فایل صوتی این برنامه
فایل ویدیویی این برنامه
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم با هرچه عشق نام تو را میتوان نوشت با هرچه رود راه تو را میتوان سرود بی شتاب نیست که هر قفل کهنه را با دست های روشن تو میتوانذل با نام و یاد خدابنده بزرگ و مهربان این سمت خدا را آغاز میکنیم و تقدیم نگاه پر مهر شما .سلام میکنم به همه خانم ها و آقایان پدر و مادرا پدر بزرگا مادر بزرگها دخترها پسرها خلاصه هر کسی هر جایی هر صدای ما رو میشنوه تصویر ما رو میبینه خوشحالیم که امروز هم با همیم و در کنار هم و با احترام و با عشق در محضر حاج آقای عاملی عزیزمون سلام علیکم خیلی خیلی خوش آمدید
حجت الاسلام عاملی: سلام علیکم و رحمت الله . توفیق بزرگیست محضر عزیزان بینندگان محترم هستیم از اینکه ما را می پذیرند در منزل خودشون از خدای متعال میخواهیم توفیقات بزرگ، عنایات خاصه، توفیق پایه گذاری نسل سالم ،فرزندان سالم و حسنات جاریه داشته باشند و محرمیت با خدا محرمیت با اهل بیت، محرمیت با کتاب خدا را انشالله داشته باشند انشاالله
شریعتی: ما این هفته ها داریم راجع به حریت صحبت میکنیم و واقعا چقدر حس خوبی داره آدم هایی که در قید و بند نیستند. آدم هایی که آزادند و آزاده مواردی که باعث میشه ماها قید بخوریم، مواردی که باعث میشه ما در بند بشیم زمین گیر بشیم و هفته گذشته فهرستش رو حاج آقای عاملی فرمودند و انشالله کم کم مورد به مورد باید واردش بشیم و انشالله نکات تفصیلی رو بشنویم
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم روح کلیه حاکم بر شریعت ما این است که انسان برده نباشه عبودیت همین است یعنی آزادی از تمام قیود قید های که انسان را به نقشه ذلت میکشونه. هوای سلطنت هم بود زندگی تو کردم خیال خواجگیم بود عشق تو گزیدم ظاهراً یه همچین روایتی هم هست که بعثت لاجلکم ملوک علی الارض. معنیش این است که شما مملوک نباشید و لذا دین تربیتش در این راستاست که عوامل داخلی شهوت است و غضب است و با انواعی که داره با لشکری که غضب داره با لشکری که شهوت داره که انسان رو به قید میکشند به بندگی میکشند و مخصوصاً دشمن خارجی کسانی که میان انسان ها را برده بکنند دین محکم اینجا ایستاده است و شرف انسان را کرامت انسان را قیمت انسان را در حریتش میبینه
ولی عجیب این است که اگر اینجا به قید بندگی در اومد به رقیت افتاد به غل و زنجیر افتاد خلاصه زنجیرهایی که انواعی که داره یادتون هست انواع جنون بحث کردیم. در آخرت هم با زنجیری محشور میشه اذ الاغلال فی اعناقهم خدا بارها عذاب و زنج خدایا چرا من با غل و زنجیر محشور شدم که هذهی اعمالکم این اعمالش حقیقت ملکوت اعمال شماست سراغ شما آمده است اما بحقیقتها و جوهرها.
یعنی کارهایی که از دنیا کردی برای تو بود این قید ها از نوع زنجیر آهنی هم نیست از نوع این زنجیرهم صحبت شده. اونهم عبارت از این است که روایت است که در ذیل این آیه سیتوکون ما بخلوا بیوم القیامه این درباره زکات است زکات مال فقراست حق فقراست کسی که کاری کرده که حق فقرا را دزدیده در روایت است که فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ،در آخرالزمان اغنیا سفره فقرا را میدزدند. خیلی تعبیر عجیبی است کسی که این کار روکرده اون مال حرام را به دور گردن همین است که به گردنش بندازن. در روایت است که زنجیری که به گردنش میندازن اون زنجیر از آهن نیست در روایت است که ثعبانیست که بر گردنش انداخته میشه ثعبان به معنی اژدهای بزرگی که در روایت است ما من عبد منع من زكاة ماله شيئا إلّا جعل اللَّه ذلك ثعبانا من نار مطوّقا في عنقه هر کس زکات مالش رو نده شیء یعنی یه ذره یه قیراط یعنی هشت جو زکات بکنه الا جعل الله له ذالک …ذالک را خیلی دقت کنید همون روز همون چیزی رو که همون چیز جدید نمیاره خدا همون مال من شده رو نفس الجزا مرحوم مهدی نراقی در جامع السادات یه بابی داره ان العمل نفس الجزا عمل خود جزاست نه اینکه عمل یه چیزیه جزا هم یه چیز دیگریست.
چون خدا می فرماید من یعمل مثقال ذره یره یره یعنی همون رو می بیند. نمیگه یری جزائه هم یعنی جزا همان عمل ملکوتش میاد دیگه میگیره. اونی که نکرده چیه اون؟ یه اژدهاییست از آتش اینم شد طوق بر گردنش مثل تخم قرار میگیره ینی حتی من الحساب و از گوشتش میخوره تا از حساب این فارغ بشه یا حتی یفرق من الحساب خلایق از حساب خلاص بشن این گرفتار این حیوان است.
بنابراین رقیت اینجا مساوی با رقیت آخرته ،آخرت هم ملکوت اینجاست ولا تذکرون خدا میگه اینجا را میبینی چرا آخرت نمیبینی اینجا که اومدی این سختی فشاری که درست کردی برای مردم همون فشار در اونجا سراغ قبر امام رضا فرمود: قد عَلِمَ أوُلُوالألبابِ أنَّ ما هُنالِكَ لا یعلَمُ إلّا بِما هیهُنا اونی که در اونجا میگذره اون معلوم نمیشه مگر با آنچه که در اینجا اتفاق میفته. صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی.. الائک الذین کفرو بربهم و اولئک الاغلال اولئک اصحاب النار هم فیهاخالدون بارها از غ و زنجیر خدا صحبت کرده است این افراد از کجاست یعنی در تنگ تنگ در جای تنگ تنگ هستند در حالی که زنجیر بسته شدند در روایت است که روح کافر کالوتد فی الجدار میخ در دیوار چقدر در فشاره؟ اونجا همینطور است به خاطر اینکه در این دنیا روحش مجال جولان هم پیدا نکرده شکوفا بشه که اونی که نفخت فی روحی اون امانت الهی محقق میشه.
در روایت هست که مَثَلُ الْحَرِيصِ عَلَى الدُّنْيَا مَثَلُ دُودَةِ الْقَزِّ كُلَّمَا ازْدَادَتْ مِنَ الْقَزِّ عَلَى نَفْسِهَا لَفّاً كَانَ أَبْعَدَ لَهَا مِنَ الْخُرُوجِ حَتَّى تَمُوتَ غَمّاً کسی که حریص است در دنیا مثلش مثل کرم ابریشم میمونه چون هر شب که ابریشم را زیاد میکنه راه های خروج رو میبنده دیگه راه خروجی نمونده است تا جایی که از شدت غم بمیره. بس تارها به دور و بر خود تنیده ایم یک دم نظر به عالم بالا نمیکنیم /در تنگنای خویش چنان غرق گشته ایم کز قطره اتفاق به دریا نمیکنیم …همه توجه به اینکه اغلاق طبیعی اعتمادی گفته بشه این حرف هایی که من گفتم یه جمله در یک جمله صائب تبریزی گفته است که غل و زنجیر اینجا غل و زنجیر اونجا انبیا آمدن اینجا غل و زنجیر باز میکنن تا اونجا آزاد باشد. میگوید کی شود آزاد از قید خودی چون عنکبوت بعد مردن هم به دام خود گرفتاریم ما… بعد مردن هم به دام خود گرفتاریم ما واقعا انسان شعرها رو میبینه سر سفره خیلی پر از حکمته حکمته اما نفس ما بیگانه است متاسفانه آقای شریعتی این ادبیات عرفانی و اخلاقی که در زبان فارسیست دنیا بهش یعنی خصوصیت های که شعرای ما داشته به خصوصیت ها مال مدرسه نیست مال سیستم نیست
شریعتی:من یه وقتها به قدری خوشحال میشم که زبانم فارسیه میتونم شعر جناب صب و حافظ و سعدی رو فارسی بخونم دنیا میخوان ترجمه بکنن تازه اون لطافت شیرینی رو نداره دیگه ولی ما متاسفانه نسل جوان ما و نوجوان های ما بیگانه اند با این شعرها
حجت الاسلام عاملی: آمریکا یه شبستری داشته باشه آفرین غوغا میکنه درد گفتی مسافر کیست در راه کسی کو شد ز عصر خویش آگاه مسافر آن بگذرد زود که خود صافی شود چون آتش از دود
میدونید که شاعر زمانی شناسی قبل از این الفاظ در ذهن شاعر است بعد در الفاظ اینها را وارد میکنه اونجا باید شاعر باشه اون کارمدرسه نیست
حالا ما شروع میکنیم اولین عاملی که باعث میشود حریت از دست انسان بره ضعف توحید است. معادله خیلی آسون است وقتی توحید نیست میترسد. ترس دست و پاشون رو میبندد و دین برای این است که ترس به هر بکنه نه اینکه دین با ترس درست شده است به خاطر ترس بشر درست شده؛ ترس هم ریشه تمام مصیبت هاست. سید جمال الدین اسدآبادی یه مجله ای چاپ میکردند درفرانسه به عروه الوثقی اونجا یه مقاله داره راجع به ترس ملت ها
میگه هر رذیلتی رو دست روش بگذاری آخرش میرسه به ترس، چون از فقر میترسه رشوه میگیره ، چون از فقر میترسه ورثه رو کشته که مالش رو مالک بشه، چون از ضیق معیشت میترسه دزدی کرده است که مفصل اونجا توضیح میده
خدای متعال هم میگه که شیطان کارش این است که شما را بترسونه انما ذالکم الشیطان یخوف اولیائه فلا تخافون شیطان شما را میترسونه از آینده میترسونه از فقر میترسونه از حاکم جائر میترسونه. خدا میگه نترس خدا میگه از من بترس. میگه معادلات حساب ظاهری رو به من واگذار کن. کفا بنا حاسبین محاسبه به ما واگذار کن و میگه که غیر از خدا از هیچکس نترس مگه من کافی نیستم برای تو؟
شریعتی: تو فقط بگو حسبنا الله و نعم الوکیل
انا کفیناک المستهزئین در لحظات حساس خدامیگه من کفایت کردم برای شما الیس الله بکاف عبده تو رو با یر از من می ترسونند مر من کافی نیستم برای تو؟ وما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی اینا رو من گردوندم این چیزیه که من انداختم شما خیال کردید که خودتون انداختید. یعنی روی ولایت من حساب باز کنید، روی دوستی من حساب باز کنید، ایمان به من حساب باز کنید، الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا روی مجاهدت در راه من حساب باز کنید، اگر ایمان بیاد هدایت قلبیش رو براش درست میکنم. اونایی که واقعاً با اراده این مسیر را رفتند درک میکنند حقیقت این آیات رو. وان لواستقاموا الطریقه لاهدیناهم طریق اگر استقامت در طریق داشته باشید ملکه بشه که راستگو بشی ، ملکه بشه که دهنت پاک باشه دستت پاک باشه طعام پاک باشه
اومد به رسول خدا فت که میخوام خدا به من لبیک بگه حضرت فرمود لاتطقن بطنک من الحرام طعام را پاک کن نذار طعام حرام بره به شکمت اونوقت خدا به تو لبیک میگه فلنعم المجیبون کدام بنده صدا زد خدا را؟ چقدر زیبا ما به بنده خودمون مییم لبیک شیخ جعفر میگه عجیب است عبد باید به مولا بگه لبیک اینجا مولا میگه ده بار هر کس بگه یا الله خدا میگه لبیک… الشیطان یعدکم الفر شیطان شما را میترسونه از فقرکه آینده چی میشه با این گرانی واوضاع ویامرکم بالفحشاء مگه ممکنه ازدواج و مقدماتش اونوقت دستور میده که برای دفع فقر برو سراغ کارهای زشت… والله یعدکم مغفرتا وفضلا یعنی اونی که بیشتر از استحقاق توست اون رو می گویند فضل نمیگم کار خدا تمام فضله خدا میگه من فضل به تو وعده میدم شیطان فقر به تو وعده میده والله واسع علیم خدا واسع است نگو موسع است یعنی به معنی ثلاثی مزیده یکی اینجاست اینطور نیست . وقتی خدا واسع شد این ما تولوا فثم وجه الله اون مغفرتشه یا خودشه خود ش هم واسعه
این با این ادبیات دیگه در زندگیت هست تاریخ هم این و نشون میده که بیشترین نترس ها موحدین بودند. شکنجه ها دید با عقل سرشون بریدن تو دیگ جوشوندن بعضی انبیا سرشون بار کوتاه نیومد ترس نبودن سیدالشهدا رو نمیخواستم کوفیان بکشند میدونستن که وبال داره تبعات داره ذره ذره مصیبت بیشترش میکردن کشور تسلیم بشه اون لحظه که تیر زدن به حضرت علی اکبر اون ملعون گفت پدر پدر رو بزنم یا فرزند رو بزنم یعنی میتونم الان پدررو بزنم همه چیز تمام بشه هی فتیله میبت رومیکشیدندبالا که سیدالشهدا تسلیم بشه! اما هرچه مصیبت میرفت بالا صورتش نورانی تر میشد خبرنگار یزید میگه من اواخر غیر از سیدالشهدا از هیچکس ننوشتم چون اونقدر من رو مجذوب کرده بود محو او بودم و او رفت هر که شهید میشد او نورانی تر می شد
وقتی که بلال رو ابوجهل و ابولهب زیر سنگ ها گذاشته بودند با سنگ لهش میکردن هرچه سنگ بهش میزدن میگفت احد احد چرا میگفت احد ؟ چون میدونست که اینا مشرکن بدترین کلمه برای اینا احده الان این احده به دین و عصبانی میشن بیشتر زجرت می دهند دیدن که اینطوری نشد گفتن که اگر بالاتر از این شکنجه بلد بودی او را بر تو جاری میکردیم گفتم از زیر سنگ ها گفت اگر من کلمهای برای شما بدتر از پیدا میکردم منم اونو میگفتم برای شما ! ملاحظه میفرمایید که ادبیات ادبیات بسیار ویژه است در شعب ابیطالب محاصره اقتصادی واقعاً وحشتناک بود یک روز با یک خرما بخواهید زندگی بکنی خودش آرزویشون این بود که اینها به حد رکوع برسن به حد رکوع رسوندن بهش میگن ترکیع جان بولتون گفت با منصور اقتصادی ایران را به نقطه تجمیع و به نقطه ترکیبی رسانی ترکیع یعنی گرسنه نگه داشتن که در برابر ما رکوع بکنند به حد رکوع برسن اما نمیدونست که در برابر خدا رکوع میکنند نه در برابر کسی دیگه
شریعتی: این ها رو تو محاسباتشون نمیارند
حجت الاسلام عاملی: یه نویسنده عرب یه چیزی نوشته اومده میگه جاء فی القرآن الکریم میبینی ان العذرا عجبت یه دختر بچه دار شد ازدواج نکرده بچه دار شد و را کسی شیرخوار در جهاد صحبت کرد والعجوز حملت زنی که وقت هم بهش گذاشته است حامله شد والعاقر والجمت همه اونی که عاقر است نازاست اصلاً بچه دار نمیشه نه که مشکل سنی داره اون بچهدار شد و القمر انشقت ماه دوپاره شد، یک برده ای ملک شد یعنی یوسف یه طفلی اونجا شروع شد ۱۴ سال بله و نائمون استیقنت اصحاب کهف ۳۰۰ سال خوابیده بعد ۳۰۰ سال خواب طولانی دوباره بیدار شدند والقله غلبت.. کم من فئه قلیله این چیزها رو نشون میده چرا؟ میگه فقط به خاطر یه جمله که فلاتقنطوا من رحمت الله!
به به میگه چیزی نشد در دستگاه الهی نداره و اینکه کار دست منه بیده ملکوت السماوات و الارض یعنی ملک سماوات دین دست خداست. کارش این است که با تو نترسی درست میکنه همه اینا توحید به چی خوندی تنها داروی نترسی عبارت است از توحید هم از جهت نظری هم از جهت عملی از جهت نظری اعتقادش این باشد که عزم الامور بید الله والله محیط پشت اسباب خدا قرار گرفته است. سببیت از خداست و اینطور نیست که دستش حتی باید باشه تو بگی که الان اسباب ظاهری نشون میده که کار درست بشو نیست . خیلی چیزا بله منم از جهت عملی به تو برسه یکی از عرفای قرن هفتم میگوید: توحید این نیست که خدا را یکی بدانیم این است که با خدا یکی باشی
یعنی اراده ها یکی بشه با خدا.. دیگه ترس رفت
شریعتی: یک بار دیگه میگید
حجت الاسلام عاملی: توحیدی این نیست که خدا را یکی بدانی بلکه با خدا یکی باشی اراده ت یکی باشه سیدالشهدا میگه الهی اغننی بارادتک عن ارادتی و بتدبیرک عن تدبیری… دین میگه دو چیز فقط ترسیدنی داریم در این عالم یکی این است که فلاتخافک الا ذنبک از گناهت بترس از چموشی در این عالم از اون بترس چون ذرات عالم جوری درست شده شعور داره عکس العمل داره رد فعل داره اگر شما یه خلاف کردید تمام ذرات این رو میفهمن در برابر تو بار میگیرد تو فکر میکنی که اثرش رو نمیبینی هم در دنیا هم در آخرت
روایت است که کسی که گناه کرده در آخرت گناهش را که میبینه ملکوتش دمئت عیناه قیحا و دما چشمش دیگه به جای اشک خون گریه میکند. دوم از خدایت بترس خداوند خدا شاهده موضوع محبت یعنی محبتی که خدا داره برای بشریت تبیین بشه از یه جهت واقعاً واهمه است که دیگه حساب کتاب خدا به قلم قلمش خلق کرد به قلم چه کار است نمیشه قلم اگه بخواد بنویسه خدا مینویسه خیلی به این مسئله ارباب قلم اصحاب قلم
اولین جملهای که قلم نوشته است در کائنات از طرف خدا انا تواب واتوب لمن تاب… یعنی من مشتری شما هستم چه تکریمی کرده. خدا فرمود:« يا عيسي كم اطيل النظر؟ و احسن الطلب؟ و القوم لايرجعون؟» اي عيسي تا كي چشم به راه باشم و این قوم برنگردند پشت سرتون نگاه بکنند؟؟ اونا که گناه کردن و برنگردند؟ اصلا مست میکنه بعضی جملات از خدا و حقک علی انی احبک قسم به حقی که تو داری در گردن من من تو رو دوست دارم!
تعبیر رو نگاه کنید و وقتی که نمیگه قسم به حق من دیگه قسم به حقی که تو داری یعنی ببین چقدر بالا… میگه حق تو گردن من هست! در قرآن هم بارها از وقتی که ما داریم صحبت کرده کان حق علینا نفس المومنین یا ان علینا للهدا هدایت یه چیزیست حق شما در جریان من خدا را ببینید به ذره میه تو حق داری گردن من
اون وقت وقتی که کسی موی سرش سفید میشه در روایت است که وقتی سر انسان سفید میشه خدا که شاب شیبک عبدی از من حیا کن من بعد ازسفیدی موی سرت تو حیا میکنم خجالت میکشم که تو را عذاب بدم من از تو حیا میکنم بعد از اینکه سرت سفید شده یعنی کسی که سفید شده یه عمری گذرونده درد و رنجها و زحمت دیده الان بدن دیگه از کار افتاده است احتیاج به عنایت داره إِنَّ اَللَّهَ لَيَسْتَحِي أَنْ يُعَذِّبَ اَلشَّيْخَ اَلْكَبِيرَ. کسی دستی به سرش بکشه خدامی گه اون منم… اونوقت ما چطور تشکر بکنیم؟ بعضی وقتا تشکر گریه است آقا رسول الله گاهی گریه میکرد می گفتند چرا گریه میکنی میگفت افلا اکون عبدا شکورا ؟ یعنی کنه نعمت را میفهمی دیگه زبان میشه زبان اشک… از خدا بترس یعنی یا من لایخاف الا عدله ای خدا که عدالت تو مثال زدنیست باز عدالت هم بهش برسی عدالت زیباترین مفهوم است در زندگی بشر و زیباترین مرتبه مرتبهش در آخرته زیبایی آخرت همون عدالت خداست بالاترین مرتبه زیبایی و جمال تجلی میکنه در آخرت به عنوان عدالت خدا چرا چون یه ذره حساب میکنه این میشه جمال. از عدالت کی میترسه ؟ آن را که حساب پاک است از محاسب چه باک است .نباید بترسی در عین حال خودمونو میندازیم به دامن خود خدا
یه آقایی گفت که رفتم مشهد گفتم ای امام رضا من خیلی میترسم در این روزگار بر شما چی میشه گفت یا ابوالحسن بچههام رو انداختم به دامنتون توی تربیت اینا رو طوری هستی از ستم آخرشون کن سپردم در حضور خودت رو باید بندازی دامن خدا خدا رحمت الله بیرون ایشون میگفت که بچه وقتی شلوغ میکنه در میبندن بچه نیست میگفت این کارو باید کرد
شریعتی: یعنی از خودش به خودش پناه می بری
حجت الاسلام عاملی: و مثال اینجاست که یه بچه از که دیدم برق باز شد مادر چرا قهر کرد بیرون گریه میکرد بالاخره شدم این بچه رفت بله ولی بعد مدتی باز پس چرا بیرونش کرد بچه پشت بالاخره کجا بره جای دیگه نداره… یه جمله اونقدر به من اثر میکنه جناب مسلم وقتی دیگه همه رفتن در کوفه هیچکس نیست تنها هیچ جایی رو نمیشناخت کجا میرفت دلیلش هست صاحب خونه زنی بود در وا کرد گفت آقا جان بشر امنیت نیست خونه نداری تو کارخونه نداری چرا اینجا نشستی بعد مدتی باز در وا کرد گفت آقا جان شهر امنیت نداره چرا اینجا میشناسی پشت گفت تو کی هستی ؟ گفت من مسلم هستم. گفت اقا من از رفقام من جز شیعیانم بیاتو
گفت که این بچه بود پشت در من از دور نگاه کردم ببینم قضیه کجا میرسه دیدم بچه ناله کرد، ناله کرد، آخرش خواب رفت . مادر در رو باز کرد خیلی آرام آهسته بچه رو برداشت… خدا بیشتر از به فرزندش به بندگانش مهربان است. رسول خدا از زن از یه جایی رد میشد یه تنوری بود که زنی اینجا پخت میکرد گفت یا رسول الله یه سوالی دارم الان این تنور رو میبینید من بچه داخل تنور نمیندازم چطور خدا بندگانش رو میسوزونه؟ حضرت به کسی بگه لا اله الا الله فقط در حدیث از خدا نظر میکنه میگه فقط کسی مشرک نباشه من آتش جهنم نمیبره فقط اون رو نداشته باشه رسول خدا گریه کرد کسی که بگه لا اله الا الله خدا عذابش نمیکنه
بنابراین رسیدیم به این مطلب که ترس پاک در مکتب تربیتی ترس رو باید حل بکنه ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولاهم یحزنون چقدر عالیست چقدر عالی فرمودید چقدر عالی فرمودید قرآن کتاب توحیده
شریعتی: از ترس رد شدیم؟
قرآن کتاب توحیده، توحید هم حلال مشکلات است. چون توحید معنیش این است که ولایخشون احدا الا الله توحید این است که ان مع ربی سیهدین توحید یعنی الیس الله بکاف عبده؟ امیرالمؤمنین میگوید که من از تورات چند جمله پیدا کردم ۱۲ آیه از توران پیدا کردم به عربی ترجمه کردم هر روز سه مرتبه بخونم . ببینید تورات اصلی این است حینی که مثلاً تلمود ببینید تلمود شرح تورات بالاخره مطالبی هست که با اون جنبه سماوی دین مسائل سازگار نیست تورات از این است ببینید میگه ۱۲ جمله انتخاب کردم هر روز اینو میخونم اولش یا ابن آدم لا تخافن من ذی سلطان ما دام سلطانی باقیا و سلطانی لا ینفذ أبداً، به همه میگه مسلمان و اینها نیستا یابن ادم از کسی که سلطه داره چه پادشاه باشه چه پایین تر نترس ببینید این داره تمام ادیان اینجوریه من این رو آوردم بگم که تو ادیان دیگه هم همینطوره لا تخف من ذی سلطان در سریر سلطنت هستم نترس که صاحب تو منم و سلطانی لا یک
دو یابن آدم لا تخش من ضیق الرزق و خزائنی ملآنة و خزائی لا تنفذ أبداً از فوت رزق نترس. آدم از فوت رزق میترسه که خیانت میکنه دزدی میکنه نقب پنهانی به بیت المال میزنه میگوید نترس مادامی که خزاین من پره و خزائن مملو و چون ابدا خزاین من همیشه پره هیچ وقت خالی نمیشه
شریعتی: گفن وقت قحطی همه تو صف نون بودند که یک غلام و بنده ای خیلی خوشحال بود و میچرخید و میرقصید. یکی عصبانی شد صداش کرد گفت چرا اینقدر خوشحالی؟ گفت من یه اربابی دارم انبارش پر گندم و پر آرده. برای چی باید ناراحت باشم؟ غصه چی رو باید بخورم؟ ای عجب سالها انبار او پر بود و ما الا فکر نکرده بودیمو این عبد فهمید
حجت الاسلام عاملی: همینطور است هیچ آرامشی هیچ اطمینانی هیچ معنیهای مثل اتصال به مرجع اعلا برای ما خیلی وقتها غافلیم حاج آقا ولی باور جدی داشته باشه که کار دست خداست شیخ میگفت اگه خدا بخواد اگه خدا بخواد از دیوار پول در میاره
مرحوم شهید ثانی میگن که در دیگه از اون روزی که من طرف شدم تا الان اگه کراماتی که دیده نشده بخوام بنویسم الله خدا میداند که به کجا میرسه
علامه جعفری میگوید که هیچ پول نداشتم گوش نمیشنیده بودم تو دلم افتاد که یه شیر برنج بخورم رفتم گفتم یه خورده خرما بکش و بقال یه خورده هم برنج و اینا گفتم اینا رو گفتم که وقتی تحویل داد به من گفتم حساب دفتر با پررویی از دستم گرفت گذاشت اون طرف گفت پولشو بیار بعد ببر. منم همینطوری اومدم برگشتم خیلی پکر و ناراحت توجیه در خوابیده بودم دراز کشیده بودم حجره بغلی یه بچه بود از تهرون طلبهای بود جوان از تهران خیلی بزرگ بود معالم آورد گذاشت جلوی من گفت این چی میگه کتاب معالم من شله نداشتم برو بع رفت دیدم یک شیر برنج اعلا با تمام مخلف الله اکبر آورد جلوی من گذاشت گفت که ظاهرا گرسنه هستید این رو بخورید بعد این کتاب رو توضیح بدید این رو بخورید حوصلتون بیاد سرجا
شیخ محد تقی بافقی را رضا خان گرفت با خودش برد تهران حاج شیخ گفت که این میمیره غذای رضا خان رو نمی خوره. یه چیزی ببرید به ایشون از اون طرف شیخ تو زندان هر میارن نمیخوره آخر سر میزنه که اصلا طاقتش شد دیگه به خدا عصبانی میشه میگه خدایا خودت گفتی به ما من الا علی اللهه رزقها خودت گفتی و کم من دابه الا علی الله رزقها اخه منم دارم میجنبم منم داب هستم. میگفت تا این رو گفتم در باز شد. گفتم چیه گفتند شیخ غذا فرستاده . میگفت تا آخر عمرم من خجالت میکشم قراره خجالت بکشم از خدا که به خدا عصبانی شدم خدا فورا بفرما این این یقین میخواد اعتماد نره
فرمود خلقک للعباده فلا تلعب بازی نکن بله تو رو خلق کردم برای عبادت حالا بازی نکن یعنی عمرت به بازی نگذره . مراد این است که هدف در زندگی اگه بازی باش همه چیز لغو میشه کل کائنات برای توست بازی نکن یعنی سرسری نگیرید همه چی رو
شریعتی: یعنی سرسری نگیرید همه چیز رو تو زندگی بازی نگیر
حجت الاسلام عاملی: والا خود دین اعتقاد داره که انسان نیاز فطری داره به سرگرمی. رسول خدا فرمود اِلهُوا و العَبوا ؛ فإنّي أكرَهُ أن يُرى في دِينِكُم غِلظَةٌ سرگرمی برای خودت درست کردی ابو بازی بکنید من دوست ندارم در امت من غلظت دیده بشه یعنی میخوام شاد باشند میخوام که سرحال باشند همین شادی همین بازی کردن ها مقدمه بشه که به صورت شارژ شده سرحال با خدای خودش هم رابطه زیبایی داشته باشه
شریعتی: بسیار عالی یعنی تو زندگی نشاط و سرگرمی هم لازمه ولی با دنیا و آخرتون بازی نکنید. خیلی خوب نکته های خوبی رو شنیدیم الحمدلله خیلی ممنون متشکرم از حاج آقای عاملی عزیز و خیلی ممنونم توجه شما تا این لحظه
آیات رو بشنویم صفحه ۱۹ قرآن کریم را تلاوت خواهند کرد آیات نورانی سوره مبارکه بقره بعد از تلاوت فکریکم خیلی فرصت داشته باشیم در لحظات و دقایق پایانی با احترام همراه شما هستیم در کنار شما اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
الهی که زیر سایه آیه های قرآن کریم همه مون عاقبت بخیر بشیم راه و رسم زندگی کردن را یاد بگیریم و انشاالله با سلامت با عافیت با قلب سلیم مشرف بشیم به دیار باقی و محضر خدای متعال و به سمت خدا بریم
حاج آقای عاملی دعا بفرمایید و انشالله بعد خداحافظی بکنیم
حجت الاسلام عاملی: شما دعای عاقبت بخیری را بیان فرمودید. من م متن عربی خدمت عزیزان هر چقدر خوب یه دعایی است که هر روز ارزش داره انسان بخونه چون عاقبت بخیری خیلی مهمه خدا آخر رو می بینه اول رو میبینه نه اول من یمت وهو کافر لحظه آخر برای خدا مهمه
الهی سونی بسیمائ الایمان الهی سیمای من سیمای باشه ایمان. ایمان بخیر پرونده من با خیر بسته بشه واجعل عاقبت امری خیرا عاقبت یعنی نتیجه عمر منم خیر بسته میشه انشاالله
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم از شما …چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است آن به که کار خود به عنایت رها کنی تا سلام دوباره خیلی ممنون و متشکرم. خدا نگهدار