جستجو
جستجو
تغییر سایز-+=

آشنــایی با محــقق اردبیــلی

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان: زندگی نامه و احوالات عالم ربانی مولانا شیخ احمد مقدس اردبیلی رحمة الله علیه

تألیف: آیت الله سید حسن عاملی

فقیه متبّحر و توانا، نادره زهد و تقوا، آیه ارشاد اذهان علما، زبده حدیقه اصفیاء و اتقیاء، علم تحقیق و دقت، مثل ورع و خشیت، مجمع فائده و برهان، شارح دقائق علوم و قرآن، عالم ربانی وفقیه صمدانی احمد بن محمد اردبیلی فقیهی است مدقّق و در ورع و تقوا کم نظیر.

آن جناب در اوائل قرن دهم هجری در مهد فضل و عرفان، و محطّ و مأوای بسیاری از بزرگان یعنی دارالارشاد اردبیل چشم بدنیا گشود.

اردبیل در عصر محقق اردبیلی

بی شک نوع اعتقادات وباورها ، بینشها و ارزش گزاریها، علاقه ها وتنفرها، آرزوها و خواسته ها و روحیات و ملکات موجود در محیط زندگی، حتی عادات و آداب و رسوم سهمی عطیم در تکوین نوع شخصیت انساها داشته و از عناصر اصلی ساختار روحی انسانها به حساب می آید، از این رو در مقیاسی وسیع دارایی های روحی و معنوی هر شخص نمودی، از دارایی های محیط اوست.

محیط سالم خانواده و مدرسه و جامعه، الهام بخش و نمایشگر انسانهایی سالم، مستعد و فضیلت جوست. و برعکس محیط مسموم، ویله قربانگاه استعدادها، نبوغها، لیاقتها و مشوق بزهکاریهاست.

روی همین اصل توجه به محیط پرورش نوابع و بزرگان در راستای کنکاش و جستجو برای کشف رازو رمز موفقیت آنها ضروری به نظر می رسد.

آری نابغه ما در اردبیل چشم به دنیا گشود. شهر پاکی وقداست، عرفان ومعنویت، شهر تشیع و ولایت. شهری که قرنها واجد سوز و محبت و طوفان عشق و ارادت به اهل بیت عصمت وطهارت بوده و سابقه ای کهن از قداست و معنویت و ولایت داشته است.

بر خلاف اعتقاد کسانی که قداست و ولایت این شهر را مرهون ظهور صفویه از این شهر می دانند، پرورش یافتن اجداد عارف و والای آنها در این شهر بیانگر این است که این شهرقبل از آنها موطن و مأوای عرفایی بزرگ و علمایی سترگ (که تاریخ اسامی وکرامت جمعی از این نوابغ را ضبط کرده) بوده است.[1]

به خاطرقداست والایی که این شهر داشته، خونخوار و خونریزی همچون امیر تیمور گورکانی به آن عنوان دارالامان داده و هر گونه تعرض و تعدی به اشخاص را در این شهر ممنوع کرده بود. این حکم بعدا توسط شاه عباس تنفیذ شد. وی در اواخر ماه شعبان سال 1014فرمانی به این شرح صادر کرد:

“چون شهر اردبیل از زمان امیرتیمورگورکان دارالامان بوده همچنان باید که هیچکس مزاحم دیگری نشود مگر اینکه حق شرعی نزد وی داشته باشد و در این صورت نیز باید که با مدارا و سازش احقاق حق کند”

مشابه این دستورر قبل از وی از طرف شاه طهماسب در سال 932 صادر و بر رواق بقعه شیخ صفی الدین حک شده بود. به موجب این دستور اردبیل باید مصداق ” و من دخله کان امناً” می گردید.

در تاریخ ، شهری جز مکه مکرمه را سراغ نداریم، که به خاطر قداستش بست اعلام شود آن هم از طرف خونخواری مثل امیر تیمور که طبعا التزامی به ارزشهای انسانی و آسمانی نداشته است. ولذا بعضی از مورخان این شهر که معاصر با محقق اردبیلی بوده از آن به عنوان (تالی مشاهد مشرفه) یاد کرده است.

تقدس خاص این شهر در آن زمان حتی از نظر سیاحان مستشرق نیز مخفی نمانده است. تا ورنیه سیاح فرانسوی که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمده است، می نویسد: اراضی اردبیل اگر چه برای عمل آوردن انگور مساعد است ولی در شهر ابدا شراب یافت نمی شود. ارامنه متوطن اردبیل اگر چه شرابهای خوب در ذخیره دارند اما در هیچ نقطه ایران وارد کردن شراب و نوشیدن آن به اشکال و سختی اردبیل نیست. خیلی پنهان و محرمانه باید صرف شود مثل اینکه شخص قبیحترین اعمال را مرتکب می شود…

این گونه تصریحات که کم هم نیست، همه به خاطر ریشه دار بودن اعتقادات مذهبی مردم و مرکزیت خاصی بوده که این شهر از نظر علم و معرفت و اجتماع بزرگان داشته است.

لقب دارالارشاد که در تواریخ و در اواخر کتابهای زیادی که در زمانهای متمادی در این شهر استنساخ یا تألیف شده به چشم می خورد خبر ازحلقه های عظیم درسی و محفلهای بزرگ علمی و انتشار فضل و دانش و عرفان از این شهر می دهد.

کتابخانه فوق العاده نفیس و گرانبها و بی نظیری که در طی قرنها توسط ارباب فضل و معرفت و در نهایت به اهتمام شاه عباس در کنار مقبره شیخ صفی الدین تشکیل یافته بود گواه روشنی بر اجتماع اهل فضل و دانش در این شهر بوده است. مهر موقوفه “للروضة المبارکة الصفویة” که در حال حاضر تزیین بخش مقدار زیادی از نفیس ترین کتب خطی کتابخانه “سن پطرزبورگ” روسیه است.[2] بیانگر عظمت و جلال کتابخانه این شهر می باشد. طمع دولت روس در آن زمان به این کتابخانه و غارت آن به توصیه پروفسور “سن کرسکی” خاورشناس معروف روس، نشان دیگری از شوکت آن است.

آری نابغه ما، در طلایی ترین دوران معنوی اردبیل، در دارالامان و دارالارشاد، در تالی مشاهد مشرفه، در محیطی عرفانی و ولایی چشم به دنیا گشود. خصوصیت فضل پرور محیط از یک طرف، پرورش در آب و هوای لطیف روح افزا و بی بدیل و دلگشا که عربها بعد از فتح ایران آن را جزو جنات سبعه شمرده اند[3] در کنارچشمه ها و جویبارها و رودخانه های پر آب و بی حد و حصر دامنه های سبلان که با قامتی پر هیبت و سر به فلک کشیده الهام بخش هیبت و صلابت و سترگی و مقاومت پرورده های خود در تند بادهای تاریخ بوده است؛ از یک طرف و پرورش در خانواده فضل و دانش و ایمان و تقوا از دیگر سو، موجب شد که شخصیت مورد بحث ما از استعداد و فطانت فوق العاده، و روحی در غایت لطافت برخوردارباشد.

محیط خانواده

اصالت و نجابت و پاکی و طهارت والدین و محیط خانواده، و عنایات تربیتی آنان از عوامل مهم موفقیت مردان بزرگ به شمار می رود. نابغه ما نیز قطعا از این مزیت حیاتی بهره مند بوده است. هر چند از خصوصیات پدرش در تاریخ یاد نشده، ولی ارباب تراجم از مادری علویه[4] و عارفه یاد کرده اند. برادر این علویه جلیله از نوابغ نجف بوده، و توصیف فضل و دانش او را در جای خود از زبان خود محقق اردبیلی نقل خواهیم کرد. از اینکه برادر این علویه از اوتاد نجف بوده معلوم می شود که مادر محقق اردبیلی در خانواده فضل و دانش و تقوا پرورش یافته و فرزند، حکایتی از طهارت و فضل مادر بوده است.

حرکت به عتبات عالیه

بعد از مدتی تحصیل در اردبیل، روح بزرگ و استعداد سرشار و همت عالی، او را راهی موطن دیگر اساتید عظام نمود. بدین منظور به سوی اصفهان شدّ رحال نمود و در محضر اساتید حوزه اصفهان زانو زد و مدتی مشغول تحصیل شد.

اما استعداد های سرشار و همتهای بلند همیشه تشنه و طالب معارف جدید و بیشترند، لذا عازم شیراز گشته صفا بخش محفل طلاب آن دیار گردید. و بالاخره روح بزرگش او را به عتبات عالیه که محط اساتیدی متبحر و متخصصینی متضلّع در فنون مختلفه بود فرا خواند.

بی شک درک محضر اساتید و متخصصین، یکی دیگر از راز و رمزهای مهم تحولات روحی و علمی و ترقی و تعالی مردان بزرگ بوده است:

هرکه ز دولت اثری یافته                          از دم صاحب نفسی یافته

و لذا علمای سلف(رضوان الله تعالی علیهم) به محض اطلاع از وجود عالمی توانا و استادی بی همتا ولو در دور دستها بسویش عزیمت نموده از خرمن علم و فضلش خوشه ها می چیدند. و گاهی سالها در بلاد مختلفه در پیش استادی بزرگ زانوی تعلم می زدند و برای کسب معارف جدید از شهری به شهری دیگر مسافرت می کردند.

مرحوم شهید ثانی که محقق اردبیلی مدتها در نزد بعضی از اجلاّء تلامذه وی تلمذ نموده است، خود در شرح حالش گوید نزدیک به بیست سفر علمی انجام داده است، برای همین سفرها و درک محضر بزرگان است که به هر فنی که وارد شده است گویا دریایی بوده که به تلاطم آمده و حرفی برای گفتن داشته است.

از میان مسافرتهایی که محقق اردبیلی داشته فقط خبر سه مسافرت بدست ما رسیده است:

1.سفر به اصفهان             2.سفر به شیراز           3. سفر به عتبات

وی به سفر خود به اصفهان در کتاب حدیقةالشیعه در بحث تصوف تصریح کرده است. آنجا که می گوید:[5] مؤلف این کتاب محتاج به رحمت و مغفرت حضرت رب الارباب احمد اردبیلی گوید مرا گذاری به اصفهان افتاد…. سفر وی به عتبات و شیراز قطعا برای تحصیل بوده است و با توجه به اشتیاق و احتیاط وی در تحصیل و عدم اشتغال به غیر علم- و جمع کردن بین قصر و اتمام در نمازهایش- در سفرهای زیارتی بعید بنظر می رسد که سفرش به اصفهان برای غیر تحصیل بوده باشد. اینکه ارباب تراجم فرموده اند محقق اردبیلی در عراق عجم و عراق عرب تحصیل کرده است مؤید دیگری بر این مطلب است. در هر صورت تحصیل محقق اردبیلی در اصفهان محل تردید نیست گرچه دقیقا معلوم نیست پیش چه کسی یا کسانی تلمذ نموده است.

اساتید محقق اردبیلی

از تعبیر حدائق المقربین معلوم می شود که محقق اردبیلی در محضر اساتید زیادی در ایران و عراق تلمذ نموده است.[6] ولی اساتیدی که به نام ضبط شده اند از دو نفر فراتر نمی روند. 1. جمال الدین محمود                  2. مولي الیاس .

در فقه و اصول از محضر بزرگانی از جمله شاگردی از شاگردان شهید ثانی استفاده کرده است. ولی ارباب کتب تراجم از این شاگرد اسمی نبرده اند و با تعبیر “بعض تلامذه الشهید الثانی” از او یاد کرده اند.

هر چند بعضی از معاصرین از جمله “و له الروایة عن السید علی الصائغ هو من کبار تلامذه الشهید الثانی” که آن را اکثر اهل تراجم ذکر کرده اند استفاده کرده که به طور قطع و یقین مراد از این بعض، سید علي صائغ عاملی جزینی است.[7]

ولی این برداشت خالی از تأمل نیست چرا که اجازه روایت مساوی با تلمذ نیست. و لذا از ارباب کتب تراجم قرائت محقق اردبیلی را نزد سید ذکر نکرده اند.

در هر صورت این سید از برجسته ترین و مقربترین شاگردان شهید ثانی بوده، و از شاگردان کم نظیرش مثل صاحب معالم و صاحب مدارک معلوم می شود که از ذهنی وقّاد و خبرویّتی سرشار برخوردار بوده است.

شیخ علی بن محمد حسن بن زین الدین، حفید شهید ثانی در کتاب “الدّر المنثور” می نویسد: شهید ثانی را اعتقاد تام به مرحوم سید علی صائغ بوده، و از خداوند آرزوی آن داشت که او را فرزندی کرامت کند که معلم و مربی او سید علی صائغ باشد. پس خداوند آرزوی او را روا نمود و شیخ حسن را به او کرامت فرمود و او با سید محمد صاحب مدارک نزد سید علی، اکثر علومی را که وی از شهید ثانی استفاده کرده بود از معقول و منقول و فروع و اصول و عربیت و ریاضی فرا گرفتند.

اساتید مسلم و مشخص محقق اردبیل

1.جمال الدین محمود

روح عالی و استعداد متعالی و ذوق سرشار و نبوغ پربار محقق اردبیلی مانع از این بود که وی به فقه و اصول اکتفاء کند از این رو برای تحصیل علوم عقلی و فنون فلسفی دنبال فیلسوفی متعمّق و عارفی متضلّع می گشت بالاخره تفحص و جستجو بوی مراد و مقصدش را از خطه فارس آورد.

آری فیلسوفی بزرگ از نخبه شاگردان حکیم نامدار جلال الدین دوانی در شیراز رحل اقامت افکنده خوان پر نعمتی گسترده و محفل پر برکتی تشکیل داده بود. او فیلسوف متاله جمال الدین محمود بود. محقق اردبیلی با عزمی راسخ و اراده ای استوار و با اشتیاق تمام راه سفر در پیش گرفت و سالها در محضر این فیلسوف در کنار بزرگانی چون ملا عبدالله یزدی- صاحب حاشیه تهذیب المنطق و غیره- زانو بر زمین زد و توشه ها از خرمنش چید.

حواشی و شروح و تألیفات فلسفی و کلامی نفیسی از محقق اردبیلی چون حاشیه شرح تجرید قوشچی و… و تدریس کتاب گرانسنگی چون شرح المطالع از برکات انفاس آن فیلسوف بزرگ و نبوغ و استعداد خاص محقق اردبیلی است.

2.مولی الیاس دایی محقق اردبیلی

این عالم بزرگ در علوم عقلی مخصوصا در هیئت و ریاضیات علامه ای بی نظیر و محققی بی بدیل بوده و جزو دانشمندان کم نظیر عالم تشیع بحساب می آید.

محقق اردبیل علم هیئت را نزد این نابغه تلمذ نموده و در بحث قبله شرح ارشاد[8] و در زبدة البیان[9] به تلمذ خود در نزد این عالم بزرگ اشاره فرموده است. وی در بحث فوق که آن را در زمان حیات استاد نوشته می فرماید:

متخصصین علم هیئت در این روزگار خیلی کم هستند و من آن را منحصرا در محضر دایی ام پیدا کرده ام کسی که روزگار در میان علمای این فن و در میان حکمای مسلمین بعد از خواجه نصیر الدین طوسی نمونه اش را تحویل نداده است(و فقه الله لمرضاته و من علینا بجوده و افاض علینا من علمه) و از قلّت توفیق، اینکه مدت بیست و پنج سال است که از خدمتش دور افتاده ام و شب و روز از خداوند می خواهم که مرا به خدمت او نایل بگرداند… تا آنجا که می فرماید واجب است ما آنچه را که از خدمت ایشان استفاده کرده ایم در این بحث ذکر بکنیم. الخ

شیخ آقا بزرگ طهرانی در مجموعه نفیس خود”طبقات اعلام الشیعه” وی را در ضمن بزرگان قرن دهم ذکر کرده و فرموده است: مولی الیاس دایی محقق مقدس مولی احمد اردبیلی بوده، و محقق در صفحه سی و هفت زبدة البیان در بحث ” قبله” ضمن ذکر عقیده او درباره ستاره جدی و قطب در توصیفش فرموده: در این روزگار برای او نظیری در علم هیئت و ریاضیات نیست.

در تاریخ اردبیل آمده: شیخ الیاس، فاضل و دانشمند معروف، در جمیع علوم به وی مراجعت می نمودند. مخصوصا در علم هیئت و هندسه و سایر فنون ریاضیات سرآمد عصر خویش بوده.

سپس به نقل از کتاب نزهةالنواظر و بهجةالمسامع(ج4/43) آورده:

همایون شاه تیموری از وی دعوت نموده و وی دعوت او را پذیرفته از عراق به کابل رفته و در آنجا ملاقات نموده اند. همایون شاه او را غنیمت شمرده جوایز و هدایای زیادی به وی عطا نموده از آن جمله قسمتی از اراضی حاصلخیز از نواحی موهان از شهرهای “اوده” که شامل دهات متعدد بوده به وی واگذار کرده و از مقربین خویش گردانید، و درةالتاج علامه قطب الدین رازی را بر او قرائت نمود.

رفته رفته مورد رشک علمای محل از جمله اویس گوالیری واقع شد، اویس در وقت مباحثه و مناظره با خواندن عبارت دروغ و بی حقیقت از کتب دیگران و نسبت آنها به علما می گفت قول فلان و فلان ناقض کلمات شماست.

اردبیلی از تلفیقات و حیله وی آگاه نشد مفحم و منفعل گردید و بسوی مزرعه خود- در موهان- رفت سپس جمیع مایملک خود را از کلک و عروض ترک نمود اوّل به کجرات و از آنجا به مکه سپس به عراق و آخر سر به اردبیل رهسپار گردید و در اردبیل استقراریافت و در همانجا از دنیا رفت، بدایونی همین طور نقل کرده است.

سپس مؤلف تاریخ اردبیل می نویسد: تاریخ ولادت و وفاتش بدست نیامده ولی قدر مسلم آن است که وی از اعلام قرن دهم هجری است و صاحب الذریعه دامت برکاته در کتاب” احیاالداثر من مآثر من فی القرن العاشر” ترجمه وی را ایراد نموده است.[10]

شخصیت علمی محقق اردبیلی

از انجا که محقق اردبیلی در آسمان تقوا و معنویت اوج گرفته و زهد و قداست او زبانزد عام وخاص گردیده است- و با توجه به اینکه نوع متدینین عنایت و مجذوبیت خاصی نسبت به امور معنوی دارند تا دقائق علمی، از این رو شخصیت علمی- این مرد بزرگ به طرز تأسف باری از نظرها مخفی مانده است.

تنها به عنوان ضرب المثل پرهیزگاری، تندیس پارسایی که – نمودار تمام ابعاد شخصیت او نیست- معرفی شده و بالاخره عنوان مقدس به خود گرفته است.[11]

محققین والا مقامی که با شخصیت علمی و دقت نظر فقهی این محقق آشنایی دارند می دانند که اگر بگوییم آن جناب در این مجال مظلوم واقع شده است هیچ گونه اغراقی نکرده ایم .

البته ما در تصریح به این حقیقت تلخ تنها نیستیم و بزرگانی از علما قبل از ما متوجه این نکته بوده و به مظلومیت او که در واقع برگشتش به مظلومیت و محرومیت مجامع علمی از تحقیقات رشیق و تدقیقات عمیق این فقیه بزرگ شیغه است تصریح فرموده اند. محدث و رجالی بزرگ مرحوم نوری صاحب مستدرک می فرماید: شجره علم و تحقیقات این عالم ربانی و فقیه محقق صمدانی زیر انوار قدس و زهد و خلوص و کراماتش مدفون مانده است.[12] جای بسی خوشحالی است که اخیرا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ضرورت توجه فضلا و محققین حوزه را به تحقیقات وزین و دقیق و پربار این فقیه بزرگ لمس کرده و کتاب گرانمایه و گرانسنگ ایشان یعنی شرح ارشاد را با تحقیق و تصحیح سه نفر از فضلای حوزه به چاپ رسانده و در اختیار اهل تحقیق قرار داده است.

آیة الله حاج آقا مجتبی عراقی که یکی از مصححین کتاب فوق می باشد درباره کتاب مزبور می فرماید: این کتاب کتابی است که اگر به بازار علم عرضه شود قطعا جواهر و حدائق تحت الشعاع آن قرار خواهند گرفت.

این ادعا نیست که می کنم من توی این گود زورخانه الآن 50 سال است که خدمت می کنم. موشکافیهایی را که محقق اردبیلی در فتاوی و روایات دارد نه صاحب جواهر دارد نه صاحب حدائق، ولی خوب چه کار کنیم که متأسفانه آن طور که باید و شاید عرضه نشده است.

اینقدر موشکافی و فتاوای عجیب و غریب و استدلال و برهان در مسائل مختلف دارد. یکروز بعضی از فتاوای آن کتاب را برای مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری- خدا رحمت کند ایشان را- نقل می کردم خیلی تعجب کردند.[13]

صاحب روضات الجنات بعد از اینکه مؤلف این کتاب را دربین فقهای امامیه مشهور به فضل و تحقیق و اتقان دانسته است جمله ای آورده که از آن معلوم می شود که جماعتی از فقها به این کتاب به جهت کثرت اشتمالش بر تدقیقات فلسفی و در نتیجه خروج از طریقه عموم فقها اعتراض داشته اند.[14]

این سخن در واقع به احسن وجه و ابلغ صوت مقام و منزلت علمی و حدّت نظر این فقیه بزرگ را به نمایش گذاشته است. حاشا شأن محققی که غیر واحدی از ارباب کتب تراجم از بیان ملکات قدسیه وی اظهارعجز یا اظهار استغناء نموده اند از اینکه اموری را که شبهه عدم دخل آنها در استنباط می رود داخل در استنباط و اجتهاد کرده باشد.

شخصیت علمی محقق اردبیلی در نظر اهل فن

استدلالات و تدقیقات آن جناب آنچنان عمیق و رشیق بوده و در سایه آن آنچنان شجاعانه اظهار نظر کرده و احکامی را که قرنها بدیهی تلقی شده بود مورد بحث و انتقاد قرار داده که او را فقیهی که قدرت تشکیک در هر مسأله بدیهی دارد معرفی کرده اند.

شیخ یوسف بحرانی او را نظیر علامه حلی دانسته و فرموده: کان مجتهداً صرفاً کالعلامة الحلی.[15]

محقق تستری فرموده: حل کننده دقائق انظار افکار و انظاری که کسی به پیرامون آن نگردید، و مخصوص به فضائل و مزایای باطنی و ظاهری علمی و عملی، در شأن آن بزرگوار اذهان مردم متحیر و قلم اساتید و اعیان کوتاه.

سید مصطفی تفرشی که در محضر یکی از برجسته ترین شاگردان محقق اردبیلی یعنی عبدالله بن حسین تستری تلمذ نموده است درباره اردبیلی می نویسد: در جلالت واطمینان و امانت مشهورتر از آن است که ذکر شود و بالاتر از آن است که عبارتی بتواند آن را وصف کند. او متکلمی فقیه و عظیم الشأن و جلیل القدر و بلند منزلت و با ورع ترین شخص زمانش و عابدترین و با تقوا ترین آنان بود.[16]

علامه مجلسی می نویسد: در میان متقدمین و متأخرین علما شخصیت بزرگی چون او را سراغ ندارم. خداوند اور ا با ائمه طاهرین محشور گرداند. کتب او دارای بالاترین مراتب دقت نظر و تحقیق است.[17]

از این سخن که طبعا خالی از اغراق و تعارف، و صادر از قلم بزرگ فارس میدان تتبع و تحقیق در علوم اهل بیت است نباید به سادگی گذشت. او صراحتاً اعلام می دارد که تا روزگار خودش در میان انبوه علمای سترگ شیعه چون محقق اردبیلی نیافته است.

محدث و متتبع شهیر حاج شیخ عباس قمی که خود از اجلاء اهل تراجم است می نویسد: شیخ اجل، عالم ربانی، فقیه صمدانی، معروف به محقق اردبیلی است که در مراتب علم و فضل و عبادت و زهد و کرامت و رفاقت و تقوا و ورع و جلالت به درجه ای رسید که توصیف نشود و در قدس و تقوا به مرتبه ای رسید که به او مثل زده شود و براستی اشعه انوار جمال و پرتو حسن آن عالم مفضال چنان تجلی کرده که بر هیچ دیده پوشیده نیست.[18]

شیخ حر عاملی صاحب وسائل الشیعه می نویسد: المولي الأجل الاکمل احمد بن محمد اردبیلی عالمی فاضل ، محققی عابد، مورد اطمینان و پارسا عظیم الشأن و جلیل القدر و معاصر شیخ بهائی بود.[19]

محقق اردبیلی در نگاه تکمله امل الامل

نبوغهای بزرگ علمی همیشه از جذابیتی خاص نسبت به دانش پژوهان برخوردارند و در اندک زمانی به برکت وجودشان محفلهای عظیم درسی پدیدار می گردد و سیل طالبان علم وفضل و دانش بسویشان سرازیر می شود و تشکلات و تشکیلات علمی ایجاد می گردد. در زمانهای سابق همین مساله موجب پیدایش مراکز علمی می گشت. پیدایش مرکزیت بزرگ علمی برای نجف به برکت توطن شیخ الطائفه مرحوم شیخ طوسی حاصل گشته بود؛ و در قم بخاطر قدوم مبارک حضرت آیة الله حایری مؤسس حوزه قم. واز این رو یکی از نشانه های بزرگ نبوغهای بزرگ در تاریخ شیعه تشکل حوزه های بزرگ علمی در محل توطن آنهاست. این امتیاز به نحو کم نظیری در زندگی علمی محقق اردبیلی پیداست.

وی وقتی رحل اقامت در نجف افکند با آن نبوغ بلند و حدّت و وسعت نظر خاص و قدرت استدلال و استنباط بی نظیرش حوزه نجف را که قرنها بود بعد از شیخ طوسی به خاموشی و افول گراییده بود دوباره احیاء و تحوّلی ریشه دار در آن بوجود آورد.

از بیان مرحوم آیةالله سید حسن صدر در تکلمه امل الامل بخوبی پیدا است که محقق اردبیلی در نجف یک انقلاب بزرگ علمی راه انداخته و حوزه ای را که قرنها قبل از وی مرحوم شیخ طوسی تأسیس کرده بود دوباره سامان داده است.

ما نمونه این انقلاب را جز در زمان ورود شیخ الطایفه به نجف سراغ نداریم با این تفاوت که بیرق تحرک و اجتهادی را که محقق اردبیلی در نجف برافراشت پایدارتراز بیرق شیخ الطایفه و تا چند سال اخیر در اهتزاز بود. مرحوم صدر می نویسد:

در زمان مقدس اردبیلی دوباره کوچ علمی به نجف آغاز شد حوزه قوّت یافت و مردم از اطراف و بلاد دیگر به آنجا رو آوردند و آن شهر به صورت بزرگترین مرکز علمی درآمد.[20]

در دقت و ژرف نگری او همین بس که دریای تحقق و تدفین مرحوم شیخ انصاری در تألیفات خود بکرات نظرات فقهی وی را مطرح کرده و آثار او را مورد بررسی قرار داده است، و بارها در اثبات نظرات فقهی خود استناد به کلمات وی نموده و در همه این موارد از وی با عنوان محقق اردبیلی یاد کرده است.

مشهور است که حضرت آیة الله بروجردی به خاطر دقت نظر فقهی محقق اردبیلی، به فتاوی و ادعای اجماع این فقیه بزرگ عنایت خاصی داشته، و در مقابل ادعای اجماع وی احتیاط می نموده و می فرموده است: احتیاط اکثر فقها در مقابل ادعای اجماع این محقق بزرگ مشهور و معروف است.

پرورش شاگردانی گرانقدر و ورزیده و تألیف مؤلفاتی گرانسنگ وارزنده گواهی روشن بر مقام شامخ علمی اوست.

شاگردان محقق اردبیلی

1. حسن بن زین الدین عاملی جبعی(ت 959- م1011)

وی فرزند مفخر شیعه، شهید ثانی می باشد و درموقع شهادت پدرش چهار یا هفت یا دوازده سال بیشتر نداشت. وی در موطن خود خطه عالم خیز جبل عامل لبنان در محضر شاگردان برجسته پدر بزرگوارش چون سید علی صائغ و سید علی بن ابی الحسن والد صاحب مدارک و شیخ حسین بن عبدالصمد والد شیخ بهایی و جمعی دیگر از بزرگان مثل ملا عبدالله یزدی[21] پرورش یافت.

لکن وقتی شهرت محقق اردبیلی به لبنان رسید قرار از او گرفت و بطرف نجف شدّ رحال نمود و سالها در محضر محقق اردبیلی در فراگیری منطق و اصول و فقه و کلام و … زانوی تلمذ بر زمین زد.

وی از بزرگانی است که کتابشان قرنها در حوزه مورد تدریس واقع شده و با مرور زمان و پیشرفتهای علمی فراوان هنوز جذابیت خود را از دست نداده و با تبدلات علمی و اجتماعی بطور نسبی از شایستگی تدریس و تدرس برخوردار است. کتاب معالم الدین و ملاذالمجتهدین از شیخ حسن بن زین الدین از اینگونه کتابهاست.

این کتاب را مؤلف به راهنمایی محقق اردبیلی که برای تدریس بجای کتب متداول در آن زمان، مثل شرح مختصر ابن حاجب که محقق اردبیلی در تدریس، مقداری از آنها را حذف می نمود نوشته است. تا حال بر این کتاب توسط تعداد زیادی از بزرگان علم اصول حواشی و شروح مفصله نوشته شده است.

تعداد دیگری از تألیفات آن بزرگوار به قرار زیر است:[22]

1.منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان

2.رساله الاثنی عشریه فی الصلاة، این کتاب را جمعی از علما مثل شیخ بهایی، سید امیر فیض الله، شیخ محمد فرزند مؤلف و سید امیر شرف الدین علی شولستانی شرح نموده اند.

3.التحریر الطاووسی در علم رجال، که تحریر کتاب سید جمال الدین احمد بن طاووس می باشد و شیخ حسن در متن و حاشیه فوائد زیادی بر آن افزوده است.

4.مشکاة القول السدید فی تحقیق معنی الاجتهاد و التقلید

5. الحاشیه علی مختلف الشیعه

6. کتاب الاجازات

7. مناسک الحج

8. رسالة فی المنع تقلید المیت

9.جواب المسائل المدنیات الاولی و الثانیة و الثالثة

10. شرح الفیه شهید اوّل

11. دیوان بزرگ شعر که توسط شاگردش نجیب الدین علی بن محمد بن مکی عاملی جمع شده است.

در ریاض فرموده: وله (ره) تعلیقات کثیرة غیر مدونه علی کثیر من الکتب کالاستبصار والتهذیب و الفقیه و الکافی و الخلاصه للعلامه و شرح اللمعه لوالده.

وقتی شیخ حسن در هنگام مراجعت به جبل عامل از محقق اردبیلی تذکار نامه ای خواست محقق در آخر آن نوشت “کتبه العبد احمد لمولاه امتثالاً لامره و رجاءًلتذکره”.

یعنی این سخنان را بنده خدا احمد برای مولایش نوشته تا فرمان او را امتثال کرده و فراموش خاطرش نباشد. این سخن که در آن محقق از شیخ حسن به مولی و آقای خود تعبیر کرده علاوه بر علوّ مقام شیخ حسن، از نهایت تواضع و وارستگی و از کمال عشق و شیفتگی محقق اردبیلی به علم و دانش و طالبان علوم اهل بیت(علیهم السلام) حکایت می کند.

2. سید محمد سید علی موسوی عاملی جبعی(ت956- م 1009)

وی نوه دختری شهید ثانی و خواهرزاده صاحب معالم می باشد. پدرش از شاگردان برجسته شهید ثانی و خودش جزو علمای مدقق و محقق شیعه است.

این سید جلیل القدر قریب السن[23] با صاحب معالم بوده و دوشادوش هم در تحصیل و مباحثه و درس محقق اردبیلی شرکت داشته اند.

ارادت و خلوص این دو عالم بزرگ به همدیگر بی نظیر بوده و با حکایت نفیس که از ارتباط و برخورد خود با همدیگر بر جای گذاشته اند درس بزرگی به دانش پژوهان داده اند به حدی که صاحب روضات الجنات این نحو دوستس و برادری را در بین فضلا و مجتهدین بی نظیر دانسته است.[24] البته از شاگردان استادی چون محقق اردبیل که ضرب المثل اخلاص و قداست شناخته شده است جز این انتظاری نیست.

این سید جلیل القدر به جهت تألیف گرانبهای خود(مدارک الاحکام ) که از بهترین کتابهای فقه استدلالی و مورد توجه فقها و مجتهدین است در نزد علما به صاحب مدارک ملقب گردیده است.

از دیگر تألیفات اوست:

1.حاشیه استبصار

2.حاشیه تهذیب

3.حاشیه بر الفیه شهید اوّل

4.شرح مختصر النافع

3.عبدالله بن حسین شوشتری(1021م)

اگر محقق اردبیل جز مولی عبدالله شوشتری مشهور به تستری کس دیگری را تربیت نکرده بود در کمالش همین کافی بود. اگر کسی همچون این دانشمند بزرگ را که درتاریخ شیعه جزو مروجین مکتب تشیع شناخته شده از کرامات محقق اردبیل معرفی بکند گزاف نگفته است. وی در میان شاگردان محقق اردبیل از همه بیشتر در خدمت استاد بوده و در علم و تقوا، حکایت و مظهری برازنده از استادش گشته است.

در تاریخ عالم آرای عباسی آمده: عبدالله تستری نزدیک به سی سال در کربلا و نجف ساکن و از خدمت مولی و مجتهد، احمد اردبیل کسب علوم و فضائل نمود.

وی در سایه همین استمرار و مداومت علماً و عملاً به مقامات خاصی دست یافت. او را دانشمندی جامع معقول و منقول، مجتهد در اصول و فروع، محقق در علم فقه و حدیث و مدقق در طریق روایت و حدیث معرفی کرده اند.[25]

در فضل او همین بس که بزرگانی چون مجلسی اوّل و سید مصطفی تفرشی از دست پرورده های او هستند.

مجلسی اول در شرح کتاب “من لا یحضره الفقیه” می نویسد: اکثر فوائد این شرح از افادات اوست. تحقیقاتش در اخبار و رجال و اصول در حد نهایی است.

سید مصطفی تفرشی در کتاب رجالی مشهور خود موسوم به نقد الرجال می نویسد: اکثر فوائد این کتاب و تحقیقات آن از استادم محقق تستری است.

مجلسی اول می نویسد: می توان گفت انتشار فقه و حدیث از جانب آن بزرگوار بود. هر چند دیگران هم موجود بودند ولی اشتغالات آنها زیاد و مدت تدریسشان کوتاه بود. بخلاف محقق تستری که بعد از فرار از کربلا چهارده سال در اصفهان اقامت گزید. وقتی او به اصفهان وارد شد تعداد طلبه های بومی وغیربومی به پنجاه نفر نمی رسید در حالی که هنگام وفاتش تعداد فضلا و طلاب از هزار فراتر می رفت. یعنی مشابه همان تجمعی که بعد از ورود استادش محقق اردبیلی به نجف تحقق یافت(فان الولد سرابیه).

آن جناب در زهد و تقوا نیز مقامی استثنایی داشته است. شاگردش سید مصطفی تفرشی او را صائم النهار و قائم اللیل؛ شاگرد دیگرش مجلسی اول او را صاحب اخلاق طاهره زکیه، و نفس زاهره ملکیه معرفی می کند و می گوید: کرامات زیادی را از او دیده و شنیده ام.

آن جناب نیز در بعضی از نوشته ها عنوان مقدس گرفته و در زهد و ریاضت و اخلاق مقاماتی داشته که از عهده هر کسی و شاید از عهده هیچکس ساخته نیست، مجلسی اول روز وفات او را در اصفهان مثل عاشورا توصیف کرده و بر او فیلسوف ثانی میر داماد نمازگزارده است.

4. زکی الدین عنایت الله کوهپایه ای[26]

این نام برای متخصصین علم رجال نامی کاملا آشناست. این مرد بزرگ از فحول علمای رجال و از متضلعین آنها و کتاب مشهور وی”مجمع الرجال” جزو کتب اصلی و منابع در این علم است وی خصوصا در رجال و درایه تبحر و بصیرت فوق العاده داشته است. او بعد از محقق اردبیلی از محضر بزرگان دیگری چون مرحوم شیخ بهائی و مولی عبدالله تستری استفاده برده است. این عالم بزرگ در زمان خود از موقعیت علمی و اجتماعی بزرگی حتی نزد شاه عباس برخوردار بوده است از تألیفات اوست:

1. ترتیب رجال شیخ طوسی

2. ترتیب اختیار کتاب رجال کشی

3. ترتیب فهرست رجال نجاشی

4. ترتیب فهرست شیخ طوسی

5. حاشیه نقد الرجال سید مصطفی تفرشی

6. مجمع الرجال که بهترین و مشهورترین کتاب اوست.

5. امیر فیض الله بن عبد القاهر حسینی تفرشی

این سید فاضل از خواص شاگردان محقق اردبیل بوده و بر بعضی از اسرار آن جناب اطلاع داشته است. کرامت مشهور و معروف محقق اردبیلی در رسیدن به خدمت مولی الموحدین امیر المؤمنین (علیه السلام) جهت حل بعضی از مسائل ومشکلات علمی و حواله دادن حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) ایشان را به حضرت صاحب الامر(عج) در مسجد کوفه، توسط این سید فاضل نقل شده است.[27] از این حکایت که در آن محقق اردبیلی سر خود را بر این سید فاش ساخته است معلوم می شود که این سید در حد اعلائی مورد وثوق و اطمینان او بوده است.

وی در مشهد تحصیل نموده و برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف سفر کرده و به سلک شاگردان محقق اردبیلی درآمد و بعد از سالها خوشه چینی از خرمن فضل و معنویت محقق، علماً و عملاً جزو اجلاء آن عصر گردیده به مشهد مراجعت نمود.

– از تألیفات اوست:

1. شرح مختلف الشیعه علامه

2. شرح اثنی عشریه صاحب معالم

شیخ عباس قمی می نویسد:[28] من گمان می کنم که حواشی کتاب آیات الاحکام محقق اردبیلی که آخرش فیض، از این سید باشد.

اینها نمونه هایی از ستارگان فروزان بر خاسته از محفل درس محقق اردبیلی بودند که با درخشش خود بر تارک با عظمت تاریخ فقه شیعه راهگشای فقیهان و مجتهدان بسوی فقه ناب محمدی گشتند و هر یک با تشکیل محافل بزرگ درسی و علمی موجهایی از علم و فضل و معرفت و نورانیت آفریدند

“فسلام الله علیهم یوم ولدورا و یوم ماتوا و یوم یبعثون حیاً.”

بخشی از تألیفات محقق اردبیلی

آثار و تألیفات بزرگان علم و معرفت، امتداد هستی و استمرار برکات و نعمات آنها و در واقع تکثیر وجود علمی و معنوی و حضور آنها در قرون و اعصار است. بلی محقق اردبیلی با تألیفات وزین و متین و دقیق، حضور خود را در طول اعصار و ادوار در مجامع علمی حفظ و به افادات خود ابدیت بخشیده است.

قسمتی از تألیفات آن بزرگ فقیه شیعه بدین قرار است:

1. مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان؛

این کتاب شرح ارشاد علامه حلی و مبسوط ترین کتاب محقق اردبیلی است، موضوعش فقه استدلالی است و در این باب از نادرترین مواریث و موسوعات فقهی شیعه بحساب می آید. این کتاب بخاطر برخورداری از نظریات دقیق و استدلالهای متین و مبانی خاص فقهی در تمام ادوار مورد توجه فقهای بزرگ در محافل علمی و جوامع فقهی قرار گرفته و نظریات و استدلالاتش همیشه بخشی از محموعه های فقهی را به خود اختصاص داده است. این کتاب حواشی و شروح متعددی دارد از جمله حاشیه مجدد بزرگ مرحوم وحید بهبهانی است. این حاشیه در قم توسط موسسه وحید بهبهانی در دست چاپ است.

2. زبدة البیان فی شرح آیات احکام القرآن؛[29]

این کتاب همچنانکه از عنوانش پیداست تفسیر آیات الاحکام قرآن است- مرحوم اردبیلی در این تفسیر در بیان نکات و دقایق آیات سنگ تمام گذاشته، بطوریکه تمام کسانیکه بعد از محقق اردبیلی در باب آیات الاحکام کتابی تألیف کرده اند وامدار این کتابند. بیشتر از ده حاشیه از طرف علمای بزرگ بر آن نوشته شده است- که نشان دهنده توجّه والای فقها در طول قرون به این کتاب است- مانند:

1. حاشیه امیر فیض الله استر آبادی شاگرد میر داماد

2. حاشیه امیر بهاءالدین محمد بن امیر محمد باقر مختاری

3. حاشیه مولی محمدبن عبدالفتاح تنکابنی

4. حاشیه سید نعمت الله جزائری

5. حاشیه اسماعیل بن محمد حسین الخاجویی

6 .حاشیه سید ابراهیم بن محمد معصوم قزوینی

7. حاشیه سید حسین بن سید ابراهیم بن سید محمد معصوم قزوینی

8. حاشیه امیر فضل الله تفرشی شاگرد محقق اردبیلی

9. تحصیل الاطمینان که شرحی مبسوط است.[30]

10. مفاتیح الاحکام سید محمد سعید بن سراج الدین کوهپایه ای که در حقیقت شرح زبدة البیان است.

3. حدیقة الشیعه فی احوال النبی و الائمه؛

این کتاب از جمله آثار کلامی محقق اردبیلی است. از مقدمه اش پیداست که در دو مجلد بوده است[31] ولی جلد اول تا حالا پیدا نشده است. مزایای مهم این کتاب زیاد است از جمله اینکه با احاطه کامل به جوامع روایی و تاریخی و تفسیری عامه در صدد اثبات امامت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی(علیه السلام) برآمده و با آنها با زبان کتب و منابع خودشان حرف زده است. از مزایای دیگراینکه مؤلف با احساس خطر تصوف در عصر خودش در بحث احوال امام جعفر صادق(علیه السلام) بنا به مناسبتی[32] بطور مبسوط وارد بیان فرق صوفیه و ردّ آن شده و در این مورد استیفای ادله و برهان نموده است.

از این رو انتساب این کتاب به محقق اردبیلی که در حدی وسیع و مرتبه ای بالا مقبول عامه مردم است از طرف متصوفین شدیداً مورد انکار قرار گرفته است. معصوم علی شاه نعمت الهی در کتاب طرائق الحقائق[33] سخت بدست و پا افتاده و بعد از رد انتساب کتاب به محقق اردبیلی قسمتی از جلد اول کتاب خود را به جواب مطالب حدیقة الشیعه اختصاص داده است.

وی علاوه بر رد انتساب کتاب به محقق اردبیلی، خود محقق را نیز صوفی بلند مرتبه ای معرفی کرده و تصوف او را یکی ازدلائل کذب انتساب کتاب به وی دانسته است.

ادله وی بر کذب انتساب از سخافت فاحشش تا حال جز از طرف متصوفه از طرف هیچ محققی اعتبار علمی پیدا نکرده است.علما و دانشمندانی که نزدیک به عصر محقق اردبیل بوده اند همچون شیخ حر عاملی صاحب وسائل الشیعه، شیخ عبدالله بن صالح، شیخ سلیمان بن عبدالله بحرانی، علامه مجلسی و بزرگان و اعلام دیگری چون شیخ یوسف بحرانی صاحب لؤلؤة البحرین، نقاد خبیر صاحب ریاض العلماء، و محدث و رجالی بزرگ ثقة الاسلام نوری صاحب مستدرک الوسائل، و متتبع شهیر شیخ آغا بزرگ طهرانی صاحب الذریعه الی تصانیف الشیعه و طبقات اعلام الشیعه، همه تصریح کرده اند که حدیقه از محقق اردبیلی است.

در الذریعه بعد از اثبات انتساب تألیف کتاب به محقق اردبیلی می فرماید: “ومعذالک الوضوح لاوجه لانکار العارف المعاصر فی طرائق الحقائق کونه تألیف المقدس الاردبیلی بادعاء ان المقدس نفسه کان من الصوفیة فلا یکتب فی ذمهم مثل هذا الکتاب”[34]

یعنی با این همه وضوح و روشنی انتساب کتاب به اردبیلی انکار عارف معاصر در طرائق الحقائق به صرف ادعای اینکه محقق خودش صوفی است و در ردّ صوفیه چیزی مثل این کتاب را نمی نویسد ارزشی ندارد.

آغا محمد علی بن استاد اکبر وحید بهبانی می گوید:”ان اشتهارنسبة هذا الکتاب به کاشتهار الشمس و انکار کونه منه کانکارالمیرزا مخدوم السنی فی نواقض الروافض کون کتاب الاستبصار من الشیخ الطوسی(ره) و نسبته الی العلامة الحلی”[35]

مبسوط ترین تحقیقاتی که درباره صحت انتساب حدیقه به اردبیلی انجام پذیرفته از قلم محدث و رجالی بزرگ ثقة الاسلام نوری در خاتمه مستدرک الوسائل می باشد. در آینده درباره بعضی از خصوصیان این کتاب بحث خواهدشد.

4. حاشیه شرح تجرید قوشچی؛

که از علمای بزرگ عامه و از مشاهیر و محققین مذهب اشعری است. محقق اردبیلی در این حاشیه مبسوطا وارد بحث امامت شده بطوریکه نصف کتاب را اختصاص به آن داده است،[36] وادله فخر رازی را در این بحث مطرح و با برهان و استدلال آن را رد کرده است.

شیخ آغا بزرگ طهرانی می نویسد: من نسخه ای از آن را در کتابخانه سلطان المتکلمین و نسخه دیگری را در نجف اشرف پیش سید محمد صادق بحرالعلوم و نسخه سومی را در سامراء در کتابخانه میرزای شیرازی دیده ام و بر آن نوشته ای بود که تمللک قاضی سید حسین بن سید حیدر کرکی عاملی[37] را نشان می داد محقق اردبیلی در اول این کتاب تصریح می کند که این کتاب را برای فرزندش ابوالصلاح تقی الدین محمد نوشته است. وی در سال( 986ق) ازتألیف آن فارغ شده است.[38]

5. تعلیقه بر شرح مختصر عضدی در علم اصول؛

صاحب ریاض العلماء می گوید: آن را به خط خود مؤلف دیده ام.[39]

6. استیناس المعنویة در علم کلام؛

شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه م ینویسد: این کتاب در فهرست کتب خطی کتابخانه سید راجه محمد مهدی در فیض آباد هندوستان در بین کتب کلامی موجود است.[40]

7. بحر المناقب؛

شیخ آقا بزرگ می نویسد: این کتاب را آقای شیخ محمد بن جعفر مولی عبد الصاحب خشتی به مقدس اردبیلی نسبت داده و در فهرست کتابهایی که در سال 1274 در پیش او موجود بوده نوشته است.[41]

8. تعلیقه بر خراجیبه شیخ علی عبدالعالی کرکی صاحب جامع المقاصد.[42]

9. الخراجیه؛

مشهور به خراجیه اردبیلی، این رساله در حاشیه دررالفوائد آخوند خراسانی و در مجموعه کلمات المحقین به چاپ رسیده است.[43]

10. رساله ای فارسی در حرمت خراج؛

این رساله را صاحب ریاض العلماء ذکر کرده است.[44]

11. مناسک حج؛

شیخ آقا بزرگ طهرانی می نویسد یک نسخه از آن به خط عزیز الله گیلانی که به درخواست موسی گیلانی نوشته شده و به خزانه رضوی وقف کرده است در کتابخانه امام رضا(علیه السلام) موجود است.[45] صاحب ریاض العلماء می گوید: من این رساله را در دهخوارقان دیده ام.[46]

12. رساله اصول الدین؛

این رساله در چهار باب است توحید، نبوت، امامت و معاد، مبسوط ترین باب آن امامت می باشد.[47]

13. اثبات امامت؛

به زبان فارسی[48] – در ریاض العلماء آن را رساله مبسوطی معرفی کرده است.[49]

14. رساله عملیه؛

به زبان فارسی – نسخه ای از این رساله در کتابخانه سید حسن صدر در کاظمین موجود است.

15. رساله ای فارسی در اثبات واجب الوجود

16.عقائد الاسلام یا عقائد الشیعه؛

به زبان ترکی آذری و منسوب به مقدس اردبیلی است امّا از او نیست.

17.ربیع الابرار فی اثبات حقانیه الائمه الاطهار (علیهم السلام)

18.رساله ای در تحقیق آیه “یسألونک عن المحیض”؛

به این رساله خود محقق اردبیلی در آیات الاحکام ص 35 تصریح فرموده است.

19. رسالة فی الاجتهاد و التقلید.[50]

20. رساله فی عدم حجبیه قول الاصحاب بعدم خلوالزمان عن المجتهد؛

صاحب ریاض العلماء گفته من آن را بخط امیر شرف الدین شولستانی که از خط فرزند مؤلف نقل شده بود در استر آباد دیدم.[51]

21. رساله فی إنّ الامر بالشی ء مستلزم للنهی عن ضده؛

شیخ آقا بزرگ می نویسد: این رساله همراه با ردیه های آن به خط شیخ شرف الدین علی بن جمال الدین مازندرانی نوشته شده و در مجموعه ای نزد شیخ هادی کاشف الغطاءموجود است.[52] در فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه آمده این کتاب بخط شهاب الدین حسن حسینی طباطبائی شولستانی که برای میرزا تاج الدین نوشته شده که در کتابخانه دانشگاه موجود است.[53]

22. حاشیه بر کتاب کاشف الحق.[54]

23. رسالة فی کون افعال الله تعالی معللة بالاغراض؛

صاحب ریاض گفته این رساله را در مازندران دیدم.[55]

24. تعلیقه بر قواعد علامه- صاحب ریاض میگوید:

این تعلیقه را به خط خود مؤلف در کربلا دیدم.[56]

25. تعلیقه بر تذکره علامه- صاحب ریاض می گوید:

این تعلیقه را به خط خود مؤلف در مشهد دیدم.[57]

26. النصّ الجلی فی امامة مولانا علی- محقق اردبیلی به این کتاب در حدیقة الشیعه ص 598و595 تصریح فرموده است.

صفات برجسته علمی و اجتماعی

1.استعداد یابی و شناخت نبوغها

توجه خاص به استعدادیابی و شناسایی استعدادها ونبوغها، و پروراندن هر استعدادی با برنامه ها و امکانات خاص و در شرایط متناسب، از نشانه های حیات و پویایی و واقع بینی هر نظام آموزشی است. و قطعا بازدهی شگفت انگیزی به دنبال خواهد داشت. وبرعکس ریختن استعدادهای بلند و پایین با ذوقها و علاقه های مختلف در یک قالب عمومی و ایجاد یک نظام آموزشی تحمیلی، نشان عقب ماندگی فاحش آن نظام و غفلت از اصول لازم و ضروری آموزش است و بدون شک نتیجه اش جز سردر گمی در تحصیل و اتلاف وقت و هدر دادن امکانات و کشتن استعدادها و تضییع نبوغها چیزی دیگر نخواهد بود.

امروزه استعداد یابی و شناسایی استعدادهای درخشان و گذاشتن امکانات خاص علمی و معنوی و مادی در اختیار آنها، از امتیازات بزرگ مراکز علمی پیشرفته دنیاست. کشورهای صنعتی با شناسایی نبوغهای بزرگ و با جذب مغزهای متفکر جهان و با جستجوی سایه به سایه آنها در اقصی نقاط جهان توانسته اند با تفوق و برتری علمی موقعیتهای کلیدی دنیا را فتح کنند.

محقق اردبیلی از آن دسته از زعمای حوزه است که برای استعدادهای درخشان حساب خاصی باز کرده و بالاترین امکانات حوزه آن زمان را در اختیار آنها گذاشته است.

وی از پیشنهادی که شیخ حسن صاحب معالم و سید محمد صاحب مدارک در بدو تحصیلشان به وی کردند متوجه استعداد خاص آنها گردید. ایشان می خواستند کتابها را خودشان مطالعه بکنند هر کجا را که فهمیده بودند و احتیاجی به تقریر نبود فقط عبارتش را برای استاد بخوانند تا احیانا اگر نظری داشته باشد، بیان کند و هر کجا که برای آنها نامفهوم و محتاج به بحث و تقریر بود از محضر استاد استفاده کنند.

استاد با شم دقیق و طبع مستقیم خود به استعداد بالای آنها واقف و از این پیشنهاد خوشحال گردید و بالاترین امکانات حوزه آن زمان را که وقت مخصوص و درس خصوصی و عنایات خاص زعیم حوزه بود در اختیار آنها گذاشت و درس بهمان منوال شروع گردید و کتابهایی در اصول و منطق و کلام و سائر علوم مثل شرح مختصر عضدی و شرح شمسیه و شرح مطالع و غیر اینها با همان روش تدریس گردید.

در آن زمان جماعتی از شاگردان محقق اردبیلی مشغول خواندن شرح مختصر عضدی در محضر استاد بودند و با اینکه مدت زیادی بود به این کتاب مشغول بودند لکن مدت زیادی هم لازم بود تا آن را تمام بکنند.

آنها وقتی دیدند شیخ حسن و سید محمد با صرف مطالعه و بدون توضیح و تقریر استاد، کتاب را خوانده و پیش می روند ازروی استهزاء به آنها خندیدند. وقتی محقق اردبیلی متوجه استهزاء آنها گردید خیلی ناراحت شد و فرمود: زود باشد که اینها به بلاد خود بازگردند و تألیفاتشان بدست شما برسد در حالیکه شما هنوز مشغول خواندن شرح مختصر هستید.

این پیش بینی استاد در اندک زمانی تحقق یافت و از شیخ حسن، معالم الدین و ملاذالمجتهدین و کتاب منتقی الجمان فی الاحادیث الصحیح و الحسان؛ و از سید محمد “مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام” به مجامع علمی آن روزگار عرضه شد.[58] محقق اردبیلی به این دو طلبه مستعدارادتی تام داشته و بطرز خاصی با آنها مأنوس بوده و با طرق مختلفه استعداد آنها را می پرورانده است. بنابر نقل شیخ علی در کتاب الدرّالمنثور، استاد پیش نویسهای شرح ارشاد را که در آن زمان مشغول نوشتن آن بود به این دو شاگرد فاضل می داد و می فرمود به عبارتهای آن توجه کرده و آن را اصلاح نمایید زیرا که می دانم بعضی از عبارات آن غیر فصیح است.           شیخ علی به دنبال این سخن می فرماید: “فانظر الی حسن هذه النفس الشریفه”.[59]

2. باز نگری در کتب درسی حوزه آن روزگار

یکی از خصوصیات جالب و بدیع محقق اردبیلی که از کمال و هوش و فطانت و حسن سلیقه و مدیریت او حاکی است حساسیت خاص او به وقت طلاب و نوع مطالب آموزشی و سوق دادن طلاب به مطالب مهم و اساسی می باشد. روی این اصل قسمتهای خاصی از کتابهای درسی آن زمان را که بهره نداشته و بنظرش صرف قیل و قال و اتلاف وقت بوده، نمی خوانده و به مطالب با فایده دیگر می پرداخته است. عجیب اینکه در تدریس آنها بخاطر شبهه حرمت جانب احتیاط را می گرفته و به شاگردانش نیز اجازه خواندن آن را در محضرش نمی داده است. شاید اینگونه حساسیت بوضع تحصیل و مواد آموزشی از طرف زعیم حوزه در تاریخ حوزه های شیعه بی سابقه باشد.

بهتر است این مطالب را از زبان ارباب تراجم ملاحظه کنیم:

صاحب ریاض العلماء می نویسد:”وسمعنا من الشیوخ انه حین کان یقرء الشیخ حسن و السید محمد کتاب شرح المختصر کان یسقط فی البین کل مسألة لامدخلیة لها فی الدین باعتقاده احتیاطا و لم یرخصهما ان یقرءاها علیه، و یتجاوزان عن ذلک الموضع الی مسألة اخری نافعة”.[60]

یعنی ما از اساتید خود شنیدیم که وقتی شیخ حسن و سید محمد در نزد محقق اردبیلی مشغول خواندن کتاب شرح مختصر عضدی بودند محقق اردبیلی از این کتاب هر آنچه را که به اعتقاد خودش دخلی در دین نداشت از روی احتیاط حذف می نمود و به آن دو شاگرد نیز اجازه نمی داد آن مواضع را بر وی قرائت نمایند آنها نیز به تبعیت از استاد آن مسأله بی فايده را ترک کرده و به خواندن مسأله دیگری که نافع بود مشغول می شدند. این سیره حسنه علاوه بر اینکه دقت نظر محقق را در انتخاب مواد آموزشی طلاب می رساند همچنین بیانگر فهم صحیح و دقیق و جامع او از معنی و مفهوم تقوا و احتیاط است. این نکته باید در بحث از مقام معنوی محقق اردبیلی تبیین شود.

خوانساری در روضات، بنقل از حدائق المقربین خاتون آبادی می نویسد: هنگامی که صاحب معالم و صاحب مدارک وارد نجف شده و به حضور محقق اردبیلی رسیدند درخواست کردند تا مطالبی راکه در اجتهاد دخالت دارد به آنان بیاموزد محقق پذیرفت و نخست مقداری از فن منطق و اشکال ضروری آن را به آنها تعلیم داد. سپس به آنها دستور داد تا اصول فقه بخوانند و در این خصوص فرمود: بهترین کتابی که در رشته اصول نوشته شده است کتاب شرح عمیدی است در عین حال برخی از مطالبش نقشی در استنباط و اجتهاد ندارد و فراگرفتن آنها موجب ار دست رفتن عمر است.

نامبردگان طبق راهنمایی های استاد خود به خواندن آن کتاب پرداختند و مطالبی را که موجب اتلاف عمر می دانستند ترک کردند. صاحب حدائق المقربین مرحوم خاتون آبادی بعد از نقل این سخن می نویسد: اکنون همان نسخه شرح عمیدی که آن دو بزرگوار آن را در نزد وی خوانده اند پیش ما موجود است کثیری از حواشی این کتاب که به خط استاد و شاگرد است مشتمل بر غایت تحقیق می باشد لکن همانطوری که محقق اردبیلی اظهار داشته در آن مطالبی که مفید نبوده هیچ تصرفی نشده است.[61]

از این حرکت اصلاح طلبانه دقیقا متوجه می شویم که وقتی محقق اردبیلی زعیم و شیخ الطائفه حوزه آن روزگار متوجه می شود که کتاب درسی متناسب با نیازها و شرائط آن زمان نیست و شایستگی تدریس را ندارد ساکت نمی نشیند بلکه دست به کار شده و با حذف مواضع و مطالب بی فائده، مانع از این می شود که طلاب در ورطه جرّ و بحثهای بیهوده و غیر لازم افتاده و ضایع شوند بلکه به این هم اکتفاء نمی کند و شاگرد نخبه و محقق خود شیخ حسن بن زین الدین را به تألیف کتابی مناسب و شایسته که بعدا موسوم به معالم گردید توصیه و ارشاد و راهنمایی می کند.

3. تقوا در تقوا

محقق اردبیل همچنانکه در میدان علم و تحقیق جزو فرزانگان و تیز بینان است در وادی احتیاط و تقوا از تیز بینی و جامعیتی بی بدیل برخوردار است. او نه پارسایی کج فهم است تا با احتیاط و تقوا هدم دین کند و نه پرهیزگاری کوته فکر تا فقط در وادی طهارت و نماز عصای احتیاط به دست گیرد، و نه محتاطی ناقص فهم که در مقام احتیاط خصوصا در افتاء توجه به تمام جهات و جوانب نکند یا بترسد. او با اینکه ضرب المثل زهد و تقوا است با این همه در مقام افتاء بویی ازترس و دلهره از او به مشام نمی رسد بلکه در صورت لزوم شجاعانه با استدلال و برهان به مخالفت با جمهور و فتاوای مشهوره می رود و در تاریخ فقه شیعه مشهور به داشتن فتاوای خاص می گردد بحدی که از او به عنوان مشکّک در هر مسأله بدیهی تعبیر می شود.

در واقع او در مقام افتاء هم تقوای خود را ازدست نداده است. لکن تقوای افتایی به این نیست که توجه فقیه فقط به یک جانب خاصی که بنظرش مؤید به مرجحات غیر یقینی و غیر علمی یا مذهب مشهور است- معطوف شود بلکه به این است که فقیه فارغ از هر گونه مرجّحاتی که حجّت شرعی نیستند هر جانب را که در اجتهاد و استنباط خود موافق با ادله یاقت به آن حکم کند ولو احدی از فقها در تاریخ فقه شیعه موافقت با این حکم نداشته باشد و محقق اردبیلی این چنین بود بهمین جهت با ردّ کثیری از فتاوای مشهوره، مذهب فقیهش در میان مذاهب فقها از وسعت و فسحتی خاص و بی نظیر برخوردار است.[62]

بلکه شاگردان مبرزش نیز این چنین بودند. درباره صاحب معالم و صاحب مدارک آورده اند که بخشی از نظریات اصولی و فقهی مشهور بین متأخرین را ردّ کردند: خوانساری در روضات در احوال سید محمد آورده: ولقد حسن و اجاز فی قلة التصنیف و کثرة التحقیق و ردّ الاشیاء المشهورة بین المتأخرین فی الاصول و الفقه کما فعله خاله الشیخ حسن.[63]

4. جامعیت

یکی از صفات بارز و ممتاز و لازم یک فقیه داشتن هر گونه اطلاعات دخیل در شناخت دقیق موضوعات است. طبعا هر قدر موضوعات به طور دقیق شناخته شوند به همان اندازه حکم واقعی روشن تر و در صورت عکس به همان اندازه که موضوع مجهول مانده است حکم صادره دور از صواب خواهد بود. بنابراین یک فقیه علاوه بر داشتن ملکات قدسیه، ورزیدگی لازم ذهنی، تسلط بر علوم مقدماتی ، آشنایی کافی و وافی و وسیع به قرآن ، تسلط لازم به ادوار فقهی و جوامع روایی وتاریخی عامه[64] و خاصه باید در متن اجتماع و زندگی مردم حضور داشته و دارای شم شایسته اجتماعی و اطلاعات سیاسی و مخصوصا اقتصادی بوده و از تحولات اجتماعی و معادلات سیاسی و حیل استعماری و جریانات فکری و انحرافات عقیدتی.و… بی خبر نباشد. از آنچه تا حال درباره محقق اردبیلی گفتیم معلوم شد که این عالم بزرگ به تناسب زمان خود بهره ای وافر از علوم گوناگون داشته است.

او در ورع و تقوا ضرب المثل، در اصول صاحب نظر، در فقه نِحریر و زبردست، در تفسیر کارکشته و نکته سنج ، در تسلط به متب روایی و تاریخی و تفسیری عامه متتبعی مسلم،[65] در کلام به قوی ترین براهین و استدلالات عقلی و نقلی مسلح، در فلسفه و منطق محققی توانا و در هیأت شاگرد استادی بی همتا و[66]… و در عین حال از جریانات اجتماعی غافل نبوده و بزرگترین انحراف عقیدتی و اجتماعی آن زمان یعنی تصوف از نظر تیزبینش مخفی نمانده است. با اینکه حکومت وقت ریشه در نوعی تصوف داشته ولی ایشان بدون مسامحه و محافظه کاری آستین بالا زده و به گود مبارزه وارد شده و در کتاب حدیقه به طور مبسوط فضائح آنها را ظاهر ساخته است به حدی که معصوم علیشاه نعمت اللهی که در کتاب طرائق الحقائق در صدد نفی انتساب این کتاب به محقق اردبیلی برآمده گفته است: مطالب این کتاب منبع اصلی برای کسانی است که بعد از وی در رد تصوف قلم فرسایی کرده اند.[67]

از تتبع و استیفاء عجیبی که محقق اردبیلی در این کتاب از حیث معرفی فرقه ها در باب تصوف نموده است[68] و از تبحر خاصش در این باب حکایت می کند به حدی که به اعتراف خود صوفیه منبع متتبعین بعدی شده است معلوم می شود که مدت مدیدی در این باب و درکتب متصوفه تتبع نموده و مقدار زیادی از وقت گرانبهایش را به ان اختصاص داده است.[69] و این نبوده جز از احساس مسؤولیت و تعهد والایی که در قبال انحرافات دینی و اجتماعی در وجود آن بزرگ فقیه شیعه شکل گرفته بود.

همچنان که خودش در اوائل بحث می فرماید:[70] و چون در کتاب مستطاب کلینی حدیثی هست که پیغمبر خدا فرموده:” اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و ان لم یفعل فعلیه لعنة الله” یعنی هر گاه ظاهر شود در میان امت من بدعتها پس می باید که ظاهر سازد عالم علم خود را، یعنی آنکس که بداند که آنها بدعت است می باید که مردمان را آگاه سازدکه آنها بدعت است که اگر اظهار علم خود نکند و مردمان را آگاه نسازد بر اوست لعنت خدایتعالی؛ و ایضا شیعه و سنی نقل کرده اند که ” من علم علما و کتمه الجمه الله تعالی یوم القیامة بلجام من النار” یعنی هر کس بداند علمی را و پنهان دارد آن را ملجم می کند او را خدایتعالی در روز قیامت بلجامی از آتش دوزخ، و این فقیر دید که بسیار کس از شیعیان فریب سنیان را خورده اند و طریقه مذهب صوفیه را حق پنداشته مایل به ایشان شده اند و به بعضی از مواعظ حسنه که بغضی از ان طائفه به جهت مردم فریبی در نظم و نثر خود بکار برده اند شیفته شده، از عقائد باطله ایشان غافل گشته، مریدی آن گروه فاسد عقیده را اختیار کرده اند خواست که اندکی از عقاید بعضی از طوائف ایشان را در این کتاب ذکر کند تا از لجام آتشین و لعنت حضرت رب العالمبن ایمن گردد و شیعیان از بد اعتقادی ایشان واقف گشته ، از دوستی ایشان ببرند و از ایشان بیزار گردند، تا در چاه ضلالت نیفتد و در روز قیامت با آن جماعت محشور نگردند زیرا که در حدیث وارد است که ” المرءیحشر مع من احبه”

5.عشق و علاقه وافر به علم و دانش

باور به قداست و دانش و اهمیت فائق تحصیل و تحقیق یکی از مهمترین اسباب موفقیت فرزانگان و نوابغ علم ودانش است.

این باور را باید از پربرکت ترین و مقدس ترین باورها شمرد. در سایه همین باور است که طالب علم، دانشجو و دانش پژوه با جان و دل تلاش می کند متحمل سختی ها می شود به محرومیتها تن می دهد و در سخت ترین لحظات و دوراهی ها روی تحصیل علم ودانش مصالحه نمی کند. از این رو یک طلبه زمانی به جایی می رسد و تلاش و ثمره اش برکت پیدا کرده و در خدمت دین و مکتب و انسانها قرار می گیرد که دائم اعتقادش این باشد که خداوند با قرار دادن او در خدمت علوم اهل بیت و ارزشهای بلند الهی و انسانی، بالاترین عنایت را باور کرده است.

یکی از عوامل مهم پیشرفت و ترقی و تعالی نابغه ما نیز عشق و شیفتگی او در حد اعلی به تحصیل علوم اهل بیت بوده است به حدی که وقتی برای زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) عازم کربلا می شده در عین حالی که از کتاب و مطالعه و تفکر در مشکلات علوم غافل نبوده باز در نمازش بین قصر و اتمام جمع می کرده و می فرموده: طلب علم واجب و زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) مستحب است و وقتی مستحب معارض واجب شود احتمال دارد نهی متوجه عمل مستحبی شده و تبدیل به حرام شود و سفر را سفر معصیت بگرداند. این حکایت علاوه بر اینکه در حد اعلایی از شیفتگی او نسبت به تحصیل علم ودانش حکایت می کند همچنین بیانگر دقت و جامعیت فهم او از معنی تقواست .

بنظر نگارنده تحاشی شدید محقق اردبیلی از ورود به دستگاه صفویه –با اینکه خلفای وقت خصوصا شاه صفوی اصرار تام در آمدنش به اصفهان داشتند می خواست که او امامت مسجد شاه را که تازه ساخته شده بود به عهده بگیرد- در همین راستاست.

مقام شامخ فقهی محقق اردبیلی اجلّ از این است که نداند ورود به دستگاه حکومتی برای اصلاح حکومت و حفظ آن از اعوجاجات دینی و اجتماعی و ظلم و تعدی و اصلاح مملکت اسلامی و نشر آیین جعفری از بالاترین وظائف و از واجبات کفایی است لکن چون مشاهده می فرمود که بزرگانی چون محقق ثانی، شیخ بهائی، میر داماد و …عهده دار این کار شده اند در نتیجه وجوب ساقط گشته است. لذا تحقیق و تألیف و تدریس و تربیت طلاب و توطّن در جوار حضرت مولی الموحدین را بر بازگشت به ایران و ورود به اصفهان ترجیح می داد بلکه در این شرائط اشتغال بتحصیل و تدریس را لازم می دانست.

بسی توهم بی جا کرده ایم اگر خیال کنیم اجتناب از اقتحام در معصیت او را از ورود به دستگاه باز داشته بود. مقام شامخ معنوی و عرفانی اواجلّ از این است که در اینگونه جاها بلغزد یا در مقدمات لغزش واقع شود. بطور حتم مقام معنوی و احتیاط این ضرب المثل تقوا اگر از نورانیّت و معنویت خواجه طوسی زیادتر نباشد کمتر نیست که در حقش وارد شده که وقتی علامه حلی مدتی در محضر وی که در آن زمان در دستگاه حکومتی وزیر هلاکوخان مغول بود تلمّذ نموده سپس به درس دایی بزرگوار خود محقق حلّی حاضر گشت محقق به وی فرمود بخاطر نشست و برخاست با وزیر مغول باید کفاره بپردازد و کفاره تو مقداری نماز وروزه است و پس از پرداخت جریمه می توانی به درس من حاضر بشوی، علامه عرض کرد: من جایی برای کفاره دادن بخاطر معاشرت با اهل سیاست که به عقیده شما از زمره ظالمین هستند نمی بینم زیرا من در این شش سالی که معاشر با خواجه طوسی بودم و از محضرش استفاده می کردم حتی برای یکبار هم ترک اولی و ارتکاب به کراهت از آن بزرگوار مشاهده نکردم، گویا آراسته به مقام عصمت بود.

از اینجا دقیقا معلوم شد که استنکاف صاحب معالم و صاحب مدارک دو شاگرد مبرز و برجسته محقق اردبیلی از آمدن به ایران و زیارت حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا(علیهماالسلام) جز خوف از ورود در دستگاه حکومتی و محرومیت از تحقیق و تألیف و تدریس و تربیت طلاب چیز دیگری نبوده است. و اینکه در بعضی از کتابها آمده[71] که خوف آنها از این بود که شاه عباس آنها را به حضور بطلبد و آنها راضی نبودند به حضوراو برسند بیانگر همان نکته است. بلی آنها در این سجیه عالی و ارزشمند بلکه در اکثر سجایای بلند روحی و علمی، نسخه ای برازنده و حکایتی شایسته از استاد یگانه و عظیم الشأن خود محقق اردبیلی بودند.

دراینجا بحث از شخصیت علمی محقق اردبیلی به پایان می رسد هر چند که نکات و دقایق بدیع و آموزنده و راهگشا از حیات علمی آن بزرگ فقیه شیعه پایان نیافته است و فرصتهای مفصل و نوشتارهای مطول می طلبد.


1. اینکه اسامی تعداد قابل توجهی از محلات این شهر مبدوبیه پیر یا مختوم به شاه است یادگار عرفایی است که سالها و قرنها قبل از شیخ صفی الدین در این شهر زندگی می کردند و شیخ خودش به مزار بعضی از انها رفت وآمد داشته است. وجود مقابر متعدد موسوم به مقبره پیر یا شیخ در این شهر مثل مقبره پیر قنبلان روبروی زندان قدیم که اخیرا از بین رفت ، و مقبره پیر عبدالله واقع در منتهی الیه اکبریه، و مقبره شیخ ابوسعید واقع در اوبل معصوم شاه که آن هم اخیرا ازبین رفت و شیخ صفی مدتها در دوران جوانی در این مقبره بیتوته کرده بود ، و مقابر زیادی که تاریخ آنها را ضبط کرده ولی فعلا اثری از انها نمانده مثل مقبره شیخ فرج الدین اردبیلی، شیخ شهاب الدین محمد آمری و رکن الدین محیی اردبیلی که شیخ صفی الدین در همه اینها بیتوته می کرده است ، همه نشان این است که این شهر قبل از شیخ صفی الدین در حد وسیعی خطه ای عارف خیز بوده و در دامن خود عبّاد و زهّاد زیادی را پروانده است.

2.دائرة المعرف بریتانیکا می نویسد: بقعه شیخ صفی الدین مساجد و مدارس عالی دارد در اوایل قرن هفده کتابخانه بسیار مهمی بوسیله شاه عباس در آنجا احداث گردید که حاوی عالیترین ، کمیابترین و گرانبهاترین کتابها بود ولی در سال 1828 میلادی روسها آنها را به پطرز بورگ بردند وکتابخانه مهمی در آنجا ترتیب داند.

3.حمدالله مستوفی می نویسد: بعد از تسلط اعراب بر این شهر آن را جزء جنّات سیعه می دانستند و معتقد بودند که خضر و الیاس در کنار رود ارس با یکدیگرملاقات کرده اند.

4 سیادت وی در کتاب معارف الرجال مذکور است.

5،حدیقة الشیعه، ص 604

6.عبارت حدائق چنین است: قرأ رحمتة الله علیه فی المنقول والمعقول علی بعض تلامذة الشهدا الثانی و فضلاء العراقین و المشاهد المشرفة.

7.یکی از قریه های جبل عامل است.

8. مجمع الفائده،ج2،ص71.

9. قال فی زبدةالبیان: علی ما سمعت من بعض اهل هذالعلم الذی هو خالی الدی لانظیر له فی هذاالعلم.

10.تاریخ اردبیل، ج1/124 – 126.]

11. قداست بی بدیل و معنویت بی نظیر وی دردسری بزرگ و مظلومیتی دیگر نیز برایش درست کرده است و ان چسباندن قصه های سخیف و سؤال برانگیز و احتیاطهایی که جز اضحوکه نمی توان اسمی بر آن نهاد و با مقام شامخ و منیع فقهی محقق بلکه با اصول مسلمه در تعارض شدید است، به ساحت او می باشد. استاد بزرگ شهید مطهری نیز در بعضی از تألیفات خود معترض کذب یکی از این موارد شده است ؛ همچنانکه صاحب “اعیان الشیعه” علامه سید محسن امین عاملی معترض یکی دیگر شده و ساحت فقهی و علمی محقق اردبیلی را شدیدا از ان تنزیه کرده است.

12. مستدرک الوسائل،ج3،ص 392.

13.کیهان فرهنگی، سال چهارم ، شماره 12- فضلبای محترم حوزه خوب به شخصیت عظیم فقهی مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری صاحب جامع المدارک که از اقران و همدرسان امام راحل و از دوستان فوق العاده محبوب ایشان بوده اند آشنا هستند تعجب شخصیت بزرگی مثل ایشان از اینکه محقق اردبیلی آن چنان فتاوی و تحقیقات عمیقی داشته باشد نشانگر این است که در حوزه مقدسه قم منابع و شخصیتها و سرمایه های علمی خوب معرفی شده اند.

14. وقدیناقش فی اصل وضعه بالخروج عن طریقة الفقهاء المرضیة و کثرة اشتماله علی التدقیقات الفلسفیه(روضات الجنات)

15. دفن آن جناب در ورودی بارگاه مطهر مولی الموحدین مقابل مقبره علامه حلی شاید به این خاطر باشد که آن بزرگوار را در عصر خودش در ردیف علامه حلی می دانسته اند در اعیان الشیعه آمده: دفن فی الحجرظ عن یمین الداخل الی الروضة المقدسة و کل من یدخل الروضة او یخرج لابد ان یقرأ له الفاتحة کالعلامة الحلی المدفون فی الحجرة التی عن یسار الداخل.

 

16.نقدالرجال، ص 29 .

17.بحار1/42

18. الفوائد الرضویه، ص3.

19. امل الامل ج3.]

20. تکمله أمل الامل به نقل از موسوعة الغتبات المقدسة 7/57.

21. شیخ علی نوه صاحب معالم در کتاب الرالمنثور می نویسد: و لما انتقل السید علی الصائغ الي رحمة اله ورد الفاضل الکامل مولانا عبدالله الیزدی تلک البلاد فقررأ علیه فی المنطق و المطول و حاشیه الخطائی و حاشیته علیهما و قرأ عنده تهذیب المنطق و کان یکتب علیه حاشیته فی تلک الاوقات و هی عندی بخط الشیخ حسن و بلغنی ان ملا عبدالله کان یقرأ علیهما فی لفقه و الحدیث ثم سافرهو و السید محمد الی العراق عند مولانا احمد الاردبیل (قدس الله روحه)

22. در این قسمت از کتاب ریاض العلماء بیشتر از کتابهای دیگر استفاده شده است.

23. سید محمد در حدود دو سال از ششیخ حسن بزرگتر بوده و اتفاقا دو سال زودتر از شیخ حسن فوت کرده است.

24. روضات الجنات، ج 2/298.

25. روضات الجنات، 4/234.[25]

26 کوهپایه قصبه ای در شرق اصفهان است[

27. بغضی ها این قضیه را از شاگرد دیگر محقق اردبیلی امیر علام تفرشی نقل کرده اند.

28. الفوائد الرضویه، ص356

29. و فی تعالیق امل الامل: قد اشتهر بزبدة البیان فی براهین احکام القرآن.

30. الذریعه، ج6.

31. در مقدمه می فرماید: چون جزو اول از کتاب حدیقة الشیعه که در ذکر مجملی از احوال اباء و اجداد و مختصری از حالات سید کاینات بود سمت اتمام یافت، شروع می رود در تحریر جزو دوم که در ذکر شمه ای از مناقب حضرت امیر المؤمنین (ع) و نبذه ای از فضایل باقی ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین- و دلایل امامت ایشان و بطلان امامت غیر ایشان است.

32. در ابتدایاین بحث می فرماید: چون ابتدای ظهور صوفیان و مذهب باطل ایشان در زمان حضرت امام جعفر صادق(ع)بوده بنا بر وعده ای که در اوایل جزو اول این مختصر نموده چند کلمه در بیان مذاهب و عقاید ایشان در باب جداگانه در این مقام مسطور می گرداند.

33. طرائق الحقائق 1/99

34. الذریعه 6/386-385.

35. به نقل از مقدمه حدیقة الشیعه.

36. ریاض العلماء 1/57

37. جد سادات کلخوران اردبیل است.

38. الذریعه 6/114-113.

39. ریاض العلماء.1/57

40.الذریعه2/37

41.الذریعه 3/48

42. ریاض العلماء 1/57

43. همان مدرک.[

44. همان مدرک .

45. الذریعه، ج 2، ص 183.

46. ریاض العلماء 1/57

47. الذریعه ، ج2، ص 183.

48.اعیان الشیعه.

49. ریاض العلماء 1/57

50. فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 9/821

51. ریاض العلماء 1/57.

52. الذریعه 1/397 .

53. فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 9/821 .

54. ریاض العلماء 1/57

55. ریاض العلماء.

56. ریاض العلماء .

57. ریاض العلماء .

58. روضات الجنات، ج 7، ص 48-49 بنقل از الدارالمنثور تألیف شیخ علی بن صاحب معالم.

59. الدر المنثور بنقل از روضات الجنات 2/298 و 7/48.

60. ریاض العلماء 1/56 .

61. حدائق المقربین نقل از روضات الجنات 2/298.61.]

62. برای آشنایی به گوشه ای از مبانی فقهی و نمونه ای از فتاوای آن محقق بزرگ به مجله وزین حوزه شماره 53 مراجعه شود.]

63. روضات الجنات 7/46.

64. فقه شیعه حاشیه بر فقه عامه است و ائمه معصومین (ع) هر کجا اشتباهی از انان دیده اند در صدد بیان حکم واقعی آن مورد بر آمده اند از این رو بدون تسلط بر ادوار فقهی عامه و اینکه سخن معصوم در مقابل چه کسی و چه فتوایی در آن روزگار بوده فهم مراد معصوم (ع) آسان بنظر نمی رسد. این سخن محصل فرمای آیة الله العظمی بروجردی است. عین همین سخن در مورد کلام عامه و خاصه هم جاری است

65. محقق اردبیلی را باید از این جهت جزو نخبه ها شمرد خودش در اول حدیقه می فرماید: چون به موجب التزامی که در اول جزء اول کرده است که اکثر مسائل امامت را از کتب اهل خلاف نقل نماید تا حجت باشد از این چند کتاب که مشهورترین کتب آن قوم است استخراج بیشتر دلایل و مسائل می نماید تا در دنیا و عقبی حجت تواند بود: صحیح مسلم ، صحیح بخاری، جمع بین الصحیحین، مشکوة الابرار، مسند احمد حنبل، کتاب اخطب الخطباء موفق خوارزمی که از اکابر علمای اهل سنت است، کتاب کشف الغمّه که از تصنیفات علی بن عیسی اربلی است و اگر چه او را از ثقات علمای شیعه است اما آنچه در آن کتاب مستطاب مذکور است مقبول طباع موافق و مخالف است و احیای علوم که بهترین مصنفات علمای مذکور است مقبول طباع موافق و مخالف است و احیای علوم که بهترین مصنفات علمای ایشان است و از تفاسیر ا زتفسیر استاد ابی اسحق ثعلبی و تفسیر کشاف زمخشری و تفسیر نیشابوری و تفسیر کبیر فخر رازی و اکثر آنچه از کتب شیعه نقل می کند حدیثی است که مجمع علیه طرفین و متفق علیه فریقین باشد، مستخرج از کتب اربعه و کتب ابن بابویه و کتب شیخ طوسی و کتاب الکاشف عن الیقین فی مناقب الائمه الطاهرین.

66.مراد مولی الیاس دایی محقق است که قبلا ترجمه اش ذکر شد.

67. با اینکه خود محقق اردبیلی بارها در این بحث تصریح کرده که بنائش بر اختصار و اندک گویی است و تمام ابحاث مربوط به تصوف از پنجاه صفحه (نه ورق) فراتر نمی رود.

68. وی در بیان فرق صوفیه اصولا و فروعا داد سخن داده و از 21 فرع از مذاهب صوفیه بحث کرده است.

69. آن جناب در این بحث علاوه بر نقل سخن از کتب روایی به کتب متصوفه مثل تألیفات شیخ عزیز نسفی امام قشیری، جامی، عبدالرزاق کاشی، امام غزالی، عطار و روزبهان و غیر هم عنایت داشته است همچنین از کتب قدیمی مثل الفصول التامه فی هدایة العامه و کتاب تبصرة العوام والهادی الی النجاة من جمیع المهلکات و ایجاز المطالب فی ابراز المذاهب و بیان الادیان محمد بن نعمة الله و کتاب اصول الدیانات و کتاب اردَّ عل یالحلاج شیخ مفید و کتابهای دیگری مثل نهج البلاغه نقل سخن فرموده است.

70. حدیقة الشیعه، ص562

71. خوانساری در روضات بنقل از سید نعمت الله جزایری صاحب الانوار النعمانیه می نویسد: قد حدثني اوثق مشایخ یان السید الجلیل محمد صاحب المدارک و شیخ المحقق الشیخ حسن صاحب المعالم رحمهم الله قد ترکا زیارة المشهد الرضوی عل یساکنه افضل الصلاة خوفا من ان یکلفهم الشاه عباس الاول بالدخول علیه- روضات الجنات 7/49.

لینک کوتاه :

darolershad.org/?p=8373

جدیدترین عناوین خبری

پربازدیدترین خبرها

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

یک پاسخ ارائه کنید