نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 در هر فعل و ترك نياز به راهنما داريم

\"آیه

واقعا زبانِ حال ما مى گويد كه در هر فعل و ترك بايد ما را راهنمايى كنند؛
شخصى كه به آقايى عقيده داشته و مى خواسته در نماز جماعت او شركت كند، مى گفته است:
عدّه اى مانع مى شدند كه من به نماز جماعت او بروم و به من مى گفتند كه آن آقا در ماجراىِ «مشروطه ـ مستبدّ» فلان عقيده را دارد كه مخالف با عقيده شما است.

در صورتى كه بسيارى از افراد طرفَيْن در جريان مشروطه با عقيده صحيحه و حجّت شرعى راه خود را انتخاب كرده بودند، و شايد نزد خدا معذور باشند و معاقب نباشند و چه بسا مأجور و مثاب هم باشند؛ چرا كه در هر حال آثار خوبى بر هر دو مسلك مترتّب شد. زيرا احتمالاً اگر در ايران جريان مشروطه پيش نمى آمد، ايران در چنگال و سيطره روسها باقى می ماند و مانند كشورهاى ديگر تحت سلطه و نفوذ او، كمونيست مى شد.

مقصود اين كه مى بينيم در هر فعل و ترك محتاج به دستگيرى هستيم. بايد ناظر و محافظ بر احوال خود داشته باشيم، و قهراً خودمان بايد ناظر را فراهم كنيم. و براى اصلاح كار خود در عصر غيبت ناظرى جز احتياط نداريم؛ فكر مى كنم كسانى كه مى گويند: «لَكُنَّـآ أَهْدَى مِنْهُمْ»[1]؛ "اگر راهنما داشتيم، قطعاً راه يافته تر از ديگران مى شديم"، آنها هم راهنما دارند و آن احتياط است.
بنابراين اگر راه روشن بود، جلو برو و انجام بده؛ و هر جا راه يعنى تكليف روشن نبود، توقّف كن.
آيا حالا كه امام (عليه السّلام) حاضر نيست تا تابع او شويم، هر كارى كرديم، كرديم و كارمان با اين درست مى شود؟! علماى سابق در اجازات خود به شاگردان و . . . مى نوشتند:
«إِنَّما هِىَ دِمآءٌ تُهْراقُ، وَأَعْراضٌ تُهْتَكُ، وَ أَمْوالٌ تُسْلَبُ، فَعَلَيْكُمْ بِالإِْحْتِياطِ...» با آن خونها ريخته مى شود و آبروها مى رود و اموال از دست صاحبانش گرفته مى شود، پس بر شما باد كه ملازم احتياط باشيد...  بنابراين بدون تقيّه و يا اضطرار و يا اكراه و يا بدون مُسَوِّغ و مجوِّز شرعى نمى توانيم هر كارى را كه از ما خواستند انجام دهيم، يا هر حرفى را خواستيم بگوييم و يا هر كارى را خواستيم بكنيم.
[1] سوره انعام، آيه 157.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

\"آیه

واقعا زبانِ حال ما مى گويد كه در هر فعل و ترك بايد ما را راهنمايى كنند؛
شخصى كه به آقايى عقيده داشته و مى خواسته در نماز جماعت او شركت كند، مى گفته است:
عدّه اى مانع مى شدند كه من به نماز جماعت او بروم و به من مى گفتند كه آن آقا در ماجراىِ «مشروطه ـ مستبدّ» فلان عقيده را دارد كه مخالف با عقيده شما است.

در صورتى كه بسيارى از افراد طرفَيْن در جريان مشروطه با عقيده صحيحه و حجّت شرعى راه خود را انتخاب كرده بودند، و شايد نزد خدا معذور باشند و معاقب نباشند و چه بسا مأجور و مثاب هم باشند؛ چرا كه در هر حال آثار خوبى بر هر دو مسلك مترتّب شد. زيرا احتمالاً اگر در ايران جريان مشروطه پيش نمى آمد، ايران در چنگال و سيطره روسها باقى می ماند و مانند كشورهاى ديگر تحت سلطه و نفوذ او، كمونيست مى شد.

مقصود اين كه مى بينيم در هر فعل و ترك محتاج به دستگيرى هستيم. بايد ناظر و محافظ بر احوال خود داشته باشيم، و قهراً خودمان بايد ناظر را فراهم كنيم. و براى اصلاح كار خود در عصر غيبت ناظرى جز احتياط نداريم؛ فكر مى كنم كسانى كه مى گويند: «لَكُنَّـآ أَهْدَى مِنْهُمْ»[1]؛ "اگر راهنما داشتيم، قطعاً راه يافته تر از ديگران مى شديم"، آنها هم راهنما دارند و آن احتياط است.
بنابراين اگر راه روشن بود، جلو برو و انجام بده؛ و هر جا راه يعنى تكليف روشن نبود، توقّف كن.
آيا حالا كه امام (عليه السّلام) حاضر نيست تا تابع او شويم، هر كارى كرديم، كرديم و كارمان با اين درست مى شود؟! علماى سابق در اجازات خود به شاگردان و . . . مى نوشتند:
«إِنَّما هِىَ دِمآءٌ تُهْراقُ، وَأَعْراضٌ تُهْتَكُ، وَ أَمْوالٌ تُسْلَبُ، فَعَلَيْكُمْ بِالإِْحْتِياطِ...» با آن خونها ريخته مى شود و آبروها مى رود و اموال از دست صاحبانش گرفته مى شود، پس بر شما باد كه ملازم احتياط باشيد...  بنابراين بدون تقيّه و يا اضطرار و يا اكراه و يا بدون مُسَوِّغ و مجوِّز شرعى نمى توانيم هر كارى را كه از ما خواستند انجام دهيم، يا هر حرفى را خواستيم بگوييم و يا هر كارى را خواستيم بكنيم.
[1] سوره انعام، آيه 157.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars
در صورتى كه بسيارى از افراد طرفَيْن در جريان مشروطه با عقيده صحيحه و حجّت شرعى راه خود را انتخاب كرده بودند، و شايد نزد خدا معذور باشند و معاقب نباشند و چه بسا مأجور و مثاب هم باشند؛ چرا كه در هر حال آثار خوبى بر هر دو مسلك مترتّب شد. زيرا احتمالاً اگر در ايران جريان مشروطه پيش نمى آمد، ايران در چنگال و سيطره روسها باقى می ماند و مانند كشورهاى ديگر تحت سلطه و نفوذ او، كمونيست مى شد.

مقصود اين كه مى بينيم در هر فعل و ترك محتاج به دستگيرى هستيم. بايد ناظر و محافظ بر احوال خود داشته باشيم، و قهراً خودمان بايد ناظر را فراهم كنيم. و براى اصلاح كار خود در عصر غيبت ناظرى جز احتياط نداريم؛ فكر مى كنم كسانى كه مى گويند: «لَكُنَّـآ أَهْدَى مِنْهُمْ»[1]؛ "اگر راهنما داشتيم، قطعاً راه يافته تر از ديگران مى شديم"، آنها هم راهنما دارند و آن احتياط است.
بنابراين اگر راه روشن بود، جلو برو و انجام بده؛ و هر جا راه يعنى تكليف روشن نبود، توقّف كن.
آيا حالا كه امام (عليه السّلام) حاضر نيست تا تابع او شويم، هر كارى كرديم، كرديم و كارمان با اين درست مى شود؟! علماى سابق در اجازات خود به شاگردان و . . . مى نوشتند:
«إِنَّما هِىَ دِمآءٌ تُهْراقُ، وَأَعْراضٌ تُهْتَكُ، وَ أَمْوالٌ تُسْلَبُ، فَعَلَيْكُمْ بِالإِْحْتِياطِ...» با آن خونها ريخته مى شود و آبروها مى رود و اموال از دست صاحبانش گرفته مى شود، پس بر شما باد كه ملازم احتياط باشيد...  بنابراين بدون تقيّه و يا اضطرار و يا اكراه و يا بدون مُسَوِّغ و مجوِّز شرعى نمى توانيم هر كارى را كه از ما خواستند انجام دهيم، يا هر حرفى را خواستيم بگوييم و يا هر كارى را خواستيم بكنيم.
[1] سوره انعام، آيه 157.

منبع: مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی بهجت (قدس سره)

Starts: 2012/07/24
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran

\"آیه

واقعا زبانِ حال ما مى گويد كه در هر فعل و ترك بايد ما را راهنمايى كنند؛
شخصى كه به آقايى عقيده داشته و مى خواسته در نماز جماعت او شركت كند، مى گفته است:
عدّه اى مانع مى شدند كه من به نماز جماعت او بروم و به من مى گفتند كه آن آقا در ماجراىِ «مشروطه ـ مستبدّ» فلان عقيده را دارد كه مخالف با عقيده شما است.

" />



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap