نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

مقام توکل

قال الله تبارک و تعالی:«فاذا عزمت فتوکَل علی الله انّ الله یحبُ المتوکلّین،(آل عمران-159)»

یکی از مقامات الهی مقام توکل است؛ یعنی انسان خداوند را وکیل خودش قرار دهد و برالطاف او تکیه نماید.

حضرت امام صادق( علیه السلام ) به معاویة بن وهب فرمودند: \"من اُعطی الدعاء اعطی الاجابة\" اگر کسی با دعا به درگاه حق متعال وارد شود، دعایش مستجاب و با دست پر بر می گردد، چون که: \"زیر هر یا رب تو لبیک ماست\" «ادعونی استجب لکم، (غافر- 60)».

هر دعایی بدون استثنا مستجاب می شود و روایت می شود و روایت دارد که اگر دعایی در دنیا مستجاب نشد خداوند متعال در آخرت آن را مستجاب می گرداند و آن وقت انسان تأسف می خورد که ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نمی شد. پس هر دعایی با اجابت همراه است یا در دنیا و یا در آخرت؛ امام (علیه السلام ) در ادامه می فرمایند "ومن اعطی الشکر اعطی الزیادة" هر کس به توفیق شکر گزاری نعمت های الهی نایل گردید، خداوند نعمت او را افزایش می دهد «لئن شکرتم لأ زیدنَکم،(ابراهیم- 7)».

معنای شکر این است که تمام نعمت های الهی در محل خودش صرف گردد. بخش دیگر روایت آن است که «ومن اُعطی التوکبل اعطی الکفایة،(کافی -2/65)».

هر کس صاحب مقام توکل باشد خداوند امورش را کفایت می کند. «ألیس الله بکاف عبده، (زمر-36)». آیا خداوند برای اداره امور بنده اش کافی نیست؟! در حالی که او به تمام امور و نیازمندی های موجودات نظام هستی خبیر است.

توکل این است که انسان امورش را به حق تعالی واگذار کند در عین آن که کارش را با جدیت و کوشش انجام می دهد، لذا این طور نیست که از عمل کفّ نفس کند و بگوید کارم را به خدا واگذار کردم.

خداوند متعال خلقت هستی را به نظام علّی و معلولی استوار کرده است. لذا اگر امور بر مبنای علت و معلول نباشد، برخلاف مشیّت حق تعالی است. « ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسباب،(کافی-1/183)» . ما طلبه ها باید با توکل به حق متعال درس بخوانیم وبا جدیت مباحثه کنیم و سر وقت درس استاد حاضر شویم و...

اگر انسانی دارای کمالات و فضایل اخلاقی،علمی و...است نباید در پیشگاه جبروت  نظام هستی مباهات کند و خدای ناخواسته مغرور شود و این تلاش و موفقیت را از خودش بداند و بگوید: من درس خواندم، مجتهد شدم، رساله نوشتم و ... این با روح " بحول الله و قوته اقوم و اقعد" منافات دارد و رایحه شرک از آن به مشام میرسد. بلکه باید خداوند متعال را طرف اتّکای خود بداند تا صاحب توحید افعالی شود.

به قول آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (رحمة الله علیه وآله ) .

بر دوست تکیه باید، بر خویشتن نشاید    موسی صفت بیفکن از دست خود عصا را

وقتی آدم به دست می گیرد، نباید به عصا متکی باشد، زیرا شرک خفی است. پس باید با اعتقاد به حول و قوه الهی از عصای فکر و اندیشه خویش بهره برد و در جهت شکوفایی و بالندگی معنوی حرکت کرد.

عارفی در خطبه کتابش می گوید:"اللهم احمد نفسک عمّن امرتَهه ان یتّخذک وکیلاً " ( خداوندا خودت، خودت را حمد و ستایش فرما از طرف کسی که امر فرموده ای خودت را وکیلش قرار دهد البته وکیل و موکّل واقعی در کار نیست؛ زیرا«لله ما فی السموات و الارض،(لقمان-26)» ،«له ملک السموات واالارض،(بقره-107)» همه چیز از اوست و اگر چیزی به بنده اش عنایت فرموده از خزینه اش کم نشده است و در واقع معطا و معطی و معطی الیه اوست.

ممکن الوجود بدون واجب الوجود هیچ استقلالی در ذات، صفات و افعال ندارد، بلکه فقر محض است «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید،(فاطر-15)».

امام راحل می فرمود: ممکن الوجود همین "انتم " محضه است. اگر انسان به این معرفت عرفانی برسد، فارغ از ادّعاهای فرعونی میشود و جرعه نوش چشمه سار علوم و معارف حق متعال می گردد«عینایشرب بها عبادالله،(الانسان-6)»

گفت پیغمبر به آواز بلند      با توکل زانوی اشتر ببند

زانوی شتر نفس سرکش را باید با توکل الی الله بست تا به دامن حرص و طمع و...نیفتد.

"خداوندا به همه ما توفیق درک مقام توکل را عنایت فرماید "

مقام توکل

قال الله تبارک و تعالی:«فاذا عزمت فتوکَل علی الله انّ الله یحبُ المتوکلّین،(آل عمران-159)»

یکی از مقامات الهی مقام توکل است؛ یعنی انسان خداوند را وکیل خودش قرار دهد و برالطاف او تکیه نماید.

حضرت امام صادق( علیه السلام ) به معاویة بن وهب فرمودند: \"من اُعطی الدعاء اعطی الاجابة\" اگر کسی با دعا به درگاه حق متعال وارد شود، دعایش مستجاب و با دست پر بر می گردد، چون که: \"زیر هر یا رب تو لبیک ماست\" «ادعونی استجب لکم، (غافر- 60)».

هر دعایی بدون استثنا مستجاب می شود و روایت می شود و روایت دارد که اگر دعایی در دنیا مستجاب نشد خداوند متعال در آخرت آن را مستجاب می گرداند و آن وقت انسان تأسف می خورد که ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نمی شد. پس هر دعایی با اجابت همراه است یا در دنیا و یا در آخرت؛ امام (علیه السلام ) در ادامه می فرمایند "ومن اعطی الشکر اعطی الزیادة" هر کس به توفیق شکر گزاری نعمت های الهی نایل گردید، خداوند نعمت او را افزایش می دهد «لئن شکرتم لأ زیدنَکم،(ابراهیم- 7)».

معنای شکر این است که تمام نعمت های الهی در محل خودش صرف گردد. بخش دیگر روایت آن است که «ومن اُعطی التوکبل اعطی الکفایة،(کافی -2/65)».

هر کس صاحب مقام توکل باشد خداوند امورش را کفایت می کند. «ألیس الله بکاف عبده، (زمر-36)». آیا خداوند برای اداره امور بنده اش کافی نیست؟! در حالی که او به تمام امور و نیازمندی های موجودات نظام هستی خبیر است.

توکل این است که انسان امورش را به حق تعالی واگذار کند در عین آن که کارش را با جدیت و کوشش انجام می دهد، لذا این طور نیست که از عمل کفّ نفس کند و بگوید کارم را به خدا واگذار کردم.

خداوند متعال خلقت هستی را به نظام علّی و معلولی استوار کرده است. لذا اگر امور بر مبنای علت و معلول نباشد، برخلاف مشیّت حق تعالی است. « ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسباب،(کافی-1/183)» . ما طلبه ها باید با توکل به حق متعال درس بخوانیم وبا جدیت مباحثه کنیم و سر وقت درس استاد حاضر شویم و...

اگر انسانی دارای کمالات و فضایل اخلاقی،علمی و...است نباید در پیشگاه جبروت  نظام هستی مباهات کند و خدای ناخواسته مغرور شود و این تلاش و موفقیت را از خودش بداند و بگوید: من درس خواندم، مجتهد شدم، رساله نوشتم و ... این با روح " بحول الله و قوته اقوم و اقعد" منافات دارد و رایحه شرک از آن به مشام میرسد. بلکه باید خداوند متعال را طرف اتّکای خود بداند تا صاحب توحید افعالی شود.

به قول آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (رحمة الله علیه وآله ) .

بر دوست تکیه باید، بر خویشتن نشاید    موسی صفت بیفکن از دست خود عصا را

وقتی آدم به دست می گیرد، نباید به عصا متکی باشد، زیرا شرک خفی است. پس باید با اعتقاد به حول و قوه الهی از عصای فکر و اندیشه خویش بهره برد و در جهت شکوفایی و بالندگی معنوی حرکت کرد.

عارفی در خطبه کتابش می گوید:"اللهم احمد نفسک عمّن امرتَهه ان یتّخذک وکیلاً " ( خداوندا خودت، خودت را حمد و ستایش فرما از طرف کسی که امر فرموده ای خودت را وکیلش قرار دهد البته وکیل و موکّل واقعی در کار نیست؛ زیرا«لله ما فی السموات و الارض،(لقمان-26)» ،«له ملک السموات واالارض،(بقره-107)» همه چیز از اوست و اگر چیزی به بنده اش عنایت فرموده از خزینه اش کم نشده است و در واقع معطا و معطی و معطی الیه اوست.

ممکن الوجود بدون واجب الوجود هیچ استقلالی در ذات، صفات و افعال ندارد، بلکه فقر محض است «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید،(فاطر-15)».

امام راحل می فرمود: ممکن الوجود همین "انتم " محضه است. اگر انسان به این معرفت عرفانی برسد، فارغ از ادّعاهای فرعونی میشود و جرعه نوش چشمه سار علوم و معارف حق متعال می گردد«عینایشرب بها عبادالله،(الانسان-6)»

گفت پیغمبر به آواز بلند      با توکل زانوی اشتر ببند

زانوی شتر نفس سرکش را باید با توکل الی الله بست تا به دامن حرص و طمع و...نیفتد.

"خداوندا به همه ما توفیق درک مقام توکل را عنایت فرماید "

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

هر دعایی بدون استثنا مستجاب می شود و روایت می شود و روایت دارد که اگر دعایی در دنیا مستجاب نشد خداوند متعال در آخرت آن را مستجاب می گرداند و آن وقت انسان تأسف می خورد که ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نمی شد. پس هر دعایی با اجابت همراه است یا در دنیا و یا در آخرت؛ امام (علیه السلام ) در ادامه می فرمایند "ومن اعطی الشکر اعطی الزیادة" هر کس به توفیق شکر گزاری نعمت های الهی نایل گردید، خداوند نعمت او را افزایش می دهد «لئن شکرتم لأ زیدنَکم،(ابراهیم- 7)».

معنای شکر این است که تمام نعمت های الهی در محل خودش صرف گردد. بخش دیگر روایت آن است که «ومن اُعطی التوکبل اعطی الکفایة،(کافی -2/65)».

هر کس صاحب مقام توکل باشد خداوند امورش را کفایت می کند. «ألیس الله بکاف عبده، (زمر-36)». آیا خداوند برای اداره امور بنده اش کافی نیست؟! در حالی که او به تمام امور و نیازمندی های موجودات نظام هستی خبیر است.

توکل این است که انسان امورش را به حق تعالی واگذار کند در عین آن که کارش را با جدیت و کوشش انجام می دهد، لذا این طور نیست که از عمل کفّ نفس کند و بگوید کارم را به خدا واگذار کردم.

خداوند متعال خلقت هستی را به نظام علّی و معلولی استوار کرده است. لذا اگر امور بر مبنای علت و معلول نباشد، برخلاف مشیّت حق تعالی است. « ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسباب،(کافی-1/183)» . ما طلبه ها باید با توکل به حق متعال درس بخوانیم وبا جدیت مباحثه کنیم و سر وقت درس استاد حاضر شویم و...

اگر انسانی دارای کمالات و فضایل اخلاقی،علمی و...است نباید در پیشگاه جبروت  نظام هستی مباهات کند و خدای ناخواسته مغرور شود و این تلاش و موفقیت را از خودش بداند و بگوید: من درس خواندم، مجتهد شدم، رساله نوشتم و ... این با روح " بحول الله و قوته اقوم و اقعد" منافات دارد و رایحه شرک از آن به مشام میرسد. بلکه باید خداوند متعال را طرف اتّکای خود بداند تا صاحب توحید افعالی شود.

به قول آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (رحمة الله علیه وآله ) .

بر دوست تکیه باید، بر خویشتن نشاید    موسی صفت بیفکن از دست خود عصا را

وقتی آدم به دست می گیرد، نباید به عصا متکی باشد، زیرا شرک خفی است. پس باید با اعتقاد به حول و قوه الهی از عصای فکر و اندیشه خویش بهره برد و در جهت شکوفایی و بالندگی معنوی حرکت کرد.

عارفی در خطبه کتابش می گوید:"اللهم احمد نفسک عمّن امرتَهه ان یتّخذک وکیلاً " ( خداوندا خودت، خودت را حمد و ستایش فرما از طرف کسی که امر فرموده ای خودت را وکیلش قرار دهد البته وکیل و موکّل واقعی در کار نیست؛ زیرا«لله ما فی السموات و الارض،(لقمان-26)» ،«له ملک السموات واالارض،(بقره-107)» همه چیز از اوست و اگر چیزی به بنده اش عنایت فرموده از خزینه اش کم نشده است و در واقع معطا و معطی و معطی الیه اوست.

ممکن الوجود بدون واجب الوجود هیچ استقلالی در ذات، صفات و افعال ندارد، بلکه فقر محض است «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید،(فاطر-15)».

امام راحل می فرمود: ممکن الوجود همین "انتم " محضه است. اگر انسان به این معرفت عرفانی برسد، فارغ از ادّعاهای فرعونی میشود و جرعه نوش چشمه سار علوم و معارف حق متعال می گردد«عینایشرب بها عبادالله،(الانسان-6)»

گفت پیغمبر به آواز بلند      با توکل زانوی اشتر ببند

زانوی شتر نفس سرکش را باید با توکل الی الله بست تا به دامن حرص و طمع و...نیفتد.

"خداوندا به همه ما توفیق درک مقام توکل را عنایت فرماید "

Starts: 2011/04/25
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
مقام توکل

قال الله تبارک و تعالی:«فاذا عزمت فتوکَل علی الله انّ الله یحبُ المتوکلّین،(آل عمران-159)»

یکی از مقامات الهی مقام توکل است؛ یعنی انسان خداوند را وکیل خودش قرار دهد و برالطاف او تکیه نماید.

حضرت امام صادق( علیه السلام ) به معاویة بن وهب فرمودند: \"من اُعطی الدعاء اعطی الاجابة\" اگر کسی با دعا به درگاه حق متعال وارد شود، دعایش مستجاب و با دست پر بر می گردد، چون که: \"زیر هر یا رب تو لبیک ماست\" «ادعونی استجب لکم، (غافر- 60)».

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap