نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 قدیم ترین کتابی که از اردبیل یاد کرده است: لطیف نادری حمل آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

قدیمی ترین کتابی که از اردبیل یاد کرده است

نوشته: لطیف نادری حمل آبادی

به نظر شما نام اردبیل برای نخستین بار در کدام کتاب آمده است؟ اگرچه پاسخ این سؤال را ما هم به درستی نمی دانیم، ولی با توجه به کهن ترین سند و اثر به صورت مصحف می توان گفت که اولین کتابی که نام این شهر در آن مشاهده می شود کتاب \"مسالک و ممالک\" ابن خرداد به است.

کتاب المسالک و الممالک (راه ها و کشورها) در بین سال های (230 - 234 هـ.ق) توسط فردی ایرانی الاصل به نام ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله خردادبه (خرداذبه) متوفای حدود (300 هـ.ق) در علم جغرافیا و به زبان عربی تألیف شده است و یکی از قدیمی ترین و نخستین اثر جغرافیایی بعد از اسلام به حساب می آید که در بیان حدود اقلیم و راهها بر پایه اثر جغرافیایی بطلمیوس به رشته تحریر در آمده است.



ابن خردادبه در این کتاب به وصف زمین و چگونگی ساختار قبله و خراج هر سرزمین و تحول حراج در گذشته و حال، پادشاهان زمین و القاب آنها، راهها، منزلگاه ها، تقسیمات سرزمین ها، اقوام و نژادها، جزایر و آبها و شگفتی های زمین و اطلاعات تاریخی را مورد توجه قرار داده و فاصله ها را بر حسب میل معین کرده است. نویسنده در دوره بنی عباس مدتها رئیس چاپارخانه (صاحب برید) ایالت جبال بوده و اطلاعات وی درباره راهها و مسافت ها تا حدودی می تواند مورد اطمینان و قابل توجه باشد.

هدف از این نوشته آوردن اشارات ابن خردادبه به شهر اردبیل است. إبن خردادبه در بخش مربوط به خبر جربی (شمال) زیر عنوان راه آذربایجان به ارمنستان، راهی را به تصویر می کشد که از بزرگراه بغداد - خراسان منشعب گشته و بعد از درنوردیدن شهرهای مختلف از جمله بعد از عبور از اردبیل به سوی ارمنستان ادامه پیدا می کند. وی نوشته است:

"... از راه خراسان از سن سمیره عدول می کنی، از سن سمیره تا دینور پانزده فرسخ (دو منزلگاه)، از دینور تا زنجان بیست و نه منزلگاه، سپس تا مراغه یازده منزل و از آنجا تا میانج، دو منزل، سپس تا اردبیل یازده منزل و از اردبیل تا ورثان که آخرین بخش آذربایجان است یازده منزل راه است". (صص119و 120)

ابن خردادبه به دنبال مطالب فوق از شهرها و روستاهای ایالت آذربایجان یاد می کند و از اردبیل به عنوان یک شهر در کوره آذربایجان نام برده پس از عنوان شهرها و رستاق ها در کوره آذربایجان می نویسد:

"مراغه و میانج و اردبیل ورثان و سیسر و برزة و سابرخاست و تبریز که در اختیار محمد بن الرواد ازدی است و مرند که در اختیار ابن بعیث باشد و خوی و کولسره و موقان که در اختیار لشکله است و برزنده و جنزه شهر ابرویز و جابروان و نریز که در دست علی بن مر باشد و ارمیه شهر زردشت و سلماس و شیز که در آن آتشکده آذر جسنس قرار دارد و نزد زردشتیان دارای ارج والائی است و اگر پادشاهی به قدرت رسید پای پیاده از مدائن قصد زیارت آن آتشکده کند، و باجروان و رستاق أرم بلوانکرج و رستاق سراة (سراب) و دسکیاور و رستاق ماینهرج ". (ص120)

نویسنده مسالک و ممالک در یک جا راه دیگری را که طریق مراغه به اردبیل و از اردبیل تا اران و ارمنستان ادامه پیدا می کرده سراغ داده است:

"... از مراغه تا کورسره ده فرسخ و تا سراة (سراب) نیز ده فرسخ، پس از آن تا نیر پنج فرسخ و تا اردبیل نیز ده فرسخ، از اردبیل تا موقان ده فرسخ و از اردبیل تا خُشن هشت فرسخ مسافت باشد، سپس تا برزند شش فرسخ، و برزند مخروبه ای بود که افشین آن را باز سازی نمود و به صورت شهری در آورد، در آنجا ساکن شد، از برزند تا سادراسب که در آن اولین خندق افشین قرار دارد دو فرسخ و تا زهر کش که در آن دومین خندق قرار دارد نیز دو فرسخ، از آنجا تا دو الرود که سومین خندق در آنجاست دو فرسخ و از آن نقطه تا بذ، شهر بابک یک فرسخ راه باشد... و راه از برزند تا صحرای بلاسجان و تا ورثان آخرین ولایت آذربایجان دوازده فرسخ است" (ص121 - 120)
ابن خردادبه در جای دیگر کتاب خود تحت عنوان "فصل سرچشمه رودها" از رودی به نام رود - اردبیل یاد می کند که تنها از داشتن جریان آن از مغرب به طرف مشرق قابل درک است:"... و رودهای سرخس و سرچشمه های آن از چشمه ها و نیشابور و ری و مرز عراق تا منتهی إلیه اولین منزلگاه، از قادسیه تا رأس البادیه است و از مغرب به مشرق همچون رود حلوان و رود اردبیل و رود دبیل و رود نهروان و دجله و فرات و تمام رودهای منشعب از آن جاری باشد، و ..." (ص 146)

مأخذ: مسالک و ممالک: ترجمه سعید خاکرند چاپ اول 1371، ناشر: موسسه مطالعات انتشارات تاریخی، میراث ملل

بسم الله الرحمن الرحیم

قدیمی ترین کتابی که از اردبیل یاد کرده است

نوشته: لطیف نادری حمل آبادی

به نظر شما نام اردبیل برای نخستین بار در کدام کتاب آمده است؟ اگرچه پاسخ این سؤال را ما هم به درستی نمی دانیم، ولی با توجه به کهن ترین سند و اثر به صورت مصحف می توان گفت که اولین کتابی که نام این شهر در آن مشاهده می شود کتاب \"مسالک و ممالک\" ابن خرداد به است.

کتاب المسالک و الممالک (راه ها و کشورها) در بین سال های (230 - 234 هـ.ق) توسط فردی ایرانی الاصل به نام ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله خردادبه (خرداذبه) متوفای حدود (300 هـ.ق) در علم جغرافیا و به زبان عربی تألیف شده است و یکی از قدیمی ترین و نخستین اثر جغرافیایی بعد از اسلام به حساب می آید که در بیان حدود اقلیم و راهها بر پایه اثر جغرافیایی بطلمیوس به رشته تحریر در آمده است.



ابن خردادبه در این کتاب به وصف زمین و چگونگی ساختار قبله و خراج هر سرزمین و تحول حراج در گذشته و حال، پادشاهان زمین و القاب آنها، راهها، منزلگاه ها، تقسیمات سرزمین ها، اقوام و نژادها، جزایر و آبها و شگفتی های زمین و اطلاعات تاریخی را مورد توجه قرار داده و فاصله ها را بر حسب میل معین کرده است. نویسنده در دوره بنی عباس مدتها رئیس چاپارخانه (صاحب برید) ایالت جبال بوده و اطلاعات وی درباره راهها و مسافت ها تا حدودی می تواند مورد اطمینان و قابل توجه باشد.

هدف از این نوشته آوردن اشارات ابن خردادبه به شهر اردبیل است. إبن خردادبه در بخش مربوط به خبر جربی (شمال) زیر عنوان راه آذربایجان به ارمنستان، راهی را به تصویر می کشد که از بزرگراه بغداد - خراسان منشعب گشته و بعد از درنوردیدن شهرهای مختلف از جمله بعد از عبور از اردبیل به سوی ارمنستان ادامه پیدا می کند. وی نوشته است:

"... از راه خراسان از سن سمیره عدول می کنی، از سن سمیره تا دینور پانزده فرسخ (دو منزلگاه)، از دینور تا زنجان بیست و نه منزلگاه، سپس تا مراغه یازده منزل و از آنجا تا میانج، دو منزل، سپس تا اردبیل یازده منزل و از اردبیل تا ورثان که آخرین بخش آذربایجان است یازده منزل راه است". (صص119و 120)

ابن خردادبه به دنبال مطالب فوق از شهرها و روستاهای ایالت آذربایجان یاد می کند و از اردبیل به عنوان یک شهر در کوره آذربایجان نام برده پس از عنوان شهرها و رستاق ها در کوره آذربایجان می نویسد:

"مراغه و میانج و اردبیل ورثان و سیسر و برزة و سابرخاست و تبریز که در اختیار محمد بن الرواد ازدی است و مرند که در اختیار ابن بعیث باشد و خوی و کولسره و موقان که در اختیار لشکله است و برزنده و جنزه شهر ابرویز و جابروان و نریز که در دست علی بن مر باشد و ارمیه شهر زردشت و سلماس و شیز که در آن آتشکده آذر جسنس قرار دارد و نزد زردشتیان دارای ارج والائی است و اگر پادشاهی به قدرت رسید پای پیاده از مدائن قصد زیارت آن آتشکده کند، و باجروان و رستاق أرم بلوانکرج و رستاق سراة (سراب) و دسکیاور و رستاق ماینهرج ". (ص120)

نویسنده مسالک و ممالک در یک جا راه دیگری را که طریق مراغه به اردبیل و از اردبیل تا اران و ارمنستان ادامه پیدا می کرده سراغ داده است:

"... از مراغه تا کورسره ده فرسخ و تا سراة (سراب) نیز ده فرسخ، پس از آن تا نیر پنج فرسخ و تا اردبیل نیز ده فرسخ، از اردبیل تا موقان ده فرسخ و از اردبیل تا خُشن هشت فرسخ مسافت باشد، سپس تا برزند شش فرسخ، و برزند مخروبه ای بود که افشین آن را باز سازی نمود و به صورت شهری در آورد، در آنجا ساکن شد، از برزند تا سادراسب که در آن اولین خندق افشین قرار دارد دو فرسخ و تا زهر کش که در آن دومین خندق قرار دارد نیز دو فرسخ، از آنجا تا دو الرود که سومین خندق در آنجاست دو فرسخ و از آن نقطه تا بذ، شهر بابک یک فرسخ راه باشد... و راه از برزند تا صحرای بلاسجان و تا ورثان آخرین ولایت آذربایجان دوازده فرسخ است" (ص121 - 120)
ابن خردادبه در جای دیگر کتاب خود تحت عنوان "فصل سرچشمه رودها" از رودی به نام رود - اردبیل یاد می کند که تنها از داشتن جریان آن از مغرب به طرف مشرق قابل درک است:"... و رودهای سرخس و سرچشمه های آن از چشمه ها و نیشابور و ری و مرز عراق تا منتهی إلیه اولین منزلگاه، از قادسیه تا رأس البادیه است و از مغرب به مشرق همچون رود حلوان و رود اردبیل و رود دبیل و رود نهروان و دجله و فرات و تمام رودهای منشعب از آن جاری باشد، و ..." (ص 146)

مأخذ: مسالک و ممالک: ترجمه سعید خاکرند چاپ اول 1371، ناشر: موسسه مطالعات انتشارات تاریخی، میراث ملل

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars



ابن خردادبه در این کتاب به وصف زمین و چگونگی ساختار قبله و خراج هر سرزمین و تحول حراج در گذشته و حال، پادشاهان زمین و القاب آنها، راهها، منزلگاه ها، تقسیمات سرزمین ها، اقوام و نژادها، جزایر و آبها و شگفتی های زمین و اطلاعات تاریخی را مورد توجه قرار داده و فاصله ها را بر حسب میل معین کرده است. نویسنده در دوره بنی عباس مدتها رئیس چاپارخانه (صاحب برید) ایالت جبال بوده و اطلاعات وی درباره راهها و مسافت ها تا حدودی می تواند مورد اطمینان و قابل توجه باشد.

هدف از این نوشته آوردن اشارات ابن خردادبه به شهر اردبیل است. إبن خردادبه در بخش مربوط به خبر جربی (شمال) زیر عنوان راه آذربایجان به ارمنستان، راهی را به تصویر می کشد که از بزرگراه بغداد - خراسان منشعب گشته و بعد از درنوردیدن شهرهای مختلف از جمله بعد از عبور از اردبیل به سوی ارمنستان ادامه پیدا می کند. وی نوشته است:

"... از راه خراسان از سن سمیره عدول می کنی، از سن سمیره تا دینور پانزده فرسخ (دو منزلگاه)، از دینور تا زنجان بیست و نه منزلگاه، سپس تا مراغه یازده منزل و از آنجا تا میانج، دو منزل، سپس تا اردبیل یازده منزل و از اردبیل تا ورثان که آخرین بخش آذربایجان است یازده منزل راه است". (صص119و 120)

ابن خردادبه به دنبال مطالب فوق از شهرها و روستاهای ایالت آذربایجان یاد می کند و از اردبیل به عنوان یک شهر در کوره آذربایجان نام برده پس از عنوان شهرها و رستاق ها در کوره آذربایجان می نویسد:

"مراغه و میانج و اردبیل ورثان و سیسر و برزة و سابرخاست و تبریز که در اختیار محمد بن الرواد ازدی است و مرند که در اختیار ابن بعیث باشد و خوی و کولسره و موقان که در اختیار لشکله است و برزنده و جنزه شهر ابرویز و جابروان و نریز که در دست علی بن مر باشد و ارمیه شهر زردشت و سلماس و شیز که در آن آتشکده آذر جسنس قرار دارد و نزد زردشتیان دارای ارج والائی است و اگر پادشاهی به قدرت رسید پای پیاده از مدائن قصد زیارت آن آتشکده کند، و باجروان و رستاق أرم بلوانکرج و رستاق سراة (سراب) و دسکیاور و رستاق ماینهرج ". (ص120)

نویسنده مسالک و ممالک در یک جا راه دیگری را که طریق مراغه به اردبیل و از اردبیل تا اران و ارمنستان ادامه پیدا می کرده سراغ داده است:

"... از مراغه تا کورسره ده فرسخ و تا سراة (سراب) نیز ده فرسخ، پس از آن تا نیر پنج فرسخ و تا اردبیل نیز ده فرسخ، از اردبیل تا موقان ده فرسخ و از اردبیل تا خُشن هشت فرسخ مسافت باشد، سپس تا برزند شش فرسخ، و برزند مخروبه ای بود که افشین آن را باز سازی نمود و به صورت شهری در آورد، در آنجا ساکن شد، از برزند تا سادراسب که در آن اولین خندق افشین قرار دارد دو فرسخ و تا زهر کش که در آن دومین خندق قرار دارد نیز دو فرسخ، از آنجا تا دو الرود که سومین خندق در آنجاست دو فرسخ و از آن نقطه تا بذ، شهر بابک یک فرسخ راه باشد... و راه از برزند تا صحرای بلاسجان و تا ورثان آخرین ولایت آذربایجان دوازده فرسخ است" (ص121 - 120)
ابن خردادبه در جای دیگر کتاب خود تحت عنوان "فصل سرچشمه رودها" از رودی به نام رود - اردبیل یاد می کند که تنها از داشتن جریان آن از مغرب به طرف مشرق قابل درک است:"... و رودهای سرخس و سرچشمه های آن از چشمه ها و نیشابور و ری و مرز عراق تا منتهی إلیه اولین منزلگاه، از قادسیه تا رأس البادیه است و از مغرب به مشرق همچون رود حلوان و رود اردبیل و رود دبیل و رود نهروان و دجله و فرات و تمام رودهای منشعب از آن جاری باشد، و ..." (ص 146)

مأخذ: مسالک و ممالک: ترجمه سعید خاکرند چاپ اول 1371، ناشر: موسسه مطالعات انتشارات تاریخی، میراث ملل

Starts: 2011/05/14
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
بسم الله الرحمن الرحیم

قدیمی ترین کتابی که از اردبیل یاد کرده است

نوشته: لطیف نادری حمل آبادی

به نظر شما نام اردبیل برای نخستین بار در کدام کتاب آمده است؟ اگرچه پاسخ این سؤال را ما هم به درستی نمی دانیم، ولی با توجه به کهن ترین سند و اثر به صورت مصحف می توان گفت که اولین کتابی که نام این شهر در آن مشاهده می شود کتاب \"مسالک و ممالک\" ابن خرداد به است.

کتاب المسالک و الممالک (راه ها و کشورها) در بین سال های (230 - 234 هـ.ق) توسط فردی ایرانی الاصل به نام ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله خردادبه (خرداذبه) متوفای حدود (300 هـ.ق) در علم جغرافیا و به زبان عربی تألیف شده است و یکی از قدیمی ترین و نخستین اثر جغرافیایی بعد از اسلام به حساب می آید که در بیان حدود اقلیم و راهها بر پایه اثر جغرافیایی بطلمیوس به رشته تحریر در آمده است.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap