکرده به درهای جهنم تبدیل نشوند؛ زیرا دشمن همواره، همراه انسان است؛ اما تصور ما این است که اشخاص دیگری با ما دشمنی می کنند و می خواهند ما را اذیت کنند. در صورتی که اگر غافل باشیم همین دست و پا و گوش و چشم و... بدترین دشمنان ما هستند و روزی علیه ما شهادت خواهند داد.
این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز
در قیامت هر نهان پیدا شود هم ز خود هر مجرمی رسوا شود

وقتی بهار می آید، می شود گفت به نوعی خبر از قیامت می دهد، زیرا کشاورز هر تخمی را که می کارد، در زمستان پنهان است و در بهار جوانه می زند و آشکار می شود که چه چیزی کاشته و چگونه کاشته است. در قیامت نیز اینگونه است، « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر» روزی که تمام پنهانها آشکار می شوند. « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها» زمین هرچه در درون دارد بازگو می کند. لذا مستحب است هر وقت انسان به مسجد می رود، در نقاط مختلف آن نماز بخواند؛ برای آنکه مسجد شهادت می دهد فلانی در این قسمت از زمین نماز خواند.

خداوند متعال، ما را به راهی بدارد که رضای او در آن است وباز دارد از راهی که سخط او در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مقام اعتصام؛ درهای جهنم و بهشت

قال الله تبارک و تعالی: « وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا »
یکی از مقامات اخلاقی سالکین و سائرین الی الله، مقام اعتصام به معنای چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک وتعالی است.

یوسف حسنی و این عالم چو چاه خود رسن صبر است بر حکم اله


یوسفا آمد رسن، در زن تو دست وز رسن غافل مشو بی گه شده است

عالم طبیعت و جهان ماده به منزله چاهی است که انسان در سیر نزولی به آن آمده و باید به وسیله چنگ زدن به حبل الله و دامان عنایات انبیاء خود را از این چاه برهاند.
در قرآن کریم هر چیزی که به این عالم می آید، از آن به نزول و تنزل تعبیر شده است: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر» در جای دیگر می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرين‏ » همچنین در سایر چیزهای دیگر، حتی در خلقت آهن نیز تعبیر شده است: « وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏ » بنابراین خداوند متعال در سیر صعودی، انسان را خلق کرده و او را به این عالم تنزل داده است؛ لذا عوالمی، بالاتر از این عالم نیز هست: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه‏» کسی که خواهان عزت است، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کنند و عمل صالح او را بالا می برند.

بنابراین تعبیر دنیا به عنوان عالم ظلمانی و تاریک، حقیقتاً تعبیر مناسبی است و خیال نشود که اختراعاتی مانند برق می تواند این عالم طبیعت را روشن کند؛ زیرا هزاران لامپ قادر به روشن کردن درون انسان نخواهند بود؛ و آن چیزی که باعث روشن شدن قلوب می شود، اللـهُ نورُ السَّموات و الأرض است؛ زیرا هوا و هوس ها و شهوات، درون انسانها را پر کرده و تنها عاملی که باعث رهایی انسان از این چاه ظلمانی می شود، چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک و تعالی است.

قرآن کریم راه رهایی از این ظلمات را به خوبی برای ما ترسیم نموده و می¬فرماید: « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ » ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد؛ لذا باید ازهوا و هوسها که ازحیوان درنده، درنده تر است، گریخت و باتحمل رنج ها و مشقت ها به سوی خدا رفت.
بحث ما در این است که مرحله اعتصام، میدان بزرگی از میادین مبارزه با نفس است و پیروز این میدان کسی است که با این طناب، خود را از چاه هوا و هوس نجات دهد.

علامه طباطبائی، استنباط زیبایی را از چند آیه شریفه قرآن کرده است که قابل توجه می باشد و برای انسان آموزندگی دارد. قرآن مجید در آیه 44 سوره حجر می فرماید: « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُوم‏ »؛ جهنم هفت در دارد و برای هر دری، گروه معینی تقسیم شده اند. مرحوم علامه در صدد برآمده اند تا موارد این هفت درب را تعیین کند؛ ازطرفی روایتی از حضرت امیرعلیه السلام نقل شده است که خطاب به عده ای فرمودند: «أ تدرونَ کيفَ أبوابُ جهنَّمَ، قلنا کنحوِ هذه الآبواب؛ قال: لا...» آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است؟ عرض کردند: درهای جهنم، مانند درهای دنیا است. در ادامه حضرت فرمود: این گونه نیست، درهای جهنم غیر از درهای دنیایی است.

علامه طباطبائی با استناد به آیات دیگر، این هفت درب را تعبیر کرده و در تفسیر آیه 64 سوره یس که می فرماید: «الْيَوْمَ نخَْتِمُ عَلىَ أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكلَِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشهَْدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون‏»، می گوید: در این آیه شریفه سه درب از درهای جهنم معین شده است؛ یکی دهان است و لقمه های شبهه ناک و حرامی که می خورد، دوم و سوم دست و پای انسان هستند که برای غیر رضای خداوند حرکتی را نشان داده اند یا خدای ناخواسته در راه معصیت قدم بر می دارند.

در آیه بیستم سوره فصلت نیز سه درب دیگراز درهای جهنم بیان شده و می فرماید: « حَتىَّ إِذَا مَا جَاءُوهَا شهَِدَ عَلَيهِْمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَارُهُمْ وَ جُلُودُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏»؛ وقتی به آن می رسند گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه می کردند گواهی می دهند؛ بنابراین گوش، چشم و جلود نیز از دربهای دیگر جهنم هستند که در اینجا منظور از جلود، اشاره به بعضی از غرائز است و چون قرآن عفت زبان وقلم دارد به آن تصریح ننموده است.

هفتمین و آخرین درب جهنم طبق استنباط مرحوم علامه طباطبائی، زبان است که در آیه بیست وچهارم سوره نور بیان شده و می فرماید: «يَوْمَ تَشهَْدُ عَلَيهِْمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏ »؛ زبان نیز به آنچه گفته، شهات می دهد.

البته پیرامون درهای هشتگانه بهشت، در قرآن تصریحی نشده است؛ ولی روایات اهل بیت در این مورد فراوان است. همین هفت درب را در راه سعادت و کمال به کار ببندیم، درهای بهشت را تشکیل می دهند و هشتمین درب که از دربهای جهنم نیست، عقل انسان است؛ چون انسان با عقل، معصیت نمی کند.

بنابراین برحسب برداشت مرحوم علامه باید مواظب اعضاء و جوارح باشیم تا خدای ناکرده به درهای جهنم تبدیل نشوند؛ زیرا دشمن همواره، همراه انسان است؛ اما تصور ما این است که اشخاص دیگری با ما دشمنی می کنند و می خواهند ما را اذیت کنند. در صورتی که اگر غافل باشیم همین دست و پا و گوش و چشم و... بدترین دشمنان ما هستند و روزی علیه ما شهادت خواهند داد.
این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز
در قیامت هر نهان پیدا شود هم ز خود هر مجرمی رسوا شود

وقتی بهار می آید، می شود گفت به نوعی خبر از قیامت می دهد، زیرا کشاورز هر تخمی را که می کارد، در زمستان پنهان است و در بهار جوانه می زند و آشکار می شود که چه چیزی کاشته و چگونه کاشته است. در قیامت نیز اینگونه است، « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر» روزی که تمام پنهانها آشکار می شوند. « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها» زمین هرچه در درون دارد بازگو می کند. لذا مستحب است هر وقت انسان به مسجد می رود، در نقاط مختلف آن نماز بخواند؛ برای آنکه مسجد شهادت می دهد فلانی در این قسمت از زمین نماز خواند.

خداوند متعال، ما را به راهی بدارد که رضای او در آن است وباز دارد از راهی که سخط او در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

عالم طبیعت و جهان ماده به منزله چاهی است که انسان در سیر نزولی به آن آمده و باید به وسیله چنگ زدن به حبل الله و دامان عنایات انبیاء خود را از این چاه برهاند.
در قرآن کریم هر چیزی که به این عالم می آید، از آن به نزول و تنزل تعبیر شده است: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر» در جای دیگر می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرين‏ » همچنین در سایر چیزهای دیگر، حتی در خلقت آهن نیز تعبیر شده است: « وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏ » بنابراین خداوند متعال در سیر صعودی، انسان را خلق کرده و او را به این عالم تنزل داده است؛ لذا عوالمی، بالاتر از این عالم نیز هست: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه‏» کسی که خواهان عزت است، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کنند و عمل صالح او را بالا می برند.

بنابراین تعبیر دنیا به عنوان عالم ظلمانی و تاریک، حقیقتاً تعبیر مناسبی است و خیال نشود که اختراعاتی مانند برق می تواند این عالم طبیعت را روشن کند؛ زیرا هزاران لامپ قادر به روشن کردن درون انسان نخواهند بود؛ و آن چیزی که باعث روشن شدن قلوب می شود، اللـهُ نورُ السَّموات و الأرض است؛ زیرا هوا و هوس ها و شهوات، درون انسانها را پر کرده و تنها عاملی که باعث رهایی انسان از این چاه ظلمانی می شود، چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک و تعالی است.

قرآن کریم راه رهایی از این ظلمات را به خوبی برای ما ترسیم نموده و می¬فرماید: « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ » ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد؛ لذا باید ازهوا و هوسها که ازحیوان درنده، درنده تر است، گریخت و باتحمل رنج ها و مشقت ها به سوی خدا رفت.
بحث ما در این است که مرحله اعتصام، میدان بزرگی از میادین مبارزه با نفس است و پیروز این میدان کسی است که با این طناب، خود را از چاه هوا و هوس نجات دهد.

علامه طباطبائی، استنباط زیبایی را از چند آیه شریفه قرآن کرده است که قابل توجه می باشد و برای انسان آموزندگی دارد. قرآن مجید در آیه 44 سوره حجر می فرماید: « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُوم‏ »؛ جهنم هفت در دارد و برای هر دری، گروه معینی تقسیم شده اند. مرحوم علامه در صدد برآمده اند تا موارد این هفت درب را تعیین کند؛ ازطرفی روایتی از حضرت امیرعلیه السلام نقل شده است که خطاب به عده ای فرمودند: «أ تدرونَ کيفَ أبوابُ جهنَّمَ، قلنا کنحوِ هذه الآبواب؛ قال: لا...» آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است؟ عرض کردند: درهای جهنم، مانند درهای دنیا است. در ادامه حضرت فرمود: این گونه نیست، درهای جهنم غیر از درهای دنیایی است.

علامه طباطبائی با استناد به آیات دیگر، این هفت درب را تعبیر کرده و در تفسیر آیه 64 سوره یس که می فرماید: «الْيَوْمَ نخَْتِمُ عَلىَ أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكلَِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشهَْدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون‏»، می گوید: در این آیه شریفه سه درب از درهای جهنم معین شده است؛ یکی دهان است و لقمه های شبهه ناک و حرامی که می خورد، دوم و سوم دست و پای انسان هستند که برای غیر رضای خداوند حرکتی را نشان داده اند یا خدای ناخواسته در راه معصیت قدم بر می دارند.

در آیه بیستم سوره فصلت نیز سه درب دیگراز درهای جهنم بیان شده و می فرماید: « حَتىَّ إِذَا مَا جَاءُوهَا شهَِدَ عَلَيهِْمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَارُهُمْ وَ جُلُودُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏»؛ وقتی به آن می رسند گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه می کردند گواهی می دهند؛ بنابراین گوش، چشم و جلود نیز از دربهای دیگر جهنم هستند که در اینجا منظور از جلود، اشاره به بعضی از غرائز است و چون قرآن عفت زبان وقلم دارد به آن تصریح ننموده است.

هفتمین و آخرین درب جهنم طبق استنباط مرحوم علامه طباطبائی، زبان است که در آیه بیست وچهارم سوره نور بیان شده و می فرماید: «يَوْمَ تَشهَْدُ عَلَيهِْمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏ »؛ زبان نیز به آنچه گفته، شهات می دهد.

البته پیرامون درهای هشتگانه بهشت، در قرآن تصریحی نشده است؛ ولی روایات اهل بیت در این مورد فراوان است. همین هفت درب را در راه سعادت و کمال به کار ببندیم، درهای بهشت را تشکیل می دهند و هشتمین درب که از دربهای جهنم نیست، عقل انسان است؛ چون انسان با عقل، معصیت نمی کند.

بنابراین برحسب برداشت مرحوم علامه باید مواظب اعضاء و جوارح باشیم تا خدای ناکرده به درهای جهنم تبدیل نشوند؛ زیرا دشمن همواره، همراه انسان است؛ اما تصور ما این است که اشخاص دیگری با ما دشمنی می کنند و می خواهند ما را اذیت کنند. در صورتی که اگر غافل باشیم همین دست و پا و گوش و چشم و... بدترین دشمنان ما هستند و روزی علیه ما شهادت خواهند داد.
این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز
در قیامت هر نهان پیدا شود هم ز خود هر مجرمی رسوا شود

وقتی بهار می آید، می شود گفت به نوعی خبر از قیامت می دهد، زیرا کشاورز هر تخمی را که می کارد، در زمستان پنهان است و در بهار جوانه می زند و آشکار می شود که چه چیزی کاشته و چگونه کاشته است. در قیامت نیز اینگونه است، « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر» روزی که تمام پنهانها آشکار می شوند. « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها» زمین هرچه در درون دارد بازگو می کند. لذا مستحب است هر وقت انسان به مسجد می رود، در نقاط مختلف آن نماز بخواند؛ برای آنکه مسجد شهادت می دهد فلانی در این قسمت از زمین نماز خواند.

خداوند متعال، ما را به راهی بدارد که رضای او در آن است وباز دارد از راهی که سخط او در آن است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
مقام اعتصام؛ درهای جهنم و بهشت

قال الله تبارک و تعالی: « وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا »
یکی از مقامات اخلاقی سالکین و سائرین الی الله، مقام اعتصام به معنای چنگ زدن به دامان عنایات حق تبارک وتعالی است.

یوسف حسنی و این عالم چو چاه خود رسن صبر است بر حکم اله


یوسفا آمد رسن، در زن تو دست وز رسن غافل مشو بی گه شده است

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap