نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 متن بیانات آیت الله سیدحسن عاملی باعنوان (سلوک الهی(دوری ازتشخص5)مورخه991025

99-10-25- آیت الله عاملی - سلوک الهی ( دوری از تشخّص)

سلام می کنیم به حضرت صدیقه ی طاهری و سلام می کنیم به همه ی آنهایی که در این روزها و شب‌های عزادار حضرت مادرند. ان شاءالله که حاجات تان بر درگاه استجابت و ان شاءالله که خداوند متعال به تک تک ما توفیق بدهد که بتوانیم در اقامه ی عزای حضرت صدیقه ی طاهره سنگ تمام بگذاریم در حد وسع و بضاعت و توان مان گرچه هیچ‌کدام از ما هم نمی توانیم حق این عظمت حضرت صدیقه را ادا کنیم ولی در عین حال تلاش می کنیم و می کوشیم که خودمان را نزدیک بکنیم به بزرگانی که در احیای فاطمیه همیشه پیشقدم و پیشگام بوده اند.آیت الله عاملی: خدمت حضرتعالی سلام و دعا دارم. خدمت عزیزانی که در صدا و سیما مقدمات این برنامه را فراهم می کنم. همه ی عزیزان را دعا می کنم و عرض ادب دارم ساحت منیع ملت بزرگ‌مان، عنصر مقاومت، عنصر عزت ما و عزیزانی که تمام تحریم برای انتقام از این ملت مقاوم که عنصر مقاومت بود و هست، تحریم از انتقام از ملت ما بود. عرض ادب می کنم و در خصوص شهادت حضرت زهرا (س) عرض ادب داریم ساحت مقدس آسمانی حضرت زهرا (س) و من این نکته را محضر عزیزان مان عرض می کنم که بهترین عرض ادب در وَفَیات آنها، شهادت های آنها، ولادت های آنها این است که ما یک سهمی از فکر آنها، رفتار آنها، اخلاق آنها داشته باشیم و این بهترین رابطه است. در خصوص حضرت زهرا (س) اینطور نباشد که رابطه ی ما این باشد که در عزایشان خرما بخوریم، در ولادت شان شیرینی بخوریم، گاهی هم برای زیارتشان مشرف بشویم اما شباهتی، نکات اشتراکی با آنها نداشته باشیم. خودشان اصرار کردند که شبیه ما باشید. خودتان را با فکر ما تنظیم بکنید. «مَن سَرَّهُ أَن يَستَكمِلَ الإِيمَان‏» کسی می خواهد ایمانش کامل شود، روایت هست «فَليَقُلِ» بگرد. به زبانش دارد. «القَولُ مِنِّي فِي جَمِيعِ الأَشيَاءِ» نظر من در تمام اشیاء، در اعتقادات، در اخلاق، در رفتار، در فقه، در عروسی، در عزا، در سیاست، در تجارت، در تربیت، در همه چیز، «ما قَولُه محمد و آلِ مُحَمَّد». همانی است که اهل بیت گفتند «فِيمَا بَلَغَنِي وَ فِيمَا لَم يَبلُغنِي، فیما اعلنوا و فیما لم‌یعلنوا» در هر چه که اعلان کردند و اعلان نکردند. در هر چه که به ما رسیده و نرسیده. یعنی کلاً. دربست. من زندگی ام با آنها تنظیم است. «وَ أَمرِي لِأَمرِكُم مُتَّبِع» این جمله را بگویند. و در خصوص حضرت زهرا برای عزیزانم یک توصیه ای دارم. آن هم این است که از سر تحقیق عرض می کنم، از مصدر تحقیق عرض می کنم. فضائلی که برای حضرت زهرا ذکر شده در منابع اهل سنت بیشتر از شیعه است. حیرت آورتر از آنی است که در شیعه است. و لذا من سفارش می کنم، التماس می کنم از عزیزان خودم، از کسانی که عشق به ساحت حضرت زهرا دارند، حتماً روایات وارده از اهل سنت را در خصوص حضرت زهرا مطالعه بکنند. چه بگویم وقتی که نقل کردند که آقا رسول الله فرمود: من روز قیامت دنباله روی حضرت زهرا هستم. «ابعث علی البراق و فاطمه امامی». روایت است نترس، چرا «و فاطمة امامی»؟ چون در روز قیامت هر کسی نورش «یسعی بین ایدیهم» هست. اگر قرار باشد نور حضرت ختمی مرتبت تجلی پیدا کند، یسعی بین ایدهم باشد، می شود حضرت زهرا (س). دیگر با این تعبیر همه چیز تمام شد.

شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله که همه ی ما مشمول دعای حضرت مادر باشیم. ان شاءالله. و فرزندان خوبی برای او. و ان شاءالله مشمول شفاعت و دستگیری او هم بشویم. خیلی خوب. این هفته ‌ها داریم راجع به تشخص صحبت می کنیم. خوش به حال هر کسی که اگر تشخصی دارد، اگر شخصیتی دارد، این شخصیتش مرتبط به حضرت صدیقه ی زهرا (س) باشد و این نسبتش در این تشخص لحاظ شود. امروز هم صحبت های ناب حاج آقای عاملی را به اتفاق خواهیم شنید.

آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. بحث ما در این بود که انسان هر چقدر کامل‌تر شود، دارایی های مادی معنوی خودش را به رخ مردم نمی کشد. ما این را تشخص می گوییم. طلب تشخص. طلب تشخص، انسان که ذاتاً تشخص می خواهد. آن را مستقلاً بحث می کنیم. آن تشخصی که نشان منیت است. معنایش تفاخر است، معنایش تفوق‌طلبی است. اگر قرار باشد کل یک ملت، دارایی های خودش را به رخ همدیگر بکشند، بیایند دارند در اینستا بریزند، یکی سفرش را به رخ بکشد، یکی وسایل خانه را به رخ بکشد، یکی عروسی اش را، یکی غذایی که خورده است، یکی لباسش را. آن وقت آنهایی که نمی توانند با این مسابقه عفن همراهی کنند چکار کنند؟

شریعتی: می نشینندغصه می خورند.آیت الله عاملی: فقط غصه می خورند؟ گاهی افرادی هستند که برای اینکه می بینند شکسته می شوند، برای اینکه شکسته نشوند، تحقیر نشوند، از راه هایی می خواهند خودشان را به این مسابقه برسانند که بزه های مالی جامعه درست می شود. جوان است، نمی داند که یک شبه نمی شود به آن ثروت رسید که او با آن ثروت ها خودنمایی می کند. می خواهد به آن ثروت برسد، در نتیجه می گویند این موارد را از اینجا اگر به فلان جا منتقل کنی انقدر مثلاً درآمد دارد. برای همیشه گرفتار می شود. الآن این جوان ترور شد. این نوعی تروریسم است. تروریسم فقط آن نیست که کسی را بزند بکشد. زمینه ی این ترور را چه کسی درست کرد؟ استعداد بسیار ویژه ای که این جوان داشت. می توانست خیلی کارها بکند. اینجاست که تربیت خودش را نشان می دهد. نیاز جامعه به برنامه های تربیتی خودش را نشان می دهد. اگر توسعه، توسعه ی جامع نباشد، از یک طرف توسعه ‌ پیدا کنیم، یک شهری را تصور کنید از جهت اقتصادی خیلی رشد کرده است. شده مثل یک ایالتی از ایالات آمریکا اما از جهت فرهنگی، احساس‌ها و عواطف، رشد نکرده است. آن وقت می دانید آن جامعه چه ‌می شود؟ وقتی که ارزش‌‌های انسانی همه بگویند کلاه من را باد نبرد. هر چه اتفاق افتاد، افتاد. اینجاست که انسان های ساخته و پرداخته، خودشان را فدا می کنند و عزت و حشمت جامعه، دیگران. این دیگر خواستن یک ارزش است تا اینکه ما طواف کنیم تمام. اگر صد سال دوری می شتابی/ نه خود را و نه کس را بازیابی. آخر سر می بیند در همان نقطه است. متولد شده بود، در هشتاد سالگی هم در همان نقطه هست که متولد شده بود. سال‌ها ره می رویم در اخیر/ همچنان در منزل اول اسیر. اما وقتی که رشد کرده است، «وَ لَقَد آتَينا إِبراهيمَ رُشدَه‏» (ابراهیم/ 51) خدا وقتی می خواهد نعمت خودش را به ابراهیم متذکر شود، می گوید رشد دادیم. یعنی طفلی که بدنش رشد می کند، فکرش، آمالش، آرزویش، قلبش بزرگ می شود. قلب بزرگی داشته باشد. تا یک حرفی شنید دعوایشان شد. غوغا شروع شد. پروند‌ه سازی شروع شد. اینطور نیست. انسانی که ساخته و پرداخته شود، هیچ‌وقت دنبال تشخص‌های ظاهری نمی رود. اگر تشخص ظاهری هم از دستش برود، برایش خیلی سهل است آنی که برای عوام خیلی سخت است. از مرحوم شیخ انصاری سؤال می پرسیدند، سؤال را نمی دانست، داد می زد نمی دانم. اگر می دانست یواشکی جواب را می گفت. می گفت آقا چرا داد می زنید؟ می گفت می خواهم به طلبه ها یاد بدهم وقتی جواب مسئله ی فقهی را نمی دانند عارشان نیاید. خجالت نکشند که نمی دانند.

یک قصه ای از مرحوم آ شیخ مرتضی حائری است. این شخصیت خیلی ساخته و پرداخته بوده است. در زمان انقلاب هم یک فردی به ایشان خیلی اهانت کرد، جسارت کرد بعداً عزیزان قمی انتقام را از آن آقا گرفتند. شخصیت خیلی بزرگی بود. حضرت آیت الله بروجردی یک مجلسی داشتند، مجلس استفتاء. آنجا سؤالاتی که آمده بود می خواندند، می گفتند جواب این سؤال فقهی این است، منابعش این است، مدارکش این است. مجتهد‌ها هم اطراف جمع می شدند، آن وقت مباحثه ی علمی شروع می شد. می گفتند حضرت آقا این نباید اینطور باشد، باید اینطور باشد. می نشستند مباحثه ی علمی می کردند. چطور شده بود یک روز آقای بروجردی گفته بود هر کس این مطالب را نمی فهمد به این مجلس نیاید. از فردا حضرت آیت الله آ شیخ مرتضی حائری نیامده بود. گفته بود من احتمال می دهم که نفهمم کلام استاد من زمین بیفتد. به کلام استاد من بی حرمتی شود. اصلاً انسانی که بالاخره قول کرده، هیچ‌وقت اینطور... سهل شیری دان که صفها بشکند/ شیر آن دان، آنکه خود را بکشند. اشتباه کردی بگو اشتباه کردم. آقای حائری مؤسس حوزه، پدر ایشان، می گفت که می گویند مرد کسی است که از حرفش برنگردد ولی من می گویم مرد کسی است که از حرفش برگردد. معصوم که نیستیم. گاهی اشتباه می کنیم. اصلاً تقوای این بزرگوار، حاج شیخ مرتضی حائری خیلی عجیب بوده است. من از تقوای ایشان یک قصه ای نقل می کنم که یک مدرسه است. بعضی از قصه ها... « فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُون‏» (اعراف/ 176) خداوند فرموده قصه ها را به اینها بگو. خدا در قصه می خواهد که جرقه ی تفکر را درست کند. ما خیلی به تفکر احتیاج داریم. در چه موضوعاتی؟ ان شاءالله عرض می کنم. آنقدر این بحث مهم است. ما خیلی احتیاج به تفکر داریم. تفکر ساعت. یک ساعت، یک لحظه تفکر بهتر از عبادت یک سال است، بهتر از عبادت هفتاد سال است. جفتش آمده است. حضرت امام درس اخلاقشان فرموده اند این به خاطر مراتب فکر است. بعضی فکرها آنقدر بالاست بهتر از عبادت یک سال است، بعضی وقت ها بهتر از عبادت هفتاد سال است.

شریعتی: یکهو می بینی ره چند ده ساله را یکشبه می توانی طی کنی.

آیت الله عاملی: حتماً من یک روزی موضوعات تفکر را برای شما بیان می کنم. این بزرگوار یک قصه ای دارد، یک مدرسه است. اینکه گفتند «عِندَ ذِكرِ الصَّالِحِينَ نزولُ الرَّحمَة» این است. هنگام ذکر صالحین نزول الرحمه. رحمت نازل می شود. اگر کسی به استاد اخلاق دسترسی ندارد برود قصه های آنها را بخواند. قصه ی عرفا را بخواند. اصلاً من همینطوری طلبه شدم. کتابی که حضرت آیت حاج سید علی آقای قاضی طباطبایی شهید محراب نوشته بود، من کتاب ایشان را که خواندم در این خصوص نوشته بود، اصلاً کاملاً من را گرفت. بسیاری از طلبه ها هم که می آیند با این حال و هوا می آیند. با حال و هوای مسائل عرفانی می آیند. یکی از اساتید ما که الآن 102 سال دارد. متولد 1298 است. ایشان می گوید من که رفتم طلبه شدم، آن زمان آقای مرعشی نجفی، آن زمان آنقدر طلبه کم بود که هر کسی می آمد طلبه می شد، مراجع بزرگان می آمدند خوش‌آمد می گفتند. آقای مرعشی پیش من آمد. گفت قربان معرفتی بروم که هنوز مشهود به شواهد مدرسه نیست. یکی از علما می گفت اگر طلبه هایمان حالت اولیه ی خودشان را نگه دارند بس‌شان است. این بزرگوار قصه اش این است که ایشان می گوید من یک کتاب نوشته بودم، کتاب را که نوشتم زیر آن اسم خودم را نوشته ام. مرتضی حائری ابن مرحوم عبد‌الکریم حائری. اسم پدرم را نوشتم که این پدر فلان کس است. یک خورده با خودم فکر کردم گفتم تو از کجا می دانی که او مرحوم است؟ نکند خلاف بنویسی؟ در دفتر تو یک خلاف ثبت شود. شاید مرحوم نیست. مرحوم را پاک کردم. مؤسس حوزه، حاج شیخ، آنقدر جلالت قدر دارد، در برابر رضاخان ایشان حوزه را حفظ کردند. خیلی جلالت قدر دارند. تقوای ایشان، کرامات ایشان، زهد ایشان. حضرت آیت الله اردبیلی بزرگ، حاج سید یونس بزرگ، اردبیلی بزرگ، سید یونس اردبیلی، ایشان مهمان شده بود به مؤسس حوزه آقای حائری. آن وقت غذا درست کرده بودند که دو تا آقازاده ایشان خوابیده بود. گفته بود که بگذار من اینها را بیدار کنم بیایند شام بخورند، آقای اردبیلی گفته بود بگذار بخوابند اینها. بیدارشان نکن. گفت: نه آقا. ایشان امشب که برنج درست کردند اینها مدت های مدید است که برنج نخورده اند. خودش را تنظیم کرده بود با پایین ترین فرد جامعه. «إن الله فرض عل أئمة العدل أن يقدروا أنفسهم كضعفة الناس‏» اینها بزرگان ما، روحانیت ما هستند که خدمت کرده اند.

شریعتی: و در طول تاریخ انقدر ماندگار شده اند.

آیت الله عاملی: حالا ایشان پدرش را خوب می شناسد، می گوید نکند مرحوم بنویسم این خلاف باشد. مرحوم را پاک می کند تا خدای ناکرده یک دروغی ننویسد. خودش می گوید شب در خواب پدرم را دیدم. پدرم به خوابم آمد. عجب جمله ای است، عجب جمله ای است. گفت: بارک الله آقا مرتضی. بارک الله آقا مرتضی. آن انگشتانت را بیاور من آنها را ببوسم. که انقدر در استخدام کلمات حساس است. انقدر در انتخاب کلمات دقیق است. با این مراقبت ها انسان به خیلی از جاها می تواند برسد. ببینید چه هضم نفسی داشته است، چه تواضعی داشته است. یک وقتی من خدمت شما عرض کردم که قرآن آمده ما را خراطی بکند، دین آمده ما را خراطی بکند. گاهی ما برمی گردیم دین را خراطی می کنیم. این تواضع‌ها، حضرت آقای شریعتی شکستن نیست. بعضی وقت ها می گویند که این تواضع‌ها تنقیص است. شأن ما را، رتبه ی ما را پایین می آورد. من می گویم نخیر. اینها همه رفعت عند‌الله است. در روایات هست «اطلب رفعة عند‌الله». بعد می گوید چکار کن. رفعت عند‌الله همه ی مصادیقش مصداق شکستن صولت نفس است. هر کجا صولت نفس را شکستی بلند شو بیا بالا. دعوا شده، با خانمت دعوا کردی، چی می شود؟ بگو حق با شماست. حق با شماست. اگر بگویی حق با شماست چه می شود؟

شریعتی: تمام می شود و قائله ختم می شود.

آیت الله عاملی: علاوه بر اینکه قائله ختم می شود، روز قیامت خدا می گوید هر کس گردن من حق دارد بلند شود. اهل محشر می گویند خدایا چه کسی می تواند گردن تو حق داشته باشد؟ و من این آیه را می خوانم. «فَمَن عَفا وَ أَصلَحَ فَأَجرُهُ عَلَ اللَّهِ» علی الله یعنی خودم باید مزدش را بدهم. خیلی راحت بگو حق با شماست.

شریعتی: برای شما خیلی راحت است. برای خیلی از ماها پا روی خودمان گذاشتن سخت است که بگوییم حق با شماست. خیلی ساده نیست.

آیت الله عاملی: اما برای کسی که دنبال تشخص‌های مادی نیست خیلی خیلی سهل است. یک کلمه یاد بگیر. بگو حق با شماست. اگر گفتی حق با شماست، دعوا خوابید، من ضامنم ثوابش خیلی بالاتر از این نمازهاست که ما می خوانیم. حضرت امام فرمود: این نمازها که ما می خوانیم، معصوم بخواند دق‌مرگ می شود. به این ثواب‌ها امید نداشته باش که به این سادگی... اما به آن کاری که الآن آنجا گفتی حق با شماست. یکی از عشایر ما به حج رفته بود. گفته بود خدایا اگر 124 هزار پیغمبر را بیاورند، شفاعت من را بکنند و تو نپذیری، باز هم می گویم خدایا حق با توست. من سر دعوای حق اینجا نیامدم. چقدر عالی است. می گوید من سر دعوای حق اینجا نیامدم. می گویم حق با توست. چرا ما اینها را یاد نگرفتیم؟ من این عشایر را طبقه ی دوم بردم. طبقه ی دوم نگاه کرد دید چقدر حاجی دارند طواف می کنند. یک نگاهی آنجا کرد، یک جمله گفت من خیلی خوشم آمدم. با همان لهجه ی عشایری اول خدا را صدا زد. گفت آق الله هی. یعنی ای خدا. اینها همه سر بهشت با تو دعوا دارند. مرد عامی. ما نباید به خاطر بهشت با خدا معامله کنیم.

در هر حال ما در بحث تشخص باید خیلی توقف کنیم چون امروزه جوان های ما در یک مسیری افتادند برای پیدا کردن تشخص. بعضی ها با لباس‌های غیرمتعارف. همه را نمی گویم. و دلشان هم پاک است. پاک پاک. مبادا کسی سوء‌ظن بکند. یعنی شرایط اجتماعی طوری پیدا شده است که به این سمت رفته است. آن وظیفه ی امثال من است. در حدیث قدسی است خدا فرمود: «لَأَحمِلَنَّ ذُنُوبَ سُفَهَائِكُم عَلَ عُلَمَائِكُم‏» من گناهان گهنکارها را در ذمه ی علما می نویسیم. «لَو لا يَنهاهُمُ الرَّبَّانِيُّون‏» (مائده/ 63) خدا در قرآن گلایه می کند. می گوید ربانیون، علمای ربانی کجا بودند؟ که امور را اصلاح نکردند. گاهی به آرایش‌های غیرمتعارف روی می آورند. کارهای غیرمتعارف. تابوها را می شکنند. هنجارهای عرفی اجتماعی را می شکنند. الآن دیگر شکستن خط قرمزهای اخلاقی یک سوژه ای است که همه باید پرداخت کنند. صدا و سیما پرداخت کند. ریشه کجاست؟ یعنی فضای مجازی را برای جذب دنبال‌کننده کارهایی می کنند که به حد افتضاح رسیده است که دنبال‌کننده ی من بیشتر باشد. یک عده سودجو هم غیر از این جوان ها وارد میدان شدند. آنها هم برای سودجویی یک کارهای غیرعرفی انجام می دهند برای اینکه ملیونی دنباله رو داشته باشند. بعد که جمعیت زیادی را جمع کردند عزیزان می دانند. با مراکز قمار، امثال اینها، اینها قرارداد می بندند که آنها را تبلیغ کنند. شاید باور نکنید بعضی از اینها ماهانه 500 میلیون درآمد دارند. بی نزاکت ترین کارها را می گویند انجام بدهید به ما بفرستید. در برابر پدر مادر بیچاره یکهو یک کار بی نزاکت که من خجالت می کشم به زبان بیاورم. آنهایی که در این باب هستند می فهمند من چه می گویم. بچه این کار را می کند. گاهی پدر، مادر، دعوای مفصل، کتک مفصل، این چه کاری بود کردی؟ آنها هم به اصطلاح برای نظام چالش درست می کنند. اینها را می فرستند تا فالوور آنها بالا برود، با مراکز قمار قرارداد ببندند. اینها با این هنجارشکنی، در جامعه ما قفل‌زدایی می کنند. این قفل‌زدایی خیلی وحشتناک است.

شریعتی: زشتی یک کاری از بین برود.

حجت الاسلام عاملی: احسنت. یک جریان عفن فرهنگی در جامعه ی ما راه می اندازند. ما با این سودجوها کار نداریم. او دارد یک معامله می کند اما صحبت من اینجا یک سؤال است که چرا بی نزاکت ترین حرکت ها انقدر مشتری دارد؟ ما باید واقعیت ها را بپذیریم، مطرح کنیم، بعد دنبال علاج بگردیم که چنین چیزی هست. چرا معیارها اینطوری عوض می شود؟ البته ما با نیازهای اصیلی که جوان دارد کاری نداریم. آن را بحث می کنیم. آن نیازهای اصیل که هر مقطع سنی یک نیاز دارد و تربیتند. اجابت همان نیاز هم مقطع سنی است و پدر و مادر باید خودشان را تنزل بدهند، بفهمند که این مقطع سنی نیازش چیست. «مَن كَانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصَابَ لَه‏» به به. هر کسی پیشش بچه است، نمی گوید بچه ی خودش است. ولو در مهد‌کودک هستی. آن حساس‌ترین قسمت آنجا است. می دانید که الآن در بعضی از کشورهای اروپایی مهدکودک هر چقدر سن پایین باشد، اجرتش خیلی بالا است.

شریعتی: کار کردن سخت است.

آیت الله عاملی: نه. خود دولت قیمت تعیین کرده است. آنهایی که بچه هایشان را مهدکودک می گذارند، آن سنین پایین دولت مثلاً چقدر باید بگیرد؟ مثلاً ماهانه ده دلار باید بگیرد، دولت گفته 100 دلار باید بدهی، 200 دلار باید بدهی.

شریعتی: که کسی نتواند بگذارد مهد‌کودک.آیت الله عاملی: احسنت. دولت هم قیمت را بالا برده که بچه ها را به مهد نسپرند. به آن برون سپاری می گویند. برون سپاری که شد بچه می رود اخلاق آن شخص را می گیرد. یک وقتی سر یک بچه زمان امیر‌المؤمنین دعوا بود. این می گفت بچه مال من است، او می گفت بچه مال من است. ماجرای ارث وسط بود. آن وقت امیر‌المؤمنین بچه را خواست، پنج شش بچه ی دیگر هم آورد کنار او نشاند. آن وقت به بچه ها گفت بنشینید، نشستند. گفت بلند شوید. بچه ها که بلند می شدند این بچه دستش را گذاشتند گفت: یا الله. حضرت گفت آن مال این پیرمرد است. خلق و خویش را گرفته است. آن هم باز بحث تربیتی است. ان شاءالله یک بحثی داشته باشیم خانواده ی آرمانی. این جایش در صدا و سیما خالی است. خانواده ی آرمانی چه خصوصیاتی دارد. در مقاطع سنی بیاید، هر خصوصیتی دارد ما آنها را بحث می کنیم. الآن در هر پنج سال، یک نسلی متولد می شود که زبان نسل قبلی را نمی فهمد تا کجا رسد که زبان پدر و مادرها را بفهمد. یعنی من صراحتاً عرض می کنم اگر کسی بتواند الآن یک فرزند ایده آل تربیت کند، شایسته تربیت کند، باید مجسمه اش را بریزیم. یعنی دین پدری، دین مادری ادا کردن با یله بودن خانواده. تربیت شیء فشیء درست شدن است. این حوصله می خواهد.

شریعتی: آخه یک جا هم نیست. یعنی الآن تلویزیون دارد تربیت می کند، شبکه های اجتماعی دارند تربیت می کنند، مدرسه دارد تربیت می کند، خیابان، کوچه، جامعه. و کار پدر مادرها خیلی سخت می شود.

آیت الله عاملی: دقیقاً. یعنی عناصر تأثیرگذار هم متکثر شده هم پیچیده شده است. و لذا دوران هویت یابی هم به تأخیر افتاده است. بر فرض سن 18 سالگی که هویتش را پیدا می کند، الآن دیگر اینطور نیست. خدا روی 18 اصل گذاشته است. در قرآن فرموده: «أَ وَ لَم نُعَمِّركُم ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَن تَذَكَّر» (فاطر/ 37) در قیامت یک عده را که جهنمی شدند مذمت می کند. خدا می فرماید: آیا من به شما عمری ندادم که در آن می توانید خیلی خوب خودتان را اصلاح کنید زیر آن احادیث می نویسند: «هو توبیخ لابناء ثمانیة اشعر». این برای 18 ساله ها است. الآن چون عناصر تأثیرگذار متکثر است، پیچیده هم هست. پیچیده یعنی چه؟ یعنی هماهنگ کردن اینها به این سادگی نیست.

شریعتی: هر کدام یک سازی می زنند.

آیت الله عاملی: هر کدام یک سازی می زند، فضای مجازی یک چیز دیگر می زند. آن وقت هویت یابی یعنی آن مرامی، آن فکری که تا آخر دیگر بچه به آن زندگی می کند، تصمیم می گیرد، از آن الهام می گیرد، آن هم می افتد تغییر. و ما خیلی از بحث خارج شدیم. اروپا را می گفتم که مهد‌کودک... آنها آمده اند گفته اند که این در حساس‌ترین دوران تربیتی از مادر عواطف بگیرد پمپاژ شود. آن مرکز پمپاژ عواطف از نهاد خانواده. مقام معظم رهبری یک مطلب بسیار دقیقی فرمودند که نهاد خانواده سلول جامعه است. سلول اگر فاسد شود، جامعه فاسد می شود. الآن بعضی از کشورها می گویند که پدر مادرها اگر، اگر مادری در حساس‌ترین دوران تربیتی طفل، خودش را در اختیار طفل قرار بدهد، به شوهرش حقوق دوبل می دهد. چون فهمیده اند که آینده ی کشورشان با آن عواطف است والّا دامر آمریکایی درست می شود که یخچالش را باز کرده اند دیده اند تکه های قطعه های انسان آنجاست، آدم‌خواری درست شده است. در خود آمریکا هم مؤسسه درست شده است مؤسسه ی مادر به خانه ات برگرد. سیره ی حضرت زهرا است. وقتی تقسیم کار شد، حضرت زهرا فرمود پدرم تقسیم کار کرد، فردای ازدواج، بیرون از در برای دامادم، داخل منزل برای دخترم. فرمود من آنقدر خوشحال شدم. برای آشپزی که خوشحال نشده است. حساس‌ترین دوران تربیتی. قدرت روحی یک مادر این است که فرزندی تربیت بکند، یک ملت، یک تاریخ مدیون او باشد. این نقش نرم‌افزاری است والّا نقش سخت افزاری که همه دارند. همه می توانند این را انجام بدهند. آن که از دست کسی ساخته نیست جز مادر، عنوان مادریست.

شریعتی: که خیلی هم کم به آن پرداخته می شود. یعنی آن جایگاه مادری متأسفانه به مرور زمان آنطوری که باید و شاید دیده نمی شود.

آیت الله عاملی: بله، حالا چون ایام فاطمیه هست، آقا رسول الله حضرت زهرا را می خواهند معرفی کنند، با عنوان مادر معرفی می کنند. فاطمة ام ابیها. افتخارش این است که ام است. مادر است. مطلع انوار است. یعنی ائمه از وجود حضرت زهرا هستند. ام آورد. فاطمة ام ابیها. خودش هم می خواهد معرفی کند، خودش هم اسمش را می گذارد مادر. عصاره ی کائنات، مفخر مخلوقات، اسم خودش را مادر می گذارد. چرا از مادری عارت می آید می گویی که من بچه نمی خواهم، بچه نمی خواهم. یک بچه داشته باشد یک مادر، دردی، تحملی که در تربیت بچه دارد، بزرگ کردن بچه، در روز قیامت غبطه می خورد به کسانی که عنوان مادری داشتند، فرزند تربیت کردند. لحظه به لحظه، بهشت در خانه ی مادر است. حج در خانه ی ماست. عمره در خانه ی ماست. آن لحظه ای که این طفل را بزرگ کرده است یک حسنه ای بعد از خودش باقی گذاشته است. یعنی از یک جهاد بسیار بزرگ خودش را محروم کرده است. حالا آقای رسول الله خودش می گوید من مادر هستم. زمانی که شب زفاف حضرت زهرا بود، حضرت فرمود: همه بروند. من باشم و زهرا. حالا چه حرف خاصی با حضرت زهرا داشت ما نمی دانیم. دید همه رفتند ولی یک نفر نفس می کشد. گفت تو کی هستی اینجا ماندی؟ گفت: یا رسول الله! من امه سلمه هستم. گفت مگر نگفتم که همه بروند. گفت یا رسول الله! خدیجه به من وصیت کرده که در زفاف زهرا کنار زهرا باشم چون که مادر ندارد.

شریعتی: دختر شب عروسی مادر می خواهد.

آیت الله عاملی: بله. آن وقت گفت که امه سلمه، تو هم برو. من همچنان که برای زهرا پدرم، برای زهرا مادرم. همین است. چقدر مادرها باید افتخار بکنند که رسول الله عنوان مادر را با چه فخر و شرفی به خودش اتلاق می کند.

بر‌می گردیم به اصل بحث‌مان که عصر ما، عصر تشخّص‌طلبی در امور مادی است. باید روی این باید موشکافی کنیم که ریشه ‌ی آن کجاست. چه مساعدتی ما می توانیم در این باب داشته باشیم؟ چون که عقلانیت، فهم، شعور، احساس در جوان های ما بسیار بسیار شایستگی است. یعنی این مطالب باید گفته شود بعد ما بازخوردش را ببینیم. ما باید یک چیزی بدهیم تا انتظار چیزی را داشته باشیم. یک دختر خانم را گفتند که خدا را تعریف کن. گفت: خدا یعنی نکن، نکن، نکن. چرا خدا می گوید هیچ‌کس من را تعریف نکند، خودم می خواهم خودم را توصیف کنم؟ سبحان الله یعنی همین. اینهمه می گوییم سبحان الله، سبحان الله، سبحان ربی الاعلی و بحمده. می خواهد حمد کند با سبحان شروع می کند. «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّك‏» قرآن پر شده است. «سُبحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمَّا يَصِفُون‏» (صافات/ 180) شما من را توصیف کنید، من را خراب می کنید. بگذارید خودم، خودم را توصیف کنم. این معنی تسبیح است. و عالم هم روی چهار رکن ایستاده است. «سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلَّهِ وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكبَر»؛ یعنی اگر تسبیح بدهید دست مردم بدهند، خدا را طوری تعریف می کنند که...

شریعتی: هر کسی از نگاه خودش یک جوری تعریف می کند.

آیت الله عاملی: عصر شده عصر طلب تشخص. گاهی یکی در فضای مجازی این کار را می کند، گاهی در لباس کسی این کار را می کند، گاهی در خانه، گاهی در ماشین به رخ همدیگر کشیدن. گاهی در عروسی، گاهی در جهیزیه، گاهی در آداب و رسوم، گاهی در لوازم خانه. در روایت هست که آخر الزمانی ها با لوازم خانه به همدیگر تفاخر می کنند. این اگر فراگیر شود، جامعه فلج می شود. هم زندگی فردی فلج می شود، هم زندگی اجتماعی فلج می شود. عطش کاذب گاهی که فوران بکند، یک سری بی نزاکتی ها پیدا می شود. یعنی این تشخص اعتدال می خواهد. نه افراط و نه تفریط. اگر به افراطش افتاد می شود عطش کاذب. عطش کاذب در امور نفسانی کنترل شود بسیار مشکل است. این را عزیزان از من یادگاری داشته باشند اما دو عطش هست که بخواهی مهار کنی بسیار بسیار مشکل است. بعضی عطش‌های کاذب را می شود یک جوری یک کاریش کرد.

شریعتی: می شود برای آن یک مابه ازایی پیدا کرد.

آیت الله عاملی: دو عطش هست در قوای نفسانی هست که این را نمی شود مهار کرد. عطش کاذب. یک عطش کاذب برای ریاست هست، یک عطش کاذب برای تشخص هست. عطش پیدا کرده است که یک جوری خودش را نشان بدهد. اینجا سوار می شود به یک مرکب که این ته ندارد. مرکب راست طرف جهنم می برد. این انسان هایی که به جاهای بزرگ می رسند، ساخته و پرداخته نیستند، اینها یک اطرافیانی دارند. آن اطرافیان این شخص بزرگ را سوار کولشان می کنند، آن شخصیت می گوید من را کجا می برید؟ می گویند تو کاری نداشته باش. راست به جهنم می برند. اطرافیان، اطرافیان، اطرافیان. استئثار. استئثار را امیرالمؤمنین مطرح کرده است یعنی فزونه خواهی برای اطرافیان. به مالک نوشته است «فقطع مدة ذلک» یعنی ریشه ی کار را بزن. رحم نکن. آن وقت این مرکب را سوار می شوند، مستقیم طرف غضب خدا می برند. این عطشی که برای تشخص درست شده است. یک کاری می کنند که دیگر نمی شود آن را جمع و جور کرد. نه در دنیا و نه در آخرت. چطور؟ عکسش را آورده است یک جوری آنجا گذاشته است که پاک نمی شود. یک روز صد نفر، یک روز دویست نفر، یک روز سیصد نفر، یک روز هزار نفر. چقدر این چشم‌ها با این عکس آلوده شد. خدایا خدایا این فردا چشمش را ببندد جواب کدام نگاه را می خواهد بدهد؟ یک نگاه جوابش را نمی شود داد. آن هم آنجا شده دیگر نمی شود محوش کرد. عزیزان مخصوصاً خانم‌ها خیلی دقت کنند. من با تمام وجودم برای آنها خیرخواهی می کنم. یک جوانی را پیش یک از عرفا آوردند نگاه کرد گریه کرد، نگاه کرد گریه کرد. گفتند ای آقا ما آوردیم نصیحتش کنید. شما چرا انقدر گریه می کنید؟ گفت آخه من وقتی تصورش را می کنم که این بدن چطور می خواهد در برابر غضب خدا تاب بیاورد. این عکسی که آنجا گذاشتی، لحظه لحظه گناه نوشته می شود. این عالم بی حساب نیست. حالت احتضار یک خانم بود، در حالت احتضار چشمش را باز کرد. گفت آن قیچی مال من نیست، قیچی مال من نیست. آن قیچی را به فلانی بدهید. یعنی تمام اعمال ما در حالت احتضار جلوی چشم ما می آید چون مرگ عصاره ی زندگی است. تو به چشم خویش خوبی رویی/ لیک باش در شود در پیش رویت دست مرگ آیینه دار. الآن خیلی می گویی خوشگلم، خوشگلم، دو ساعت جلوی آیینه ایستادی، آن عکس کذایی را در اینستا گذاشتی. به وجود جوان آتش زدی. این جوانی که نمی توانست ازدواج کند. این عکس‌ها را دید اغوا شد. بالاخره اغوا شد شخصیتش را از دست داد. همه ی آن کارها که شده، همه تجسم پیدا می کند در حالت احتضار جلو می آید. آن وقت خودش را آنجا نشان می دهد. الآن آیینه را نگاه می کند می گوید چقدر خوشگل هستم. هر کسی را دعوی حسن و نمک. الآن خیلی می گویی نمکین هستند. سنگ مرگ آمد نمک‌ها را محک. همه چیز تجسم پیدا می کند. یک دروغ خودش را نشان می دهد، یک ربا خودش را نشان می دهد. خیانت به بیت المال کردی خودش را نشان می دهد.

آمد به امام صادق گفت: آقا جان! من مریض هستم. دکتر می گوید باید شراب بخوری. بخورم؟ حضرت فرمود: نخور. لا‌کرامه. گفت چرا؟ حضرت دستش را اینجا گذاشت گفت: «إِنَّمَا تَندَمِينَ إِذَا بَلَغَت نَفسُكِ هَاهُنَا» می دانی این یک قطره شراب خودش را کی نشان می دهد؟ وقتی نفست اینجا رسید. نفس می خواهد بیرون بیاید. خود طرف هم متوجه می شود که دنیای او دارد عوض می شود. آن لحظه یک وحشتی دارد، یکهو در رختخواب یا در بیمارستان جلوه ها همه عوض می شود. به آن مطلع می گویند. بعداً بحث می کنم. حول مطلع. یعنی اطلاع پیدا می کند اینجا یک عالم جدیدی شد. هر چه هم می بیند ملکوت اعمال خودش است. نماز وحشت. برای چی نماز وحشت می خوانند؟ چون از دیدن آن مطلع هستند. از دیدن آن حالت جدید، جلوات جدید، یک عالم جدید وحشت می گیرد. برگشتن نیست. امروز تصمیم بگیر که خودت را از آن کارها خلاص کنی. اگر چنین خطایی در دستت رفته است، عکس جلف خودت را گذاشته ای، عکس مکشفه ی خودت را گذاشته ای، پاک هم نمی شود. تا حال چقدر گناه نوشته شده است؟ اگر صاحب این کارها فرار کند با یک پلاس بالای کوه ها که زمان آقا رسول الله اینطوری شد که زنی آمد گفت یا رسول الله شوهر من با من همکاری نمی کرد، سحرش کردم. الآن دعوا تمام شد. همش در خانه دعوا بود. سحرش کردم. الآن می گویم بنشین، می نشیند. بلند شو، بلند می شود. پول بده، پول می دهد. همه چیز حل شده است. حضرت چنان عصبانی شد فرمود: «ویحتی کدرت الطین و کدرت البحار ولعنتکی ملائکه السماوات و الارض». وای بر تو. این کار تو بر ذرات خاک اثر کرد. بر آب‌های دریاها اثر کرد. همه را کدر کردی. ملائکه ی زمین و آسمان تو را لعنت کرد. این چه کاری بود کردی؟ حق الناس است. فرار کرد. به آقا رسول الله گفتند این انقدر وحشت کرده است. گفته اند این وحشت ندارد چون حق الناس است. اگر کسی آن صحنه ها را درست کرده است، با تمام ذراتم، با تمام وجودهایم خیرخواهی می کنم. یعنی بلاتشبیه، بلاتشبیه، همه این تشبیه را ببخشند، آقا رسول الله بالای کوه صفا رفتند گفت من برای شما دروغ گفته ام؟ گفتند نه. اول گفت یا صباح‌ها گفت یعنی خطر بسیار وحشتناکی دارد. همه جمع شدند بعد گفت که من به شما دروغ گفتم؟ گفتند نه. گفت اگر بگویم یک لشکر عظیمی همه ی شما را قتل عام می کنم. می پذیرید؟ گفت فردا یک روز وحشتناکی در سراغ شماست. من از طرف خدا نظیر عریان هستم برای شما. «انا نظیر العریان» نظیر عریان یک اصطلاح خاصی است در بین عرب‌ها هست که طرف می آمد خطر اعلان بکند بالاتر را عریان می کرد، می دوید. از این عریان بودن همه می فهمیدند که خطر بسیار بزرگ است. هر کسی هر چه دستش بود زمین می انداخت همه جمع می شدند. حضرت فرمود: «انا نظیر العریان». الآن بلاتشبیه، ما آن هشدار را می دهیم. فردا گرفتار شود. در روز قیامت یک عده در محشر این طرف فرار می کنند یک عده این طرف، یک عده سرگردان. ملائکه می گویند مگر شما پیغمبر نداشتید؟ می گویند چرا پیغمبر داشتیم. می گفتند پس صدایش بزنید. گفت صدایش یادمان رفت. چرا؟ چون پیغمبر چه گفته یک سبیلی با پیغمبر نداشته است. می گوید ای کاش یک شباهتی با پیغمبر داشتم. آنجا آن هم از یادش می رود. من امروز زیاد صحبت کردم. این بحث ادامه دارد. ان شاءالله در هفته ی آینده.

شریعتی: ان شاءالله. تلاوت آیات ابتدایی سوره مبارکه ی آل عمران صفحه ی 50 قرآن کریم را بشنویم برگردیم.

 

اشاره قرآنی: سوره آل عمران آیه 7 خدای متعال فرمود: کتاب من آیاتش بر دو اسم است. محکمات و ام الکتاب و المتشابهات. و فرمود که در آینده کسانی که قلبشان مریض است با متشابهات فتنه درست می کنند. من اینجا فقط یک سؤال را جواب می دهم. چرا خدا در قرآن متشابه گذاشته است. همش محکم می شد. اولین کسی هم که هشدار داده که با قرآن من فتنه درست می شود با آیات متشابه، خود خدا است. سؤال می شود که خدا چرا آیات را اینطوری کردی؟ اصلاً یک جوری صحبت می کرد که این پیدا نمی شد. فتنه هم درست نمی شد. الآن در طول تاریخ آنقدر فتنه شده با آیات متشابه. تأویلاتی که آیات متشابه شده است. بزرگترین تأویل روزگار ما همین وهابیت است که با تأویل آیات درست شده است. ابن تیمیه یک حرف خوبی دارد. می گوید تمام فرقه های انحرافی از قرآن درست شده است. اگر قضیه اینطوری است چرا آیات متشابه را گذاشته است؟ بعضی ها می گویند که اصلاً ممکن نیست کسی طوری حرف بزند که متشابه درست نشود. این در خصوص ماها هست نه در مورد خدا. حالا شما تفاسیر را مراجعه کنید فلسفه ی وجود آیات متشابه چیست. آنقدر صحبت کردند هیچ جا نتوانستند برسانند. حالا بروید زمخشری. زمخشری از آنها است که وارد شده است. اما اهل بیت این را حل کرده اند. خیلی هم عالی حل کرده اند. خدا متشابه را عمداً گذاشته است. متشابه یعنی هوا مه آلود می شود. یعنی متشابه را که گذاشته است، متشابه آن آیاتی است که ذووجوه است یعنی وجود مختلفی در آن آیه هست. چند برداشت می شود کرد. گاهی سی برداشت می شود از یک آیه داشت. چرا خدا این کار را کرده است؟ عما یعنی کور. تعمیه یعنی هوا را مه آلود کردن. به زبان آذری هوا تعلملی کردن. یعنی هوا خیلی مه آلود است. نمی شود جلو را دید. چرا این کار را کرده است. تا امت مجبور شوند به اهل بیت مراجعه کنند.

شریعتی: این خودش یک امتحان بزرگ است.

آیت الله عاملی: آن وقت راسخون را که مطرح می کند راسخون باید معصوم باشد. اگر راسخ معصوم نباشد مشکل سر جایش است. یک کسی اینطوری می گویند، یک کسی اینطوری می گوید. و لذا حضرت به این مضمون فرموده اند «ابتلاء الناصبها عظیمه» ابتلاء مردم به ما خیلی سخت شد. چون بدون ما قبول نیست و مردم هم کاری کرده اند که به ما مراجعه نمی کنند و لذا ابتلاء امت به ما خیلی عظیم شد. مطالب خوبی در این باب است. یک کتابی در تاریخ تأویل ما نوشته ایم. چاپ شود عزیزان مطالعه کنند. از زمان پیغمبر چه تأویلاتی در آیات متشابه شده است تا زمان مع هذا. ادوار به ادوار حرکت کردیم همه را جمع کردیم.

شریعتی: خیلی خوب. خدا شما را خیر بدهد. سپاسگزارم.

99-10-25- آیت الله عاملی - سلوک الهی ( دوری از تشخّص)

سلام می کنیم به حضرت صدیقه ی طاهری و سلام می کنیم به همه ی آنهایی که در این روزها و شب‌های عزادار حضرت مادرند. ان شاءالله که حاجات تان بر درگاه استجابت و ان شاءالله که خداوند متعال به تک تک ما توفیق بدهد که بتوانیم در اقامه ی عزای حضرت صدیقه ی طاهره سنگ تمام بگذاریم در حد وسع و بضاعت و توان مان گرچه هیچ‌کدام از ما هم نمی توانیم حق این عظمت حضرت صدیقه را ادا کنیم ولی در عین حال تلاش می کنیم و می کوشیم که خودمان را نزدیک بکنیم به بزرگانی که در احیای فاطمیه همیشه پیشقدم و پیشگام بوده اند.آیت الله عاملی: خدمت حضرتعالی سلام و دعا دارم. خدمت عزیزانی که در صدا و سیما مقدمات این برنامه را فراهم می کنم. همه ی عزیزان را دعا می کنم و عرض ادب دارم ساحت منیع ملت بزرگ‌مان، عنصر مقاومت، عنصر عزت ما و عزیزانی که تمام تحریم برای انتقام از این ملت مقاوم که عنصر مقاومت بود و هست، تحریم از انتقام از ملت ما بود. عرض ادب می کنم و در خصوص شهادت حضرت زهرا (س) عرض ادب داریم ساحت مقدس آسمانی حضرت زهرا (س) و من این نکته را محضر عزیزان مان عرض می کنم که بهترین عرض ادب در وَفَیات آنها، شهادت های آنها، ولادت های آنها این است که ما یک سهمی از فکر آنها، رفتار آنها، اخلاق آنها داشته باشیم و این بهترین رابطه است. در خصوص حضرت زهرا (س) اینطور نباشد که رابطه ی ما این باشد که در عزایشان خرما بخوریم، در ولادت شان شیرینی بخوریم، گاهی هم برای زیارتشان مشرف بشویم اما شباهتی، نکات اشتراکی با آنها نداشته باشیم. خودشان اصرار کردند که شبیه ما باشید. خودتان را با فکر ما تنظیم بکنید. «مَن سَرَّهُ أَن يَستَكمِلَ الإِيمَان‏» کسی می خواهد ایمانش کامل شود، روایت هست «فَليَقُلِ» بگرد. به زبانش دارد. «القَولُ مِنِّي فِي جَمِيعِ الأَشيَاءِ» نظر من در تمام اشیاء، در اعتقادات، در اخلاق، در رفتار، در فقه، در عروسی، در عزا، در سیاست، در تجارت، در تربیت، در همه چیز، «ما قَولُه محمد و آلِ مُحَمَّد». همانی است که اهل بیت گفتند «فِيمَا بَلَغَنِي وَ فِيمَا لَم يَبلُغنِي، فیما اعلنوا و فیما لم‌یعلنوا» در هر چه که اعلان کردند و اعلان نکردند. در هر چه که به ما رسیده و نرسیده. یعنی کلاً. دربست. من زندگی ام با آنها تنظیم است. «وَ أَمرِي لِأَمرِكُم مُتَّبِع» این جمله را بگویند. و در خصوص حضرت زهرا برای عزیزانم یک توصیه ای دارم. آن هم این است که از سر تحقیق عرض می کنم، از مصدر تحقیق عرض می کنم. فضائلی که برای حضرت زهرا ذکر شده در منابع اهل سنت بیشتر از شیعه است. حیرت آورتر از آنی است که در شیعه است. و لذا من سفارش می کنم، التماس می کنم از عزیزان خودم، از کسانی که عشق به ساحت حضرت زهرا دارند، حتماً روایات وارده از اهل سنت را در خصوص حضرت زهرا مطالعه بکنند. چه بگویم وقتی که نقل کردند که آقا رسول الله فرمود: من روز قیامت دنباله روی حضرت زهرا هستم. «ابعث علی البراق و فاطمه امامی». روایت است نترس، چرا «و فاطمة امامی»؟ چون در روز قیامت هر کسی نورش «یسعی بین ایدیهم» هست. اگر قرار باشد نور حضرت ختمی مرتبت تجلی پیدا کند، یسعی بین ایدهم باشد، می شود حضرت زهرا (س). دیگر با این تعبیر همه چیز تمام شد.

شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله که همه ی ما مشمول دعای حضرت مادر باشیم. ان شاءالله. و فرزندان خوبی برای او. و ان شاءالله مشمول شفاعت و دستگیری او هم بشویم. خیلی خوب. این هفته ‌ها داریم راجع به تشخص صحبت می کنیم. خوش به حال هر کسی که اگر تشخصی دارد، اگر شخصیتی دارد، این شخصیتش مرتبط به حضرت صدیقه ی زهرا (س) باشد و این نسبتش در این تشخص لحاظ شود. امروز هم صحبت های ناب حاج آقای عاملی را به اتفاق خواهیم شنید.

آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. بحث ما در این بود که انسان هر چقدر کامل‌تر شود، دارایی های مادی معنوی خودش را به رخ مردم نمی کشد. ما این را تشخص می گوییم. طلب تشخص. طلب تشخص، انسان که ذاتاً تشخص می خواهد. آن را مستقلاً بحث می کنیم. آن تشخصی که نشان منیت است. معنایش تفاخر است، معنایش تفوق‌طلبی است. اگر قرار باشد کل یک ملت، دارایی های خودش را به رخ همدیگر بکشند، بیایند دارند در اینستا بریزند، یکی سفرش را به رخ بکشد، یکی وسایل خانه را به رخ بکشد، یکی عروسی اش را، یکی غذایی که خورده است، یکی لباسش را. آن وقت آنهایی که نمی توانند با این مسابقه عفن همراهی کنند چکار کنند؟

شریعتی: می نشینندغصه می خورند.آیت الله عاملی: فقط غصه می خورند؟ گاهی افرادی هستند که برای اینکه می بینند شکسته می شوند، برای اینکه شکسته نشوند، تحقیر نشوند، از راه هایی می خواهند خودشان را به این مسابقه برسانند که بزه های مالی جامعه درست می شود. جوان است، نمی داند که یک شبه نمی شود به آن ثروت رسید که او با آن ثروت ها خودنمایی می کند. می خواهد به آن ثروت برسد، در نتیجه می گویند این موارد را از اینجا اگر به فلان جا منتقل کنی انقدر مثلاً درآمد دارد. برای همیشه گرفتار می شود. الآن این جوان ترور شد. این نوعی تروریسم است. تروریسم فقط آن نیست که کسی را بزند بکشد. زمینه ی این ترور را چه کسی درست کرد؟ استعداد بسیار ویژه ای که این جوان داشت. می توانست خیلی کارها بکند. اینجاست که تربیت خودش را نشان می دهد. نیاز جامعه به برنامه های تربیتی خودش را نشان می دهد. اگر توسعه، توسعه ی جامع نباشد، از یک طرف توسعه ‌ پیدا کنیم، یک شهری را تصور کنید از جهت اقتصادی خیلی رشد کرده است. شده مثل یک ایالتی از ایالات آمریکا اما از جهت فرهنگی، احساس‌ها و عواطف، رشد نکرده است. آن وقت می دانید آن جامعه چه ‌می شود؟ وقتی که ارزش‌‌های انسانی همه بگویند کلاه من را باد نبرد. هر چه اتفاق افتاد، افتاد. اینجاست که انسان های ساخته و پرداخته، خودشان را فدا می کنند و عزت و حشمت جامعه، دیگران. این دیگر خواستن یک ارزش است تا اینکه ما طواف کنیم تمام. اگر صد سال دوری می شتابی/ نه خود را و نه کس را بازیابی. آخر سر می بیند در همان نقطه است. متولد شده بود، در هشتاد سالگی هم در همان نقطه هست که متولد شده بود. سال‌ها ره می رویم در اخیر/ همچنان در منزل اول اسیر. اما وقتی که رشد کرده است، «وَ لَقَد آتَينا إِبراهيمَ رُشدَه‏» (ابراهیم/ 51) خدا وقتی می خواهد نعمت خودش را به ابراهیم متذکر شود، می گوید رشد دادیم. یعنی طفلی که بدنش رشد می کند، فکرش، آمالش، آرزویش، قلبش بزرگ می شود. قلب بزرگی داشته باشد. تا یک حرفی شنید دعوایشان شد. غوغا شروع شد. پروند‌ه سازی شروع شد. اینطور نیست. انسانی که ساخته و پرداخته شود، هیچ‌وقت دنبال تشخص‌های ظاهری نمی رود. اگر تشخص ظاهری هم از دستش برود، برایش خیلی سهل است آنی که برای عوام خیلی سخت است. از مرحوم شیخ انصاری سؤال می پرسیدند، سؤال را نمی دانست، داد می زد نمی دانم. اگر می دانست یواشکی جواب را می گفت. می گفت آقا چرا داد می زنید؟ می گفت می خواهم به طلبه ها یاد بدهم وقتی جواب مسئله ی فقهی را نمی دانند عارشان نیاید. خجالت نکشند که نمی دانند.

یک قصه ای از مرحوم آ شیخ مرتضی حائری است. این شخصیت خیلی ساخته و پرداخته بوده است. در زمان انقلاب هم یک فردی به ایشان خیلی اهانت کرد، جسارت کرد بعداً عزیزان قمی انتقام را از آن آقا گرفتند. شخصیت خیلی بزرگی بود. حضرت آیت الله بروجردی یک مجلسی داشتند، مجلس استفتاء. آنجا سؤالاتی که آمده بود می خواندند، می گفتند جواب این سؤال فقهی این است، منابعش این است، مدارکش این است. مجتهد‌ها هم اطراف جمع می شدند، آن وقت مباحثه ی علمی شروع می شد. می گفتند حضرت آقا این نباید اینطور باشد، باید اینطور باشد. می نشستند مباحثه ی علمی می کردند. چطور شده بود یک روز آقای بروجردی گفته بود هر کس این مطالب را نمی فهمد به این مجلس نیاید. از فردا حضرت آیت الله آ شیخ مرتضی حائری نیامده بود. گفته بود من احتمال می دهم که نفهمم کلام استاد من زمین بیفتد. به کلام استاد من بی حرمتی شود. اصلاً انسانی که بالاخره قول کرده، هیچ‌وقت اینطور... سهل شیری دان که صفها بشکند/ شیر آن دان، آنکه خود را بکشند. اشتباه کردی بگو اشتباه کردم. آقای حائری مؤسس حوزه، پدر ایشان، می گفت که می گویند مرد کسی است که از حرفش برنگردد ولی من می گویم مرد کسی است که از حرفش برگردد. معصوم که نیستیم. گاهی اشتباه می کنیم. اصلاً تقوای این بزرگوار، حاج شیخ مرتضی حائری خیلی عجیب بوده است. من از تقوای ایشان یک قصه ای نقل می کنم که یک مدرسه است. بعضی از قصه ها... « فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُون‏» (اعراف/ 176) خداوند فرموده قصه ها را به اینها بگو. خدا در قصه می خواهد که جرقه ی تفکر را درست کند. ما خیلی به تفکر احتیاج داریم. در چه موضوعاتی؟ ان شاءالله عرض می کنم. آنقدر این بحث مهم است. ما خیلی احتیاج به تفکر داریم. تفکر ساعت. یک ساعت، یک لحظه تفکر بهتر از عبادت یک سال است، بهتر از عبادت هفتاد سال است. جفتش آمده است. حضرت امام درس اخلاقشان فرموده اند این به خاطر مراتب فکر است. بعضی فکرها آنقدر بالاست بهتر از عبادت یک سال است، بعضی وقت ها بهتر از عبادت هفتاد سال است.

شریعتی: یکهو می بینی ره چند ده ساله را یکشبه می توانی طی کنی.

آیت الله عاملی: حتماً من یک روزی موضوعات تفکر را برای شما بیان می کنم. این بزرگوار یک قصه ای دارد، یک مدرسه است. اینکه گفتند «عِندَ ذِكرِ الصَّالِحِينَ نزولُ الرَّحمَة» این است. هنگام ذکر صالحین نزول الرحمه. رحمت نازل می شود. اگر کسی به استاد اخلاق دسترسی ندارد برود قصه های آنها را بخواند. قصه ی عرفا را بخواند. اصلاً من همینطوری طلبه شدم. کتابی که حضرت آیت حاج سید علی آقای قاضی طباطبایی شهید محراب نوشته بود، من کتاب ایشان را که خواندم در این خصوص نوشته بود، اصلاً کاملاً من را گرفت. بسیاری از طلبه ها هم که می آیند با این حال و هوا می آیند. با حال و هوای مسائل عرفانی می آیند. یکی از اساتید ما که الآن 102 سال دارد. متولد 1298 است. ایشان می گوید من که رفتم طلبه شدم، آن زمان آقای مرعشی نجفی، آن زمان آنقدر طلبه کم بود که هر کسی می آمد طلبه می شد، مراجع بزرگان می آمدند خوش‌آمد می گفتند. آقای مرعشی پیش من آمد. گفت قربان معرفتی بروم که هنوز مشهود به شواهد مدرسه نیست. یکی از علما می گفت اگر طلبه هایمان حالت اولیه ی خودشان را نگه دارند بس‌شان است. این بزرگوار قصه اش این است که ایشان می گوید من یک کتاب نوشته بودم، کتاب را که نوشتم زیر آن اسم خودم را نوشته ام. مرتضی حائری ابن مرحوم عبد‌الکریم حائری. اسم پدرم را نوشتم که این پدر فلان کس است. یک خورده با خودم فکر کردم گفتم تو از کجا می دانی که او مرحوم است؟ نکند خلاف بنویسی؟ در دفتر تو یک خلاف ثبت شود. شاید مرحوم نیست. مرحوم را پاک کردم. مؤسس حوزه، حاج شیخ، آنقدر جلالت قدر دارد، در برابر رضاخان ایشان حوزه را حفظ کردند. خیلی جلالت قدر دارند. تقوای ایشان، کرامات ایشان، زهد ایشان. حضرت آیت الله اردبیلی بزرگ، حاج سید یونس بزرگ، اردبیلی بزرگ، سید یونس اردبیلی، ایشان مهمان شده بود به مؤسس حوزه آقای حائری. آن وقت غذا درست کرده بودند که دو تا آقازاده ایشان خوابیده بود. گفته بود که بگذار من اینها را بیدار کنم بیایند شام بخورند، آقای اردبیلی گفته بود بگذار بخوابند اینها. بیدارشان نکن. گفت: نه آقا. ایشان امشب که برنج درست کردند اینها مدت های مدید است که برنج نخورده اند. خودش را تنظیم کرده بود با پایین ترین فرد جامعه. «إن الله فرض عل أئمة العدل أن يقدروا أنفسهم كضعفة الناس‏» اینها بزرگان ما، روحانیت ما هستند که خدمت کرده اند.

شریعتی: و در طول تاریخ انقدر ماندگار شده اند.

آیت الله عاملی: حالا ایشان پدرش را خوب می شناسد، می گوید نکند مرحوم بنویسم این خلاف باشد. مرحوم را پاک می کند تا خدای ناکرده یک دروغی ننویسد. خودش می گوید شب در خواب پدرم را دیدم. پدرم به خوابم آمد. عجب جمله ای است، عجب جمله ای است. گفت: بارک الله آقا مرتضی. بارک الله آقا مرتضی. آن انگشتانت را بیاور من آنها را ببوسم. که انقدر در استخدام کلمات حساس است. انقدر در انتخاب کلمات دقیق است. با این مراقبت ها انسان به خیلی از جاها می تواند برسد. ببینید چه هضم نفسی داشته است، چه تواضعی داشته است. یک وقتی من خدمت شما عرض کردم که قرآن آمده ما را خراطی بکند، دین آمده ما را خراطی بکند. گاهی ما برمی گردیم دین را خراطی می کنیم. این تواضع‌ها، حضرت آقای شریعتی شکستن نیست. بعضی وقت ها می گویند که این تواضع‌ها تنقیص است. شأن ما را، رتبه ی ما را پایین می آورد. من می گویم نخیر. اینها همه رفعت عند‌الله است. در روایات هست «اطلب رفعة عند‌الله». بعد می گوید چکار کن. رفعت عند‌الله همه ی مصادیقش مصداق شکستن صولت نفس است. هر کجا صولت نفس را شکستی بلند شو بیا بالا. دعوا شده، با خانمت دعوا کردی، چی می شود؟ بگو حق با شماست. حق با شماست. اگر بگویی حق با شماست چه می شود؟

شریعتی: تمام می شود و قائله ختم می شود.

آیت الله عاملی: علاوه بر اینکه قائله ختم می شود، روز قیامت خدا می گوید هر کس گردن من حق دارد بلند شود. اهل محشر می گویند خدایا چه کسی می تواند گردن تو حق داشته باشد؟ و من این آیه را می خوانم. «فَمَن عَفا وَ أَصلَحَ فَأَجرُهُ عَلَ اللَّهِ» علی الله یعنی خودم باید مزدش را بدهم. خیلی راحت بگو حق با شماست.

شریعتی: برای شما خیلی راحت است. برای خیلی از ماها پا روی خودمان گذاشتن سخت است که بگوییم حق با شماست. خیلی ساده نیست.

آیت الله عاملی: اما برای کسی که دنبال تشخص‌های مادی نیست خیلی خیلی سهل است. یک کلمه یاد بگیر. بگو حق با شماست. اگر گفتی حق با شماست، دعوا خوابید، من ضامنم ثوابش خیلی بالاتر از این نمازهاست که ما می خوانیم. حضرت امام فرمود: این نمازها که ما می خوانیم، معصوم بخواند دق‌مرگ می شود. به این ثواب‌ها امید نداشته باش که به این سادگی... اما به آن کاری که الآن آنجا گفتی حق با شماست. یکی از عشایر ما به حج رفته بود. گفته بود خدایا اگر 124 هزار پیغمبر را بیاورند، شفاعت من را بکنند و تو نپذیری، باز هم می گویم خدایا حق با توست. من سر دعوای حق اینجا نیامدم. چقدر عالی است. می گوید من سر دعوای حق اینجا نیامدم. می گویم حق با توست. چرا ما اینها را یاد نگرفتیم؟ من این عشایر را طبقه ی دوم بردم. طبقه ی دوم نگاه کرد دید چقدر حاجی دارند طواف می کنند. یک نگاهی آنجا کرد، یک جمله گفت من خیلی خوشم آمدم. با همان لهجه ی عشایری اول خدا را صدا زد. گفت آق الله هی. یعنی ای خدا. اینها همه سر بهشت با تو دعوا دارند. مرد عامی. ما نباید به خاطر بهشت با خدا معامله کنیم.

در هر حال ما در بحث تشخص باید خیلی توقف کنیم چون امروزه جوان های ما در یک مسیری افتادند برای پیدا کردن تشخص. بعضی ها با لباس‌های غیرمتعارف. همه را نمی گویم. و دلشان هم پاک است. پاک پاک. مبادا کسی سوء‌ظن بکند. یعنی شرایط اجتماعی طوری پیدا شده است که به این سمت رفته است. آن وظیفه ی امثال من است. در حدیث قدسی است خدا فرمود: «لَأَحمِلَنَّ ذُنُوبَ سُفَهَائِكُم عَلَ عُلَمَائِكُم‏» من گناهان گهنکارها را در ذمه ی علما می نویسیم. «لَو لا يَنهاهُمُ الرَّبَّانِيُّون‏» (مائده/ 63) خدا در قرآن گلایه می کند. می گوید ربانیون، علمای ربانی کجا بودند؟ که امور را اصلاح نکردند. گاهی به آرایش‌های غیرمتعارف روی می آورند. کارهای غیرمتعارف. تابوها را می شکنند. هنجارهای عرفی اجتماعی را می شکنند. الآن دیگر شکستن خط قرمزهای اخلاقی یک سوژه ای است که همه باید پرداخت کنند. صدا و سیما پرداخت کند. ریشه کجاست؟ یعنی فضای مجازی را برای جذب دنبال‌کننده کارهایی می کنند که به حد افتضاح رسیده است که دنبال‌کننده ی من بیشتر باشد. یک عده سودجو هم غیر از این جوان ها وارد میدان شدند. آنها هم برای سودجویی یک کارهای غیرعرفی انجام می دهند برای اینکه ملیونی دنباله رو داشته باشند. بعد که جمعیت زیادی را جمع کردند عزیزان می دانند. با مراکز قمار، امثال اینها، اینها قرارداد می بندند که آنها را تبلیغ کنند. شاید باور نکنید بعضی از اینها ماهانه 500 میلیون درآمد دارند. بی نزاکت ترین کارها را می گویند انجام بدهید به ما بفرستید. در برابر پدر مادر بیچاره یکهو یک کار بی نزاکت که من خجالت می کشم به زبان بیاورم. آنهایی که در این باب هستند می فهمند من چه می گویم. بچه این کار را می کند. گاهی پدر، مادر، دعوای مفصل، کتک مفصل، این چه کاری بود کردی؟ آنها هم به اصطلاح برای نظام چالش درست می کنند. اینها را می فرستند تا فالوور آنها بالا برود، با مراکز قمار قرارداد ببندند. اینها با این هنجارشکنی، در جامعه ما قفل‌زدایی می کنند. این قفل‌زدایی خیلی وحشتناک است.

شریعتی: زشتی یک کاری از بین برود.

حجت الاسلام عاملی: احسنت. یک جریان عفن فرهنگی در جامعه ی ما راه می اندازند. ما با این سودجوها کار نداریم. او دارد یک معامله می کند اما صحبت من اینجا یک سؤال است که چرا بی نزاکت ترین حرکت ها انقدر مشتری دارد؟ ما باید واقعیت ها را بپذیریم، مطرح کنیم، بعد دنبال علاج بگردیم که چنین چیزی هست. چرا معیارها اینطوری عوض می شود؟ البته ما با نیازهای اصیلی که جوان دارد کاری نداریم. آن را بحث می کنیم. آن نیازهای اصیل که هر مقطع سنی یک نیاز دارد و تربیتند. اجابت همان نیاز هم مقطع سنی است و پدر و مادر باید خودشان را تنزل بدهند، بفهمند که این مقطع سنی نیازش چیست. «مَن كَانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصَابَ لَه‏» به به. هر کسی پیشش بچه است، نمی گوید بچه ی خودش است. ولو در مهد‌کودک هستی. آن حساس‌ترین قسمت آنجا است. می دانید که الآن در بعضی از کشورهای اروپایی مهدکودک هر چقدر سن پایین باشد، اجرتش خیلی بالا است.

شریعتی: کار کردن سخت است.

آیت الله عاملی: نه. خود دولت قیمت تعیین کرده است. آنهایی که بچه هایشان را مهدکودک می گذارند، آن سنین پایین دولت مثلاً چقدر باید بگیرد؟ مثلاً ماهانه ده دلار باید بگیرد، دولت گفته 100 دلار باید بدهی، 200 دلار باید بدهی.

شریعتی: که کسی نتواند بگذارد مهد‌کودک.آیت الله عاملی: احسنت. دولت هم قیمت را بالا برده که بچه ها را به مهد نسپرند. به آن برون سپاری می گویند. برون سپاری که شد بچه می رود اخلاق آن شخص را می گیرد. یک وقتی سر یک بچه زمان امیر‌المؤمنین دعوا بود. این می گفت بچه مال من است، او می گفت بچه مال من است. ماجرای ارث وسط بود. آن وقت امیر‌المؤمنین بچه را خواست، پنج شش بچه ی دیگر هم آورد کنار او نشاند. آن وقت به بچه ها گفت بنشینید، نشستند. گفت بلند شوید. بچه ها که بلند می شدند این بچه دستش را گذاشتند گفت: یا الله. حضرت گفت آن مال این پیرمرد است. خلق و خویش را گرفته است. آن هم باز بحث تربیتی است. ان شاءالله یک بحثی داشته باشیم خانواده ی آرمانی. این جایش در صدا و سیما خالی است. خانواده ی آرمانی چه خصوصیاتی دارد. در مقاطع سنی بیاید، هر خصوصیتی دارد ما آنها را بحث می کنیم. الآن در هر پنج سال، یک نسلی متولد می شود که زبان نسل قبلی را نمی فهمد تا کجا رسد که زبان پدر و مادرها را بفهمد. یعنی من صراحتاً عرض می کنم اگر کسی بتواند الآن یک فرزند ایده آل تربیت کند، شایسته تربیت کند، باید مجسمه اش را بریزیم. یعنی دین پدری، دین مادری ادا کردن با یله بودن خانواده. تربیت شیء فشیء درست شدن است. این حوصله می خواهد.

شریعتی: آخه یک جا هم نیست. یعنی الآن تلویزیون دارد تربیت می کند، شبکه های اجتماعی دارند تربیت می کنند، مدرسه دارد تربیت می کند، خیابان، کوچه، جامعه. و کار پدر مادرها خیلی سخت می شود.

آیت الله عاملی: دقیقاً. یعنی عناصر تأثیرگذار هم متکثر شده هم پیچیده شده است. و لذا دوران هویت یابی هم به تأخیر افتاده است. بر فرض سن 18 سالگی که هویتش را پیدا می کند، الآن دیگر اینطور نیست. خدا روی 18 اصل گذاشته است. در قرآن فرموده: «أَ وَ لَم نُعَمِّركُم ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَن تَذَكَّر» (فاطر/ 37) در قیامت یک عده را که جهنمی شدند مذمت می کند. خدا می فرماید: آیا من به شما عمری ندادم که در آن می توانید خیلی خوب خودتان را اصلاح کنید زیر آن احادیث می نویسند: «هو توبیخ لابناء ثمانیة اشعر». این برای 18 ساله ها است. الآن چون عناصر تأثیرگذار متکثر است، پیچیده هم هست. پیچیده یعنی چه؟ یعنی هماهنگ کردن اینها به این سادگی نیست.

شریعتی: هر کدام یک سازی می زنند.

آیت الله عاملی: هر کدام یک سازی می زند، فضای مجازی یک چیز دیگر می زند. آن وقت هویت یابی یعنی آن مرامی، آن فکری که تا آخر دیگر بچه به آن زندگی می کند، تصمیم می گیرد، از آن الهام می گیرد، آن هم می افتد تغییر. و ما خیلی از بحث خارج شدیم. اروپا را می گفتم که مهد‌کودک... آنها آمده اند گفته اند که این در حساس‌ترین دوران تربیتی از مادر عواطف بگیرد پمپاژ شود. آن مرکز پمپاژ عواطف از نهاد خانواده. مقام معظم رهبری یک مطلب بسیار دقیقی فرمودند که نهاد خانواده سلول جامعه است. سلول اگر فاسد شود، جامعه فاسد می شود. الآن بعضی از کشورها می گویند که پدر مادرها اگر، اگر مادری در حساس‌ترین دوران تربیتی طفل، خودش را در اختیار طفل قرار بدهد، به شوهرش حقوق دوبل می دهد. چون فهمیده اند که آینده ی کشورشان با آن عواطف است والّا دامر آمریکایی درست می شود که یخچالش را باز کرده اند دیده اند تکه های قطعه های انسان آنجاست، آدم‌خواری درست شده است. در خود آمریکا هم مؤسسه درست شده است مؤسسه ی مادر به خانه ات برگرد. سیره ی حضرت زهرا است. وقتی تقسیم کار شد، حضرت زهرا فرمود پدرم تقسیم کار کرد، فردای ازدواج، بیرون از در برای دامادم، داخل منزل برای دخترم. فرمود من آنقدر خوشحال شدم. برای آشپزی که خوشحال نشده است. حساس‌ترین دوران تربیتی. قدرت روحی یک مادر این است که فرزندی تربیت بکند، یک ملت، یک تاریخ مدیون او باشد. این نقش نرم‌افزاری است والّا نقش سخت افزاری که همه دارند. همه می توانند این را انجام بدهند. آن که از دست کسی ساخته نیست جز مادر، عنوان مادریست.

شریعتی: که خیلی هم کم به آن پرداخته می شود. یعنی آن جایگاه مادری متأسفانه به مرور زمان آنطوری که باید و شاید دیده نمی شود.

آیت الله عاملی: بله، حالا چون ایام فاطمیه هست، آقا رسول الله حضرت زهرا را می خواهند معرفی کنند، با عنوان مادر معرفی می کنند. فاطمة ام ابیها. افتخارش این است که ام است. مادر است. مطلع انوار است. یعنی ائمه از وجود حضرت زهرا هستند. ام آورد. فاطمة ام ابیها. خودش هم می خواهد معرفی کند، خودش هم اسمش را می گذارد مادر. عصاره ی کائنات، مفخر مخلوقات، اسم خودش را مادر می گذارد. چرا از مادری عارت می آید می گویی که من بچه نمی خواهم، بچه نمی خواهم. یک بچه داشته باشد یک مادر، دردی، تحملی که در تربیت بچه دارد، بزرگ کردن بچه، در روز قیامت غبطه می خورد به کسانی که عنوان مادری داشتند، فرزند تربیت کردند. لحظه به لحظه، بهشت در خانه ی مادر است. حج در خانه ی ماست. عمره در خانه ی ماست. آن لحظه ای که این طفل را بزرگ کرده است یک حسنه ای بعد از خودش باقی گذاشته است. یعنی از یک جهاد بسیار بزرگ خودش را محروم کرده است. حالا آقای رسول الله خودش می گوید من مادر هستم. زمانی که شب زفاف حضرت زهرا بود، حضرت فرمود: همه بروند. من باشم و زهرا. حالا چه حرف خاصی با حضرت زهرا داشت ما نمی دانیم. دید همه رفتند ولی یک نفر نفس می کشد. گفت تو کی هستی اینجا ماندی؟ گفت: یا رسول الله! من امه سلمه هستم. گفت مگر نگفتم که همه بروند. گفت یا رسول الله! خدیجه به من وصیت کرده که در زفاف زهرا کنار زهرا باشم چون که مادر ندارد.

شریعتی: دختر شب عروسی مادر می خواهد.

آیت الله عاملی: بله. آن وقت گفت که امه سلمه، تو هم برو. من همچنان که برای زهرا پدرم، برای زهرا مادرم. همین است. چقدر مادرها باید افتخار بکنند که رسول الله عنوان مادر را با چه فخر و شرفی به خودش اتلاق می کند.

بر‌می گردیم به اصل بحث‌مان که عصر ما، عصر تشخّص‌طلبی در امور مادی است. باید روی این باید موشکافی کنیم که ریشه ‌ی آن کجاست. چه مساعدتی ما می توانیم در این باب داشته باشیم؟ چون که عقلانیت، فهم، شعور، احساس در جوان های ما بسیار بسیار شایستگی است. یعنی این مطالب باید گفته شود بعد ما بازخوردش را ببینیم. ما باید یک چیزی بدهیم تا انتظار چیزی را داشته باشیم. یک دختر خانم را گفتند که خدا را تعریف کن. گفت: خدا یعنی نکن، نکن، نکن. چرا خدا می گوید هیچ‌کس من را تعریف نکند، خودم می خواهم خودم را توصیف کنم؟ سبحان الله یعنی همین. اینهمه می گوییم سبحان الله، سبحان الله، سبحان ربی الاعلی و بحمده. می خواهد حمد کند با سبحان شروع می کند. «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّك‏» قرآن پر شده است. «سُبحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمَّا يَصِفُون‏» (صافات/ 180) شما من را توصیف کنید، من را خراب می کنید. بگذارید خودم، خودم را توصیف کنم. این معنی تسبیح است. و عالم هم روی چهار رکن ایستاده است. «سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلَّهِ وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكبَر»؛ یعنی اگر تسبیح بدهید دست مردم بدهند، خدا را طوری تعریف می کنند که...

شریعتی: هر کسی از نگاه خودش یک جوری تعریف می کند.

آیت الله عاملی: عصر شده عصر طلب تشخص. گاهی یکی در فضای مجازی این کار را می کند، گاهی در لباس کسی این کار را می کند، گاهی در خانه، گاهی در ماشین به رخ همدیگر کشیدن. گاهی در عروسی، گاهی در جهیزیه، گاهی در آداب و رسوم، گاهی در لوازم خانه. در روایت هست که آخر الزمانی ها با لوازم خانه به همدیگر تفاخر می کنند. این اگر فراگیر شود، جامعه فلج می شود. هم زندگی فردی فلج می شود، هم زندگی اجتماعی فلج می شود. عطش کاذب گاهی که فوران بکند، یک سری بی نزاکتی ها پیدا می شود. یعنی این تشخص اعتدال می خواهد. نه افراط و نه تفریط. اگر به افراطش افتاد می شود عطش کاذب. عطش کاذب در امور نفسانی کنترل شود بسیار مشکل است. این را عزیزان از من یادگاری داشته باشند اما دو عطش هست که بخواهی مهار کنی بسیار بسیار مشکل است. بعضی عطش‌های کاذب را می شود یک جوری یک کاریش کرد.

شریعتی: می شود برای آن یک مابه ازایی پیدا کرد.

آیت الله عاملی: دو عطش هست در قوای نفسانی هست که این را نمی شود مهار کرد. عطش کاذب. یک عطش کاذب برای ریاست هست، یک عطش کاذب برای تشخص هست. عطش پیدا کرده است که یک جوری خودش را نشان بدهد. اینجا سوار می شود به یک مرکب که این ته ندارد. مرکب راست طرف جهنم می برد. این انسان هایی که به جاهای بزرگ می رسند، ساخته و پرداخته نیستند، اینها یک اطرافیانی دارند. آن اطرافیان این شخص بزرگ را سوار کولشان می کنند، آن شخصیت می گوید من را کجا می برید؟ می گویند تو کاری نداشته باش. راست به جهنم می برند. اطرافیان، اطرافیان، اطرافیان. استئثار. استئثار را امیرالمؤمنین مطرح کرده است یعنی فزونه خواهی برای اطرافیان. به مالک نوشته است «فقطع مدة ذلک» یعنی ریشه ی کار را بزن. رحم نکن. آن وقت این مرکب را سوار می شوند، مستقیم طرف غضب خدا می برند. این عطشی که برای تشخص درست شده است. یک کاری می کنند که دیگر نمی شود آن را جمع و جور کرد. نه در دنیا و نه در آخرت. چطور؟ عکسش را آورده است یک جوری آنجا گذاشته است که پاک نمی شود. یک روز صد نفر، یک روز دویست نفر، یک روز سیصد نفر، یک روز هزار نفر. چقدر این چشم‌ها با این عکس آلوده شد. خدایا خدایا این فردا چشمش را ببندد جواب کدام نگاه را می خواهد بدهد؟ یک نگاه جوابش را نمی شود داد. آن هم آنجا شده دیگر نمی شود محوش کرد. عزیزان مخصوصاً خانم‌ها خیلی دقت کنند. من با تمام وجودم برای آنها خیرخواهی می کنم. یک جوانی را پیش یک از عرفا آوردند نگاه کرد گریه کرد، نگاه کرد گریه کرد. گفتند ای آقا ما آوردیم نصیحتش کنید. شما چرا انقدر گریه می کنید؟ گفت آخه من وقتی تصورش را می کنم که این بدن چطور می خواهد در برابر غضب خدا تاب بیاورد. این عکسی که آنجا گذاشتی، لحظه لحظه گناه نوشته می شود. این عالم بی حساب نیست. حالت احتضار یک خانم بود، در حالت احتضار چشمش را باز کرد. گفت آن قیچی مال من نیست، قیچی مال من نیست. آن قیچی را به فلانی بدهید. یعنی تمام اعمال ما در حالت احتضار جلوی چشم ما می آید چون مرگ عصاره ی زندگی است. تو به چشم خویش خوبی رویی/ لیک باش در شود در پیش رویت دست مرگ آیینه دار. الآن خیلی می گویی خوشگلم، خوشگلم، دو ساعت جلوی آیینه ایستادی، آن عکس کذایی را در اینستا گذاشتی. به وجود جوان آتش زدی. این جوانی که نمی توانست ازدواج کند. این عکس‌ها را دید اغوا شد. بالاخره اغوا شد شخصیتش را از دست داد. همه ی آن کارها که شده، همه تجسم پیدا می کند در حالت احتضار جلو می آید. آن وقت خودش را آنجا نشان می دهد. الآن آیینه را نگاه می کند می گوید چقدر خوشگل هستم. هر کسی را دعوی حسن و نمک. الآن خیلی می گویی نمکین هستند. سنگ مرگ آمد نمک‌ها را محک. همه چیز تجسم پیدا می کند. یک دروغ خودش را نشان می دهد، یک ربا خودش را نشان می دهد. خیانت به بیت المال کردی خودش را نشان می دهد.

آمد به امام صادق گفت: آقا جان! من مریض هستم. دکتر می گوید باید شراب بخوری. بخورم؟ حضرت فرمود: نخور. لا‌کرامه. گفت چرا؟ حضرت دستش را اینجا گذاشت گفت: «إِنَّمَا تَندَمِينَ إِذَا بَلَغَت نَفسُكِ هَاهُنَا» می دانی این یک قطره شراب خودش را کی نشان می دهد؟ وقتی نفست اینجا رسید. نفس می خواهد بیرون بیاید. خود طرف هم متوجه می شود که دنیای او دارد عوض می شود. آن لحظه یک وحشتی دارد، یکهو در رختخواب یا در بیمارستان جلوه ها همه عوض می شود. به آن مطلع می گویند. بعداً بحث می کنم. حول مطلع. یعنی اطلاع پیدا می کند اینجا یک عالم جدیدی شد. هر چه هم می بیند ملکوت اعمال خودش است. نماز وحشت. برای چی نماز وحشت می خوانند؟ چون از دیدن آن مطلع هستند. از دیدن آن حالت جدید، جلوات جدید، یک عالم جدید وحشت می گیرد. برگشتن نیست. امروز تصمیم بگیر که خودت را از آن کارها خلاص کنی. اگر چنین خطایی در دستت رفته است، عکس جلف خودت را گذاشته ای، عکس مکشفه ی خودت را گذاشته ای، پاک هم نمی شود. تا حال چقدر گناه نوشته شده است؟ اگر صاحب این کارها فرار کند با یک پلاس بالای کوه ها که زمان آقا رسول الله اینطوری شد که زنی آمد گفت یا رسول الله شوهر من با من همکاری نمی کرد، سحرش کردم. الآن دعوا تمام شد. همش در خانه دعوا بود. سحرش کردم. الآن می گویم بنشین، می نشیند. بلند شو، بلند می شود. پول بده، پول می دهد. همه چیز حل شده است. حضرت چنان عصبانی شد فرمود: «ویحتی کدرت الطین و کدرت البحار ولعنتکی ملائکه السماوات و الارض». وای بر تو. این کار تو بر ذرات خاک اثر کرد. بر آب‌های دریاها اثر کرد. همه را کدر کردی. ملائکه ی زمین و آسمان تو را لعنت کرد. این چه کاری بود کردی؟ حق الناس است. فرار کرد. به آقا رسول الله گفتند این انقدر وحشت کرده است. گفته اند این وحشت ندارد چون حق الناس است. اگر کسی آن صحنه ها را درست کرده است، با تمام ذراتم، با تمام وجودهایم خیرخواهی می کنم. یعنی بلاتشبیه، بلاتشبیه، همه این تشبیه را ببخشند، آقا رسول الله بالای کوه صفا رفتند گفت من برای شما دروغ گفته ام؟ گفتند نه. اول گفت یا صباح‌ها گفت یعنی خطر بسیار وحشتناکی دارد. همه جمع شدند بعد گفت که من به شما دروغ گفتم؟ گفتند نه. گفت اگر بگویم یک لشکر عظیمی همه ی شما را قتل عام می کنم. می پذیرید؟ گفت فردا یک روز وحشتناکی در سراغ شماست. من از طرف خدا نظیر عریان هستم برای شما. «انا نظیر العریان» نظیر عریان یک اصطلاح خاصی است در بین عرب‌ها هست که طرف می آمد خطر اعلان بکند بالاتر را عریان می کرد، می دوید. از این عریان بودن همه می فهمیدند که خطر بسیار بزرگ است. هر کسی هر چه دستش بود زمین می انداخت همه جمع می شدند. حضرت فرمود: «انا نظیر العریان». الآن بلاتشبیه، ما آن هشدار را می دهیم. فردا گرفتار شود. در روز قیامت یک عده در محشر این طرف فرار می کنند یک عده این طرف، یک عده سرگردان. ملائکه می گویند مگر شما پیغمبر نداشتید؟ می گویند چرا پیغمبر داشتیم. می گفتند پس صدایش بزنید. گفت صدایش یادمان رفت. چرا؟ چون پیغمبر چه گفته یک سبیلی با پیغمبر نداشته است. می گوید ای کاش یک شباهتی با پیغمبر داشتم. آنجا آن هم از یادش می رود. من امروز زیاد صحبت کردم. این بحث ادامه دارد. ان شاءالله در هفته ی آینده.

شریعتی: ان شاءالله. تلاوت آیات ابتدایی سوره مبارکه ی آل عمران صفحه ی 50 قرآن کریم را بشنویم برگردیم.

 

اشاره قرآنی: سوره آل عمران آیه 7 خدای متعال فرمود: کتاب من آیاتش بر دو اسم است. محکمات و ام الکتاب و المتشابهات. و فرمود که در آینده کسانی که قلبشان مریض است با متشابهات فتنه درست می کنند. من اینجا فقط یک سؤال را جواب می دهم. چرا خدا در قرآن متشابه گذاشته است. همش محکم می شد. اولین کسی هم که هشدار داده که با قرآن من فتنه درست می شود با آیات متشابه، خود خدا است. سؤال می شود که خدا چرا آیات را اینطوری کردی؟ اصلاً یک جوری صحبت می کرد که این پیدا نمی شد. فتنه هم درست نمی شد. الآن در طول تاریخ آنقدر فتنه شده با آیات متشابه. تأویلاتی که آیات متشابه شده است. بزرگترین تأویل روزگار ما همین وهابیت است که با تأویل آیات درست شده است. ابن تیمیه یک حرف خوبی دارد. می گوید تمام فرقه های انحرافی از قرآن درست شده است. اگر قضیه اینطوری است چرا آیات متشابه را گذاشته است؟ بعضی ها می گویند که اصلاً ممکن نیست کسی طوری حرف بزند که متشابه درست نشود. این در خصوص ماها هست نه در مورد خدا. حالا شما تفاسیر را مراجعه کنید فلسفه ی وجود آیات متشابه چیست. آنقدر صحبت کردند هیچ جا نتوانستند برسانند. حالا بروید زمخشری. زمخشری از آنها است که وارد شده است. اما اهل بیت این را حل کرده اند. خیلی هم عالی حل کرده اند. خدا متشابه را عمداً گذاشته است. متشابه یعنی هوا مه آلود می شود. یعنی متشابه را که گذاشته است، متشابه آن آیاتی است که ذووجوه است یعنی وجود مختلفی در آن آیه هست. چند برداشت می شود کرد. گاهی سی برداشت می شود از یک آیه داشت. چرا خدا این کار را کرده است؟ عما یعنی کور. تعمیه یعنی هوا را مه آلود کردن. به زبان آذری هوا تعلملی کردن. یعنی هوا خیلی مه آلود است. نمی شود جلو را دید. چرا این کار را کرده است. تا امت مجبور شوند به اهل بیت مراجعه کنند.

شریعتی: این خودش یک امتحان بزرگ است.

آیت الله عاملی: آن وقت راسخون را که مطرح می کند راسخون باید معصوم باشد. اگر راسخ معصوم نباشد مشکل سر جایش است. یک کسی اینطوری می گویند، یک کسی اینطوری می گوید. و لذا حضرت به این مضمون فرموده اند «ابتلاء الناصبها عظیمه» ابتلاء مردم به ما خیلی سخت شد. چون بدون ما قبول نیست و مردم هم کاری کرده اند که به ما مراجعه نمی کنند و لذا ابتلاء امت به ما خیلی عظیم شد. مطالب خوبی در این باب است. یک کتابی در تاریخ تأویل ما نوشته ایم. چاپ شود عزیزان مطالعه کنند. از زمان پیغمبر چه تأویلاتی در آیات متشابه شده است تا زمان مع هذا. ادوار به ادوار حرکت کردیم همه را جمع کردیم.

شریعتی: خیلی خوب. خدا شما را خیر بدهد. سپاسگزارم.

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

99-10-25- آیت الله عاملی - سلوک الهی ( دوری از تشخّص)

سلام می کنیم به حضرت صدیقه ی طاهری و سلام می کنیم به همه ی آنهایی که در این روزها و شب‌های عزادار حضرت مادرند. ان شاءالله که حاجات تان بر درگاه استجابت و ان شاءالله که خداوند متعال به تک تک ما توفیق بدهد که بتوانیم در اقامه ی عزای حضرت صدیقه ی طاهره سنگ تمام بگذاریم در حد وسع و بضاعت و توان مان گرچه هیچ‌کدام از ما هم نمی توانیم حق این عظمت حضرت صدیقه را ادا کنیم ولی در عین حال تلاش می کنیم و می کوشیم که خودمان را نزدیک بکنیم به بزرگانی که در احیای فاطمیه همیشه پیشقدم و پیشگام بوده اند.آیت الله عاملی: خدمت حضرتعالی سلام و دعا دارم. خدمت عزیزانی که در صدا و سیما مقدمات این برنامه را فراهم می کنم. همه ی عزیزان را دعا می کنم و عرض ادب دارم ساحت منیع ملت بزرگ‌مان، عنصر مقاومت، عنصر عزت ما و عزیزانی که تمام تحریم برای انتقام از این ملت مقاوم که عنصر مقاومت بود و هست، تحریم از انتقام از ملت ما بود. عرض ادب می کنم و در خصوص شهادت حضرت زهرا (س) عرض ادب داریم ساحت مقدس آسمانی حضرت زهرا (س) و من این نکته را محضر عزیزان مان عرض می کنم که بهترین عرض ادب در وَفَیات آنها، شهادت های آنها، ولادت های آنها این است که ما یک سهمی از فکر آنها، رفتار آنها، اخلاق آنها داشته باشیم و این بهترین رابطه است. در خصوص حضرت زهرا (س) اینطور نباشد که رابطه ی ما این باشد که در عزایشان خرما بخوریم، در ولادت شان شیرینی بخوریم، گاهی هم برای زیارتشان مشرف بشویم اما شباهتی، نکات اشتراکی با آنها نداشته باشیم. خودشان اصرار کردند که شبیه ما باشید. خودتان را با فکر ما تنظیم بکنید. «مَن سَرَّهُ أَن يَستَكمِلَ الإِيمَان‏» کسی می خواهد ایمانش کامل شود، روایت هست «فَليَقُلِ» بگرد. به زبانش دارد. «القَولُ مِنِّي فِي جَمِيعِ الأَشيَاءِ» نظر من در تمام اشیاء، در اعتقادات، در اخلاق، در رفتار، در فقه، در عروسی، در عزا، در سیاست، در تجارت، در تربیت، در همه چیز، «ما قَولُه محمد و آلِ مُحَمَّد». همانی است که اهل بیت گفتند «فِيمَا بَلَغَنِي وَ فِيمَا لَم يَبلُغنِي، فیما اعلنوا و فیما لم‌یعلنوا» در هر چه که اعلان کردند و اعلان نکردند. در هر چه که به ما رسیده و نرسیده. یعنی کلاً. دربست. من زندگی ام با آنها تنظیم است. «وَ أَمرِي لِأَمرِكُم مُتَّبِع» این جمله را بگویند. و در خصوص حضرت زهرا برای عزیزانم یک توصیه ای دارم. آن هم این است که از سر تحقیق عرض می کنم، از مصدر تحقیق عرض می کنم. فضائلی که برای حضرت زهرا ذکر شده در منابع اهل سنت بیشتر از شیعه است. حیرت آورتر از آنی است که در شیعه است. و لذا من سفارش می کنم، التماس می کنم از عزیزان خودم، از کسانی که عشق به ساحت حضرت زهرا دارند، حتماً روایات وارده از اهل سنت را در خصوص حضرت زهرا مطالعه بکنند. چه بگویم وقتی که نقل کردند که آقا رسول الله فرمود: من روز قیامت دنباله روی حضرت زهرا هستم. «ابعث علی البراق و فاطمه امامی». روایت است نترس، چرا «و فاطمة امامی»؟ چون در روز قیامت هر کسی نورش «یسعی بین ایدیهم» هست. اگر قرار باشد نور حضرت ختمی مرتبت تجلی پیدا کند، یسعی بین ایدهم باشد، می شود حضرت زهرا (س). دیگر با این تعبیر همه چیز تمام شد.

شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله که همه ی ما مشمول دعای حضرت مادر باشیم. ان شاءالله. و فرزندان خوبی برای او. و ان شاءالله مشمول شفاعت و دستگیری او هم بشویم. خیلی خوب. این هفته ‌ها داریم راجع به تشخص صحبت می کنیم. خوش به حال هر کسی که اگر تشخصی دارد، اگر شخصیتی دارد، این شخصیتش مرتبط به حضرت صدیقه ی زهرا (س) باشد و این نسبتش در این تشخص لحاظ شود. امروز هم صحبت های ناب حاج آقای عاملی را به اتفاق خواهیم شنید.

آیت الله عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. بحث ما در این بود که انسان هر چقدر کامل‌تر شود، دارایی های مادی معنوی خودش را به رخ مردم نمی کشد. ما این را تشخص می گوییم. طلب تشخص. طلب تشخص، انسان که ذاتاً تشخص می خواهد. آن را مستقلاً بحث می کنیم. آن تشخصی که نشان منیت است. معنایش تفاخر است، معنایش تفوق‌طلبی است. اگر قرار باشد کل یک ملت، دارایی های خودش را به رخ همدیگر بکشند، بیایند دارند در اینستا بریزند، یکی سفرش را به رخ بکشد، یکی وسایل خانه را به رخ بکشد، یکی عروسی اش را، یکی غذایی که خورده است، یکی لباسش را. آن وقت آنهایی که نمی توانند با این مسابقه عفن همراهی کنند چکار کنند؟

شریعتی: می نشینندغصه می خورند.آیت الله عاملی: فقط غصه می خورند؟ گاهی افرادی هستند که برای اینکه می بینند شکسته می شوند، برای اینکه شکسته نشوند، تحقیر نشوند، از راه هایی می خواهند خودشان را به این مسابقه برسانند که بزه های مالی جامعه درست می شود. جوان است، نمی داند که یک شبه نمی شود به آن ثروت رسید که او با آن ثروت ها خودنمایی می کند. می خواهد به آن ثروت برسد، در نتیجه می گویند این موارد را از اینجا اگر به فلان جا منتقل کنی انقدر مثلاً درآمد دارد. برای همیشه گرفتار می شود. الآن این جوان ترور شد. این نوعی تروریسم است. تروریسم فقط آن نیست که کسی را بزند بکشد. زمینه ی این ترور را چه کسی درست کرد؟ استعداد بسیار ویژه ای که این جوان داشت. می توانست خیلی کارها بکند. اینجاست که تربیت خودش را نشان می دهد. نیاز جامعه به برنامه های تربیتی خودش را نشان می دهد. اگر توسعه، توسعه ی جامع نباشد، از یک طرف توسعه ‌ پیدا کنیم، یک شهری را تصور کنید از جهت اقتصادی خیلی رشد کرده است. شده مثل یک ایالتی از ایالات آمریکا اما از جهت فرهنگی، احساس‌ها و عواطف، رشد نکرده است. آن وقت می دانید آن جامعه چه ‌می شود؟ وقتی که ارزش‌‌های انسانی همه بگویند کلاه من را باد نبرد. هر چه اتفاق افتاد، افتاد. اینجاست که انسان های ساخته و پرداخته، خودشان را فدا می کنند و عزت و حشمت جامعه، دیگران. این دیگر خواستن یک ارزش است تا اینکه ما طواف کنیم تمام. اگر صد سال دوری می شتابی/ نه خود را و نه کس را بازیابی. آخر سر می بیند در همان نقطه است. متولد شده بود، در هشتاد سالگی هم در همان نقطه هست که متولد شده بود. سال‌ها ره می رویم در اخیر/ همچنان در منزل اول اسیر. اما وقتی که رشد کرده است، «وَ لَقَد آتَينا إِبراهيمَ رُشدَه‏» (ابراهیم/ 51) خدا وقتی می خواهد نعمت خودش را به ابراهیم متذکر شود، می گوید رشد دادیم. یعنی طفلی که بدنش رشد می کند، فکرش، آمالش، آرزویش، قلبش بزرگ می شود. قلب بزرگی داشته باشد. تا یک حرفی شنید دعوایشان شد. غوغا شروع شد. پروند‌ه سازی شروع شد. اینطور نیست. انسانی که ساخته و پرداخته شود، هیچ‌وقت دنبال تشخص‌های ظاهری نمی رود. اگر تشخص ظاهری هم از دستش برود، برایش خیلی سهل است آنی که برای عوام خیلی سخت است. از مرحوم شیخ انصاری سؤال می پرسیدند، سؤال را نمی دانست، داد می زد نمی دانم. اگر می دانست یواشکی جواب را می گفت. می گفت آقا چرا داد می زنید؟ می گفت می خواهم به طلبه ها یاد بدهم وقتی جواب مسئله ی فقهی را نمی دانند عارشان نیاید. خجالت نکشند که نمی دانند.

یک قصه ای از مرحوم آ شیخ مرتضی حائری است. این شخصیت خیلی ساخته و پرداخته بوده است. در زمان انقلاب هم یک فردی به ایشان خیلی اهانت کرد، جسارت کرد بعداً عزیزان قمی انتقام را از آن آقا گرفتند. شخصیت خیلی بزرگی بود. حضرت آیت الله بروجردی یک مجلسی داشتند، مجلس استفتاء. آنجا سؤالاتی که آمده بود می خواندند، می گفتند جواب این سؤال فقهی این است، منابعش این است، مدارکش این است. مجتهد‌ها هم اطراف جمع می شدند، آن وقت مباحثه ی علمی شروع می شد. می گفتند حضرت آقا این نباید اینطور باشد، باید اینطور باشد. می نشستند مباحثه ی علمی می کردند. چطور شده بود یک روز آقای بروجردی گفته بود هر کس این مطالب را نمی فهمد به این مجلس نیاید. از فردا حضرت آیت الله آ شیخ مرتضی حائری نیامده بود. گفته بود من احتمال می دهم که نفهمم کلام استاد من زمین بیفتد. به کلام استاد من بی حرمتی شود. اصلاً انسانی که بالاخره قول کرده، هیچ‌وقت اینطور... سهل شیری دان که صفها بشکند/ شیر آن دان، آنکه خود را بکشند. اشتباه کردی بگو اشتباه کردم. آقای حائری مؤسس حوزه، پدر ایشان، می گفت که می گویند مرد کسی است که از حرفش برنگردد ولی من می گویم مرد کسی است که از حرفش برگردد. معصوم که نیستیم. گاهی اشتباه می کنیم. اصلاً تقوای این بزرگوار، حاج شیخ مرتضی حائری خیلی عجیب بوده است. من از تقوای ایشان یک قصه ای نقل می کنم که یک مدرسه است. بعضی از قصه ها... « فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُون‏» (اعراف/ 176) خداوند فرموده قصه ها را به اینها بگو. خدا در قصه می خواهد که جرقه ی تفکر را درست کند. ما خیلی به تفکر احتیاج داریم. در چه موضوعاتی؟ ان شاءالله عرض می کنم. آنقدر این بحث مهم است. ما خیلی احتیاج به تفکر داریم. تفکر ساعت. یک ساعت، یک لحظه تفکر بهتر از عبادت یک سال است، بهتر از عبادت هفتاد سال است. جفتش آمده است. حضرت امام درس اخلاقشان فرموده اند این به خاطر مراتب فکر است. بعضی فکرها آنقدر بالاست بهتر از عبادت یک سال است، بعضی وقت ها بهتر از عبادت هفتاد سال است.

شریعتی: یکهو می بینی ره چند ده ساله را یکشبه می توانی طی کنی.

آیت الله عاملی: حتماً من یک روزی موضوعات تفکر را برای شما بیان می کنم. این بزرگوار یک قصه ای دارد، یک مدرسه است. اینکه گفتند «عِندَ ذِكرِ الصَّالِحِينَ نزولُ الرَّحمَة» این است. هنگام ذکر صالحین نزول الرحمه. رحمت نازل می شود. اگر کسی به استاد اخلاق دسترسی ندارد برود قصه های آنها را بخواند. قصه ی عرفا را بخواند. اصلاً من همینطوری طلبه شدم. کتابی که حضرت آیت حاج سید علی آقای قاضی طباطبایی شهید محراب نوشته بود، من کتاب ایشان را که خواندم در این خصوص نوشته بود، اصلاً کاملاً من را گرفت. بسیاری از طلبه ها هم که می آیند با این حال و هوا می آیند. با حال و هوای مسائل عرفانی می آیند. یکی از اساتید ما که الآن 102 سال دارد. متولد 1298 است. ایشان می گوید من که رفتم طلبه شدم، آن زمان آقای مرعشی نجفی، آن زمان آنقدر طلبه کم بود که هر کسی می آمد طلبه می شد، مراجع بزرگان می آمدند خوش‌آمد می گفتند. آقای مرعشی پیش من آمد. گفت قربان معرفتی بروم که هنوز مشهود به شواهد مدرسه نیست. یکی از علما می گفت اگر طلبه هایمان حالت اولیه ی خودشان را نگه دارند بس‌شان است. این بزرگوار قصه اش این است که ایشان می گوید من یک کتاب نوشته بودم، کتاب را که نوشتم زیر آن اسم خودم را نوشته ام. مرتضی حائری ابن مرحوم عبد‌الکریم حائری. اسم پدرم را نوشتم که این پدر فلان کس است. یک خورده با خودم فکر کردم گفتم تو از کجا می دانی که او مرحوم است؟ نکند خلاف بنویسی؟ در دفتر تو یک خلاف ثبت شود. شاید مرحوم نیست. مرحوم را پاک کردم. مؤسس حوزه، حاج شیخ، آنقدر جلالت قدر دارد، در برابر رضاخان ایشان حوزه را حفظ کردند. خیلی جلالت قدر دارند. تقوای ایشان، کرامات ایشان، زهد ایشان. حضرت آیت الله اردبیلی بزرگ، حاج سید یونس بزرگ، اردبیلی بزرگ، سید یونس اردبیلی، ایشان مهمان شده بود به مؤسس حوزه آقای حائری. آن وقت غذا درست کرده بودند که دو تا آقازاده ایشان خوابیده بود. گفته بود که بگذار من اینها را بیدار کنم بیایند شام بخورند، آقای اردبیلی گفته بود بگذار بخوابند اینها. بیدارشان نکن. گفت: نه آقا. ایشان امشب که برنج درست کردند اینها مدت های مدید است که برنج نخورده اند. خودش را تنظیم کرده بود با پایین ترین فرد جامعه. «إن الله فرض عل أئمة العدل أن يقدروا أنفسهم كضعفة الناس‏» اینها بزرگان ما، روحانیت ما هستند که خدمت کرده اند.

شریعتی: و در طول تاریخ انقدر ماندگار شده اند.

آیت الله عاملی: حالا ایشان پدرش را خوب می شناسد، می گوید نکند مرحوم بنویسم این خلاف باشد. مرحوم را پاک می کند تا خدای ناکرده یک دروغی ننویسد. خودش می گوید شب در خواب پدرم را دیدم. پدرم به خوابم آمد. عجب جمله ای است، عجب جمله ای است. گفت: بارک الله آقا مرتضی. بارک الله آقا مرتضی. آن انگشتانت را بیاور من آنها را ببوسم. که انقدر در استخدام کلمات حساس است. انقدر در انتخاب کلمات دقیق است. با این مراقبت ها انسان به خیلی از جاها می تواند برسد. ببینید چه هضم نفسی داشته است، چه تواضعی داشته است. یک وقتی من خدمت شما عرض کردم که قرآن آمده ما را خراطی بکند، دین آمده ما را خراطی بکند. گاهی ما برمی گردیم دین را خراطی می کنیم. این تواضع‌ها، حضرت آقای شریعتی شکستن نیست. بعضی وقت ها می گویند که این تواضع‌ها تنقیص است. شأن ما را، رتبه ی ما را پایین می آورد. من می گویم نخیر. اینها همه رفعت عند‌الله است. در روایات هست «اطلب رفعة عند‌الله». بعد می گوید چکار کن. رفعت عند‌الله همه ی مصادیقش مصداق شکستن صولت نفس است. هر کجا صولت نفس را شکستی بلند شو بیا بالا. دعوا شده، با خانمت دعوا کردی، چی می شود؟ بگو حق با شماست. حق با شماست. اگر بگویی حق با شماست چه می شود؟

شریعتی: تمام می شود و قائله ختم می شود.

آیت الله عاملی: علاوه بر اینکه قائله ختم می شود، روز قیامت خدا می گوید هر کس گردن من حق دارد بلند شود. اهل محشر می گویند خدایا چه کسی می تواند گردن تو حق داشته باشد؟ و من این آیه را می خوانم. «فَمَن عَفا وَ أَصلَحَ فَأَجرُهُ عَلَ اللَّهِ» علی الله یعنی خودم باید مزدش را بدهم. خیلی راحت بگو حق با شماست.

شریعتی: برای شما خیلی راحت است. برای خیلی از ماها پا روی خودمان گذاشتن سخت است که بگوییم حق با شماست. خیلی ساده نیست.

آیت الله عاملی: اما برای کسی که دنبال تشخص‌های مادی نیست خیلی خیلی سهل است. یک کلمه یاد بگیر. بگو حق با شماست. اگر گفتی حق با شماست، دعوا خوابید، من ضامنم ثوابش خیلی بالاتر از این نمازهاست که ما می خوانیم. حضرت امام فرمود: این نمازها که ما می خوانیم، معصوم بخواند دق‌مرگ می شود. به این ثواب‌ها امید نداشته باش که به این سادگی... اما به آن کاری که الآن آنجا گفتی حق با شماست. یکی از عشایر ما به حج رفته بود. گفته بود خدایا اگر 124 هزار پیغمبر را بیاورند، شفاعت من را بکنند و تو نپذیری، باز هم می گویم خدایا حق با توست. من سر دعوای حق اینجا نیامدم. چقدر عالی است. می گوید من سر دعوای حق اینجا نیامدم. می گویم حق با توست. چرا ما اینها را یاد نگرفتیم؟ من این عشایر را طبقه ی دوم بردم. طبقه ی دوم نگاه کرد دید چقدر حاجی دارند طواف می کنند. یک نگاهی آنجا کرد، یک جمله گفت من خیلی خوشم آمدم. با همان لهجه ی عشایری اول خدا را صدا زد. گفت آق الله هی. یعنی ای خدا. اینها همه سر بهشت با تو دعوا دارند. مرد عامی. ما نباید به خاطر بهشت با خدا معامله کنیم.

در هر حال ما در بحث تشخص باید خیلی توقف کنیم چون امروزه جوان های ما در یک مسیری افتادند برای پیدا کردن تشخص. بعضی ها با لباس‌های غیرمتعارف. همه را نمی گویم. و دلشان هم پاک است. پاک پاک. مبادا کسی سوء‌ظن بکند. یعنی شرایط اجتماعی طوری پیدا شده است که به این سمت رفته است. آن وظیفه ی امثال من است. در حدیث قدسی است خدا فرمود: «لَأَحمِلَنَّ ذُنُوبَ سُفَهَائِكُم عَلَ عُلَمَائِكُم‏» من گناهان گهنکارها را در ذمه ی علما می نویسیم. «لَو لا يَنهاهُمُ الرَّبَّانِيُّون‏» (مائده/ 63) خدا در قرآن گلایه می کند. می گوید ربانیون، علمای ربانی کجا بودند؟ که امور را اصلاح نکردند. گاهی به آرایش‌های غیرمتعارف روی می آورند. کارهای غیرمتعارف. تابوها را می شکنند. هنجارهای عرفی اجتماعی را می شکنند. الآن دیگر شکستن خط قرمزهای اخلاقی یک سوژه ای است که همه باید پرداخت کنند. صدا و سیما پرداخت کند. ریشه کجاست؟ یعنی فضای مجازی را برای جذب دنبال‌کننده کارهایی می کنند که به حد افتضاح رسیده است که دنبال‌کننده ی من بیشتر باشد. یک عده سودجو هم غیر از این جوان ها وارد میدان شدند. آنها هم برای سودجویی یک کارهای غیرعرفی انجام می دهند برای اینکه ملیونی دنباله رو داشته باشند. بعد که جمعیت زیادی را جمع کردند عزیزان می دانند. با مراکز قمار، امثال اینها، اینها قرارداد می بندند که آنها را تبلیغ کنند. شاید باور نکنید بعضی از اینها ماهانه 500 میلیون درآمد دارند. بی نزاکت ترین کارها را می گویند انجام بدهید به ما بفرستید. در برابر پدر مادر بیچاره یکهو یک کار بی نزاکت که من خجالت می کشم به زبان بیاورم. آنهایی که در این باب هستند می فهمند من چه می گویم. بچه این کار را می کند. گاهی پدر، مادر، دعوای مفصل، کتک مفصل، این چه کاری بود کردی؟ آنها هم به اصطلاح برای نظام چالش درست می کنند. اینها را می فرستند تا فالوور آنها بالا برود، با مراکز قمار قرارداد ببندند. اینها با این هنجارشکنی، در جامعه ما قفل‌زدایی می کنند. این قفل‌زدایی خیلی وحشتناک است.

شریعتی: زشتی یک کاری از بین برود.

حجت الاسلام عاملی: احسنت. یک جریان عفن فرهنگی در جامعه ی ما راه می اندازند. ما با این سودجوها کار نداریم. او دارد یک معامله می کند اما صحبت من اینجا یک سؤال است که چرا بی نزاکت ترین حرکت ها انقدر مشتری دارد؟ ما باید واقعیت ها را بپذیریم، مطرح کنیم، بعد دنبال علاج بگردیم که چنین چیزی هست. چرا معیارها اینطوری عوض می شود؟ البته ما با نیازهای اصیلی که جوان دارد کاری نداریم. آن را بحث می کنیم. آن نیازهای اصیل که هر مقطع سنی یک نیاز دارد و تربیتند. اجابت همان نیاز هم مقطع سنی است و پدر و مادر باید خودشان را تنزل بدهند، بفهمند که این مقطع سنی نیازش چیست. «مَن كَانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصَابَ لَه‏» به به. هر کسی پیشش بچه است، نمی گوید بچه ی خودش است. ولو در مهد‌کودک هستی. آن حساس‌ترین قسمت آنجا است. می دانید که الآن در بعضی از کشورهای اروپایی مهدکودک هر چقدر سن پایین باشد، اجرتش خیلی بالا است.

شریعتی: کار کردن سخت است.

آیت الله عاملی: نه. خود دولت قیمت تعیین کرده است. آنهایی که بچه هایشان را مهدکودک می گذارند، آن سنین پایین دولت مثلاً چقدر باید بگیرد؟ مثلاً ماهانه ده دلار باید بگیرد، دولت گفته 100 دلار باید بدهی، 200 دلار باید بدهی.

شریعتی: که کسی نتواند بگذارد مهد‌کودک.آیت الله عاملی: احسنت. دولت هم قیمت را بالا برده که بچه ها را به مهد نسپرند. به آن برون سپاری می گویند. برون سپاری که شد بچه می رود اخلاق آن شخص را می گیرد. یک وقتی سر یک بچه زمان امیر‌المؤمنین دعوا بود. این می گفت بچه مال من است، او می گفت بچه مال من است. ماجرای ارث وسط بود. آن وقت امیر‌المؤمنین بچه را خواست، پنج شش بچه ی دیگر هم آورد کنار او نشاند. آن وقت به بچه ها گفت بنشینید، نشستند. گفت بلند شوید. بچه ها که بلند می شدند این بچه دستش را گذاشتند گفت: یا الله. حضرت گفت آن مال این پیرمرد است. خلق و خویش را گرفته است. آن هم باز بحث تربیتی است. ان شاءالله یک بحثی داشته باشیم خانواده ی آرمانی. این جایش در صدا و سیما خالی است. خانواده ی آرمانی چه خصوصیاتی دارد. در مقاطع سنی بیاید، هر خصوصیتی دارد ما آنها را بحث می کنیم. الآن در هر پنج سال، یک نسلی متولد می شود که زبان نسل قبلی را نمی فهمد تا کجا رسد که زبان پدر و مادرها را بفهمد. یعنی من صراحتاً عرض می کنم اگر کسی بتواند الآن یک فرزند ایده آل تربیت کند، شایسته تربیت کند، باید مجسمه اش را بریزیم. یعنی دین پدری، دین مادری ادا کردن با یله بودن خانواده. تربیت شیء فشیء درست شدن است. این حوصله می خواهد.

شریعتی: آخه یک جا هم نیست. یعنی الآن تلویزیون دارد تربیت می کند، شبکه های اجتماعی دارند تربیت می کنند، مدرسه دارد تربیت می کند، خیابان، کوچه، جامعه. و کار پدر مادرها خیلی سخت می شود.

آیت الله عاملی: دقیقاً. یعنی عناصر تأثیرگذار هم متکثر شده هم پیچیده شده است. و لذا دوران هویت یابی هم به تأخیر افتاده است. بر فرض سن 18 سالگی که هویتش را پیدا می کند، الآن دیگر اینطور نیست. خدا روی 18 اصل گذاشته است. در قرآن فرموده: «أَ وَ لَم نُعَمِّركُم ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَن تَذَكَّر» (فاطر/ 37) در قیامت یک عده را که جهنمی شدند مذمت می کند. خدا می فرماید: آیا من به شما عمری ندادم که در آن می توانید خیلی خوب خودتان را اصلاح کنید زیر آن احادیث می نویسند: «هو توبیخ لابناء ثمانیة اشعر». این برای 18 ساله ها است. الآن چون عناصر تأثیرگذار متکثر است، پیچیده هم هست. پیچیده یعنی چه؟ یعنی هماهنگ کردن اینها به این سادگی نیست.

شریعتی: هر کدام یک سازی می زنند.

آیت الله عاملی: هر کدام یک سازی می زند، فضای مجازی یک چیز دیگر می زند. آن وقت هویت یابی یعنی آن مرامی، آن فکری که تا آخر دیگر بچه به آن زندگی می کند، تصمیم می گیرد، از آن الهام می گیرد، آن هم می افتد تغییر. و ما خیلی از بحث خارج شدیم. اروپا را می گفتم که مهد‌کودک... آنها آمده اند گفته اند که این در حساس‌ترین دوران تربیتی از مادر عواطف بگیرد پمپاژ شود. آن مرکز پمپاژ عواطف از نهاد خانواده. مقام معظم رهبری یک مطلب بسیار دقیقی فرمودند که نهاد خانواده سلول جامعه است. سلول اگر فاسد شود، جامعه فاسد می شود. الآن بعضی از کشورها می گویند که پدر مادرها اگر، اگر مادری در حساس‌ترین دوران تربیتی طفل، خودش را در اختیار طفل قرار بدهد، به شوهرش حقوق دوبل می دهد. چون فهمیده اند که آینده ی کشورشان با آن عواطف است والّا دامر آمریکایی درست می شود که یخچالش را باز کرده اند دیده اند تکه های قطعه های انسان آنجاست، آدم‌خواری درست شده است. در خود آمریکا هم مؤسسه درست شده است مؤسسه ی مادر به خانه ات برگرد. سیره ی حضرت زهرا است. وقتی تقسیم کار شد، حضرت زهرا فرمود پدرم تقسیم کار کرد، فردای ازدواج، بیرون از در برای دامادم، داخل منزل برای دخترم. فرمود من آنقدر خوشحال شدم. برای آشپزی که خوشحال نشده است. حساس‌ترین دوران تربیتی. قدرت روحی یک مادر این است که فرزندی تربیت بکند، یک ملت، یک تاریخ مدیون او باشد. این نقش نرم‌افزاری است والّا نقش سخت افزاری که همه دارند. همه می توانند این را انجام بدهند. آن که از دست کسی ساخته نیست جز مادر، عنوان مادریست.

شریعتی: که خیلی هم کم به آن پرداخته می شود. یعنی آن جایگاه مادری متأسفانه به مرور زمان آنطوری که باید و شاید دیده نمی شود.

آیت الله عاملی: بله، حالا چون ایام فاطمیه هست، آقا رسول الله حضرت زهرا را می خواهند معرفی کنند، با عنوان مادر معرفی می کنند. فاطمة ام ابیها. افتخارش این است که ام است. مادر است. مطلع انوار است. یعنی ائمه از وجود حضرت زهرا هستند. ام آورد. فاطمة ام ابیها. خودش هم می خواهد معرفی کند، خودش هم اسمش را می گذارد مادر. عصاره ی کائنات، مفخر مخلوقات، اسم خودش را مادر می گذارد. چرا از مادری عارت می آید می گویی که من بچه نمی خواهم، بچه نمی خواهم. یک بچه داشته باشد یک مادر، دردی، تحملی که در تربیت بچه دارد، بزرگ کردن بچه، در روز قیامت غبطه می خورد به کسانی که عنوان مادری داشتند، فرزند تربیت کردند. لحظه به لحظه، بهشت در خانه ی مادر است. حج در خانه ی ماست. عمره در خانه ی ماست. آن لحظه ای که این طفل را بزرگ کرده است یک حسنه ای بعد از خودش باقی گذاشته است. یعنی از یک جهاد بسیار بزرگ خودش را محروم کرده است. حالا آقای رسول الله خودش می گوید من مادر هستم. زمانی که شب زفاف حضرت زهرا بود، حضرت فرمود: همه بروند. من باشم و زهرا. حالا چه حرف خاصی با حضرت زهرا داشت ما نمی دانیم. دید همه رفتند ولی یک نفر نفس می کشد. گفت تو کی هستی اینجا ماندی؟ گفت: یا رسول الله! من امه سلمه هستم. گفت مگر نگفتم که همه بروند. گفت یا رسول الله! خدیجه به من وصیت کرده که در زفاف زهرا کنار زهرا باشم چون که مادر ندارد.

شریعتی: دختر شب عروسی مادر می خواهد.

آیت الله عاملی: بله. آن وقت گفت که امه سلمه، تو هم برو. من همچنان که برای زهرا پدرم، برای زهرا مادرم. همین است. چقدر مادرها باید افتخار بکنند که رسول الله عنوان مادر را با چه فخر و شرفی به خودش اتلاق می کند.

بر‌می گردیم به اصل بحث‌مان که عصر ما، عصر تشخّص‌طلبی در امور مادی است. باید روی این باید موشکافی کنیم که ریشه ‌ی آن کجاست. چه مساعدتی ما می توانیم در این باب داشته باشیم؟ چون که عقلانیت، فهم، شعور، احساس در جوان های ما بسیار بسیار شایستگی است. یعنی این مطالب باید گفته شود بعد ما بازخوردش را ببینیم. ما باید یک چیزی بدهیم تا انتظار چیزی را داشته باشیم. یک دختر خانم را گفتند که خدا را تعریف کن. گفت: خدا یعنی نکن، نکن، نکن. چرا خدا می گوید هیچ‌کس من را تعریف نکند، خودم می خواهم خودم را توصیف کنم؟ سبحان الله یعنی همین. اینهمه می گوییم سبحان الله، سبحان الله، سبحان ربی الاعلی و بحمده. می خواهد حمد کند با سبحان شروع می کند. «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّك‏» قرآن پر شده است. «سُبحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمَّا يَصِفُون‏» (صافات/ 180) شما من را توصیف کنید، من را خراب می کنید. بگذارید خودم، خودم را توصیف کنم. این معنی تسبیح است. و عالم هم روی چهار رکن ایستاده است. «سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلَّهِ وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكبَر»؛ یعنی اگر تسبیح بدهید دست مردم بدهند، خدا را طوری تعریف می کنند که...

شریعتی: هر کسی از نگاه خودش یک جوری تعریف می کند.

آیت الله عاملی: عصر شده عصر طلب تشخص. گاهی یکی در فضای مجازی این کار را می کند، گاهی در لباس کسی این کار را می کند، گاهی در خانه، گاهی در ماشین به رخ همدیگر کشیدن. گاهی در عروسی، گاهی در جهیزیه، گاهی در آداب و رسوم، گاهی در لوازم خانه. در روایت هست که آخر الزمانی ها با لوازم خانه به همدیگر تفاخر می کنند. این اگر فراگیر شود، جامعه فلج می شود. هم زندگی فردی فلج می شود، هم زندگی اجتماعی فلج می شود. عطش کاذب گاهی که فوران بکند، یک سری بی نزاکتی ها پیدا می شود. یعنی این تشخص اعتدال می خواهد. نه افراط و نه تفریط. اگر به افراطش افتاد می شود عطش کاذب. عطش کاذب در امور نفسانی کنترل شود بسیار مشکل است. این را عزیزان از من یادگاری داشته باشند اما دو عطش هست که بخواهی مهار کنی بسیار بسیار مشکل است. بعضی عطش‌های کاذب را می شود یک جوری یک کاریش کرد.

شریعتی: می شود برای آن یک مابه ازایی پیدا کرد.

آیت الله عاملی: دو عطش هست در قوای نفسانی هست که این را نمی شود مهار کرد. عطش کاذب. یک عطش کاذب برای ریاست هست، یک عطش کاذب برای تشخص هست. عطش پیدا کرده است که یک جوری خودش را نشان بدهد. اینجا سوار می شود به یک مرکب که این ته ندارد. مرکب راست طرف جهنم می برد. این انسان هایی که به جاهای بزرگ می رسند، ساخته و پرداخته نیستند، اینها یک اطرافیانی دارند. آن اطرافیان این شخص بزرگ را سوار کولشان می کنند، آن شخصیت می گوید من را کجا می برید؟ می گویند تو کاری نداشته باش. راست به جهنم می برند. اطرافیان، اطرافیان، اطرافیان. استئثار. استئثار را امیرالمؤمنین مطرح کرده است یعنی فزونه خواهی برای اطرافیان. به مالک نوشته است «فقطع مدة ذلک» یعنی ریشه ی کار را بزن. رحم نکن. آن وقت این مرکب را سوار می شوند، مستقیم طرف غضب خدا می برند. این عطشی که برای تشخص درست شده است. یک کاری می کنند که دیگر نمی شود آن را جمع و جور کرد. نه در دنیا و نه در آخرت. چطور؟ عکسش را آورده است یک جوری آنجا گذاشته است که پاک نمی شود. یک روز صد نفر، یک روز دویست نفر، یک روز سیصد نفر، یک روز هزار نفر. چقدر این چشم‌ها با این عکس آلوده شد. خدایا خدایا این فردا چشمش را ببندد جواب کدام نگاه را می خواهد بدهد؟ یک نگاه جوابش را نمی شود داد. آن هم آنجا شده دیگر نمی شود محوش کرد. عزیزان مخصوصاً خانم‌ها خیلی دقت کنند. من با تمام وجودم برای آنها خیرخواهی می کنم. یک جوانی را پیش یک از عرفا آوردند نگاه کرد گریه کرد، نگاه کرد گریه کرد. گفتند ای آقا ما آوردیم نصیحتش کنید. شما چرا انقدر گریه می کنید؟ گفت آخه من وقتی تصورش را می کنم که این بدن چطور می خواهد در برابر غضب خدا تاب بیاورد. این عکسی که آنجا گذاشتی، لحظه لحظه گناه نوشته می شود. این عالم بی حساب نیست. حالت احتضار یک خانم بود، در حالت احتضار چشمش را باز کرد. گفت آن قیچی مال من نیست، قیچی مال من نیست. آن قیچی را به فلانی بدهید. یعنی تمام اعمال ما در حالت احتضار جلوی چشم ما می آید چون مرگ عصاره ی زندگی است. تو به چشم خویش خوبی رویی/ لیک باش در شود در پیش رویت دست مرگ آیینه دار. الآن خیلی می گویی خوشگلم، خوشگلم، دو ساعت جلوی آیینه ایستادی، آن عکس کذایی را در اینستا گذاشتی. به وجود جوان آتش زدی. این جوانی که نمی توانست ازدواج کند. این عکس‌ها را دید اغوا شد. بالاخره اغوا شد شخصیتش را از دست داد. همه ی آن کارها که شده، همه تجسم پیدا می کند در حالت احتضار جلو می آید. آن وقت خودش را آنجا نشان می دهد. الآن آیینه را نگاه می کند می گوید چقدر خوشگل هستم. هر کسی را دعوی حسن و نمک. الآن خیلی می گویی نمکین هستند. سنگ مرگ آمد نمک‌ها را محک. همه چیز تجسم پیدا می کند. یک دروغ خودش را نشان می دهد، یک ربا خودش را نشان می دهد. خیانت به بیت المال کردی خودش را نشان می دهد.

آمد به امام صادق گفت: آقا جان! من مریض هستم. دکتر می گوید باید شراب بخوری. بخورم؟ حضرت فرمود: نخور. لا‌کرامه. گفت چرا؟ حضرت دستش را اینجا گذاشت گفت: «إِنَّمَا تَندَمِينَ إِذَا بَلَغَت نَفسُكِ هَاهُنَا» می دانی این یک قطره شراب خودش را کی نشان می دهد؟ وقتی نفست اینجا رسید. نفس می خواهد بیرون بیاید. خود طرف هم متوجه می شود که دنیای او دارد عوض می شود. آن لحظه یک وحشتی دارد، یکهو در رختخواب یا در بیمارستان جلوه ها همه عوض می شود. به آن مطلع می گویند. بعداً بحث می کنم. حول مطلع. یعنی اطلاع پیدا می کند اینجا یک عالم جدیدی شد. هر چه هم می بیند ملکوت اعمال خودش است. نماز وحشت. برای چی نماز وحشت می خوانند؟ چون از دیدن آن مطلع هستند. از دیدن آن حالت جدید، جلوات جدید، یک عالم جدید وحشت می گیرد. برگشتن نیست. امروز تصمیم بگیر که خودت را از آن کارها خلاص کنی. اگر چنین خطایی در دستت رفته است، عکس جلف خودت را گذاشته ای، عکس مکشفه ی خودت را گذاشته ای، پاک هم نمی شود. تا حال چقدر گناه نوشته شده است؟ اگر صاحب این کارها فرار کند با یک پلاس بالای کوه ها که زمان آقا رسول الله اینطوری شد که زنی آمد گفت یا رسول الله شوهر من با من همکاری نمی کرد، سحرش کردم. الآن دعوا تمام شد. همش در خانه دعوا بود. سحرش کردم. الآن می گویم بنشین، می نشیند. بلند شو، بلند می شود. پول بده، پول می دهد. همه چیز حل شده است. حضرت چنان عصبانی شد فرمود: «ویحتی کدرت الطین و کدرت البحار ولعنتکی ملائکه السماوات و الارض». وای بر تو. این کار تو بر ذرات خاک اثر کرد. بر آب‌های دریاها اثر کرد. همه را کدر کردی. ملائکه ی زمین و آسمان تو را لعنت کرد. این چه کاری بود کردی؟ حق الناس است. فرار کرد. به آقا رسول الله گفتند این انقدر وحشت کرده است. گفته اند این وحشت ندارد چون حق الناس است. اگر کسی آن صحنه ها را درست کرده است، با تمام ذراتم، با تمام وجودهایم خیرخواهی می کنم. یعنی بلاتشبیه، بلاتشبیه، همه این تشبیه را ببخشند، آقا رسول الله بالای کوه صفا رفتند گفت من برای شما دروغ گفته ام؟ گفتند نه. اول گفت یا صباح‌ها گفت یعنی خطر بسیار وحشتناکی دارد. همه جمع شدند بعد گفت که من به شما دروغ گفتم؟ گفتند نه. گفت اگر بگویم یک لشکر عظیمی همه ی شما را قتل عام می کنم. می پذیرید؟ گفت فردا یک روز وحشتناکی در سراغ شماست. من از طرف خدا نظیر عریان هستم برای شما. «انا نظیر العریان» نظیر عریان یک اصطلاح خاصی است در بین عرب‌ها هست که طرف می آمد خطر اعلان بکند بالاتر را عریان می کرد، می دوید. از این عریان بودن همه می فهمیدند که خطر بسیار بزرگ است. هر کسی هر چه دستش بود زمین می انداخت همه جمع می شدند. حضرت فرمود: «انا نظیر العریان». الآن بلاتشبیه، ما آن هشدار را می دهیم. فردا گرفتار شود. در روز قیامت یک عده در محشر این طرف فرار می کنند یک عده این طرف، یک عده سرگردان. ملائکه می گویند مگر شما پیغمبر نداشتید؟ می گویند چرا پیغمبر داشتیم. می گفتند پس صدایش بزنید. گفت صدایش یادمان رفت. چرا؟ چون پیغمبر چه گفته یک سبیلی با پیغمبر نداشته است. می گوید ای کاش یک شباهتی با پیغمبر داشتم. آنجا آن هم از یادش می رود. من امروز زیاد صحبت کردم. این بحث ادامه دارد. ان شاءالله در هفته ی آینده.

شریعتی: ان شاءالله. تلاوت آیات ابتدایی سوره مبارکه ی آل عمران صفحه ی 50 قرآن کریم را بشنویم برگردیم.

 

اشاره قرآنی: سوره آل عمران آیه 7 خدای متعال فرمود: کتاب من آیاتش بر دو اسم است. محکمات و ام الکتاب و المتشابهات. و فرمود که در آینده کسانی که قلبشان مریض است با متشابهات فتنه درست می کنند. من اینجا فقط یک سؤال را جواب می دهم. چرا خدا در قرآن متشابه گذاشته است. همش محکم می شد. اولین کسی هم که هشدار داده که با قرآن من فتنه درست می شود با آیات متشابه، خود خدا است. سؤال می شود که خدا چرا آیات را اینطوری کردی؟ اصلاً یک جوری صحبت می کرد که این پیدا نمی شد. فتنه هم درست نمی شد. الآن در طول تاریخ آنقدر فتنه شده با آیات متشابه. تأویلاتی که آیات متشابه شده است. بزرگترین تأویل روزگار ما همین وهابیت است که با تأویل آیات درست شده است. ابن تیمیه یک حرف خوبی دارد. می گوید تمام فرقه های انحرافی از قرآن درست شده است. اگر قضیه اینطوری است چرا آیات متشابه را گذاشته است؟ بعضی ها می گویند که اصلاً ممکن نیست کسی طوری حرف بزند که متشابه درست نشود. این در خصوص ماها هست نه در مورد خدا. حالا شما تفاسیر را مراجعه کنید فلسفه ی وجود آیات متشابه چیست. آنقدر صحبت کردند هیچ جا نتوانستند برسانند. حالا بروید زمخشری. زمخشری از آنها است که وارد شده است. اما اهل بیت این را حل کرده اند. خیلی هم عالی حل کرده اند. خدا متشابه را عمداً گذاشته است. متشابه یعنی هوا مه آلود می شود. یعنی متشابه را که گذاشته است، متشابه آن آیاتی است که ذووجوه است یعنی وجود مختلفی در آن آیه هست. چند برداشت می شود کرد. گاهی سی برداشت می شود از یک آیه داشت. چرا خدا این کار را کرده است؟ عما یعنی کور. تعمیه یعنی هوا را مه آلود کردن. به زبان آذری هوا تعلملی کردن. یعنی هوا خیلی مه آلود است. نمی شود جلو را دید. چرا این کار را کرده است. تا امت مجبور شوند به اهل بیت مراجعه کنند.

شریعتی: این خودش یک امتحان بزرگ است.

آیت الله عاملی: آن وقت راسخون را که مطرح می کند راسخون باید معصوم باشد. اگر راسخ معصوم نباشد مشکل سر جایش است. یک کسی اینطوری می گویند، یک کسی اینطوری می گوید. و لذا حضرت به این مضمون فرموده اند «ابتلاء الناصبها عظیمه» ابتلاء مردم به ما خیلی سخت شد. چون بدون ما قبول نیست و مردم هم کاری کرده اند که به ما مراجعه نمی کنند و لذا ابتلاء امت به ما خیلی عظیم شد. مطالب خوبی در این باب است. یک کتابی در تاریخ تأویل ما نوشته ایم. چاپ شود عزیزان مطالعه کنند. از زمان پیغمبر چه تأویلاتی در آیات متشابه شده است تا زمان مع هذا. ادوار به ادوار حرکت کردیم همه را جمع کردیم.

شریعتی: خیلی خوب. خدا شما را خیر بدهد. سپاسگزارم.

Starts: 01-22-2021
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap