نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 درسی از آية الله مجتبي تهراني(ره)

حياء از اولياي خدا

با بد‏حجابي، باز هم مي پرسي چرا خدا جوابم را نمي دهد؟!

«حياء من اولياء الله» که ما در معارفمان داريم، هم در آيه شريفه داريم و هم در روايات بسيار داريم. ما در قرآن آيه‎اي داريم که در رابطه با اعمال است. آيه شريفه مي‏فرمايد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»[1] ترجمه آيه روشن است. خطاب به پيغمبر اکرم است که بگو، البته بگو يعني به همه بگو، ديگر در اين‌جا صحبت از مؤمن و منافق و اين حرف‎ها نيست، به همه بگو، هرچه مي‎خواهيد بکنيد، امّا بدانيد که به زودي خداوند و پيغمبر و مؤمنين اعمال شما را مي‎بينند.

بعد دارد «وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ» و به زودي شما به سوي خداوندي برمي‎گرديد که داناي پنهان و آشکار است. «فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون» پس به آنچه که انجام داديد، آگاهتان مي‎کند.

اين آيه شريفه دو بخش دارد؛ بخش اوّل مربوط به دنيا است، برويد هر کاري مي‎خواهيد بکنيد، امّا اين را بدانيد هم خدا، هم پيغمبر خدا و هم مؤمنين مي‎بينند. بخش دوم مربوط به قيامت است.

اعمالمان هر روز به پيامبر عرضه مي‎شود

در بخش اوّل در ذيل آيه شريفه راجع به همين معنا روايات بسيار داريم، حالا من بعضي از اين‌ها را مي‎خوانم. ابوبصير از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎کند که حضرت فرمود: «تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ» يعني اعمال به پيغمبر عرضه مي‎شود. بعد دارد «أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا» هر روز صبح، ابرارش و فجّارش، ابرار يعني کار خوب و فجّار يعني کار زشت. «فَاحْذَرُوهَا» بپرهيزيد. بعد حضرت فرمود: «وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ» بعد دارد «و سَکَتَ»[2] حالا در اين نکته است که حضرت «المؤمنون» را نگفتند.

ائمه هم اعمالمان را مي‌بينند

يک روايت ديگر داريم، آن هم تقريباً نظير اين است که باز هم ابوبصير نقل مي‎کند: «قال: قلتُ لأبي عبدالله(عليه‎السلام) إنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ» مي‎گويد من به حضرت گفتم که عمر خطاب اين‎جور مي‎گويد: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ خَمِيسٍ» اعمال بندگان خدا را پنج‎شنبه‎ها به پيغمبر عرضه مي‎کنند، «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَيْسَ هَكَذَا» حضرت فرمود: اين‎طوري نيست. «وَ لَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» بعد اينجا ابوبصير مي‎گويد: «إِنَّمَا عَنَى الْأَئِمَّة»[3] من در جلسه گذشته گفتم، در تفسير صافي است که از علي‏بن‏ابراهيم نقل مي‎کند که مراد از مؤمنون ائمه هستند. اولياي خدا را هم که بحث کردم و گفتم که اعمال ما بر اولياي خدا هم عرضه مي‎شود، از نظر آيه، اولياي خدا عبارت است از پيامبر اکرم و ائمه طاهرين(عليهم‎السلام). من اين‌ها را مي‎گويم براي اين که خيال نکنيد اين بحث، بحث کوچکي است. من همه اين‌ها را مي‎گويم که ان‎‎شاءالله اين‌ها را در ذهن‎هايتان براي جاهاي ديگر ثبت و ضبط کنيد.

چرا با گناهت پيامبر را ناراحت مي‎کني؟!

روايتي از سُماعه است که نقل مي‎کند: «عن ابي عبدالله(عليه‎السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ؟!» حضرت رو کرد گفت: چرا شماها پيغمبر را ناراحت مي‎کنيد؟ معلوم مي‌شود که جمعيّتي نشسته بودند، چون خطابي که حضرت مي‎کند به جمع مي‎کند، «ما لکم». براي چه شماها اين‎قدر پيغمبر را اذيت مي‎کنيد؟ «فَقَالَ رَجُلٌ» يکي بلند شد گفت: «كَيْفَ نَسُوؤُهُ؟» چطوري ما حضرت را اذيت مي‎کنيم؟ «فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ» شما نمي‎دانيد؟ «أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ» شما نمي‎دانيد اعمال شما به پيغمبر عرضه مي‌شود؟ «فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً» وقتي مي‎بيند که شما معصيت کرده‏ايد «سَاءَهُ ذَلِكَ» ناراحت مي‌شود. «فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ» پيغمبر را اذيت نکنيد. «وَ سُرُّوهُ»[4] خوشحالش کنيد. يعني از او اطاعت کنيد، معصيت نکيند، پيغمبر را اذيت نکنيد.

اعمالمان هر روز به ائمه نيز عرضه مي‎شود

عبدالله بن ابان زَيّاد، پيش امام هشتم(عليه‎السلام) جايگاهي داشت، ايشان نقل مي‎کند: «كَانَ مَكِيناً عِنْدَ الرِّضَاعليه‏السلام قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَاعليه‏السلام ادْعُ اللَّهَ لِي وَ لِأَهْلِ بَيْتِي» به حضرت گفتم: آقا براي من و زن و بچه‎ام دعا کنيد! ديديد مي‎گويند: «التماس دعا!» گفت: براي خودم و زن و بچه‎ام دعا کنيد! «فَقَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ» من اين کار را نمي‎کنم؟ «وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَكُمْ لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ» تمام کارهايي که تو و زن و بچه‎ات مي‎کنيد صبح و شب همه به من عرضه مي‎شود.

«قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِكَ» در دلم گفتم خيلي عجيب غريب شد، ما تا حالا نمي‎دانستيم که هر کاري خودمان و زن و بچه‎مان مي‎کنيم همه را خدمت آقا عرضه مي‌کنند! مي‎گويد: همين که در ذهنم گذشت، همان‎جا ذهنم را خواند. همان عمل باطني من و ذهني من را هم ديد. «فَقَالَ لِي أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» حضرت فرمود: تو قرآن نمي‎خواني؟ «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون»[5] تو قرآن نمي‎خواني؟ متن آيه قرآن است. همان‎جا عملاً به او نشان داد همين که در ذهنت آمد جوابت را دادم. تا در ذهنم آمد بلافاصله حضرت گفت: مگر تو قرآن نمي‎خواني؟ اين‌ها يک دسته خيلي روشن از آيات و روايات بود.

«عرضه خودِ عمل» به پيامبر، نه گزارش عمل

حالا اين روايت را گوش کنيد؛ روايت در تفسير صافي است که علي بن ابراهيم آن را از امام هشتم(عليه‎السلام) نقل مي‎کند: «قالَ إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيح»[6] اين روايتي بود که به‌عنوان بحث حياء آوردم. يک روايت بود، امّا اين روايت، پيش قراول‎هاي اين بحث آيه و روايات است.[7]

من دو تا تفسير مي‎کنم، ببينيم کدام يک از اين‌ها در آيه و روايات است؟ يک وقت هست که فرشته‎ها مأمور هستند اعمال ما را گزارش کنند، اين‌جا بين عمل زشت من و اطّلاع آقا يک واسطه مي‎خورد، مثل اين که گزارش مي‎کنند، مي‎نويسند و مي‎برند به پيامبر مي‎دهند. يک وقت هست که خود عمل را مي‎برند، هم آيه و هم روايات اين را مي‎گويند. ما خودِ کار تو را مي‎بينيم، اين خيلي مسأله مهمّي است.

«وَ قُل اعمَلوا فَسَيَري اللهُ» خدا، پيغمبر و ائمه عملت را مي‎بينند، نه اين‌که براي آن‌ها گزارش مي‎کنند، در تمام روايات هم اين آمده است. همان هم که آمد پيش امام هشتم(عليه‎السلام)، امام به او گفت: ما اعمال شما را مي‎بينيم، همين که در ذهن فرد، اين مسأله خيلي عجيب آمد، امام به او فهماند که من ذهن تو را ديدم. آن چيزي که در ذهن تو گذشت، همين الآن ديدم.

بي‏حجاب، دروغ‏گو و... از امام زمان حياء کن!

پس ائمه اعمال ما را در بعد ديداري، گفتاري و رفتاري مي‎بينند. حالا من سؤالم اين است؛ اين چه قيافه‎اي است براي خودت درست کردي؟ زن‎ها را مي‎گويم، تو چه خيال کردي؟ امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) دارد اين هيکلت را مي‎بيند، کنار مرد نامحرم داري مي‎روي. مَرد دارد هيکلت را مي‎بيند. بي‎حيا!

حرف‎هايي که داري مي‎زني، آن موقع که داري دروغ مي‎گويي، دروغت را دارد مي‎شنود! قبل از آن‏که مستمع حرف تو را بشنود او مي‎شنود! به شماها معارف‎تان را نگفتند و گر نه خجالت مي‎کشيديد. تمام کارهايي که داري مي‎کني، اين روابط نامشروعي که در جامعه است، همه را مي‎بيند و همه را مي‎شنود. از پيغمبر گرفته تا امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) همه اين کارها را مي‎بينند.

از اولياي خدا حياء نمي‎کني؟ من هم آيه خواندم و هم روايات. اطلاعات تفسيري هم دادم با اين که دنبال تفسير هم نبودم. آن‌هايي که اهلش هستند بروند ببينند.‎ کسي نمي‎تواند اين نکته را که پيامبر و ائمه همه چيز را مي‎بينند، انکار کند.

پيامبر آزاري و توقع دست‎گيري؟!

من در اين‌جا مي‎خواهم نکته‎اي بگويم. بعضي مي‎گويند: چرا ائمه جوابم را نمي‎دهند؟ بايد به آن‌ها گفت: خجالت بکشيد! چرا توسّلات من اثر نمي‎کند؟ خجالت بکش! حياء کن! با اين قيافه‎ات، با اين حرف‎هايت و با اين کارهايت چه توقّعي داري؟! ائمه(ع) خيلي آقا هستند، واقعاً خيلي بزرگ هستند. از خودت حياء نمي‌کني، از مردم حياء نمي‎کني، حدّاقل از اين‌ها حياء کن. روايات زيادي در اين باب داريم. هر روز و هر شب به پيغمبر رنج مي‎دهي، بعد مي‎خواهي پيغمبر دستت را بگيرد، مدام توسّل مي‎کني، مدام دعاي توسل مي‎خواني؟ مدام دعاي فرج مي‎خواني؟

امشب برويد بنشينيد فکر کنيد، مي‌توانيد بفهميد گره کار کجا است؟ خيال کردي کارهايت از اين‌ها پنهان است؟ جلوي مردم قيافه دين‏داري مي‏گيري امّا آيا او هم نمي‎فهمد که داري دروغ مي‎گويي؟ داري رياکاري مي‎کني، داري فريب‎کاري مي‎کني، او نمي‎فهمد؟ فرض کن سر من کلاه گذاشتي، سر آقا که نمي‎تواني کلاه بگذاري.

پي نوشت ها

1. توبه، 105

2. الكافي، ج 1، ص 219

3. وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 109

4. الكافي، ج 1، ص 219

5. همان

6. همان، ج 17، ص 149

7. گاهي حق با آن آقاياني است که به من مي‎گويند: حق اين بحث‎هايي که مي‎کنيد، اين است که آن‌ها را تفصيل دهيد، لذا من اين کار را کردم. من جلسه گذشته اشاره کردم و رد شدم، اوّل آيه را خواندم و بعد هم يک روايت که مي‎گويد حياء کنيد، شرم کنيد که اين اعمال زشت شما به پيغمبر شما عرضه مي‎شود.

منبع: نشریه پرتو سخن- 28 اردیبهشت 1390- شماره577

حياء از اولياي خدا

با بد‏حجابي، باز هم مي پرسي چرا خدا جوابم را نمي دهد؟!

«حياء من اولياء الله» که ما در معارفمان داريم، هم در آيه شريفه داريم و هم در روايات بسيار داريم. ما در قرآن آيه‎اي داريم که در رابطه با اعمال است. آيه شريفه مي‏فرمايد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»[1] ترجمه آيه روشن است. خطاب به پيغمبر اکرم است که بگو، البته بگو يعني به همه بگو، ديگر در اين‌جا صحبت از مؤمن و منافق و اين حرف‎ها نيست، به همه بگو، هرچه مي‎خواهيد بکنيد، امّا بدانيد که به زودي خداوند و پيغمبر و مؤمنين اعمال شما را مي‎بينند.

بعد دارد «وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ» و به زودي شما به سوي خداوندي برمي‎گرديد که داناي پنهان و آشکار است. «فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون» پس به آنچه که انجام داديد، آگاهتان مي‎کند.

اين آيه شريفه دو بخش دارد؛ بخش اوّل مربوط به دنيا است، برويد هر کاري مي‎خواهيد بکنيد، امّا اين را بدانيد هم خدا، هم پيغمبر خدا و هم مؤمنين مي‎بينند. بخش دوم مربوط به قيامت است.

اعمالمان هر روز به پيامبر عرضه مي‎شود

در بخش اوّل در ذيل آيه شريفه راجع به همين معنا روايات بسيار داريم، حالا من بعضي از اين‌ها را مي‎خوانم. ابوبصير از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎کند که حضرت فرمود: «تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ» يعني اعمال به پيغمبر عرضه مي‎شود. بعد دارد «أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا» هر روز صبح، ابرارش و فجّارش، ابرار يعني کار خوب و فجّار يعني کار زشت. «فَاحْذَرُوهَا» بپرهيزيد. بعد حضرت فرمود: «وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ» بعد دارد «و سَکَتَ»[2] حالا در اين نکته است که حضرت «المؤمنون» را نگفتند.

ائمه هم اعمالمان را مي‌بينند

يک روايت ديگر داريم، آن هم تقريباً نظير اين است که باز هم ابوبصير نقل مي‎کند: «قال: قلتُ لأبي عبدالله(عليه‎السلام) إنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ» مي‎گويد من به حضرت گفتم که عمر خطاب اين‎جور مي‎گويد: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ خَمِيسٍ» اعمال بندگان خدا را پنج‎شنبه‎ها به پيغمبر عرضه مي‎کنند، «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَيْسَ هَكَذَا» حضرت فرمود: اين‎طوري نيست. «وَ لَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» بعد اينجا ابوبصير مي‎گويد: «إِنَّمَا عَنَى الْأَئِمَّة»[3] من در جلسه گذشته گفتم، در تفسير صافي است که از علي‏بن‏ابراهيم نقل مي‎کند که مراد از مؤمنون ائمه هستند. اولياي خدا را هم که بحث کردم و گفتم که اعمال ما بر اولياي خدا هم عرضه مي‎شود، از نظر آيه، اولياي خدا عبارت است از پيامبر اکرم و ائمه طاهرين(عليهم‎السلام). من اين‌ها را مي‎گويم براي اين که خيال نکنيد اين بحث، بحث کوچکي است. من همه اين‌ها را مي‎گويم که ان‎‎شاءالله اين‌ها را در ذهن‎هايتان براي جاهاي ديگر ثبت و ضبط کنيد.

چرا با گناهت پيامبر را ناراحت مي‎کني؟!

روايتي از سُماعه است که نقل مي‎کند: «عن ابي عبدالله(عليه‎السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ؟!» حضرت رو کرد گفت: چرا شماها پيغمبر را ناراحت مي‎کنيد؟ معلوم مي‌شود که جمعيّتي نشسته بودند، چون خطابي که حضرت مي‎کند به جمع مي‎کند، «ما لکم». براي چه شماها اين‎قدر پيغمبر را اذيت مي‎کنيد؟ «فَقَالَ رَجُلٌ» يکي بلند شد گفت: «كَيْفَ نَسُوؤُهُ؟» چطوري ما حضرت را اذيت مي‎کنيم؟ «فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ» شما نمي‎دانيد؟ «أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ» شما نمي‎دانيد اعمال شما به پيغمبر عرضه مي‌شود؟ «فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً» وقتي مي‎بيند که شما معصيت کرده‏ايد «سَاءَهُ ذَلِكَ» ناراحت مي‌شود. «فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ» پيغمبر را اذيت نکنيد. «وَ سُرُّوهُ»[4] خوشحالش کنيد. يعني از او اطاعت کنيد، معصيت نکيند، پيغمبر را اذيت نکنيد.

اعمالمان هر روز به ائمه نيز عرضه مي‎شود

عبدالله بن ابان زَيّاد، پيش امام هشتم(عليه‎السلام) جايگاهي داشت، ايشان نقل مي‎کند: «كَانَ مَكِيناً عِنْدَ الرِّضَاعليه‏السلام قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَاعليه‏السلام ادْعُ اللَّهَ لِي وَ لِأَهْلِ بَيْتِي» به حضرت گفتم: آقا براي من و زن و بچه‎ام دعا کنيد! ديديد مي‎گويند: «التماس دعا!» گفت: براي خودم و زن و بچه‎ام دعا کنيد! «فَقَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ» من اين کار را نمي‎کنم؟ «وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَكُمْ لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ» تمام کارهايي که تو و زن و بچه‎ات مي‎کنيد صبح و شب همه به من عرضه مي‎شود.

«قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِكَ» در دلم گفتم خيلي عجيب غريب شد، ما تا حالا نمي‎دانستيم که هر کاري خودمان و زن و بچه‎مان مي‎کنيم همه را خدمت آقا عرضه مي‌کنند! مي‎گويد: همين که در ذهنم گذشت، همان‎جا ذهنم را خواند. همان عمل باطني من و ذهني من را هم ديد. «فَقَالَ لِي أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» حضرت فرمود: تو قرآن نمي‎خواني؟ «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون»[5] تو قرآن نمي‎خواني؟ متن آيه قرآن است. همان‎جا عملاً به او نشان داد همين که در ذهنت آمد جوابت را دادم. تا در ذهنم آمد بلافاصله حضرت گفت: مگر تو قرآن نمي‎خواني؟ اين‌ها يک دسته خيلي روشن از آيات و روايات بود.

«عرضه خودِ عمل» به پيامبر، نه گزارش عمل

حالا اين روايت را گوش کنيد؛ روايت در تفسير صافي است که علي بن ابراهيم آن را از امام هشتم(عليه‎السلام) نقل مي‎کند: «قالَ إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيح»[6] اين روايتي بود که به‌عنوان بحث حياء آوردم. يک روايت بود، امّا اين روايت، پيش قراول‎هاي اين بحث آيه و روايات است.[7]

من دو تا تفسير مي‎کنم، ببينيم کدام يک از اين‌ها در آيه و روايات است؟ يک وقت هست که فرشته‎ها مأمور هستند اعمال ما را گزارش کنند، اين‌جا بين عمل زشت من و اطّلاع آقا يک واسطه مي‎خورد، مثل اين که گزارش مي‎کنند، مي‎نويسند و مي‎برند به پيامبر مي‎دهند. يک وقت هست که خود عمل را مي‎برند، هم آيه و هم روايات اين را مي‎گويند. ما خودِ کار تو را مي‎بينيم، اين خيلي مسأله مهمّي است.

«وَ قُل اعمَلوا فَسَيَري اللهُ» خدا، پيغمبر و ائمه عملت را مي‎بينند، نه اين‌که براي آن‌ها گزارش مي‎کنند، در تمام روايات هم اين آمده است. همان هم که آمد پيش امام هشتم(عليه‎السلام)، امام به او گفت: ما اعمال شما را مي‎بينيم، همين که در ذهن فرد، اين مسأله خيلي عجيب آمد، امام به او فهماند که من ذهن تو را ديدم. آن چيزي که در ذهن تو گذشت، همين الآن ديدم.

بي‏حجاب، دروغ‏گو و... از امام زمان حياء کن!

پس ائمه اعمال ما را در بعد ديداري، گفتاري و رفتاري مي‎بينند. حالا من سؤالم اين است؛ اين چه قيافه‎اي است براي خودت درست کردي؟ زن‎ها را مي‎گويم، تو چه خيال کردي؟ امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) دارد اين هيکلت را مي‎بيند، کنار مرد نامحرم داري مي‎روي. مَرد دارد هيکلت را مي‎بيند. بي‎حيا!

حرف‎هايي که داري مي‎زني، آن موقع که داري دروغ مي‎گويي، دروغت را دارد مي‎شنود! قبل از آن‏که مستمع حرف تو را بشنود او مي‎شنود! به شماها معارف‎تان را نگفتند و گر نه خجالت مي‎کشيديد. تمام کارهايي که داري مي‎کني، اين روابط نامشروعي که در جامعه است، همه را مي‎بيند و همه را مي‎شنود. از پيغمبر گرفته تا امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) همه اين کارها را مي‎بينند.

از اولياي خدا حياء نمي‎کني؟ من هم آيه خواندم و هم روايات. اطلاعات تفسيري هم دادم با اين که دنبال تفسير هم نبودم. آن‌هايي که اهلش هستند بروند ببينند.‎ کسي نمي‎تواند اين نکته را که پيامبر و ائمه همه چيز را مي‎بينند، انکار کند.

پيامبر آزاري و توقع دست‎گيري؟!

من در اين‌جا مي‎خواهم نکته‎اي بگويم. بعضي مي‎گويند: چرا ائمه جوابم را نمي‎دهند؟ بايد به آن‌ها گفت: خجالت بکشيد! چرا توسّلات من اثر نمي‎کند؟ خجالت بکش! حياء کن! با اين قيافه‎ات، با اين حرف‎هايت و با اين کارهايت چه توقّعي داري؟! ائمه(ع) خيلي آقا هستند، واقعاً خيلي بزرگ هستند. از خودت حياء نمي‌کني، از مردم حياء نمي‎کني، حدّاقل از اين‌ها حياء کن. روايات زيادي در اين باب داريم. هر روز و هر شب به پيغمبر رنج مي‎دهي، بعد مي‎خواهي پيغمبر دستت را بگيرد، مدام توسّل مي‎کني، مدام دعاي توسل مي‎خواني؟ مدام دعاي فرج مي‎خواني؟

امشب برويد بنشينيد فکر کنيد، مي‌توانيد بفهميد گره کار کجا است؟ خيال کردي کارهايت از اين‌ها پنهان است؟ جلوي مردم قيافه دين‏داري مي‏گيري امّا آيا او هم نمي‎فهمد که داري دروغ مي‎گويي؟ داري رياکاري مي‎کني، داري فريب‎کاري مي‎کني، او نمي‎فهمد؟ فرض کن سر من کلاه گذاشتي، سر آقا که نمي‎تواني کلاه بگذاري.

پي نوشت ها

1. توبه، 105

2. الكافي، ج 1، ص 219

3. وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 109

4. الكافي، ج 1، ص 219

5. همان

6. همان، ج 17، ص 149

7. گاهي حق با آن آقاياني است که به من مي‎گويند: حق اين بحث‎هايي که مي‎کنيد، اين است که آن‌ها را تفصيل دهيد، لذا من اين کار را کردم. من جلسه گذشته اشاره کردم و رد شدم، اوّل آيه را خواندم و بعد هم يک روايت که مي‎گويد حياء کنيد، شرم کنيد که اين اعمال زشت شما به پيغمبر شما عرضه مي‎شود.

منبع: نشریه پرتو سخن- 28 اردیبهشت 1390- شماره577

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

اين آيه شريفه دو بخش دارد؛ بخش اوّل مربوط به دنيا است، برويد هر کاري مي‎خواهيد بکنيد، امّا اين را بدانيد هم خدا، هم پيغمبر خدا و هم مؤمنين مي‎بينند. بخش دوم مربوط به قيامت است.

اعمالمان هر روز به پيامبر عرضه مي‎شود

در بخش اوّل در ذيل آيه شريفه راجع به همين معنا روايات بسيار داريم، حالا من بعضي از اين‌ها را مي‎خوانم. ابوبصير از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎کند که حضرت فرمود: «تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ» يعني اعمال به پيغمبر عرضه مي‎شود. بعد دارد «أَعْمَالُ الْعِبَادِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا» هر روز صبح، ابرارش و فجّارش، ابرار يعني کار خوب و فجّار يعني کار زشت. «فَاحْذَرُوهَا» بپرهيزيد. بعد حضرت فرمود: «وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ» بعد دارد «و سَکَتَ»[2] حالا در اين نکته است که حضرت «المؤمنون» را نگفتند.

ائمه هم اعمالمان را مي‌بينند

يک روايت ديگر داريم، آن هم تقريباً نظير اين است که باز هم ابوبصير نقل مي‎کند: «قال: قلتُ لأبي عبدالله(عليه‎السلام) إنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ» مي‎گويد من به حضرت گفتم که عمر خطاب اين‎جور مي‎گويد: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ خَمِيسٍ» اعمال بندگان خدا را پنج‎شنبه‎ها به پيغمبر عرضه مي‎کنند، «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَيْسَ هَكَذَا» حضرت فرمود: اين‎طوري نيست. «وَ لَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» بعد اينجا ابوبصير مي‎گويد: «إِنَّمَا عَنَى الْأَئِمَّة»[3] من در جلسه گذشته گفتم، در تفسير صافي است که از علي‏بن‏ابراهيم نقل مي‎کند که مراد از مؤمنون ائمه هستند. اولياي خدا را هم که بحث کردم و گفتم که اعمال ما بر اولياي خدا هم عرضه مي‎شود، از نظر آيه، اولياي خدا عبارت است از پيامبر اکرم و ائمه طاهرين(عليهم‎السلام). من اين‌ها را مي‎گويم براي اين که خيال نکنيد اين بحث، بحث کوچکي است. من همه اين‌ها را مي‎گويم که ان‎‎شاءالله اين‌ها را در ذهن‎هايتان براي جاهاي ديگر ثبت و ضبط کنيد.

چرا با گناهت پيامبر را ناراحت مي‎کني؟!

روايتي از سُماعه است که نقل مي‎کند: «عن ابي عبدالله(عليه‎السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ؟!» حضرت رو کرد گفت: چرا شماها پيغمبر را ناراحت مي‎کنيد؟ معلوم مي‌شود که جمعيّتي نشسته بودند، چون خطابي که حضرت مي‎کند به جمع مي‎کند، «ما لکم». براي چه شماها اين‎قدر پيغمبر را اذيت مي‎کنيد؟ «فَقَالَ رَجُلٌ» يکي بلند شد گفت: «كَيْفَ نَسُوؤُهُ؟» چطوري ما حضرت را اذيت مي‎کنيم؟ «فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ» شما نمي‎دانيد؟ «أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ» شما نمي‎دانيد اعمال شما به پيغمبر عرضه مي‌شود؟ «فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً» وقتي مي‎بيند که شما معصيت کرده‏ايد «سَاءَهُ ذَلِكَ» ناراحت مي‌شود. «فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ» پيغمبر را اذيت نکنيد. «وَ سُرُّوهُ»[4] خوشحالش کنيد. يعني از او اطاعت کنيد، معصيت نکيند، پيغمبر را اذيت نکنيد.

اعمالمان هر روز به ائمه نيز عرضه مي‎شود

عبدالله بن ابان زَيّاد، پيش امام هشتم(عليه‎السلام) جايگاهي داشت، ايشان نقل مي‎کند: «كَانَ مَكِيناً عِنْدَ الرِّضَاعليه‏السلام قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَاعليه‏السلام ادْعُ اللَّهَ لِي وَ لِأَهْلِ بَيْتِي» به حضرت گفتم: آقا براي من و زن و بچه‎ام دعا کنيد! ديديد مي‎گويند: «التماس دعا!» گفت: براي خودم و زن و بچه‎ام دعا کنيد! «فَقَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ» من اين کار را نمي‎کنم؟ «وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَكُمْ لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ» تمام کارهايي که تو و زن و بچه‎ات مي‎کنيد صبح و شب همه به من عرضه مي‎شود.

«قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِكَ» در دلم گفتم خيلي عجيب غريب شد، ما تا حالا نمي‎دانستيم که هر کاري خودمان و زن و بچه‎مان مي‎کنيم همه را خدمت آقا عرضه مي‌کنند! مي‎گويد: همين که در ذهنم گذشت، همان‎جا ذهنم را خواند. همان عمل باطني من و ذهني من را هم ديد. «فَقَالَ لِي أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» حضرت فرمود: تو قرآن نمي‎خواني؟ «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون»[5] تو قرآن نمي‎خواني؟ متن آيه قرآن است. همان‎جا عملاً به او نشان داد همين که در ذهنت آمد جوابت را دادم. تا در ذهنم آمد بلافاصله حضرت گفت: مگر تو قرآن نمي‎خواني؟ اين‌ها يک دسته خيلي روشن از آيات و روايات بود.

«عرضه خودِ عمل» به پيامبر، نه گزارش عمل

حالا اين روايت را گوش کنيد؛ روايت در تفسير صافي است که علي بن ابراهيم آن را از امام هشتم(عليه‎السلام) نقل مي‎کند: «قالَ إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيح»[6] اين روايتي بود که به‌عنوان بحث حياء آوردم. يک روايت بود، امّا اين روايت، پيش قراول‎هاي اين بحث آيه و روايات است.[7]

من دو تا تفسير مي‎کنم، ببينيم کدام يک از اين‌ها در آيه و روايات است؟ يک وقت هست که فرشته‎ها مأمور هستند اعمال ما را گزارش کنند، اين‌جا بين عمل زشت من و اطّلاع آقا يک واسطه مي‎خورد، مثل اين که گزارش مي‎کنند، مي‎نويسند و مي‎برند به پيامبر مي‎دهند. يک وقت هست که خود عمل را مي‎برند، هم آيه و هم روايات اين را مي‎گويند. ما خودِ کار تو را مي‎بينيم، اين خيلي مسأله مهمّي است.

«وَ قُل اعمَلوا فَسَيَري اللهُ» خدا، پيغمبر و ائمه عملت را مي‎بينند، نه اين‌که براي آن‌ها گزارش مي‎کنند، در تمام روايات هم اين آمده است. همان هم که آمد پيش امام هشتم(عليه‎السلام)، امام به او گفت: ما اعمال شما را مي‎بينيم، همين که در ذهن فرد، اين مسأله خيلي عجيب آمد، امام به او فهماند که من ذهن تو را ديدم. آن چيزي که در ذهن تو گذشت، همين الآن ديدم.

بي‏حجاب، دروغ‏گو و... از امام زمان حياء کن!

پس ائمه اعمال ما را در بعد ديداري، گفتاري و رفتاري مي‎بينند. حالا من سؤالم اين است؛ اين چه قيافه‎اي است براي خودت درست کردي؟ زن‎ها را مي‎گويم، تو چه خيال کردي؟ امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) دارد اين هيکلت را مي‎بيند، کنار مرد نامحرم داري مي‎روي. مَرد دارد هيکلت را مي‎بيند. بي‎حيا!

حرف‎هايي که داري مي‎زني، آن موقع که داري دروغ مي‎گويي، دروغت را دارد مي‎شنود! قبل از آن‏که مستمع حرف تو را بشنود او مي‎شنود! به شماها معارف‎تان را نگفتند و گر نه خجالت مي‎کشيديد. تمام کارهايي که داري مي‎کني، اين روابط نامشروعي که در جامعه است، همه را مي‎بيند و همه را مي‎شنود. از پيغمبر گرفته تا امام زمان(صلوات‎الله‎عليه) همه اين کارها را مي‎بينند.

از اولياي خدا حياء نمي‎کني؟ من هم آيه خواندم و هم روايات. اطلاعات تفسيري هم دادم با اين که دنبال تفسير هم نبودم. آن‌هايي که اهلش هستند بروند ببينند.‎ کسي نمي‎تواند اين نکته را که پيامبر و ائمه همه چيز را مي‎بينند، انکار کند.

پيامبر آزاري و توقع دست‎گيري؟!

من در اين‌جا مي‎خواهم نکته‎اي بگويم. بعضي مي‎گويند: چرا ائمه جوابم را نمي‎دهند؟ بايد به آن‌ها گفت: خجالت بکشيد! چرا توسّلات من اثر نمي‎کند؟ خجالت بکش! حياء کن! با اين قيافه‎ات، با اين حرف‎هايت و با اين کارهايت چه توقّعي داري؟! ائمه(ع) خيلي آقا هستند، واقعاً خيلي بزرگ هستند. از خودت حياء نمي‌کني، از مردم حياء نمي‎کني، حدّاقل از اين‌ها حياء کن. روايات زيادي در اين باب داريم. هر روز و هر شب به پيغمبر رنج مي‎دهي، بعد مي‎خواهي پيغمبر دستت را بگيرد، مدام توسّل مي‎کني، مدام دعاي توسل مي‎خواني؟ مدام دعاي فرج مي‎خواني؟

امشب برويد بنشينيد فکر کنيد، مي‌توانيد بفهميد گره کار کجا است؟ خيال کردي کارهايت از اين‌ها پنهان است؟ جلوي مردم قيافه دين‏داري مي‏گيري امّا آيا او هم نمي‎فهمد که داري دروغ مي‎گويي؟ داري رياکاري مي‎کني، داري فريب‎کاري مي‎کني، او نمي‎فهمد؟ فرض کن سر من کلاه گذاشتي، سر آقا که نمي‎تواني کلاه بگذاري.

پي نوشت ها

1. توبه، 105

2. الكافي، ج 1، ص 219

3. وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 109

4. الكافي، ج 1، ص 219

5. همان

6. همان، ج 17، ص 149

7. گاهي حق با آن آقاياني است که به من مي‎گويند: حق اين بحث‎هايي که مي‎کنيد، اين است که آن‌ها را تفصيل دهيد، لذا من اين کار را کردم. من جلسه گذشته اشاره کردم و رد شدم، اوّل آيه را خواندم و بعد هم يک روايت که مي‎گويد حياء کنيد، شرم کنيد که اين اعمال زشت شما به پيغمبر شما عرضه مي‎شود.

منبع: نشریه پرتو سخن- 28 اردیبهشت 1390- شماره577

Starts: 2011/06/19
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
حياء از اولياي خدا

با بد‏حجابي، باز هم مي پرسي چرا خدا جوابم را نمي دهد؟!

«حياء من اولياء الله» که ما در معارفمان داريم، هم در آيه شريفه داريم و هم در روايات بسيار داريم. ما در قرآن آيه‎اي داريم که در رابطه با اعمال است. آيه شريفه مي‏فرمايد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»[1] ترجمه آيه روشن است. خطاب به پيغمبر اکرم است که بگو، البته بگو يعني به همه بگو، ديگر در اين‌جا صحبت از مؤمن و منافق و اين حرف‎ها نيست، به همه بگو، هرچه مي‎خواهيد بکنيد، امّا بدانيد که به زودي خداوند و پيغمبر و مؤمنين اعمال شما را مي‎بينند.

بعد دارد «وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ» و به زودي شما به سوي خداوندي برمي‎گرديد که داناي پنهان و آشکار است. «فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون» پس به آنچه که انجام داديد، آگاهتان مي‎کند.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap