نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله میرزا عبدالکریم حق شناس

حسرت چه را می خورید؟

میان عرب، زنی بود که عقلش کم بود. وضعش خوب بود. دستور می داد مثلا گونی ببافند. خیلی سخت گیری می کرد که خوب ببافند. غروب که می شد، می گفت همه را بشکافید. همه اینها که بافته اید، بشکافید.

حالا شما آنچه از صفت های خوب به دست آورده اید، ادامه بدهید. حضرت می گفت:«من تاب ولم یفتح ولم یرزقه سمائه ولم یغیر لباسه و لم یغیر جلسائه» آیا قلب من گشایشی پیدا کرده؟ حالم عوض شده؟ یا خدای نکرده همان هستم که بودم.

گفت یک مسخره بود که مردم را می خنداند و نمونه هایش امروز هم هست. گفت: من همه مردم را خنداندم ، غیر از امام زین العابدین (علیه السلام) داشت می رفت و سرش را پایین انداخته بود و دو غلام هم پشت سرش بود. مسخره دستور داد عبای امام را بردارید. عبا را برداشتند. حضرت پرسید چه کسی این کار را کرد؟ گفتند: آقا ، این مسخره است که مردم را می خنداند و...حضرت گفت: روزی برای اینها در نظر گرفته شده که خسران و زیانشان را به چشم می بینند. کسانی که عملشان باطل است.

بعد از برنامه ای یک نفر به رادیو تلفن کرد و گفت: این مضحکه ها را گفتید، حالا چیزی هم بگویید که به درد مردم بخورد. حالا یک حرف هم بزنید.

باغ های شبانه

«ان بین اللیل و النهار روضه من ریاض الجنه یرتعی فیها الابرار و یتنعم فی حدائقها المتقون فادبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» یک نفر آمد و گفت : باغ می آیی؟ گفتم: کجاست؟ لابد دماوند است. گفت: نه، بین شب و روز باغ هایی است که در آنها ابرار و نیکان و متقین تنعم می کنند و روحشان را قوه می دهند. «و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» نفس هایتان را تأدیب کنید. اول شب قرآن بخوانید. یک دفعه رسول پروردگار می آید. این اشاره به ذیل حرف پیامبر است «فأدبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» در سوره والذاریات « وبالاسحارهم یستغفرون» علامت مومنان  را می گوید عزیز من! «و بالاسحارهم یستغفرون»

غرض این است که حضرت می فرماید«والرحله قد اذلتکم» رحلت چیست؟ امیر المومنین (صلوات الله و سلام علیه) بین نماز مغرب و عشا بلند می شد و می گفت: «الرحیل ، الرحیل . یرحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» این ندا را سر می داد: «والرحله قد اذلتکم» یعنی متوجه باشید. وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) به عالم بالا رفت، ملایک آمدند و خیر مقدم گفتند. قابض الارواح، ملک الموت برای خیر مقدم نیامد.

حضرت به جبرئیل فرمود: این کیست که نیامده و اکراهی هم در وجود من پیدا شده است؟ عرض کرد: یا رسول الله این قابض الارواح است و دقیقه ای سرش را از شما بر نمی گرداند.«والرحله قداذلتکم والهادی هدی الیکم» یعنی آنکه باید ندا کند، هر روز ندا می کند عزیز من! «مامن لیله الا و ملک الموت ینادی یا اهل القبور لمن یغبطون الیوم» آی اهل قبور شما که هول مطلع را دیدید، برای چه حسرت می خورید؟ جواب می دهند «نحن نغبطون المومنون فی مساجدهم، لانهم یعملون و لا نصلی» آنها مسجد می روند، ما نمی رویم، نماز می خوانند، زکات می دهند، ما نمی دهیم. «یتصدقون بما فعل عن عیالهم» از مخارج شان صدقه می دهند، ما نمی دهیم.آنها ماه رمضان را «یصومون» ولی دارالتجاره ما بسته شده است. «ما من لیله» عزیز من، نکره در سیاق نفی، افاقه عموم می کند: «الهادی قد هدی » هدی یهدی ناقص است. یعنی آن ملکی که هی می گوید«الرحیل ،الرحیل» امیرالمومنین هم که می فرمود« فقد نودی فیکم بالرحیل» ، غرض اینکه مواظب باش، یک یادگاری به دست آورده ای، سر شب قدری قرآن بخوان  رسم خودم را می گویم ، هر وقت غصه دار می شوم، می فهمم سوره یس نخوانده ام. چون سوره یس، 10 خاصیت دارد، یکی اینکه مفرح است. یعنی غمی که دارید، فوری برمی گرداند. 10 خاصیت دارد داداش من! کسی که عذب باشد، ازدواج می کند .. کسی که گم شده باشد پیدایش می کند....

قدری قرآن بخوان، اول شب می گوید: «ایهاالقانطون، قوموا» . مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. بعد می گوید« ایها المستغفرون قوموا» مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. صبح که طلوع می کند، می گوید«ایهاالغافلون ، قوموا» حضرت می فرماید اینها مثل مرده ها بلند می شوند.

امیر المومنین (علیه السلام)چنین کسی بود

بزرگان ما از مثال های کوچک، نتیجه های بزرگ می گرفتند. آمد پیش قاضی، گفت: می خواهم زنم را طلاق بدهم. زن گفت: اگر در شریعت روا بود که من رویم را کنار بزنم می دانستی که جایز نیست این مرد مرا طلاق دهد. قاضی غش کرد . یعنی اگر جایز بود که بنده عظمت خدا را ببیند، خدا که دیده نمی شود وقتی گفت «سلونی قبل ان تفقدونی» هر چه می خواهید از من بپرسید، گفتند«یا امیرالمومنین، خدا را دیده ای؟» فرمود «لاتدرکه الابصار» قلب او را درک می کند. «بحقایق الادیان» وقتی به باب سلامت رسید، آن وقت بت قلبش با خدا صحبت می کند. «قداحیی عقله »دایم «تدافعه الاابواب الی باب السلام» وقتی به باب سلامت رسید، درجه پایین آن اینکه حضرت فرمود «من لم اعبدربَاّ لم اره»خدایی که ندیدم، عبادت نمی کنم. اما او را به حقیقت ایمان درک می کنم. در همان قضیه «سلونی قبل ان تفقدونی» بپرسید هر چه می خواهید؛ یکی بلند شد که بین مشرق و مغرب چقدر فاصله است؟ امیر المومنین (علیه السلام ) چنین کسی بود.

تو به دنیا نگاه نکن!

مومن «بدنه مع اهل الدنیا و قلبه و عقله معاین الاخره و رفع عقله عن اهل الدنیا» به به، پروردگار ، عقلش را از اهل دنیا برمی دارد.

خدا آقا سید الهادی را رحمت کند. کتابی بود که برایش فرستادم درباره اینکه مومن چهار قلب دارد. ما دو قلب داریم. دو تای دیگرش آن است که «یرون مالا یری الناس ویسمعون مالا یسمع الناس» آنها اگر در باطن شان شعله ور شود، ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) « ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به زهره الحیاة الدنیا» ما به قریش قصرها و زینت ها را داده ایم. تو نگاه نکن. این بود که پیغمبر (صلی الله علیه وآله و سلم) وقتی نگاه می کرد، می گفت «ولقد غان قلبی » قلبم در حجاب رفت. به همین دیدن. « و لا تمدن عینیک» ای پیامبر، نمی خواهم به این عمارت ها نگاه کنی.

اما من حسرتش را دارم. من با او خیلی فرق می کنم عزیز من. همین که از نهادش شعله ور می شود ، قوه اطفاییه پروردگار آن را خاموش می کند. آیا این قوه را دارم ؟ آیا شما دارید؟

حسرت چه را می خورید؟

میان عرب، زنی بود که عقلش کم بود. وضعش خوب بود. دستور می داد مثلا گونی ببافند. خیلی سخت گیری می کرد که خوب ببافند. غروب که می شد، می گفت همه را بشکافید. همه اینها که بافته اید، بشکافید.

حالا شما آنچه از صفت های خوب به دست آورده اید، ادامه بدهید. حضرت می گفت:«من تاب ولم یفتح ولم یرزقه سمائه ولم یغیر لباسه و لم یغیر جلسائه» آیا قلب من گشایشی پیدا کرده؟ حالم عوض شده؟ یا خدای نکرده همان هستم که بودم.

گفت یک مسخره بود که مردم را می خنداند و نمونه هایش امروز هم هست. گفت: من همه مردم را خنداندم ، غیر از امام زین العابدین (علیه السلام) داشت می رفت و سرش را پایین انداخته بود و دو غلام هم پشت سرش بود. مسخره دستور داد عبای امام را بردارید. عبا را برداشتند. حضرت پرسید چه کسی این کار را کرد؟ گفتند: آقا ، این مسخره است که مردم را می خنداند و...حضرت گفت: روزی برای اینها در نظر گرفته شده که خسران و زیانشان را به چشم می بینند. کسانی که عملشان باطل است.

بعد از برنامه ای یک نفر به رادیو تلفن کرد و گفت: این مضحکه ها را گفتید، حالا چیزی هم بگویید که به درد مردم بخورد. حالا یک حرف هم بزنید.

باغ های شبانه

«ان بین اللیل و النهار روضه من ریاض الجنه یرتعی فیها الابرار و یتنعم فی حدائقها المتقون فادبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» یک نفر آمد و گفت : باغ می آیی؟ گفتم: کجاست؟ لابد دماوند است. گفت: نه، بین شب و روز باغ هایی است که در آنها ابرار و نیکان و متقین تنعم می کنند و روحشان را قوه می دهند. «و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» نفس هایتان را تأدیب کنید. اول شب قرآن بخوانید. یک دفعه رسول پروردگار می آید. این اشاره به ذیل حرف پیامبر است «فأدبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» در سوره والذاریات « وبالاسحارهم یستغفرون» علامت مومنان  را می گوید عزیز من! «و بالاسحارهم یستغفرون»

غرض این است که حضرت می فرماید«والرحله قد اذلتکم» رحلت چیست؟ امیر المومنین (صلوات الله و سلام علیه) بین نماز مغرب و عشا بلند می شد و می گفت: «الرحیل ، الرحیل . یرحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» این ندا را سر می داد: «والرحله قد اذلتکم» یعنی متوجه باشید. وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) به عالم بالا رفت، ملایک آمدند و خیر مقدم گفتند. قابض الارواح، ملک الموت برای خیر مقدم نیامد.

حضرت به جبرئیل فرمود: این کیست که نیامده و اکراهی هم در وجود من پیدا شده است؟ عرض کرد: یا رسول الله این قابض الارواح است و دقیقه ای سرش را از شما بر نمی گرداند.«والرحله قداذلتکم والهادی هدی الیکم» یعنی آنکه باید ندا کند، هر روز ندا می کند عزیز من! «مامن لیله الا و ملک الموت ینادی یا اهل القبور لمن یغبطون الیوم» آی اهل قبور شما که هول مطلع را دیدید، برای چه حسرت می خورید؟ جواب می دهند «نحن نغبطون المومنون فی مساجدهم، لانهم یعملون و لا نصلی» آنها مسجد می روند، ما نمی رویم، نماز می خوانند، زکات می دهند، ما نمی دهیم. «یتصدقون بما فعل عن عیالهم» از مخارج شان صدقه می دهند، ما نمی دهیم.آنها ماه رمضان را «یصومون» ولی دارالتجاره ما بسته شده است. «ما من لیله» عزیز من، نکره در سیاق نفی، افاقه عموم می کند: «الهادی قد هدی » هدی یهدی ناقص است. یعنی آن ملکی که هی می گوید«الرحیل ،الرحیل» امیرالمومنین هم که می فرمود« فقد نودی فیکم بالرحیل» ، غرض اینکه مواظب باش، یک یادگاری به دست آورده ای، سر شب قدری قرآن بخوان  رسم خودم را می گویم ، هر وقت غصه دار می شوم، می فهمم سوره یس نخوانده ام. چون سوره یس، 10 خاصیت دارد، یکی اینکه مفرح است. یعنی غمی که دارید، فوری برمی گرداند. 10 خاصیت دارد داداش من! کسی که عذب باشد، ازدواج می کند .. کسی که گم شده باشد پیدایش می کند....

قدری قرآن بخوان، اول شب می گوید: «ایهاالقانطون، قوموا» . مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. بعد می گوید« ایها المستغفرون قوموا» مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. صبح که طلوع می کند، می گوید«ایهاالغافلون ، قوموا» حضرت می فرماید اینها مثل مرده ها بلند می شوند.

امیر المومنین (علیه السلام)چنین کسی بود

بزرگان ما از مثال های کوچک، نتیجه های بزرگ می گرفتند. آمد پیش قاضی، گفت: می خواهم زنم را طلاق بدهم. زن گفت: اگر در شریعت روا بود که من رویم را کنار بزنم می دانستی که جایز نیست این مرد مرا طلاق دهد. قاضی غش کرد . یعنی اگر جایز بود که بنده عظمت خدا را ببیند، خدا که دیده نمی شود وقتی گفت «سلونی قبل ان تفقدونی» هر چه می خواهید از من بپرسید، گفتند«یا امیرالمومنین، خدا را دیده ای؟» فرمود «لاتدرکه الابصار» قلب او را درک می کند. «بحقایق الادیان» وقتی به باب سلامت رسید، آن وقت بت قلبش با خدا صحبت می کند. «قداحیی عقله »دایم «تدافعه الاابواب الی باب السلام» وقتی به باب سلامت رسید، درجه پایین آن اینکه حضرت فرمود «من لم اعبدربَاّ لم اره»خدایی که ندیدم، عبادت نمی کنم. اما او را به حقیقت ایمان درک می کنم. در همان قضیه «سلونی قبل ان تفقدونی» بپرسید هر چه می خواهید؛ یکی بلند شد که بین مشرق و مغرب چقدر فاصله است؟ امیر المومنین (علیه السلام ) چنین کسی بود.

تو به دنیا نگاه نکن!

مومن «بدنه مع اهل الدنیا و قلبه و عقله معاین الاخره و رفع عقله عن اهل الدنیا» به به، پروردگار ، عقلش را از اهل دنیا برمی دارد.

خدا آقا سید الهادی را رحمت کند. کتابی بود که برایش فرستادم درباره اینکه مومن چهار قلب دارد. ما دو قلب داریم. دو تای دیگرش آن است که «یرون مالا یری الناس ویسمعون مالا یسمع الناس» آنها اگر در باطن شان شعله ور شود، ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) « ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به زهره الحیاة الدنیا» ما به قریش قصرها و زینت ها را داده ایم. تو نگاه نکن. این بود که پیغمبر (صلی الله علیه وآله و سلم) وقتی نگاه می کرد، می گفت «ولقد غان قلبی » قلبم در حجاب رفت. به همین دیدن. « و لا تمدن عینیک» ای پیامبر، نمی خواهم به این عمارت ها نگاه کنی.

اما من حسرتش را دارم. من با او خیلی فرق می کنم عزیز من. همین که از نهادش شعله ور می شود ، قوه اطفاییه پروردگار آن را خاموش می کند. آیا این قوه را دارم ؟ آیا شما دارید؟

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

گفت یک مسخره بود که مردم را می خنداند و نمونه هایش امروز هم هست. گفت: من همه مردم را خنداندم ، غیر از امام زین العابدین (علیه السلام) داشت می رفت و سرش را پایین انداخته بود و دو غلام هم پشت سرش بود. مسخره دستور داد عبای امام را بردارید. عبا را برداشتند. حضرت پرسید چه کسی این کار را کرد؟ گفتند: آقا ، این مسخره است که مردم را می خنداند و...حضرت گفت: روزی برای اینها در نظر گرفته شده که خسران و زیانشان را به چشم می بینند. کسانی که عملشان باطل است.

بعد از برنامه ای یک نفر به رادیو تلفن کرد و گفت: این مضحکه ها را گفتید، حالا چیزی هم بگویید که به درد مردم بخورد. حالا یک حرف هم بزنید.

باغ های شبانه

«ان بین اللیل و النهار روضه من ریاض الجنه یرتعی فیها الابرار و یتنعم فی حدائقها المتقون فادبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» یک نفر آمد و گفت : باغ می آیی؟ گفتم: کجاست؟ لابد دماوند است. گفت: نه، بین شب و روز باغ هایی است که در آنها ابرار و نیکان و متقین تنعم می کنند و روحشان را قوه می دهند. «و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» نفس هایتان را تأدیب کنید. اول شب قرآن بخوانید. یک دفعه رسول پروردگار می آید. این اشاره به ذیل حرف پیامبر است «فأدبوا نفوسکم رحمکم الله بقرائه القرآن فی اوله و بالتضرع و الاستغفار» در سوره والذاریات « وبالاسحارهم یستغفرون» علامت مومنان  را می گوید عزیز من! «و بالاسحارهم یستغفرون»

غرض این است که حضرت می فرماید«والرحله قد اذلتکم» رحلت چیست؟ امیر المومنین (صلوات الله و سلام علیه) بین نماز مغرب و عشا بلند می شد و می گفت: «الرحیل ، الرحیل . یرحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» این ندا را سر می داد: «والرحله قد اذلتکم» یعنی متوجه باشید. وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) به عالم بالا رفت، ملایک آمدند و خیر مقدم گفتند. قابض الارواح، ملک الموت برای خیر مقدم نیامد.

حضرت به جبرئیل فرمود: این کیست که نیامده و اکراهی هم در وجود من پیدا شده است؟ عرض کرد: یا رسول الله این قابض الارواح است و دقیقه ای سرش را از شما بر نمی گرداند.«والرحله قداذلتکم والهادی هدی الیکم» یعنی آنکه باید ندا کند، هر روز ندا می کند عزیز من! «مامن لیله الا و ملک الموت ینادی یا اهل القبور لمن یغبطون الیوم» آی اهل قبور شما که هول مطلع را دیدید، برای چه حسرت می خورید؟ جواب می دهند «نحن نغبطون المومنون فی مساجدهم، لانهم یعملون و لا نصلی» آنها مسجد می روند، ما نمی رویم، نماز می خوانند، زکات می دهند، ما نمی دهیم. «یتصدقون بما فعل عن عیالهم» از مخارج شان صدقه می دهند، ما نمی دهیم.آنها ماه رمضان را «یصومون» ولی دارالتجاره ما بسته شده است. «ما من لیله» عزیز من، نکره در سیاق نفی، افاقه عموم می کند: «الهادی قد هدی » هدی یهدی ناقص است. یعنی آن ملکی که هی می گوید«الرحیل ،الرحیل» امیرالمومنین هم که می فرمود« فقد نودی فیکم بالرحیل» ، غرض اینکه مواظب باش، یک یادگاری به دست آورده ای، سر شب قدری قرآن بخوان  رسم خودم را می گویم ، هر وقت غصه دار می شوم، می فهمم سوره یس نخوانده ام. چون سوره یس، 10 خاصیت دارد، یکی اینکه مفرح است. یعنی غمی که دارید، فوری برمی گرداند. 10 خاصیت دارد داداش من! کسی که عذب باشد، ازدواج می کند .. کسی که گم شده باشد پیدایش می کند....

قدری قرآن بخوان، اول شب می گوید: «ایهاالقانطون، قوموا» . مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. بعد می گوید« ایها المستغفرون قوموا» مستغفرین بالاسحار بلند می شوند. صبح که طلوع می کند، می گوید«ایهاالغافلون ، قوموا» حضرت می فرماید اینها مثل مرده ها بلند می شوند.

امیر المومنین (علیه السلام)چنین کسی بود

بزرگان ما از مثال های کوچک، نتیجه های بزرگ می گرفتند. آمد پیش قاضی، گفت: می خواهم زنم را طلاق بدهم. زن گفت: اگر در شریعت روا بود که من رویم را کنار بزنم می دانستی که جایز نیست این مرد مرا طلاق دهد. قاضی غش کرد . یعنی اگر جایز بود که بنده عظمت خدا را ببیند، خدا که دیده نمی شود وقتی گفت «سلونی قبل ان تفقدونی» هر چه می خواهید از من بپرسید، گفتند«یا امیرالمومنین، خدا را دیده ای؟» فرمود «لاتدرکه الابصار» قلب او را درک می کند. «بحقایق الادیان» وقتی به باب سلامت رسید، آن وقت بت قلبش با خدا صحبت می کند. «قداحیی عقله »دایم «تدافعه الاابواب الی باب السلام» وقتی به باب سلامت رسید، درجه پایین آن اینکه حضرت فرمود «من لم اعبدربَاّ لم اره»خدایی که ندیدم، عبادت نمی کنم. اما او را به حقیقت ایمان درک می کنم. در همان قضیه «سلونی قبل ان تفقدونی» بپرسید هر چه می خواهید؛ یکی بلند شد که بین مشرق و مغرب چقدر فاصله است؟ امیر المومنین (علیه السلام ) چنین کسی بود.

تو به دنیا نگاه نکن!

مومن «بدنه مع اهل الدنیا و قلبه و عقله معاین الاخره و رفع عقله عن اهل الدنیا» به به، پروردگار ، عقلش را از اهل دنیا برمی دارد.

خدا آقا سید الهادی را رحمت کند. کتابی بود که برایش فرستادم درباره اینکه مومن چهار قلب دارد. ما دو قلب داریم. دو تای دیگرش آن است که «یرون مالا یری الناس ویسمعون مالا یسمع الناس» آنها اگر در باطن شان شعله ور شود، ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) « ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به زهره الحیاة الدنیا» ما به قریش قصرها و زینت ها را داده ایم. تو نگاه نکن. این بود که پیغمبر (صلی الله علیه وآله و سلم) وقتی نگاه می کرد، می گفت «ولقد غان قلبی » قلبم در حجاب رفت. به همین دیدن. « و لا تمدن عینیک» ای پیامبر، نمی خواهم به این عمارت ها نگاه کنی.

اما من حسرتش را دارم. من با او خیلی فرق می کنم عزیز من. همین که از نهادش شعله ور می شود ، قوه اطفاییه پروردگار آن را خاموش می کند. آیا این قوه را دارم ؟ آیا شما دارید؟

Starts: 2011/04/25
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
حسرت چه را می خورید؟

میان عرب، زنی بود که عقلش کم بود. وضعش خوب بود. دستور می داد مثلا گونی ببافند. خیلی سخت گیری می کرد که خوب ببافند. غروب که می شد، می گفت همه را بشکافید. همه اینها که بافته اید، بشکافید.

حالا شما آنچه از صفت های خوب به دست آورده اید، ادامه بدهید. حضرت می گفت:«من تاب ولم یفتح ولم یرزقه سمائه ولم یغیر لباسه و لم یغیر جلسائه» آیا قلب من گشایشی پیدا کرده؟ حالم عوض شده؟ یا خدای نکرده همان هستم که بودم.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap