نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 لزوم همدردى با مؤمنان

\"لزومسعدى مى گويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند           كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار       دگــر عضوها را نمـــاند قرار
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى در سفينة البحار روايتى نقل مى فرمايد كه گويا اين شعر اقتباس از آن است.(1)
اگر كسى در امثال و حِكَم و اشعار تتّبع كند، مى تواند مجموعه بزرگى از آثار جمع آورى نمايد. در روايت اين مضمون آمده است كه: \"گاهى مؤمن به غصّه و اندوه مبتلا مى شود و سبب آن را نمى داند. سبب آن ابتلا مؤمن ديگرى است به بلايى در اقصى نقطه هاى عالم؛ و گاهى رفع بلا از او، موجب شادى مؤمنين ديگر است. و گاهى يك مؤمن موجب رحمت و بركات براى مؤمنين ديگر مى شود.

آيا با اين همه بلاها كه براى مسلمانان به خصوص براى شيعه وارد مى شود، ما نبايد هيچ غم و اندوه داشته باشيم؟ آيا بايد بى تفاوت باشيم؟! يا بايد حال ما در نگرانى و ناراحتى مثل اين باشد كه بلا بر سر خود ما مى بارد؟!

يكى از علايم آخرالزّمان و قيام و ظهور حضرت مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) آن است كه: «عِنْدَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ» "هنگام سنگدلى مردم" (2)

در توقيع شريف به نقل از حضرت حجّت (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) به اين صورت آمده است: «وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاْءَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلوُبِ وَامْتِلاءِ الاْءَرْضِ جَوْرا.»؛ "ظهور بعد از گذشت زمان طولانى و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمين از ستم، خواهد بود." در هر حال، با ما اتمام حجّت كرده اند كه اگر در اين زمان تكليف خود را بدانيم و بدان عمل نماييم، بايد از خوشحالى كلاهمان را به هوا بيندازيم، و در مواردى كه اصالت برائت جارى نيست ـ مثل موارد دِماء و اموال خطيره و اَعْراض، و اسلام و ضروريات دين ـ به احتياط عمل كنيم.

1.  تا آن جا كه ما تفحّص كرده ايم، اين مضمون به صورتهاى مختلف در جوامع روايى آمده است، ولى در همه آنها سخن از مؤمنان است، نه همه انسانها و بنى آدم. بنابر اين، اين روايات بيانگر ارتباط روحى شديد ميان خصوص مؤمنان مى باشد، نه همه انسانها. ر.ك: اصول كافى، ج: 2، ص: 166؛ بحارالانوار، ج: 20، ص: 127؛ ج: 58، ص: 148 و 150؛ ج: 71، ص: 234، 268، 274، 277 و 280 ؛ مستدرك الوسائل، ج: 12، ص: 217 و 424.

2. ر.ك: بحارالانوار، ج: 51، ص: 163؛ ج: 52، ص: 151؛ ج: 53، ص: 318؛ احتجاج، ج: 2، ص: 478؛ اعلام الورى، ص: 445؛ خرائج، ج: 3، ص: 1129؛ الصراط المستقيم، ج: 2، ص: 236؛ غيبة الطوسى، ص: 395؛ و كمال الدّين، ج: 2، ص: 516.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

\"لزومسعدى مى گويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند           كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار       دگــر عضوها را نمـــاند قرار
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى در سفينة البحار روايتى نقل مى فرمايد كه گويا اين شعر اقتباس از آن است.(1)
اگر كسى در امثال و حِكَم و اشعار تتّبع كند، مى تواند مجموعه بزرگى از آثار جمع آورى نمايد. در روايت اين مضمون آمده است كه: \"گاهى مؤمن به غصّه و اندوه مبتلا مى شود و سبب آن را نمى داند. سبب آن ابتلا مؤمن ديگرى است به بلايى در اقصى نقطه هاى عالم؛ و گاهى رفع بلا از او، موجب شادى مؤمنين ديگر است. و گاهى يك مؤمن موجب رحمت و بركات براى مؤمنين ديگر مى شود.

آيا با اين همه بلاها كه براى مسلمانان به خصوص براى شيعه وارد مى شود، ما نبايد هيچ غم و اندوه داشته باشيم؟ آيا بايد بى تفاوت باشيم؟! يا بايد حال ما در نگرانى و ناراحتى مثل اين باشد كه بلا بر سر خود ما مى بارد؟!

يكى از علايم آخرالزّمان و قيام و ظهور حضرت مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) آن است كه: «عِنْدَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ» "هنگام سنگدلى مردم" (2)

در توقيع شريف به نقل از حضرت حجّت (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) به اين صورت آمده است: «وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاْءَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلوُبِ وَامْتِلاءِ الاْءَرْضِ جَوْرا.»؛ "ظهور بعد از گذشت زمان طولانى و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمين از ستم، خواهد بود." در هر حال، با ما اتمام حجّت كرده اند كه اگر در اين زمان تكليف خود را بدانيم و بدان عمل نماييم، بايد از خوشحالى كلاهمان را به هوا بيندازيم، و در مواردى كه اصالت برائت جارى نيست ـ مثل موارد دِماء و اموال خطيره و اَعْراض، و اسلام و ضروريات دين ـ به احتياط عمل كنيم.

1.  تا آن جا كه ما تفحّص كرده ايم، اين مضمون به صورتهاى مختلف در جوامع روايى آمده است، ولى در همه آنها سخن از مؤمنان است، نه همه انسانها و بنى آدم. بنابر اين، اين روايات بيانگر ارتباط روحى شديد ميان خصوص مؤمنان مى باشد، نه همه انسانها. ر.ك: اصول كافى، ج: 2، ص: 166؛ بحارالانوار، ج: 20، ص: 127؛ ج: 58، ص: 148 و 150؛ ج: 71، ص: 234، 268، 274، 277 و 280 ؛ مستدرك الوسائل، ج: 12، ص: 217 و 424.

2. ر.ك: بحارالانوار، ج: 51، ص: 163؛ ج: 52، ص: 151؛ ج: 53، ص: 318؛ احتجاج، ج: 2، ص: 478؛ اعلام الورى، ص: 445؛ خرائج، ج: 3، ص: 1129؛ الصراط المستقيم، ج: 2، ص: 236؛ غيبة الطوسى، ص: 395؛ و كمال الدّين، ج: 2، ص: 516.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

آيا با اين همه بلاها كه براى مسلمانان به خصوص براى شيعه وارد مى شود، ما نبايد هيچ غم و اندوه داشته باشيم؟ آيا بايد بى تفاوت باشيم؟! يا بايد حال ما در نگرانى و ناراحتى مثل اين باشد كه بلا بر سر خود ما مى بارد؟!

يكى از علايم آخرالزّمان و قيام و ظهور حضرت مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) آن است كه: «عِنْدَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ» "هنگام سنگدلى مردم" (2)

در توقيع شريف به نقل از حضرت حجّت (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) به اين صورت آمده است: «وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاْءَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلوُبِ وَامْتِلاءِ الاْءَرْضِ جَوْرا.»؛ "ظهور بعد از گذشت زمان طولانى و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمين از ستم، خواهد بود." در هر حال، با ما اتمام حجّت كرده اند كه اگر در اين زمان تكليف خود را بدانيم و بدان عمل نماييم، بايد از خوشحالى كلاهمان را به هوا بيندازيم، و در مواردى كه اصالت برائت جارى نيست ـ مثل موارد دِماء و اموال خطيره و اَعْراض، و اسلام و ضروريات دين ـ به احتياط عمل كنيم.

1.  تا آن جا كه ما تفحّص كرده ايم، اين مضمون به صورتهاى مختلف در جوامع روايى آمده است، ولى در همه آنها سخن از مؤمنان است، نه همه انسانها و بنى آدم. بنابر اين، اين روايات بيانگر ارتباط روحى شديد ميان خصوص مؤمنان مى باشد، نه همه انسانها. ر.ك: اصول كافى، ج: 2، ص: 166؛ بحارالانوار، ج: 20، ص: 127؛ ج: 58، ص: 148 و 150؛ ج: 71، ص: 234، 268، 274، 277 و 280 ؛ مستدرك الوسائل، ج: 12، ص: 217 و 424.

2. ر.ك: بحارالانوار، ج: 51، ص: 163؛ ج: 52، ص: 151؛ ج: 53، ص: 318؛ احتجاج، ج: 2، ص: 478؛ اعلام الورى، ص: 445؛ خرائج، ج: 3، ص: 1129؛ الصراط المستقيم، ج: 2، ص: 236؛ غيبة الطوسى، ص: 395؛ و كمال الدّين، ج: 2، ص: 516.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

Starts: 2012/07/28
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
\"لزومسعدى مى گويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند           كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار       دگــر عضوها را نمـــاند قرار
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى در سفينة البحار روايتى نقل مى فرمايد كه گويا اين شعر اقتباس از آن است.(1)
اگر كسى در امثال و حِكَم و اشعار تتّبع كند، مى تواند مجموعه بزرگى از آثار جمع آورى نمايد. در روايت اين مضمون آمده است كه: \"گاهى مؤمن به غصّه و اندوه مبتلا مى شود و سبب آن را نمى داند. سبب آن ابتلا مؤمن ديگرى است به بلايى در اقصى نقطه هاى عالم؛ و گاهى رفع بلا از او، موجب شادى مؤمنين ديگر است. و گاهى يك مؤمن موجب رحمت و بركات براى مؤمنين ديگر مى شود.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap