نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

مقام یقین

عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام): «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً» .(1)

توجه به حسن ظن، در مسیر عبادت و کمال بندگی، از مسائل مهم و اساسی، در علم اخلاق است و در اهمیت و ضرورت این حسن ظن، همین بس که خدای متعال می فرماید: من نزد ظن بنده خودم هستم، این آدرس خدا است که به ما می گوید، اگر دنبال من هستی، اگر می خواهی به من برسی، باید به ظن و گمان خودت مراجعه کنی، ببین خدا در نزد تو چگونه است. اگر به خدا گمان خوب داری و بدگمان هستی، باز آن جا مرا پیدا می کنی.

این مطلب بسیار مهم و دقیقی است که انسان در عین اینکه از گناهان خود خوف دارد و از خدای خود شرمنده و خجالت زده است، باز امید به رحمت خداوند، او را بر این می دارد که توبه کند و به راه کمال خود ادامه دهد؛ اگر همین حسن ظن به خدا نباشد، محال است بنده قدم از قدم بردارد، تا گناهی می کند فکر می کند که دیگر از درگاه الهی رانده شده و جای او در مسجد و نماز و روضه نیست، لذا همین یأس، او را به قهقرا می کشاند...، اما اگر کسی بداند که خداوند می فرماید: « إِنَّ رَحْمَتِي سَبَقَتْ غَضَبِي »(2) ، و باور کند که « وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء » (3)، آن جاست که اگر گناهکار و آلوده هم شود، باز با یک جمله ..« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »، به مسیر بندگی و کمال برمی گردد. این یکی از جاهایی است که شیطان بسیار قدرتمند ظاهر شده و با حربه یأس توانسته به غرض های پلید خود برسد؛ این مهم ترین سلاح شیطان است.

بدانید که بدون حسن ظن به خداوند متعال محال است در میدان مبارزه با شیطان درون و برون، پیروز شوید.


شما طالبان علم که در سنین جوانی هستید، اگر از همین الان ظن خود را به خداوند تبارک و تعالی نیکو نکنید، غارت زده شیطان می شوید، اگر نعوذ بالله گناهی کردید و بعد از گناه حالت پشیمانی و ناراحتی در شما پیدا شد، بدانید که در رحمت خدا داخل شده اید، نگذارید شیطان با بزرگ جلوه دادن گناه، شما از رحمت خداوند دور کند... .


در دعای افتتاح می خوانیم: « وَ أَسْأَلُكَ مُسْتَأْنِساً لَا خَائِفاً وَ لَا وَجِلًا مُدِلًّا عَلَيْك » این مُدِلاً عَلـَیکَ خیلی مهم است؛ یعنی خدایا من تو را می خوانم در حالی که انس به تو دارم، نه این که از تو خائف باشم، بلکه «مدلا علیک» این مدلاً علیک خیلی مهم است. یعنی با یک ناز و دل ربایی تو را می خوانم، دیده اید بچه گاهی که محبت مادر را متوجه خود می بیند، ناز و کرشمه می کند؛ یعنی خدایا این قدر محبت و لطف تو وسیع است که من با این حالت تو را می خوانم و صدا می زنم...، البته این مقام که معروف به مقام «انبساط» است، چهلمین مقام از مقامات صدگانه متقین است؛ یعنی کسی که سی و نه مقام گذشته را طی کرده و حالا به این جا رسیده که با یک خوشحالی و انبساط خاطر با خدا نجوا می کند، خدا هم بنده ای را که با حسن ظن و گمان نیکو او را می خواند، دست خالی بر نمی گرداند. در این حالت، بنده نه به عبادات خود مغرور نیست، و اگر گناهان زیاد هم داشته باشد باز از رحمت خدا مأیوس نیست، پس در یک تعادل روحی قرار دارد که فقط به رحمت خدا امید بسته و این است که او را در مسیر جلو می برد.


در وسائل الشیعه، ج 15 روایتی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: « لِأَنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ بِيَدِهِ الْخَيْرُ يَسْتَحْيِي أَنْ يَكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ يُخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاءَهُ »
(4) (خداوند متعال چون کریم است، حیا می کند که بنده ای را که به او حسن ظن داشته و امید به رحمت او داشته، ناامید کند و دست خالی برگرداند). این که تعبیر می فرماید: «یَستحیی» در اصل، ما باید از خدا حیا کنیم، و به او بدگمان نباشیم. حتی به اعمال خوبمان هم متکی نباشیم. این خلاف است که در دیدار با کریم، هدیه برای او ببریم؛ شخصی که به مهمانی شخص بزرگ و کریم دعوت شده، زشت است که نان سنگک برای آن کریم ببرد، این توهین به شخص کریم است، لذا می بینید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در هنگام دفن جناب سلمان روی کفن ایشان می نویسد.
وَفدتُ عَلی الکریم بغیر زادٍ مِن الحَسَناتِ وَالقلبِ السَّلیم
وَ حَملُ الزَّادِ أقبحُ کلِّ شیءٍ إذا کانَ الوُفودُ عَلی الکَریم
بنده ای پستم و لیکن چون خدای من تویی   حیف باشد پیش گردون سر فرود آوردنم
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


پا نوشتها

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. الكافي، ج 2 ،ص: 72 (باب حسن الظن بالله عز و جل )

2. الكافي، ج 2 ،ص: 274 (باب الذنوب)

3. اعراف: 156.

4. وسائل‏ الشيعة، ج 15 ،ص: 230 (باب وجوب حسن الظن بالله و..)

مقام یقین

عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام): «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً» .(1)

توجه به حسن ظن، در مسیر عبادت و کمال بندگی، از مسائل مهم و اساسی، در علم اخلاق است و در اهمیت و ضرورت این حسن ظن، همین بس که خدای متعال می فرماید: من نزد ظن بنده خودم هستم، این آدرس خدا است که به ما می گوید، اگر دنبال من هستی، اگر می خواهی به من برسی، باید به ظن و گمان خودت مراجعه کنی، ببین خدا در نزد تو چگونه است. اگر به خدا گمان خوب داری و بدگمان هستی، باز آن جا مرا پیدا می کنی.

این مطلب بسیار مهم و دقیقی است که انسان در عین اینکه از گناهان خود خوف دارد و از خدای خود شرمنده و خجالت زده است، باز امید به رحمت خداوند، او را بر این می دارد که توبه کند و به راه کمال خود ادامه دهد؛ اگر همین حسن ظن به خدا نباشد، محال است بنده قدم از قدم بردارد، تا گناهی می کند فکر می کند که دیگر از درگاه الهی رانده شده و جای او در مسجد و نماز و روضه نیست، لذا همین یأس، او را به قهقرا می کشاند...، اما اگر کسی بداند که خداوند می فرماید: « إِنَّ رَحْمَتِي سَبَقَتْ غَضَبِي »(2) ، و باور کند که « وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء » (3)، آن جاست که اگر گناهکار و آلوده هم شود، باز با یک جمله ..« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »، به مسیر بندگی و کمال برمی گردد. این یکی از جاهایی است که شیطان بسیار قدرتمند ظاهر شده و با حربه یأس توانسته به غرض های پلید خود برسد؛ این مهم ترین سلاح شیطان است.

بدانید که بدون حسن ظن به خداوند متعال محال است در میدان مبارزه با شیطان درون و برون، پیروز شوید.


شما طالبان علم که در سنین جوانی هستید، اگر از همین الان ظن خود را به خداوند تبارک و تعالی نیکو نکنید، غارت زده شیطان می شوید، اگر نعوذ بالله گناهی کردید و بعد از گناه حالت پشیمانی و ناراحتی در شما پیدا شد، بدانید که در رحمت خدا داخل شده اید، نگذارید شیطان با بزرگ جلوه دادن گناه، شما از رحمت خداوند دور کند... .


در دعای افتتاح می خوانیم: « وَ أَسْأَلُكَ مُسْتَأْنِساً لَا خَائِفاً وَ لَا وَجِلًا مُدِلًّا عَلَيْك » این مُدِلاً عَلـَیکَ خیلی مهم است؛ یعنی خدایا من تو را می خوانم در حالی که انس به تو دارم، نه این که از تو خائف باشم، بلکه «مدلا علیک» این مدلاً علیک خیلی مهم است. یعنی با یک ناز و دل ربایی تو را می خوانم، دیده اید بچه گاهی که محبت مادر را متوجه خود می بیند، ناز و کرشمه می کند؛ یعنی خدایا این قدر محبت و لطف تو وسیع است که من با این حالت تو را می خوانم و صدا می زنم...، البته این مقام که معروف به مقام «انبساط» است، چهلمین مقام از مقامات صدگانه متقین است؛ یعنی کسی که سی و نه مقام گذشته را طی کرده و حالا به این جا رسیده که با یک خوشحالی و انبساط خاطر با خدا نجوا می کند، خدا هم بنده ای را که با حسن ظن و گمان نیکو او را می خواند، دست خالی بر نمی گرداند. در این حالت، بنده نه به عبادات خود مغرور نیست، و اگر گناهان زیاد هم داشته باشد باز از رحمت خدا مأیوس نیست، پس در یک تعادل روحی قرار دارد که فقط به رحمت خدا امید بسته و این است که او را در مسیر جلو می برد.


در وسائل الشیعه، ج 15 روایتی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: « لِأَنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ بِيَدِهِ الْخَيْرُ يَسْتَحْيِي أَنْ يَكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ يُخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاءَهُ »
(4) (خداوند متعال چون کریم است، حیا می کند که بنده ای را که به او حسن ظن داشته و امید به رحمت او داشته، ناامید کند و دست خالی برگرداند). این که تعبیر می فرماید: «یَستحیی» در اصل، ما باید از خدا حیا کنیم، و به او بدگمان نباشیم. حتی به اعمال خوبمان هم متکی نباشیم. این خلاف است که در دیدار با کریم، هدیه برای او ببریم؛ شخصی که به مهمانی شخص بزرگ و کریم دعوت شده، زشت است که نان سنگک برای آن کریم ببرد، این توهین به شخص کریم است، لذا می بینید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در هنگام دفن جناب سلمان روی کفن ایشان می نویسد.
وَفدتُ عَلی الکریم بغیر زادٍ مِن الحَسَناتِ وَالقلبِ السَّلیم
وَ حَملُ الزَّادِ أقبحُ کلِّ شیءٍ إذا کانَ الوُفودُ عَلی الکَریم
بنده ای پستم و لیکن چون خدای من تویی   حیف باشد پیش گردون سر فرود آوردنم
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


پا نوشتها

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. الكافي، ج 2 ،ص: 72 (باب حسن الظن بالله عز و جل )

2. الكافي، ج 2 ،ص: 274 (باب الذنوب)

3. اعراف: 156.

4. وسائل‏ الشيعة، ج 15 ،ص: 230 (باب وجوب حسن الظن بالله و..)

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

این مطلب بسیار مهم و دقیقی است که انسان در عین اینکه از گناهان خود خوف دارد و از خدای خود شرمنده و خجالت زده است، باز امید به رحمت خداوند، او را بر این می دارد که توبه کند و به راه کمال خود ادامه دهد؛ اگر همین حسن ظن به خدا نباشد، محال است بنده قدم از قدم بردارد، تا گناهی می کند فکر می کند که دیگر از درگاه الهی رانده شده و جای او در مسجد و نماز و روضه نیست، لذا همین یأس، او را به قهقرا می کشاند...، اما اگر کسی بداند که خداوند می فرماید: « إِنَّ رَحْمَتِي سَبَقَتْ غَضَبِي »(2) ، و باور کند که « وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء » (3)، آن جاست که اگر گناهکار و آلوده هم شود، باز با یک جمله ..« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء »، به مسیر بندگی و کمال برمی گردد. این یکی از جاهایی است که شیطان بسیار قدرتمند ظاهر شده و با حربه یأس توانسته به غرض های پلید خود برسد؛ این مهم ترین سلاح شیطان است.

بدانید که بدون حسن ظن به خداوند متعال محال است در میدان مبارزه با شیطان درون و برون، پیروز شوید.


شما طالبان علم که در سنین جوانی هستید، اگر از همین الان ظن خود را به خداوند تبارک و تعالی نیکو نکنید، غارت زده شیطان می شوید، اگر نعوذ بالله گناهی کردید و بعد از گناه حالت پشیمانی و ناراحتی در شما پیدا شد، بدانید که در رحمت خدا داخل شده اید، نگذارید شیطان با بزرگ جلوه دادن گناه، شما از رحمت خداوند دور کند... .


در دعای افتتاح می خوانیم: « وَ أَسْأَلُكَ مُسْتَأْنِساً لَا خَائِفاً وَ لَا وَجِلًا مُدِلًّا عَلَيْك » این مُدِلاً عَلـَیکَ خیلی مهم است؛ یعنی خدایا من تو را می خوانم در حالی که انس به تو دارم، نه این که از تو خائف باشم، بلکه «مدلا علیک» این مدلاً علیک خیلی مهم است. یعنی با یک ناز و دل ربایی تو را می خوانم، دیده اید بچه گاهی که محبت مادر را متوجه خود می بیند، ناز و کرشمه می کند؛ یعنی خدایا این قدر محبت و لطف تو وسیع است که من با این حالت تو را می خوانم و صدا می زنم...، البته این مقام که معروف به مقام «انبساط» است، چهلمین مقام از مقامات صدگانه متقین است؛ یعنی کسی که سی و نه مقام گذشته را طی کرده و حالا به این جا رسیده که با یک خوشحالی و انبساط خاطر با خدا نجوا می کند، خدا هم بنده ای را که با حسن ظن و گمان نیکو او را می خواند، دست خالی بر نمی گرداند. در این حالت، بنده نه به عبادات خود مغرور نیست، و اگر گناهان زیاد هم داشته باشد باز از رحمت خدا مأیوس نیست، پس در یک تعادل روحی قرار دارد که فقط به رحمت خدا امید بسته و این است که او را در مسیر جلو می برد.


در وسائل الشیعه، ج 15 روایتی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: « لِأَنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ بِيَدِهِ الْخَيْرُ يَسْتَحْيِي أَنْ يَكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ يُخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاءَهُ »
(4) (خداوند متعال چون کریم است، حیا می کند که بنده ای را که به او حسن ظن داشته و امید به رحمت او داشته، ناامید کند و دست خالی برگرداند). این که تعبیر می فرماید: «یَستحیی» در اصل، ما باید از خدا حیا کنیم، و به او بدگمان نباشیم. حتی به اعمال خوبمان هم متکی نباشیم. این خلاف است که در دیدار با کریم، هدیه برای او ببریم؛ شخصی که به مهمانی شخص بزرگ و کریم دعوت شده، زشت است که نان سنگک برای آن کریم ببرد، این توهین به شخص کریم است، لذا می بینید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در هنگام دفن جناب سلمان روی کفن ایشان می نویسد.
وَفدتُ عَلی الکریم بغیر زادٍ مِن الحَسَناتِ وَالقلبِ السَّلیم
وَ حَملُ الزَّادِ أقبحُ کلِّ شیءٍ إذا کانَ الوُفودُ عَلی الکَریم
بنده ای پستم و لیکن چون خدای من تویی   حیف باشد پیش گردون سر فرود آوردنم
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


پا نوشتها

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. الكافي، ج 2 ،ص: 72 (باب حسن الظن بالله عز و جل )

2. الكافي، ج 2 ،ص: 274 (باب الذنوب)

3. اعراف: 156.

4. وسائل‏ الشيعة، ج 15 ،ص: 230 (باب وجوب حسن الظن بالله و..)

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran

مقام یقین

عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام): «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً» .(1)

توجه به حسن ظن، در مسیر عبادت و کمال بندگی، از مسائل مهم و اساسی، در علم اخلاق است و در اهمیت و ضرورت این حسن ظن، همین بس که خدای متعال می فرماید: من نزد ظن بنده خودم هستم، این آدرس خدا است که به ما می گوید، اگر دنبال من هستی، اگر می خواهی به من برسی، باید به ظن و گمان خودت مراجعه کنی، ببین خدا در نزد تو چگونه است. اگر به خدا گمان خوب داری و بدگمان هستی، باز آن جا مرا پیدا می کنی.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap