نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 بازخوانی بیانات تاریخی حضرت آیت الله عاملی در 27 دی 1392

بیانات مهم حضرت آیت الله عاملی در خصوص نامگذاری روز نوزدهم ژانویه به نام روز « آذری های مسلمان جهان» و روز بازیابی هویت نسل آذری

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین  وصلی الله علی محمد واله الطاهرین

وجود گرامی حضرت ختمی مرتبت وشخصیت شخیص آن حضرت،  بزرگترین عامل وحدت واجتماع است. پیرامون آنچه انسانها را دور هم جمع می کند  واز آنها «واحد مجموعی» می سازد  و از این رهگذر،  هویت آنها را شکل می دهد  بحث های مهمی صورت گرفته است . برخی عامل «خون» ، بعضی  «نژاد»، جمعی« زبان » وپاره ای « محدوده جغرافیایی »را مولفه های وحدت ، اجتماع  و نشان هویت  اشخاص و جوامع می دانند ولی هیچکدام از آنها به قوت باور های  اعتقادی و دینی  نیست.  بویژه  اعتقاد ومعارفی که حضرت ختمی مرتبت (ص) به عنوان خاتم انبیاء وخاتم  تمام افکار و  اندیشه ها آورده است. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل

این عامل ،کماً وکیفاً از تمام  عوامل بالاتر است.  از جهت کمی می تواند فراتر از قومیت و ملیت عمل کند  وهمه را تحت یک اعتقاد  گرد آورد.  همچنانکه جاذبه  رسول خدا(ص) بیش از یک میلیارد ونیم جمعیت بشری را جمع کرده است واز جهت کیفی نیز می تواند آنچنان عمیق باشد که با قتل وشکنجه وزندان و... ذره ای از آن کم نشود .. بلال را که تنها چند روز بود ایمان آورده بود ، روی شن های داغ حجاز
می خواباندند وتازیانه های سنگین می زدند  اما جز احد احد از او نمی شنیدند. پدر ومادر عمار را  که اندک زمانی بود ایمان آورده بودند با دوشتر ، دو نیمه کردند اما  نتوانستند  اهانت به رسول خدا (ص) را برزبان آنها جاری سازند .

گاهی چندین نسل باورمند ، تحت شدیدترین بمباران اعتقادی قرار می گیرند ، اما  راسخ تر از کوه بر باورهای مقدسشان پای می فشارند . من از همین نقطه به بحث بسیار مهمی که مربوط به «19 ژانویه» مصادف با ولادت حضرت ختمی (ص) مرتبت است وارد می شوم.

« 19 ژانویه»  برای ما آذری های مسلمان ، یک نقطه عطف  تاریخی و روز بزرگی است بگونه ای که ما باید این روز را هر ساله پاس بداریم . حدود 24 سال پیش در دی ماه سال 13688 در اواخر حکومت  شوروی سوسیالیستی حادثه بزرگی  در مرز ایران  وشوروی  اتفاق  افتاد، بدین قرار که در اثر ضعف دولت شوروی ،  مهار مرزها ازدست رفت واز مرکز  دستور رسید که از جدیت در کنترل های امنیتی بکاهند ،  وجود اختلاف بین مسئوولین شوروی سوسیالیستی نیز این بهم ریختگی را تشدید کرد وآثار فروپاشی هویدا گردید . لازم به ذکر است  که مقدمات  فروپاشی از سال 69 آغاز شد،   هنگامی که اهالی متدین آذربایجان این از هم گسیختگی را احساس کردند  بطرف مرزهای ایران هجوم  آوردند. آنها هرروز  در کنار  رود ارس می ایستادند  وبطرف ایران ندای الله اکبر وندای لا اله الا الله سر می دادند و در قالب  شعار نسبت  به ایران  وایرانی ابراز عشق و احساسات می کردند با تعبیراتی فراموش نشدنی نظیر :

بیز سیزینن قارداشوخ       ایرانچون حسرتوخ

یاد دان چیخماز ایرانمیز

که هنوزنیز از یاد ها نرفته است.

جمهوری اسلامی ایران  از همان آغاز ، انتظار چنین روزی را داشت  و خود را برای استقبال  آماده کرده بود. گزارش مراکز تحقیقاتی ومطالعاتی ایران نشان می داد که مردم  آذربایجان نسبت به ایران  واسلام بشدّت اظهار علاقه می کنند و با ضعف یا زوال دولت کمونیستی، قطعاً این عطش به صورت هجوم سیل آسا به طرف ایران ، خودرا نشان خواهد داد. از طرفی گزارش ها نشان می داد ممنوعیت  70 ساله  عطش آنها را به اسلام وایران صد چندان کرده است . از این رو مردم ایران  ونیروهای حکومتی کاملاً در مرزها آماده بودند وتهران دستور داده بود چنانچه  مردم آذربایجان بطرف مرزها آمدند یا حتی وارد خاک ایران شدند  از آنها استقبال شود واز ورودشان  ممانعتی بعمل نیاید .

مردم  مسلمان آذربایجان 70 سال  منتظر چنین روزی بودند. از مرز بیله سوار تا نخجوان، آنسوی ارس، پر بود از آذری هایی که  هر روز جمع می شدند، شعار می دادند وبه اسلام و ایران ابراز علاقه شدید می کردند . آنها از اینکه از خفقان 70 ساله آزاد می شدند بشدت  خوشحالی می کردند  تا اینکه در« 19 ژانویه » بزرگترین حادثه تاریخ اخیر آذربایجان بوقوع پیوست .

شعارهای روزانه آنها را قانع نمی کرد، « 19 ژانویه » تا ساعت  10 صبح  شعار دادند  اما از نیروهای روس اطمینان  نداشتند تا اینکه از شدت  ازدحام ، هرچه مأمور ،تانک و هلی کوپتر بود کنار رفت وآنها یکباره سیم خاردارها را برداشته وخود را در زمستان سرد به آب زده وداخل خاک  ایران شدند هر جا می نگریستی جمعیت فراوانی بود که بسوی ایران سرازیر می شد از خشکی ، از رودخانه و ...

گوئی یک لشکر عظیم وارد ایران شده  و دولت شوروی کاملاً غافلگیر شده بود و ارتش سرخ بکلی تمرکز و تعادل خود را از دست داده بود ،  زیرا مطلقاً  انتظار  ورود چنین جمعیتی را به ایران نداشتند . مطابق قواعد بین المللی  هیچ دولتی  بدون گذرنامه ، اجازه ورود  اتباع خارجی را به خاک خود نمی دهد ولی دولت ایران هیچ مانعی ایجاد نکرد زیرا از اهالی آذربایجان جز لااله الا الله والله اکبر وابراز احساسات  به وطن تاریخی خودشان چیزی ندید.

به مجرد ورود به  ایران، ناباورانه از اینکه در سرزمین ایرانند ،خاک را بوسیدند واظهار داشتند : ما هفتاد سال  با عشق به اسلام وایران وامام رضا (ع) و در حسرت ایران و حسرت مسجد و دینداری  زیسته ایم . لذا  اول کاری  که کردند  با هجوم به مساجد، پرچم  امام حسین را به تبرک تکه  تکه کرده و قرآن را روی چشم  و سینه نهادند . باری  عشق به دین و ایران در اعلی  درجه خود  ،  تجلی یافت.   و تنها اشک شادمانی بود که از چشمانشان سرازیر می شد .

همزمان جمعی از اتباع ایران  نیز وارد  آذربایجان  شدند. شگفت اینکه اتباع آذری برای پذیرائی از میهمانان ایرانی در منازل شخصی خود با جدیت تمام از همدیگر سبقت می گرفتند وهر چه تحفه ها  وهدیه ها بود  پیشکش مهمانان  ایرانی خود می کردند.

برخی بر این باورند ،دولت وقت شوروی  سوسیالیستی ، عمدا راه را باز کرد تا ارتش سرخ شوروی  بهانه ای  برای ورود  به باکو که ملتهب بود ، دست و پا کند وموفق  به جنایت  شود واین جنایت در «20ژانویه»  سال 1990 اتفاق  افتاد.

این سخن درست نیست، بلکه عکس قضیه صادق است . آنها از حرکت  مردم آذربایجان  بطرف ایران واز شدت اجتماع هراسناک و بشدت عصبانی بودند و برای ارعاب مردم  و جلوگیری از قیام  آنها ، بدستور  دفتر سیاسی حزب کمونیست و شخص گور باچف ، واحدهای نظامی وسیعی  را از سایر مناطق شوروی به دروازه های باکو انتقال  و ارتش سرخ شبانه  وارد باکو شد و مردم را در «20 ژانویه»  قتل عام کردند ، در این جنایت  135 نفر کشته  وبیش از 700 نفر زخمی شدند. ما به  روح همه این شهدای بزرگ که نمادهای غیرت و بصیرت کشور آذربایجان هستند درود می فرستیم .

همین اشتباه بزرگ گورباچف ،باعث فزونی نارضایتی مردم نسبت به حکومت شوروی سوسیالیستی شد . در نتیجه ، مردم یکپارچه به پا خواستند ورهبر کمونیست آذربایجان با هواپیمای  نظامی حکومت شوروی به مسکو فرار کرد .

در هرحال مردم آذربایجان با ضعف دولت شوروی عکس العمل  خوبی  نشان دادند و وارد ایران شدند  و طرفه  اینکه  بسیاری از آنها  مایل به مراجعت نبودند ،  لذا مسئولین ایرانی ناگزیر با اهداء قرآن و ...  آنها را به مراجعت را ضی کردند .

«19 ژانویه » روزی است که مسلمانان غیور وفهیم آذربایجان  تابوی 70 ساله دولت کمونیستی را شکستند وتعلق خاطر خود را بصورت عملی  به اسلام وایران نشان دادند.

اینکه ملتی پس از 70 سال تبلیغات  ضد دینی وضد ایرانی ، اصالت و هویت  خود را حفظ کند و وطن تاریخی خود را فراموش نکند ، کار بسیار بسیار بزرگ وارزشمنداست ونباید فراموش شود.روسها سرمایه گذاری سنگین هفتاد ساله بر علیه اسلام و ایران کرده بودند تا هر دو فراموش شود آنها برای آذری ها تاریخ تحریف شده نوشته بودند جناب حیدر علی اف رئیس جمهور سابق می گفت تاریخ ملت ما را روسها نوشته اند اگر من هم خلاف آن را بگویم مردم نمی پذیرند روسها در مسیر تشکیل هویت جدید، الفبای عربی را عوض کردند تا همه چیز فراموش بشود استالین می گفت ما که موفق شدیم حروف الفبای عربی را از قفقازیها بگیریم برای ما از انقلاب بالشویک بالاتر است آذری ها در روز نوزدهم ژانویه همه این شیطنت ها را پنبه کردند و عملا  اعلام نمودندکه  تا قیامت نمی توانند مارا از اسلام و وطن تاریخیمان جدا کنند .

لذا این روز  نقطه عطف تاریخی  در تاریخ  ایران ، اسلام و آذربایجان خواهد ماند.   از این رو ما تصمیم گرفتیم  روز« 19 ژانویه»  را روز « آذری های مسلمان  جهان»  و روز بازیابی هویت  نسل آذری  اعلام کنیم روز «19 ژانویه»  آیینه تمام عیار  وتمام نما برای هویت جماعت آذری است .

هرکس درصدد کشف  هویت آذری هاست به این روز مراجعه کند. آنها پس از هفتاد سال اختناق وتبلیغ  وسرمایه گذاری سنگین ضد دینی وضد ایرانی ، بمحض ورود به ایران ، بطرف پرچم امام حسین  (ع) هجوم بردند ،

یعنی«عاشورا »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  قرآن هجوم بردند  یعنی  «وحی »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  مسجد هجوم  بردند یعنی «بندگی وعبادت » مرام اصلی ماست .

وبه سوی  ایران  آمدند ،  تا بگویند  «اصالت» خود و «وطن تاریخی »خودرا فراموش نمی کنیم.

ما از این پس هر سال «19 ژانویه » را بنام «روز آذری های مسلمان جهان » جشن خواهیم گرفت  تا هم یاد وخاطره آن  حرکت  حماسی را زنده نگه  داریم وهم این ارتباط مقدس عاطفی ومعنوی بین آذری های دوسوی ارس  را پاس داریم تا  دشمنان نتوانند با تبلیغات سوء خود موجبات بد بینی  و فاصله را فراهم آورند .  ما هر سال این روز را بزرگ داشته وجشن خواهیم گرفت  تا تحریفی در تاریخ  و هویت آذری ها صورت نگیرد .

این اقدام بسیار ارزشمند آذریها ، اوهام و خیالات باطل بسیاری را برهم زد . من به این جماعت خیال پرداز و متوهم توصیه می کنم سری به مساجد آذربایجان بزنند و به جمعه وجماعات بنگرند ، به اجتماعات  عاشورا  وتاسوعا ، رمضان وشبهای قدر آن  و دیگر  مناسبتهای مذهبی  آنها  و دست کم به سروده های مفاخر بزرگ آذری ها ، نظیر

نظامی گنجوی که وطن خود را اینگونه تعیین  وتعریف  کرده که:
همه عالم تن است و ایران دل           نیست گوینده زین قیاس خجل

هرگز نمی توان آذری ها را از اهل بیت (ع) و از حسین (ع) جدا کرد و اهل بیت(ع) باید در متن حیات باشد  نه در حاشیه . ما آذری ها نه خدا را در مسجد و نه حسین (ع) را در حسینیه محصور و محبوس نمی کنیم .جدایی دین از سیاست ، حبس خدا و حصراهل بیت (ع) است . از منظر لائیک ها هم خدا وهم دین خدا در اسارت است .

حضرات معصومین فرموده اند: ما پدران شمائیم . وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود : انا و علی ابوا هذه الامه ، پدرتنها نشان هویت شخص و منشأ سرافرازی و مباهات اوست .هم ایشان (ص) فرمود:

ان العربیه لیست باب والد و انما هو لسان ناطق ، فمن تکلم به فهو عربی ، الا انکم ولد آدم و آدم من تراب و اکرمکم عندالله اتقیکم . هان ! که شما فرزند آدمید و هم او از خاک آفریده شده است و کرامتتان نزد خداوند به تقواست . این بیان رسول خدا (ص) در حقیقت پاسخ کسانی بود که مستانه صلای «من فرزند عربم » سر می دادند .

ما تنها با اسلام ومکارم اخلاقی و انتساب  به اهل بیت (ع) احساس سربلندی می کنیم . ما تعصب مقدسی  به مکارم اخلاقی  واعتقادات  توحیدی خود داریم و به نسبتی که به خاندان وحی داریم و به نشان فاخری که از این خاندان گرفته ایم و به اینکه آن ذوات مقدس (ع) ما را بعنوان فرزندان معنوی خود پذیرفته اند، می بالیم .

به تعبیر شهریار ملک سخن :

جز یک نسب که ازتو بخود بسته چیستم

من آنچنان که آل علی هست ، نیستم

اما مرا هم ای  علی از خود مران که من

تا چشم داشتم  به حسینت  گریستم

تا هستم  ای رفیق  ندانی که  کیستم

روزی سراغ وقت من آیی که  نیستم

 

اگر بناست روزی  بنام «آذری های جهان » نامگذاری شود آن روز را اکثریت تعیین خواهد کرد نه اقلیت و نه غیر آذری ها ،  بلکه اتخاذ هر تصمیمی  در هر امر مهمی  منطقاً میبایست توسط اکثریت باشد. .

جهت ثبت دقیق این واقعه عظیم تاریخی، لازم است این نکته را یاد آور شوم که برخی تاریخ این حادثه را 31 دسامبر می دانند. من از آنها قدردانم که به زنده نگه داشتن این حادثه اهتمام ورزیده اند ولی از آنها می خواهم؛  اولاً در این مهم  با ما همراه باشند و ثانیاً زمان دقیق حادثه را تغییر ندهند.روز 31 دسامبر هیچ حادثه ای بوقوع نپیوسته است. این اتفاق بزرگ روز« 19 ژانویه »بوده وکسانیکه آن را به 31 دسامبر انتقال داده اندخواسته اند از جمعیت عید کریسمس استفاده کنند ،در حالیکه  حوادث تاریخی نباید با  استحسانات عقلی دستخوش تغییر شود، بنابر این موضوع 31 دسامبر یک توهم بیش نیست.

شایسته است بمنظور تکریم  روز« 19 ژانویه»، این روز جهانی، یک موسسه فراگیر مدنی و مردمی که از تمام آذری های جهان نماینده ای در آن حضور داشته باشد تشکیل شود.

ما از کنار مرقد شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی  واز کنار مزار شاه اسماعیل صفوی خطایی ، روز «19 ژانویه» را که امسال مقارن با ولادت حضرت ختمی مرتبت(ص)  است  « روز آذری های مسلمان جهان » اعلام و این مقارنت را به فال نیک می گیریم  وبه تفال این تقارن، امسال را برای اعلان این روز انتخاب می کنیم .

ما در کنار مرقد شاه اسماعیل  صفوی عهد می بندیم ، حفظ یکپارچگی  وطن تاریخی تمام آذری های جهان یعنی ایران  و ترویج محبت و ولایت واندیشه ناب اهل بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) را بعنوان دو رسالت اصلی او ادامه دهیم .

اینجانب صرفاً بعنوان عالم دین و از جایگاه بیان بایسته های دینی سخن می گویم .علمای دین در روزگار غیبت یک وظیفه بسیار مهم برعهده دارند  وآن عبارتست از   اینکه دستان ایتام آل محمد (ص)  یعنی شیعه را در دستان معصوم (ع) بگذارند . حضرت فرمود: رحم الله من اخذ بایدی ایتامنا واوصلهم الینا  من در این قضایا بروشنی دیدم که دشمنان دوست نما ، دست ایتام آل محمد (ص) را بدست  انسانهای نامحرم می دهند از این رو جهت اداء وظیفه دینی  متعرّض این بحث شدم.

بیانات مهم حضرت آیت الله عاملی در خصوص نامگذاری روز نوزدهم ژانویه به نام روز « آذری های مسلمان جهان» و روز بازیابی هویت نسل آذری

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین  وصلی الله علی محمد واله الطاهرین

وجود گرامی حضرت ختمی مرتبت وشخصیت شخیص آن حضرت،  بزرگترین عامل وحدت واجتماع است. پیرامون آنچه انسانها را دور هم جمع می کند  واز آنها «واحد مجموعی» می سازد  و از این رهگذر،  هویت آنها را شکل می دهد  بحث های مهمی صورت گرفته است . برخی عامل «خون» ، بعضی  «نژاد»، جمعی« زبان » وپاره ای « محدوده جغرافیایی »را مولفه های وحدت ، اجتماع  و نشان هویت  اشخاص و جوامع می دانند ولی هیچکدام از آنها به قوت باور های  اعتقادی و دینی  نیست.  بویژه  اعتقاد ومعارفی که حضرت ختمی مرتبت (ص) به عنوان خاتم انبیاء وخاتم  تمام افکار و  اندیشه ها آورده است. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل

این عامل ،کماً وکیفاً از تمام  عوامل بالاتر است.  از جهت کمی می تواند فراتر از قومیت و ملیت عمل کند  وهمه را تحت یک اعتقاد  گرد آورد.  همچنانکه جاذبه  رسول خدا(ص) بیش از یک میلیارد ونیم جمعیت بشری را جمع کرده است واز جهت کیفی نیز می تواند آنچنان عمیق باشد که با قتل وشکنجه وزندان و... ذره ای از آن کم نشود .. بلال را که تنها چند روز بود ایمان آورده بود ، روی شن های داغ حجاز
می خواباندند وتازیانه های سنگین می زدند  اما جز احد احد از او نمی شنیدند. پدر ومادر عمار را  که اندک زمانی بود ایمان آورده بودند با دوشتر ، دو نیمه کردند اما  نتوانستند  اهانت به رسول خدا (ص) را برزبان آنها جاری سازند .

گاهی چندین نسل باورمند ، تحت شدیدترین بمباران اعتقادی قرار می گیرند ، اما  راسخ تر از کوه بر باورهای مقدسشان پای می فشارند . من از همین نقطه به بحث بسیار مهمی که مربوط به «19 ژانویه» مصادف با ولادت حضرت ختمی (ص) مرتبت است وارد می شوم.

« 19 ژانویه»  برای ما آذری های مسلمان ، یک نقطه عطف  تاریخی و روز بزرگی است بگونه ای که ما باید این روز را هر ساله پاس بداریم . حدود 24 سال پیش در دی ماه سال 13688 در اواخر حکومت  شوروی سوسیالیستی حادثه بزرگی  در مرز ایران  وشوروی  اتفاق  افتاد، بدین قرار که در اثر ضعف دولت شوروی ،  مهار مرزها ازدست رفت واز مرکز  دستور رسید که از جدیت در کنترل های امنیتی بکاهند ،  وجود اختلاف بین مسئوولین شوروی سوسیالیستی نیز این بهم ریختگی را تشدید کرد وآثار فروپاشی هویدا گردید . لازم به ذکر است  که مقدمات  فروپاشی از سال 69 آغاز شد،   هنگامی که اهالی متدین آذربایجان این از هم گسیختگی را احساس کردند  بطرف مرزهای ایران هجوم  آوردند. آنها هرروز  در کنار  رود ارس می ایستادند  وبطرف ایران ندای الله اکبر وندای لا اله الا الله سر می دادند و در قالب  شعار نسبت  به ایران  وایرانی ابراز عشق و احساسات می کردند با تعبیراتی فراموش نشدنی نظیر :

بیز سیزینن قارداشوخ       ایرانچون حسرتوخ

یاد دان چیخماز ایرانمیز

که هنوزنیز از یاد ها نرفته است.

جمهوری اسلامی ایران  از همان آغاز ، انتظار چنین روزی را داشت  و خود را برای استقبال  آماده کرده بود. گزارش مراکز تحقیقاتی ومطالعاتی ایران نشان می داد که مردم  آذربایجان نسبت به ایران  واسلام بشدّت اظهار علاقه می کنند و با ضعف یا زوال دولت کمونیستی، قطعاً این عطش به صورت هجوم سیل آسا به طرف ایران ، خودرا نشان خواهد داد. از طرفی گزارش ها نشان می داد ممنوعیت  70 ساله  عطش آنها را به اسلام وایران صد چندان کرده است . از این رو مردم ایران  ونیروهای حکومتی کاملاً در مرزها آماده بودند وتهران دستور داده بود چنانچه  مردم آذربایجان بطرف مرزها آمدند یا حتی وارد خاک ایران شدند  از آنها استقبال شود واز ورودشان  ممانعتی بعمل نیاید .

مردم  مسلمان آذربایجان 70 سال  منتظر چنین روزی بودند. از مرز بیله سوار تا نخجوان، آنسوی ارس، پر بود از آذری هایی که  هر روز جمع می شدند، شعار می دادند وبه اسلام و ایران ابراز علاقه شدید می کردند . آنها از اینکه از خفقان 70 ساله آزاد می شدند بشدت  خوشحالی می کردند  تا اینکه در« 19 ژانویه » بزرگترین حادثه تاریخ اخیر آذربایجان بوقوع پیوست .

شعارهای روزانه آنها را قانع نمی کرد، « 19 ژانویه » تا ساعت  10 صبح  شعار دادند  اما از نیروهای روس اطمینان  نداشتند تا اینکه از شدت  ازدحام ، هرچه مأمور ،تانک و هلی کوپتر بود کنار رفت وآنها یکباره سیم خاردارها را برداشته وخود را در زمستان سرد به آب زده وداخل خاک  ایران شدند هر جا می نگریستی جمعیت فراوانی بود که بسوی ایران سرازیر می شد از خشکی ، از رودخانه و ...

گوئی یک لشکر عظیم وارد ایران شده  و دولت شوروی کاملاً غافلگیر شده بود و ارتش سرخ بکلی تمرکز و تعادل خود را از دست داده بود ،  زیرا مطلقاً  انتظار  ورود چنین جمعیتی را به ایران نداشتند . مطابق قواعد بین المللی  هیچ دولتی  بدون گذرنامه ، اجازه ورود  اتباع خارجی را به خاک خود نمی دهد ولی دولت ایران هیچ مانعی ایجاد نکرد زیرا از اهالی آذربایجان جز لااله الا الله والله اکبر وابراز احساسات  به وطن تاریخی خودشان چیزی ندید.

به مجرد ورود به  ایران، ناباورانه از اینکه در سرزمین ایرانند ،خاک را بوسیدند واظهار داشتند : ما هفتاد سال  با عشق به اسلام وایران وامام رضا (ع) و در حسرت ایران و حسرت مسجد و دینداری  زیسته ایم . لذا  اول کاری  که کردند  با هجوم به مساجد، پرچم  امام حسین را به تبرک تکه  تکه کرده و قرآن را روی چشم  و سینه نهادند . باری  عشق به دین و ایران در اعلی  درجه خود  ،  تجلی یافت.   و تنها اشک شادمانی بود که از چشمانشان سرازیر می شد .

همزمان جمعی از اتباع ایران  نیز وارد  آذربایجان  شدند. شگفت اینکه اتباع آذری برای پذیرائی از میهمانان ایرانی در منازل شخصی خود با جدیت تمام از همدیگر سبقت می گرفتند وهر چه تحفه ها  وهدیه ها بود  پیشکش مهمانان  ایرانی خود می کردند.

برخی بر این باورند ،دولت وقت شوروی  سوسیالیستی ، عمدا راه را باز کرد تا ارتش سرخ شوروی  بهانه ای  برای ورود  به باکو که ملتهب بود ، دست و پا کند وموفق  به جنایت  شود واین جنایت در «20ژانویه»  سال 1990 اتفاق  افتاد.

این سخن درست نیست، بلکه عکس قضیه صادق است . آنها از حرکت  مردم آذربایجان  بطرف ایران واز شدت اجتماع هراسناک و بشدت عصبانی بودند و برای ارعاب مردم  و جلوگیری از قیام  آنها ، بدستور  دفتر سیاسی حزب کمونیست و شخص گور باچف ، واحدهای نظامی وسیعی  را از سایر مناطق شوروی به دروازه های باکو انتقال  و ارتش سرخ شبانه  وارد باکو شد و مردم را در «20 ژانویه»  قتل عام کردند ، در این جنایت  135 نفر کشته  وبیش از 700 نفر زخمی شدند. ما به  روح همه این شهدای بزرگ که نمادهای غیرت و بصیرت کشور آذربایجان هستند درود می فرستیم .

همین اشتباه بزرگ گورباچف ،باعث فزونی نارضایتی مردم نسبت به حکومت شوروی سوسیالیستی شد . در نتیجه ، مردم یکپارچه به پا خواستند ورهبر کمونیست آذربایجان با هواپیمای  نظامی حکومت شوروی به مسکو فرار کرد .

در هرحال مردم آذربایجان با ضعف دولت شوروی عکس العمل  خوبی  نشان دادند و وارد ایران شدند  و طرفه  اینکه  بسیاری از آنها  مایل به مراجعت نبودند ،  لذا مسئولین ایرانی ناگزیر با اهداء قرآن و ...  آنها را به مراجعت را ضی کردند .

«19 ژانویه » روزی است که مسلمانان غیور وفهیم آذربایجان  تابوی 70 ساله دولت کمونیستی را شکستند وتعلق خاطر خود را بصورت عملی  به اسلام وایران نشان دادند.

اینکه ملتی پس از 70 سال تبلیغات  ضد دینی وضد ایرانی ، اصالت و هویت  خود را حفظ کند و وطن تاریخی خود را فراموش نکند ، کار بسیار بسیار بزرگ وارزشمنداست ونباید فراموش شود.روسها سرمایه گذاری سنگین هفتاد ساله بر علیه اسلام و ایران کرده بودند تا هر دو فراموش شود آنها برای آذری ها تاریخ تحریف شده نوشته بودند جناب حیدر علی اف رئیس جمهور سابق می گفت تاریخ ملت ما را روسها نوشته اند اگر من هم خلاف آن را بگویم مردم نمی پذیرند روسها در مسیر تشکیل هویت جدید، الفبای عربی را عوض کردند تا همه چیز فراموش بشود استالین می گفت ما که موفق شدیم حروف الفبای عربی را از قفقازیها بگیریم برای ما از انقلاب بالشویک بالاتر است آذری ها در روز نوزدهم ژانویه همه این شیطنت ها را پنبه کردند و عملا  اعلام نمودندکه  تا قیامت نمی توانند مارا از اسلام و وطن تاریخیمان جدا کنند .

لذا این روز  نقطه عطف تاریخی  در تاریخ  ایران ، اسلام و آذربایجان خواهد ماند.   از این رو ما تصمیم گرفتیم  روز« 19 ژانویه»  را روز « آذری های مسلمان  جهان»  و روز بازیابی هویت  نسل آذری  اعلام کنیم روز «19 ژانویه»  آیینه تمام عیار  وتمام نما برای هویت جماعت آذری است .

هرکس درصدد کشف  هویت آذری هاست به این روز مراجعه کند. آنها پس از هفتاد سال اختناق وتبلیغ  وسرمایه گذاری سنگین ضد دینی وضد ایرانی ، بمحض ورود به ایران ، بطرف پرچم امام حسین  (ع) هجوم بردند ،

یعنی«عاشورا »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  قرآن هجوم بردند  یعنی  «وحی »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  مسجد هجوم  بردند یعنی «بندگی وعبادت » مرام اصلی ماست .

وبه سوی  ایران  آمدند ،  تا بگویند  «اصالت» خود و «وطن تاریخی »خودرا فراموش نمی کنیم.

ما از این پس هر سال «19 ژانویه » را بنام «روز آذری های مسلمان جهان » جشن خواهیم گرفت  تا هم یاد وخاطره آن  حرکت  حماسی را زنده نگه  داریم وهم این ارتباط مقدس عاطفی ومعنوی بین آذری های دوسوی ارس  را پاس داریم تا  دشمنان نتوانند با تبلیغات سوء خود موجبات بد بینی  و فاصله را فراهم آورند .  ما هر سال این روز را بزرگ داشته وجشن خواهیم گرفت  تا تحریفی در تاریخ  و هویت آذری ها صورت نگیرد .

این اقدام بسیار ارزشمند آذریها ، اوهام و خیالات باطل بسیاری را برهم زد . من به این جماعت خیال پرداز و متوهم توصیه می کنم سری به مساجد آذربایجان بزنند و به جمعه وجماعات بنگرند ، به اجتماعات  عاشورا  وتاسوعا ، رمضان وشبهای قدر آن  و دیگر  مناسبتهای مذهبی  آنها  و دست کم به سروده های مفاخر بزرگ آذری ها ، نظیر

نظامی گنجوی که وطن خود را اینگونه تعیین  وتعریف  کرده که:
همه عالم تن است و ایران دل           نیست گوینده زین قیاس خجل

هرگز نمی توان آذری ها را از اهل بیت (ع) و از حسین (ع) جدا کرد و اهل بیت(ع) باید در متن حیات باشد  نه در حاشیه . ما آذری ها نه خدا را در مسجد و نه حسین (ع) را در حسینیه محصور و محبوس نمی کنیم .جدایی دین از سیاست ، حبس خدا و حصراهل بیت (ع) است . از منظر لائیک ها هم خدا وهم دین خدا در اسارت است .

حضرات معصومین فرموده اند: ما پدران شمائیم . وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود : انا و علی ابوا هذه الامه ، پدرتنها نشان هویت شخص و منشأ سرافرازی و مباهات اوست .هم ایشان (ص) فرمود:

ان العربیه لیست باب والد و انما هو لسان ناطق ، فمن تکلم به فهو عربی ، الا انکم ولد آدم و آدم من تراب و اکرمکم عندالله اتقیکم . هان ! که شما فرزند آدمید و هم او از خاک آفریده شده است و کرامتتان نزد خداوند به تقواست . این بیان رسول خدا (ص) در حقیقت پاسخ کسانی بود که مستانه صلای «من فرزند عربم » سر می دادند .

ما تنها با اسلام ومکارم اخلاقی و انتساب  به اهل بیت (ع) احساس سربلندی می کنیم . ما تعصب مقدسی  به مکارم اخلاقی  واعتقادات  توحیدی خود داریم و به نسبتی که به خاندان وحی داریم و به نشان فاخری که از این خاندان گرفته ایم و به اینکه آن ذوات مقدس (ع) ما را بعنوان فرزندان معنوی خود پذیرفته اند، می بالیم .

به تعبیر شهریار ملک سخن :

جز یک نسب که ازتو بخود بسته چیستم

من آنچنان که آل علی هست ، نیستم

اما مرا هم ای  علی از خود مران که من

تا چشم داشتم  به حسینت  گریستم

تا هستم  ای رفیق  ندانی که  کیستم

روزی سراغ وقت من آیی که  نیستم

 

اگر بناست روزی  بنام «آذری های جهان » نامگذاری شود آن روز را اکثریت تعیین خواهد کرد نه اقلیت و نه غیر آذری ها ،  بلکه اتخاذ هر تصمیمی  در هر امر مهمی  منطقاً میبایست توسط اکثریت باشد. .

جهت ثبت دقیق این واقعه عظیم تاریخی، لازم است این نکته را یاد آور شوم که برخی تاریخ این حادثه را 31 دسامبر می دانند. من از آنها قدردانم که به زنده نگه داشتن این حادثه اهتمام ورزیده اند ولی از آنها می خواهم؛  اولاً در این مهم  با ما همراه باشند و ثانیاً زمان دقیق حادثه را تغییر ندهند.روز 31 دسامبر هیچ حادثه ای بوقوع نپیوسته است. این اتفاق بزرگ روز« 19 ژانویه »بوده وکسانیکه آن را به 31 دسامبر انتقال داده اندخواسته اند از جمعیت عید کریسمس استفاده کنند ،در حالیکه  حوادث تاریخی نباید با  استحسانات عقلی دستخوش تغییر شود، بنابر این موضوع 31 دسامبر یک توهم بیش نیست.

شایسته است بمنظور تکریم  روز« 19 ژانویه»، این روز جهانی، یک موسسه فراگیر مدنی و مردمی که از تمام آذری های جهان نماینده ای در آن حضور داشته باشد تشکیل شود.

ما از کنار مرقد شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی  واز کنار مزار شاه اسماعیل صفوی خطایی ، روز «19 ژانویه» را که امسال مقارن با ولادت حضرت ختمی مرتبت(ص)  است  « روز آذری های مسلمان جهان » اعلام و این مقارنت را به فال نیک می گیریم  وبه تفال این تقارن، امسال را برای اعلان این روز انتخاب می کنیم .

ما در کنار مرقد شاه اسماعیل  صفوی عهد می بندیم ، حفظ یکپارچگی  وطن تاریخی تمام آذری های جهان یعنی ایران  و ترویج محبت و ولایت واندیشه ناب اهل بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) را بعنوان دو رسالت اصلی او ادامه دهیم .

اینجانب صرفاً بعنوان عالم دین و از جایگاه بیان بایسته های دینی سخن می گویم .علمای دین در روزگار غیبت یک وظیفه بسیار مهم برعهده دارند  وآن عبارتست از   اینکه دستان ایتام آل محمد (ص)  یعنی شیعه را در دستان معصوم (ع) بگذارند . حضرت فرمود: رحم الله من اخذ بایدی ایتامنا واوصلهم الینا  من در این قضایا بروشنی دیدم که دشمنان دوست نما ، دست ایتام آل محمد (ص) را بدست  انسانهای نامحرم می دهند از این رو جهت اداء وظیفه دینی  متعرّض این بحث شدم.

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین  وصلی الله علی محمد واله الطاهرین

وجود گرامی حضرت ختمی مرتبت وشخصیت شخیص آن حضرت،  بزرگترین عامل وحدت واجتماع است. پیرامون آنچه انسانها را دور هم جمع می کند  واز آنها «واحد مجموعی» می سازد  و از این رهگذر،  هویت آنها را شکل می دهد  بحث های مهمی صورت گرفته است . برخی عامل «خون» ، بعضی  «نژاد»، جمعی« زبان » وپاره ای « محدوده جغرافیایی »را مولفه های وحدت ، اجتماع  و نشان هویت  اشخاص و جوامع می دانند ولی هیچکدام از آنها به قوت باور های  اعتقادی و دینی  نیست.  بویژه  اعتقاد ومعارفی که حضرت ختمی مرتبت (ص) به عنوان خاتم انبیاء وخاتم  تمام افکار و  اندیشه ها آورده است. الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل

این عامل ،کماً وکیفاً از تمام  عوامل بالاتر است.  از جهت کمی می تواند فراتر از قومیت و ملیت عمل کند  وهمه را تحت یک اعتقاد  گرد آورد.  همچنانکه جاذبه  رسول خدا(ص) بیش از یک میلیارد ونیم جمعیت بشری را جمع کرده است واز جهت کیفی نیز می تواند آنچنان عمیق باشد که با قتل وشکنجه وزندان و... ذره ای از آن کم نشود .. بلال را که تنها چند روز بود ایمان آورده بود ، روی شن های داغ حجاز
می خواباندند وتازیانه های سنگین می زدند  اما جز احد احد از او نمی شنیدند. پدر ومادر عمار را  که اندک زمانی بود ایمان آورده بودند با دوشتر ، دو نیمه کردند اما  نتوانستند  اهانت به رسول خدا (ص) را برزبان آنها جاری سازند .

گاهی چندین نسل باورمند ، تحت شدیدترین بمباران اعتقادی قرار می گیرند ، اما  راسخ تر از کوه بر باورهای مقدسشان پای می فشارند . من از همین نقطه به بحث بسیار مهمی که مربوط به «19 ژانویه» مصادف با ولادت حضرت ختمی (ص) مرتبت است وارد می شوم.

« 19 ژانویه»  برای ما آذری های مسلمان ، یک نقطه عطف  تاریخی و روز بزرگی است بگونه ای که ما باید این روز را هر ساله پاس بداریم . حدود 24 سال پیش در دی ماه سال 13688 در اواخر حکومت  شوروی سوسیالیستی حادثه بزرگی  در مرز ایران  وشوروی  اتفاق  افتاد، بدین قرار که در اثر ضعف دولت شوروی ،  مهار مرزها ازدست رفت واز مرکز  دستور رسید که از جدیت در کنترل های امنیتی بکاهند ،  وجود اختلاف بین مسئوولین شوروی سوسیالیستی نیز این بهم ریختگی را تشدید کرد وآثار فروپاشی هویدا گردید . لازم به ذکر است  که مقدمات  فروپاشی از سال 69 آغاز شد،   هنگامی که اهالی متدین آذربایجان این از هم گسیختگی را احساس کردند  بطرف مرزهای ایران هجوم  آوردند. آنها هرروز  در کنار  رود ارس می ایستادند  وبطرف ایران ندای الله اکبر وندای لا اله الا الله سر می دادند و در قالب  شعار نسبت  به ایران  وایرانی ابراز عشق و احساسات می کردند با تعبیراتی فراموش نشدنی نظیر :

بیز سیزینن قارداشوخ       ایرانچون حسرتوخ

یاد دان چیخماز ایرانمیز

که هنوزنیز از یاد ها نرفته است.

جمهوری اسلامی ایران  از همان آغاز ، انتظار چنین روزی را داشت  و خود را برای استقبال  آماده کرده بود. گزارش مراکز تحقیقاتی ومطالعاتی ایران نشان می داد که مردم  آذربایجان نسبت به ایران  واسلام بشدّت اظهار علاقه می کنند و با ضعف یا زوال دولت کمونیستی، قطعاً این عطش به صورت هجوم سیل آسا به طرف ایران ، خودرا نشان خواهد داد. از طرفی گزارش ها نشان می داد ممنوعیت  70 ساله  عطش آنها را به اسلام وایران صد چندان کرده است . از این رو مردم ایران  ونیروهای حکومتی کاملاً در مرزها آماده بودند وتهران دستور داده بود چنانچه  مردم آذربایجان بطرف مرزها آمدند یا حتی وارد خاک ایران شدند  از آنها استقبال شود واز ورودشان  ممانعتی بعمل نیاید .

مردم  مسلمان آذربایجان 70 سال  منتظر چنین روزی بودند. از مرز بیله سوار تا نخجوان، آنسوی ارس، پر بود از آذری هایی که  هر روز جمع می شدند، شعار می دادند وبه اسلام و ایران ابراز علاقه شدید می کردند . آنها از اینکه از خفقان 70 ساله آزاد می شدند بشدت  خوشحالی می کردند  تا اینکه در« 19 ژانویه » بزرگترین حادثه تاریخ اخیر آذربایجان بوقوع پیوست .

شعارهای روزانه آنها را قانع نمی کرد، « 19 ژانویه » تا ساعت  10 صبح  شعار دادند  اما از نیروهای روس اطمینان  نداشتند تا اینکه از شدت  ازدحام ، هرچه مأمور ،تانک و هلی کوپتر بود کنار رفت وآنها یکباره سیم خاردارها را برداشته وخود را در زمستان سرد به آب زده وداخل خاک  ایران شدند هر جا می نگریستی جمعیت فراوانی بود که بسوی ایران سرازیر می شد از خشکی ، از رودخانه و ...

گوئی یک لشکر عظیم وارد ایران شده  و دولت شوروی کاملاً غافلگیر شده بود و ارتش سرخ بکلی تمرکز و تعادل خود را از دست داده بود ،  زیرا مطلقاً  انتظار  ورود چنین جمعیتی را به ایران نداشتند . مطابق قواعد بین المللی  هیچ دولتی  بدون گذرنامه ، اجازه ورود  اتباع خارجی را به خاک خود نمی دهد ولی دولت ایران هیچ مانعی ایجاد نکرد زیرا از اهالی آذربایجان جز لااله الا الله والله اکبر وابراز احساسات  به وطن تاریخی خودشان چیزی ندید.

به مجرد ورود به  ایران، ناباورانه از اینکه در سرزمین ایرانند ،خاک را بوسیدند واظهار داشتند : ما هفتاد سال  با عشق به اسلام وایران وامام رضا (ع) و در حسرت ایران و حسرت مسجد و دینداری  زیسته ایم . لذا  اول کاری  که کردند  با هجوم به مساجد، پرچم  امام حسین را به تبرک تکه  تکه کرده و قرآن را روی چشم  و سینه نهادند . باری  عشق به دین و ایران در اعلی  درجه خود  ،  تجلی یافت.   و تنها اشک شادمانی بود که از چشمانشان سرازیر می شد .

همزمان جمعی از اتباع ایران  نیز وارد  آذربایجان  شدند. شگفت اینکه اتباع آذری برای پذیرائی از میهمانان ایرانی در منازل شخصی خود با جدیت تمام از همدیگر سبقت می گرفتند وهر چه تحفه ها  وهدیه ها بود  پیشکش مهمانان  ایرانی خود می کردند.

برخی بر این باورند ،دولت وقت شوروی  سوسیالیستی ، عمدا راه را باز کرد تا ارتش سرخ شوروی  بهانه ای  برای ورود  به باکو که ملتهب بود ، دست و پا کند وموفق  به جنایت  شود واین جنایت در «20ژانویه»  سال 1990 اتفاق  افتاد.

این سخن درست نیست، بلکه عکس قضیه صادق است . آنها از حرکت  مردم آذربایجان  بطرف ایران واز شدت اجتماع هراسناک و بشدت عصبانی بودند و برای ارعاب مردم  و جلوگیری از قیام  آنها ، بدستور  دفتر سیاسی حزب کمونیست و شخص گور باچف ، واحدهای نظامی وسیعی  را از سایر مناطق شوروی به دروازه های باکو انتقال  و ارتش سرخ شبانه  وارد باکو شد و مردم را در «20 ژانویه»  قتل عام کردند ، در این جنایت  135 نفر کشته  وبیش از 700 نفر زخمی شدند. ما به  روح همه این شهدای بزرگ که نمادهای غیرت و بصیرت کشور آذربایجان هستند درود می فرستیم .

همین اشتباه بزرگ گورباچف ،باعث فزونی نارضایتی مردم نسبت به حکومت شوروی سوسیالیستی شد . در نتیجه ، مردم یکپارچه به پا خواستند ورهبر کمونیست آذربایجان با هواپیمای  نظامی حکومت شوروی به مسکو فرار کرد .

در هرحال مردم آذربایجان با ضعف دولت شوروی عکس العمل  خوبی  نشان دادند و وارد ایران شدند  و طرفه  اینکه  بسیاری از آنها  مایل به مراجعت نبودند ،  لذا مسئولین ایرانی ناگزیر با اهداء قرآن و ...  آنها را به مراجعت را ضی کردند .

«19 ژانویه » روزی است که مسلمانان غیور وفهیم آذربایجان  تابوی 70 ساله دولت کمونیستی را شکستند وتعلق خاطر خود را بصورت عملی  به اسلام وایران نشان دادند.

اینکه ملتی پس از 70 سال تبلیغات  ضد دینی وضد ایرانی ، اصالت و هویت  خود را حفظ کند و وطن تاریخی خود را فراموش نکند ، کار بسیار بسیار بزرگ وارزشمنداست ونباید فراموش شود.روسها سرمایه گذاری سنگین هفتاد ساله بر علیه اسلام و ایران کرده بودند تا هر دو فراموش شود آنها برای آذری ها تاریخ تحریف شده نوشته بودند جناب حیدر علی اف رئیس جمهور سابق می گفت تاریخ ملت ما را روسها نوشته اند اگر من هم خلاف آن را بگویم مردم نمی پذیرند روسها در مسیر تشکیل هویت جدید، الفبای عربی را عوض کردند تا همه چیز فراموش بشود استالین می گفت ما که موفق شدیم حروف الفبای عربی را از قفقازیها بگیریم برای ما از انقلاب بالشویک بالاتر است آذری ها در روز نوزدهم ژانویه همه این شیطنت ها را پنبه کردند و عملا  اعلام نمودندکه  تا قیامت نمی توانند مارا از اسلام و وطن تاریخیمان جدا کنند .

لذا این روز  نقطه عطف تاریخی  در تاریخ  ایران ، اسلام و آذربایجان خواهد ماند.   از این رو ما تصمیم گرفتیم  روز« 19 ژانویه»  را روز « آذری های مسلمان  جهان»  و روز بازیابی هویت  نسل آذری  اعلام کنیم روز «19 ژانویه»  آیینه تمام عیار  وتمام نما برای هویت جماعت آذری است .

هرکس درصدد کشف  هویت آذری هاست به این روز مراجعه کند. آنها پس از هفتاد سال اختناق وتبلیغ  وسرمایه گذاری سنگین ضد دینی وضد ایرانی ، بمحض ورود به ایران ، بطرف پرچم امام حسین  (ع) هجوم بردند ،

یعنی«عاشورا »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  قرآن هجوم بردند  یعنی  «وحی »را فراموش نمی کنیم.

به سوی  مسجد هجوم  بردند یعنی «بندگی وعبادت » مرام اصلی ماست .

وبه سوی  ایران  آمدند ،  تا بگویند  «اصالت» خود و «وطن تاریخی »خودرا فراموش نمی کنیم.

ما از این پس هر سال «19 ژانویه » را بنام «روز آذری های مسلمان جهان » جشن خواهیم گرفت  تا هم یاد وخاطره آن  حرکت  حماسی را زنده نگه  داریم وهم این ارتباط مقدس عاطفی ومعنوی بین آذری های دوسوی ارس  را پاس داریم تا  دشمنان نتوانند با تبلیغات سوء خود موجبات بد بینی  و فاصله را فراهم آورند .  ما هر سال این روز را بزرگ داشته وجشن خواهیم گرفت  تا تحریفی در تاریخ  و هویت آذری ها صورت نگیرد .

این اقدام بسیار ارزشمند آذریها ، اوهام و خیالات باطل بسیاری را برهم زد . من به این جماعت خیال پرداز و متوهم توصیه می کنم سری به مساجد آذربایجان بزنند و به جمعه وجماعات بنگرند ، به اجتماعات  عاشورا  وتاسوعا ، رمضان وشبهای قدر آن  و دیگر  مناسبتهای مذهبی  آنها  و دست کم به سروده های مفاخر بزرگ آذری ها ، نظیر

نظامی گنجوی که وطن خود را اینگونه تعیین  وتعریف  کرده که:
همه عالم تن است و ایران دل           نیست گوینده زین قیاس خجل

هرگز نمی توان آذری ها را از اهل بیت (ع) و از حسین (ع) جدا کرد و اهل بیت(ع) باید در متن حیات باشد  نه در حاشیه . ما آذری ها نه خدا را در مسجد و نه حسین (ع) را در حسینیه محصور و محبوس نمی کنیم .جدایی دین از سیاست ، حبس خدا و حصراهل بیت (ع) است . از منظر لائیک ها هم خدا وهم دین خدا در اسارت است .

حضرات معصومین فرموده اند: ما پدران شمائیم . وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود : انا و علی ابوا هذه الامه ، پدرتنها نشان هویت شخص و منشأ سرافرازی و مباهات اوست .هم ایشان (ص) فرمود:

ان العربیه لیست باب والد و انما هو لسان ناطق ، فمن تکلم به فهو عربی ، الا انکم ولد آدم و آدم من تراب و اکرمکم عندالله اتقیکم . هان ! که شما فرزند آدمید و هم او از خاک آفریده شده است و کرامتتان نزد خداوند به تقواست . این بیان رسول خدا (ص) در حقیقت پاسخ کسانی بود که مستانه صلای «من فرزند عربم » سر می دادند .

ما تنها با اسلام ومکارم اخلاقی و انتساب  به اهل بیت (ع) احساس سربلندی می کنیم . ما تعصب مقدسی  به مکارم اخلاقی  واعتقادات  توحیدی خود داریم و به نسبتی که به خاندان وحی داریم و به نشان فاخری که از این خاندان گرفته ایم و به اینکه آن ذوات مقدس (ع) ما را بعنوان فرزندان معنوی خود پذیرفته اند، می بالیم .

به تعبیر شهریار ملک سخن :

جز یک نسب که ازتو بخود بسته چیستم

من آنچنان که آل علی هست ، نیستم

اما مرا هم ای  علی از خود مران که من

تا چشم داشتم  به حسینت  گریستم

تا هستم  ای رفیق  ندانی که  کیستم

روزی سراغ وقت من آیی که  نیستم

 

اگر بناست روزی  بنام «آذری های جهان » نامگذاری شود آن روز را اکثریت تعیین خواهد کرد نه اقلیت و نه غیر آذری ها ،  بلکه اتخاذ هر تصمیمی  در هر امر مهمی  منطقاً میبایست توسط اکثریت باشد. .

جهت ثبت دقیق این واقعه عظیم تاریخی، لازم است این نکته را یاد آور شوم که برخی تاریخ این حادثه را 31 دسامبر می دانند. من از آنها قدردانم که به زنده نگه داشتن این حادثه اهتمام ورزیده اند ولی از آنها می خواهم؛  اولاً در این مهم  با ما همراه باشند و ثانیاً زمان دقیق حادثه را تغییر ندهند.روز 31 دسامبر هیچ حادثه ای بوقوع نپیوسته است. این اتفاق بزرگ روز« 19 ژانویه »بوده وکسانیکه آن را به 31 دسامبر انتقال داده اندخواسته اند از جمعیت عید کریسمس استفاده کنند ،در حالیکه  حوادث تاریخی نباید با  استحسانات عقلی دستخوش تغییر شود، بنابر این موضوع 31 دسامبر یک توهم بیش نیست.

شایسته است بمنظور تکریم  روز« 19 ژانویه»، این روز جهانی، یک موسسه فراگیر مدنی و مردمی که از تمام آذری های جهان نماینده ای در آن حضور داشته باشد تشکیل شود.

ما از کنار مرقد شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی  واز کنار مزار شاه اسماعیل صفوی خطایی ، روز «19 ژانویه» را که امسال مقارن با ولادت حضرت ختمی مرتبت(ص)  است  « روز آذری های مسلمان جهان » اعلام و این مقارنت را به فال نیک می گیریم  وبه تفال این تقارن، امسال را برای اعلان این روز انتخاب می کنیم .

ما در کنار مرقد شاه اسماعیل  صفوی عهد می بندیم ، حفظ یکپارچگی  وطن تاریخی تمام آذری های جهان یعنی ایران  و ترویج محبت و ولایت واندیشه ناب اهل بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) را بعنوان دو رسالت اصلی او ادامه دهیم .

اینجانب صرفاً بعنوان عالم دین و از جایگاه بیان بایسته های دینی سخن می گویم .علمای دین در روزگار غیبت یک وظیفه بسیار مهم برعهده دارند  وآن عبارتست از   اینکه دستان ایتام آل محمد (ص)  یعنی شیعه را در دستان معصوم (ع) بگذارند . حضرت فرمود: رحم الله من اخذ بایدی ایتامنا واوصلهم الینا  من در این قضایا بروشنی دیدم که دشمنان دوست نما ، دست ایتام آل محمد (ص) را بدست  انسانهای نامحرم می دهند از این رو جهت اداء وظیفه دینی  متعرّض این بحث شدم.

Starts: 01-12-2017
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی
SiteMap