به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل، آیت الله سید حسن عاملی در خطبه اول نماز جمعه 23 تیرماه 1404 ضمن دعوت به رعایت تقوای الهی اظهار داشت: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات والأرض وجعل الظلمات والنور، ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. والصلاة والسلام علی الهادی البشیر والسراج المنیر، سیدنا سیّد الأنبیاء والمرسلین، أبي القاسم محمد (اللهم صلّ علی محمد وآل محمد)، وعلی آله الطیبین الطاهرین، ولاسیما بقیة الله فی الأرضین.
خود و همه عزیزان را به تقوای الهی دعوت میکنم.تقوا، کف نفس ، قدرت روحی و حالت مانعه درونی در برابر آلودگی هاست انسان در دنیا و آخرت به چنین ابزاری احتیاج ضروری دارد تا سالم زندگی کند و سالم از دنیا خارج شود نقش اصلی تقوا در روز حساب است؛ روزی که حقیقت تمامی انسانها در پیشگاه خداوند متعال مکشوف میشود و بواطن تمام انسان ها آشکار میگردد. همه اسرار و نهانها برملا میشود.در آنجا اول حرفی که انسان می زند این است که «این المفر؟» در آنجا چه میتوان کرد؟ به کجا میتوان گریخت؟ آبروی از دست رفته را چگونه میتوان بازگرداند؟ از عذاب الهی به کجا میتوان پناه برد؟
وی گفت: «وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا» (آیه ۴۸ سوره کهف) تمامی انسانها در محضر خداوند بهصورت صفهایی آراسته میایستند. «لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» در آنجا، خداوند میفرماید: «همانگونه که شما را در ابتدای آفرینش خلق کردیم، اکنون نیز نزد ما حاضر شدهاید.» یعنی از تعینات و تشخصات و اعتبارات مادی هیچ خبری نیست پس جای مباهات و افتخار هم نیست تشریفات و تشخصاتی که انسان در دنیا به آن افتخار می کرد دیگر از آنها هیچ خبری نیست؟ آنچه روزی مایه غم و اندوهت بود، امروز هیچگونه نقشی در سرنوشت تو ندارد معنی« كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» این است که درست مثل روز اول تولد که انسان هیچ چیز نداشت وارد محشر می شود چنین حقیقتی باید انسان را کاملاً بیدار کند و عقلانیت در رفتار او موج بزند چرا این گونه نیست جواب را خداوند در دنباله آیه این گونه می دهد:
«بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا» یعنی علت بدبختی شما این است که شما گمان کردید که روزی به عنوان ملاقات با من نخواهید داشت و خیال کردید هرگز روزی در پیشگاه من حاضر نخواهید شد و روزی بهمدیگر نخواهیم رسید در نتیجه تصور کردید که میتوانید هر کاری که دلتان خواست انجام دهید جامعه را آلوده کنید فساد را گسترش دهید؟ آبروی حکومت اسلامی را با رشوهخواری و ناپاکیها بر باد دهید فرزندانتان را با نجاسات رشوه و رانت تغذیه کنید نسلتان را تباه سازید و کسی به شما اعتراضی نکند.
امام جمعه اردبیل افزود: آیا این مال حرام و رشوههای ناچیز ارزش آن را داشت که آبروی تو در پیشگاه خداوند بر باد رود؟ خداوند متعال تمامی گذشتگان را در عالم برزخ نگاه داشته و منتظر است تا ما نیز به آنها بپیوندیم تا قیامت برپا شود؛ روزی که همه انسانها در آن حاضر شده و حساب و کتاب الهی آغاز میگرد.
حضرت رسول (ص) میفرمایند: «عَجِبْتُ لِقَوْمٍ حُبِسَ أَوَّلُهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ» تعجب میکنم از مردمی که پیشینیانشان در انتظار آیندگاناند تا کاروان بشریت کامل شود و سپس حسابها رسیدگی گردد. «ثُمَّ تُؤَدَّى فِيهِمُ الرَّحِيلُ» لحظهبهلحظه هم فریاد بلند است که: «الرَّحِیل! الرَّحِیل!» بیماری میآید، ندای «الرَّحِیل!» است سن بالا می رود ندای الرحیل است محاسن سفید می شود ندای الرحیل است عزیزان انسان فوت می کند ندای الرحیل است پیری و فرسودگی میرسد، باز هم ندا «الرَّحِیل!» است اینها همه ندای کوچ و ندای قرب انتقال از این دنیای فانی است. اما انسان با تواغل در مشتهیات و التذاذات حرام از این ندا غافل می شود و لذا رسول خدا(ص) در ادامه می فرماید:
«وَهُمْ يَلْعَبُونَ» حضرت تعجب میکنند که چگونه انسانها در این دنیا مشغول بازیاند! آیا اینجا جای بازی است؟ آنگاه که چشمهایشان بسته میشود، فریاد میزنند: «یَا وَیْلَنَا! یا ویلتا وَاحَسْرَتَا!» اگر به قبرستان بروی و از خدا گوش شنوا بخواهی و با دقت گوش کنی، طوفانی از این گونه نالهها را می شنوی: «وا حسرتا علی مَا فَرَّطْنَا فِی جَنْبِ اللَّهِ وَإِنَّا کُنَّا مِنَ الْغَافِلِینَ» اما این فریادها دیگر به جایی نمی رسد .
وی افزود: هنگامی که از قبر خارج میشوند، باز هم میگویند: «یَا وَیْلَنَا هَذَا یَوْمُ الدِّینِ» خداوند میفرماید: «فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ یَنْظُرُونَ» همه انسانها با یک صیحه از زیر خاک برمیخیزند و چشمهایشان خیره میماند. با نگاهی حیرتزده به اطراف مینگرند. خداوند میفرماید: «فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» امروز چشمان تو تیزبین شده است.
وی گفت: نخستین سخنی که از زبان آنها جاری میشود، این است: «وَ قَالُوا یَا وَیْلَنَا هَذَا یَوْمُ الدِّینِ» امروز روز جزاست؛ روزی است که نتیجه اعمال خود را میبینیم. دنیا مزرعه آخرت است. در آخرت میبینی که بذرهایی که کاشتهای چه محصولی داده است. یک بی حجاب با بذر بیحجابی چه درو خواهد کرد؟ با رشوهخواری چه محصولی عاید شخص رشوه خوار خواهد شد او قطعاً آتش درو خواهد کرد کفار وقتی از قبر بر می خیزند می گویند هَذَا یَوْمُ الدِّینِ خداوند بیدرنگ می گوید نخیر! «هَذَا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ» امروز روز جدایی است؛ روزی که انسانها بر اساس اعمالشان از یکدیگر جدا میشوند. و مسیرها مشخص می گردد.
در قرآن دو گونه حسرت بیان شده است: یکی حسرتی که انسان میخورد و دیگری حسرتی که خداوند متعال میخورد! این بخش بسیار شگفتانگیز است. اهل جهنم میگویند: «یا حَسْرَتِی عَلَی مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» (ای کاش عمرم را در راه خدا صرف کرده بودم! ای کاش اینهمه غفلت نمیکردم!) می گوید الان متوجه شده ام که من در دنیا همسایه دیوار به دیوار با خدا بوده ام به رحمت خدا دسترسی داشته ام اما تمام فرصت ها را سوزانده ام آنگاه به زندگیشان از آغاز تا پایان مینگرند و میگویند: «وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ» (اگر عقل داشتیم، اگر به سخنان بزرگان گوش میدادیم، امروز در دوزخ نبودیم) زن هایی که در زمان شاه بدترین آلودگی ها را در خیابان ها درست می کردند الان در بهشت زهرا به عمر خودشان و نوع زندگی که داشتند اشراف پیدا می کنند و قطعاً تعجب می کنند و از ندامت می سوزند که چرا تماماً دنبال زندگی کودکانه و لذت های مقطعی بوده اند.
آیت الله عاملی گفت: اما حسرتی نیز وجود دارد که خداوند میخورد. خداوند متعال افسوس میخورد و میفرماید: «یَا حَسْرَةً عَلَی الْعِبَادِ» کتابی چنین عظیم نازل کردم، دین فرستادم، برنامه زندگی دادم. من پروردگار تو هستم؛ خیر و شر تو را میدانم، مصلحت و مفسدهات را میشناسم. اما تو دین مرا مسخره کردی؟ هر پیامبری فرستادم، به استهزاء گرفتی؟ «مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ».
اگر در خانهای استراتژی تربیتی وجود نداشته باشد؛ سخنان حکیمانه و پند و اندرز در آن خانه نباشد و نور قرآن به آن خانه نتابد قطعاً فرزندی که از آن خانه بیرون می آید دختری که از آن خانه وارد جامعه می شود قطعاً کل عمر خود را به میدان بازی تبدیل خواهد کرد و جز زرق و برق ظاهری زندگی و دنباله روی از هوا و هوس دلم می خواهد خوشم می آید همه باید برای من قضاوت عالی داشته باشند نخواهد داشت مدام در فکر تعویض وسایل زندگی خواهد بود: «گوشیام را عوض کنم، ماشینم را عوض کنم، خانهام را عوض کنم، لباسام را عوض کنم…» و در این تکرار بیپایان، ناگهان میبیند که چیز خیلی بزرگی عوض شد و آن عوض شدن دنیای مادی به دنیای برزخی است در لحظات آخر تمام ثروت جمال و دارایی ها به او دهن کجی می کند چون او می رود اما طلا و سکه و خانه و ویلا می ماند.
وی اضافه کرد: این سخن خدای متعال در قرآن کریم است:: «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ. كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ. فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِين»
چه آیهی هولناکی! خداوند میفرماید: چه بسیار باغها و چشمهسارها و کشتزارها و جایگاههای باشکوه و نعمتهایی که در آن غرق لذت بودند، رها کردند و رفتند! سپس همهی اینها را به قومی دیگر سپردیم، اما نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه مهلتی یافتند.
آری، آسمان و زمین نیز گریه دارند! در ماجرای قوم لوط، نالهی زمین و آسمان به عرش رسید که این قوم چه اعمال زشتی مرتکب میشوند! این نشان میدهد که ذرات جهان آگاهاند و شعور دارند و به رفتارهای انسان ها واکنش نشان میدهند.
حضرت صالح (علیهالسلام) به قوم خود فرمود«أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ»
آیا گمان میکنید در این نعمتها و باغها و چشمهها و کشتزارهای سرسبز و خانههای مجلل که در کوهها میتراشید، برای همیشه در امان خواهید ماند؟! چه سخت است که انسان را از قصرهای پرزرقوبرق که در آنها احساس جاودانگی می کرد به طور ناگهانی بیرونش میکشند!
وی ادامه داد: روزی کسی به خانهی امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) وارد شد و گفت: «آقا، اینجا اثاثیهای نیست!» حضرت پاسخ دادند: «ما اثاثیهی خود را از قبل به خانهی ابدیمان فرستادهایم»” آنجا واقعاً اثاثیه می خواهد شاید هزاران سال در برزخ بمانیم آیا فکر اثاثیه آن مدت خطیر را کرده ایم؟ اثاثیه آنجا اعمال صالحه مکارم اخلاقی و ایثار و دستگیری از انسان های گرفتار است.
پناه بر خدا که در غفلت زندگی کنیم و ناگهان ببینیم آن جای گرم و نرم، سرد و بی روح شدبه تعبیر نظامی گنجوی:
از آن سرد آمد این کاخ دلآویز
که چون جا گرم کردی گویدت خیز
آیت الله عاملی با تاکید بر اینکه محرمِ امسال برای ما بسیار استثنایی بود تصریح کرد: یکی از وجوهِ استثناییبودنِ آن، مواجههای بود که میانِ حق و باطل رخ داد؛ دقیقاً همانندِ مواجههای که در زمانِ سیدالشهدا (علیهالسلام) پیش آمد. انصافاً عزاداران، شاعران و مداحانِ ما بهخوبی عمل کردند.
در آن زمان، یزید میخواست با تهدید، امام حسین (علیهالسلام) را به بیعت وادارد. به ایشان گفت: «یا سرت را میدهی، یا بیعت میکنی!» حضرت را از خانهاش بیرون کشیدند و گفتند: «یا تو را میکشیم، یا بیعت میکنی!» اما آنها متوجه نبودند که بیعتی که با زور گرفته شود، بیعت نیست. بیعتی که با تهدید محقق شود، بیعت نیست. بیعت زمانی ارزش و تاثیر دارد که از روی تأیید و پذیرشِ قلبی باشد. وقتی بیعت از روی زور و اکراه و تهدید باشد دیگر تاثیر و تأییدی ندارد؟
معاویه در نامهای به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نوشت: «یادت هست؟ تو را مانند جَمَلِ مَغْشُوش برای بیعت کشاندیم.» جَمَلِ مَغْشُوش به شتری گفته میشود که چوبی در بینیاش فرو میکنند تا در دست انسان منقاد باشد. معاویه گفت: «تو را مانند آن شتر پای بیعت بردیم.» حضرت در پاسخ فرمود: «تو میخواستی مرا خوار کنی، اما ناخواسته مرا سربلند کردی! چون معلوم شد بیعت از سر اجبار بوده و چنین بیعتی برای کسی مشروعیتی درست نمی کند.
وی گفت: در روزگارِ ما نیز یزیدِ زمان با بی حیایی به ما ایرانیها، به موالیانِ اهلبیت و به مسلمانان گفت: «باید تسلیم شوید، وگرنه حمله میکنیم!» با وقاحت به ما گفت: «باید مذاکره کنید، وگرنه حمله میکنیم!» اما مذاکرهای که با تهدید همراه باشد، مذاکره نیست؛ امضایِ تحمیلی است؛ یعنی «بیا آنچه را که من میگویم امضا کن و برو»
آیت الله عاملی افزود: در اینجا بود که جایگاهِ اردوگاهِ حق و باطل آشکار شد. یک عمر «حسین، حسین» گفتی؛ حال ببین این قلب چگونه به حرکت درمیآید! آیا در لبیکگفتنت صادق بودی؟ اینجا بود که معلوم شد چه کسی صادقانه میگفت: «أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» (در زیارتِ عاشورا میخوانی که «قدمِ صدق» داشته باشی در برابرِ امام حسین). اینجا بود که روشن شد چه کسی با صدق گفت: «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ» (من با دوستانِ شما در صلحم و با دشمنانِ شما در جنگ).
وی افزود: محرم امسال از جهات عدیده چه محرمِ پرشکوهی شد! در این محرم معلوم شد کسی که یک عمر داد می زد و میگفت «لبیک یا حسین!»،آیا راست میگفت یا تنها سرگرمی بود؟ اینجا معلوم شد که چه کسی صادقانه میگفت: «وَأَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ» (کارِ من تابعِ کارِ شماست). اینجا معلوم شد که چه کسی راست می گفت: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهًا بِالْحُسَيْنِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» (خدایا، مرا در نزدِ خود، بهخاطرِ امام حسین، آبرومند گردان). چه کسی در اینجا با آبرو شد؟
امام حسین (علیهالسلام) اگر بیاید و بپرسد من سرمایه هایی مثل علی اکبر را فدا کردم علیاصغر را شهید دادم، آیا برای این بود که برای عده ای زمینه ریاست و میدانداری درست کنم؟!. من مرام داشتم، مقصد داشتم و از سوی خداوند مأموریت داشتم.» اینجا بود که معلوم شد چه کسی راست میگفت: «وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَأَتْبَاعِهِمْ» ( خدایا من با بیزاری از پیروان و اتباعِ بنی امیه به طور تقرب پیدا می کنم .
امام حسین (علیهالسلام) با تمام کسانی که در طولِ تاریخ تابعِ بنیامیه شدند کار دارد «أَشْيَاعِهِمْ» یعنی شیعیانِ بنیامیه، و «أَتْبَاعِهِمْ» یعنی کسانی که قدمبهقدم از آنها پیروی کردند.در زیارت عاشورا می گویی خدایا با بیزاری از همهی آنان، به تو نزدیک میشوم و حالا زمان مهمی بود که این بیزاری نسبت به اتباع بنی امیه نشان داده شود اینجا بود که معلوم شد چه کسی از سرِ صدق میگفت: «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ» (همیشه بگو: «با شما هستم، با شما هستم، نه با دشمنِ شما!»).
امام جمعه اردبیل گفت: یا حسین! من با شما هستم! اما امام حسین (علیهالسلام) میفرماید: «من با مثلِ یزید کار دارم. در هر دوره اول مثلِ یزید را پیدا کن، بعد بگو «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ»*! واقعاً جرات لازم است تا کسی در برابرِ امام حسین بگوید: «وَأَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ»؟
حضرات معصومین فرموده اند: «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ» (کارِ ما بسیار دشوار و هزینهبردار است). در این محرم معلوم شد چه کسی با عقلانیت عزاداری میکرد و چه کسی تنها با احساسات، امام حسین را به شهرِ خود دعوت کرد.
عزاداریِ امام حسین، یعنی دعوتِ حضرت به شهرِی که در آنجا عزاداری می شود امام به کدام شهر بیاید؟ فرض کنید به شهرِ ما بیاید و اوضاع حجاب را ببیند و سر منبر رود و بگوید: «أَمَا تَسْتَحْيُونَ وَلَا تَغَارُونَ؟!» (آیا حیا و غیرت ندارید؟!).چه عکس العملی خواهیم داشت؟ وقتی امیر المومنین(ع) به شهرِ کوفه وارد شد، دید زن و مرد حریم را رعایت نمی کند سر منبر رفت فقط دو جمله گفت کوفیان لبیک گفتند و همهچیز تمام شد آن دو جمله این بود: «أَمَا تَسْتَحْيُونَ وَلَا تَغَارُونَ؟!»
نباید بگذاریم کوفیها از ما پیشی بگیرند! آنها که یک عمر در زیارتِ عاشورا میخواندند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَمَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»، اینجا محک خوردند که آیا این دعا در حقشان مستجاب شده یا نه ؟
وی افزود: یک عمر در زیارتِ عاشورا میخواندی: «وَأَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي مَعَ إِمَامٍ هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ» (خدایا، انتقامِ خونِ امام حسین را به من عطا کن). یزید مرده و استخوانهایش پوسیده، امام حسین (علیهالسلام) با فکرِ یزید کار داشت. امروز اگر میخواهی انتقام بگیری، باید ببینی یزیدِ زمان کیست و با اندیشهی او بجنگی. آنگاه انتقامِ خونِ امام حسین را گرفتهای.بنابراین در مطالبه فوق باید خیلی مواظب باشیم که مرتکب نفاق نشویم .
از این مباحث کاملاً معلوم شد که اداء حق سیدالشهداء به این سادگی نیست اگر بخواهی حق حضرت را ادا کنی، تنها با صد لعن و صد سلام تمام نمیشود. به تعبیرِ منزوی: «باید به میدان بیایی!» ایشان چه زیبا گفته است:
ای روز و شب! یا لَیتَنا دِینَلر
گو مینگَ مَشگِلگُشا دِینَلر
میدانِه گل! میداندا اِمتحان وِر
میدان دادی روحی فدا دِینَلر
به اختصار بگویم: زیارتِ عاشورا تمامِ فقراتش را در این محرم عزادار را به چالش می کشید و معلوم می شد عزادارِ واقعی کیست؟
موضع ما به عنوان عزادار سید الشهداء و ارادت مند مرام او باید در برابر زورگویان زمان که با تحکم سخن میگویند و ما را تهدید میکنند، همان باشد که سیدالشهداء آن را اتخاذ کرد. آنگاه عزادار ، عزادارِ واقعیِ امام حسین میشود.
آیت الله عاملی ادامه داد: امام حسین فرمود: «من زیرِ تهدید بیعت نمیکنم! لَا وَاللهِ، لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ!» (به خدا قسم، مانندِ افرادِ ذلیل، تسلیم نمیشوم!). تو هم بگو: «ما ملتی با این تاریخِ پرافتخار، تسلیمِ قلدر ،فرعون و یزید زمان تو نمیشویم!» اگر امر دایر مدار ذلت و عزت شد ما عزت را انتخاب می کنیم و بالاترین هزینه را مثل سید الشهداء برای عزت پرداخت می کنیم.
به حضرت گفتند: «اگر بیعت نمیکنی، فرار کن!» امام فرمود: «لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِيدِ!» (من مانندِ بندگان فرار نمیکنم!). در ادبیاتِ ما، فرار معنا ندارد.
به حضرت امیر (علیهالسلام) گفتند عدهای از سربازان ما اسیر شدهاند؛ آیا با فدیه آزادشان کنیم؟ فرمود: «بروید ببینید اگر زخمهایشان از جلوست، آزادشان کنید؛ اما اگر از پشتسر زخمی شدهاند، آزاد نکنید، چون در حالِ فرار بودهاند.»
اینجا بود که حضرت فرمود: «من تسلیم نمیشوم!» به ایشان گفتند: «در حجاز برای تو امنیت نیست، در عراق هم امنیت نداری، برو یمن که شیعیانِ پدرت آنجا هستند.» اما امام حسین (علیهالسلام) فرمود: «شما میگویید عراق و حجاز برای من امن نیست؟ به خدا قسم، اگر در تمامِ کره زمین جایی امنی برایم نماند، اگر هیچ یاوری نداشته باشم، باز هم مثل یزید را تأیید نمیکنم و با او بیعت نمیکنم!»
وی در پایان گفت: در دورانِ ما نیز ملتِ ما – ماشاءالله – نه از تهدید ترسید، نه از ترور هراسید و نه از سخنانِ «مُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ» (شایعهپراکنان) وحشت کرد.( در زمانِ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز چنین افرادی در مدینه بودند قرآن از آنها به مرجفون تعبیر می کند.رسول خدا(ص) با دستور خداوند به شدت با آنها برخورد کرد)
بلکه با تمام وجود همه به سیدالشهدا (علیهالسلام) اقتداء کردند و به خیابانها آمدند. همانگونه که امام حسین «لبیک» میخواست، مردم چه زیبا «لبیک» گفتند! تنها فرق این بود که در آن زمان برای امام حسین یارانِ اندکی بودند، اما امروز ۹۰ میلیون نفر با تمامِ توان و عشق ، به رهبرشان «لبیک» گفتند و ثابت کردند ملتی عاشورایی هستند.
تصور کنید شبِ عاشورا است و امام حسین به آن جمعیتِ اندک فرمود: «بروید!» اما آنها گفتند: «یا حسین! اگر هزار جان داشته باشیم، فدای تو میکنیم! «إِنْ شَرَقْتَ شَرَقْنَا، وَإِنْ غَرَبْتَ غَرَبْنَا!» (اگر به شرق بروی، با تو میآییم؛ اگر به غرب بروی، همراهِ تو هستیم!). ملتِ ما نیز چنین کردند و با مقامِ معظمِ رهبری اینگونه معامله کردند.
دشمن! این را بشنوند که عاشورایِ امام حسین، فرهنگِ ماست، ادبیاتِ ماست، ماهیتِ ماست، ثروتِ ماست، عشقِ ماست و نقشهی راهِ ماست! اگر میخواهی باز امتحان کنی، امتحان کن!