نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

مقام عزم

قال الله تبارک تعالی: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل» .
یکی از مقامات سالکین الی الله، مقام عزم است؛ یعنی باید برای انجام وظایف و احکام الهی، صاحب عزم و اراده پولادین باشیم تا در برابر حوادث روزگار، لغزش دست ندهد. باید دانست که مقام قصد، مقدمه عزم است؛ یعنی انسان ابتدا قصد می کند، سپس عزم ایجاد می شود؛ پس عزم به عمل نزدیک تر می باشد.

انبیاء (علیهم السلام) فرستاده شدند تا انسان ها را ترقی داده، بالا برند. بدیهی است که این امر، بسیار خطیر و دشوار بوده و زحماتی را می طلبد، لذا خداوند متعال به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، بزرگ ترین مبلـّغ اسلام فرمود: « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل »، یعنی در امر تبلیغ و ترویج دین صابر و شکیبا باش، چنانچه پیامبران صاحب عزم، صبر پیشه کردند.

تبلیغ پیامبران در جهت رسیدن انسان ها به کمالات معنوی و نیل به درجات بهشت است: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » ، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح را بالا می برد. بدیهی است بالا بردن به مراتب دشوارتر از پایین آوردن است. اگر فردی سنگ سنگینی را بخواهد به پایین پرتاب کند، آسان است، ولی اگر همان سنگ را بخواهد بالا ببرد، فوق العاده زحمت دارد. فی الحال علت رواج و شیوع تمدن غرب در سراسر جهان، همین سیر نزولی شخصیت انسان هاست، ولی فرستادگان الهی هرچه تلاش کردند، موفق نشدند فرهنگ الهی و ملکوتی را به راحتی رواج داده، فراگیر نمایند، لذا مخاطب کریمه « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل » قرار گرفته اند.

البته عالمان راستین که در حقیقت، خلف صالح پیامبران هستند « إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء » ، هم مخاطب کریمه مذکورند که صبر در برابر شداید و داشتن اراده پولادین را می طلبد؛ چنانچه حضرت أمیرالمومنین علی (علیه السلام) در دعای کمیل عرضه می دارد: « قوِّ عَلى خِدمَتكَ جَوارحي وَ اشدُد عَلى العَزيمةِ جَوانِحي» یعنی ای خدا! در خدمت کردن به مخلوقاتت، جوارحم را مستحکم بدار و اراده و عزم مرا در برابر حوادث و ناملایمات محکم فرما.

بنابراین، وارثین انبیاء که در واقع، خودشان را وقف دین نمودند و یادگار انبیاء عظام می باشند، باید متوجه باشند که در مسیر دین محوری، توهین ها، نگرانی ها و اذیت¬های سخت پیش می آید؛ چنان چه برای نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) پیش می آمد و می فرمودند: «هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد». نکته مهم این که عالمان باید در برابر آن حوادث و نقشه¬ها، صبور و دلسوز مردم باشند و با عزم و اخلاص، مسؤولیت خودشان را ادامه دهند؛ هم چنانکه پیامبر اکرم در برابر اذیت¬های مردم می¬فرمود: خدایا آنها را هدایت فرما که واقعیت را درک نمی کنند.
نعره اش اندر ظهور و در بطون إهدِ قومِی إنهُم لایَعلمُون

البته لازمه عزم و جزم در امور این است که رفتار و افکار خودمان را یقیناً، صحیح و مطابق حق بدانیم که در این صورت باید با الحاح و اصرار، آن را دنبال نماییم؛ به عنوان نمونه، رسول اکرم در مقابل مشرکین بر سلوک دینی و اعتقادات فکری خویش، با یقین اصرار نموده و می فرمودند: اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ بگذارید، هرگز از اعتقادات خود دست نمی کشم؛ همین طور حضرت یوسف صدیق که طی درخواست شیطانی زلیخا، بین دو راهی قرار گرفته بود، بر اعتقاد و سلوک خود، محکم ایستادگی کرده و با عزم و اخلاص، از آن پلید پرهیز نمود و تابع نظر زلیخا نشد، لذا وقتی به زندان تهدید شد، عرض کرد: « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْه » ، زندان ظاهری برای انسان پرهیزگار، محدودیت تلقی نمی شود، ولی زندان های باطنی و نفسانی، مثل شهوت و دنیاطلبی، در همه حالات، انسان را محدود و مقیّد می کنند.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید

البته عزم جازم و قوت اراده، از عنایات حق تعالی می باشد و ما باید ذیل توسل و توکل، به این مقام مزیّن شویم. انسان باید از خداوند طلب توفیق نموده و خودش را به او بسپارد؛ ورنه طی این مرحله، بی همرهی خضر ممکن نباشد؛ همان طور که حضرت یوسف عرضه داشت: « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي » و خداوند می فرماید : « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ » ، یعنی اگر برهان و توفیق پروردگار نمی بود، حضرت یوسف هم به آن زن تمایل می یافت. پس معلوم می شود که اگر توفیق و عنایت الهی نباشد، همه به طرف گناه سرازیر می شوند.
کار سخت است مگر یار شود لطف خدا

انسان نباید هیچ وقت به اراده و تصمیم خودش متکی باشد که سبب غرور و تکبر می شود، بلکه باید در هر کاری به خداوند متکی شد، تا خداوند، متکفل حال او باشد.
اگر لطف تو نبود پرتو انداز کجا فکر و کجا گنجینه راز
همه پیامبران به توفیقات الهی متکی بودند و از خودشان هیچ نداشتند، بلکه همه را از خداوند می دانستند.

« أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم » ، خداوند سبحان می فرماید: شما به عهدتان که همانا عبودیت و بندگی است، وفا نمایید تا من عروج انسانی و معنوی را رزق و روزی شما نمایم. حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث عنوان بصری فرمود: « فَإِنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلًا فِي نَفْسِكَ حَقِيقَةَ الْعُبُودِيَّة » . و السلام علیکم و رحمة الله برکاته

مقام عزم

قال الله تبارک تعالی: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل» .
یکی از مقامات سالکین الی الله، مقام عزم است؛ یعنی باید برای انجام وظایف و احکام الهی، صاحب عزم و اراده پولادین باشیم تا در برابر حوادث روزگار، لغزش دست ندهد. باید دانست که مقام قصد، مقدمه عزم است؛ یعنی انسان ابتدا قصد می کند، سپس عزم ایجاد می شود؛ پس عزم به عمل نزدیک تر می باشد.

انبیاء (علیهم السلام) فرستاده شدند تا انسان ها را ترقی داده، بالا برند. بدیهی است که این امر، بسیار خطیر و دشوار بوده و زحماتی را می طلبد، لذا خداوند متعال به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، بزرگ ترین مبلـّغ اسلام فرمود: « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل »، یعنی در امر تبلیغ و ترویج دین صابر و شکیبا باش، چنانچه پیامبران صاحب عزم، صبر پیشه کردند.

تبلیغ پیامبران در جهت رسیدن انسان ها به کمالات معنوی و نیل به درجات بهشت است: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » ، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح را بالا می برد. بدیهی است بالا بردن به مراتب دشوارتر از پایین آوردن است. اگر فردی سنگ سنگینی را بخواهد به پایین پرتاب کند، آسان است، ولی اگر همان سنگ را بخواهد بالا ببرد، فوق العاده زحمت دارد. فی الحال علت رواج و شیوع تمدن غرب در سراسر جهان، همین سیر نزولی شخصیت انسان هاست، ولی فرستادگان الهی هرچه تلاش کردند، موفق نشدند فرهنگ الهی و ملکوتی را به راحتی رواج داده، فراگیر نمایند، لذا مخاطب کریمه « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل » قرار گرفته اند.

البته عالمان راستین که در حقیقت، خلف صالح پیامبران هستند « إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء » ، هم مخاطب کریمه مذکورند که صبر در برابر شداید و داشتن اراده پولادین را می طلبد؛ چنانچه حضرت أمیرالمومنین علی (علیه السلام) در دعای کمیل عرضه می دارد: « قوِّ عَلى خِدمَتكَ جَوارحي وَ اشدُد عَلى العَزيمةِ جَوانِحي» یعنی ای خدا! در خدمت کردن به مخلوقاتت، جوارحم را مستحکم بدار و اراده و عزم مرا در برابر حوادث و ناملایمات محکم فرما.

بنابراین، وارثین انبیاء که در واقع، خودشان را وقف دین نمودند و یادگار انبیاء عظام می باشند، باید متوجه باشند که در مسیر دین محوری، توهین ها، نگرانی ها و اذیت¬های سخت پیش می آید؛ چنان چه برای نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) پیش می آمد و می فرمودند: «هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد». نکته مهم این که عالمان باید در برابر آن حوادث و نقشه¬ها، صبور و دلسوز مردم باشند و با عزم و اخلاص، مسؤولیت خودشان را ادامه دهند؛ هم چنانکه پیامبر اکرم در برابر اذیت¬های مردم می¬فرمود: خدایا آنها را هدایت فرما که واقعیت را درک نمی کنند.
نعره اش اندر ظهور و در بطون إهدِ قومِی إنهُم لایَعلمُون

البته لازمه عزم و جزم در امور این است که رفتار و افکار خودمان را یقیناً، صحیح و مطابق حق بدانیم که در این صورت باید با الحاح و اصرار، آن را دنبال نماییم؛ به عنوان نمونه، رسول اکرم در مقابل مشرکین بر سلوک دینی و اعتقادات فکری خویش، با یقین اصرار نموده و می فرمودند: اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ بگذارید، هرگز از اعتقادات خود دست نمی کشم؛ همین طور حضرت یوسف صدیق که طی درخواست شیطانی زلیخا، بین دو راهی قرار گرفته بود، بر اعتقاد و سلوک خود، محکم ایستادگی کرده و با عزم و اخلاص، از آن پلید پرهیز نمود و تابع نظر زلیخا نشد، لذا وقتی به زندان تهدید شد، عرض کرد: « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْه » ، زندان ظاهری برای انسان پرهیزگار، محدودیت تلقی نمی شود، ولی زندان های باطنی و نفسانی، مثل شهوت و دنیاطلبی، در همه حالات، انسان را محدود و مقیّد می کنند.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید

البته عزم جازم و قوت اراده، از عنایات حق تعالی می باشد و ما باید ذیل توسل و توکل، به این مقام مزیّن شویم. انسان باید از خداوند طلب توفیق نموده و خودش را به او بسپارد؛ ورنه طی این مرحله، بی همرهی خضر ممکن نباشد؛ همان طور که حضرت یوسف عرضه داشت: « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي » و خداوند می فرماید : « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ » ، یعنی اگر برهان و توفیق پروردگار نمی بود، حضرت یوسف هم به آن زن تمایل می یافت. پس معلوم می شود که اگر توفیق و عنایت الهی نباشد، همه به طرف گناه سرازیر می شوند.
کار سخت است مگر یار شود لطف خدا

انسان نباید هیچ وقت به اراده و تصمیم خودش متکی باشد که سبب غرور و تکبر می شود، بلکه باید در هر کاری به خداوند متکی شد، تا خداوند، متکفل حال او باشد.
اگر لطف تو نبود پرتو انداز کجا فکر و کجا گنجینه راز
همه پیامبران به توفیقات الهی متکی بودند و از خودشان هیچ نداشتند، بلکه همه را از خداوند می دانستند.

« أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم » ، خداوند سبحان می فرماید: شما به عهدتان که همانا عبودیت و بندگی است، وفا نمایید تا من عروج انسانی و معنوی را رزق و روزی شما نمایم. حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث عنوان بصری فرمود: « فَإِنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلًا فِي نَفْسِكَ حَقِيقَةَ الْعُبُودِيَّة » . و السلام علیکم و رحمة الله برکاته

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

انبیاء (علیهم السلام) فرستاده شدند تا انسان ها را ترقی داده، بالا برند. بدیهی است که این امر، بسیار خطیر و دشوار بوده و زحماتی را می طلبد، لذا خداوند متعال به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، بزرگ ترین مبلـّغ اسلام فرمود: « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل »، یعنی در امر تبلیغ و ترویج دین صابر و شکیبا باش، چنانچه پیامبران صاحب عزم، صبر پیشه کردند.

تبلیغ پیامبران در جهت رسیدن انسان ها به کمالات معنوی و نیل به درجات بهشت است: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » ، سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح را بالا می برد. بدیهی است بالا بردن به مراتب دشوارتر از پایین آوردن است. اگر فردی سنگ سنگینی را بخواهد به پایین پرتاب کند، آسان است، ولی اگر همان سنگ را بخواهد بالا ببرد، فوق العاده زحمت دارد. فی الحال علت رواج و شیوع تمدن غرب در سراسر جهان، همین سیر نزولی شخصیت انسان هاست، ولی فرستادگان الهی هرچه تلاش کردند، موفق نشدند فرهنگ الهی و ملکوتی را به راحتی رواج داده، فراگیر نمایند، لذا مخاطب کریمه « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل » قرار گرفته اند.

البته عالمان راستین که در حقیقت، خلف صالح پیامبران هستند « إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء » ، هم مخاطب کریمه مذکورند که صبر در برابر شداید و داشتن اراده پولادین را می طلبد؛ چنانچه حضرت أمیرالمومنین علی (علیه السلام) در دعای کمیل عرضه می دارد: « قوِّ عَلى خِدمَتكَ جَوارحي وَ اشدُد عَلى العَزيمةِ جَوانِحي» یعنی ای خدا! در خدمت کردن به مخلوقاتت، جوارحم را مستحکم بدار و اراده و عزم مرا در برابر حوادث و ناملایمات محکم فرما.

بنابراین، وارثین انبیاء که در واقع، خودشان را وقف دین نمودند و یادگار انبیاء عظام می باشند، باید متوجه باشند که در مسیر دین محوری، توهین ها، نگرانی ها و اذیت¬های سخت پیش می آید؛ چنان چه برای نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) پیش می آمد و می فرمودند: «هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد». نکته مهم این که عالمان باید در برابر آن حوادث و نقشه¬ها، صبور و دلسوز مردم باشند و با عزم و اخلاص، مسؤولیت خودشان را ادامه دهند؛ هم چنانکه پیامبر اکرم در برابر اذیت¬های مردم می¬فرمود: خدایا آنها را هدایت فرما که واقعیت را درک نمی کنند.
نعره اش اندر ظهور و در بطون إهدِ قومِی إنهُم لایَعلمُون

البته لازمه عزم و جزم در امور این است که رفتار و افکار خودمان را یقیناً، صحیح و مطابق حق بدانیم که در این صورت باید با الحاح و اصرار، آن را دنبال نماییم؛ به عنوان نمونه، رسول اکرم در مقابل مشرکین بر سلوک دینی و اعتقادات فکری خویش، با یقین اصرار نموده و می فرمودند: اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ بگذارید، هرگز از اعتقادات خود دست نمی کشم؛ همین طور حضرت یوسف صدیق که طی درخواست شیطانی زلیخا، بین دو راهی قرار گرفته بود، بر اعتقاد و سلوک خود، محکم ایستادگی کرده و با عزم و اخلاص، از آن پلید پرهیز نمود و تابع نظر زلیخا نشد، لذا وقتی به زندان تهدید شد، عرض کرد: « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْه » ، زندان ظاهری برای انسان پرهیزگار، محدودیت تلقی نمی شود، ولی زندان های باطنی و نفسانی، مثل شهوت و دنیاطلبی، در همه حالات، انسان را محدود و مقیّد می کنند.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید

البته عزم جازم و قوت اراده، از عنایات حق تعالی می باشد و ما باید ذیل توسل و توکل، به این مقام مزیّن شویم. انسان باید از خداوند طلب توفیق نموده و خودش را به او بسپارد؛ ورنه طی این مرحله، بی همرهی خضر ممکن نباشد؛ همان طور که حضرت یوسف عرضه داشت: « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي » و خداوند می فرماید : « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ » ، یعنی اگر برهان و توفیق پروردگار نمی بود، حضرت یوسف هم به آن زن تمایل می یافت. پس معلوم می شود که اگر توفیق و عنایت الهی نباشد، همه به طرف گناه سرازیر می شوند.
کار سخت است مگر یار شود لطف خدا

انسان نباید هیچ وقت به اراده و تصمیم خودش متکی باشد که سبب غرور و تکبر می شود، بلکه باید در هر کاری به خداوند متکی شد، تا خداوند، متکفل حال او باشد.
اگر لطف تو نبود پرتو انداز کجا فکر و کجا گنجینه راز
همه پیامبران به توفیقات الهی متکی بودند و از خودشان هیچ نداشتند، بلکه همه را از خداوند می دانستند.

« أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم » ، خداوند سبحان می فرماید: شما به عهدتان که همانا عبودیت و بندگی است، وفا نمایید تا من عروج انسانی و معنوی را رزق و روزی شما نمایم. حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث عنوان بصری فرمود: « فَإِنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلًا فِي نَفْسِكَ حَقِيقَةَ الْعُبُودِيَّة » . و السلام علیکم و رحمة الله برکاته

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran

مقام عزم

قال الله تبارک تعالی: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل» .
یکی از مقامات سالکین الی الله، مقام عزم است؛ یعنی باید برای انجام وظایف و احکام الهی، صاحب عزم و اراده پولادین باشیم تا در برابر حوادث روزگار، لغزش دست ندهد. باید دانست که مقام قصد، مقدمه عزم است؛ یعنی انسان ابتدا قصد می کند، سپس عزم ایجاد می شود؛ پس عزم به عمل نزدیک تر می باشد.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap