نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف میکند.

 متن بیانات آیت الله سیدحسن عاملی باعنوان(ویژگی های شخصیت حضرت علی (ع))مورخه991207

99-12-07- آیت الله عاملی - ویژگیهای شخصیت حضرت علی علیه السلام

شریعتی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام. عید شما مبارک باشد. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. تبریک من و همه ی دوستانم در برنامه سمت خدا را ان شاءالله پذیرا باشید. روز پدر را به همه ی پدران این سرزمین هم تبریک و شادباش می گویم.

آیت الله عاملی: خدمت بینندگان معظم و مکرم، حضرتعالی، همکاران محترم، سلام و عرض ادب و احترام دارم. لحظات مبارکی را برای ملت بزرگوار از خدای متعال آرزومندم. ولادت ولی الله الاعظم معجزه ی رسالت خاتمیت، قدرت روحی پیامبر را تبریک عرض می کنم. در جنگ خندق وقتی امیر المؤمنین را به میدان می فرستادند این آیه را خواندند. «رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْدا» (انبیاء/ 89) من را تنها نگذار. یعنی به تعبیر حضرت امام در 23 سال، حضرت امام فرمودند پیامبر ما یک فرد را فقط تربیت کرده است. آن هم حضرت امیر المؤمنین است. که می گوید اگر برود من تنها می مانم. تبریک عرض می کنم. لحظه ها، لحظه های بسیار مبارکی است. لحظه های مبارک رجب ان شاءالله برای عزیزان مبارک باشد. ندای «انا جلیس من جالسنی». الآن این ندا هر شب از طرف خدا چه تعبیر بزرگیست. «انا جلیس من جالسنی» یعنی آیا کسی هست که با من همنشین شود؟ من حاضر هستم. خدا که مکان ندارد. معنی اش این است که من برای پذیرایی خاص آماده هستم. شما آماده هستید؟ مرحوم آ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ذیل این تعبیر می گوید اگر ارواح تمام بشر دست مخاطب به این خطاب باشد صدا بکند نمی تواند شکلش را ادا کند. کل بشریت را صدا کند حق این جمله را نمی تواند ادا کند که خدا می گوید: «انا جلیس من جالسنی» من برای پذیرایی خاص آماده هستم. به دنبالش می گوید چه مصیبت بزرگی است که خدا دعوت کند به پذیرایی خاص و بنده استنکاف بکند. البته خدای متعال هر لحظه این ندا را دارد، هر شب این ندا را دارد. رجب مخصوص است. در روایت هست که خدا شب دستش را جلو می آورد برای مسی ء النهار، روز هم دستش را جلو می آورد برای مُسی  اللیل. مسی  النهار یعنی کسی که روز کار را خراب کرده است. شب دستش را می آورد جلو، می گوید دستت را بیاور تا با هم کار را درست کنیم و روز هم برای کسی که شب اوضاع را خراب کرده است. چرا؟ چون ممکن است شب خلاف بکند، موفق به توبه نشود و با روسیاهی از دنیا برود. خدا روز دست او را جلو می آورد. شب دستش را جلو می آورد. یعنی ما کنه این تعبیرات را تا حصار زمان و مکان نشکند نمی فهمیم. و تبریک عرض می کنم به همه ی عزیزان مخصوصاً که روز پدر هم هست. بر همه ی پدران مبارک باشد. البته یک بار هم گفتیم که این روز پدر، روز معلم، روز دختر، روز مادر، مناسب با فرهنگ ما نیست. هر روز برای ما روز پدر است، هر روز روز مادر هست. هر روز باید آن تکریم اتفاق بیفتد. هر روز روز دختر است. این ولنتاین که درست کردند، هر روز عشق است. عشق به خدا، عشق به پیامبر خدا، عشق به کتاب خدا، عشق به انبیاء خدا، عشق به اولیای خدا. عشق به ایتام، عشق به انسان هایی که بر ذمه ی ما حق دارند. عشق به شهداء، عشق به ملتی که داغ حسرت را بر دل آمریکا گذاشتند که ملت ما در برابر آنها رکوع کند. عشق به رهبر. کنه عظمت چنین رهبری را بفهمیم. و چقدر پیغمبر ما خوب گفته اند که «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُب‏» پس هر روز روز حب است. فرمود: دین غیر از آن چیزی است و فرمود: الحب اساس الدینی حب، اساس دین من است.
شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله همه ی دل ها سرشار از عشق به امیر المؤمنین باشد. خیلی از پدرها و پدربزرگ ها جایشان در بین ما خالی است. ان شاءالله همه ی آنها الساعه مهمان سفره پربرکت امیر المؤمنین باشند. ببینیم حاج آقای عاملی برای ما چه به ارمغان آورده اند و قرار است که چه نکاتی را بشنویم.
آیت الله عاملی: حضرت علی بن ابی طالب، امیر المؤمنین که امروز سالروز ولادت او هست، تنها مولودیست، آخرین مولودی است که خدا ولادت حضرت را تبریک گفته است و در تبریکش به حضرت ختمی مرتبت که ولادتش را تبریک گفت، جملات بسیار خطیری را خدای متعال مطرح فرمودند. تبریک را، حضرت جبرئیل محضر رسول خدا آوردند که اکنون زمان ظهور نبوت تو رسیده، زمان اعلان وحی رسیده، زمان پرده برداری از رسالتت نزدیک شده و من تو را با وزیرت، با دامادت، با جانشینت مؤید داشتم، کسی که با او کمرت را محکم کرده ام و ذکر تو را با علی من علنی ساخته ام. امیرالمؤمنین بزرگترین حجت خداست، بزرگترین آیت خداست. خودش فرمود که  «ليس للّه آية أكبر منّي‏». یعنی هر کس می خواهد خدا را مطالبه کند، آیه ای که بتواند خدا را خوب نشان بدهد، آن آیه من هستم. و واقعاً هم همینطور است. مدینة المعاجز است. یعنی شهری است پر از معجزه. و ولادت حضرت هم همینطور است. جزء معجز ه های الهی است و این نکته را عرض کنم که ولادت امیر المؤمنین جزء ادله ی غیر قابل تأویل است. همچنان که کاری که حضرت زهرا کرد. از ادله ی غیر قابل تأویل ولایت امیر المؤمنین است. می آیند آیه ی مودت را تأویل می کنند، می آیند آیه ی تطهیر را تأویل می کنند، البته به خیال خودشان. اما دیگر نمی شود تعبیر کرد که دیوار باز شده است. چکار می شود کرد؟ یا همین که حضرت زهرا (س) قبر شریف شان مسدود است، مخفی است. چرا مخفی است؟ این قابل تأویل نیست. و لذا یک زمانی آل سعود به ایران پیشنهاد کرد که اجازه بدهید ما یک قبری برای حضرت زهرا درست کنیم در بقیع که آن زمان حضرت امام به آقای گلپایگانی عمداً حواله دادند که حضرت آقای گلپایگانی آن زمان یک مطلب تندی بیان کردند که اگر این کار صورت بگیرد. این ها همه تابلوهای سر راه هست. خدا تابلو دارد. به آن معالم می گویند. این معالم هیچ وقت از بین نمی رود. «سُبْحَانَ مَنْ لَا تَبِيدُ مَعَالِمُه‏». منزه هست خدایی که هیچ وقت تابلوهای سر راهش از بین نمی رود. یعنی حجت همیشه دست خداست و لذا پیامبر ما فرمود: «تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا» من شما امت را ترک می کنم می روم در حالی که راه را چنان روشن کرده ام که شبش مانند روز است. یعنی هیچ کس حجتی ندارد از آن مسیر اصلی، از مسیر حق جدا شود و استدلالی برای خودش داشته باشد.
شریعتی: یعنی هم چراغ است و هم تابلو و نشانه ی راه.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی عنایت تربیتی خداست. لطفی است که در حق بشریت کرده است که سر راه تابلو گذاشته است که امت راه را گم نکنند. ما در خصوص ولادت امیر المؤمنین سه مرحله داریم. مرحله ی قبل از تولد، مرحله ای که داخل بیت بوده است، مرحله ای که از بیت خارج شده است. هر سه مرحله مملو از نکات تربیتی است. مملو از روشن ترین براهین بر حجت بودن امیر المؤمنین است و بسیار بسیار شنیدنی. ما این دو مرحله را بتوانیم خدمت عزیزان باشیم. مرحله قبل از تولد. مرحله ی قبل از تولد شروع می شود از آن لحظه که جناب فاطمه بنت اسد محضر آقا رسول الله وارد می شود می بیند بوی مشک و عنبر فضا را گرفته است. سؤال می کند که یا رسول الله این چیست؟ گفت بوی این خرما است. خرما که بو ندارد. اما معلوم می شود که خرمای این دنیا نیست. گفت این خرما از درخت نخلی است که شاخه ندارد. مگر می شود خرما شاخه نداشته باشد اما خرما داشته باشد. اینها همه اصرار هست. بیش از 40 معجزه اتفاق افتاده است در ولادت امیر المؤمنین. من الآن دانه دانه تا آن مقدار که وقت باشد عرض می کنم. آن وقت آقا رسول الله از این خرما تقدیم کردند به محضر جناب فاطمه بنت اسد، به منزل بردند، تا وارد منزل شدند جناب ابوطالب گفت این چه بویی است؟ فضا را گرفت. فضای مشک و عنبر. یعنی مشک و عنبر چیزی است که دیگر با ادبیات ما صحبت کرده است. ما دیگر چیزی بالاتر از مشک و عنبر نداریم. یعنی الفاظ نمی توانند. قلمروی الفاظ تا اینجا است. برای اینکه ذهن ما نزدیک شود، آن فضا ترسیم شود. همچنان که در قصه ی قضیه ی حضرت زهرا هم از آسمان آن شبی که می خواست حقیقت حضرت زهرا تکوّن پیدا بکند، باز طعام آسمانی آمد. این بزرگترین درس است برای ما که اگر شما نسل سالم می خواهید، اگر امتداد فاخر می خواهید چون فرزند امتداد ماست. بزرگترین اصل این است که طعام، طعام پاک باشد به منزل بیاید. با رشوه، با اختلاس، با ربا، با دزدی. آن شخصی که ربا خواری کرده، اختلاس کرده، خیال می کند چیزی دست او آمده است. اما اگر بفهمد چه چیزی از دست داده است، نسلی تباه شده است، بعد از خودش گذاشته است. تا روز قیامت از این نسل از او سؤال می کنند. «الکسب الحرام یبین فی الذریه» کسبی که حرام باشد، خودش را در ذریه نشان می دهد. و لذا اولین مرحله در قبل از تولد عبارت بود از همین مسئله ی تناول طعام بهشتی آن وقت بعد از این قضیه مسئله ی زایمان هست. وقتی زایمان پیدا می شود جناب ابوطالب می گوید وقتی من احساس کردم بلند شدم تا زن هایی را بیاورم، به فاطمه هم گفتم که زن هایی را بیاورم که کمک کنند، هاتفی ندا زد که بنشین. «انّ وليّ اللّه لا تمسّه‏ يد نجسة» تماس پوست خانمی که، قابله ای که افکار و اندیشه اش آلوده است، مشرک هست، این امکان ندارد دستش به ولی الله بخورد. اول دانشگاه های عالم بیایند کار بکنند که تماس پوست عامل انتقال خلقیات است. و لذا آمده است که قابله جوان نباشد. یعنی ترسو نباشد. اگر ترسو باشد بچه ترسو می شود. در دین ما ضد علم نیست ولی فوق علم الا ماشاءالله هست. هنوز دو جزء علم دست مردم هست. حضرت ولی عصر که ظهور بکند 27 باب، 27 جزء علم ظهور می کند یعنی عصر حضرت، عصر انفجار علمی است. آن وقت صدا زدند که نباید کسی را بیاورید آن وقت تولد، این تماس پوست در جاهای دیگر هم مطرح شده است همچنان که در اینجا نگذاشته اند که زن های ناپاک بیایند خدمه بشوند، دست شان به این طفل آسمانی بخورد. در قضیه ی حضرت موسی هست که حضرت موسی وقتی از طور برگشت، با هر کس که تماس پیدا می کرد، حضرت را وحشت می گرفت. یک آقایی می گفت که من رفتم مدینه و به حضرت ختمی مرتبت توسل کردم که من بویی که ذاتی رسول الله است بگیرم و گرفتم. شب در تاریکی شب از بوی رسول الله می فهمیدند که حضرت از اینجا رد شده است. حضرت سی و خورده ای کار اختصاصی دارد، وصف اختصاصی دارد، یکی از آنها همین است. یک دانه گرفتم. خیلی خوشحال شدم. حضرت زهرا هم می گوید: کسی که بوی تو را بگیرد به هیچ بوی گران قیمتی دیگر مشتری نمی شود. وقتی که به یکی از همشهری ها رسیدم تماس همه را از دست من گرفت. اینها یک اصراری در این عالم هست که بزرگان اینها را توجه داشته اند. سید رضی وقتی بچه اش متوجه شد، پادشاه یک هدیه ای فرستاد. برگرداند گفت ما از بزرگان هدیه نمی گیریم. دوباره برگرداند. گفت این را به طفل می دهم. گفت طفل ما هم از بزرگان هدیه نمی گیرد. گفت این را به قابله می دهم. گفت ما بیگانه را نمی آوریم برای بچه های ما قابلگی بکند. آن وقت در اینجا خدای متعال آن اول زنان عالم را آورده است که دست شان به این طفل بخورد. آنی که روایات ما می گویند، حضرت مریم، حضرت هوا، مادر حضرت موسی و آسیه، زن فرعون. اینها داخل کعبه بودند. یعنی این شخصیت هایی که همه شخصیت های آسمانی است. آن وقت، وقتی که هاتفی صدا زد به حضرت فاطمه بنت اسد که باید بروید داخل بیت. حضرت فاطمه بنت اسد بلند شدند، می خواهند وارد بیت شوند، دوباره هاتفی ندا زد. نباید از در وارد شوید. اگر از در وارد شود این اثرش را از دست می دهد. یک چیز عادی است که آمده است، وارد شده است داخل کعبه. باید نور خارق العاده اتفاق بیفتد تا امت بفهمند شخصیت امیر المؤمنین چه شخصیتی است و چه حادثه ای می خواهد اتفاق بیفتد که در تاریخ ثبت شود و برای امروز هم بماند. اگر از در وارد می شد می گفتند با بنی شیبه که کلید دار بودند، با اینها توانی کردند، یک رشوه ای دادند وارد شدند. اثرش را از دست می داد. باید معجزه شود. از مستجاد باید وارد شود. مستجاد که سنگ ها رفت کنار باید دیوار بریزد. نریخت. یک معجزه. وارد شد دوباره این در، دیوار هم آمد یک معجزه. چون موسم، موسم حج مشرکین است. حج مشرکین در رجب بود. مملو است از جمعیت. این هم عمداً آن لحظه اتفاق شده است که موضوع رسانه ای شود. آن وقت که دیدم یک عده گفتند که ما هم که چیزی دیدیم. آمدند هر چه تقلا کردند در را باز کنند، در باز نشد. این هم یک معجزه. گفتند که شما اشتباه کردید. برویم  بگردیم فاطمه بنت اسد را پیدا کنیم. خانه به خانه مکه را گشتند اما از فاطمه بنت اسد خبری نیست. داخل کعبه است. داخل کعبه نه آبی، نه طعامی، آن هم سه روز. این هم یک معجزه است. آن وقت وارد شدند در داخل کعبه و در کعبه چرا سه روز؟ وقتی که قضیه تمام شد می شود در باز شود برگردی اما در این سه روز کار دارد. در سه روز چه چیزهایی داخل بیت اتفاق افتاده است؟ بسیار جالب است. بعضی چیزها را از خود فاطمه بنت اسد هم مخفی می کنند. فاطمه بنت اسد می فرماید که در گوش طفل ملائکه آمدند یک چیزهایی گفتند من هم نفهمیدم. کار دارد. آن اموری که در داخل بیت اتفاق افتاده است، آنها دانه دانه بحث شود، اسرارش باز بشود بسیار بسیار شنیدنی است. فرصت کم است که الآن من جزئیات اینها را بحث کنم. ولادت در 13 رجب اتفاق افتاد آن وقت خدای متعال کعبه را آماده کرد. یعنی قبل از اینکه تولد شود پذیرایی کرد از امیرالمؤمنین و کعبه را آماده کرد. ولادت در بیت خدا نه لاحقه دارد و نه سابقه دارد. همین یک مورد در طول تاریخ بوده است. و سری دارد که من در آخر این مجلس بیان می کنم. هر چه صحبت می کنم یک طرف، آن یک طرف. تمام حرف من آن تکه است که چرا باید در داخل بیت امیر المؤمنین متولد بشود؟ چه می شد بیرون متولد می شد؟ بعضی ها می گویند که دست نکند زن مشرکه امیر المؤمنین را. خب خدا کاری می کرد که در بیرون از بیت دست نکنند. ولی حتماً باید در داخل بیت باشد. آن وقت البته این را هم به شما بگویم خیلی جالب است. امیر المؤمنین هم عملاً از بیت تشکر کرد. گفت جبران می کنم. با زبان حال به بیت گفت جبران می کنم این لطفت را. آن زمانی بود که رفت روی خاتم نبوت تمام بت ها را شکست. بیت را جبران کرد.
شریعتی: شد خانه ی توحید.
حجت الاسلام عاملی: احسنتم. قفل باز نشد آنجا که ماندند. در این سه روز اتفاقاتی که افتاده است که بعضی ها را از فاطمه بنت اسد هم مستورش کردند، پنج پیغمبر اولوالعزم، اول ملائکه ی عالم وارد شدند برای تبرک به ولادت امیر المؤمنین. آن وقت معجزاتی که صورت گرفته است، معلوم می شود در این سه روز، طعام، طعام بهشتی بوده است، شراب، شراب بهشتی بوده است چون نمی شود سه روز بدون طعام، بدون آب آنجا ماند. فاطمه بنت اسد که با خودش آنجا چیزی نبرده بود. در آن دوران حساس خدای متعال از فاطمه بنت اسد پذیرایی کرد و ابوطالب هم نگران نشد. که الآن سه روز آنها آنجا چکار می کنند؟ الآن آب ندارند. اینها غذا ندارند. یک ذره نگران نشد. چرا؟ چون موحد بود. آنهایی که می خواهند امیر المؤمنین را بزنند نمی توانند، سراغ ابوطالب می روند. مثلاً می گویند نعوذ بالله مشرک بوده است. اینطور نبوده است. ایمان داشت. موحد بود، هیچ نگرانی نداشت در اینکه فاطمه بنت اسد الآن در داخل چگونه پذیرایی می شود. و عرضم خدمت شما وقتی می خواهد خارج شود این معجزات دوباره تکرار شد. می توانست از در اصلی بیرون بیاید اما باز دستور رسید از همان جایی که آمده ای، از همان جا خارج می شوی. آن وقت دوباره دیوار شکاف برمی دارد و فاطمه بنت اسد در حالی که امیر المؤمنین دستش هست خارج می شود. من می  خواهم یکی از اتفاقاتی که در داخل بیت اتفاق افتاده است را خدمت عزیزان توضیح بدهم. مسئله ی نام گذاری است. نام گذاری حق فرزند است بر پدر. بر پدر است که اسم خوبی برای طفل انتخاب کند. اما اینجا خود خدا اسم انتخاب کرد. یعنی صاحب امیر المؤمنین خود خداست. در تمام بچه های حضرت زهرا پیغمبر نام گذاری نکرد. گفت خدا باید نام گذاری کند. حتی در حضرت زینب (س). اسم از آسمان آمد. یعنی تولیت امور اینها با خداست. در عقد حضرت زهرا هم عقد که در بالا خوانده شد، حضرت جبرئیل یک تعبیری دارد. می گوید به پیغمبر ما عرض کرد که در آسمان که من برای خواستگاری حضرت زهرا آمده ام. «و کان الله هو الولی» ولی زهرا خدا بود. گفت ولی زهرا من هستم. باید بیایی از من خواستگاری کنی. البته این جمله را بگویم. خدا برای همه اسم می گذارد. یکی از کارهای خدا نام گذاری است. الآن همه ی ما اسم داریم. منتها ما دو اسمی هستیم. یک اسمی مادر پدر گذاشته اند یک اسمی خدا. آنهایی که حج رفته اند می دانند. در دعای طواف می گویی: «اللهم لا تغیر جسمی و لا تبدل اسمی». خدایا اسم من را تغییر مده. در روایت هست که بعضی ها «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی الساء کافرا» یعنی در آسمان کافر اینطوری نام گذاری می شود.
شریعتی: یعنی با آن اسم آسمانی ها او را می شناسند.
آیت الله عاملی: بله، پرونده با آن اسم است. منافق با چهار اسم می آید. «يُدْعَى منافق بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاء». بعضی ها هم «دعی فی السماء عظیما» خیلی عظیم در عالم بالا نامگذاری می شود. امام حضرات معصومین اسم شان یکی است آن هم خدا گذاشته است. «الاسماء تنزل من السماء» که گفتند. اسماء از آسمان نازل می شود در حق معصومین همین است. خدا نگاه می کند به دارایی انسان نام می گذارد. دارایی امیرالمؤمنین را نگاه کرد چی اسم بگذارد؟! محشر است. اسم امیر المؤمنین را اسم خودش مشتق کرد. اشتقاق، اشتقاق لفظی نیست. خدا فرمود من علی اعلایم. در هیچ چیزی رو دست ندارم. اسم این طفل را علی گذاشتم که در هیچ مسیری رو دست نداشته باشد. پانصد علم در زندگی امیرالمؤمنین بعضی ها کشف کرده اند. در پانصد علم تخصص داشته است. در هر علمی وارد شده است مثل اینکه یک دریایی به تلاطم آمده است. چه شخصیتی بوده است. خدایا خدایا. آن وقت خدای متعال یک جمله گفت دیگر ما عاجز هستیم از اینکه کنهش را بیان کنیم. خدای متعال اسمش را که گذاشت فرمود: «وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي‏» این را من واقف کردم بر غامض علمم. خدا به چه علمی غامض می گوید؟ چی برای خدا پیچیده است؟ خدا عالم السر والخفیات است. فاطمه بنت اسد می گوید: «فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُج‏» وقتی خواستم از کعبه بیرون بیایم «هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَة» ندا آمد «سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي» یعنی از اسم علی اعلای خودم سهم دادم. و علی بن ابی طالب.
شریعتی: نه اینکه مثل ما مثلاً اسم بچه مان را علی می گذاریم. این یک لفظ است. ولی آن فرق می کند.
آیت الله عاملی: گاهی ما لفظ می گذاریم آرزو است. تا بزرگ شد اینطوری شود. اینها نیست.  و فرمود: «وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي» غوغاست. ادب خدا. آنها که قرآن خواندند می دانند خدا با چه ادبیاتی حرف زده است. با ادب خودم او را مؤدب کردم. «وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي‏ وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي» این کسی است که اصنام را این می شکند، کسی است که در ظهر بیت من اذان می گوید، من را تقدیس می کند، من را تمجید می کند، «فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ» خوش به حال کسی که دوستدار علی باشد، «وَ أَطَاعَهُ» پشت سر علی راه بیفتد، زندگی اش را با امیر المؤمنین تنظیم بکند، «وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاه» و وای بر کسی که دشمن علی باشد. صحبتم در این غامض علم است. غامض علم اینجا چی هست؟ آنقدر اینجا حرف زده شده که این غامض علم خدا چیست. آیا این غامض علم نیست که در قنداق شروع کرد قرآن را از اول تا آخر خواند؟ من این را یک جایی گفتم وهابی ها برداشته اند به خیال خودشان ما را هو کرده اند. قرآن هنوز نازل نشده، چطور علی قرآن را خواند؟ خیال کردند که قرآن را صرفاً اگر جبرئیل نمی آورد آقا رسول الله قرآن را نمی دانست. خدا می گوید وقتی جبرئیل قرآن را می خواند، پیغمبر ما جلوتر از جبرئیل می خواند. خدا فرمود: جلوتر نخوان. «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه‏» (قیامه 16)‏ بگذار تشریفات رعایت شود. شأن خیلی بالا است. آیا این جزء غامض علم نیست؟ در این خصوص اوضاع بعد از ولادتش هست که وقتی طفل را بیرون آورده است، همه جمع شده اند. فاطمه بنت اسد روز چهارم بیرون آمد. «إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاء» من بر تمام زن ها مقدم شدم چون آسیه بنت مزاحم خدا را عبادت کرد سراً در جایی که آنجا دوست نداشت عبادت کند در کاخ فرعون. اگر از سر اضطرار مریم که از بیت بیرون رفت که زایمانش در بیت صورت نگیرد از معبد، آن وقت به او گفتند که درخت را خودش تکان بده تا خرما بریزد. و من داخل بیت الله خدا شدم «وَ أَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَرْزَاقِهَا» خدا با ثمار جنت، با طعام بهشت از من پذیرایی کرد. آن وقت وقتی که خارج شد، همه دور او را گرفتند چون همه سه روز است که منتظر هستند ببینند که قضیه به کجا می رسد. فاطمه که اینجا است، در هم باز نمی شود. همه نگران دارند نگاه می کنند. صدا پیچید همه دور طفل را گرفتند، دور ابوطالب را گرفتند و فهمیدند که این شخصیت، شخصیت بسیار بزرگی است. خیلی مهم است اولین مزه ای که طفل می چشد چه چیزی باشد. این در شخصیت او تأثیر دارد. این را کام گرفتن می گویند. به عربی تحنیک می گویند. «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِتُرْبَةِ قبر الْحُسَيْن‏» کام بچه ی خودتان را با تربت امام حسین بگیرید. بگذارید اولین مزه ای که می چشد، مزه تربت سید الشهداء، مزه تربت شهید باشد و در جایی هست «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِمَاءِ الْفُرَات‏» حضرت فرمود من باورم نمی شود کام بچه را با آب فرات بگیری، با اهل بیت دشمن شود. و عجیب است که روز عید فطر مستحب است که با تربت کربلا افطار کنی. روز دوم شد. آقا رسول الله باز تشریف آوردند. وقتی تشریف آوردند بچه چشمش را باز کرد. اول چیزی که این چشم های مبارک دیده است جمال مبارک آقا رسول الله است. تا نگاه کرد فاطمه می گوید: اعرفَ. اعرفَ یعنی شناخت. معلوم می شود که ریشه ی آشنایی هزاران سال قبل از خلقت بوده است. شیعه و سنی نقل کرده اند که آقا رسول الله فرمود: دو هزار، بعضی روایات هست چهار هزار، بعضی روایات هست 14 هزار قبل از خلقت خدا ما را خلق کرده بود. من و علی را. یک از صحابه پرسید کجا بودید. حضرت فرمود: یمنت العرش. در بعضی روایات هست قدام العرش. روز عاشورا جناب حبیب مظاهر از امام حسین سؤال کرد: شما قبل از خلقت کجا بودید؟ در آن طوفان. محرمیت را نگاه کنید. گفت: «كُنَّا نُورا سبحنا فسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَة» این عین تعبیر رسول خداست. ما تکبیر گفتیم، ما تسبیح گفتیم، ملائکه از ما یاد گرفتند. در زیارت جامعه امیرالمؤمنین می خوانی «لَا يَسْبِقُكُمْ ثَنَاءُ الْمَلَائِكَةِ» ملائکه نمی توانند از شما مقدم شوند در ثناء. «وَ لَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتِي» شما قلب هایی دارید که «تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا» تربیتش را بر عهده گرفته است. «بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ» با این حال آقا رسول الله آنقدر کلاس خصوصی گذاشت با حضرت امیر المؤمنین. اولاً گفت که بچه را کنار من بگذار من می خواهم طفل کنار من باشد. آن وقت رختخوابش کنار امیر المؤمنین بود و آقا رسول الله تماماً خودش نظارت می کرد بر خصوصیات تربیتی این طفل. آن وقت شروع کرد کلاس بگذارد. سنش به هفت سالگی رسید. در هفت سالگی باید به مدرسه برود. خدا یک قحطی فرستاد، ابوطالب گفت که من نمی توانم بچه ها را نگه دارم. بنی هاشم جمع شدند گفتند که اینها را به ما بده، تقسیم کن، بعضی از اینها را به ما بده، ما رسیدگی می کنیم. گفت فقط عقیل را از من نگیرید، هر کس را می خواهید از من بگیرید. آقا رسول الله فوراً گفت علی را به من بده. در هفت سالگی کلاس رفت. کلاس آقا رسول الله. همه ی اینها که صحبت کردیم یک طرف، اما یک جمله ای را می خواهم عرض کنم آن خیلی مهم است. چرا ولادت امیر المؤمنین در داخل بیت شد؟ بعضی ها می گویند که مثلاً دست زن های مشرکه به امیر المؤمنین نخورد این درست نیست. این تمام نیست. مرحوم آوینی یک چیزهایی گفته است. عین حرف مرحوم شهید آوینی را برای شما می خوانم. شهید آوینی می گوید که معنایش این است که باطن بیت امام است. می فرماید عجب تمثیلی است که علی مولود کعبه است. یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن. باز گفته که امام باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گذارد. آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گذارد؟ این را هم ایشان گفته است.
شریعتی: تمثیل و تعریف لطیفی است.
آیت الله عاملی: بله. اما من یک جمله ای بگویم آنقدر ارزش دارد. چطور می شود حق این مطلب را ادا کرد؟ سر اینکه خدا عمداً امیر المؤمنین را داخل بیت برد تا آنجا متولد شود تا به امت بگوید که علی از داخل بیت است. از داخل تشکیلات من است. از اهل بیت است. اهل بیت ادری بما فی البیت. می خواهد بگوید که علی محرم است. خانه هر کسی حریم خاص او است.
شریعتی: مثل پیامبر که فرمود: سلمان منا اهل البیت، امیر المؤمنین هم اهل الله است.
آیت الله عاملی: از آن هم بالاتر. امیرالمؤمنین در حریم خاص خداوندی متولد شد تا خدا بگوید که ایشان می  داند که من چه می گویم. دین من را از ایشان بگیرید. این از داخل تشکیلات من است. علی در حریم خاص من است. در حریم خاص من متولد شده است. تمام اسرار در سینه ی اوست. یعنی بالاترین حجت. بالاترین تابلو سر راه. یعنی سر اصلی اینکه امیر المؤمنین باید در داخل بیت متولد شود، تولد هم طوری باشد که بعدی ها نتوانند توجیه کنند. اگر از در اصلی وارد می شد می گفتند یک پولی، یک رشوه ای به بنی شیبه دادند در را باز کرده و به آنجا رفته است. نه. باید در شکافته شود. برود داخل بیت تا همه بفهمند که علی از داخل بیت هست. خودت را با علی تنظیم کن. کسی که از داخل بیت است. آن به اصرار بیت، اصرار صاحب بیت واقف است یا کسی که بیرون بیت است؟  «أطف السراج فقد طلع الصبح‏» شمع را خاموش کن صبح دمید. یعنی دیگر همه چیز تمام شد.
شریعتی: خیلی خب. بله دیگر. آدم در خانه آنهایی که اهل خانه هستند به اوضاع و احوال آن خانه خیلی واقف هستند. خاص اصرار آن خانه و این نکته ای که آیت الله عاملی گفتند یک دنیا می ارزد. دست شما را می بوسیم. از شما سپاسگزارم.
تلاوت صفحه 92 قرآن کریم.
اشاره قرآنی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره نساء آیه 89 «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيا وَلَا نَصِيرًا» یعنی اگر آنها آماده نشدند برای صلح و به شما حمله کردند آنها را بگیرید، آنها را بکشید که می خواهند شما را بکشند. هر کجا پیدا کردید و هیچ وقت با آنها برنامه دوستی نریزید. با این آیه گفته اند که ما باید کره زمین را از مشرکین تعطیل کنیم. انسان های زیادی به خاطر این برداشت خاص کشته  شده اند. با این آیه تمام آیاتی را که نازل به آزادی عقیده است، همه را نسخ کرده اند. وهابیت مذهبی است که نسخ را دارد. ما در کتاب آتش تأویل بر خرمن تنزیل آنها را جمع آوردی کرده ایم. «لا اکراه فی الدین» دیگر معنا ندارد. «لکم دینکم ولی الدین» دیگر معنا ندارد. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُم‏» دیگر معنا ندارد. «فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» دیگر معنا ندارد. «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون‏» (توبه/ 6) می گویند پیامبر اگر در جنگ مشرک آمد گفت دست نگه دار، آیه را برای من بخوان. دستت را نگه دار آیات من را برای او بخوان، زیبایی های دین را برای و بگو، اگر پذیرفت، پذیرفت. اگر نپذیرفت با هزینه ی جیب خودت این مشترک را به جای امنی برسان. یعنی تو حق نداری بگویی که می خواهم کره ی زمین را از مشرکین تعطیل کنم. قرآن هم ذی وجوه است. تعبیر امیر المؤمنین هست که آیات قرآن می تواند وجه های مختلفی داشته باشد. برای همین مرجعیت علمی لازم است و لذا شأن امام مرجعیت علمی است. اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر ما فرمود که در اختلافات بعد از من به علی مراجعه کنید. من تمام آیات جهاد را جمع کردم. آنقدر روی آنها کار کردم. من دیدم اینکه ابتدائاً دین دستور بده حمله کن اینطور نیست. «قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» با مشرکین جنگ کنید. چرا؟ چون آنها با شما جنگ می کنند. اولین آیه ی جهاد این است: «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدير» (حج/ 39) من اذن دادم به کسانی که به آنها ظلم شده جهاد بکنند. در جایی که دشمن حمله کرده است، در جایی که دشمن نقض پیمان کرده است، در جایی که دشمن مسلما ن ها را از سرزمین شان اخراج کرده است، در جایی که دشمن دهان را بسته، نمی گذارد اصلی ترین متاع بشریت که فهمیدن هست بفهمند. آنجا دستور می دهد که با اینها جنگ کنید. این هم فطری است. آمده من را بکشد طبیعی است که باید جنگ بکنند. پیمان را نقض کرده، خیانت کرده، طبیعی است که باید جنگ بکنند. و من را یخرجونکم من دیارکم و اموالکم کرده است. خب معلوم است که من باید دفاع کنم. «من قتل دون ماله فهو شهید» هر کسی در دفاع از مالش.
شریعتی: ولی هیچ وقت پیش قدم نمی شود.
آیت الله عاملی: مستقیماً بگوید الآن ما شمشیر بکشیم به کل دنیا حمله کنیم. عقل این را اجازه می دهد؟
شریعتی: اصلاً و ابدا.
آیت الله عاملی: آن وقت آنها چه می گویند؟ آنها می گویند خدا گفته «قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّار» (توبه/ 123) مشرکینی که به شما نزدیک هستند، از آنجا شروع کنید. آیه این را نمی گوید، آنها اینطوری معنا می کنند. ما همه ی آن را در آن کتاب توضیح دادیم. آن وقت الآن فرض بفرمایید در اطراف ما هر کجا مشرکین هست، نزدیک به ما هستند، شروع کنیم. اصلاً پیغمبر ما این کار را نکرده است تا ما این کار را بکنیم. در نتیجه چهره ی اسلام را آنقدر خراب کردند در حالی که پیغمبر ما وقتی مأمورش را می فرستد، فرمانده را می فرستد به نجران می گوید: حق نداری به یک اسقف بگویی که باید مسلمان شوی. اصلاً ما یک جایی را هم فتح کنیم اجبار نمی کنیم حتماً باید مسلمان شوید. من از شما سؤال می کنم. کسی که با زور شمشیر، شمشیر را بالا سر یک کافری بگذاریم بگوییم یالا باید مسلمان شوی، زبانش می شود مسلمان هستم، قلبش می گوید کافر هستم. شد منافق. نفاق که از کفر بدتر است. امیر المؤمنین فرمود: «النِّفَاقُ أَخُو الشِّرْك» تو می خواستی آن را درست کنی، خراب ترش کردی. زیبایی های دین را من آنجا جمع کردم. همین مشرکین که خدا می گوید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكين» برای مشرک خدا توجیه درست می کند. می گوید: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون» ای خدا، ای خدا. چقدر زیبا، چقدر زیبا. یک فرصتی باشد من به آن بحث وارد شود. اینها را من یک بار در اروپا سخنرانی می کردم تحدی کردم. با آنها تحدی کردم. گفتم 1400 سال قبل پیغمبر ما اینها را گفته است. اولین منشور زندگی مسالمت آمیز را در مدینه با یهودی  ها طوری نوشته است که هر کس نگاه کند می گوید این را یهودی ها نوشته اند نه پیغمبر چون به نفع آنها است. می گوید ما با یهودی های یک امت را تشکیل می دهیم.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم

99-12-07- آیت الله عاملی - ویژگیهای شخصیت حضرت علی علیه السلام

شریعتی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام. عید شما مبارک باشد. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. تبریک من و همه ی دوستانم در برنامه سمت خدا را ان شاءالله پذیرا باشید. روز پدر را به همه ی پدران این سرزمین هم تبریک و شادباش می گویم.

آیت الله عاملی: خدمت بینندگان معظم و مکرم، حضرتعالی، همکاران محترم، سلام و عرض ادب و احترام دارم. لحظات مبارکی را برای ملت بزرگوار از خدای متعال آرزومندم. ولادت ولی الله الاعظم معجزه ی رسالت خاتمیت، قدرت روحی پیامبر را تبریک عرض می کنم. در جنگ خندق وقتی امیر المؤمنین را به میدان می فرستادند این آیه را خواندند. «رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْدا» (انبیاء/ 89) من را تنها نگذار. یعنی به تعبیر حضرت امام در 23 سال، حضرت امام فرمودند پیامبر ما یک فرد را فقط تربیت کرده است. آن هم حضرت امیر المؤمنین است. که می گوید اگر برود من تنها می مانم. تبریک عرض می کنم. لحظه ها، لحظه های بسیار مبارکی است. لحظه های مبارک رجب ان شاءالله برای عزیزان مبارک باشد. ندای «انا جلیس من جالسنی». الآن این ندا هر شب از طرف خدا چه تعبیر بزرگیست. «انا جلیس من جالسنی» یعنی آیا کسی هست که با من همنشین شود؟ من حاضر هستم. خدا که مکان ندارد. معنی اش این است که من برای پذیرایی خاص آماده هستم. شما آماده هستید؟ مرحوم آ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ذیل این تعبیر می گوید اگر ارواح تمام بشر دست مخاطب به این خطاب باشد صدا بکند نمی تواند شکلش را ادا کند. کل بشریت را صدا کند حق این جمله را نمی تواند ادا کند که خدا می گوید: «انا جلیس من جالسنی» من برای پذیرایی خاص آماده هستم. به دنبالش می گوید چه مصیبت بزرگی است که خدا دعوت کند به پذیرایی خاص و بنده استنکاف بکند. البته خدای متعال هر لحظه این ندا را دارد، هر شب این ندا را دارد. رجب مخصوص است. در روایت هست که خدا شب دستش را جلو می آورد برای مسی ء النهار، روز هم دستش را جلو می آورد برای مُسی  اللیل. مسی  النهار یعنی کسی که روز کار را خراب کرده است. شب دستش را می آورد جلو، می گوید دستت را بیاور تا با هم کار را درست کنیم و روز هم برای کسی که شب اوضاع را خراب کرده است. چرا؟ چون ممکن است شب خلاف بکند، موفق به توبه نشود و با روسیاهی از دنیا برود. خدا روز دست او را جلو می آورد. شب دستش را جلو می آورد. یعنی ما کنه این تعبیرات را تا حصار زمان و مکان نشکند نمی فهمیم. و تبریک عرض می کنم به همه ی عزیزان مخصوصاً که روز پدر هم هست. بر همه ی پدران مبارک باشد. البته یک بار هم گفتیم که این روز پدر، روز معلم، روز دختر، روز مادر، مناسب با فرهنگ ما نیست. هر روز برای ما روز پدر است، هر روز روز مادر هست. هر روز باید آن تکریم اتفاق بیفتد. هر روز روز دختر است. این ولنتاین که درست کردند، هر روز عشق است. عشق به خدا، عشق به پیامبر خدا، عشق به کتاب خدا، عشق به انبیاء خدا، عشق به اولیای خدا. عشق به ایتام، عشق به انسان هایی که بر ذمه ی ما حق دارند. عشق به شهداء، عشق به ملتی که داغ حسرت را بر دل آمریکا گذاشتند که ملت ما در برابر آنها رکوع کند. عشق به رهبر. کنه عظمت چنین رهبری را بفهمیم. و چقدر پیغمبر ما خوب گفته اند که «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُب‏» پس هر روز روز حب است. فرمود: دین غیر از آن چیزی است و فرمود: الحب اساس الدینی حب، اساس دین من است.
شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله همه ی دل ها سرشار از عشق به امیر المؤمنین باشد. خیلی از پدرها و پدربزرگ ها جایشان در بین ما خالی است. ان شاءالله همه ی آنها الساعه مهمان سفره پربرکت امیر المؤمنین باشند. ببینیم حاج آقای عاملی برای ما چه به ارمغان آورده اند و قرار است که چه نکاتی را بشنویم.
آیت الله عاملی: حضرت علی بن ابی طالب، امیر المؤمنین که امروز سالروز ولادت او هست، تنها مولودیست، آخرین مولودی است که خدا ولادت حضرت را تبریک گفته است و در تبریکش به حضرت ختمی مرتبت که ولادتش را تبریک گفت، جملات بسیار خطیری را خدای متعال مطرح فرمودند. تبریک را، حضرت جبرئیل محضر رسول خدا آوردند که اکنون زمان ظهور نبوت تو رسیده، زمان اعلان وحی رسیده، زمان پرده برداری از رسالتت نزدیک شده و من تو را با وزیرت، با دامادت، با جانشینت مؤید داشتم، کسی که با او کمرت را محکم کرده ام و ذکر تو را با علی من علنی ساخته ام. امیرالمؤمنین بزرگترین حجت خداست، بزرگترین آیت خداست. خودش فرمود که  «ليس للّه آية أكبر منّي‏». یعنی هر کس می خواهد خدا را مطالبه کند، آیه ای که بتواند خدا را خوب نشان بدهد، آن آیه من هستم. و واقعاً هم همینطور است. مدینة المعاجز است. یعنی شهری است پر از معجزه. و ولادت حضرت هم همینطور است. جزء معجز ه های الهی است و این نکته را عرض کنم که ولادت امیر المؤمنین جزء ادله ی غیر قابل تأویل است. همچنان که کاری که حضرت زهرا کرد. از ادله ی غیر قابل تأویل ولایت امیر المؤمنین است. می آیند آیه ی مودت را تأویل می کنند، می آیند آیه ی تطهیر را تأویل می کنند، البته به خیال خودشان. اما دیگر نمی شود تعبیر کرد که دیوار باز شده است. چکار می شود کرد؟ یا همین که حضرت زهرا (س) قبر شریف شان مسدود است، مخفی است. چرا مخفی است؟ این قابل تأویل نیست. و لذا یک زمانی آل سعود به ایران پیشنهاد کرد که اجازه بدهید ما یک قبری برای حضرت زهرا درست کنیم در بقیع که آن زمان حضرت امام به آقای گلپایگانی عمداً حواله دادند که حضرت آقای گلپایگانی آن زمان یک مطلب تندی بیان کردند که اگر این کار صورت بگیرد. این ها همه تابلوهای سر راه هست. خدا تابلو دارد. به آن معالم می گویند. این معالم هیچ وقت از بین نمی رود. «سُبْحَانَ مَنْ لَا تَبِيدُ مَعَالِمُه‏». منزه هست خدایی که هیچ وقت تابلوهای سر راهش از بین نمی رود. یعنی حجت همیشه دست خداست و لذا پیامبر ما فرمود: «تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا» من شما امت را ترک می کنم می روم در حالی که راه را چنان روشن کرده ام که شبش مانند روز است. یعنی هیچ کس حجتی ندارد از آن مسیر اصلی، از مسیر حق جدا شود و استدلالی برای خودش داشته باشد.
شریعتی: یعنی هم چراغ است و هم تابلو و نشانه ی راه.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی عنایت تربیتی خداست. لطفی است که در حق بشریت کرده است که سر راه تابلو گذاشته است که امت راه را گم نکنند. ما در خصوص ولادت امیر المؤمنین سه مرحله داریم. مرحله ی قبل از تولد، مرحله ای که داخل بیت بوده است، مرحله ای که از بیت خارج شده است. هر سه مرحله مملو از نکات تربیتی است. مملو از روشن ترین براهین بر حجت بودن امیر المؤمنین است و بسیار بسیار شنیدنی. ما این دو مرحله را بتوانیم خدمت عزیزان باشیم. مرحله قبل از تولد. مرحله ی قبل از تولد شروع می شود از آن لحظه که جناب فاطمه بنت اسد محضر آقا رسول الله وارد می شود می بیند بوی مشک و عنبر فضا را گرفته است. سؤال می کند که یا رسول الله این چیست؟ گفت بوی این خرما است. خرما که بو ندارد. اما معلوم می شود که خرمای این دنیا نیست. گفت این خرما از درخت نخلی است که شاخه ندارد. مگر می شود خرما شاخه نداشته باشد اما خرما داشته باشد. اینها همه اصرار هست. بیش از 40 معجزه اتفاق افتاده است در ولادت امیر المؤمنین. من الآن دانه دانه تا آن مقدار که وقت باشد عرض می کنم. آن وقت آقا رسول الله از این خرما تقدیم کردند به محضر جناب فاطمه بنت اسد، به منزل بردند، تا وارد منزل شدند جناب ابوطالب گفت این چه بویی است؟ فضا را گرفت. فضای مشک و عنبر. یعنی مشک و عنبر چیزی است که دیگر با ادبیات ما صحبت کرده است. ما دیگر چیزی بالاتر از مشک و عنبر نداریم. یعنی الفاظ نمی توانند. قلمروی الفاظ تا اینجا است. برای اینکه ذهن ما نزدیک شود، آن فضا ترسیم شود. همچنان که در قصه ی قضیه ی حضرت زهرا هم از آسمان آن شبی که می خواست حقیقت حضرت زهرا تکوّن پیدا بکند، باز طعام آسمانی آمد. این بزرگترین درس است برای ما که اگر شما نسل سالم می خواهید، اگر امتداد فاخر می خواهید چون فرزند امتداد ماست. بزرگترین اصل این است که طعام، طعام پاک باشد به منزل بیاید. با رشوه، با اختلاس، با ربا، با دزدی. آن شخصی که ربا خواری کرده، اختلاس کرده، خیال می کند چیزی دست او آمده است. اما اگر بفهمد چه چیزی از دست داده است، نسلی تباه شده است، بعد از خودش گذاشته است. تا روز قیامت از این نسل از او سؤال می کنند. «الکسب الحرام یبین فی الذریه» کسبی که حرام باشد، خودش را در ذریه نشان می دهد. و لذا اولین مرحله در قبل از تولد عبارت بود از همین مسئله ی تناول طعام بهشتی آن وقت بعد از این قضیه مسئله ی زایمان هست. وقتی زایمان پیدا می شود جناب ابوطالب می گوید وقتی من احساس کردم بلند شدم تا زن هایی را بیاورم، به فاطمه هم گفتم که زن هایی را بیاورم که کمک کنند، هاتفی ندا زد که بنشین. «انّ وليّ اللّه لا تمسّه‏ يد نجسة» تماس پوست خانمی که، قابله ای که افکار و اندیشه اش آلوده است، مشرک هست، این امکان ندارد دستش به ولی الله بخورد. اول دانشگاه های عالم بیایند کار بکنند که تماس پوست عامل انتقال خلقیات است. و لذا آمده است که قابله جوان نباشد. یعنی ترسو نباشد. اگر ترسو باشد بچه ترسو می شود. در دین ما ضد علم نیست ولی فوق علم الا ماشاءالله هست. هنوز دو جزء علم دست مردم هست. حضرت ولی عصر که ظهور بکند 27 باب، 27 جزء علم ظهور می کند یعنی عصر حضرت، عصر انفجار علمی است. آن وقت صدا زدند که نباید کسی را بیاورید آن وقت تولد، این تماس پوست در جاهای دیگر هم مطرح شده است همچنان که در اینجا نگذاشته اند که زن های ناپاک بیایند خدمه بشوند، دست شان به این طفل آسمانی بخورد. در قضیه ی حضرت موسی هست که حضرت موسی وقتی از طور برگشت، با هر کس که تماس پیدا می کرد، حضرت را وحشت می گرفت. یک آقایی می گفت که من رفتم مدینه و به حضرت ختمی مرتبت توسل کردم که من بویی که ذاتی رسول الله است بگیرم و گرفتم. شب در تاریکی شب از بوی رسول الله می فهمیدند که حضرت از اینجا رد شده است. حضرت سی و خورده ای کار اختصاصی دارد، وصف اختصاصی دارد، یکی از آنها همین است. یک دانه گرفتم. خیلی خوشحال شدم. حضرت زهرا هم می گوید: کسی که بوی تو را بگیرد به هیچ بوی گران قیمتی دیگر مشتری نمی شود. وقتی که به یکی از همشهری ها رسیدم تماس همه را از دست من گرفت. اینها یک اصراری در این عالم هست که بزرگان اینها را توجه داشته اند. سید رضی وقتی بچه اش متوجه شد، پادشاه یک هدیه ای فرستاد. برگرداند گفت ما از بزرگان هدیه نمی گیریم. دوباره برگرداند. گفت این را به طفل می دهم. گفت طفل ما هم از بزرگان هدیه نمی گیرد. گفت این را به قابله می دهم. گفت ما بیگانه را نمی آوریم برای بچه های ما قابلگی بکند. آن وقت در اینجا خدای متعال آن اول زنان عالم را آورده است که دست شان به این طفل بخورد. آنی که روایات ما می گویند، حضرت مریم، حضرت هوا، مادر حضرت موسی و آسیه، زن فرعون. اینها داخل کعبه بودند. یعنی این شخصیت هایی که همه شخصیت های آسمانی است. آن وقت، وقتی که هاتفی صدا زد به حضرت فاطمه بنت اسد که باید بروید داخل بیت. حضرت فاطمه بنت اسد بلند شدند، می خواهند وارد بیت شوند، دوباره هاتفی ندا زد. نباید از در وارد شوید. اگر از در وارد شود این اثرش را از دست می دهد. یک چیز عادی است که آمده است، وارد شده است داخل کعبه. باید نور خارق العاده اتفاق بیفتد تا امت بفهمند شخصیت امیر المؤمنین چه شخصیتی است و چه حادثه ای می خواهد اتفاق بیفتد که در تاریخ ثبت شود و برای امروز هم بماند. اگر از در وارد می شد می گفتند با بنی شیبه که کلید دار بودند، با اینها توانی کردند، یک رشوه ای دادند وارد شدند. اثرش را از دست می داد. باید معجزه شود. از مستجاد باید وارد شود. مستجاد که سنگ ها رفت کنار باید دیوار بریزد. نریخت. یک معجزه. وارد شد دوباره این در، دیوار هم آمد یک معجزه. چون موسم، موسم حج مشرکین است. حج مشرکین در رجب بود. مملو است از جمعیت. این هم عمداً آن لحظه اتفاق شده است که موضوع رسانه ای شود. آن وقت که دیدم یک عده گفتند که ما هم که چیزی دیدیم. آمدند هر چه تقلا کردند در را باز کنند، در باز نشد. این هم یک معجزه. گفتند که شما اشتباه کردید. برویم  بگردیم فاطمه بنت اسد را پیدا کنیم. خانه به خانه مکه را گشتند اما از فاطمه بنت اسد خبری نیست. داخل کعبه است. داخل کعبه نه آبی، نه طعامی، آن هم سه روز. این هم یک معجزه است. آن وقت وارد شدند در داخل کعبه و در کعبه چرا سه روز؟ وقتی که قضیه تمام شد می شود در باز شود برگردی اما در این سه روز کار دارد. در سه روز چه چیزهایی داخل بیت اتفاق افتاده است؟ بسیار جالب است. بعضی چیزها را از خود فاطمه بنت اسد هم مخفی می کنند. فاطمه بنت اسد می فرماید که در گوش طفل ملائکه آمدند یک چیزهایی گفتند من هم نفهمیدم. کار دارد. آن اموری که در داخل بیت اتفاق افتاده است، آنها دانه دانه بحث شود، اسرارش باز بشود بسیار بسیار شنیدنی است. فرصت کم است که الآن من جزئیات اینها را بحث کنم. ولادت در 13 رجب اتفاق افتاد آن وقت خدای متعال کعبه را آماده کرد. یعنی قبل از اینکه تولد شود پذیرایی کرد از امیرالمؤمنین و کعبه را آماده کرد. ولادت در بیت خدا نه لاحقه دارد و نه سابقه دارد. همین یک مورد در طول تاریخ بوده است. و سری دارد که من در آخر این مجلس بیان می کنم. هر چه صحبت می کنم یک طرف، آن یک طرف. تمام حرف من آن تکه است که چرا باید در داخل بیت امیر المؤمنین متولد بشود؟ چه می شد بیرون متولد می شد؟ بعضی ها می گویند که دست نکند زن مشرکه امیر المؤمنین را. خب خدا کاری می کرد که در بیرون از بیت دست نکنند. ولی حتماً باید در داخل بیت باشد. آن وقت البته این را هم به شما بگویم خیلی جالب است. امیر المؤمنین هم عملاً از بیت تشکر کرد. گفت جبران می کنم. با زبان حال به بیت گفت جبران می کنم این لطفت را. آن زمانی بود که رفت روی خاتم نبوت تمام بت ها را شکست. بیت را جبران کرد.
شریعتی: شد خانه ی توحید.
حجت الاسلام عاملی: احسنتم. قفل باز نشد آنجا که ماندند. در این سه روز اتفاقاتی که افتاده است که بعضی ها را از فاطمه بنت اسد هم مستورش کردند، پنج پیغمبر اولوالعزم، اول ملائکه ی عالم وارد شدند برای تبرک به ولادت امیر المؤمنین. آن وقت معجزاتی که صورت گرفته است، معلوم می شود در این سه روز، طعام، طعام بهشتی بوده است، شراب، شراب بهشتی بوده است چون نمی شود سه روز بدون طعام، بدون آب آنجا ماند. فاطمه بنت اسد که با خودش آنجا چیزی نبرده بود. در آن دوران حساس خدای متعال از فاطمه بنت اسد پذیرایی کرد و ابوطالب هم نگران نشد. که الآن سه روز آنها آنجا چکار می کنند؟ الآن آب ندارند. اینها غذا ندارند. یک ذره نگران نشد. چرا؟ چون موحد بود. آنهایی که می خواهند امیر المؤمنین را بزنند نمی توانند، سراغ ابوطالب می روند. مثلاً می گویند نعوذ بالله مشرک بوده است. اینطور نبوده است. ایمان داشت. موحد بود، هیچ نگرانی نداشت در اینکه فاطمه بنت اسد الآن در داخل چگونه پذیرایی می شود. و عرضم خدمت شما وقتی می خواهد خارج شود این معجزات دوباره تکرار شد. می توانست از در اصلی بیرون بیاید اما باز دستور رسید از همان جایی که آمده ای، از همان جا خارج می شوی. آن وقت دوباره دیوار شکاف برمی دارد و فاطمه بنت اسد در حالی که امیر المؤمنین دستش هست خارج می شود. من می  خواهم یکی از اتفاقاتی که در داخل بیت اتفاق افتاده است را خدمت عزیزان توضیح بدهم. مسئله ی نام گذاری است. نام گذاری حق فرزند است بر پدر. بر پدر است که اسم خوبی برای طفل انتخاب کند. اما اینجا خود خدا اسم انتخاب کرد. یعنی صاحب امیر المؤمنین خود خداست. در تمام بچه های حضرت زهرا پیغمبر نام گذاری نکرد. گفت خدا باید نام گذاری کند. حتی در حضرت زینب (س). اسم از آسمان آمد. یعنی تولیت امور اینها با خداست. در عقد حضرت زهرا هم عقد که در بالا خوانده شد، حضرت جبرئیل یک تعبیری دارد. می گوید به پیغمبر ما عرض کرد که در آسمان که من برای خواستگاری حضرت زهرا آمده ام. «و کان الله هو الولی» ولی زهرا خدا بود. گفت ولی زهرا من هستم. باید بیایی از من خواستگاری کنی. البته این جمله را بگویم. خدا برای همه اسم می گذارد. یکی از کارهای خدا نام گذاری است. الآن همه ی ما اسم داریم. منتها ما دو اسمی هستیم. یک اسمی مادر پدر گذاشته اند یک اسمی خدا. آنهایی که حج رفته اند می دانند. در دعای طواف می گویی: «اللهم لا تغیر جسمی و لا تبدل اسمی». خدایا اسم من را تغییر مده. در روایت هست که بعضی ها «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی الساء کافرا» یعنی در آسمان کافر اینطوری نام گذاری می شود.
شریعتی: یعنی با آن اسم آسمانی ها او را می شناسند.
آیت الله عاملی: بله، پرونده با آن اسم است. منافق با چهار اسم می آید. «يُدْعَى منافق بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاء». بعضی ها هم «دعی فی السماء عظیما» خیلی عظیم در عالم بالا نامگذاری می شود. امام حضرات معصومین اسم شان یکی است آن هم خدا گذاشته است. «الاسماء تنزل من السماء» که گفتند. اسماء از آسمان نازل می شود در حق معصومین همین است. خدا نگاه می کند به دارایی انسان نام می گذارد. دارایی امیرالمؤمنین را نگاه کرد چی اسم بگذارد؟! محشر است. اسم امیر المؤمنین را اسم خودش مشتق کرد. اشتقاق، اشتقاق لفظی نیست. خدا فرمود من علی اعلایم. در هیچ چیزی رو دست ندارم. اسم این طفل را علی گذاشتم که در هیچ مسیری رو دست نداشته باشد. پانصد علم در زندگی امیرالمؤمنین بعضی ها کشف کرده اند. در پانصد علم تخصص داشته است. در هر علمی وارد شده است مثل اینکه یک دریایی به تلاطم آمده است. چه شخصیتی بوده است. خدایا خدایا. آن وقت خدای متعال یک جمله گفت دیگر ما عاجز هستیم از اینکه کنهش را بیان کنیم. خدای متعال اسمش را که گذاشت فرمود: «وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي‏» این را من واقف کردم بر غامض علمم. خدا به چه علمی غامض می گوید؟ چی برای خدا پیچیده است؟ خدا عالم السر والخفیات است. فاطمه بنت اسد می گوید: «فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُج‏» وقتی خواستم از کعبه بیرون بیایم «هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَة» ندا آمد «سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي» یعنی از اسم علی اعلای خودم سهم دادم. و علی بن ابی طالب.
شریعتی: نه اینکه مثل ما مثلاً اسم بچه مان را علی می گذاریم. این یک لفظ است. ولی آن فرق می کند.
آیت الله عاملی: گاهی ما لفظ می گذاریم آرزو است. تا بزرگ شد اینطوری شود. اینها نیست.  و فرمود: «وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي» غوغاست. ادب خدا. آنها که قرآن خواندند می دانند خدا با چه ادبیاتی حرف زده است. با ادب خودم او را مؤدب کردم. «وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي‏ وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي» این کسی است که اصنام را این می شکند، کسی است که در ظهر بیت من اذان می گوید، من را تقدیس می کند، من را تمجید می کند، «فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ» خوش به حال کسی که دوستدار علی باشد، «وَ أَطَاعَهُ» پشت سر علی راه بیفتد، زندگی اش را با امیر المؤمنین تنظیم بکند، «وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاه» و وای بر کسی که دشمن علی باشد. صحبتم در این غامض علم است. غامض علم اینجا چی هست؟ آنقدر اینجا حرف زده شده که این غامض علم خدا چیست. آیا این غامض علم نیست که در قنداق شروع کرد قرآن را از اول تا آخر خواند؟ من این را یک جایی گفتم وهابی ها برداشته اند به خیال خودشان ما را هو کرده اند. قرآن هنوز نازل نشده، چطور علی قرآن را خواند؟ خیال کردند که قرآن را صرفاً اگر جبرئیل نمی آورد آقا رسول الله قرآن را نمی دانست. خدا می گوید وقتی جبرئیل قرآن را می خواند، پیغمبر ما جلوتر از جبرئیل می خواند. خدا فرمود: جلوتر نخوان. «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه‏» (قیامه 16)‏ بگذار تشریفات رعایت شود. شأن خیلی بالا است. آیا این جزء غامض علم نیست؟ در این خصوص اوضاع بعد از ولادتش هست که وقتی طفل را بیرون آورده است، همه جمع شده اند. فاطمه بنت اسد روز چهارم بیرون آمد. «إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاء» من بر تمام زن ها مقدم شدم چون آسیه بنت مزاحم خدا را عبادت کرد سراً در جایی که آنجا دوست نداشت عبادت کند در کاخ فرعون. اگر از سر اضطرار مریم که از بیت بیرون رفت که زایمانش در بیت صورت نگیرد از معبد، آن وقت به او گفتند که درخت را خودش تکان بده تا خرما بریزد. و من داخل بیت الله خدا شدم «وَ أَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَرْزَاقِهَا» خدا با ثمار جنت، با طعام بهشت از من پذیرایی کرد. آن وقت وقتی که خارج شد، همه دور او را گرفتند چون همه سه روز است که منتظر هستند ببینند که قضیه به کجا می رسد. فاطمه که اینجا است، در هم باز نمی شود. همه نگران دارند نگاه می کنند. صدا پیچید همه دور طفل را گرفتند، دور ابوطالب را گرفتند و فهمیدند که این شخصیت، شخصیت بسیار بزرگی است. خیلی مهم است اولین مزه ای که طفل می چشد چه چیزی باشد. این در شخصیت او تأثیر دارد. این را کام گرفتن می گویند. به عربی تحنیک می گویند. «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِتُرْبَةِ قبر الْحُسَيْن‏» کام بچه ی خودتان را با تربت امام حسین بگیرید. بگذارید اولین مزه ای که می چشد، مزه تربت سید الشهداء، مزه تربت شهید باشد و در جایی هست «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِمَاءِ الْفُرَات‏» حضرت فرمود من باورم نمی شود کام بچه را با آب فرات بگیری، با اهل بیت دشمن شود. و عجیب است که روز عید فطر مستحب است که با تربت کربلا افطار کنی. روز دوم شد. آقا رسول الله باز تشریف آوردند. وقتی تشریف آوردند بچه چشمش را باز کرد. اول چیزی که این چشم های مبارک دیده است جمال مبارک آقا رسول الله است. تا نگاه کرد فاطمه می گوید: اعرفَ. اعرفَ یعنی شناخت. معلوم می شود که ریشه ی آشنایی هزاران سال قبل از خلقت بوده است. شیعه و سنی نقل کرده اند که آقا رسول الله فرمود: دو هزار، بعضی روایات هست چهار هزار، بعضی روایات هست 14 هزار قبل از خلقت خدا ما را خلق کرده بود. من و علی را. یک از صحابه پرسید کجا بودید. حضرت فرمود: یمنت العرش. در بعضی روایات هست قدام العرش. روز عاشورا جناب حبیب مظاهر از امام حسین سؤال کرد: شما قبل از خلقت کجا بودید؟ در آن طوفان. محرمیت را نگاه کنید. گفت: «كُنَّا نُورا سبحنا فسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَة» این عین تعبیر رسول خداست. ما تکبیر گفتیم، ما تسبیح گفتیم، ملائکه از ما یاد گرفتند. در زیارت جامعه امیرالمؤمنین می خوانی «لَا يَسْبِقُكُمْ ثَنَاءُ الْمَلَائِكَةِ» ملائکه نمی توانند از شما مقدم شوند در ثناء. «وَ لَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتِي» شما قلب هایی دارید که «تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا» تربیتش را بر عهده گرفته است. «بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ» با این حال آقا رسول الله آنقدر کلاس خصوصی گذاشت با حضرت امیر المؤمنین. اولاً گفت که بچه را کنار من بگذار من می خواهم طفل کنار من باشد. آن وقت رختخوابش کنار امیر المؤمنین بود و آقا رسول الله تماماً خودش نظارت می کرد بر خصوصیات تربیتی این طفل. آن وقت شروع کرد کلاس بگذارد. سنش به هفت سالگی رسید. در هفت سالگی باید به مدرسه برود. خدا یک قحطی فرستاد، ابوطالب گفت که من نمی توانم بچه ها را نگه دارم. بنی هاشم جمع شدند گفتند که اینها را به ما بده، تقسیم کن، بعضی از اینها را به ما بده، ما رسیدگی می کنیم. گفت فقط عقیل را از من نگیرید، هر کس را می خواهید از من بگیرید. آقا رسول الله فوراً گفت علی را به من بده. در هفت سالگی کلاس رفت. کلاس آقا رسول الله. همه ی اینها که صحبت کردیم یک طرف، اما یک جمله ای را می خواهم عرض کنم آن خیلی مهم است. چرا ولادت امیر المؤمنین در داخل بیت شد؟ بعضی ها می گویند که مثلاً دست زن های مشرکه به امیر المؤمنین نخورد این درست نیست. این تمام نیست. مرحوم آوینی یک چیزهایی گفته است. عین حرف مرحوم شهید آوینی را برای شما می خوانم. شهید آوینی می گوید که معنایش این است که باطن بیت امام است. می فرماید عجب تمثیلی است که علی مولود کعبه است. یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن. باز گفته که امام باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گذارد. آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گذارد؟ این را هم ایشان گفته است.
شریعتی: تمثیل و تعریف لطیفی است.
آیت الله عاملی: بله. اما من یک جمله ای بگویم آنقدر ارزش دارد. چطور می شود حق این مطلب را ادا کرد؟ سر اینکه خدا عمداً امیر المؤمنین را داخل بیت برد تا آنجا متولد شود تا به امت بگوید که علی از داخل بیت است. از داخل تشکیلات من است. از اهل بیت است. اهل بیت ادری بما فی البیت. می خواهد بگوید که علی محرم است. خانه هر کسی حریم خاص او است.
شریعتی: مثل پیامبر که فرمود: سلمان منا اهل البیت، امیر المؤمنین هم اهل الله است.
آیت الله عاملی: از آن هم بالاتر. امیرالمؤمنین در حریم خاص خداوندی متولد شد تا خدا بگوید که ایشان می  داند که من چه می گویم. دین من را از ایشان بگیرید. این از داخل تشکیلات من است. علی در حریم خاص من است. در حریم خاص من متولد شده است. تمام اسرار در سینه ی اوست. یعنی بالاترین حجت. بالاترین تابلو سر راه. یعنی سر اصلی اینکه امیر المؤمنین باید در داخل بیت متولد شود، تولد هم طوری باشد که بعدی ها نتوانند توجیه کنند. اگر از در اصلی وارد می شد می گفتند یک پولی، یک رشوه ای به بنی شیبه دادند در را باز کرده و به آنجا رفته است. نه. باید در شکافته شود. برود داخل بیت تا همه بفهمند که علی از داخل بیت هست. خودت را با علی تنظیم کن. کسی که از داخل بیت است. آن به اصرار بیت، اصرار صاحب بیت واقف است یا کسی که بیرون بیت است؟  «أطف السراج فقد طلع الصبح‏» شمع را خاموش کن صبح دمید. یعنی دیگر همه چیز تمام شد.
شریعتی: خیلی خب. بله دیگر. آدم در خانه آنهایی که اهل خانه هستند به اوضاع و احوال آن خانه خیلی واقف هستند. خاص اصرار آن خانه و این نکته ای که آیت الله عاملی گفتند یک دنیا می ارزد. دست شما را می بوسیم. از شما سپاسگزارم.
تلاوت صفحه 92 قرآن کریم.
اشاره قرآنی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره نساء آیه 89 «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيا وَلَا نَصِيرًا» یعنی اگر آنها آماده نشدند برای صلح و به شما حمله کردند آنها را بگیرید، آنها را بکشید که می خواهند شما را بکشند. هر کجا پیدا کردید و هیچ وقت با آنها برنامه دوستی نریزید. با این آیه گفته اند که ما باید کره زمین را از مشرکین تعطیل کنیم. انسان های زیادی به خاطر این برداشت خاص کشته  شده اند. با این آیه تمام آیاتی را که نازل به آزادی عقیده است، همه را نسخ کرده اند. وهابیت مذهبی است که نسخ را دارد. ما در کتاب آتش تأویل بر خرمن تنزیل آنها را جمع آوردی کرده ایم. «لا اکراه فی الدین» دیگر معنا ندارد. «لکم دینکم ولی الدین» دیگر معنا ندارد. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُم‏» دیگر معنا ندارد. «فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» دیگر معنا ندارد. «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون‏» (توبه/ 6) می گویند پیامبر اگر در جنگ مشرک آمد گفت دست نگه دار، آیه را برای من بخوان. دستت را نگه دار آیات من را برای او بخوان، زیبایی های دین را برای و بگو، اگر پذیرفت، پذیرفت. اگر نپذیرفت با هزینه ی جیب خودت این مشترک را به جای امنی برسان. یعنی تو حق نداری بگویی که می خواهم کره ی زمین را از مشرکین تعطیل کنم. قرآن هم ذی وجوه است. تعبیر امیر المؤمنین هست که آیات قرآن می تواند وجه های مختلفی داشته باشد. برای همین مرجعیت علمی لازم است و لذا شأن امام مرجعیت علمی است. اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر ما فرمود که در اختلافات بعد از من به علی مراجعه کنید. من تمام آیات جهاد را جمع کردم. آنقدر روی آنها کار کردم. من دیدم اینکه ابتدائاً دین دستور بده حمله کن اینطور نیست. «قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» با مشرکین جنگ کنید. چرا؟ چون آنها با شما جنگ می کنند. اولین آیه ی جهاد این است: «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدير» (حج/ 39) من اذن دادم به کسانی که به آنها ظلم شده جهاد بکنند. در جایی که دشمن حمله کرده است، در جایی که دشمن نقض پیمان کرده است، در جایی که دشمن مسلما ن ها را از سرزمین شان اخراج کرده است، در جایی که دشمن دهان را بسته، نمی گذارد اصلی ترین متاع بشریت که فهمیدن هست بفهمند. آنجا دستور می دهد که با اینها جنگ کنید. این هم فطری است. آمده من را بکشد طبیعی است که باید جنگ بکنند. پیمان را نقض کرده، خیانت کرده، طبیعی است که باید جنگ بکنند. و من را یخرجونکم من دیارکم و اموالکم کرده است. خب معلوم است که من باید دفاع کنم. «من قتل دون ماله فهو شهید» هر کسی در دفاع از مالش.
شریعتی: ولی هیچ وقت پیش قدم نمی شود.
آیت الله عاملی: مستقیماً بگوید الآن ما شمشیر بکشیم به کل دنیا حمله کنیم. عقل این را اجازه می دهد؟
شریعتی: اصلاً و ابدا.
آیت الله عاملی: آن وقت آنها چه می گویند؟ آنها می گویند خدا گفته «قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّار» (توبه/ 123) مشرکینی که به شما نزدیک هستند، از آنجا شروع کنید. آیه این را نمی گوید، آنها اینطوری معنا می کنند. ما همه ی آن را در آن کتاب توضیح دادیم. آن وقت الآن فرض بفرمایید در اطراف ما هر کجا مشرکین هست، نزدیک به ما هستند، شروع کنیم. اصلاً پیغمبر ما این کار را نکرده است تا ما این کار را بکنیم. در نتیجه چهره ی اسلام را آنقدر خراب کردند در حالی که پیغمبر ما وقتی مأمورش را می فرستد، فرمانده را می فرستد به نجران می گوید: حق نداری به یک اسقف بگویی که باید مسلمان شوی. اصلاً ما یک جایی را هم فتح کنیم اجبار نمی کنیم حتماً باید مسلمان شوید. من از شما سؤال می کنم. کسی که با زور شمشیر، شمشیر را بالا سر یک کافری بگذاریم بگوییم یالا باید مسلمان شوی، زبانش می شود مسلمان هستم، قلبش می گوید کافر هستم. شد منافق. نفاق که از کفر بدتر است. امیر المؤمنین فرمود: «النِّفَاقُ أَخُو الشِّرْك» تو می خواستی آن را درست کنی، خراب ترش کردی. زیبایی های دین را من آنجا جمع کردم. همین مشرکین که خدا می گوید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكين» برای مشرک خدا توجیه درست می کند. می گوید: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون» ای خدا، ای خدا. چقدر زیبا، چقدر زیبا. یک فرصتی باشد من به آن بحث وارد شود. اینها را من یک بار در اروپا سخنرانی می کردم تحدی کردم. با آنها تحدی کردم. گفتم 1400 سال قبل پیغمبر ما اینها را گفته است. اولین منشور زندگی مسالمت آمیز را در مدینه با یهودی  ها طوری نوشته است که هر کس نگاه کند می گوید این را یهودی ها نوشته اند نه پیغمبر چون به نفع آنها است. می گوید ما با یهودی های یک امت را تشکیل می دهیم.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

99-12-07- آیت الله عاملی - ویژگیهای شخصیت حضرت علی علیه السلام

شریعتی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام. عید شما مبارک باشد. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. تبریک من و همه ی دوستانم در برنامه سمت خدا را ان شاءالله پذیرا باشید. روز پدر را به همه ی پدران این سرزمین هم تبریک و شادباش می گویم.

آیت الله عاملی: خدمت بینندگان معظم و مکرم، حضرتعالی، همکاران محترم، سلام و عرض ادب و احترام دارم. لحظات مبارکی را برای ملت بزرگوار از خدای متعال آرزومندم. ولادت ولی الله الاعظم معجزه ی رسالت خاتمیت، قدرت روحی پیامبر را تبریک عرض می کنم. در جنگ خندق وقتی امیر المؤمنین را به میدان می فرستادند این آیه را خواندند. «رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْدا» (انبیاء/ 89) من را تنها نگذار. یعنی به تعبیر حضرت امام در 23 سال، حضرت امام فرمودند پیامبر ما یک فرد را فقط تربیت کرده است. آن هم حضرت امیر المؤمنین است. که می گوید اگر برود من تنها می مانم. تبریک عرض می کنم. لحظه ها، لحظه های بسیار مبارکی است. لحظه های مبارک رجب ان شاءالله برای عزیزان مبارک باشد. ندای «انا جلیس من جالسنی». الآن این ندا هر شب از طرف خدا چه تعبیر بزرگیست. «انا جلیس من جالسنی» یعنی آیا کسی هست که با من همنشین شود؟ من حاضر هستم. خدا که مکان ندارد. معنی اش این است که من برای پذیرایی خاص آماده هستم. شما آماده هستید؟ مرحوم آ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ذیل این تعبیر می گوید اگر ارواح تمام بشر دست مخاطب به این خطاب باشد صدا بکند نمی تواند شکلش را ادا کند. کل بشریت را صدا کند حق این جمله را نمی تواند ادا کند که خدا می گوید: «انا جلیس من جالسنی» من برای پذیرایی خاص آماده هستم. به دنبالش می گوید چه مصیبت بزرگی است که خدا دعوت کند به پذیرایی خاص و بنده استنکاف بکند. البته خدای متعال هر لحظه این ندا را دارد، هر شب این ندا را دارد. رجب مخصوص است. در روایت هست که خدا شب دستش را جلو می آورد برای مسی ء النهار، روز هم دستش را جلو می آورد برای مُسی  اللیل. مسی  النهار یعنی کسی که روز کار را خراب کرده است. شب دستش را می آورد جلو، می گوید دستت را بیاور تا با هم کار را درست کنیم و روز هم برای کسی که شب اوضاع را خراب کرده است. چرا؟ چون ممکن است شب خلاف بکند، موفق به توبه نشود و با روسیاهی از دنیا برود. خدا روز دست او را جلو می آورد. شب دستش را جلو می آورد. یعنی ما کنه این تعبیرات را تا حصار زمان و مکان نشکند نمی فهمیم. و تبریک عرض می کنم به همه ی عزیزان مخصوصاً که روز پدر هم هست. بر همه ی پدران مبارک باشد. البته یک بار هم گفتیم که این روز پدر، روز معلم، روز دختر، روز مادر، مناسب با فرهنگ ما نیست. هر روز برای ما روز پدر است، هر روز روز مادر هست. هر روز باید آن تکریم اتفاق بیفتد. هر روز روز دختر است. این ولنتاین که درست کردند، هر روز عشق است. عشق به خدا، عشق به پیامبر خدا، عشق به کتاب خدا، عشق به انبیاء خدا، عشق به اولیای خدا. عشق به ایتام، عشق به انسان هایی که بر ذمه ی ما حق دارند. عشق به شهداء، عشق به ملتی که داغ حسرت را بر دل آمریکا گذاشتند که ملت ما در برابر آنها رکوع کند. عشق به رهبر. کنه عظمت چنین رهبری را بفهمیم. و چقدر پیغمبر ما خوب گفته اند که «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُب‏» پس هر روز روز حب است. فرمود: دین غیر از آن چیزی است و فرمود: الحب اساس الدینی حب، اساس دین من است.
شریعتی: خیلی خوب. ان شاءالله همه ی دل ها سرشار از عشق به امیر المؤمنین باشد. خیلی از پدرها و پدربزرگ ها جایشان در بین ما خالی است. ان شاءالله همه ی آنها الساعه مهمان سفره پربرکت امیر المؤمنین باشند. ببینیم حاج آقای عاملی برای ما چه به ارمغان آورده اند و قرار است که چه نکاتی را بشنویم.
آیت الله عاملی: حضرت علی بن ابی طالب، امیر المؤمنین که امروز سالروز ولادت او هست، تنها مولودیست، آخرین مولودی است که خدا ولادت حضرت را تبریک گفته است و در تبریکش به حضرت ختمی مرتبت که ولادتش را تبریک گفت، جملات بسیار خطیری را خدای متعال مطرح فرمودند. تبریک را، حضرت جبرئیل محضر رسول خدا آوردند که اکنون زمان ظهور نبوت تو رسیده، زمان اعلان وحی رسیده، زمان پرده برداری از رسالتت نزدیک شده و من تو را با وزیرت، با دامادت، با جانشینت مؤید داشتم، کسی که با او کمرت را محکم کرده ام و ذکر تو را با علی من علنی ساخته ام. امیرالمؤمنین بزرگترین حجت خداست، بزرگترین آیت خداست. خودش فرمود که  «ليس للّه آية أكبر منّي‏». یعنی هر کس می خواهد خدا را مطالبه کند، آیه ای که بتواند خدا را خوب نشان بدهد، آن آیه من هستم. و واقعاً هم همینطور است. مدینة المعاجز است. یعنی شهری است پر از معجزه. و ولادت حضرت هم همینطور است. جزء معجز ه های الهی است و این نکته را عرض کنم که ولادت امیر المؤمنین جزء ادله ی غیر قابل تأویل است. همچنان که کاری که حضرت زهرا کرد. از ادله ی غیر قابل تأویل ولایت امیر المؤمنین است. می آیند آیه ی مودت را تأویل می کنند، می آیند آیه ی تطهیر را تأویل می کنند، البته به خیال خودشان. اما دیگر نمی شود تعبیر کرد که دیوار باز شده است. چکار می شود کرد؟ یا همین که حضرت زهرا (س) قبر شریف شان مسدود است، مخفی است. چرا مخفی است؟ این قابل تأویل نیست. و لذا یک زمانی آل سعود به ایران پیشنهاد کرد که اجازه بدهید ما یک قبری برای حضرت زهرا درست کنیم در بقیع که آن زمان حضرت امام به آقای گلپایگانی عمداً حواله دادند که حضرت آقای گلپایگانی آن زمان یک مطلب تندی بیان کردند که اگر این کار صورت بگیرد. این ها همه تابلوهای سر راه هست. خدا تابلو دارد. به آن معالم می گویند. این معالم هیچ وقت از بین نمی رود. «سُبْحَانَ مَنْ لَا تَبِيدُ مَعَالِمُه‏». منزه هست خدایی که هیچ وقت تابلوهای سر راهش از بین نمی رود. یعنی حجت همیشه دست خداست و لذا پیامبر ما فرمود: «تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا» من شما امت را ترک می کنم می روم در حالی که راه را چنان روشن کرده ام که شبش مانند روز است. یعنی هیچ کس حجتی ندارد از آن مسیر اصلی، از مسیر حق جدا شود و استدلالی برای خودش داشته باشد.
شریعتی: یعنی هم چراغ است و هم تابلو و نشانه ی راه.
آیت الله عاملی: همینطور است. یعنی عنایت تربیتی خداست. لطفی است که در حق بشریت کرده است که سر راه تابلو گذاشته است که امت راه را گم نکنند. ما در خصوص ولادت امیر المؤمنین سه مرحله داریم. مرحله ی قبل از تولد، مرحله ای که داخل بیت بوده است، مرحله ای که از بیت خارج شده است. هر سه مرحله مملو از نکات تربیتی است. مملو از روشن ترین براهین بر حجت بودن امیر المؤمنین است و بسیار بسیار شنیدنی. ما این دو مرحله را بتوانیم خدمت عزیزان باشیم. مرحله قبل از تولد. مرحله ی قبل از تولد شروع می شود از آن لحظه که جناب فاطمه بنت اسد محضر آقا رسول الله وارد می شود می بیند بوی مشک و عنبر فضا را گرفته است. سؤال می کند که یا رسول الله این چیست؟ گفت بوی این خرما است. خرما که بو ندارد. اما معلوم می شود که خرمای این دنیا نیست. گفت این خرما از درخت نخلی است که شاخه ندارد. مگر می شود خرما شاخه نداشته باشد اما خرما داشته باشد. اینها همه اصرار هست. بیش از 40 معجزه اتفاق افتاده است در ولادت امیر المؤمنین. من الآن دانه دانه تا آن مقدار که وقت باشد عرض می کنم. آن وقت آقا رسول الله از این خرما تقدیم کردند به محضر جناب فاطمه بنت اسد، به منزل بردند، تا وارد منزل شدند جناب ابوطالب گفت این چه بویی است؟ فضا را گرفت. فضای مشک و عنبر. یعنی مشک و عنبر چیزی است که دیگر با ادبیات ما صحبت کرده است. ما دیگر چیزی بالاتر از مشک و عنبر نداریم. یعنی الفاظ نمی توانند. قلمروی الفاظ تا اینجا است. برای اینکه ذهن ما نزدیک شود، آن فضا ترسیم شود. همچنان که در قصه ی قضیه ی حضرت زهرا هم از آسمان آن شبی که می خواست حقیقت حضرت زهرا تکوّن پیدا بکند، باز طعام آسمانی آمد. این بزرگترین درس است برای ما که اگر شما نسل سالم می خواهید، اگر امتداد فاخر می خواهید چون فرزند امتداد ماست. بزرگترین اصل این است که طعام، طعام پاک باشد به منزل بیاید. با رشوه، با اختلاس، با ربا، با دزدی. آن شخصی که ربا خواری کرده، اختلاس کرده، خیال می کند چیزی دست او آمده است. اما اگر بفهمد چه چیزی از دست داده است، نسلی تباه شده است، بعد از خودش گذاشته است. تا روز قیامت از این نسل از او سؤال می کنند. «الکسب الحرام یبین فی الذریه» کسبی که حرام باشد، خودش را در ذریه نشان می دهد. و لذا اولین مرحله در قبل از تولد عبارت بود از همین مسئله ی تناول طعام بهشتی آن وقت بعد از این قضیه مسئله ی زایمان هست. وقتی زایمان پیدا می شود جناب ابوطالب می گوید وقتی من احساس کردم بلند شدم تا زن هایی را بیاورم، به فاطمه هم گفتم که زن هایی را بیاورم که کمک کنند، هاتفی ندا زد که بنشین. «انّ وليّ اللّه لا تمسّه‏ يد نجسة» تماس پوست خانمی که، قابله ای که افکار و اندیشه اش آلوده است، مشرک هست، این امکان ندارد دستش به ولی الله بخورد. اول دانشگاه های عالم بیایند کار بکنند که تماس پوست عامل انتقال خلقیات است. و لذا آمده است که قابله جوان نباشد. یعنی ترسو نباشد. اگر ترسو باشد بچه ترسو می شود. در دین ما ضد علم نیست ولی فوق علم الا ماشاءالله هست. هنوز دو جزء علم دست مردم هست. حضرت ولی عصر که ظهور بکند 27 باب، 27 جزء علم ظهور می کند یعنی عصر حضرت، عصر انفجار علمی است. آن وقت صدا زدند که نباید کسی را بیاورید آن وقت تولد، این تماس پوست در جاهای دیگر هم مطرح شده است همچنان که در اینجا نگذاشته اند که زن های ناپاک بیایند خدمه بشوند، دست شان به این طفل آسمانی بخورد. در قضیه ی حضرت موسی هست که حضرت موسی وقتی از طور برگشت، با هر کس که تماس پیدا می کرد، حضرت را وحشت می گرفت. یک آقایی می گفت که من رفتم مدینه و به حضرت ختمی مرتبت توسل کردم که من بویی که ذاتی رسول الله است بگیرم و گرفتم. شب در تاریکی شب از بوی رسول الله می فهمیدند که حضرت از اینجا رد شده است. حضرت سی و خورده ای کار اختصاصی دارد، وصف اختصاصی دارد، یکی از آنها همین است. یک دانه گرفتم. خیلی خوشحال شدم. حضرت زهرا هم می گوید: کسی که بوی تو را بگیرد به هیچ بوی گران قیمتی دیگر مشتری نمی شود. وقتی که به یکی از همشهری ها رسیدم تماس همه را از دست من گرفت. اینها یک اصراری در این عالم هست که بزرگان اینها را توجه داشته اند. سید رضی وقتی بچه اش متوجه شد، پادشاه یک هدیه ای فرستاد. برگرداند گفت ما از بزرگان هدیه نمی گیریم. دوباره برگرداند. گفت این را به طفل می دهم. گفت طفل ما هم از بزرگان هدیه نمی گیرد. گفت این را به قابله می دهم. گفت ما بیگانه را نمی آوریم برای بچه های ما قابلگی بکند. آن وقت در اینجا خدای متعال آن اول زنان عالم را آورده است که دست شان به این طفل بخورد. آنی که روایات ما می گویند، حضرت مریم، حضرت هوا، مادر حضرت موسی و آسیه، زن فرعون. اینها داخل کعبه بودند. یعنی این شخصیت هایی که همه شخصیت های آسمانی است. آن وقت، وقتی که هاتفی صدا زد به حضرت فاطمه بنت اسد که باید بروید داخل بیت. حضرت فاطمه بنت اسد بلند شدند، می خواهند وارد بیت شوند، دوباره هاتفی ندا زد. نباید از در وارد شوید. اگر از در وارد شود این اثرش را از دست می دهد. یک چیز عادی است که آمده است، وارد شده است داخل کعبه. باید نور خارق العاده اتفاق بیفتد تا امت بفهمند شخصیت امیر المؤمنین چه شخصیتی است و چه حادثه ای می خواهد اتفاق بیفتد که در تاریخ ثبت شود و برای امروز هم بماند. اگر از در وارد می شد می گفتند با بنی شیبه که کلید دار بودند، با اینها توانی کردند، یک رشوه ای دادند وارد شدند. اثرش را از دست می داد. باید معجزه شود. از مستجاد باید وارد شود. مستجاد که سنگ ها رفت کنار باید دیوار بریزد. نریخت. یک معجزه. وارد شد دوباره این در، دیوار هم آمد یک معجزه. چون موسم، موسم حج مشرکین است. حج مشرکین در رجب بود. مملو است از جمعیت. این هم عمداً آن لحظه اتفاق شده است که موضوع رسانه ای شود. آن وقت که دیدم یک عده گفتند که ما هم که چیزی دیدیم. آمدند هر چه تقلا کردند در را باز کنند، در باز نشد. این هم یک معجزه. گفتند که شما اشتباه کردید. برویم  بگردیم فاطمه بنت اسد را پیدا کنیم. خانه به خانه مکه را گشتند اما از فاطمه بنت اسد خبری نیست. داخل کعبه است. داخل کعبه نه آبی، نه طعامی، آن هم سه روز. این هم یک معجزه است. آن وقت وارد شدند در داخل کعبه و در کعبه چرا سه روز؟ وقتی که قضیه تمام شد می شود در باز شود برگردی اما در این سه روز کار دارد. در سه روز چه چیزهایی داخل بیت اتفاق افتاده است؟ بسیار جالب است. بعضی چیزها را از خود فاطمه بنت اسد هم مخفی می کنند. فاطمه بنت اسد می فرماید که در گوش طفل ملائکه آمدند یک چیزهایی گفتند من هم نفهمیدم. کار دارد. آن اموری که در داخل بیت اتفاق افتاده است، آنها دانه دانه بحث شود، اسرارش باز بشود بسیار بسیار شنیدنی است. فرصت کم است که الآن من جزئیات اینها را بحث کنم. ولادت در 13 رجب اتفاق افتاد آن وقت خدای متعال کعبه را آماده کرد. یعنی قبل از اینکه تولد شود پذیرایی کرد از امیرالمؤمنین و کعبه را آماده کرد. ولادت در بیت خدا نه لاحقه دارد و نه سابقه دارد. همین یک مورد در طول تاریخ بوده است. و سری دارد که من در آخر این مجلس بیان می کنم. هر چه صحبت می کنم یک طرف، آن یک طرف. تمام حرف من آن تکه است که چرا باید در داخل بیت امیر المؤمنین متولد بشود؟ چه می شد بیرون متولد می شد؟ بعضی ها می گویند که دست نکند زن مشرکه امیر المؤمنین را. خب خدا کاری می کرد که در بیرون از بیت دست نکنند. ولی حتماً باید در داخل بیت باشد. آن وقت البته این را هم به شما بگویم خیلی جالب است. امیر المؤمنین هم عملاً از بیت تشکر کرد. گفت جبران می کنم. با زبان حال به بیت گفت جبران می کنم این لطفت را. آن زمانی بود که رفت روی خاتم نبوت تمام بت ها را شکست. بیت را جبران کرد.
شریعتی: شد خانه ی توحید.
حجت الاسلام عاملی: احسنتم. قفل باز نشد آنجا که ماندند. در این سه روز اتفاقاتی که افتاده است که بعضی ها را از فاطمه بنت اسد هم مستورش کردند، پنج پیغمبر اولوالعزم، اول ملائکه ی عالم وارد شدند برای تبرک به ولادت امیر المؤمنین. آن وقت معجزاتی که صورت گرفته است، معلوم می شود در این سه روز، طعام، طعام بهشتی بوده است، شراب، شراب بهشتی بوده است چون نمی شود سه روز بدون طعام، بدون آب آنجا ماند. فاطمه بنت اسد که با خودش آنجا چیزی نبرده بود. در آن دوران حساس خدای متعال از فاطمه بنت اسد پذیرایی کرد و ابوطالب هم نگران نشد. که الآن سه روز آنها آنجا چکار می کنند؟ الآن آب ندارند. اینها غذا ندارند. یک ذره نگران نشد. چرا؟ چون موحد بود. آنهایی که می خواهند امیر المؤمنین را بزنند نمی توانند، سراغ ابوطالب می روند. مثلاً می گویند نعوذ بالله مشرک بوده است. اینطور نبوده است. ایمان داشت. موحد بود، هیچ نگرانی نداشت در اینکه فاطمه بنت اسد الآن در داخل چگونه پذیرایی می شود. و عرضم خدمت شما وقتی می خواهد خارج شود این معجزات دوباره تکرار شد. می توانست از در اصلی بیرون بیاید اما باز دستور رسید از همان جایی که آمده ای، از همان جا خارج می شوی. آن وقت دوباره دیوار شکاف برمی دارد و فاطمه بنت اسد در حالی که امیر المؤمنین دستش هست خارج می شود. من می  خواهم یکی از اتفاقاتی که در داخل بیت اتفاق افتاده است را خدمت عزیزان توضیح بدهم. مسئله ی نام گذاری است. نام گذاری حق فرزند است بر پدر. بر پدر است که اسم خوبی برای طفل انتخاب کند. اما اینجا خود خدا اسم انتخاب کرد. یعنی صاحب امیر المؤمنین خود خداست. در تمام بچه های حضرت زهرا پیغمبر نام گذاری نکرد. گفت خدا باید نام گذاری کند. حتی در حضرت زینب (س). اسم از آسمان آمد. یعنی تولیت امور اینها با خداست. در عقد حضرت زهرا هم عقد که در بالا خوانده شد، حضرت جبرئیل یک تعبیری دارد. می گوید به پیغمبر ما عرض کرد که در آسمان که من برای خواستگاری حضرت زهرا آمده ام. «و کان الله هو الولی» ولی زهرا خدا بود. گفت ولی زهرا من هستم. باید بیایی از من خواستگاری کنی. البته این جمله را بگویم. خدا برای همه اسم می گذارد. یکی از کارهای خدا نام گذاری است. الآن همه ی ما اسم داریم. منتها ما دو اسمی هستیم. یک اسمی مادر پدر گذاشته اند یک اسمی خدا. آنهایی که حج رفته اند می دانند. در دعای طواف می گویی: «اللهم لا تغیر جسمی و لا تبدل اسمی». خدایا اسم من را تغییر مده. در روایت هست که بعضی ها «سمی فی السماء کلبا، سمی فی السماء خنزیرا، سمی فی الساء کافرا» یعنی در آسمان کافر اینطوری نام گذاری می شود.
شریعتی: یعنی با آن اسم آسمانی ها او را می شناسند.
آیت الله عاملی: بله، پرونده با آن اسم است. منافق با چهار اسم می آید. «يُدْعَى منافق بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاء». بعضی ها هم «دعی فی السماء عظیما» خیلی عظیم در عالم بالا نامگذاری می شود. امام حضرات معصومین اسم شان یکی است آن هم خدا گذاشته است. «الاسماء تنزل من السماء» که گفتند. اسماء از آسمان نازل می شود در حق معصومین همین است. خدا نگاه می کند به دارایی انسان نام می گذارد. دارایی امیرالمؤمنین را نگاه کرد چی اسم بگذارد؟! محشر است. اسم امیر المؤمنین را اسم خودش مشتق کرد. اشتقاق، اشتقاق لفظی نیست. خدا فرمود من علی اعلایم. در هیچ چیزی رو دست ندارم. اسم این طفل را علی گذاشتم که در هیچ مسیری رو دست نداشته باشد. پانصد علم در زندگی امیرالمؤمنین بعضی ها کشف کرده اند. در پانصد علم تخصص داشته است. در هر علمی وارد شده است مثل اینکه یک دریایی به تلاطم آمده است. چه شخصیتی بوده است. خدایا خدایا. آن وقت خدای متعال یک جمله گفت دیگر ما عاجز هستیم از اینکه کنهش را بیان کنیم. خدای متعال اسمش را که گذاشت فرمود: «وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي‏» این را من واقف کردم بر غامض علمم. خدا به چه علمی غامض می گوید؟ چی برای خدا پیچیده است؟ خدا عالم السر والخفیات است. فاطمه بنت اسد می گوید: «فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُج‏» وقتی خواستم از کعبه بیرون بیایم «هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَة» ندا آمد «سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي» یعنی از اسم علی اعلای خودم سهم دادم. و علی بن ابی طالب.
شریعتی: نه اینکه مثل ما مثلاً اسم بچه مان را علی می گذاریم. این یک لفظ است. ولی آن فرق می کند.
آیت الله عاملی: گاهی ما لفظ می گذاریم آرزو است. تا بزرگ شد اینطوری شود. اینها نیست.  و فرمود: «وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي» غوغاست. ادب خدا. آنها که قرآن خواندند می دانند خدا با چه ادبیاتی حرف زده است. با ادب خودم او را مؤدب کردم. «وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي‏ وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي» این کسی است که اصنام را این می شکند، کسی است که در ظهر بیت من اذان می گوید، من را تقدیس می کند، من را تمجید می کند، «فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ» خوش به حال کسی که دوستدار علی باشد، «وَ أَطَاعَهُ» پشت سر علی راه بیفتد، زندگی اش را با امیر المؤمنین تنظیم بکند، «وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاه» و وای بر کسی که دشمن علی باشد. صحبتم در این غامض علم است. غامض علم اینجا چی هست؟ آنقدر اینجا حرف زده شده که این غامض علم خدا چیست. آیا این غامض علم نیست که در قنداق شروع کرد قرآن را از اول تا آخر خواند؟ من این را یک جایی گفتم وهابی ها برداشته اند به خیال خودشان ما را هو کرده اند. قرآن هنوز نازل نشده، چطور علی قرآن را خواند؟ خیال کردند که قرآن را صرفاً اگر جبرئیل نمی آورد آقا رسول الله قرآن را نمی دانست. خدا می گوید وقتی جبرئیل قرآن را می خواند، پیغمبر ما جلوتر از جبرئیل می خواند. خدا فرمود: جلوتر نخوان. «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه‏» (قیامه 16)‏ بگذار تشریفات رعایت شود. شأن خیلی بالا است. آیا این جزء غامض علم نیست؟ در این خصوص اوضاع بعد از ولادتش هست که وقتی طفل را بیرون آورده است، همه جمع شده اند. فاطمه بنت اسد روز چهارم بیرون آمد. «إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاء» من بر تمام زن ها مقدم شدم چون آسیه بنت مزاحم خدا را عبادت کرد سراً در جایی که آنجا دوست نداشت عبادت کند در کاخ فرعون. اگر از سر اضطرار مریم که از بیت بیرون رفت که زایمانش در بیت صورت نگیرد از معبد، آن وقت به او گفتند که درخت را خودش تکان بده تا خرما بریزد. و من داخل بیت الله خدا شدم «وَ أَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَرْزَاقِهَا» خدا با ثمار جنت، با طعام بهشت از من پذیرایی کرد. آن وقت وقتی که خارج شد، همه دور او را گرفتند چون همه سه روز است که منتظر هستند ببینند که قضیه به کجا می رسد. فاطمه که اینجا است، در هم باز نمی شود. همه نگران دارند نگاه می کنند. صدا پیچید همه دور طفل را گرفتند، دور ابوطالب را گرفتند و فهمیدند که این شخصیت، شخصیت بسیار بزرگی است. خیلی مهم است اولین مزه ای که طفل می چشد چه چیزی باشد. این در شخصیت او تأثیر دارد. این را کام گرفتن می گویند. به عربی تحنیک می گویند. «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِتُرْبَةِ قبر الْحُسَيْن‏» کام بچه ی خودتان را با تربت امام حسین بگیرید. بگذارید اولین مزه ای که می چشد، مزه تربت سید الشهداء، مزه تربت شهید باشد و در جایی هست «حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِمَاءِ الْفُرَات‏» حضرت فرمود من باورم نمی شود کام بچه را با آب فرات بگیری، با اهل بیت دشمن شود. و عجیب است که روز عید فطر مستحب است که با تربت کربلا افطار کنی. روز دوم شد. آقا رسول الله باز تشریف آوردند. وقتی تشریف آوردند بچه چشمش را باز کرد. اول چیزی که این چشم های مبارک دیده است جمال مبارک آقا رسول الله است. تا نگاه کرد فاطمه می گوید: اعرفَ. اعرفَ یعنی شناخت. معلوم می شود که ریشه ی آشنایی هزاران سال قبل از خلقت بوده است. شیعه و سنی نقل کرده اند که آقا رسول الله فرمود: دو هزار، بعضی روایات هست چهار هزار، بعضی روایات هست 14 هزار قبل از خلقت خدا ما را خلق کرده بود. من و علی را. یک از صحابه پرسید کجا بودید. حضرت فرمود: یمنت العرش. در بعضی روایات هست قدام العرش. روز عاشورا جناب حبیب مظاهر از امام حسین سؤال کرد: شما قبل از خلقت کجا بودید؟ در آن طوفان. محرمیت را نگاه کنید. گفت: «كُنَّا نُورا سبحنا فسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَة» این عین تعبیر رسول خداست. ما تکبیر گفتیم، ما تسبیح گفتیم، ملائکه از ما یاد گرفتند. در زیارت جامعه امیرالمؤمنین می خوانی «لَا يَسْبِقُكُمْ ثَنَاءُ الْمَلَائِكَةِ» ملائکه نمی توانند از شما مقدم شوند در ثناء. «وَ لَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتِي» شما قلب هایی دارید که «تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا» تربیتش را بر عهده گرفته است. «بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ» با این حال آقا رسول الله آنقدر کلاس خصوصی گذاشت با حضرت امیر المؤمنین. اولاً گفت که بچه را کنار من بگذار من می خواهم طفل کنار من باشد. آن وقت رختخوابش کنار امیر المؤمنین بود و آقا رسول الله تماماً خودش نظارت می کرد بر خصوصیات تربیتی این طفل. آن وقت شروع کرد کلاس بگذارد. سنش به هفت سالگی رسید. در هفت سالگی باید به مدرسه برود. خدا یک قحطی فرستاد، ابوطالب گفت که من نمی توانم بچه ها را نگه دارم. بنی هاشم جمع شدند گفتند که اینها را به ما بده، تقسیم کن، بعضی از اینها را به ما بده، ما رسیدگی می کنیم. گفت فقط عقیل را از من نگیرید، هر کس را می خواهید از من بگیرید. آقا رسول الله فوراً گفت علی را به من بده. در هفت سالگی کلاس رفت. کلاس آقا رسول الله. همه ی اینها که صحبت کردیم یک طرف، اما یک جمله ای را می خواهم عرض کنم آن خیلی مهم است. چرا ولادت امیر المؤمنین در داخل بیت شد؟ بعضی ها می گویند که مثلاً دست زن های مشرکه به امیر المؤمنین نخورد این درست نیست. این تمام نیست. مرحوم آوینی یک چیزهایی گفته است. عین حرف مرحوم شهید آوینی را برای شما می خوانم. شهید آوینی می گوید که معنایش این است که باطن بیت امام است. می فرماید عجب تمثیلی است که علی مولود کعبه است. یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن. باز گفته که امام باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گذارد. آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گذارد؟ این را هم ایشان گفته است.
شریعتی: تمثیل و تعریف لطیفی است.
آیت الله عاملی: بله. اما من یک جمله ای بگویم آنقدر ارزش دارد. چطور می شود حق این مطلب را ادا کرد؟ سر اینکه خدا عمداً امیر المؤمنین را داخل بیت برد تا آنجا متولد شود تا به امت بگوید که علی از داخل بیت است. از داخل تشکیلات من است. از اهل بیت است. اهل بیت ادری بما فی البیت. می خواهد بگوید که علی محرم است. خانه هر کسی حریم خاص او است.
شریعتی: مثل پیامبر که فرمود: سلمان منا اهل البیت، امیر المؤمنین هم اهل الله است.
آیت الله عاملی: از آن هم بالاتر. امیرالمؤمنین در حریم خاص خداوندی متولد شد تا خدا بگوید که ایشان می  داند که من چه می گویم. دین من را از ایشان بگیرید. این از داخل تشکیلات من است. علی در حریم خاص من است. در حریم خاص من متولد شده است. تمام اسرار در سینه ی اوست. یعنی بالاترین حجت. بالاترین تابلو سر راه. یعنی سر اصلی اینکه امیر المؤمنین باید در داخل بیت متولد شود، تولد هم طوری باشد که بعدی ها نتوانند توجیه کنند. اگر از در اصلی وارد می شد می گفتند یک پولی، یک رشوه ای به بنی شیبه دادند در را باز کرده و به آنجا رفته است. نه. باید در شکافته شود. برود داخل بیت تا همه بفهمند که علی از داخل بیت هست. خودت را با علی تنظیم کن. کسی که از داخل بیت است. آن به اصرار بیت، اصرار صاحب بیت واقف است یا کسی که بیرون بیت است؟  «أطف السراج فقد طلع الصبح‏» شمع را خاموش کن صبح دمید. یعنی دیگر همه چیز تمام شد.
شریعتی: خیلی خب. بله دیگر. آدم در خانه آنهایی که اهل خانه هستند به اوضاع و احوال آن خانه خیلی واقف هستند. خاص اصرار آن خانه و این نکته ای که آیت الله عاملی گفتند یک دنیا می ارزد. دست شما را می بوسیم. از شما سپاسگزارم.
تلاوت صفحه 92 قرآن کریم.
اشاره قرآنی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره نساء آیه 89 «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيا وَلَا نَصِيرًا» یعنی اگر آنها آماده نشدند برای صلح و به شما حمله کردند آنها را بگیرید، آنها را بکشید که می خواهند شما را بکشند. هر کجا پیدا کردید و هیچ وقت با آنها برنامه دوستی نریزید. با این آیه گفته اند که ما باید کره زمین را از مشرکین تعطیل کنیم. انسان های زیادی به خاطر این برداشت خاص کشته  شده اند. با این آیه تمام آیاتی را که نازل به آزادی عقیده است، همه را نسخ کرده اند. وهابیت مذهبی است که نسخ را دارد. ما در کتاب آتش تأویل بر خرمن تنزیل آنها را جمع آوردی کرده ایم. «لا اکراه فی الدین» دیگر معنا ندارد. «لکم دینکم ولی الدین» دیگر معنا ندارد. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُم‏» دیگر معنا ندارد. «فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» دیگر معنا ندارد. «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون‏» (توبه/ 6) می گویند پیامبر اگر در جنگ مشرک آمد گفت دست نگه دار، آیه را برای من بخوان. دستت را نگه دار آیات من را برای او بخوان، زیبایی های دین را برای و بگو، اگر پذیرفت، پذیرفت. اگر نپذیرفت با هزینه ی جیب خودت این مشترک را به جای امنی برسان. یعنی تو حق نداری بگویی که می خواهم کره ی زمین را از مشرکین تعطیل کنم. قرآن هم ذی وجوه است. تعبیر امیر المؤمنین هست که آیات قرآن می تواند وجه های مختلفی داشته باشد. برای همین مرجعیت علمی لازم است و لذا شأن امام مرجعیت علمی است. اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر ما فرمود که در اختلافات بعد از من به علی مراجعه کنید. من تمام آیات جهاد را جمع کردم. آنقدر روی آنها کار کردم. من دیدم اینکه ابتدائاً دین دستور بده حمله کن اینطور نیست. «قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» با مشرکین جنگ کنید. چرا؟ چون آنها با شما جنگ می کنند. اولین آیه ی جهاد این است: «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدير» (حج/ 39) من اذن دادم به کسانی که به آنها ظلم شده جهاد بکنند. در جایی که دشمن حمله کرده است، در جایی که دشمن نقض پیمان کرده است، در جایی که دشمن مسلما ن ها را از سرزمین شان اخراج کرده است، در جایی که دشمن دهان را بسته، نمی گذارد اصلی ترین متاع بشریت که فهمیدن هست بفهمند. آنجا دستور می دهد که با اینها جنگ کنید. این هم فطری است. آمده من را بکشد طبیعی است که باید جنگ بکنند. پیمان را نقض کرده، خیانت کرده، طبیعی است که باید جنگ بکنند. و من را یخرجونکم من دیارکم و اموالکم کرده است. خب معلوم است که من باید دفاع کنم. «من قتل دون ماله فهو شهید» هر کسی در دفاع از مالش.
شریعتی: ولی هیچ وقت پیش قدم نمی شود.
آیت الله عاملی: مستقیماً بگوید الآن ما شمشیر بکشیم به کل دنیا حمله کنیم. عقل این را اجازه می دهد؟
شریعتی: اصلاً و ابدا.
آیت الله عاملی: آن وقت آنها چه می گویند؟ آنها می گویند خدا گفته «قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّار» (توبه/ 123) مشرکینی که به شما نزدیک هستند، از آنجا شروع کنید. آیه این را نمی گوید، آنها اینطوری معنا می کنند. ما همه ی آن را در آن کتاب توضیح دادیم. آن وقت الآن فرض بفرمایید در اطراف ما هر کجا مشرکین هست، نزدیک به ما هستند، شروع کنیم. اصلاً پیغمبر ما این کار را نکرده است تا ما این کار را بکنیم. در نتیجه چهره ی اسلام را آنقدر خراب کردند در حالی که پیغمبر ما وقتی مأمورش را می فرستد، فرمانده را می فرستد به نجران می گوید: حق نداری به یک اسقف بگویی که باید مسلمان شوی. اصلاً ما یک جایی را هم فتح کنیم اجبار نمی کنیم حتماً باید مسلمان شوید. من از شما سؤال می کنم. کسی که با زور شمشیر، شمشیر را بالا سر یک کافری بگذاریم بگوییم یالا باید مسلمان شوی، زبانش می شود مسلمان هستم، قلبش می گوید کافر هستم. شد منافق. نفاق که از کفر بدتر است. امیر المؤمنین فرمود: «النِّفَاقُ أَخُو الشِّرْك» تو می خواستی آن را درست کنی، خراب ترش کردی. زیبایی های دین را من آنجا جمع کردم. همین مشرکین که خدا می گوید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكين» برای مشرک خدا توجیه درست می کند. می گوید: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون» ای خدا، ای خدا. چقدر زیبا، چقدر زیبا. یک فرصتی باشد من به آن بحث وارد شود. اینها را من یک بار در اروپا سخنرانی می کردم تحدی کردم. با آنها تحدی کردم. گفتم 1400 سال قبل پیغمبر ما اینها را گفته است. اولین منشور زندگی مسالمت آمیز را در مدینه با یهودی  ها طوری نوشته است که هر کس نگاه کند می گوید این را یهودی ها نوشته اند نه پیغمبر چون به نفع آنها است. می گوید ما با یهودی های یک امت را تشکیل می دهیم.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم

Starts: 03-04-2021
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap