نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

خوف، درجاتی دارد؛ اولین درجه آن، این است که انسان از گناه و عقوبت آن بترسد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « لَا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَه »(3) ، یعنی کسی از شما جز به پروردگار امیدوار نباشد وجز از گناه خود نترسد؛ امید فقط به پروردگار، ترس فقط از گناه؛ زیرا این گناه و معصیت است که سبب دوری انسان از خداوند می شود.

ترس از پروردگار به معنای خشیّت صحیح است و لکن حق تعالی موجودی وحشتناک نیست که انسان از او بترسد، زیرا انسان از تاریکی می ترسد در حالی که او نوری است که هیچ تاریکی در او نیست: « اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الأَرْض»(4) و انسان از روشنایی نمی ترسد.

خوف و ترس، از جلال و هیبت حق تعالی نشات می گیرد و خداوند دارای صفات جلال و جمال است: جَمالک في کلِّ حقائق سَائر وَ ليس لهُ إلا جَلالک ساتِر؛ موجود باعظمت باید دارای لطف و قهر باشد.
عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد ای عجب من عاشق این هر دو ضد
صفات جلال حق تعالی به صفات جمال بر می گردد و در حقیقت همه صفات او جمال است.

در ادعیه وارد شده: « اللَّهُمَّ إِنّي أَسْألكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ همینطور در روایتی آمده: «رَحْمَتِي سَبَقتْ غَضَبِي» (5) که به یک معنی این طور می توان گفت: اگر غضب را از مصادیق شیء بدانیم، پس رحمت واسعه حق متعال آن را هم فرا می گیرد و در نتیجه غضب به رحمت بر می گردد؛ زیرا غضب و قهر الهی برای طهارت روح انسان مفید و سبب تکامل است.
درجه دوم خوف، خوف از مکر و استدراج است : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتين »(6) (و آن ها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد و به آن ها مهلت می دهم زیرا طرح و نقشه من قوی است). گاهی انسان مرتکب گناه و پلیدی می شود ولی رزق او بیشتر می شود یا نزد مردم شان و منزلت می یابد؛ حتی گناه می کند، درسش بهتر می شود. اینها مکر و استدراج الهی است که باید از آن خوف داشت: « وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين » . (7)

خداوند متعال گاهی اوقات مهلتی به انسان می دهد تا گناهانش زیاد گشته و در نتیجه به عذاب شدید گرفتار آید: « وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (8) (آنها که کافر شدند تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سودشان است، ما به آنان مهلت می دهیم فقط برای این که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها عذاب خوار کننده¬ای است).

برای کسانی که در مقامات بالا سیر می کنند خوف نیست، یعنی اندوه بر گذشته و آینده ندارند: « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »(9) ، آنها در مقام خشیت هستند؛ آن جا ترس و حزن نیست، بلکه خشیت است و خشیت فرع بر معرفت عظمت سرمدی حضرت حق جل جلاله است؛ لذا کسانی که معرفت الهی داشته باشند، صاحب خشیت و خشوع می باشند: « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء» .(10)

دسته ای از ملائکه هستند که همیشه در حالت حیرت و تحیر به سر می برند؛ عظمت حق تعالی چنان آنها را از خود بی خود کرده است که خودشان هم علم ندارند و آن کس که از عظمت الهی برایش تحیر پیدا شده، یعنی عالم را محضر بلکه حضور پروردگار می داند، برای این که خداوند متعال از خود عالـَم به عالـَم و موجودات عالـَم نزدیک تر است: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد »(11)؛ « ُ أَنَّكَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَك » (12). خداوند متعال از خلق محجوب نمی گردد، زیرا او ظاهر است: « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن »(13) لذا در این آیه مبارکه می فرماید: « لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد » (14)؛ ( به او خطاب می شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشم تو کاملاً تیزبین است. بشر است که حجاب دارد، خداوند که حجاب ندارد؛ تو خود حجاب خودی سالک (حافظ) از میان برخیز، میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست؛ و اگر این خوف پسندیده برایش حاصل شد، خداوند همه چیز را از او می¬ترساند.

« عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ هر کس از مکر و استدراج خداوند بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند؛ یعنی صاحب هیبت و جلالی می شود که دیگران برای او شأن خاصی قائلند،« وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ »(15) ، مثل امام راحل (قدس سره) که می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این تنها ظاهر لفظ نبود، بلکه واقعاً نمی ترسید چون خوف از الله در وجودش ریشه داشت و از هیچ چیزی نمی ترسید.

کسی که از خداوند نترسد، خداوند از هر چیزی او را می ترساند، مثل افرادی که به اندک تهدیدی وحشت می کنند؛ ولی مؤمن از هیچ چیزی ترس ندارد جز از گناه خودش و از استدراج و مکر الهی؛ وقتی در راه حق حرکت می کند، هرچه برایش پیش بیاید، إحدَی الحُسنـَیـَِين است.

خداوند متعال انشاءالله ما را به وظایف خودمان آشنا بفرماید. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. یونس : 62

2. تهذيب‏الأحكام ، ج 3: ص 108 ( دعاء أول يوم من شهر رمضان)

3. نهج‏البلاغة؛ حکمت ها، ص: 482

4. نور : 35

5. الكافي، ج 2، ص : 274 (باب الذنوب )

6 . اعراف : 183

7. آل عمران : 54

8. آل عمران : 178

9. یونس : 62

10. فاطر : 28

11. ق: 16

12. بحارالأنوار، ج 91،ص:309 (باب 44- الأحراز المروية عن الصادق ص)

13. حدید : 3

14. ق: 22

15 . الكافي، ج 2 ،ص : 68 (باب الخوف و الرجاء.. ص : 67)

خوف، درجاتی دارد؛ اولین درجه آن، این است که انسان از گناه و عقوبت آن بترسد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « لَا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَه »(3) ، یعنی کسی از شما جز به پروردگار امیدوار نباشد وجز از گناه خود نترسد؛ امید فقط به پروردگار، ترس فقط از گناه؛ زیرا این گناه و معصیت است که سبب دوری انسان از خداوند می شود.

ترس از پروردگار به معنای خشیّت صحیح است و لکن حق تعالی موجودی وحشتناک نیست که انسان از او بترسد، زیرا انسان از تاریکی می ترسد در حالی که او نوری است که هیچ تاریکی در او نیست: « اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الأَرْض»(4) و انسان از روشنایی نمی ترسد.

خوف و ترس، از جلال و هیبت حق تعالی نشات می گیرد و خداوند دارای صفات جلال و جمال است: جَمالک في کلِّ حقائق سَائر وَ ليس لهُ إلا جَلالک ساتِر؛ موجود باعظمت باید دارای لطف و قهر باشد.
عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد ای عجب من عاشق این هر دو ضد
صفات جلال حق تعالی به صفات جمال بر می گردد و در حقیقت همه صفات او جمال است.

در ادعیه وارد شده: « اللَّهُمَّ إِنّي أَسْألكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ همینطور در روایتی آمده: «رَحْمَتِي سَبَقتْ غَضَبِي» (5) که به یک معنی این طور می توان گفت: اگر غضب را از مصادیق شیء بدانیم، پس رحمت واسعه حق متعال آن را هم فرا می گیرد و در نتیجه غضب به رحمت بر می گردد؛ زیرا غضب و قهر الهی برای طهارت روح انسان مفید و سبب تکامل است.
درجه دوم خوف، خوف از مکر و استدراج است : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتين »(6) (و آن ها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد و به آن ها مهلت می دهم زیرا طرح و نقشه من قوی است). گاهی انسان مرتکب گناه و پلیدی می شود ولی رزق او بیشتر می شود یا نزد مردم شان و منزلت می یابد؛ حتی گناه می کند، درسش بهتر می شود. اینها مکر و استدراج الهی است که باید از آن خوف داشت: « وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين » . (7)

خداوند متعال گاهی اوقات مهلتی به انسان می دهد تا گناهانش زیاد گشته و در نتیجه به عذاب شدید گرفتار آید: « وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (8) (آنها که کافر شدند تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سودشان است، ما به آنان مهلت می دهیم فقط برای این که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها عذاب خوار کننده¬ای است).

برای کسانی که در مقامات بالا سیر می کنند خوف نیست، یعنی اندوه بر گذشته و آینده ندارند: « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »(9) ، آنها در مقام خشیت هستند؛ آن جا ترس و حزن نیست، بلکه خشیت است و خشیت فرع بر معرفت عظمت سرمدی حضرت حق جل جلاله است؛ لذا کسانی که معرفت الهی داشته باشند، صاحب خشیت و خشوع می باشند: « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء» .(10)

دسته ای از ملائکه هستند که همیشه در حالت حیرت و تحیر به سر می برند؛ عظمت حق تعالی چنان آنها را از خود بی خود کرده است که خودشان هم علم ندارند و آن کس که از عظمت الهی برایش تحیر پیدا شده، یعنی عالم را محضر بلکه حضور پروردگار می داند، برای این که خداوند متعال از خود عالـَم به عالـَم و موجودات عالـَم نزدیک تر است: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد »(11)؛ « ُ أَنَّكَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَك » (12). خداوند متعال از خلق محجوب نمی گردد، زیرا او ظاهر است: « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن »(13) لذا در این آیه مبارکه می فرماید: « لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد » (14)؛ ( به او خطاب می شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشم تو کاملاً تیزبین است. بشر است که حجاب دارد، خداوند که حجاب ندارد؛ تو خود حجاب خودی سالک (حافظ) از میان برخیز، میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست؛ و اگر این خوف پسندیده برایش حاصل شد، خداوند همه چیز را از او می¬ترساند.

« عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ هر کس از مکر و استدراج خداوند بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند؛ یعنی صاحب هیبت و جلالی می شود که دیگران برای او شأن خاصی قائلند،« وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ »(15) ، مثل امام راحل (قدس سره) که می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این تنها ظاهر لفظ نبود، بلکه واقعاً نمی ترسید چون خوف از الله در وجودش ریشه داشت و از هیچ چیزی نمی ترسید.

کسی که از خداوند نترسد، خداوند از هر چیزی او را می ترساند، مثل افرادی که به اندک تهدیدی وحشت می کنند؛ ولی مؤمن از هیچ چیزی ترس ندارد جز از گناه خودش و از استدراج و مکر الهی؛ وقتی در راه حق حرکت می کند، هرچه برایش پیش بیاید، إحدَی الحُسنـَیـَِين است.

خداوند متعال انشاءالله ما را به وظایف خودمان آشنا بفرماید. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. یونس : 62

2. تهذيب‏الأحكام ، ج 3: ص 108 ( دعاء أول يوم من شهر رمضان)

3. نهج‏البلاغة؛ حکمت ها، ص: 482

4. نور : 35

5. الكافي، ج 2، ص : 274 (باب الذنوب )

6 . اعراف : 183

7. آل عمران : 54

8. آل عمران : 178

9. یونس : 62

10. فاطر : 28

11. ق: 16

12. بحارالأنوار، ج 91،ص:309 (باب 44- الأحراز المروية عن الصادق ص)

13. حدید : 3

14. ق: 22

15 . الكافي، ج 2 ،ص : 68 (باب الخوف و الرجاء.. ص : 67)

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

خوف، درجاتی دارد؛ اولین درجه آن، این است که انسان از گناه و عقوبت آن بترسد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « لَا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَه »(3) ، یعنی کسی از شما جز به پروردگار امیدوار نباشد وجز از گناه خود نترسد؛ امید فقط به پروردگار، ترس فقط از گناه؛ زیرا این گناه و معصیت است که سبب دوری انسان از خداوند می شود.

ترس از پروردگار به معنای خشیّت صحیح است و لکن حق تعالی موجودی وحشتناک نیست که انسان از او بترسد، زیرا انسان از تاریکی می ترسد در حالی که او نوری است که هیچ تاریکی در او نیست: « اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الأَرْض»(4) و انسان از روشنایی نمی ترسد.

خوف و ترس، از جلال و هیبت حق تعالی نشات می گیرد و خداوند دارای صفات جلال و جمال است: جَمالک في کلِّ حقائق سَائر وَ ليس لهُ إلا جَلالک ساتِر؛ موجود باعظمت باید دارای لطف و قهر باشد.
عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد ای عجب من عاشق این هر دو ضد
صفات جلال حق تعالی به صفات جمال بر می گردد و در حقیقت همه صفات او جمال است.

در ادعیه وارد شده: « اللَّهُمَّ إِنّي أَسْألكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ همینطور در روایتی آمده: «رَحْمَتِي سَبَقتْ غَضَبِي» (5) که به یک معنی این طور می توان گفت: اگر غضب را از مصادیق شیء بدانیم، پس رحمت واسعه حق متعال آن را هم فرا می گیرد و در نتیجه غضب به رحمت بر می گردد؛ زیرا غضب و قهر الهی برای طهارت روح انسان مفید و سبب تکامل است.
درجه دوم خوف، خوف از مکر و استدراج است : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتين »(6) (و آن ها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد و به آن ها مهلت می دهم زیرا طرح و نقشه من قوی است). گاهی انسان مرتکب گناه و پلیدی می شود ولی رزق او بیشتر می شود یا نزد مردم شان و منزلت می یابد؛ حتی گناه می کند، درسش بهتر می شود. اینها مکر و استدراج الهی است که باید از آن خوف داشت: « وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين » . (7)

خداوند متعال گاهی اوقات مهلتی به انسان می دهد تا گناهانش زیاد گشته و در نتیجه به عذاب شدید گرفتار آید: « وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (8) (آنها که کافر شدند تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سودشان است، ما به آنان مهلت می دهیم فقط برای این که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها عذاب خوار کننده¬ای است).

برای کسانی که در مقامات بالا سیر می کنند خوف نیست، یعنی اندوه بر گذشته و آینده ندارند: « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »(9) ، آنها در مقام خشیت هستند؛ آن جا ترس و حزن نیست، بلکه خشیت است و خشیت فرع بر معرفت عظمت سرمدی حضرت حق جل جلاله است؛ لذا کسانی که معرفت الهی داشته باشند، صاحب خشیت و خشوع می باشند: « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء» .(10)

دسته ای از ملائکه هستند که همیشه در حالت حیرت و تحیر به سر می برند؛ عظمت حق تعالی چنان آنها را از خود بی خود کرده است که خودشان هم علم ندارند و آن کس که از عظمت الهی برایش تحیر پیدا شده، یعنی عالم را محضر بلکه حضور پروردگار می داند، برای این که خداوند متعال از خود عالـَم به عالـَم و موجودات عالـَم نزدیک تر است: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد »(11)؛ « ُ أَنَّكَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَك » (12). خداوند متعال از خلق محجوب نمی گردد، زیرا او ظاهر است: « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن »(13) لذا در این آیه مبارکه می فرماید: « لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد » (14)؛ ( به او خطاب می شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشم تو کاملاً تیزبین است. بشر است که حجاب دارد، خداوند که حجاب ندارد؛ تو خود حجاب خودی سالک (حافظ) از میان برخیز، میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست؛ و اگر این خوف پسندیده برایش حاصل شد، خداوند همه چیز را از او می¬ترساند.

« عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَيْ‏ء »؛ هر کس از مکر و استدراج خداوند بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند؛ یعنی صاحب هیبت و جلالی می شود که دیگران برای او شأن خاصی قائلند،« وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ »(15) ، مثل امام راحل (قدس سره) که می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این تنها ظاهر لفظ نبود، بلکه واقعاً نمی ترسید چون خوف از الله در وجودش ریشه داشت و از هیچ چیزی نمی ترسید.

کسی که از خداوند نترسد، خداوند از هر چیزی او را می ترساند، مثل افرادی که به اندک تهدیدی وحشت می کنند؛ ولی مؤمن از هیچ چیزی ترس ندارد جز از گناه خودش و از استدراج و مکر الهی؛ وقتی در راه حق حرکت می کند، هرچه برایش پیش بیاید، إحدَی الحُسنـَیـَِين است.

خداوند متعال انشاءالله ما را به وظایف خودمان آشنا بفرماید. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. یونس : 62

2. تهذيب‏الأحكام ، ج 3: ص 108 ( دعاء أول يوم من شهر رمضان)

3. نهج‏البلاغة؛ حکمت ها، ص: 482

4. نور : 35

5. الكافي، ج 2، ص : 274 (باب الذنوب )

6 . اعراف : 183

7. آل عمران : 54

8. آل عمران : 178

9. یونس : 62

10. فاطر : 28

11. ق: 16

12. بحارالأنوار، ج 91،ص:309 (باب 44- الأحراز المروية عن الصادق ص)

13. حدید : 3

14. ق: 22

15 . الكافي، ج 2 ،ص : 68 (باب الخوف و الرجاء.. ص : 67)

Starts: 01-12-2017
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap