نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 حضور قلب در نماز از دیدگاه سید عبدالله شبّر(ره)

خضوع و خشوع و حضور قلب

افعال نماز به منزله ظرفی است که حقیقت و هدف نماز در آن جای گرفته است، بنابراین به جا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفی را مانَد که بی محتواست. و همان طور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد، خدا را به نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد عنایتی نیست. آیات و روایات بسیاری در این مورد وارد شده که ما به مناسبت حال تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:

آیات مورد استشهاد

1- «الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» (و [مؤمنان] کسانی هستند که در نمازشان خشوع دارند؛ مؤمنون: 2)

2- «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» (پس وای بر نمازگزاران! آن ها که ار نمار خود غافل هستند؛ ماعون: 4) این آیه شریفه گروهی را نکوهش می کند، در حالی که اعتراف به نمازگزاری آن ها دارد، این نکوهش به خاطر این نیست که آن ها نماز را ترک می کنند بلکه به این خاطر است که در نماز غافلند.

3- «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بفهمید چه می گویید؛ نساء: 43) این آیه شریفه اشاره به مستی دنیا دارد، زیرا علت حکم را در آیه بیان کرده است.

4- «وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ» (از غافلین مباش؛ اعراف: 205)

4- «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (به خاطر یاد من نماز را به پا دار؛ طه: 14)

روایات مورد نظر

1- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "مَن صَلّی رَکعَتَینِ لَم یُحَدِّثِ فیهِما نَفسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدَّنیا غَفَرَ اللهُ لَهُ ذنوبه [ذُنُبه]" (هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن راجع به چیزی از امور دنیا فکر نکند، خدا گناهان گذشته اش را می بخشد؛ عوالی اللّئالی، ج 1: 322).

2- نیز آن حضرت فرمود:  امام صادق (علیه السلام) "إِذَا صَلَّيْتَ فَرِيضَةً فَصَلِّهَا لِوَقْتِهَاصَلَاةَ مُوَدِّعٍ يَخَافُ أَنْ لَا يَعُودَ إِلَيْهَا" (هنگامی که نماز واجبی را به جا می آوری آن را در وقتش به جای آر، و مانند کسی باش که آخرین نماز عمرش را می خواند و می ترسد بعد از این هرگز  موفق به خواندن نماز نشود؛ عدة الداعي و نجاح الساعى: 155).

3- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "؟؟؟؟" (نمازی که در آن حضور قلب نباشد مورد توجه خدا نیست).

4- امام صادق (علیه السلام) فرمود: "مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْه" (هر کس یک نمازش مورد قبول خدا باشد عذاب الهی را نمی بیند و هر کس که خدا یک عمل خیرش را بپذیرد عذابش نمی کند؛ كافي، ج‏ 3: 266).

5- روایت است که: جناب ابراهیم خلیل (علیه السلام) صدای آه و ناله اش از فاصله زیاد شنیده می شد و در نماز اضطرابی بسان اضطراب دیگ جوشان داشت.

6- درباره امام حسن (علیه السلام) روایت شده که: بعد از اتمام وضو رنگش تغییر می کرد، و هنگامی که در آن مورد از حضرت سؤال شد، فرمود: "برای کسی که می خواهد بر صاحب عرش خدا وارد شود سزاوار است که رنگش تغییر کند". مانند همین مطلب در مورد امام سجاد (علیه السلام) نیز روایت شده است.

7- در مورد امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که: به هنگام وضو رنگش به زردی می گرایید و چون خانواده اش می پرسیدند: این چه حالتی است که بر شما عارض می شود؟ می فرمود: آیا می دانید در مقابل چه کسی می خواهیم بایستیم؟

8- امام سجاد (علیه السلام) را دیدند که در حال نماز عبا از دوش مبارکش افتاده و حضرت توجهی به آن ندارد، تا از نماز فارغ شد. مردی از آن حضرت علت بی توجهی به عبا را پرسید. حضرت فرمود: وای بر تو! می دانی در مقابل چه کسی بودم! خدا نماز بنده اش را نمی پذیرد مگر نمازی که در آن توجه باشد. راوی می گوید: گفتم فدایت شوم! بنابراین ما هلاک می شویم. فرمود: نه! این چنین نیست، خدای تعالی نقص و کمبود نمازها را با نافله جبران می کند.

9- امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) هنگامی که برای نماز بر می خاست رنگش تغییر می کرد و چون سر به سجده می نهاد، بر نمی داشت تا عرق از بدن مبارکش جاری می شد.

10- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: پدرم می فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) به گونه ای بود که چون به نماز بر می خاست مانند ساقه درختی بود که اصلاً حرکت نمی کرد مگر قسمت هایی از او که در وزش باد به حرکت در می آمد.

اشعار علامه بحرالعلوم درباره حضور قلب

مرحوم علامه سید محمد مهدی طباطبایی، معروف به بحرالعلوم را درباره حضور قلب ابیاتی است که به خاطر لطافتشان عین آن ها را ذکر کرده سپس ترجمه می کنیم:

عَلَیکَ بِالحُضُورِ وَ الاِقبالِ

فِي جُملةِ الاَقوالِ وَ الاَفعالِ

بر تو باد به حضور قلب و توجه به خدا در گفته ها و افعال نماز.

وَ الصِّدقِ فِی النِّّیَّةِ و الإخباتِ

فَانَّها حَقِیقَةُ الصَّلاةِ

و بر تو باد که نیتی صادقانه و خشوعی بی ریا داشته باشی که صداقت در نیّت و خضوع حقیقت نماز است.

وَ لَیسَ لِلعَبدِ بِها ما یُقبَلُ

اِلّا الَّذِی کانَ عَلَیهِ یُقبِلُ

در نماز چیزی نیست که از بنده پذیرفته شود، مگر آن اعمالی که با توجه قلبی به جا آورده شود.

وَ صَلِّ بِالخُضُوعِ وَ التَّخَشُّعِ

وَ کُن اِذا صَلَّیتَ کَالمُوَدِّعِ

نماز را با خضوع و خشوع به جا آور و مانند کسی بخوان که با نماز خداحافظی می کند.

وَ استَعمِلِ الوَقارَ وَ السَّکِینَةَ

وَ استَحضِرِ المَقاصِدَ المَکنُونَةَ

و با وقار و آرامش نماز بخوان و به هنگام نماز مقاصد درونی ات را در نظر بگیر.

وَ خُذ مِنَ الأَکمامِ لُبَّ الثَّمَرَةَ

وَ اطلُب مِنَ المَعدِنِ اَصلَ الجَوهَرَةِ

پوسته ها را انجام بده ولی از آن ها مغز را انتخاب کن و از معدن، اصل گوهر آن را دنبال کن.

اِیّاکَ مِن قَول بِهِ تُفَنِّدُ

وَ اَنتَ عَبد، لِهَواکَ تَعبُدُ

بر حذر باش از گفته ای که در آن صادق نباشی که هوای نفست را بندگی کرده ای.

تَلهَجُ فِی اِیّاکَ نَستَعینُ

وَ اَنتَ غَیرَ اللهِ تَستَعِینُ

می گویی فقط از تو یاری می خواهیم، در حالی که از غیر خدا یاری می جویی.

یَعنَی عَلی الباطِنِ حُسنُ ما عَلَنَ

ما اَقبَحَ القَبیحَ فِی زِیِّ الحَسَنِ!

نیکویی ظاهر از باطن زیبا خبر می دهد، ولی چقدر زشت است باطن زشتی که ظاهرش زیبا باشد.

حَسِّن لَهُ الباطِنَ فَوقَ الظّاهِرِ

وَ اعبُدهُ بِالقَلبِ التَّقُیِّ الطّاهِرِ

باطنت را برای خدا بیش از ظاهر نیکو کن و با قلبی پاک و با تقوا او را پرستش نما.

وَ تُب إِلیهِ وَ اَنِب وَ استَغفِرِ

وَ سدِّدِ الطّاعَةَ بِالتَّفَکُّرِ

به سوی او توبه و انابه کن و از او طلب مغفرت نما و طاعتت را با تفکر قوام بخش.

وَ قُم قِیامَ المائِلِ الذَّلِیلِ

ما بَینَ اَیدِی المَلِکِ الجَلیلِ

چون ایستادن بنده ذلیل در مقابل پادشاه قدرتمند بایست.

وَاعلَم اِذا ما قُلتَ ما تَقُولُ

وَ مَن تُناجِي وَ مَن المَسؤُولُ

و هنگامی که سخن می گویی بدان که چه می گویی و با چه کسی مناجات می کنی و از چه کسی درخواست می کنی و می خواهی.

ابوحامد و بعضی دیگر از علما (مرحوم فیض کاشانی) فرموده اند: مسائل باطنی نماز که حیات و روح نماز در آن خلاصه می شود، شش چیز است: حضور قلب، تفهّم، تعظیم، هیبت، رجا و حیا.

خضوع و خشوع و حضور قلب

افعال نماز به منزله ظرفی است که حقیقت و هدف نماز در آن جای گرفته است، بنابراین به جا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفی را مانَد که بی محتواست. و همان طور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد، خدا را به نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد عنایتی نیست. آیات و روایات بسیاری در این مورد وارد شده که ما به مناسبت حال تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:

آیات مورد استشهاد

1- «الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» (و [مؤمنان] کسانی هستند که در نمازشان خشوع دارند؛ مؤمنون: 2)

2- «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» (پس وای بر نمازگزاران! آن ها که ار نمار خود غافل هستند؛ ماعون: 4) این آیه شریفه گروهی را نکوهش می کند، در حالی که اعتراف به نمازگزاری آن ها دارد، این نکوهش به خاطر این نیست که آن ها نماز را ترک می کنند بلکه به این خاطر است که در نماز غافلند.

3- «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بفهمید چه می گویید؛ نساء: 43) این آیه شریفه اشاره به مستی دنیا دارد، زیرا علت حکم را در آیه بیان کرده است.

4- «وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ» (از غافلین مباش؛ اعراف: 205)

4- «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (به خاطر یاد من نماز را به پا دار؛ طه: 14)

روایات مورد نظر

1- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "مَن صَلّی رَکعَتَینِ لَم یُحَدِّثِ فیهِما نَفسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدَّنیا غَفَرَ اللهُ لَهُ ذنوبه [ذُنُبه]" (هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن راجع به چیزی از امور دنیا فکر نکند، خدا گناهان گذشته اش را می بخشد؛ عوالی اللّئالی، ج 1: 322).

2- نیز آن حضرت فرمود:  امام صادق (علیه السلام) "إِذَا صَلَّيْتَ فَرِيضَةً فَصَلِّهَا لِوَقْتِهَاصَلَاةَ مُوَدِّعٍ يَخَافُ أَنْ لَا يَعُودَ إِلَيْهَا" (هنگامی که نماز واجبی را به جا می آوری آن را در وقتش به جای آر، و مانند کسی باش که آخرین نماز عمرش را می خواند و می ترسد بعد از این هرگز  موفق به خواندن نماز نشود؛ عدة الداعي و نجاح الساعى: 155).

3- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "؟؟؟؟" (نمازی که در آن حضور قلب نباشد مورد توجه خدا نیست).

4- امام صادق (علیه السلام) فرمود: "مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْه" (هر کس یک نمازش مورد قبول خدا باشد عذاب الهی را نمی بیند و هر کس که خدا یک عمل خیرش را بپذیرد عذابش نمی کند؛ كافي، ج‏ 3: 266).

5- روایت است که: جناب ابراهیم خلیل (علیه السلام) صدای آه و ناله اش از فاصله زیاد شنیده می شد و در نماز اضطرابی بسان اضطراب دیگ جوشان داشت.

6- درباره امام حسن (علیه السلام) روایت شده که: بعد از اتمام وضو رنگش تغییر می کرد، و هنگامی که در آن مورد از حضرت سؤال شد، فرمود: "برای کسی که می خواهد بر صاحب عرش خدا وارد شود سزاوار است که رنگش تغییر کند". مانند همین مطلب در مورد امام سجاد (علیه السلام) نیز روایت شده است.

7- در مورد امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که: به هنگام وضو رنگش به زردی می گرایید و چون خانواده اش می پرسیدند: این چه حالتی است که بر شما عارض می شود؟ می فرمود: آیا می دانید در مقابل چه کسی می خواهیم بایستیم؟

8- امام سجاد (علیه السلام) را دیدند که در حال نماز عبا از دوش مبارکش افتاده و حضرت توجهی به آن ندارد، تا از نماز فارغ شد. مردی از آن حضرت علت بی توجهی به عبا را پرسید. حضرت فرمود: وای بر تو! می دانی در مقابل چه کسی بودم! خدا نماز بنده اش را نمی پذیرد مگر نمازی که در آن توجه باشد. راوی می گوید: گفتم فدایت شوم! بنابراین ما هلاک می شویم. فرمود: نه! این چنین نیست، خدای تعالی نقص و کمبود نمازها را با نافله جبران می کند.

9- امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) هنگامی که برای نماز بر می خاست رنگش تغییر می کرد و چون سر به سجده می نهاد، بر نمی داشت تا عرق از بدن مبارکش جاری می شد.

10- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: پدرم می فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) به گونه ای بود که چون به نماز بر می خاست مانند ساقه درختی بود که اصلاً حرکت نمی کرد مگر قسمت هایی از او که در وزش باد به حرکت در می آمد.

اشعار علامه بحرالعلوم درباره حضور قلب

مرحوم علامه سید محمد مهدی طباطبایی، معروف به بحرالعلوم را درباره حضور قلب ابیاتی است که به خاطر لطافتشان عین آن ها را ذکر کرده سپس ترجمه می کنیم:

عَلَیکَ بِالحُضُورِ وَ الاِقبالِ

فِي جُملةِ الاَقوالِ وَ الاَفعالِ

بر تو باد به حضور قلب و توجه به خدا در گفته ها و افعال نماز.

وَ الصِّدقِ فِی النِّّیَّةِ و الإخباتِ

فَانَّها حَقِیقَةُ الصَّلاةِ

و بر تو باد که نیتی صادقانه و خشوعی بی ریا داشته باشی که صداقت در نیّت و خضوع حقیقت نماز است.

وَ لَیسَ لِلعَبدِ بِها ما یُقبَلُ

اِلّا الَّذِی کانَ عَلَیهِ یُقبِلُ

در نماز چیزی نیست که از بنده پذیرفته شود، مگر آن اعمالی که با توجه قلبی به جا آورده شود.

وَ صَلِّ بِالخُضُوعِ وَ التَّخَشُّعِ

وَ کُن اِذا صَلَّیتَ کَالمُوَدِّعِ

نماز را با خضوع و خشوع به جا آور و مانند کسی بخوان که با نماز خداحافظی می کند.

وَ استَعمِلِ الوَقارَ وَ السَّکِینَةَ

وَ استَحضِرِ المَقاصِدَ المَکنُونَةَ

و با وقار و آرامش نماز بخوان و به هنگام نماز مقاصد درونی ات را در نظر بگیر.

وَ خُذ مِنَ الأَکمامِ لُبَّ الثَّمَرَةَ

وَ اطلُب مِنَ المَعدِنِ اَصلَ الجَوهَرَةِ

پوسته ها را انجام بده ولی از آن ها مغز را انتخاب کن و از معدن، اصل گوهر آن را دنبال کن.

اِیّاکَ مِن قَول بِهِ تُفَنِّدُ

وَ اَنتَ عَبد، لِهَواکَ تَعبُدُ

بر حذر باش از گفته ای که در آن صادق نباشی که هوای نفست را بندگی کرده ای.

تَلهَجُ فِی اِیّاکَ نَستَعینُ

وَ اَنتَ غَیرَ اللهِ تَستَعِینُ

می گویی فقط از تو یاری می خواهیم، در حالی که از غیر خدا یاری می جویی.

یَعنَی عَلی الباطِنِ حُسنُ ما عَلَنَ

ما اَقبَحَ القَبیحَ فِی زِیِّ الحَسَنِ!

نیکویی ظاهر از باطن زیبا خبر می دهد، ولی چقدر زشت است باطن زشتی که ظاهرش زیبا باشد.

حَسِّن لَهُ الباطِنَ فَوقَ الظّاهِرِ

وَ اعبُدهُ بِالقَلبِ التَّقُیِّ الطّاهِرِ

باطنت را برای خدا بیش از ظاهر نیکو کن و با قلبی پاک و با تقوا او را پرستش نما.

وَ تُب إِلیهِ وَ اَنِب وَ استَغفِرِ

وَ سدِّدِ الطّاعَةَ بِالتَّفَکُّرِ

به سوی او توبه و انابه کن و از او طلب مغفرت نما و طاعتت را با تفکر قوام بخش.

وَ قُم قِیامَ المائِلِ الذَّلِیلِ

ما بَینَ اَیدِی المَلِکِ الجَلیلِ

چون ایستادن بنده ذلیل در مقابل پادشاه قدرتمند بایست.

وَاعلَم اِذا ما قُلتَ ما تَقُولُ

وَ مَن تُناجِي وَ مَن المَسؤُولُ

و هنگامی که سخن می گویی بدان که چه می گویی و با چه کسی مناجات می کنی و از چه کسی درخواست می کنی و می خواهی.

ابوحامد و بعضی دیگر از علما (مرحوم فیض کاشانی) فرموده اند: مسائل باطنی نماز که حیات و روح نماز در آن خلاصه می شود، شش چیز است: حضور قلب، تفهّم، تعظیم، هیبت، رجا و حیا.

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

آیات مورد استشهاد

1- «الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» (و [مؤمنان] کسانی هستند که در نمازشان خشوع دارند؛ مؤمنون: 2)

2- «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» (پس وای بر نمازگزاران! آن ها که ار نمار خود غافل هستند؛ ماعون: 4) این آیه شریفه گروهی را نکوهش می کند، در حالی که اعتراف به نمازگزاری آن ها دارد، این نکوهش به خاطر این نیست که آن ها نماز را ترک می کنند بلکه به این خاطر است که در نماز غافلند.

3- «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بفهمید چه می گویید؛ نساء: 43) این آیه شریفه اشاره به مستی دنیا دارد، زیرا علت حکم را در آیه بیان کرده است.

4- «وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ» (از غافلین مباش؛ اعراف: 205)

4- «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (به خاطر یاد من نماز را به پا دار؛ طه: 14)

روایات مورد نظر

1- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "مَن صَلّی رَکعَتَینِ لَم یُحَدِّثِ فیهِما نَفسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدَّنیا غَفَرَ اللهُ لَهُ ذنوبه [ذُنُبه]" (هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن راجع به چیزی از امور دنیا فکر نکند، خدا گناهان گذشته اش را می بخشد؛ عوالی اللّئالی، ج 1: 322).

2- نیز آن حضرت فرمود:  امام صادق (علیه السلام) "إِذَا صَلَّيْتَ فَرِيضَةً فَصَلِّهَا لِوَقْتِهَاصَلَاةَ مُوَدِّعٍ يَخَافُ أَنْ لَا يَعُودَ إِلَيْهَا" (هنگامی که نماز واجبی را به جا می آوری آن را در وقتش به جای آر، و مانند کسی باش که آخرین نماز عمرش را می خواند و می ترسد بعد از این هرگز  موفق به خواندن نماز نشود؛ عدة الداعي و نجاح الساعى: 155).

3- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "؟؟؟؟" (نمازی که در آن حضور قلب نباشد مورد توجه خدا نیست).

4- امام صادق (علیه السلام) فرمود: "مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْه" (هر کس یک نمازش مورد قبول خدا باشد عذاب الهی را نمی بیند و هر کس که خدا یک عمل خیرش را بپذیرد عذابش نمی کند؛ كافي، ج‏ 3: 266).

5- روایت است که: جناب ابراهیم خلیل (علیه السلام) صدای آه و ناله اش از فاصله زیاد شنیده می شد و در نماز اضطرابی بسان اضطراب دیگ جوشان داشت.

6- درباره امام حسن (علیه السلام) روایت شده که: بعد از اتمام وضو رنگش تغییر می کرد، و هنگامی که در آن مورد از حضرت سؤال شد، فرمود: "برای کسی که می خواهد بر صاحب عرش خدا وارد شود سزاوار است که رنگش تغییر کند". مانند همین مطلب در مورد امام سجاد (علیه السلام) نیز روایت شده است.

7- در مورد امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که: به هنگام وضو رنگش به زردی می گرایید و چون خانواده اش می پرسیدند: این چه حالتی است که بر شما عارض می شود؟ می فرمود: آیا می دانید در مقابل چه کسی می خواهیم بایستیم؟

8- امام سجاد (علیه السلام) را دیدند که در حال نماز عبا از دوش مبارکش افتاده و حضرت توجهی به آن ندارد، تا از نماز فارغ شد. مردی از آن حضرت علت بی توجهی به عبا را پرسید. حضرت فرمود: وای بر تو! می دانی در مقابل چه کسی بودم! خدا نماز بنده اش را نمی پذیرد مگر نمازی که در آن توجه باشد. راوی می گوید: گفتم فدایت شوم! بنابراین ما هلاک می شویم. فرمود: نه! این چنین نیست، خدای تعالی نقص و کمبود نمازها را با نافله جبران می کند.

9- امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) هنگامی که برای نماز بر می خاست رنگش تغییر می کرد و چون سر به سجده می نهاد، بر نمی داشت تا عرق از بدن مبارکش جاری می شد.

10- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: پدرم می فرمود: حضرت سجاد (علیه السلام) به گونه ای بود که چون به نماز بر می خاست مانند ساقه درختی بود که اصلاً حرکت نمی کرد مگر قسمت هایی از او که در وزش باد به حرکت در می آمد.

اشعار علامه بحرالعلوم درباره حضور قلب

مرحوم علامه سید محمد مهدی طباطبایی، معروف به بحرالعلوم را درباره حضور قلب ابیاتی است که به خاطر لطافتشان عین آن ها را ذکر کرده سپس ترجمه می کنیم:

عَلَیکَ بِالحُضُورِ وَ الاِقبالِ

فِي جُملةِ الاَقوالِ وَ الاَفعالِ

بر تو باد به حضور قلب و توجه به خدا در گفته ها و افعال نماز.

وَ الصِّدقِ فِی النِّّیَّةِ و الإخباتِ

فَانَّها حَقِیقَةُ الصَّلاةِ

و بر تو باد که نیتی صادقانه و خشوعی بی ریا داشته باشی که صداقت در نیّت و خضوع حقیقت نماز است.

وَ لَیسَ لِلعَبدِ بِها ما یُقبَلُ

اِلّا الَّذِی کانَ عَلَیهِ یُقبِلُ

در نماز چیزی نیست که از بنده پذیرفته شود، مگر آن اعمالی که با توجه قلبی به جا آورده شود.

وَ صَلِّ بِالخُضُوعِ وَ التَّخَشُّعِ

وَ کُن اِذا صَلَّیتَ کَالمُوَدِّعِ

نماز را با خضوع و خشوع به جا آور و مانند کسی بخوان که با نماز خداحافظی می کند.

وَ استَعمِلِ الوَقارَ وَ السَّکِینَةَ

وَ استَحضِرِ المَقاصِدَ المَکنُونَةَ

و با وقار و آرامش نماز بخوان و به هنگام نماز مقاصد درونی ات را در نظر بگیر.

وَ خُذ مِنَ الأَکمامِ لُبَّ الثَّمَرَةَ

وَ اطلُب مِنَ المَعدِنِ اَصلَ الجَوهَرَةِ

پوسته ها را انجام بده ولی از آن ها مغز را انتخاب کن و از معدن، اصل گوهر آن را دنبال کن.

اِیّاکَ مِن قَول بِهِ تُفَنِّدُ

وَ اَنتَ عَبد، لِهَواکَ تَعبُدُ

بر حذر باش از گفته ای که در آن صادق نباشی که هوای نفست را بندگی کرده ای.

تَلهَجُ فِی اِیّاکَ نَستَعینُ

وَ اَنتَ غَیرَ اللهِ تَستَعِینُ

می گویی فقط از تو یاری می خواهیم، در حالی که از غیر خدا یاری می جویی.

یَعنَی عَلی الباطِنِ حُسنُ ما عَلَنَ

ما اَقبَحَ القَبیحَ فِی زِیِّ الحَسَنِ!

نیکویی ظاهر از باطن زیبا خبر می دهد، ولی چقدر زشت است باطن زشتی که ظاهرش زیبا باشد.

حَسِّن لَهُ الباطِنَ فَوقَ الظّاهِرِ

وَ اعبُدهُ بِالقَلبِ التَّقُیِّ الطّاهِرِ

باطنت را برای خدا بیش از ظاهر نیکو کن و با قلبی پاک و با تقوا او را پرستش نما.

وَ تُب إِلیهِ وَ اَنِب وَ استَغفِرِ

وَ سدِّدِ الطّاعَةَ بِالتَّفَکُّرِ

به سوی او توبه و انابه کن و از او طلب مغفرت نما و طاعتت را با تفکر قوام بخش.

وَ قُم قِیامَ المائِلِ الذَّلِیلِ

ما بَینَ اَیدِی المَلِکِ الجَلیلِ

چون ایستادن بنده ذلیل در مقابل پادشاه قدرتمند بایست.

وَاعلَم اِذا ما قُلتَ ما تَقُولُ

وَ مَن تُناجِي وَ مَن المَسؤُولُ

و هنگامی که سخن می گویی بدان که چه می گویی و با چه کسی مناجات می کنی و از چه کسی درخواست می کنی و می خواهی.

ابوحامد و بعضی دیگر از علما (مرحوم فیض کاشانی) فرموده اند: مسائل باطنی نماز که حیات و روح نماز در آن خلاصه می شود، شش چیز است: حضور قلب، تفهّم، تعظیم، هیبت، رجا و حیا.

Starts: 2010/08/17
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
خضوع و خشوع و حضور قلب

افعال نماز به منزله ظرفی است که حقیقت و هدف نماز در آن جای گرفته است، بنابراین به جا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفی را مانَد که بی محتواست. و همان طور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد، خدا را به نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد عنایتی نیست. آیات و روایات بسیاری در این مورد وارد شده که ما به مناسبت حال تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap