نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از علامه جوادی آملی (دامت برکاته)

حیات طیبه

» اللّه نورالسماوات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح»،(نور /34)

خدا دو نور دارد: یک نور عمومى که نظام هستى را با آن نور روشن مى‌کند، و یک نور خصوصى. آن نور عمومى که مؤمن و کافر و زشت و زیبا را روشن کرده است؛ این نور خصوصى را هم آدرس داده: «فى بیوت اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه». این در خانه‌هایى است که از آن با عنوان «بیت رفیع» یاد مى‌کند. کعبه بیت رفیع است؛ مسجدالحرام، حرم نبوى، حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام و مساجد، بیت رفیع‌اند. خداوند این خانه‌ها را بلند نگه داشته است. این نور همه‌جا نیست. «یسبح له فیها بالغدو والآصال»، نور / 36؛ آنان مردانى اهل تسبیح هستند، چون آن‌جا غیر از «سبوح» و «قدوس» چیز دیگرى نیست.

مردان الهى دو کار منفى دارند که هر دو مقدس است، و چندین کار مثبت. کار منفى این‌ها جزو صفات سلبیه این‌هاست. یکى در سوره مبارکه «مؤمنون» بیان شده: «قد افلح المؤمنون الذین هم فى صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون»، مؤمنون / 1،2و3؛(این‌ها کسانى هستند که کار لغو نمى‌کنند؛)

یکى نیز در سوره مبارکه «نور»، که فرمود: نه‌تنها این‌ها به طرف بدى نمى‌روند، بدان، هم این قدرت را ندارند که بدى را به طرف این‌ها گسیل کنند. بنابراین حیاتشان، حیاتى نورانى است. این مردان، مساجد را نورانى مى‌کنند، حرم را نورانى مى‌کنند. اگر این سرزمین حرم شد، به برکت اهل‌بیت علیهم‌السلام شد، وگرنه قبل از وجود مبارک امام رضا علیه‌السلام، هارون ملعون این‌جا دفن شده.

این زمین را آن صاحب‌زمین نورانى کرده است. در همین شهر کربلا، قاتلان حسین‌بن على علیه‌السلام هم با فاصله کمى خوابیده‌اند، چطور آن خاک‌ها اثر ندارد؟ پس آن‌جایى که مردان الهى مى‌آرامند، طیب و طاهر مى‌شود. 

در همین زیارت وارث که فرهنگ رسمى ماست، به شهدا عرض مى‌کنیم: شما شهید شدید، طیب و طاهر بودید و به کشور ما هم آبرو دادید؛ «طبتم وطابت الارض التى فیها دفنتم»، مصباح‌المتهجد/ 723. هر برکتى الآن در این منطقه پیدا شود، اولین ثواب را امام قدس‌سره و شهدا مى‌برند بعد دیگران، چرا‌که این‌ها کشور را طیب و طاهر کردند.مردان الهى، جوانان پاک، دختران پاک و پسران پاک، میوه‌هاى کشور طیب و طاهر هستند: «والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه»، اعراف / 58، و این کشور به برکت خون شهدا طیب و طاهر شد.

حضرت امیر علیه‌السلام بعد از تلاوت آیه: «یسبح له فیها بالغدو والآصال، رجال لاتلهیهم تجارة ولابیع عن ذکر اللّه»، نور/ 36و37 فرمودند: این‌ها کسانى هستند که هم مشکل خودشان را حل کردند و هم مشکل دیگران را. منزوى نیستند، در متن جامعه هستند و گمراهان جامعه را روشن مى‌کنند. حضرت در همین خطبه 222 نهج‌البلاغه مى‌فرماید: روى آینه دل، غبار مى‌نشیند، زنگار‌زده مى‌شود؛ خداى سبحان انبیا را فرستاده تا به این‌ها بگوید: این آینه را هر روز گردگیرى کنید و به طرف آفتاب نگه دارید. حضرت فرمود: ذکر خدا، یاد خدا و نام خدا، جلاى قلوب است. «ان اللّه سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب». کسانى که غفلت دارند، گوششان سنگین است، ولى با این صیقل گوششان باز مى‌شود و حرف‌هاى حق را درک مى‌کنند. حضرت یعقوب علیه‌السلام با قاطعیت گفت: من از فاصله 80 فرسخى بوى یوسف را مى‌شنوم؛ این استشمام با شامه جان است.

حضرت امیر علیه‌السلام مى‌فرمایند: یاد خدا، هم بخش اندیشه را شفاف مى‌کند و هم‌بخش انگیزه را منقاد و مطیع مى‌کند. بعد مى‌فرماید: این‌ها مخصوص انبیا و ائمه علیهم‌السلام نیست؛ مردان الهى هم در هر فرصتى این چنین هستند: «وما برح لله عزت آلاوِه فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فکرهم»؛ خدا با مردان الهى در درون آن‌ها مناجات مى‌کند.

کسى که به خدا نزدیک شد، خداوند با او مناجات دارد؛ دیگر نمى‌گوید: «یا ایها‌الذین آمنوا»؛ این مال افراد عادى است که دورند. اگر انسان در اثر ذکر حق، یاد حق و نام حق به خدا نزدیک شود، خدا با آن‌ها مناجات مى‌کند: «وکلّمهم فى ذات عقولهم». این علم یا تصمیم را خداوند در درونشان احیا کرده است. و کلام خدا چون نور است: «مثل نوره کمشکوة»، این هم «فیها رجال لاتلهیهم»؛ همه‌اش نور است، چون کلام نور است و این‌ها هم نور شده‌اند: «فاستصبحوا بنور یقظة فى‌الاسماع والابصار و...»؛ این‌ها بیدار شده‌اند. آدم بیدار، دیگران را هم بیدار مى‌کند.

چنین شخصى هم مى‌شنود، هم مى‌بیند و هم خوب تصمیم مى‌گیرد؛ لذا مى‌شود عالم ربانى. ‌برجستگان اهل ایمان، لاتلهیهم مرجعیت و لا ریاست و لا زعامت عن ذکر‌اللّه. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: «مردان الهى در هیچ مقطع از مقاطع، از نام و یاد خدا غافل نیستند.»

 

منبع: هفته نامه افق حوزه- 21 اردیبهشت 1390- شماره 309

 



حیات طیبه

» اللّه نورالسماوات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح»،(نور /34)

خدا دو نور دارد: یک نور عمومى که نظام هستى را با آن نور روشن مى‌کند، و یک نور خصوصى. آن نور عمومى که مؤمن و کافر و زشت و زیبا را روشن کرده است؛ این نور خصوصى را هم آدرس داده: «فى بیوت اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه». این در خانه‌هایى است که از آن با عنوان «بیت رفیع» یاد مى‌کند. کعبه بیت رفیع است؛ مسجدالحرام، حرم نبوى، حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام و مساجد، بیت رفیع‌اند. خداوند این خانه‌ها را بلند نگه داشته است. این نور همه‌جا نیست. «یسبح له فیها بالغدو والآصال»، نور / 36؛ آنان مردانى اهل تسبیح هستند، چون آن‌جا غیر از «سبوح» و «قدوس» چیز دیگرى نیست.

مردان الهى دو کار منفى دارند که هر دو مقدس است، و چندین کار مثبت. کار منفى این‌ها جزو صفات سلبیه این‌هاست. یکى در سوره مبارکه «مؤمنون» بیان شده: «قد افلح المؤمنون الذین هم فى صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون»، مؤمنون / 1،2و3؛(این‌ها کسانى هستند که کار لغو نمى‌کنند؛)

یکى نیز در سوره مبارکه «نور»، که فرمود: نه‌تنها این‌ها به طرف بدى نمى‌روند، بدان، هم این قدرت را ندارند که بدى را به طرف این‌ها گسیل کنند. بنابراین حیاتشان، حیاتى نورانى است. این مردان، مساجد را نورانى مى‌کنند، حرم را نورانى مى‌کنند. اگر این سرزمین حرم شد، به برکت اهل‌بیت علیهم‌السلام شد، وگرنه قبل از وجود مبارک امام رضا علیه‌السلام، هارون ملعون این‌جا دفن شده.

این زمین را آن صاحب‌زمین نورانى کرده است. در همین شهر کربلا، قاتلان حسین‌بن على علیه‌السلام هم با فاصله کمى خوابیده‌اند، چطور آن خاک‌ها اثر ندارد؟ پس آن‌جایى که مردان الهى مى‌آرامند، طیب و طاهر مى‌شود. 

در همین زیارت وارث که فرهنگ رسمى ماست، به شهدا عرض مى‌کنیم: شما شهید شدید، طیب و طاهر بودید و به کشور ما هم آبرو دادید؛ «طبتم وطابت الارض التى فیها دفنتم»، مصباح‌المتهجد/ 723. هر برکتى الآن در این منطقه پیدا شود، اولین ثواب را امام قدس‌سره و شهدا مى‌برند بعد دیگران، چرا‌که این‌ها کشور را طیب و طاهر کردند.مردان الهى، جوانان پاک، دختران پاک و پسران پاک، میوه‌هاى کشور طیب و طاهر هستند: «والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه»، اعراف / 58، و این کشور به برکت خون شهدا طیب و طاهر شد.

حضرت امیر علیه‌السلام بعد از تلاوت آیه: «یسبح له فیها بالغدو والآصال، رجال لاتلهیهم تجارة ولابیع عن ذکر اللّه»، نور/ 36و37 فرمودند: این‌ها کسانى هستند که هم مشکل خودشان را حل کردند و هم مشکل دیگران را. منزوى نیستند، در متن جامعه هستند و گمراهان جامعه را روشن مى‌کنند. حضرت در همین خطبه 222 نهج‌البلاغه مى‌فرماید: روى آینه دل، غبار مى‌نشیند، زنگار‌زده مى‌شود؛ خداى سبحان انبیا را فرستاده تا به این‌ها بگوید: این آینه را هر روز گردگیرى کنید و به طرف آفتاب نگه دارید. حضرت فرمود: ذکر خدا، یاد خدا و نام خدا، جلاى قلوب است. «ان اللّه سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب». کسانى که غفلت دارند، گوششان سنگین است، ولى با این صیقل گوششان باز مى‌شود و حرف‌هاى حق را درک مى‌کنند. حضرت یعقوب علیه‌السلام با قاطعیت گفت: من از فاصله 80 فرسخى بوى یوسف را مى‌شنوم؛ این استشمام با شامه جان است.

حضرت امیر علیه‌السلام مى‌فرمایند: یاد خدا، هم بخش اندیشه را شفاف مى‌کند و هم‌بخش انگیزه را منقاد و مطیع مى‌کند. بعد مى‌فرماید: این‌ها مخصوص انبیا و ائمه علیهم‌السلام نیست؛ مردان الهى هم در هر فرصتى این چنین هستند: «وما برح لله عزت آلاوِه فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فکرهم»؛ خدا با مردان الهى در درون آن‌ها مناجات مى‌کند.

کسى که به خدا نزدیک شد، خداوند با او مناجات دارد؛ دیگر نمى‌گوید: «یا ایها‌الذین آمنوا»؛ این مال افراد عادى است که دورند. اگر انسان در اثر ذکر حق، یاد حق و نام حق به خدا نزدیک شود، خدا با آن‌ها مناجات مى‌کند: «وکلّمهم فى ذات عقولهم». این علم یا تصمیم را خداوند در درونشان احیا کرده است. و کلام خدا چون نور است: «مثل نوره کمشکوة»، این هم «فیها رجال لاتلهیهم»؛ همه‌اش نور است، چون کلام نور است و این‌ها هم نور شده‌اند: «فاستصبحوا بنور یقظة فى‌الاسماع والابصار و...»؛ این‌ها بیدار شده‌اند. آدم بیدار، دیگران را هم بیدار مى‌کند.

چنین شخصى هم مى‌شنود، هم مى‌بیند و هم خوب تصمیم مى‌گیرد؛ لذا مى‌شود عالم ربانى. ‌برجستگان اهل ایمان، لاتلهیهم مرجعیت و لا ریاست و لا زعامت عن ذکر‌اللّه. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: «مردان الهى در هیچ مقطع از مقاطع، از نام و یاد خدا غافل نیستند.»

 

منبع: هفته نامه افق حوزه- 21 اردیبهشت 1390- شماره 309

 



مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

مردان الهى دو کار منفى دارند که هر دو مقدس است، و چندین کار مثبت. کار منفى این‌ها جزو صفات سلبیه این‌هاست. یکى در سوره مبارکه «مؤمنون» بیان شده: «قد افلح المؤمنون الذین هم فى صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون»، مؤمنون / 1،2و3؛(این‌ها کسانى هستند که کار لغو نمى‌کنند؛)

یکى نیز در سوره مبارکه «نور»، که فرمود: نه‌تنها این‌ها به طرف بدى نمى‌روند، بدان، هم این قدرت را ندارند که بدى را به طرف این‌ها گسیل کنند. بنابراین حیاتشان، حیاتى نورانى است. این مردان، مساجد را نورانى مى‌کنند، حرم را نورانى مى‌کنند. اگر این سرزمین حرم شد، به برکت اهل‌بیت علیهم‌السلام شد، وگرنه قبل از وجود مبارک امام رضا علیه‌السلام، هارون ملعون این‌جا دفن شده.

این زمین را آن صاحب‌زمین نورانى کرده است. در همین شهر کربلا، قاتلان حسین‌بن على علیه‌السلام هم با فاصله کمى خوابیده‌اند، چطور آن خاک‌ها اثر ندارد؟ پس آن‌جایى که مردان الهى مى‌آرامند، طیب و طاهر مى‌شود. 

در همین زیارت وارث که فرهنگ رسمى ماست، به شهدا عرض مى‌کنیم: شما شهید شدید، طیب و طاهر بودید و به کشور ما هم آبرو دادید؛ «طبتم وطابت الارض التى فیها دفنتم»، مصباح‌المتهجد/ 723. هر برکتى الآن در این منطقه پیدا شود، اولین ثواب را امام قدس‌سره و شهدا مى‌برند بعد دیگران، چرا‌که این‌ها کشور را طیب و طاهر کردند.مردان الهى، جوانان پاک، دختران پاک و پسران پاک، میوه‌هاى کشور طیب و طاهر هستند: «والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه»، اعراف / 58، و این کشور به برکت خون شهدا طیب و طاهر شد.

حضرت امیر علیه‌السلام بعد از تلاوت آیه: «یسبح له فیها بالغدو والآصال، رجال لاتلهیهم تجارة ولابیع عن ذکر اللّه»، نور/ 36و37 فرمودند: این‌ها کسانى هستند که هم مشکل خودشان را حل کردند و هم مشکل دیگران را. منزوى نیستند، در متن جامعه هستند و گمراهان جامعه را روشن مى‌کنند. حضرت در همین خطبه 222 نهج‌البلاغه مى‌فرماید: روى آینه دل، غبار مى‌نشیند، زنگار‌زده مى‌شود؛ خداى سبحان انبیا را فرستاده تا به این‌ها بگوید: این آینه را هر روز گردگیرى کنید و به طرف آفتاب نگه دارید. حضرت فرمود: ذکر خدا، یاد خدا و نام خدا، جلاى قلوب است. «ان اللّه سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب». کسانى که غفلت دارند، گوششان سنگین است، ولى با این صیقل گوششان باز مى‌شود و حرف‌هاى حق را درک مى‌کنند. حضرت یعقوب علیه‌السلام با قاطعیت گفت: من از فاصله 80 فرسخى بوى یوسف را مى‌شنوم؛ این استشمام با شامه جان است.

حضرت امیر علیه‌السلام مى‌فرمایند: یاد خدا، هم بخش اندیشه را شفاف مى‌کند و هم‌بخش انگیزه را منقاد و مطیع مى‌کند. بعد مى‌فرماید: این‌ها مخصوص انبیا و ائمه علیهم‌السلام نیست؛ مردان الهى هم در هر فرصتى این چنین هستند: «وما برح لله عزت آلاوِه فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فکرهم»؛ خدا با مردان الهى در درون آن‌ها مناجات مى‌کند.

کسى که به خدا نزدیک شد، خداوند با او مناجات دارد؛ دیگر نمى‌گوید: «یا ایها‌الذین آمنوا»؛ این مال افراد عادى است که دورند. اگر انسان در اثر ذکر حق، یاد حق و نام حق به خدا نزدیک شود، خدا با آن‌ها مناجات مى‌کند: «وکلّمهم فى ذات عقولهم». این علم یا تصمیم را خداوند در درونشان احیا کرده است. و کلام خدا چون نور است: «مثل نوره کمشکوة»، این هم «فیها رجال لاتلهیهم»؛ همه‌اش نور است، چون کلام نور است و این‌ها هم نور شده‌اند: «فاستصبحوا بنور یقظة فى‌الاسماع والابصار و...»؛ این‌ها بیدار شده‌اند. آدم بیدار، دیگران را هم بیدار مى‌کند.

چنین شخصى هم مى‌شنود، هم مى‌بیند و هم خوب تصمیم مى‌گیرد؛ لذا مى‌شود عالم ربانى. ‌برجستگان اهل ایمان، لاتلهیهم مرجعیت و لا ریاست و لا زعامت عن ذکر‌اللّه. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: «مردان الهى در هیچ مقطع از مقاطع، از نام و یاد خدا غافل نیستند.»

 

منبع: هفته نامه افق حوزه- 21 اردیبهشت 1390- شماره 309

 



Starts: 2011/06/19
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
حیات طیبه

» اللّه نورالسماوات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح»،(نور /34)

خدا دو نور دارد: یک نور عمومى که نظام هستى را با آن نور روشن مى‌کند، و یک نور خصوصى. آن نور عمومى که مؤمن و کافر و زشت و زیبا را روشن کرده است؛ این نور خصوصى را هم آدرس داده: «فى بیوت اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه». این در خانه‌هایى است که از آن با عنوان «بیت رفیع» یاد مى‌کند. کعبه بیت رفیع است؛ مسجدالحرام، حرم نبوى، حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام و مساجد، بیت رفیع‌اند. خداوند این خانه‌ها را بلند نگه داشته است. این نور همه‌جا نیست. «یسبح له فیها بالغدو والآصال»، نور / 36؛ آنان مردانى اهل تسبیح هستند، چون آن‌جا غیر از «سبوح» و «قدوس» چیز دیگرى نیست.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap