نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 «هر کس ریش شیخ را دوست دارد، کمک کند!»

شیخ جعفر کاشف الغطاء

روزی علامه شیخ جعفر کاشف الغطاء (رحمة الله علیه) مبلغی میان فقراء تقسیم کرد و پس از آن به نماز ایستاد.

بین دو نماز سید فقیری آمد و با بی ادبی مقابل امام جماعت ایستاد و گفت: "ای شیخ! مال جدم را به من بده"

فرمود: قدری دیر آمدی، متأسفانه چیزی باقی نمانده است. اما سید با عصبانیت آب دهان خود را بر ریش شیخ جعفر انداخت.

آقا بی هیچ عکس العملی برخاست و دامن خود به دست گرفت و در میان صفوف حرکت کرد و گفت:

هر کس ریش شیخ را دوست دارد، به این سید کمک کند."

نمازگزاران به احترام شیخ جعفر دامن او را پر از پول کردند. ایشان همه پولها را به سیّد تقدیم کرد و به نماز عصر ایستاد.

دریای فراوان نشود تیره به سنگی

عارف چو برنجد، تُنگ آب است هنوز

شیخ جعفر کاشف الغطاء

روزی علامه شیخ جعفر کاشف الغطاء (رحمة الله علیه) مبلغی میان فقراء تقسیم کرد و پس از آن به نماز ایستاد.

بین دو نماز سید فقیری آمد و با بی ادبی مقابل امام جماعت ایستاد و گفت: "ای شیخ! مال جدم را به من بده"

فرمود: قدری دیر آمدی، متأسفانه چیزی باقی نمانده است. اما سید با عصبانیت آب دهان خود را بر ریش شیخ جعفر انداخت.

آقا بی هیچ عکس العملی برخاست و دامن خود به دست گرفت و در میان صفوف حرکت کرد و گفت:

هر کس ریش شیخ را دوست دارد، به این سید کمک کند."

نمازگزاران به احترام شیخ جعفر دامن او را پر از پول کردند. ایشان همه پولها را به سیّد تقدیم کرد و به نماز عصر ایستاد.

دریای فراوان نشود تیره به سنگی

عارف چو برنجد، تُنگ آب است هنوز

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

شیخ جعفر کاشف الغطاء

روزی علامه شیخ جعفر کاشف الغطاء (رحمة الله علیه) مبلغی میان فقراء تقسیم کرد و پس از آن به نماز ایستاد.

بین دو نماز سید فقیری آمد و با بی ادبی مقابل امام جماعت ایستاد و گفت: "ای شیخ! مال جدم را به من بده"

فرمود: قدری دیر آمدی، متأسفانه چیزی باقی نمانده است. اما سید با عصبانیت آب دهان خود را بر ریش شیخ جعفر انداخت.

آقا بی هیچ عکس العملی برخاست و دامن خود به دست گرفت و در میان صفوف حرکت کرد و گفت:

هر کس ریش شیخ را دوست دارد، به این سید کمک کند."

نمازگزاران به احترام شیخ جعفر دامن او را پر از پول کردند. ایشان همه پولها را به سیّد تقدیم کرد و به نماز عصر ایستاد.

دریای فراوان نشود تیره به سنگی

عارف چو برنجد، تُنگ آب است هنوز

Starts: 2012/07/22
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap