نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 متن بیانات آیت الله سیدحسن عاملی باعنوان(اهمیت توجه به قرآن وادعیه)مورخه990906

99-09-06- آیت الله سیدحسن عاملی - اهمیت توجه به قرآن و ادعیه به همراه مراسم ختم قرآن و قرائت دعای توسل

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم. دختری از اهل بیت آفتاب ، دختر لبخندهای مستجاب ، از تبار لافتی الّا علی ، وارث من عنده علم الکتاب ، نور نور نور نور نور نور ، ناب ناب ناب ناب ناب ناب ، ناب یعنی خالص و پاک و طهور ، سوره ی کوثر شراب اندر شراب ، نور یعنی خواهر شمس الشموس ، بوی گل را از که جوییم از گلاب ، دختر والکاظمین الغیظ اوست ، آفتاب آمد دلیل آفتاب ، ای دل من در پناه کوی تو ، مثل بال کفتران بی اضطراب ، مهربان باران تند بی دریغ! ، بی کران آیینه ی پر آب و تاب! ، همه به جان خسته ی زینب، ببخش ، هم به نام نامی زهرا، بتاب . سلام می کنم به دوستان عزیزم، بینندگان خوب و نازنین مان. از جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) از شهر مقدس قم، سلام گرم و صمیمانه ما را پذیرا باشید. با احترام، با افتخار امروز همراه شما و در کنار شما هستیم. امروز اختتامیه ی ششمین دوره ی ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا هم هست که برنامه ی نسبتاً مفصلی خواهیم داشت که در ادامه تقدیم نگاه شماهستیم

  آیت الله عاملی: خدمت عزیزان خودم، حضرتعالی، همکاران، مخصوصاً خدام معظم، تولیت مکرم حرم مطهر عرض ادب و سلام دارم و از خدای متعال برای تمام عزیزانی که در وفات حضرت معصومه عرض ادب دارند و به محضر این بانوی مکرمه ارادت دارند عنایت خاصه آرزومندم.
شریعتی: در سلام به حضرت می خوانیم «يَا فَاطِمَةُ اشفَعِي لِي فِي الجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِندَ اللَّهِ شَأناً مِنَ الشَّأن‏» کمی از شأن حضرت بشنویم و از مقام و عظمت او که ان شاءالله وارد بحث قرآن و تضرع و توسل مان بشویم.
آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. فخر و شرف بسیار بزرگی است که ما امروز این لحظه در محضر حضرت معصومه (س) هستیم. حضرت معصومه (س) اوصاف خاصی دارند. من بعضی از این اوصاف را وارد شوم، جواب سؤال حضرتعالی روشن می شود.
اولین وصف او عصمت است. اسم معصومه را امام معصوم اطلاق کرده است. «الأسماء تنزل من السماء» این یعنی اسماء از آسمان نازل می شود. این در شأن هر کسانی هم درست نباشد در شأن معصوم و در شأن خاندان اهل بیت و کسانی که آنها اسامی را تسمیه کرده اند محقق است. حضرت معصومه (س) در رتبه ای بودند که امام معصوم عنوان عصمت را داده است. ما الآن که اینجا نشسته ایم، همه ی ما اسم داریم. یک اسمی پدر مادرها برای ما گذاشته اند، یک اسم هم از طرف خداست. یک کار خدا نامگذاری است. کارهایی که انجام می دهیم، اینها در عالم بالا اسم ما را تعیین می کند. روایات مفصلی است. «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی السماء کافرا» بعضی ها آنقدر اوضاعشان خراب است «يُدعَ بِأَربَعَةِ أَسمَاء» منافق را که می خواهند صدا بزنند، با 4 اسم صدا می زنند. آنهایی که حج رفته اند، در دعای طواف می خوانند. «اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی» خدایا اسم من را عوض نکن. اسمی که روی پرونده نوشته می شود. کسی که رفتار درنده دارد.
ای دریده پوستین یوسفان/ گرگ برخیزی از آن خواب گران
گشته گرگان آن همه خوهای تو/ می درانند از غضب اعضای تو
امام که اسم می گذارد بر اساس دارایی ها فرد اسمش را می گذارد. گاهی این اسامی، این القاب، آنقدر حساب شده است. اول کسی که لقب ابا عبدلله را به امام حسین داد خود پیامبر بود. لحظه ی اول 3 بار فرمود: «عزیز علیه یا ابا عبدالله». آنقدر این کنیه حساب شده است. یعنی عبادت امت یک طرف، کاری که حسین در عرصه ی عبادت کرد یک طرف. حضرت زهرا لقبش را داد ام ابیها. کتاب بنویسیم کم است. درباره امام صادق عنوان صادق، لقب صادق، خدا شاهد است چقدر حساب شده است چون در آن زمان فقه تدوین شد. قبل از آن فقه تدوین نشده بود. اهل سنت دیده اند که باید فقه را تدوین کنند، دویست و خورده ای مذهب درست شد. چون که روایات پیغمبر مکتوب نشده بود، آتش زده شده بود، منع تدوین حدیث، نقل تدوین حدیث. وقتی خواستند مذهب فقهی درست شود، دویست و خورده ای درست شد. محاکم قضایی به هر مذهبی استناد می کردند تعارض درست می شد. خلیفه همه را کنار گذاشت چهار تا درست شد. در آن لحظه امام صادق فرمود: روایات که از بین رفته، ما برای شما تدوین می کنیم. سیوطی در کتاب تدریب الراوی می گوید: «اصّاح سند یروی فی العالم اسانید اهل البیت» بالاترین سند در عالم اسانید اهل بیت است. اسم او را گذاشتند صادق یعنی هر چه می گوید حرف پیغمبر است. خود حضرت فرمود: والله ما نقول بآرائنا» والله ما حرف شخصی نداریم.
کلمه ی معصومه در حضرت معصومه بسیار بسیار حساب شده است. افسوس که فرصت نیست من روی آن بحث کنم. می دانید که یکی از فلسفه های بزرگ امامت تربیت نفوس است. چرا ما باید بعد از پیغمبر امام داشته باشیم. پیغمبر آمده است، کتاب آسمانی آمده است، چه احتیاجی به امام دارد؟ چرا خدا فرموده میزان هم نازل کرده ام؟ این قرآن، این پیغمبر. میزان چیست؟
امامت 8 فلسفه دارد. یکی تربیت نفوس، تربیت انسان هاست. ما احتیاج داریم به آن اصول تربیتی که در منازل معصومین حاکم بوده است. محصولات تربیتی آنها، استراتژی تربیتی آنها، حضرت اباعبد الله الحسین در کربلا حریت خودش را پای دامن حضرت زهرا می نویسید. «يَأبَ اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَت وَ طَهُرَت‏» یعنی اسلاب شامخه، ارحام مطهره در طبیعت رکن است. در منزل امام کاظم چه تربیتی بوده است که حضرت معصومه که امام رضا عصمت او را امضا می کند فرزند (آن پدر است.) عنوان دوم که من خیلی غصه می خورم که چرا در مورد حضرت معصومه این عنوان بحث نمی شود. یعنی قبه و بارگاه بی حساب درست نشده است. واقعاً «لها شأن من الشأن» است. وصف دوم علم حضرت است. در علم حضرت من ندیدم جایی درست حسابی بحث شود. وقتی امام معصومه در سفر است، از شهرهای دیگر آمده اند (سؤال می کنند.) از شهر دیگر بیایند سؤال کنند یعنی سؤال بسیار بسیار مشکل است. سؤال اگر آسان بود همان جا حل می شد. از ابواب مختلف فقهی. سؤال ها را می آوردند تحویل می دهند منزل. حضرت معصومه (ص) با اشراف تام بر ابواب فقهی جواب را می نویسند. چنان جوابی تهیه می کند که یک امام 3 بار می گوید: «فداها ابوها».
حضرت امام در درس اخلاقشان می فرمایند که احادیث را با خصوصیت آن معنا کنید. مثال می-زند که امام صادق می گوید: من هر روز به پدرم دو رکعت نماز می خوانم. یک امام برای یک امام نماز می خواند. یعنی دار، دار احتیاج است. آنجا امام هم باشی محتاج هستی. چرا ما صلوات می-فرستیم؟ چون محمد بود محتاج الیه/ بهر او فرمود حق صلوا علیه
این را حضرت امام می آورند که با خصوصیت آن معنا کنید. خصوصیت آن این است که یک امام معصوم 3 بار فرموده است: «فداها ابوها» این اشراف علمی. خدا حاج شیخ مرتضی حائری را رحمت کند. می فرمود که ائمه را با کرامت معرفی نکنید، با علم معرفی کنید. «هُم عَيشُ العِلمِ وَ مَوتُ الجَهل‏» «حمله علمه و دینه» غوعای وصف معصوم در همین جا است. حالا ما وارد نمی-شویم. شما حساب کنید حضرت معصومه مدرسه رفته است؟ قدرت کتابت داشته و اشراف به مباحث فقهی داشته است. فقیه می خواهد از طرف حرف بزند. کسی که می خواهد سر منبر بنشیند می خواهد از طرف خدا حرف بزند. بسیار بسیار کار سختی است.
شریعتی: و در همین دوران خود ما حوزه ی علمیه ی قم با تمام علمائش سالهاست سفره و سر درس حضرت نشسته اند.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی برکات علمی ای که برای قم درست شد از حضور مبارک حضرت معصومه (س) است. من یک جمله ای عرض کنم برای مخصوصاً اهالی مکرم قم که بنده 20 سال مدیون این عزیزان سر سفره شان بوده ام که حضرت ابراهیم خلیل وارد کوفه شد، زلزله کوفه را گرفته بود ول نمی کرد. تا حضرت ابراهیم وارد شد زلزله قطع شد. اهالی کوفه گفتند که تو هر کس هستی، هر چه می خواهی به تو می دهیم اینجا بمان. گفت: نه، من باید بروم ولی زهر کوفه را برای من بفروشید. گفتند: می خواهی چکار؟ گفت می خواهم بخرم وقف کنم چون زمانی علم از اینجا به عالم منتشر می شود. آن مراکزی که علم از آنجا منتشر می شود، در نگاه خدا، در نگاه واقع و حقیقت یک جایگاه بسیار خاصی دارد. «لَيسَ إِلَ اللَّهِ سُبحَانَهُ طَرِيقٌ يُسلَكُ إِلَّا بِعِلم‏» برای رسیدن به ساحت قدسی خدا جزء علم راه دیگری نداریم که خدا فرموده است من اینهمه نعمت به شما داده ام، کریم هستم ولی اکرم نیستم. زمان اکرم هستم که به شما علم بدهم. «وَ رَبُّكَ الأَكرَم‏» (علق/3) چرا؟ چون «الَّذِي عَلَّمَ بِالقَلَم‏» (علق/4) خدا می گوید نمی-گویید که ما دنیا را کم می کنیم؟ «أَ وَ لَم يَرَوا أَنَّا نَأتِي الأَرضَ نَنقُصُها مِن أَطرافِها» (رعد/41) یکی گفت آقاجان! مگر مساحت دنیا کم می شود؟ این چه بحثی است که شما فرمودید؟ حضرت فرمود: آنطور نیست که شما فهمیدید. مراد ذهاب علماست. یک عالم دین، یک عالم عامل که از دنیا می رود برکت زمین، برکت منطقه، برکت شهر کم می شود.
در سوره ی یس خدا اسم امتاکی را می گذارد قریه (روستا) اما 3 پیغمبر که وارد می شود اسم عوض شد. «وَ جاءَ رَجُلٌ مِن أَقصَ المَدينَة» (قصص/20) کلمه مدینه در ادبیات اهل بیت کنایه از آبادی است. در روایت هست که قلب مؤمن «المدینه الحصینه» است. مدینه است، آباد است. حصینه است یعنی برج و بارو دارد. هر بغضی، هر حبی نمی تواند بیاید در قلب مؤمن تصرف بکند. حالا این وصفش حضرت معصومه.
شریعتی: اینجا خیلی حرف نهفته احساس می شود.
آیت الله عاملی: والله العظیم همینطور است. یعنی شما اینها را اول یاد بگیرید بعد برای زیارت بیایید. آقایی می گفت که به نجف رفتم، یک پای من جلو می رفت و یک پایم نمی رفت. آن عظمتی که در آنجا خوابیده بود. آن وقت سومی بسیار مهم است. امام شناس است و مدافع امام است. اصلاً چرا حضرت بلند شدند از حجاز به ایران آمدند؟ بخاطر امام. یعنی چنان امام و امامت را خوب شناخته بودند و برای دفاع از امام، برای دفاع از رهبر این غربت را به جان خریده اند بلند شده اند آمده اند.
شریعتی: قطعاً در آن زمان هجرت کار ساده ای نبوده است.
آیت الله عاملی: بله. اتفاقاً وصف چهارمش همین است. وصف چهارم شجاعت حضرت است. یعنی یک تنه یک خانم بلند شدند از حجاز به طرف ایران به خاطر حمایت از امام به تنهایی راهی ایران می شود برای اینکه دفاع بکند از حریم امامت، از حریم رهبریت صالح. چرا اینهمه برای زیارت تأکید شده است؟ زیارت این است که بیایی یک حاجت شخصی بخواهی برگردی یا یک اشکی داشته باشی برگردی؟ این رابطه خیلی رابطه ی کم عمقی است. رابطه، رابطه ی آرمانی نیست. ما قرار است الهام بگیریم. این تأکیدی که بر زیارت علی بن موسی الرضا شده است که واقعاً محیّر العقول است یا زیارت کربلا که هر کس در کربلا حسین را زیارت کرد، «أَدَّ حَقَّنَا» حق ما را ادا کرده است. اگر مستطیع شد نرفت عاق ما شده است. برای چه؟ معلوم می شود ما از کربلا توشه می گیریم. منشور عمل می گیریم. امام حسین برای گفتن حرف دارد. چقدر ما در محرم شعارهای جهانی حضرت را بحث کردیم. خدا تمام پیغمبرها را به دو نقطه آورده است. یکی کعبه، یکی کربلا. تمام انبیاء. تازه آن زمان که از کربلا خبری نبود. امام سجاد فرمود: «مَا مِن نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَد زَارَ كَربَلَاء» ما باید در این خصوص خیلی جدی باشیم. آن وقت روایاتی که وارد شده در خصوص امام رضا که فرموده هر کس زیارت بکند خواهرم را «وَجَبَت لَهُ الجَنَّة» یا «كَانَ كَمَن زَارَنِي‏» این از سر عواطف نیست.
الآن یک از آخوندهایی قطاع الطریق هستند در بعضی کشورها می گویند که علی داماد پیغمبر بوده، زهرا هم دختر پیغمبر بوده، حسن و حسین هم نوه ی پیغمبر بوده اند. عواطف فامیلی را قاطی نکنید بگویید. می خواهند بگویند این از سر احساس و عواطف گفته است. اوصافی که در خصوص حضرت زهرا در کتب اهل سنت آمده است، خیلی خیلی بالاتر از متون ماست. می-گویند اینها از سر عواطف بوده است. این را آقا رسول الله دقیقاً می دانسته اند و لذا مکرر می-گفتند: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی رابطه ارادت، ارادت فامیلی نیست. می گفتند حسین و اینهمه ارادت؟ زهرا و اینهمه ارادت؟ که بلند شوی بروی پیشواز او دستش را ببوسی بیاوری او را جای خودت بنشانی. اعتراض می کردند، می فرمود: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی این حرف، حرف شخصی نیست.
پیغمبر ما فرمود: من دو کتاب را برای شما آوردم. این جمله یک عالم ارزش دارد. یک کتابی که الآن دست شماست قرآن. تمام حرف هایی که من می گویم، آن هم کتاب است. یعنی دو تا قرآن آوردم. آن کسی که گفت «کفانا کتاب الله» این را لحاظ نکرده است ولی پیغمبر ما لحاظ کرده بود. این را که گفت، گفت به زودی کسی می آید لم می دهد، متواتراً به تخت می نشیند می گوید: «کفانا کتاب الله». در این خصوص بخواهیم باز صحبت کنیم غوغاست.
شریعتی: امام جواد فرمود: «مَن زَارَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّة»
آیت الله عاملی: اصلاً هنوز حضرت معصومه به دنیا نیامده است، امام صادق در مورد او صحبت می کند. این خیلی استثنایی است. یعنی تا «لها شأن من الشأن» یعنی شأن او بسیار بالا است. نباشد این جمله را نمی گویند. سه تا امام معصوم این اوصاف را نمی گویند. و لذا توسل به این بزرگان بسیار بسیار راهگشا است. آنها که در توسل شبهه می کنند بشنوند. هم خلیفه ی اول، هم امیر المؤمنین. جنازه پیغمبر که در زمین است. آمدند کفن را باز کردند گفتند: یا رسول الله! اذکرنا عند ربک والنکن علی بالک» ما را در محضر خدا یاد بکن یعنی وساطت بکند و ما را هیچ وقت فراموش نکن. شما می گویید به مرده نمی شود توسل کرد. شرک است. پس همه شرک شدند.
در جنگ مسیلمه شعار لشکر اسلام این بود. «یا محمد، یا محمد، یا محمد» پس کل، همه ی اصحاب شدند شکر. سبحان الله. «إِنَّ هذا لَشَي‏ءٌ عُجاب‏» (ص/5) ما سَمِعنا بِهذا فِي المِلَّةِ الآخِرَةِ إِن هذا إِلاَّ اختِلاق‏ (ص/7)
یک جمله از متون اهل سنت بخوانم عزیزان لذت ببرند. آقای رسول الله که برای مباهله آمدند، حسن بودند، حسین بودند، حضرت زهرا و امیر المؤمنین. قبل از اینکه نصارای نجران را نفرین بکند، مباهله این است. اگر حق با ماست آتش شما را بگیرد، اگر حق با شماست، آتش خدا ما را بگیرد. قبل از اینکه این کار بسیار عظیم را انجام بدهند، یک جمله ای گفته اند عقل حیران است. این را برای چی گفته اند؟ برای امت. خطاب کردند به بچه ها، به امام حسن، به امام حسین، به حضرت زهرا، به امیر المؤمنین. فرمودند: من که دعا کردم شما آمین بگویید. پشت بند دعای من آمین شماست. دیگر چه بگوییم؟ دیگر تمام.
شریعتی: خیلی خوب. بهترین چیزی که می شود از حضرت معصومه خواست چیست؟
آیت الله عاملی: این هنر است که یک چیزی بخواهی که آن را گرفتی همه چیز را گرفتی.
شریعتی: بله. چی بخواهیم؟ اینجا، مشهد، در حال خوش، در نیمه های شب مان، چه بخواهیم که بهترین باشد؟
آیت الله عاملی: آقا رسول الله، شب معراج، خدا گفت که پیامبر من، تو یک حاجت مغزیه پیش من داری. هر چه بخواهی به تو می دهم. یک حاجت بخواه. هر چه بخواهی به تو می دهم. انسان کامل باید یک چیزی بخواهد که آن را گرفت، همه چیز را گرفت. برای همین می گویم هنر خواستن. خواستن هم همیشه بامعرفت است. یعنی انسانی که آنچنان معرفت ندارد از خدا چه می خواهد؟ یک آقایی می گوید که من می بینم همه می روند مشهد می گویند که وصله ی ما را زیاد کن. کسی نمی گوید این وصله من را بریز. آقا رسول الله آنجا یک جمله ای گفته است یکی از عرفا در شأن این جمله مطلبی را گفته می ترسم بگویم. آقا رسول الله عرض کرد: خدایا! «اضفنی الا عبودیتک» به من بگو بنده ی من. یعنی نسبت دادن. من را به عبودیتت نسبت بده یعنی بگو بنده ی من. تمام شرافت از این نسبت است.
مرحوم شهریار می گوید: ما هر شرفی داریم، یک نسبت آن نسبت به اهل بیت است. آن وقت گفت: «اضفنی الا عبودیتک» بگو بنده ی من. اگر یک بار گویی بنده ی من/ رود از عرش بالا خنده ی من. صبح آیه نازل شد «سُبحانَ الَّذي أَسر‏ بِعَبدِه‏» (اسراء/1) اصلاً چرا ضمیر را آورد؟ چرا این ضمیر غائب که اشاره به غیبیبویت است، همه در قرآن حساب شده است.
شریعتی: بسیار خب. ای از همه من های من بهتر منِ تو. ان شاءالله که این نسبت خودمان را با حضرات اهل بیت، حضرت معصومه (س) پیدا کنیم و ان شاءالله واقعاً به تعبیر حاج آقای عاملی عزیزمان یک چیزی بخواهیم که دربردارنده همه چیز باشد. ان شاءالله و ا ن شاءالله تک تک شما حاجت روا شوید. ما امروز اختتامیه ی برنامه ی سمت خدا را هم داریم. طی این سال ها که برنامه ی سمت خدا شروع شد و خدمت دوستان عزیزمان بودیم یک قراری گذاشتیم. گفتیم روزی یک صفحه قرآن تلاوت کنیم. بهانه ی اولیه ی آن را هم واقعاً مدیون خانم هستیم چون جزء خوانی های حرم در ماه مبارک رمضان برای همه ی ما خاطره انگیز است. جزء خوانی شبستان حضرت معصومه (س). گفتیم بیاییم هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم که هم این خاطره ی ماه مبارک رمضان و آن حس و حال تجدید شود و هم اینکه یک صفحه قرآن می خوانیم و ثواب آن را می توانیم اهدا کنیم. از نکات ناب آن صفحه می توانیم بهره مند شویم و همین روزی یک صفحه یک صفحه قرآن خواندن، مخاطبین ما 6 دوره قرآن را با ما ختم کردند و حالا امروز هم الحمدلله رب العالمین بنا است که هفتمین دوره ختم قرآن را آغاز کنیم و شروع آن هم از همین جا خواهد بود و قرار گذاشتیم که همه با هم شروع کنیم که این حرکت جمعی خودش قطعاً مؤثر خواهد بود. قرآن همچنان مهجور است شاید باز هم به خاطر همان بی معرفتی ما است. اینطور نیست؟
آیت الله عاملی: احسنتم. من دو مطلب دارم. یکی بحث به زبان عربی انتهاز فرصت است. یعنی فرصت ها را باید غنیمت دانست. ممکن است این چند سال می گذشت ما قرآن نمی خواندیم. اما الآن شما بخواهی یک روز را برگردانی دیگر نمی شود. دیگر تمام شد. ما فرصت ها را غنیمت بدانیم. شاید کسی 10 سال، 15 سال، 20 سال است که هر سه وعده نماز را با جماعت می-خواند. ممکن است این 20 سال می گذشت چنین فضیلتی از دست او می رفت. ما به زبان آذری یک ضرب المثلی داریم می گوید همه به وقت نگاه می کنند ولی وقت به هیچ کس نگاه نمی کند. ما باید فرصت ها را غنیمت بدانیم. یک فرصتی بوده که 6 بار قرآن را ختم کردید.
یک جمله را هم برای مسئولین بگویم. حضرت آقا فرمودند: گناه مسئولین با گناه مردم عادی فرق می کند. گناه مسئول این است که یک فرصتی دست او باشد، از فرصت استفاده نکند، فرصت را از دست بدهد. این دیگر خیانت به کل ملت می شود. حضرت آقا بزرگترین تکریم برای ما این است که خدا با قرآن با ما حرف زده است. این یک تکریم استثنایی است. ما را عددی حساب کرده است. این قرآنی که نماد دارایی خداست. نماد لاحدی خداست. من از دلالت حرف او صحبت کنم، کلمه ای صحبت کنم، وزنی صحبت کنم، ماده ی آن صحبت کنم، مفاهیم آن صحبت کنم، محشر است. خدا می داند که در قرآن چخبر است. اینهمه می گوید تدبر، تدبر، تدبر. ببینید در مفاهیم آن غوغاست که می گوید تدبر. من حساب کرده چیزی. خودش فرموده است: «لَقَد أَنزَلنا إِلَيكُم كِتاباً فيهِ ذِكرُكُم» (انبیاء/10) شما مسطور نبودید، من با این شما را مسطور کردم. من در این قرآن شما را یاد کردم.
من همیشه یک سفارشی دارم برای کسانی که قرآن می خوانند. آن هم این است که این قرآن را باز می کنی، اول چیزی که متوجه می شوی، خدا ما را جلوی خودش گذاشته است، همش دور ما می چرخد. تاریخ می آورد، دلیل می آورد، برهان می آورد، از انبیاء می گوید، استدلال های مختلفی می آورد، مثل می آورد، تشبیه می آورد. گاهی ما را تهدید می کند، گاهی تشویق می کند. اینهمه برای ما حساب باز کرده است. اول چیزی که به ذهن می رسد این است که مگر ما یک مشت گوشت و پوست و استخوان هستیم انقدر به ما حساب باز کرده است برای یک ذره. «أين التراب و ربّ الأرباب‏» آنجا فوراً متوجه می شوید که حقیقت ما یک مشت پوست و گوشت و استخوان نیست.
با سرشتت چها که همراه است/ خنک آن را که از خود آگاه است
پشت این کوه قرص خورشید است/ زیر این ابر زهره و ماه است
یوسفی در میان چاه است/ گوهر در میان این سنگ است
خوش بحال کسانی که که با قرآن محرمیت پیدا کرده اند. اسرار قرآن. اینطور نیست که «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرُون‏» (واقعه/79) تنها کتابی است که بخشی از مفاهیم آن متوقف بر طهارت است. تا طهارت نداشته باشی این برای شما حاصل نمی شود.
حضرت آقای شریعتی، از کجای قرآن صحبت بکنم؟ صورت چتری انسان کامل است. یعنی هر رتبه ای شما بخواهید در آخرت داشته باشید، چون آخرت را فقط برای انسان می دانند. فقط برای انسان. کسی که انسان نیست می گوید: «وَ امتازُوا اليَوم أَيُّهَا المُجرِمُون‏‏» جدا شوید. انسان را جدا می کند فلذا آخرت یوم الفصل است. آن وقت تصویر کتبی انسان کامل، انسان آرمانی قرآن می شود. «اقرأ و ارق» هر چقدر قرآن را خواندی، مراد از خواندن صرف دانایی نیست، دارایی است. شهاب الدین سهروردی می گوید من از قرآن فقط دو سوره بلد هستم. آن هم در مدرسه یاد نگرفته ام. استاد من به من یاد داد. این دانایی ها هر چقدر هست، 666 هزار رتبه. بالاترین رتبه مال حضرت ختمی مرتبت که «یخرجهم اولون و الآخرون». و لذا روایت هست که هر کس از شیعیان ما قرآن نخواند، «عُلِّمَ فِي قَبرِه» در برزخ به او قرآن یاد می دهند.
اگر کسی برای شما یک نامه ای بنویسد، شما اصلاً این نامه را نخوانید، این اهانت نیست؟ خدای به آن بزرگی با این کتاب با ما حرف زده است. اصلاً یک وقت باز نکنی ببینی که خدا چه حرفی زده است. اصلاً اگر قرآن نمی آمد، من بارها این را برای خودم تصویر و تصور کرده ام. اولین چیزی که می گفتیم این بود که ای کاش می دانستم خالق این کائنات، این منظومه، اگر می-خواست با من حرف بزند، چی می گفت؟ حرف دل او چه بود؟ در تمام شئون کائنات قرآن حضور دارد. آن وقت کفران نعمت بزرگی است که ما بیاییم در زندگی خودمان با قرآن سر و کار نداشته باشیم. آقا رسول الله فرمود: «انا اول واحد علی ربی یوم القیامه» اول کسی که به قیامت وارد می شود من هستم. من وارد می شوم، بعد از آن قرآن هست، و بعد از آن اهل بیت من هست. و من از امت سؤال می کنم. از امتم می پرسم با این قرآن چه کار کردی؟ در قبر که تلقین می خواندند گفتی القرآن کتابی. می گوید: الله ربی. خدا می گوید: کذب. القرآن کتابی، خدا می گوید کذب. جهنم این است که خدا بگوید: کذب. بعضی ها را که رو به قبله می کنند، ملائکه-ای داریم کارشان این است: پشت به قبله می کنند. چون مرگ عصاره زندگی است. این رو به خدا و به قبله زندگی نکرده است.
شریعتی: چطوری زندگی کرده ایم.
آیت الله عاملی: احسنت. «كما تعيشون تموتون، و كما تموتون تبعثون‏» آن وقت می گوید با قرآن من چکار کردید و سؤال می کند با اهل بیت من چکار کردید. من اگر آنجا باشم می گویم یا رسول الله امت تو ریختن سر اهل بیت تو. «ما منا الا مسموم او شهید». کشتند، شهید کردند، زیر سم اسب ها پایمال کردند، تازه باز سیر نشدند. داعش می گفت ما اگر به کربلا برسیم، چنان منفجر می کنیم تا عمق 150 متری که مثل بقیع نتوانند یک سنگ هم روی قبرش بگذارند. حتی با جنازه اش هم کار دارد. البته امت که می گویند بخشی از این امت که بالاخره با اندیشه ی بسیار تاریک وهابیت که این اعتقادات را دارند. آن وقت قرآن هم شافع مشفع است. این مهم است. یعنی قرآن می آید دست یکی را می گیرد خودش طرف بهشت می برد. بگذارید من صریح بگویم. بهشت و جهنم از اینجا شروع می شود. در روایت هست اینجا قرآن را اگر دست تان بگیرید، «قاده الی جنه» اینجا اگر قرآن را پشت سرتان بیندازید «ساقه الی النار». بهشت از اینجا شروع می شود. در باطن نگر تا سقرها در جگر یابی/ جنان ها در جهان بینی. روز قیامت شافع مشفع می شود خصومت می کند. هر کس احکام قرآن را پایمال کرده جلوی او را می گیرد. ربا خورده، قرآن جلوی او را می گیرد. زنا کرده قرآن جلویش را می گیرد. 16 آیه ی حجاب را زیر پا گذاشته، قرآن جلوی او را می گیرد. از دست یک عده هم می گیرد خودش می برد. از عقبات او را رد می کند. بین دنیا و آخرت هزار عقبه داریم. هزار عقبه داریم آسانترین آن مرگ است. عقبه یعنی سؤال می کنند حق الناس را چه کار کردی؟ بیت المال را چکار کردی؟ در محله ات گرفتار بود چه کار کردی؟
شریعتی: گردنه هایی که نگاهت می کنند.
آیت الله عاملی: بله. بگذارید یادی بکنم از حضرت آیت الله مرعشی نجفی که من در اینجا در نماز ایشان حاضر می شدم. ایشان آن لحظه ی آخر می گوید از دو چیز می ترسم. یک اینکه سر منبر یک حرفی بزنم که به ضرر دین تمام شود. می ترسم. دومین آن (اینکه در نزدیک) من کسانی، همسایگانی، اطرافیانی باشند که گرسنه باشند و من متوجه نشدم. اگر اینطوری بوده واللهِ باللهِ من اطلاع نداشتم. انسان ساخته و پرداخته در مدرسه تربیتی مسئولین اینطوری است. حالا قرآن می شود شافع مشفع. درباره ی قرآن حرف زیاد است. خوش به حال آنهایی که خودشان را با قرآن تنظیم می کنند.
از همسر پیغمبر سؤال کردند اخلاق پیغمبر چطوری بود؟ گفت: «کان خلقه القرآن» قرآن را ببین اخلاق پیغمبر را دیده ای.
شریعتی: ان شاءالله این آیه های نورانی بر دل و جان ما بنشیند با تأمل، با تدبّر، با تفکر. ان شاءالله قرآن بیاید در متن زندگی ما قرار بگیرد و ان شاءالله شفیع ما شود و دستگیری بکند. خیلی از شما ممنون و متشکر هستم.
(مراسم سلام به حضرت معصومه (س) و روضه خوانی و مداحی توسط آقای شالبافان)
تلاوت قرآن توسط آقای فروغی
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل يا أَيُّهَا الكافِرُونَ (1) لا أَعبُدُ ما تَعبُدُونَ (2) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (3) وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدتُّم (4) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (5) لَكُم دينُكُم وَ لِيَ دينِ (6)
 بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ إِذا جاءَ نَصرُ اللَّهِ وَ الفَتحُ (1) وَ رَأَيتَ النَّاسَ يَدخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفواجاً (2) فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ استَغفِرهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً (3)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ تَبَّت يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) ما أَغن‏ عَنهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ (2) سَيَصل‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ (3) وَ امرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الحَطَبِ (4) في‏ جيدِها حَبلٌ مِن مَسَدٍ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَم يَلِد وَ لَم يُولَد (3) وَ لَم يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ (1) مِن شَرِّ ما خَلَقَ (2) وَ مِن شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3) وَ مِن شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي العُقَدِ (4) وَ مِن شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنَّاسِ (4) الَّذي يُوَسوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6)
قرائت دعای ختم قرآن
به نام خداوند بخشنده مهربان. (ای رسول ما) بگو که ای کافران مشرک (1) ما آن (بتان) را که شما (به خدایی) می پرستید هرگز نمی پرستم (2) و شما هم آن خدای یکتایی که من پرستش می کنم پرستش نمی کنید (3) نه من هرگز خدایان باطل شما را عبادت می کنم (4) و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد (5) پس اینک دین شما برای شما باشد و دین من هم برای من (6)
به نام خداوند بخشنده مهربان. چون هنگام فتح و فیروزی با یاری خدا فرا رسد (مراد فتح مکه است) (1) در آن روز مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می شود (2) در آن وقت خدای خود را حمد و ستایش کن و پاک و منزّه دان و از او مغفرت و آمرزش طلب که او خدای بسیار توبه پذیر است (3)
به نام خداوند بخشنده مهربان
ابولهب نابود شد دو دستش قطع گردید (1) مال و ثروتی که اندوخت (برای محو اسلام) هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید (2) روز باشد که به دوزخ در آتشی شعله ور درافتد (3) و همسرش (امّ جمیله خواهر ابوسفیان) هیزم آتش افروز دوزخ باشد (4) در حالی که (با ذلت و خواری) طابی از لیف خرما به گردن دارد (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو او خدای یکتاست (1) آن خدایی که از همه عالم بی نیاز و همه ی عالم به او نیازمند است (2) نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است (3) و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست (4)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو من پناه می جویم به خدای فروزنده ی صبح روشن (1) از شرّ مخلوقات (2) و از شرّ شب تار هنگامی که درآید (3) و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند (4) و از شرّ حسود بدخواه چون بر وجود رسول (ص) و کمالات حضرتش شراره ی آتش رشک و حسد افروزند (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
(ای رسول ما) بگو من پناه می جویم یه پروردگار آدمیان (1) پادشاه آدمیان (2) اله  یکتا معبود آدمیان (3) از شرّ و وسوسه ی شیطان (4) آن شیطان که وسوسه اندیشه بر افکند در دل مردمان (5) چه آن شیطان از جنس جن باشد و یا از نوع انسان (6)
شریعتی: این اختتامیه ی قرآن کریم برنامه سمت خداست در ششمین دوره.
چیزی که این روزها همه ما به آن اذعان داریم و شاید یک مقداری هم از آن غافل هستیم بحث تضرّع و توسل است که شاید مکرم علمای عظیم الشأن ما و حتی رهبری معظم و معزّز ما به آن اشاره کردند. از حاج آقای عاملی خواهش می کنیم قبل از اینکه حاج حسن آقای عزیز ما دعای توسل را برای ما بخوانند که ان شاءالله همه با هم، در کنار هم این دعای توسل را قرائت کنیم در جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت، حاج آقای عاملی از اهمیت توسل و تضرع برای ما بفرمایند که ان شاءالله با دل و جان دعای توسل را با هم قرائت و تلاوت کنیم.
آیت الله عاملی: تشکر می کنم. خدای متعال، آن ذات لایتناهی یکی از مباحث بسیار جذابی که در قرآن دارد گلایه است از بنده. این بسیار عجیب است. خدای متعال، ذات لایتناهی، عبد بی-مقدار، ذره که امام سجاد به خدا عرض می کند: «أَنَا بَعدَ ذَلِكَ أَقَلُّ الأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الأَذَلِّينَ وَ مِثلُ الذَّرَّةِ أَو دُونَهَا» بیاید گلایه بکند. گلایه های قرآن را در بخشی از مباحث گذشته ما بخشی از آنها را آوردیم.
یکی از گله های خداوند این جمله است: «فَلَو لا إِذ جاءَهُم بَأسُنا تَضَرَّعُوا» (انعام/ 43) خدای متعال گلایه می کند که وقتی گرفتاری هایی برای شما درست می شود چرا تضرع نمی کنید؟ گلایه می کند. این گلایه ی خدا خیلی حساب شده است. معلوم می شود که تضرع دوای اصلی است. مثال هم می زند که وقتی به قوم یونس بلا نازل شد، آثار بلا شروع شد، تضرّع کردند. خدای متعال هم برگرداند. اساس تضرّع هم توبه است، تطهیر است. الآن عزیزان ما هر کجا تشریف دارند، ما اینجا دعا می خوانیم عزیز ما هم دعای توسل می خوانند. دعا را باید آن کسانی در خانه ها بخوانند که در بین گرفتاری ها این صحنه را تماشا می کنند و دلشان شکسته است. دل که شکست در باز شد. توبه هم باب الابواب است. عزیزان ما توجه داشته باشند که جمعیت «ید الله مع الجماعه» تضرّع وقتی جمعی باشد، توجه خدا قطعی است. عزیزان ما هر کجا هستند، استغفار، انابه، تضرع داشته باشند و از خدای متعال می خواهیم که وعده ای که خدای متعال فرموده است که تضرع بکنند، من بلا را برمی گردانم. الآن علم ایستاده است، علم متوقف شده است. این بیماری که دنیا را در چنگال های خودش گرفته است بهترین راهی که خدا به ما نشان داده است تضرع است. از باب تضرع ما به خدای متعال نجوا می کنیم و چون ذوات مقدسه معصومین مکانت بزرگی پیش خدا دارند، امام رضا فرمود: وقتی گرفتار شدید ما را ببرید. در بارگاه خدا ما حاجت شما را از شما بگیریم، «إِذَا نَزَلَت بِكُم شِدَّةٌ فَاستَعِينُوا بِنَا عَلَ اللَّه‏» بنابراین در عین تضرّع، در عین توبه، انابه، استغفار، ما از طریق دعای توسل عرض ادب می کنیم ساحت قدسی هم حضرات معصومین و هم از خدای متعال می خواهیم که به حرمت حضرات معصومین مخصوصاً این محفل مبارکی که در محضر حضرت معصومه (س) هستیم ان شاءالله در اسرع وقت گرفتاری ها، مخصوصاً این بیماری را، حصار اقتصادی را از کشور ما برطرف بفرماید.
شریعتی: ان شاءالله.
(قرائت دعای توسل در جوار حضرت معصومه توسط آقای شالبافان)
شروع هفتمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا در سالروز وفات کریمه ی اهل بیت از شهر مقدس قم و از جوار این ضریح و مضجع نورانی.
(دعای قبل از تلاوت)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ (1) الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ (2) الرَّحمنِ الرَّحيمِ (3) مالِكِ يَومِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعبُدُ وَ إِيَّاكَ نَستَعينُ (5) اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ (6) صِراطَ الَّذينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَ لاَ الضَّالِّينَ (7)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ الم (1) ذلِكَ الكِتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدً لِلمُتَّقينَ (2) الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ (3) وَ الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِما أُنزِلَ إِلَيكَ وَ ما أُنزِلَ مِن قَبلِكَ وَ بِالآخِرَةِ هُم يُوقِنُونَ (4) أُولئِكَ عَل‏ هُدً مِن رَبِّهِم وَ أُولئِكَ هُمُ المُفلِحُونَ (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان (1) ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است (آفریننده جهان-ها است) (2) خدایی که بخشنده و مهربان است (3) پاداش روز جزا است، روز کیفر نیک و بد خلق (4) پروردگارا تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوئیم و بس (5) تو ما را به راه راست هدایت فرما (6) راه آنان که با آنها انعام فرمودی به راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی و نه گمراهان عالم (7)
به نام خداوند بخشنده مهربان الم (از رموز قرآن است) (1) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگارانست (2) آن کسانی که به غیبت ایمان آرند  و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند (3) و آنان که ایمان آرند به آنچه خدای به تو و پیغمبران پیش از تو فرستاد و آنها خود به عالم آخرت یقین کامل دارند (4) آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت رستگاران عالمند (5)
آیت الله عاملی: خدای متعال واقف بر ضمایر است. خلوتخانه ی دلها را خدا «يَا مَن يَملِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِين‏» از خدای متعال می خواهم عزیزانی که با ما همراه بودند هر حاجتی در خلوتخانه ی دلشان دارند ان شاءالله مستجاب شود. همه ی ما کنار سفره شهدا نشسته-ایم، از خدای متعال می خواهیم که ما را در ادای دین، در ساحت باعظمت شهدای ما موفق بکند، علو درجات به آنها مرحمت بفرماید و از خدای متعال یک حاجت خاص الخاصی داریم. آن هم این است که من با تمام وجودم از خدای متعال می خواهم که تولیت تربیت جوان های ما را خدای متعال خود به عهده بگیرد، عزت آنها، آینده ی آنها را تأمین بکند. پدر و مادرها را در ادای دین پدری، دین مادری موفق بکند و همه ی جوان های ما را بنیانگذار نسل صالح تا روز قیامت قرار بدهد و نسل ما را زمینه ساز ظهور آقا صاحب العصر و الزمان قرار بدهد و دعایی که برای همه ی ما ایرانی ها بسیار بسیار خطیر است، مقام معظم رهبری طول عمر پربرکت و باعزت مرحمت بفرماید و برهان او را بر دنیا غالب بفرماید.
شریعتی: الهی آمین..

99-09-06- آیت الله سیدحسن عاملی - اهمیت توجه به قرآن و ادعیه به همراه مراسم ختم قرآن و قرائت دعای توسل

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم. دختری از اهل بیت آفتاب ، دختر لبخندهای مستجاب ، از تبار لافتی الّا علی ، وارث من عنده علم الکتاب ، نور نور نور نور نور نور ، ناب ناب ناب ناب ناب ناب ، ناب یعنی خالص و پاک و طهور ، سوره ی کوثر شراب اندر شراب ، نور یعنی خواهر شمس الشموس ، بوی گل را از که جوییم از گلاب ، دختر والکاظمین الغیظ اوست ، آفتاب آمد دلیل آفتاب ، ای دل من در پناه کوی تو ، مثل بال کفتران بی اضطراب ، مهربان باران تند بی دریغ! ، بی کران آیینه ی پر آب و تاب! ، همه به جان خسته ی زینب، ببخش ، هم به نام نامی زهرا، بتاب . سلام می کنم به دوستان عزیزم، بینندگان خوب و نازنین مان. از جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) از شهر مقدس قم، سلام گرم و صمیمانه ما را پذیرا باشید. با احترام، با افتخار امروز همراه شما و در کنار شما هستیم. امروز اختتامیه ی ششمین دوره ی ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا هم هست که برنامه ی نسبتاً مفصلی خواهیم داشت که در ادامه تقدیم نگاه شماهستیم

  آیت الله عاملی: خدمت عزیزان خودم، حضرتعالی، همکاران، مخصوصاً خدام معظم، تولیت مکرم حرم مطهر عرض ادب و سلام دارم و از خدای متعال برای تمام عزیزانی که در وفات حضرت معصومه عرض ادب دارند و به محضر این بانوی مکرمه ارادت دارند عنایت خاصه آرزومندم.
شریعتی: در سلام به حضرت می خوانیم «يَا فَاطِمَةُ اشفَعِي لِي فِي الجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِندَ اللَّهِ شَأناً مِنَ الشَّأن‏» کمی از شأن حضرت بشنویم و از مقام و عظمت او که ان شاءالله وارد بحث قرآن و تضرع و توسل مان بشویم.
آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. فخر و شرف بسیار بزرگی است که ما امروز این لحظه در محضر حضرت معصومه (س) هستیم. حضرت معصومه (س) اوصاف خاصی دارند. من بعضی از این اوصاف را وارد شوم، جواب سؤال حضرتعالی روشن می شود.
اولین وصف او عصمت است. اسم معصومه را امام معصوم اطلاق کرده است. «الأسماء تنزل من السماء» این یعنی اسماء از آسمان نازل می شود. این در شأن هر کسانی هم درست نباشد در شأن معصوم و در شأن خاندان اهل بیت و کسانی که آنها اسامی را تسمیه کرده اند محقق است. حضرت معصومه (س) در رتبه ای بودند که امام معصوم عنوان عصمت را داده است. ما الآن که اینجا نشسته ایم، همه ی ما اسم داریم. یک اسمی پدر مادرها برای ما گذاشته اند، یک اسم هم از طرف خداست. یک کار خدا نامگذاری است. کارهایی که انجام می دهیم، اینها در عالم بالا اسم ما را تعیین می کند. روایات مفصلی است. «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی السماء کافرا» بعضی ها آنقدر اوضاعشان خراب است «يُدعَ بِأَربَعَةِ أَسمَاء» منافق را که می خواهند صدا بزنند، با 4 اسم صدا می زنند. آنهایی که حج رفته اند، در دعای طواف می خوانند. «اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی» خدایا اسم من را عوض نکن. اسمی که روی پرونده نوشته می شود. کسی که رفتار درنده دارد.
ای دریده پوستین یوسفان/ گرگ برخیزی از آن خواب گران
گشته گرگان آن همه خوهای تو/ می درانند از غضب اعضای تو
امام که اسم می گذارد بر اساس دارایی ها فرد اسمش را می گذارد. گاهی این اسامی، این القاب، آنقدر حساب شده است. اول کسی که لقب ابا عبدلله را به امام حسین داد خود پیامبر بود. لحظه ی اول 3 بار فرمود: «عزیز علیه یا ابا عبدالله». آنقدر این کنیه حساب شده است. یعنی عبادت امت یک طرف، کاری که حسین در عرصه ی عبادت کرد یک طرف. حضرت زهرا لقبش را داد ام ابیها. کتاب بنویسیم کم است. درباره امام صادق عنوان صادق، لقب صادق، خدا شاهد است چقدر حساب شده است چون در آن زمان فقه تدوین شد. قبل از آن فقه تدوین نشده بود. اهل سنت دیده اند که باید فقه را تدوین کنند، دویست و خورده ای مذهب درست شد. چون که روایات پیغمبر مکتوب نشده بود، آتش زده شده بود، منع تدوین حدیث، نقل تدوین حدیث. وقتی خواستند مذهب فقهی درست شود، دویست و خورده ای درست شد. محاکم قضایی به هر مذهبی استناد می کردند تعارض درست می شد. خلیفه همه را کنار گذاشت چهار تا درست شد. در آن لحظه امام صادق فرمود: روایات که از بین رفته، ما برای شما تدوین می کنیم. سیوطی در کتاب تدریب الراوی می گوید: «اصّاح سند یروی فی العالم اسانید اهل البیت» بالاترین سند در عالم اسانید اهل بیت است. اسم او را گذاشتند صادق یعنی هر چه می گوید حرف پیغمبر است. خود حضرت فرمود: والله ما نقول بآرائنا» والله ما حرف شخصی نداریم.
کلمه ی معصومه در حضرت معصومه بسیار بسیار حساب شده است. افسوس که فرصت نیست من روی آن بحث کنم. می دانید که یکی از فلسفه های بزرگ امامت تربیت نفوس است. چرا ما باید بعد از پیغمبر امام داشته باشیم. پیغمبر آمده است، کتاب آسمانی آمده است، چه احتیاجی به امام دارد؟ چرا خدا فرموده میزان هم نازل کرده ام؟ این قرآن، این پیغمبر. میزان چیست؟
امامت 8 فلسفه دارد. یکی تربیت نفوس، تربیت انسان هاست. ما احتیاج داریم به آن اصول تربیتی که در منازل معصومین حاکم بوده است. محصولات تربیتی آنها، استراتژی تربیتی آنها، حضرت اباعبد الله الحسین در کربلا حریت خودش را پای دامن حضرت زهرا می نویسید. «يَأبَ اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَت وَ طَهُرَت‏» یعنی اسلاب شامخه، ارحام مطهره در طبیعت رکن است. در منزل امام کاظم چه تربیتی بوده است که حضرت معصومه که امام رضا عصمت او را امضا می کند فرزند (آن پدر است.) عنوان دوم که من خیلی غصه می خورم که چرا در مورد حضرت معصومه این عنوان بحث نمی شود. یعنی قبه و بارگاه بی حساب درست نشده است. واقعاً «لها شأن من الشأن» است. وصف دوم علم حضرت است. در علم حضرت من ندیدم جایی درست حسابی بحث شود. وقتی امام معصومه در سفر است، از شهرهای دیگر آمده اند (سؤال می کنند.) از شهر دیگر بیایند سؤال کنند یعنی سؤال بسیار بسیار مشکل است. سؤال اگر آسان بود همان جا حل می شد. از ابواب مختلف فقهی. سؤال ها را می آوردند تحویل می دهند منزل. حضرت معصومه (ص) با اشراف تام بر ابواب فقهی جواب را می نویسند. چنان جوابی تهیه می کند که یک امام 3 بار می گوید: «فداها ابوها».
حضرت امام در درس اخلاقشان می فرمایند که احادیث را با خصوصیت آن معنا کنید. مثال می-زند که امام صادق می گوید: من هر روز به پدرم دو رکعت نماز می خوانم. یک امام برای یک امام نماز می خواند. یعنی دار، دار احتیاج است. آنجا امام هم باشی محتاج هستی. چرا ما صلوات می-فرستیم؟ چون محمد بود محتاج الیه/ بهر او فرمود حق صلوا علیه
این را حضرت امام می آورند که با خصوصیت آن معنا کنید. خصوصیت آن این است که یک امام معصوم 3 بار فرموده است: «فداها ابوها» این اشراف علمی. خدا حاج شیخ مرتضی حائری را رحمت کند. می فرمود که ائمه را با کرامت معرفی نکنید، با علم معرفی کنید. «هُم عَيشُ العِلمِ وَ مَوتُ الجَهل‏» «حمله علمه و دینه» غوعای وصف معصوم در همین جا است. حالا ما وارد نمی-شویم. شما حساب کنید حضرت معصومه مدرسه رفته است؟ قدرت کتابت داشته و اشراف به مباحث فقهی داشته است. فقیه می خواهد از طرف حرف بزند. کسی که می خواهد سر منبر بنشیند می خواهد از طرف خدا حرف بزند. بسیار بسیار کار سختی است.
شریعتی: و در همین دوران خود ما حوزه ی علمیه ی قم با تمام علمائش سالهاست سفره و سر درس حضرت نشسته اند.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی برکات علمی ای که برای قم درست شد از حضور مبارک حضرت معصومه (س) است. من یک جمله ای عرض کنم برای مخصوصاً اهالی مکرم قم که بنده 20 سال مدیون این عزیزان سر سفره شان بوده ام که حضرت ابراهیم خلیل وارد کوفه شد، زلزله کوفه را گرفته بود ول نمی کرد. تا حضرت ابراهیم وارد شد زلزله قطع شد. اهالی کوفه گفتند که تو هر کس هستی، هر چه می خواهی به تو می دهیم اینجا بمان. گفت: نه، من باید بروم ولی زهر کوفه را برای من بفروشید. گفتند: می خواهی چکار؟ گفت می خواهم بخرم وقف کنم چون زمانی علم از اینجا به عالم منتشر می شود. آن مراکزی که علم از آنجا منتشر می شود، در نگاه خدا، در نگاه واقع و حقیقت یک جایگاه بسیار خاصی دارد. «لَيسَ إِلَ اللَّهِ سُبحَانَهُ طَرِيقٌ يُسلَكُ إِلَّا بِعِلم‏» برای رسیدن به ساحت قدسی خدا جزء علم راه دیگری نداریم که خدا فرموده است من اینهمه نعمت به شما داده ام، کریم هستم ولی اکرم نیستم. زمان اکرم هستم که به شما علم بدهم. «وَ رَبُّكَ الأَكرَم‏» (علق/3) چرا؟ چون «الَّذِي عَلَّمَ بِالقَلَم‏» (علق/4) خدا می گوید نمی-گویید که ما دنیا را کم می کنیم؟ «أَ وَ لَم يَرَوا أَنَّا نَأتِي الأَرضَ نَنقُصُها مِن أَطرافِها» (رعد/41) یکی گفت آقاجان! مگر مساحت دنیا کم می شود؟ این چه بحثی است که شما فرمودید؟ حضرت فرمود: آنطور نیست که شما فهمیدید. مراد ذهاب علماست. یک عالم دین، یک عالم عامل که از دنیا می رود برکت زمین، برکت منطقه، برکت شهر کم می شود.
در سوره ی یس خدا اسم امتاکی را می گذارد قریه (روستا) اما 3 پیغمبر که وارد می شود اسم عوض شد. «وَ جاءَ رَجُلٌ مِن أَقصَ المَدينَة» (قصص/20) کلمه مدینه در ادبیات اهل بیت کنایه از آبادی است. در روایت هست که قلب مؤمن «المدینه الحصینه» است. مدینه است، آباد است. حصینه است یعنی برج و بارو دارد. هر بغضی، هر حبی نمی تواند بیاید در قلب مؤمن تصرف بکند. حالا این وصفش حضرت معصومه.
شریعتی: اینجا خیلی حرف نهفته احساس می شود.
آیت الله عاملی: والله العظیم همینطور است. یعنی شما اینها را اول یاد بگیرید بعد برای زیارت بیایید. آقایی می گفت که به نجف رفتم، یک پای من جلو می رفت و یک پایم نمی رفت. آن عظمتی که در آنجا خوابیده بود. آن وقت سومی بسیار مهم است. امام شناس است و مدافع امام است. اصلاً چرا حضرت بلند شدند از حجاز به ایران آمدند؟ بخاطر امام. یعنی چنان امام و امامت را خوب شناخته بودند و برای دفاع از امام، برای دفاع از رهبر این غربت را به جان خریده اند بلند شده اند آمده اند.
شریعتی: قطعاً در آن زمان هجرت کار ساده ای نبوده است.
آیت الله عاملی: بله. اتفاقاً وصف چهارمش همین است. وصف چهارم شجاعت حضرت است. یعنی یک تنه یک خانم بلند شدند از حجاز به طرف ایران به خاطر حمایت از امام به تنهایی راهی ایران می شود برای اینکه دفاع بکند از حریم امامت، از حریم رهبریت صالح. چرا اینهمه برای زیارت تأکید شده است؟ زیارت این است که بیایی یک حاجت شخصی بخواهی برگردی یا یک اشکی داشته باشی برگردی؟ این رابطه خیلی رابطه ی کم عمقی است. رابطه، رابطه ی آرمانی نیست. ما قرار است الهام بگیریم. این تأکیدی که بر زیارت علی بن موسی الرضا شده است که واقعاً محیّر العقول است یا زیارت کربلا که هر کس در کربلا حسین را زیارت کرد، «أَدَّ حَقَّنَا» حق ما را ادا کرده است. اگر مستطیع شد نرفت عاق ما شده است. برای چه؟ معلوم می شود ما از کربلا توشه می گیریم. منشور عمل می گیریم. امام حسین برای گفتن حرف دارد. چقدر ما در محرم شعارهای جهانی حضرت را بحث کردیم. خدا تمام پیغمبرها را به دو نقطه آورده است. یکی کعبه، یکی کربلا. تمام انبیاء. تازه آن زمان که از کربلا خبری نبود. امام سجاد فرمود: «مَا مِن نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَد زَارَ كَربَلَاء» ما باید در این خصوص خیلی جدی باشیم. آن وقت روایاتی که وارد شده در خصوص امام رضا که فرموده هر کس زیارت بکند خواهرم را «وَجَبَت لَهُ الجَنَّة» یا «كَانَ كَمَن زَارَنِي‏» این از سر عواطف نیست.
الآن یک از آخوندهایی قطاع الطریق هستند در بعضی کشورها می گویند که علی داماد پیغمبر بوده، زهرا هم دختر پیغمبر بوده، حسن و حسین هم نوه ی پیغمبر بوده اند. عواطف فامیلی را قاطی نکنید بگویید. می خواهند بگویند این از سر احساس و عواطف گفته است. اوصافی که در خصوص حضرت زهرا در کتب اهل سنت آمده است، خیلی خیلی بالاتر از متون ماست. می-گویند اینها از سر عواطف بوده است. این را آقا رسول الله دقیقاً می دانسته اند و لذا مکرر می-گفتند: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی رابطه ارادت، ارادت فامیلی نیست. می گفتند حسین و اینهمه ارادت؟ زهرا و اینهمه ارادت؟ که بلند شوی بروی پیشواز او دستش را ببوسی بیاوری او را جای خودت بنشانی. اعتراض می کردند، می فرمود: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی این حرف، حرف شخصی نیست.
پیغمبر ما فرمود: من دو کتاب را برای شما آوردم. این جمله یک عالم ارزش دارد. یک کتابی که الآن دست شماست قرآن. تمام حرف هایی که من می گویم، آن هم کتاب است. یعنی دو تا قرآن آوردم. آن کسی که گفت «کفانا کتاب الله» این را لحاظ نکرده است ولی پیغمبر ما لحاظ کرده بود. این را که گفت، گفت به زودی کسی می آید لم می دهد، متواتراً به تخت می نشیند می گوید: «کفانا کتاب الله». در این خصوص بخواهیم باز صحبت کنیم غوغاست.
شریعتی: امام جواد فرمود: «مَن زَارَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّة»
آیت الله عاملی: اصلاً هنوز حضرت معصومه به دنیا نیامده است، امام صادق در مورد او صحبت می کند. این خیلی استثنایی است. یعنی تا «لها شأن من الشأن» یعنی شأن او بسیار بالا است. نباشد این جمله را نمی گویند. سه تا امام معصوم این اوصاف را نمی گویند. و لذا توسل به این بزرگان بسیار بسیار راهگشا است. آنها که در توسل شبهه می کنند بشنوند. هم خلیفه ی اول، هم امیر المؤمنین. جنازه پیغمبر که در زمین است. آمدند کفن را باز کردند گفتند: یا رسول الله! اذکرنا عند ربک والنکن علی بالک» ما را در محضر خدا یاد بکن یعنی وساطت بکند و ما را هیچ وقت فراموش نکن. شما می گویید به مرده نمی شود توسل کرد. شرک است. پس همه شرک شدند.
در جنگ مسیلمه شعار لشکر اسلام این بود. «یا محمد، یا محمد، یا محمد» پس کل، همه ی اصحاب شدند شکر. سبحان الله. «إِنَّ هذا لَشَي‏ءٌ عُجاب‏» (ص/5) ما سَمِعنا بِهذا فِي المِلَّةِ الآخِرَةِ إِن هذا إِلاَّ اختِلاق‏ (ص/7)
یک جمله از متون اهل سنت بخوانم عزیزان لذت ببرند. آقای رسول الله که برای مباهله آمدند، حسن بودند، حسین بودند، حضرت زهرا و امیر المؤمنین. قبل از اینکه نصارای نجران را نفرین بکند، مباهله این است. اگر حق با ماست آتش شما را بگیرد، اگر حق با شماست، آتش خدا ما را بگیرد. قبل از اینکه این کار بسیار عظیم را انجام بدهند، یک جمله ای گفته اند عقل حیران است. این را برای چی گفته اند؟ برای امت. خطاب کردند به بچه ها، به امام حسن، به امام حسین، به حضرت زهرا، به امیر المؤمنین. فرمودند: من که دعا کردم شما آمین بگویید. پشت بند دعای من آمین شماست. دیگر چه بگوییم؟ دیگر تمام.
شریعتی: خیلی خوب. بهترین چیزی که می شود از حضرت معصومه خواست چیست؟
آیت الله عاملی: این هنر است که یک چیزی بخواهی که آن را گرفتی همه چیز را گرفتی.
شریعتی: بله. چی بخواهیم؟ اینجا، مشهد، در حال خوش، در نیمه های شب مان، چه بخواهیم که بهترین باشد؟
آیت الله عاملی: آقا رسول الله، شب معراج، خدا گفت که پیامبر من، تو یک حاجت مغزیه پیش من داری. هر چه بخواهی به تو می دهم. یک حاجت بخواه. هر چه بخواهی به تو می دهم. انسان کامل باید یک چیزی بخواهد که آن را گرفت، همه چیز را گرفت. برای همین می گویم هنر خواستن. خواستن هم همیشه بامعرفت است. یعنی انسانی که آنچنان معرفت ندارد از خدا چه می خواهد؟ یک آقایی می گوید که من می بینم همه می روند مشهد می گویند که وصله ی ما را زیاد کن. کسی نمی گوید این وصله من را بریز. آقا رسول الله آنجا یک جمله ای گفته است یکی از عرفا در شأن این جمله مطلبی را گفته می ترسم بگویم. آقا رسول الله عرض کرد: خدایا! «اضفنی الا عبودیتک» به من بگو بنده ی من. یعنی نسبت دادن. من را به عبودیتت نسبت بده یعنی بگو بنده ی من. تمام شرافت از این نسبت است.
مرحوم شهریار می گوید: ما هر شرفی داریم، یک نسبت آن نسبت به اهل بیت است. آن وقت گفت: «اضفنی الا عبودیتک» بگو بنده ی من. اگر یک بار گویی بنده ی من/ رود از عرش بالا خنده ی من. صبح آیه نازل شد «سُبحانَ الَّذي أَسر‏ بِعَبدِه‏» (اسراء/1) اصلاً چرا ضمیر را آورد؟ چرا این ضمیر غائب که اشاره به غیبیبویت است، همه در قرآن حساب شده است.
شریعتی: بسیار خب. ای از همه من های من بهتر منِ تو. ان شاءالله که این نسبت خودمان را با حضرات اهل بیت، حضرت معصومه (س) پیدا کنیم و ان شاءالله واقعاً به تعبیر حاج آقای عاملی عزیزمان یک چیزی بخواهیم که دربردارنده همه چیز باشد. ان شاءالله و ا ن شاءالله تک تک شما حاجت روا شوید. ما امروز اختتامیه ی برنامه ی سمت خدا را هم داریم. طی این سال ها که برنامه ی سمت خدا شروع شد و خدمت دوستان عزیزمان بودیم یک قراری گذاشتیم. گفتیم روزی یک صفحه قرآن تلاوت کنیم. بهانه ی اولیه ی آن را هم واقعاً مدیون خانم هستیم چون جزء خوانی های حرم در ماه مبارک رمضان برای همه ی ما خاطره انگیز است. جزء خوانی شبستان حضرت معصومه (س). گفتیم بیاییم هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم که هم این خاطره ی ماه مبارک رمضان و آن حس و حال تجدید شود و هم اینکه یک صفحه قرآن می خوانیم و ثواب آن را می توانیم اهدا کنیم. از نکات ناب آن صفحه می توانیم بهره مند شویم و همین روزی یک صفحه یک صفحه قرآن خواندن، مخاطبین ما 6 دوره قرآن را با ما ختم کردند و حالا امروز هم الحمدلله رب العالمین بنا است که هفتمین دوره ختم قرآن را آغاز کنیم و شروع آن هم از همین جا خواهد بود و قرار گذاشتیم که همه با هم شروع کنیم که این حرکت جمعی خودش قطعاً مؤثر خواهد بود. قرآن همچنان مهجور است شاید باز هم به خاطر همان بی معرفتی ما است. اینطور نیست؟
آیت الله عاملی: احسنتم. من دو مطلب دارم. یکی بحث به زبان عربی انتهاز فرصت است. یعنی فرصت ها را باید غنیمت دانست. ممکن است این چند سال می گذشت ما قرآن نمی خواندیم. اما الآن شما بخواهی یک روز را برگردانی دیگر نمی شود. دیگر تمام شد. ما فرصت ها را غنیمت بدانیم. شاید کسی 10 سال، 15 سال، 20 سال است که هر سه وعده نماز را با جماعت می-خواند. ممکن است این 20 سال می گذشت چنین فضیلتی از دست او می رفت. ما به زبان آذری یک ضرب المثلی داریم می گوید همه به وقت نگاه می کنند ولی وقت به هیچ کس نگاه نمی کند. ما باید فرصت ها را غنیمت بدانیم. یک فرصتی بوده که 6 بار قرآن را ختم کردید.
یک جمله را هم برای مسئولین بگویم. حضرت آقا فرمودند: گناه مسئولین با گناه مردم عادی فرق می کند. گناه مسئول این است که یک فرصتی دست او باشد، از فرصت استفاده نکند، فرصت را از دست بدهد. این دیگر خیانت به کل ملت می شود. حضرت آقا بزرگترین تکریم برای ما این است که خدا با قرآن با ما حرف زده است. این یک تکریم استثنایی است. ما را عددی حساب کرده است. این قرآنی که نماد دارایی خداست. نماد لاحدی خداست. من از دلالت حرف او صحبت کنم، کلمه ای صحبت کنم، وزنی صحبت کنم، ماده ی آن صحبت کنم، مفاهیم آن صحبت کنم، محشر است. خدا می داند که در قرآن چخبر است. اینهمه می گوید تدبر، تدبر، تدبر. ببینید در مفاهیم آن غوغاست که می گوید تدبر. من حساب کرده چیزی. خودش فرموده است: «لَقَد أَنزَلنا إِلَيكُم كِتاباً فيهِ ذِكرُكُم» (انبیاء/10) شما مسطور نبودید، من با این شما را مسطور کردم. من در این قرآن شما را یاد کردم.
من همیشه یک سفارشی دارم برای کسانی که قرآن می خوانند. آن هم این است که این قرآن را باز می کنی، اول چیزی که متوجه می شوی، خدا ما را جلوی خودش گذاشته است، همش دور ما می چرخد. تاریخ می آورد، دلیل می آورد، برهان می آورد، از انبیاء می گوید، استدلال های مختلفی می آورد، مثل می آورد، تشبیه می آورد. گاهی ما را تهدید می کند، گاهی تشویق می کند. اینهمه برای ما حساب باز کرده است. اول چیزی که به ذهن می رسد این است که مگر ما یک مشت گوشت و پوست و استخوان هستیم انقدر به ما حساب باز کرده است برای یک ذره. «أين التراب و ربّ الأرباب‏» آنجا فوراً متوجه می شوید که حقیقت ما یک مشت پوست و گوشت و استخوان نیست.
با سرشتت چها که همراه است/ خنک آن را که از خود آگاه است
پشت این کوه قرص خورشید است/ زیر این ابر زهره و ماه است
یوسفی در میان چاه است/ گوهر در میان این سنگ است
خوش بحال کسانی که که با قرآن محرمیت پیدا کرده اند. اسرار قرآن. اینطور نیست که «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرُون‏» (واقعه/79) تنها کتابی است که بخشی از مفاهیم آن متوقف بر طهارت است. تا طهارت نداشته باشی این برای شما حاصل نمی شود.
حضرت آقای شریعتی، از کجای قرآن صحبت بکنم؟ صورت چتری انسان کامل است. یعنی هر رتبه ای شما بخواهید در آخرت داشته باشید، چون آخرت را فقط برای انسان می دانند. فقط برای انسان. کسی که انسان نیست می گوید: «وَ امتازُوا اليَوم أَيُّهَا المُجرِمُون‏‏» جدا شوید. انسان را جدا می کند فلذا آخرت یوم الفصل است. آن وقت تصویر کتبی انسان کامل، انسان آرمانی قرآن می شود. «اقرأ و ارق» هر چقدر قرآن را خواندی، مراد از خواندن صرف دانایی نیست، دارایی است. شهاب الدین سهروردی می گوید من از قرآن فقط دو سوره بلد هستم. آن هم در مدرسه یاد نگرفته ام. استاد من به من یاد داد. این دانایی ها هر چقدر هست، 666 هزار رتبه. بالاترین رتبه مال حضرت ختمی مرتبت که «یخرجهم اولون و الآخرون». و لذا روایت هست که هر کس از شیعیان ما قرآن نخواند، «عُلِّمَ فِي قَبرِه» در برزخ به او قرآن یاد می دهند.
اگر کسی برای شما یک نامه ای بنویسد، شما اصلاً این نامه را نخوانید، این اهانت نیست؟ خدای به آن بزرگی با این کتاب با ما حرف زده است. اصلاً یک وقت باز نکنی ببینی که خدا چه حرفی زده است. اصلاً اگر قرآن نمی آمد، من بارها این را برای خودم تصویر و تصور کرده ام. اولین چیزی که می گفتیم این بود که ای کاش می دانستم خالق این کائنات، این منظومه، اگر می-خواست با من حرف بزند، چی می گفت؟ حرف دل او چه بود؟ در تمام شئون کائنات قرآن حضور دارد. آن وقت کفران نعمت بزرگی است که ما بیاییم در زندگی خودمان با قرآن سر و کار نداشته باشیم. آقا رسول الله فرمود: «انا اول واحد علی ربی یوم القیامه» اول کسی که به قیامت وارد می شود من هستم. من وارد می شوم، بعد از آن قرآن هست، و بعد از آن اهل بیت من هست. و من از امت سؤال می کنم. از امتم می پرسم با این قرآن چه کار کردی؟ در قبر که تلقین می خواندند گفتی القرآن کتابی. می گوید: الله ربی. خدا می گوید: کذب. القرآن کتابی، خدا می گوید کذب. جهنم این است که خدا بگوید: کذب. بعضی ها را که رو به قبله می کنند، ملائکه-ای داریم کارشان این است: پشت به قبله می کنند. چون مرگ عصاره زندگی است. این رو به خدا و به قبله زندگی نکرده است.
شریعتی: چطوری زندگی کرده ایم.
آیت الله عاملی: احسنت. «كما تعيشون تموتون، و كما تموتون تبعثون‏» آن وقت می گوید با قرآن من چکار کردید و سؤال می کند با اهل بیت من چکار کردید. من اگر آنجا باشم می گویم یا رسول الله امت تو ریختن سر اهل بیت تو. «ما منا الا مسموم او شهید». کشتند، شهید کردند، زیر سم اسب ها پایمال کردند، تازه باز سیر نشدند. داعش می گفت ما اگر به کربلا برسیم، چنان منفجر می کنیم تا عمق 150 متری که مثل بقیع نتوانند یک سنگ هم روی قبرش بگذارند. حتی با جنازه اش هم کار دارد. البته امت که می گویند بخشی از این امت که بالاخره با اندیشه ی بسیار تاریک وهابیت که این اعتقادات را دارند. آن وقت قرآن هم شافع مشفع است. این مهم است. یعنی قرآن می آید دست یکی را می گیرد خودش طرف بهشت می برد. بگذارید من صریح بگویم. بهشت و جهنم از اینجا شروع می شود. در روایت هست اینجا قرآن را اگر دست تان بگیرید، «قاده الی جنه» اینجا اگر قرآن را پشت سرتان بیندازید «ساقه الی النار». بهشت از اینجا شروع می شود. در باطن نگر تا سقرها در جگر یابی/ جنان ها در جهان بینی. روز قیامت شافع مشفع می شود خصومت می کند. هر کس احکام قرآن را پایمال کرده جلوی او را می گیرد. ربا خورده، قرآن جلوی او را می گیرد. زنا کرده قرآن جلویش را می گیرد. 16 آیه ی حجاب را زیر پا گذاشته، قرآن جلوی او را می گیرد. از دست یک عده هم می گیرد خودش می برد. از عقبات او را رد می کند. بین دنیا و آخرت هزار عقبه داریم. هزار عقبه داریم آسانترین آن مرگ است. عقبه یعنی سؤال می کنند حق الناس را چه کار کردی؟ بیت المال را چکار کردی؟ در محله ات گرفتار بود چه کار کردی؟
شریعتی: گردنه هایی که نگاهت می کنند.
آیت الله عاملی: بله. بگذارید یادی بکنم از حضرت آیت الله مرعشی نجفی که من در اینجا در نماز ایشان حاضر می شدم. ایشان آن لحظه ی آخر می گوید از دو چیز می ترسم. یک اینکه سر منبر یک حرفی بزنم که به ضرر دین تمام شود. می ترسم. دومین آن (اینکه در نزدیک) من کسانی، همسایگانی، اطرافیانی باشند که گرسنه باشند و من متوجه نشدم. اگر اینطوری بوده واللهِ باللهِ من اطلاع نداشتم. انسان ساخته و پرداخته در مدرسه تربیتی مسئولین اینطوری است. حالا قرآن می شود شافع مشفع. درباره ی قرآن حرف زیاد است. خوش به حال آنهایی که خودشان را با قرآن تنظیم می کنند.
از همسر پیغمبر سؤال کردند اخلاق پیغمبر چطوری بود؟ گفت: «کان خلقه القرآن» قرآن را ببین اخلاق پیغمبر را دیده ای.
شریعتی: ان شاءالله این آیه های نورانی بر دل و جان ما بنشیند با تأمل، با تدبّر، با تفکر. ان شاءالله قرآن بیاید در متن زندگی ما قرار بگیرد و ان شاءالله شفیع ما شود و دستگیری بکند. خیلی از شما ممنون و متشکر هستم.
(مراسم سلام به حضرت معصومه (س) و روضه خوانی و مداحی توسط آقای شالبافان)
تلاوت قرآن توسط آقای فروغی
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل يا أَيُّهَا الكافِرُونَ (1) لا أَعبُدُ ما تَعبُدُونَ (2) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (3) وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدتُّم (4) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (5) لَكُم دينُكُم وَ لِيَ دينِ (6)
 بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ إِذا جاءَ نَصرُ اللَّهِ وَ الفَتحُ (1) وَ رَأَيتَ النَّاسَ يَدخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفواجاً (2) فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ استَغفِرهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً (3)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ تَبَّت يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) ما أَغن‏ عَنهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ (2) سَيَصل‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ (3) وَ امرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الحَطَبِ (4) في‏ جيدِها حَبلٌ مِن مَسَدٍ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَم يَلِد وَ لَم يُولَد (3) وَ لَم يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ (1) مِن شَرِّ ما خَلَقَ (2) وَ مِن شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3) وَ مِن شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي العُقَدِ (4) وَ مِن شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنَّاسِ (4) الَّذي يُوَسوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6)
قرائت دعای ختم قرآن
به نام خداوند بخشنده مهربان. (ای رسول ما) بگو که ای کافران مشرک (1) ما آن (بتان) را که شما (به خدایی) می پرستید هرگز نمی پرستم (2) و شما هم آن خدای یکتایی که من پرستش می کنم پرستش نمی کنید (3) نه من هرگز خدایان باطل شما را عبادت می کنم (4) و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد (5) پس اینک دین شما برای شما باشد و دین من هم برای من (6)
به نام خداوند بخشنده مهربان. چون هنگام فتح و فیروزی با یاری خدا فرا رسد (مراد فتح مکه است) (1) در آن روز مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می شود (2) در آن وقت خدای خود را حمد و ستایش کن و پاک و منزّه دان و از او مغفرت و آمرزش طلب که او خدای بسیار توبه پذیر است (3)
به نام خداوند بخشنده مهربان
ابولهب نابود شد دو دستش قطع گردید (1) مال و ثروتی که اندوخت (برای محو اسلام) هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید (2) روز باشد که به دوزخ در آتشی شعله ور درافتد (3) و همسرش (امّ جمیله خواهر ابوسفیان) هیزم آتش افروز دوزخ باشد (4) در حالی که (با ذلت و خواری) طابی از لیف خرما به گردن دارد (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو او خدای یکتاست (1) آن خدایی که از همه عالم بی نیاز و همه ی عالم به او نیازمند است (2) نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است (3) و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست (4)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو من پناه می جویم به خدای فروزنده ی صبح روشن (1) از شرّ مخلوقات (2) و از شرّ شب تار هنگامی که درآید (3) و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند (4) و از شرّ حسود بدخواه چون بر وجود رسول (ص) و کمالات حضرتش شراره ی آتش رشک و حسد افروزند (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
(ای رسول ما) بگو من پناه می جویم یه پروردگار آدمیان (1) پادشاه آدمیان (2) اله  یکتا معبود آدمیان (3) از شرّ و وسوسه ی شیطان (4) آن شیطان که وسوسه اندیشه بر افکند در دل مردمان (5) چه آن شیطان از جنس جن باشد و یا از نوع انسان (6)
شریعتی: این اختتامیه ی قرآن کریم برنامه سمت خداست در ششمین دوره.
چیزی که این روزها همه ما به آن اذعان داریم و شاید یک مقداری هم از آن غافل هستیم بحث تضرّع و توسل است که شاید مکرم علمای عظیم الشأن ما و حتی رهبری معظم و معزّز ما به آن اشاره کردند. از حاج آقای عاملی خواهش می کنیم قبل از اینکه حاج حسن آقای عزیز ما دعای توسل را برای ما بخوانند که ان شاءالله همه با هم، در کنار هم این دعای توسل را قرائت کنیم در جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت، حاج آقای عاملی از اهمیت توسل و تضرع برای ما بفرمایند که ان شاءالله با دل و جان دعای توسل را با هم قرائت و تلاوت کنیم.
آیت الله عاملی: تشکر می کنم. خدای متعال، آن ذات لایتناهی یکی از مباحث بسیار جذابی که در قرآن دارد گلایه است از بنده. این بسیار عجیب است. خدای متعال، ذات لایتناهی، عبد بی-مقدار، ذره که امام سجاد به خدا عرض می کند: «أَنَا بَعدَ ذَلِكَ أَقَلُّ الأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الأَذَلِّينَ وَ مِثلُ الذَّرَّةِ أَو دُونَهَا» بیاید گلایه بکند. گلایه های قرآن را در بخشی از مباحث گذشته ما بخشی از آنها را آوردیم.
یکی از گله های خداوند این جمله است: «فَلَو لا إِذ جاءَهُم بَأسُنا تَضَرَّعُوا» (انعام/ 43) خدای متعال گلایه می کند که وقتی گرفتاری هایی برای شما درست می شود چرا تضرع نمی کنید؟ گلایه می کند. این گلایه ی خدا خیلی حساب شده است. معلوم می شود که تضرع دوای اصلی است. مثال هم می زند که وقتی به قوم یونس بلا نازل شد، آثار بلا شروع شد، تضرّع کردند. خدای متعال هم برگرداند. اساس تضرّع هم توبه است، تطهیر است. الآن عزیزان ما هر کجا تشریف دارند، ما اینجا دعا می خوانیم عزیز ما هم دعای توسل می خوانند. دعا را باید آن کسانی در خانه ها بخوانند که در بین گرفتاری ها این صحنه را تماشا می کنند و دلشان شکسته است. دل که شکست در باز شد. توبه هم باب الابواب است. عزیزان ما توجه داشته باشند که جمعیت «ید الله مع الجماعه» تضرّع وقتی جمعی باشد، توجه خدا قطعی است. عزیزان ما هر کجا هستند، استغفار، انابه، تضرع داشته باشند و از خدای متعال می خواهیم که وعده ای که خدای متعال فرموده است که تضرع بکنند، من بلا را برمی گردانم. الآن علم ایستاده است، علم متوقف شده است. این بیماری که دنیا را در چنگال های خودش گرفته است بهترین راهی که خدا به ما نشان داده است تضرع است. از باب تضرع ما به خدای متعال نجوا می کنیم و چون ذوات مقدسه معصومین مکانت بزرگی پیش خدا دارند، امام رضا فرمود: وقتی گرفتار شدید ما را ببرید. در بارگاه خدا ما حاجت شما را از شما بگیریم، «إِذَا نَزَلَت بِكُم شِدَّةٌ فَاستَعِينُوا بِنَا عَلَ اللَّه‏» بنابراین در عین تضرّع، در عین توبه، انابه، استغفار، ما از طریق دعای توسل عرض ادب می کنیم ساحت قدسی هم حضرات معصومین و هم از خدای متعال می خواهیم که به حرمت حضرات معصومین مخصوصاً این محفل مبارکی که در محضر حضرت معصومه (س) هستیم ان شاءالله در اسرع وقت گرفتاری ها، مخصوصاً این بیماری را، حصار اقتصادی را از کشور ما برطرف بفرماید.
شریعتی: ان شاءالله.
(قرائت دعای توسل در جوار حضرت معصومه توسط آقای شالبافان)
شروع هفتمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا در سالروز وفات کریمه ی اهل بیت از شهر مقدس قم و از جوار این ضریح و مضجع نورانی.
(دعای قبل از تلاوت)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ (1) الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ (2) الرَّحمنِ الرَّحيمِ (3) مالِكِ يَومِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعبُدُ وَ إِيَّاكَ نَستَعينُ (5) اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ (6) صِراطَ الَّذينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَ لاَ الضَّالِّينَ (7)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ الم (1) ذلِكَ الكِتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدً لِلمُتَّقينَ (2) الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ (3) وَ الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِما أُنزِلَ إِلَيكَ وَ ما أُنزِلَ مِن قَبلِكَ وَ بِالآخِرَةِ هُم يُوقِنُونَ (4) أُولئِكَ عَل‏ هُدً مِن رَبِّهِم وَ أُولئِكَ هُمُ المُفلِحُونَ (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان (1) ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است (آفریننده جهان-ها است) (2) خدایی که بخشنده و مهربان است (3) پاداش روز جزا است، روز کیفر نیک و بد خلق (4) پروردگارا تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوئیم و بس (5) تو ما را به راه راست هدایت فرما (6) راه آنان که با آنها انعام فرمودی به راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی و نه گمراهان عالم (7)
به نام خداوند بخشنده مهربان الم (از رموز قرآن است) (1) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگارانست (2) آن کسانی که به غیبت ایمان آرند  و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند (3) و آنان که ایمان آرند به آنچه خدای به تو و پیغمبران پیش از تو فرستاد و آنها خود به عالم آخرت یقین کامل دارند (4) آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت رستگاران عالمند (5)
آیت الله عاملی: خدای متعال واقف بر ضمایر است. خلوتخانه ی دلها را خدا «يَا مَن يَملِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِين‏» از خدای متعال می خواهم عزیزانی که با ما همراه بودند هر حاجتی در خلوتخانه ی دلشان دارند ان شاءالله مستجاب شود. همه ی ما کنار سفره شهدا نشسته-ایم، از خدای متعال می خواهیم که ما را در ادای دین، در ساحت باعظمت شهدای ما موفق بکند، علو درجات به آنها مرحمت بفرماید و از خدای متعال یک حاجت خاص الخاصی داریم. آن هم این است که من با تمام وجودم از خدای متعال می خواهم که تولیت تربیت جوان های ما را خدای متعال خود به عهده بگیرد، عزت آنها، آینده ی آنها را تأمین بکند. پدر و مادرها را در ادای دین پدری، دین مادری موفق بکند و همه ی جوان های ما را بنیانگذار نسل صالح تا روز قیامت قرار بدهد و نسل ما را زمینه ساز ظهور آقا صاحب العصر و الزمان قرار بدهد و دعایی که برای همه ی ما ایرانی ها بسیار بسیار خطیر است، مقام معظم رهبری طول عمر پربرکت و باعزت مرحمت بفرماید و برهان او را بر دنیا غالب بفرماید.
شریعتی: الهی آمین..

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

99-09-06- آیت الله سیدحسن عاملی - اهمیت توجه به قرآن و ادعیه به همراه مراسم ختم قرآن و قرائت دعای توسل

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم. دختری از اهل بیت آفتاب ، دختر لبخندهای مستجاب ، از تبار لافتی الّا علی ، وارث من عنده علم الکتاب ، نور نور نور نور نور نور ، ناب ناب ناب ناب ناب ناب ، ناب یعنی خالص و پاک و طهور ، سوره ی کوثر شراب اندر شراب ، نور یعنی خواهر شمس الشموس ، بوی گل را از که جوییم از گلاب ، دختر والکاظمین الغیظ اوست ، آفتاب آمد دلیل آفتاب ، ای دل من در پناه کوی تو ، مثل بال کفتران بی اضطراب ، مهربان باران تند بی دریغ! ، بی کران آیینه ی پر آب و تاب! ، همه به جان خسته ی زینب، ببخش ، هم به نام نامی زهرا، بتاب . سلام می کنم به دوستان عزیزم، بینندگان خوب و نازنین مان. از جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) از شهر مقدس قم، سلام گرم و صمیمانه ما را پذیرا باشید. با احترام، با افتخار امروز همراه شما و در کنار شما هستیم. امروز اختتامیه ی ششمین دوره ی ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا هم هست که برنامه ی نسبتاً مفصلی خواهیم داشت که در ادامه تقدیم نگاه شماهستیم

  آیت الله عاملی: خدمت عزیزان خودم، حضرتعالی، همکاران، مخصوصاً خدام معظم، تولیت مکرم حرم مطهر عرض ادب و سلام دارم و از خدای متعال برای تمام عزیزانی که در وفات حضرت معصومه عرض ادب دارند و به محضر این بانوی مکرمه ارادت دارند عنایت خاصه آرزومندم.
شریعتی: در سلام به حضرت می خوانیم «يَا فَاطِمَةُ اشفَعِي لِي فِي الجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِندَ اللَّهِ شَأناً مِنَ الشَّأن‏» کمی از شأن حضرت بشنویم و از مقام و عظمت او که ان شاءالله وارد بحث قرآن و تضرع و توسل مان بشویم.
آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. فخر و شرف بسیار بزرگی است که ما امروز این لحظه در محضر حضرت معصومه (س) هستیم. حضرت معصومه (س) اوصاف خاصی دارند. من بعضی از این اوصاف را وارد شوم، جواب سؤال حضرتعالی روشن می شود.
اولین وصف او عصمت است. اسم معصومه را امام معصوم اطلاق کرده است. «الأسماء تنزل من السماء» این یعنی اسماء از آسمان نازل می شود. این در شأن هر کسانی هم درست نباشد در شأن معصوم و در شأن خاندان اهل بیت و کسانی که آنها اسامی را تسمیه کرده اند محقق است. حضرت معصومه (س) در رتبه ای بودند که امام معصوم عنوان عصمت را داده است. ما الآن که اینجا نشسته ایم، همه ی ما اسم داریم. یک اسمی پدر مادرها برای ما گذاشته اند، یک اسم هم از طرف خداست. یک کار خدا نامگذاری است. کارهایی که انجام می دهیم، اینها در عالم بالا اسم ما را تعیین می کند. روایات مفصلی است. «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی السماء کافرا» بعضی ها آنقدر اوضاعشان خراب است «يُدعَ بِأَربَعَةِ أَسمَاء» منافق را که می خواهند صدا بزنند، با 4 اسم صدا می زنند. آنهایی که حج رفته اند، در دعای طواف می خوانند. «اللهم لا تغیّر اسمی و لا تبدّل جسمی» خدایا اسم من را عوض نکن. اسمی که روی پرونده نوشته می شود. کسی که رفتار درنده دارد.
ای دریده پوستین یوسفان/ گرگ برخیزی از آن خواب گران
گشته گرگان آن همه خوهای تو/ می درانند از غضب اعضای تو
امام که اسم می گذارد بر اساس دارایی ها فرد اسمش را می گذارد. گاهی این اسامی، این القاب، آنقدر حساب شده است. اول کسی که لقب ابا عبدلله را به امام حسین داد خود پیامبر بود. لحظه ی اول 3 بار فرمود: «عزیز علیه یا ابا عبدالله». آنقدر این کنیه حساب شده است. یعنی عبادت امت یک طرف، کاری که حسین در عرصه ی عبادت کرد یک طرف. حضرت زهرا لقبش را داد ام ابیها. کتاب بنویسیم کم است. درباره امام صادق عنوان صادق، لقب صادق، خدا شاهد است چقدر حساب شده است چون در آن زمان فقه تدوین شد. قبل از آن فقه تدوین نشده بود. اهل سنت دیده اند که باید فقه را تدوین کنند، دویست و خورده ای مذهب درست شد. چون که روایات پیغمبر مکتوب نشده بود، آتش زده شده بود، منع تدوین حدیث، نقل تدوین حدیث. وقتی خواستند مذهب فقهی درست شود، دویست و خورده ای درست شد. محاکم قضایی به هر مذهبی استناد می کردند تعارض درست می شد. خلیفه همه را کنار گذاشت چهار تا درست شد. در آن لحظه امام صادق فرمود: روایات که از بین رفته، ما برای شما تدوین می کنیم. سیوطی در کتاب تدریب الراوی می گوید: «اصّاح سند یروی فی العالم اسانید اهل البیت» بالاترین سند در عالم اسانید اهل بیت است. اسم او را گذاشتند صادق یعنی هر چه می گوید حرف پیغمبر است. خود حضرت فرمود: والله ما نقول بآرائنا» والله ما حرف شخصی نداریم.
کلمه ی معصومه در حضرت معصومه بسیار بسیار حساب شده است. افسوس که فرصت نیست من روی آن بحث کنم. می دانید که یکی از فلسفه های بزرگ امامت تربیت نفوس است. چرا ما باید بعد از پیغمبر امام داشته باشیم. پیغمبر آمده است، کتاب آسمانی آمده است، چه احتیاجی به امام دارد؟ چرا خدا فرموده میزان هم نازل کرده ام؟ این قرآن، این پیغمبر. میزان چیست؟
امامت 8 فلسفه دارد. یکی تربیت نفوس، تربیت انسان هاست. ما احتیاج داریم به آن اصول تربیتی که در منازل معصومین حاکم بوده است. محصولات تربیتی آنها، استراتژی تربیتی آنها، حضرت اباعبد الله الحسین در کربلا حریت خودش را پای دامن حضرت زهرا می نویسید. «يَأبَ اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَت وَ طَهُرَت‏» یعنی اسلاب شامخه، ارحام مطهره در طبیعت رکن است. در منزل امام کاظم چه تربیتی بوده است که حضرت معصومه که امام رضا عصمت او را امضا می کند فرزند (آن پدر است.) عنوان دوم که من خیلی غصه می خورم که چرا در مورد حضرت معصومه این عنوان بحث نمی شود. یعنی قبه و بارگاه بی حساب درست نشده است. واقعاً «لها شأن من الشأن» است. وصف دوم علم حضرت است. در علم حضرت من ندیدم جایی درست حسابی بحث شود. وقتی امام معصومه در سفر است، از شهرهای دیگر آمده اند (سؤال می کنند.) از شهر دیگر بیایند سؤال کنند یعنی سؤال بسیار بسیار مشکل است. سؤال اگر آسان بود همان جا حل می شد. از ابواب مختلف فقهی. سؤال ها را می آوردند تحویل می دهند منزل. حضرت معصومه (ص) با اشراف تام بر ابواب فقهی جواب را می نویسند. چنان جوابی تهیه می کند که یک امام 3 بار می گوید: «فداها ابوها».
حضرت امام در درس اخلاقشان می فرمایند که احادیث را با خصوصیت آن معنا کنید. مثال می-زند که امام صادق می گوید: من هر روز به پدرم دو رکعت نماز می خوانم. یک امام برای یک امام نماز می خواند. یعنی دار، دار احتیاج است. آنجا امام هم باشی محتاج هستی. چرا ما صلوات می-فرستیم؟ چون محمد بود محتاج الیه/ بهر او فرمود حق صلوا علیه
این را حضرت امام می آورند که با خصوصیت آن معنا کنید. خصوصیت آن این است که یک امام معصوم 3 بار فرموده است: «فداها ابوها» این اشراف علمی. خدا حاج شیخ مرتضی حائری را رحمت کند. می فرمود که ائمه را با کرامت معرفی نکنید، با علم معرفی کنید. «هُم عَيشُ العِلمِ وَ مَوتُ الجَهل‏» «حمله علمه و دینه» غوعای وصف معصوم در همین جا است. حالا ما وارد نمی-شویم. شما حساب کنید حضرت معصومه مدرسه رفته است؟ قدرت کتابت داشته و اشراف به مباحث فقهی داشته است. فقیه می خواهد از طرف حرف بزند. کسی که می خواهد سر منبر بنشیند می خواهد از طرف خدا حرف بزند. بسیار بسیار کار سختی است.
شریعتی: و در همین دوران خود ما حوزه ی علمیه ی قم با تمام علمائش سالهاست سفره و سر درس حضرت نشسته اند.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی برکات علمی ای که برای قم درست شد از حضور مبارک حضرت معصومه (س) است. من یک جمله ای عرض کنم برای مخصوصاً اهالی مکرم قم که بنده 20 سال مدیون این عزیزان سر سفره شان بوده ام که حضرت ابراهیم خلیل وارد کوفه شد، زلزله کوفه را گرفته بود ول نمی کرد. تا حضرت ابراهیم وارد شد زلزله قطع شد. اهالی کوفه گفتند که تو هر کس هستی، هر چه می خواهی به تو می دهیم اینجا بمان. گفت: نه، من باید بروم ولی زهر کوفه را برای من بفروشید. گفتند: می خواهی چکار؟ گفت می خواهم بخرم وقف کنم چون زمانی علم از اینجا به عالم منتشر می شود. آن مراکزی که علم از آنجا منتشر می شود، در نگاه خدا، در نگاه واقع و حقیقت یک جایگاه بسیار خاصی دارد. «لَيسَ إِلَ اللَّهِ سُبحَانَهُ طَرِيقٌ يُسلَكُ إِلَّا بِعِلم‏» برای رسیدن به ساحت قدسی خدا جزء علم راه دیگری نداریم که خدا فرموده است من اینهمه نعمت به شما داده ام، کریم هستم ولی اکرم نیستم. زمان اکرم هستم که به شما علم بدهم. «وَ رَبُّكَ الأَكرَم‏» (علق/3) چرا؟ چون «الَّذِي عَلَّمَ بِالقَلَم‏» (علق/4) خدا می گوید نمی-گویید که ما دنیا را کم می کنیم؟ «أَ وَ لَم يَرَوا أَنَّا نَأتِي الأَرضَ نَنقُصُها مِن أَطرافِها» (رعد/41) یکی گفت آقاجان! مگر مساحت دنیا کم می شود؟ این چه بحثی است که شما فرمودید؟ حضرت فرمود: آنطور نیست که شما فهمیدید. مراد ذهاب علماست. یک عالم دین، یک عالم عامل که از دنیا می رود برکت زمین، برکت منطقه، برکت شهر کم می شود.
در سوره ی یس خدا اسم امتاکی را می گذارد قریه (روستا) اما 3 پیغمبر که وارد می شود اسم عوض شد. «وَ جاءَ رَجُلٌ مِن أَقصَ المَدينَة» (قصص/20) کلمه مدینه در ادبیات اهل بیت کنایه از آبادی است. در روایت هست که قلب مؤمن «المدینه الحصینه» است. مدینه است، آباد است. حصینه است یعنی برج و بارو دارد. هر بغضی، هر حبی نمی تواند بیاید در قلب مؤمن تصرف بکند. حالا این وصفش حضرت معصومه.
شریعتی: اینجا خیلی حرف نهفته احساس می شود.
آیت الله عاملی: والله العظیم همینطور است. یعنی شما اینها را اول یاد بگیرید بعد برای زیارت بیایید. آقایی می گفت که به نجف رفتم، یک پای من جلو می رفت و یک پایم نمی رفت. آن عظمتی که در آنجا خوابیده بود. آن وقت سومی بسیار مهم است. امام شناس است و مدافع امام است. اصلاً چرا حضرت بلند شدند از حجاز به ایران آمدند؟ بخاطر امام. یعنی چنان امام و امامت را خوب شناخته بودند و برای دفاع از امام، برای دفاع از رهبر این غربت را به جان خریده اند بلند شده اند آمده اند.
شریعتی: قطعاً در آن زمان هجرت کار ساده ای نبوده است.
آیت الله عاملی: بله. اتفاقاً وصف چهارمش همین است. وصف چهارم شجاعت حضرت است. یعنی یک تنه یک خانم بلند شدند از حجاز به طرف ایران به خاطر حمایت از امام به تنهایی راهی ایران می شود برای اینکه دفاع بکند از حریم امامت، از حریم رهبریت صالح. چرا اینهمه برای زیارت تأکید شده است؟ زیارت این است که بیایی یک حاجت شخصی بخواهی برگردی یا یک اشکی داشته باشی برگردی؟ این رابطه خیلی رابطه ی کم عمقی است. رابطه، رابطه ی آرمانی نیست. ما قرار است الهام بگیریم. این تأکیدی که بر زیارت علی بن موسی الرضا شده است که واقعاً محیّر العقول است یا زیارت کربلا که هر کس در کربلا حسین را زیارت کرد، «أَدَّ حَقَّنَا» حق ما را ادا کرده است. اگر مستطیع شد نرفت عاق ما شده است. برای چه؟ معلوم می شود ما از کربلا توشه می گیریم. منشور عمل می گیریم. امام حسین برای گفتن حرف دارد. چقدر ما در محرم شعارهای جهانی حضرت را بحث کردیم. خدا تمام پیغمبرها را به دو نقطه آورده است. یکی کعبه، یکی کربلا. تمام انبیاء. تازه آن زمان که از کربلا خبری نبود. امام سجاد فرمود: «مَا مِن نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَد زَارَ كَربَلَاء» ما باید در این خصوص خیلی جدی باشیم. آن وقت روایاتی که وارد شده در خصوص امام رضا که فرموده هر کس زیارت بکند خواهرم را «وَجَبَت لَهُ الجَنَّة» یا «كَانَ كَمَن زَارَنِي‏» این از سر عواطف نیست.
الآن یک از آخوندهایی قطاع الطریق هستند در بعضی کشورها می گویند که علی داماد پیغمبر بوده، زهرا هم دختر پیغمبر بوده، حسن و حسین هم نوه ی پیغمبر بوده اند. عواطف فامیلی را قاطی نکنید بگویید. می خواهند بگویند این از سر احساس و عواطف گفته است. اوصافی که در خصوص حضرت زهرا در کتب اهل سنت آمده است، خیلی خیلی بالاتر از متون ماست. می-گویند اینها از سر عواطف بوده است. این را آقا رسول الله دقیقاً می دانسته اند و لذا مکرر می-گفتند: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی رابطه ارادت، ارادت فامیلی نیست. می گفتند حسین و اینهمه ارادت؟ زهرا و اینهمه ارادت؟ که بلند شوی بروی پیشواز او دستش را ببوسی بیاوری او را جای خودت بنشانی. اعتراض می کردند، می فرمود: «إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي‏ به» یعنی این حرف، حرف شخصی نیست.
پیغمبر ما فرمود: من دو کتاب را برای شما آوردم. این جمله یک عالم ارزش دارد. یک کتابی که الآن دست شماست قرآن. تمام حرف هایی که من می گویم، آن هم کتاب است. یعنی دو تا قرآن آوردم. آن کسی که گفت «کفانا کتاب الله» این را لحاظ نکرده است ولی پیغمبر ما لحاظ کرده بود. این را که گفت، گفت به زودی کسی می آید لم می دهد، متواتراً به تخت می نشیند می گوید: «کفانا کتاب الله». در این خصوص بخواهیم باز صحبت کنیم غوغاست.
شریعتی: امام جواد فرمود: «مَن زَارَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّة»
آیت الله عاملی: اصلاً هنوز حضرت معصومه به دنیا نیامده است، امام صادق در مورد او صحبت می کند. این خیلی استثنایی است. یعنی تا «لها شأن من الشأن» یعنی شأن او بسیار بالا است. نباشد این جمله را نمی گویند. سه تا امام معصوم این اوصاف را نمی گویند. و لذا توسل به این بزرگان بسیار بسیار راهگشا است. آنها که در توسل شبهه می کنند بشنوند. هم خلیفه ی اول، هم امیر المؤمنین. جنازه پیغمبر که در زمین است. آمدند کفن را باز کردند گفتند: یا رسول الله! اذکرنا عند ربک والنکن علی بالک» ما را در محضر خدا یاد بکن یعنی وساطت بکند و ما را هیچ وقت فراموش نکن. شما می گویید به مرده نمی شود توسل کرد. شرک است. پس همه شرک شدند.
در جنگ مسیلمه شعار لشکر اسلام این بود. «یا محمد، یا محمد، یا محمد» پس کل، همه ی اصحاب شدند شکر. سبحان الله. «إِنَّ هذا لَشَي‏ءٌ عُجاب‏» (ص/5) ما سَمِعنا بِهذا فِي المِلَّةِ الآخِرَةِ إِن هذا إِلاَّ اختِلاق‏ (ص/7)
یک جمله از متون اهل سنت بخوانم عزیزان لذت ببرند. آقای رسول الله که برای مباهله آمدند، حسن بودند، حسین بودند، حضرت زهرا و امیر المؤمنین. قبل از اینکه نصارای نجران را نفرین بکند، مباهله این است. اگر حق با ماست آتش شما را بگیرد، اگر حق با شماست، آتش خدا ما را بگیرد. قبل از اینکه این کار بسیار عظیم را انجام بدهند، یک جمله ای گفته اند عقل حیران است. این را برای چی گفته اند؟ برای امت. خطاب کردند به بچه ها، به امام حسن، به امام حسین، به حضرت زهرا، به امیر المؤمنین. فرمودند: من که دعا کردم شما آمین بگویید. پشت بند دعای من آمین شماست. دیگر چه بگوییم؟ دیگر تمام.
شریعتی: خیلی خوب. بهترین چیزی که می شود از حضرت معصومه خواست چیست؟
آیت الله عاملی: این هنر است که یک چیزی بخواهی که آن را گرفتی همه چیز را گرفتی.
شریعتی: بله. چی بخواهیم؟ اینجا، مشهد، در حال خوش، در نیمه های شب مان، چه بخواهیم که بهترین باشد؟
آیت الله عاملی: آقا رسول الله، شب معراج، خدا گفت که پیامبر من، تو یک حاجت مغزیه پیش من داری. هر چه بخواهی به تو می دهم. یک حاجت بخواه. هر چه بخواهی به تو می دهم. انسان کامل باید یک چیزی بخواهد که آن را گرفت، همه چیز را گرفت. برای همین می گویم هنر خواستن. خواستن هم همیشه بامعرفت است. یعنی انسانی که آنچنان معرفت ندارد از خدا چه می خواهد؟ یک آقایی می گوید که من می بینم همه می روند مشهد می گویند که وصله ی ما را زیاد کن. کسی نمی گوید این وصله من را بریز. آقا رسول الله آنجا یک جمله ای گفته است یکی از عرفا در شأن این جمله مطلبی را گفته می ترسم بگویم. آقا رسول الله عرض کرد: خدایا! «اضفنی الا عبودیتک» به من بگو بنده ی من. یعنی نسبت دادن. من را به عبودیتت نسبت بده یعنی بگو بنده ی من. تمام شرافت از این نسبت است.
مرحوم شهریار می گوید: ما هر شرفی داریم، یک نسبت آن نسبت به اهل بیت است. آن وقت گفت: «اضفنی الا عبودیتک» بگو بنده ی من. اگر یک بار گویی بنده ی من/ رود از عرش بالا خنده ی من. صبح آیه نازل شد «سُبحانَ الَّذي أَسر‏ بِعَبدِه‏» (اسراء/1) اصلاً چرا ضمیر را آورد؟ چرا این ضمیر غائب که اشاره به غیبیبویت است، همه در قرآن حساب شده است.
شریعتی: بسیار خب. ای از همه من های من بهتر منِ تو. ان شاءالله که این نسبت خودمان را با حضرات اهل بیت، حضرت معصومه (س) پیدا کنیم و ان شاءالله واقعاً به تعبیر حاج آقای عاملی عزیزمان یک چیزی بخواهیم که دربردارنده همه چیز باشد. ان شاءالله و ا ن شاءالله تک تک شما حاجت روا شوید. ما امروز اختتامیه ی برنامه ی سمت خدا را هم داریم. طی این سال ها که برنامه ی سمت خدا شروع شد و خدمت دوستان عزیزمان بودیم یک قراری گذاشتیم. گفتیم روزی یک صفحه قرآن تلاوت کنیم. بهانه ی اولیه ی آن را هم واقعاً مدیون خانم هستیم چون جزء خوانی های حرم در ماه مبارک رمضان برای همه ی ما خاطره انگیز است. جزء خوانی شبستان حضرت معصومه (س). گفتیم بیاییم هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم که هم این خاطره ی ماه مبارک رمضان و آن حس و حال تجدید شود و هم اینکه یک صفحه قرآن می خوانیم و ثواب آن را می توانیم اهدا کنیم. از نکات ناب آن صفحه می توانیم بهره مند شویم و همین روزی یک صفحه یک صفحه قرآن خواندن، مخاطبین ما 6 دوره قرآن را با ما ختم کردند و حالا امروز هم الحمدلله رب العالمین بنا است که هفتمین دوره ختم قرآن را آغاز کنیم و شروع آن هم از همین جا خواهد بود و قرار گذاشتیم که همه با هم شروع کنیم که این حرکت جمعی خودش قطعاً مؤثر خواهد بود. قرآن همچنان مهجور است شاید باز هم به خاطر همان بی معرفتی ما است. اینطور نیست؟
آیت الله عاملی: احسنتم. من دو مطلب دارم. یکی بحث به زبان عربی انتهاز فرصت است. یعنی فرصت ها را باید غنیمت دانست. ممکن است این چند سال می گذشت ما قرآن نمی خواندیم. اما الآن شما بخواهی یک روز را برگردانی دیگر نمی شود. دیگر تمام شد. ما فرصت ها را غنیمت بدانیم. شاید کسی 10 سال، 15 سال، 20 سال است که هر سه وعده نماز را با جماعت می-خواند. ممکن است این 20 سال می گذشت چنین فضیلتی از دست او می رفت. ما به زبان آذری یک ضرب المثلی داریم می گوید همه به وقت نگاه می کنند ولی وقت به هیچ کس نگاه نمی کند. ما باید فرصت ها را غنیمت بدانیم. یک فرصتی بوده که 6 بار قرآن را ختم کردید.
یک جمله را هم برای مسئولین بگویم. حضرت آقا فرمودند: گناه مسئولین با گناه مردم عادی فرق می کند. گناه مسئول این است که یک فرصتی دست او باشد، از فرصت استفاده نکند، فرصت را از دست بدهد. این دیگر خیانت به کل ملت می شود. حضرت آقا بزرگترین تکریم برای ما این است که خدا با قرآن با ما حرف زده است. این یک تکریم استثنایی است. ما را عددی حساب کرده است. این قرآنی که نماد دارایی خداست. نماد لاحدی خداست. من از دلالت حرف او صحبت کنم، کلمه ای صحبت کنم، وزنی صحبت کنم، ماده ی آن صحبت کنم، مفاهیم آن صحبت کنم، محشر است. خدا می داند که در قرآن چخبر است. اینهمه می گوید تدبر، تدبر، تدبر. ببینید در مفاهیم آن غوغاست که می گوید تدبر. من حساب کرده چیزی. خودش فرموده است: «لَقَد أَنزَلنا إِلَيكُم كِتاباً فيهِ ذِكرُكُم» (انبیاء/10) شما مسطور نبودید، من با این شما را مسطور کردم. من در این قرآن شما را یاد کردم.
من همیشه یک سفارشی دارم برای کسانی که قرآن می خوانند. آن هم این است که این قرآن را باز می کنی، اول چیزی که متوجه می شوی، خدا ما را جلوی خودش گذاشته است، همش دور ما می چرخد. تاریخ می آورد، دلیل می آورد، برهان می آورد، از انبیاء می گوید، استدلال های مختلفی می آورد، مثل می آورد، تشبیه می آورد. گاهی ما را تهدید می کند، گاهی تشویق می کند. اینهمه برای ما حساب باز کرده است. اول چیزی که به ذهن می رسد این است که مگر ما یک مشت گوشت و پوست و استخوان هستیم انقدر به ما حساب باز کرده است برای یک ذره. «أين التراب و ربّ الأرباب‏» آنجا فوراً متوجه می شوید که حقیقت ما یک مشت پوست و گوشت و استخوان نیست.
با سرشتت چها که همراه است/ خنک آن را که از خود آگاه است
پشت این کوه قرص خورشید است/ زیر این ابر زهره و ماه است
یوسفی در میان چاه است/ گوهر در میان این سنگ است
خوش بحال کسانی که که با قرآن محرمیت پیدا کرده اند. اسرار قرآن. اینطور نیست که «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرُون‏» (واقعه/79) تنها کتابی است که بخشی از مفاهیم آن متوقف بر طهارت است. تا طهارت نداشته باشی این برای شما حاصل نمی شود.
حضرت آقای شریعتی، از کجای قرآن صحبت بکنم؟ صورت چتری انسان کامل است. یعنی هر رتبه ای شما بخواهید در آخرت داشته باشید، چون آخرت را فقط برای انسان می دانند. فقط برای انسان. کسی که انسان نیست می گوید: «وَ امتازُوا اليَوم أَيُّهَا المُجرِمُون‏‏» جدا شوید. انسان را جدا می کند فلذا آخرت یوم الفصل است. آن وقت تصویر کتبی انسان کامل، انسان آرمانی قرآن می شود. «اقرأ و ارق» هر چقدر قرآن را خواندی، مراد از خواندن صرف دانایی نیست، دارایی است. شهاب الدین سهروردی می گوید من از قرآن فقط دو سوره بلد هستم. آن هم در مدرسه یاد نگرفته ام. استاد من به من یاد داد. این دانایی ها هر چقدر هست، 666 هزار رتبه. بالاترین رتبه مال حضرت ختمی مرتبت که «یخرجهم اولون و الآخرون». و لذا روایت هست که هر کس از شیعیان ما قرآن نخواند، «عُلِّمَ فِي قَبرِه» در برزخ به او قرآن یاد می دهند.
اگر کسی برای شما یک نامه ای بنویسد، شما اصلاً این نامه را نخوانید، این اهانت نیست؟ خدای به آن بزرگی با این کتاب با ما حرف زده است. اصلاً یک وقت باز نکنی ببینی که خدا چه حرفی زده است. اصلاً اگر قرآن نمی آمد، من بارها این را برای خودم تصویر و تصور کرده ام. اولین چیزی که می گفتیم این بود که ای کاش می دانستم خالق این کائنات، این منظومه، اگر می-خواست با من حرف بزند، چی می گفت؟ حرف دل او چه بود؟ در تمام شئون کائنات قرآن حضور دارد. آن وقت کفران نعمت بزرگی است که ما بیاییم در زندگی خودمان با قرآن سر و کار نداشته باشیم. آقا رسول الله فرمود: «انا اول واحد علی ربی یوم القیامه» اول کسی که به قیامت وارد می شود من هستم. من وارد می شوم، بعد از آن قرآن هست، و بعد از آن اهل بیت من هست. و من از امت سؤال می کنم. از امتم می پرسم با این قرآن چه کار کردی؟ در قبر که تلقین می خواندند گفتی القرآن کتابی. می گوید: الله ربی. خدا می گوید: کذب. القرآن کتابی، خدا می گوید کذب. جهنم این است که خدا بگوید: کذب. بعضی ها را که رو به قبله می کنند، ملائکه-ای داریم کارشان این است: پشت به قبله می کنند. چون مرگ عصاره زندگی است. این رو به خدا و به قبله زندگی نکرده است.
شریعتی: چطوری زندگی کرده ایم.
آیت الله عاملی: احسنت. «كما تعيشون تموتون، و كما تموتون تبعثون‏» آن وقت می گوید با قرآن من چکار کردید و سؤال می کند با اهل بیت من چکار کردید. من اگر آنجا باشم می گویم یا رسول الله امت تو ریختن سر اهل بیت تو. «ما منا الا مسموم او شهید». کشتند، شهید کردند، زیر سم اسب ها پایمال کردند، تازه باز سیر نشدند. داعش می گفت ما اگر به کربلا برسیم، چنان منفجر می کنیم تا عمق 150 متری که مثل بقیع نتوانند یک سنگ هم روی قبرش بگذارند. حتی با جنازه اش هم کار دارد. البته امت که می گویند بخشی از این امت که بالاخره با اندیشه ی بسیار تاریک وهابیت که این اعتقادات را دارند. آن وقت قرآن هم شافع مشفع است. این مهم است. یعنی قرآن می آید دست یکی را می گیرد خودش طرف بهشت می برد. بگذارید من صریح بگویم. بهشت و جهنم از اینجا شروع می شود. در روایت هست اینجا قرآن را اگر دست تان بگیرید، «قاده الی جنه» اینجا اگر قرآن را پشت سرتان بیندازید «ساقه الی النار». بهشت از اینجا شروع می شود. در باطن نگر تا سقرها در جگر یابی/ جنان ها در جهان بینی. روز قیامت شافع مشفع می شود خصومت می کند. هر کس احکام قرآن را پایمال کرده جلوی او را می گیرد. ربا خورده، قرآن جلوی او را می گیرد. زنا کرده قرآن جلویش را می گیرد. 16 آیه ی حجاب را زیر پا گذاشته، قرآن جلوی او را می گیرد. از دست یک عده هم می گیرد خودش می برد. از عقبات او را رد می کند. بین دنیا و آخرت هزار عقبه داریم. هزار عقبه داریم آسانترین آن مرگ است. عقبه یعنی سؤال می کنند حق الناس را چه کار کردی؟ بیت المال را چکار کردی؟ در محله ات گرفتار بود چه کار کردی؟
شریعتی: گردنه هایی که نگاهت می کنند.
آیت الله عاملی: بله. بگذارید یادی بکنم از حضرت آیت الله مرعشی نجفی که من در اینجا در نماز ایشان حاضر می شدم. ایشان آن لحظه ی آخر می گوید از دو چیز می ترسم. یک اینکه سر منبر یک حرفی بزنم که به ضرر دین تمام شود. می ترسم. دومین آن (اینکه در نزدیک) من کسانی، همسایگانی، اطرافیانی باشند که گرسنه باشند و من متوجه نشدم. اگر اینطوری بوده واللهِ باللهِ من اطلاع نداشتم. انسان ساخته و پرداخته در مدرسه تربیتی مسئولین اینطوری است. حالا قرآن می شود شافع مشفع. درباره ی قرآن حرف زیاد است. خوش به حال آنهایی که خودشان را با قرآن تنظیم می کنند.
از همسر پیغمبر سؤال کردند اخلاق پیغمبر چطوری بود؟ گفت: «کان خلقه القرآن» قرآن را ببین اخلاق پیغمبر را دیده ای.
شریعتی: ان شاءالله این آیه های نورانی بر دل و جان ما بنشیند با تأمل، با تدبّر، با تفکر. ان شاءالله قرآن بیاید در متن زندگی ما قرار بگیرد و ان شاءالله شفیع ما شود و دستگیری بکند. خیلی از شما ممنون و متشکر هستم.
(مراسم سلام به حضرت معصومه (س) و روضه خوانی و مداحی توسط آقای شالبافان)
تلاوت قرآن توسط آقای فروغی
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل يا أَيُّهَا الكافِرُونَ (1) لا أَعبُدُ ما تَعبُدُونَ (2) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (3) وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدتُّم (4) وَ لا أَنتُم عابِدُونَ ما أَعبُدُ (5) لَكُم دينُكُم وَ لِيَ دينِ (6)
 بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ إِذا جاءَ نَصرُ اللَّهِ وَ الفَتحُ (1) وَ رَأَيتَ النَّاسَ يَدخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفواجاً (2) فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ استَغفِرهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً (3)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ تَبَّت يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) ما أَغن‏ عَنهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ (2) سَيَصل‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ (3) وَ امرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الحَطَبِ (4) في‏ جيدِها حَبلٌ مِن مَسَدٍ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَم يَلِد وَ لَم يُولَد (3) وَ لَم يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ (1) مِن شَرِّ ما خَلَقَ (2) وَ مِن شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3) وَ مِن شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي العُقَدِ (4) وَ مِن شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنَّاسِ (4) الَّذي يُوَسوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6)
قرائت دعای ختم قرآن
به نام خداوند بخشنده مهربان. (ای رسول ما) بگو که ای کافران مشرک (1) ما آن (بتان) را که شما (به خدایی) می پرستید هرگز نمی پرستم (2) و شما هم آن خدای یکتایی که من پرستش می کنم پرستش نمی کنید (3) نه من هرگز خدایان باطل شما را عبادت می کنم (4) و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد (5) پس اینک دین شما برای شما باشد و دین من هم برای من (6)
به نام خداوند بخشنده مهربان. چون هنگام فتح و فیروزی با یاری خدا فرا رسد (مراد فتح مکه است) (1) در آن روز مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می شود (2) در آن وقت خدای خود را حمد و ستایش کن و پاک و منزّه دان و از او مغفرت و آمرزش طلب که او خدای بسیار توبه پذیر است (3)
به نام خداوند بخشنده مهربان
ابولهب نابود شد دو دستش قطع گردید (1) مال و ثروتی که اندوخت (برای محو اسلام) هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید (2) روز باشد که به دوزخ در آتشی شعله ور درافتد (3) و همسرش (امّ جمیله خواهر ابوسفیان) هیزم آتش افروز دوزخ باشد (4) در حالی که (با ذلت و خواری) طابی از لیف خرما به گردن دارد (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو او خدای یکتاست (1) آن خدایی که از همه عالم بی نیاز و همه ی عالم به او نیازمند است (2) نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است (3) و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست (4)
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو من پناه می جویم به خدای فروزنده ی صبح روشن (1) از شرّ مخلوقات (2) و از شرّ شب تار هنگامی که درآید (3) و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند (4) و از شرّ حسود بدخواه چون بر وجود رسول (ص) و کمالات حضرتش شراره ی آتش رشک و حسد افروزند (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان
(ای رسول ما) بگو من پناه می جویم یه پروردگار آدمیان (1) پادشاه آدمیان (2) اله  یکتا معبود آدمیان (3) از شرّ و وسوسه ی شیطان (4) آن شیطان که وسوسه اندیشه بر افکند در دل مردمان (5) چه آن شیطان از جنس جن باشد و یا از نوع انسان (6)
شریعتی: این اختتامیه ی قرآن کریم برنامه سمت خداست در ششمین دوره.
چیزی که این روزها همه ما به آن اذعان داریم و شاید یک مقداری هم از آن غافل هستیم بحث تضرّع و توسل است که شاید مکرم علمای عظیم الشأن ما و حتی رهبری معظم و معزّز ما به آن اشاره کردند. از حاج آقای عاملی خواهش می کنیم قبل از اینکه حاج حسن آقای عزیز ما دعای توسل را برای ما بخوانند که ان شاءالله همه با هم، در کنار هم این دعای توسل را قرائت کنیم در جوار بارگاه کریمه ی اهل بیت، حاج آقای عاملی از اهمیت توسل و تضرع برای ما بفرمایند که ان شاءالله با دل و جان دعای توسل را با هم قرائت و تلاوت کنیم.
آیت الله عاملی: تشکر می کنم. خدای متعال، آن ذات لایتناهی یکی از مباحث بسیار جذابی که در قرآن دارد گلایه است از بنده. این بسیار عجیب است. خدای متعال، ذات لایتناهی، عبد بی-مقدار، ذره که امام سجاد به خدا عرض می کند: «أَنَا بَعدَ ذَلِكَ أَقَلُّ الأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الأَذَلِّينَ وَ مِثلُ الذَّرَّةِ أَو دُونَهَا» بیاید گلایه بکند. گلایه های قرآن را در بخشی از مباحث گذشته ما بخشی از آنها را آوردیم.
یکی از گله های خداوند این جمله است: «فَلَو لا إِذ جاءَهُم بَأسُنا تَضَرَّعُوا» (انعام/ 43) خدای متعال گلایه می کند که وقتی گرفتاری هایی برای شما درست می شود چرا تضرع نمی کنید؟ گلایه می کند. این گلایه ی خدا خیلی حساب شده است. معلوم می شود که تضرع دوای اصلی است. مثال هم می زند که وقتی به قوم یونس بلا نازل شد، آثار بلا شروع شد، تضرّع کردند. خدای متعال هم برگرداند. اساس تضرّع هم توبه است، تطهیر است. الآن عزیزان ما هر کجا تشریف دارند، ما اینجا دعا می خوانیم عزیز ما هم دعای توسل می خوانند. دعا را باید آن کسانی در خانه ها بخوانند که در بین گرفتاری ها این صحنه را تماشا می کنند و دلشان شکسته است. دل که شکست در باز شد. توبه هم باب الابواب است. عزیزان ما توجه داشته باشند که جمعیت «ید الله مع الجماعه» تضرّع وقتی جمعی باشد، توجه خدا قطعی است. عزیزان ما هر کجا هستند، استغفار، انابه، تضرع داشته باشند و از خدای متعال می خواهیم که وعده ای که خدای متعال فرموده است که تضرع بکنند، من بلا را برمی گردانم. الآن علم ایستاده است، علم متوقف شده است. این بیماری که دنیا را در چنگال های خودش گرفته است بهترین راهی که خدا به ما نشان داده است تضرع است. از باب تضرع ما به خدای متعال نجوا می کنیم و چون ذوات مقدسه معصومین مکانت بزرگی پیش خدا دارند، امام رضا فرمود: وقتی گرفتار شدید ما را ببرید. در بارگاه خدا ما حاجت شما را از شما بگیریم، «إِذَا نَزَلَت بِكُم شِدَّةٌ فَاستَعِينُوا بِنَا عَلَ اللَّه‏» بنابراین در عین تضرّع، در عین توبه، انابه، استغفار، ما از طریق دعای توسل عرض ادب می کنیم ساحت قدسی هم حضرات معصومین و هم از خدای متعال می خواهیم که به حرمت حضرات معصومین مخصوصاً این محفل مبارکی که در محضر حضرت معصومه (س) هستیم ان شاءالله در اسرع وقت گرفتاری ها، مخصوصاً این بیماری را، حصار اقتصادی را از کشور ما برطرف بفرماید.
شریعتی: ان شاءالله.
(قرائت دعای توسل در جوار حضرت معصومه توسط آقای شالبافان)
شروع هفتمین دوره ختم قرآن کریم برنامه سمت خدا در سالروز وفات کریمه ی اهل بیت از شهر مقدس قم و از جوار این ضریح و مضجع نورانی.
(دعای قبل از تلاوت)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ (1) الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ (2) الرَّحمنِ الرَّحيمِ (3) مالِكِ يَومِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعبُدُ وَ إِيَّاكَ نَستَعينُ (5) اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ (6) صِراطَ الَّذينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَ لاَ الضَّالِّينَ (7)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ‏ الم (1) ذلِكَ الكِتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدً لِلمُتَّقينَ (2) الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ (3) وَ الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِما أُنزِلَ إِلَيكَ وَ ما أُنزِلَ مِن قَبلِكَ وَ بِالآخِرَةِ هُم يُوقِنُونَ (4) أُولئِكَ عَل‏ هُدً مِن رَبِّهِم وَ أُولئِكَ هُمُ المُفلِحُونَ (5)
به نام خداوند بخشنده مهربان (1) ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است (آفریننده جهان-ها است) (2) خدایی که بخشنده و مهربان است (3) پاداش روز جزا است، روز کیفر نیک و بد خلق (4) پروردگارا تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوئیم و بس (5) تو ما را به راه راست هدایت فرما (6) راه آنان که با آنها انعام فرمودی به راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی و نه گمراهان عالم (7)
به نام خداوند بخشنده مهربان الم (از رموز قرآن است) (1) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگارانست (2) آن کسانی که به غیبت ایمان آرند  و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند (3) و آنان که ایمان آرند به آنچه خدای به تو و پیغمبران پیش از تو فرستاد و آنها خود به عالم آخرت یقین کامل دارند (4) آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت رستگاران عالمند (5)
آیت الله عاملی: خدای متعال واقف بر ضمایر است. خلوتخانه ی دلها را خدا «يَا مَن يَملِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِين‏» از خدای متعال می خواهم عزیزانی که با ما همراه بودند هر حاجتی در خلوتخانه ی دلشان دارند ان شاءالله مستجاب شود. همه ی ما کنار سفره شهدا نشسته-ایم، از خدای متعال می خواهیم که ما را در ادای دین، در ساحت باعظمت شهدای ما موفق بکند، علو درجات به آنها مرحمت بفرماید و از خدای متعال یک حاجت خاص الخاصی داریم. آن هم این است که من با تمام وجودم از خدای متعال می خواهم که تولیت تربیت جوان های ما را خدای متعال خود به عهده بگیرد، عزت آنها، آینده ی آنها را تأمین بکند. پدر و مادرها را در ادای دین پدری، دین مادری موفق بکند و همه ی جوان های ما را بنیانگذار نسل صالح تا روز قیامت قرار بدهد و نسل ما را زمینه ساز ظهور آقا صاحب العصر و الزمان قرار بدهد و دعایی که برای همه ی ما ایرانی ها بسیار بسیار خطیر است، مقام معظم رهبری طول عمر پربرکت و باعزت مرحمت بفرماید و برهان او را بر دنیا غالب بفرماید.
شریعتی: الهی آمین..

Starts: 11-28-2020
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap