جستجو
جستجو
تغییر سایز-+=

سمت خدا | جایگاه اهل ایمان

شریعتی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». کی می شود بیایی و نیلوفر آوری گل های رنگ رنگ به هر دفتر آوری باران شوی بهار شوی غنچه گل لب وا کنی گلاب خوش قمصر آوری سلام می کنم خدمت عزیزانم. خانم ها و آقایان خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز. بهترین ها را مثل همیشه برای شما از خداوند قادر متعال مسالت می کنم. ان شاءالله هر جا که هستید بهترین ها نصیب تان بشود. خوشحالیم که امروز هم همراه شما هستیم، در کنار شما هستیم و در محضر حاج آقای عاملی عزیز و نازنین مان. سلام علیکم و رحمه الله. خیلی خوش آمدید. حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمه الله. خدا را شاکرم توفیق عرض ادب حاصل شده است. عرض ادب به ساحت منیع ملت بزرگمان.

توفیقات بزرگ آرزومندم برای همه ی عزیزان و مدال «وَ رِضوانٌ مِنَ اللهِ اَکبَر» و مدال «وَنظُر إِلَیها نَظرَتاً رَحیمَةً» نگاه رحمت حضرت حق، «لَیتَ شِعري أَناظِرُ أَنتَ إلی فِی خَلَواتي أم مُعرِضُ أَنِّي». راوی شب در کنار محل کار امیرالمومنین مانده بود که نجوای امیرالمومنین را ملاحظه کند. که می گوید دیدم که آمد شانه را به دیوار گذاشت و گفت: «لَیتَ شِعري أَناظِرُ أَنتَ إلی فِی خَلَواتي أم مُعرِضُ أَنِّي» ای کاش می دانستم با چه چشمی به من نگاه می کنی؛ چشم  رضایت یا چشم اعراض. از خدای متعال می خواهم که از ما راضی باشد، به رضایتش ما را هدایت کند و ما را جزو بندگان شاکر خودش قرار بدهد. خانم پیغمبر شب دیدند پیغمبر در بستر حضور ندارند. راه افتادند پیدا کردند. یک جایی آن قدر در سجده گریه کرده است که زمین خیس شده است و حالش منقلب است. گفت یا رسول الله، خدا که گفته است: «لِیَغفَرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّم مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأخَّر». چرا این قدر گریه می کنی؟ فرمود: «عَبداً شَکوراً» یعنی احسان خدا آن قدر بزرگ است هر کاری بخواهی ادا کنی شکرش را می بینی نمی شود. آخر سر می بینی فقط باید گریه کنی. چون پیغمبر ما انسان کامل است، عمق نعمت خدا را می فهمند، می بیند غیر از گریه راهی برای تشکر از خدا نیست. از خدا می خواهم که سهمی از این معرفت را امروز ان شاءالله نصیب همه ما، همه ی بینندگان عزیز، بفرماید.
شریعتی: الهی آمین. حال شما  چطور است؟
حجت الاسلام عاملی: الحمدلله.
شریعتی: الحمدلله . خیلی خوشحالیم  خدمت شما هستیم و خدمت عزیزانمان. ان شاءالله حال عزیزانم هم خوب باشد و ان شاءالله بهترین ها نصیب شان. همه ی مخاطبان شبکه محترم افق، شنوندگان خوب رادیو معارف هم سلام می کنم. ما هفته گذشته به مناسبت ایام میلاد نبی مکرم اسلام، بحثی را با حاج آقای عاملی آغاز کردیم. نکته های خیلی خوبی را شنیدیم از حکمت های نبی مکرم اسلام که اساساً افق آن فرق می کند. و این همه لطافت و این همه زیبایی در «رَحمَةً لِلعالَمین» بی نظیر است و ناخداگاه به سمت آن جذب می شوی. یعنی نخواهی دوستش داشته باشی هم  دوستش می داری. ان شاءالله امروز هم از این همه زیبایی، از این کهکشان بی نظیر خواهیم شنید و خواهید دید و ان شاءالله نظاره گر خواهیم بود.
حجت الاسلام عاملی: بحث ما در کلمات جامع حضرت ختمی مرتبت بود. این که حضرت قدرتی دارد که می تواند یک عالم مطلب را در یک جمله بیان کند. این از اختصاصات پیغمبر ما است و نشان قدرت روحی و قدرت علمی پیغمبر ما است. بخشی از این ها را ما در جلسه گذشته عرض کردیم که مربوط به تربیت بود.  حالا من ادامه اش را عرض می کنم. یکی از آن ها حضرت فرمود: «الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبَعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبَعَ سِنین» یعنی یک برنامه بسیار فاخر برای پدر مادرها مشخص کرده است که بتوانند دِین  پدری را ادا کنند، دِین مادری را ادا کنند و هر جمله ای احتیاج به کتابی دارد. اولش این است  که: «الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ» هفت ساله اول بچه آقا است. یعنی شما قدرت این که شما امر و نهی کنید، بزنید، تنبیه کنید، تهدید بکنید، ندارید. یعنی اگر این کار را بکنید نتیجه عکس می گیرید. شما نباید چیز خطرناک دم دست او بگذارید نه این که سراغ چیز خطرناکی رفت تنبیه اش بکنید. تعبیر را نگاه کنید. «سَیدٌ» یعنی شما در برابرش عبد هستید، طفل آقا است. اگر در هفت سال اول آقایی دید وقتی بزرگ شد آقا می شود. همچنان که امیرالمومنین در جنگ صفین وقتی یک سوالی کرد ابن  عباس سوال فقهی کرد، حضرت  فرمود این را از کجا آورده ای، این در لشکر من نیست. معلوم می شود به تعبیر حضرت آیت الله میانجی وزارت اطلاعات امیرالمومنین خیلی قوی بوده است. گفت  این را از کجا آوردی؟ گفت این را معاویه فرستاده است. حضرت فرمود: «أنَا اَبُوالحَسَنِ الغَر» من ابوالحسن  آقایم. این آقایی نشانه هایی دارد. «أَدَبَّتَ عِبادَکَ بِالتَکَرُم» خدا در  دعا می گوید  که خدایا بنده ات را ادب کردی با آقایی. حالا این طفل اگر در هفت سال  اول آقا بود یعنی امر و نهی نکردید، یکی از ارکان اصلی هویت آرمانی درست شد. این پیغمبر ما آن زمان، ما داریم 1400 سال قبل را الان بحث می کنیم. یعنی  شما کلمات پیغمبر ما را ملاحظه می کنید بروید 1400 سال قبل. وقتی به یمن فرماندار می فرستد می گوید: «لا یُرَدُ اُسقُفُ أَن اُسقُفیت وَ لا کاهِنُ أَن کاهِنیتِ» تو حق نداری به اسقف بگویی که باید از اسقفیت برگردی، به کاهن بگویی از کاهنیت برگردی. الان ما تعدی می کنیم.
شریعتی: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت  این حرف ها را می زند.
حجت الاسلام عاملی: منشور زندگی مسالمت آمیز را که در مدینه نوشته است گفته است ما با یهود یک  ملت را تشکیل می دهیم. تعبیر را نگاه کنید. کلمات جامعه همین است. پس اولین مطلب این است که «الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ» هفت سال اول آقا باشد. دوم: «وَ عَبدٌ سَبَعَ سِنینَ» یعنی عبد است شما امر و نهی را شروع می کنید. از هفت سال دوم امر و نهی را شروع می کنید. امر و نهی تربیتی، خانه ای که استراتژی تربیتی دارد امر و نهی تربیتی را می فهمد. اشتباهات خودش را به نام تربیت تکرار بکند آن طور نیست، اشتباهاتی که خودش  در زندگی داشته است. هفت سال دوم بسیار حساس است. در هفت سال دوم با بد، با خوب، با هدایت، با ضلالت، با سعادت، با شقاوت، با حق، با باطل آشنا می شود. یعنی اگر می خواهید شما بنیان گذار نسل صالح باشید و بعد  از شما یک نسل  صالحی پایه ریزی بشود، این «شَیئاً وَ شِیئاً» درست می شود. صریح عرض  کنم، حوصله می خواهد.

می گویند دو هنر بالاترین هنر در عالم است: یکی هنر  تربیت، دوم هنر مملکت داری. یعنی قدرت روحی شماست که در  بچه دیده می شود، قدرت روحی شما مادر  و پدر است که در طفل دیده می شود، قدرت روحی استاد در شاگرد دیده می شود. «دود  از آتش نان  نشان ندهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد». مرحوم شیخ انصاری بعضی جاها آن قدر خوب نوشته است. چرا؟ می بینند آن جا را با نراقی خوانده است. قدرت روحی استاد، خودش را نشان داده است. از جهت تربیتی هم  همین  طور است. بنابر این دوره دوم «وَ عَبدٌ سَبَعَ سِنینَ» امر و نهی تربیتی شروع می شود. هفت سال تا چهارده که رسید در  چهاردهم الان با خوب و بد آشنا است. این را انجام بده، این را نباید انجام بدهی. این هم نه با تشر، نه با خشونت، نه با صرفاً کلام. بعضی وقت ها شما با خانم صحبت می کنید طفل می شنود. مستقیم  نمی گویید، حوصله می کنید تا عمداً موضوعاتی را مطرح می کنید که آن موضوعات برای طفل خیلی  حساس است. این  که آقا رسول الله فرموده است «الشَبابُ شُبَةُ مِن الجُنون» این اهانت نیست. خود این از کلمات جامعه است. یعنی فوران  احساسات است، فوران حساسیت است. مثلاً به کلاس وارد شود بگوید سرت چرا این گونه است، مثلاً عرض می کنم. مثلاً سرت مثل لانه کلاغ می ماند، چرا این جوری است. فردا می آیند می بینند یک دسته گل روی صندلی گذاشتند. چون در برابر دوستان شکسته است فردا خودش را هلاک کرده است.  بنابر این این چهارده سال، چهارده سال حساسی است. به هفت سال سوم می رسیم. «وَ وَزیرٌ سَبَعَ سِنین» چقدر تعبیری خوبی است. بچه وزیر می شود. وزیر دو معنا دارد: یعنی باید کنار شما باشد. اگر این را به خیابان  بسپاری، به کوچه بسپاری، به اطفالی که از خانه های بیرون آمده اند که آن خانه ها استراتژی تربیتی ندارند بسپاری، این هم  ضایع می شود. از بین می رود. بنابر این اگر نمی خواهی آن هفت سال دوم ضایع بشود باید به هفت سال سوم در کنار خودت باشد، باید مواظب باشی با چه کسانی روابط دارد. یعنی  بدترین اثر در روحیه طفل آن دوستان نابابی است که با  خودش چیزهای بدی که دیده است به مدرسه می آورد. و شما می بینید که چقدر اوضاع خراب شد، زحمت شما هدر رفت، پنبه شد. اما یک معنای وزیر یک چیز دیگر است. وزیر یعنی نقش اجتماعی بدهید، بگذارید خودش  را نشان بدهد.
شریعتی: در کارها مشارکت کند.
حجت الاسلام عاملی: چند سال  شد؟
شریعتی: 21 سال.
حجت الاسلام عاملی: «فَإن فَلَحَ وَ إلَّا فَلَا خِیرَ فِیهِ» اگر درست شد، درست شد و الا «فَلَا خِیرَ فِیهِ». این نمی خواهد مأیوس کند. می خواهد بگوید که کار دیگر به این آسانی نیست. کار سخت  شد. اگر چهل سالگی برسد کسی تقوا پیدا نکند روایت است که «مَسَحَ إبلیسُ وَجهَ» شیطان دستش را به صورت او می کشد می گوید: «بِأبي وَجههُ لایُصلِح» پدرم این صورت  که هیچ وقت دیگر درست نمی شود، صلاح نمی بیند.
شریعتی: شما یک نکته ای گفتید و رد شدید. به نظرم خیلی نکته مهمی بود که در منزل باید برنامه تربیتی برای بچه ها داشت. این خودش خیلی نکته مهمی است.
حجت الاسلام عاملی: نباید هیبت گناه در  خانه شکسته شود. یعنی اگر بچه غیبت کرد رنگ پدر بپرد. اگر پدر دروغ گفت هیبت دروغ را شکست، طفل به سرازیری افتاد. این را جنایت می گویند. جنایت فقط آدم کشی نیست. این دیگر  هیبت را شکست. یعنی سلوک پدر و مادر بالاتر از حرف هایی که می خواهند بزنند در طفل تاثیر دارد. این یکی از کلمات جامعه پیغمبر ما بود که عرض کردم. به دومی برویم. در دومی حضرت فرموده است: «مَن کانَ عِندَهُ صَبيٌ فَلیَتَصابَ لَهُ». چقدر  در باب تربیت دقیق حرف زده اند. هر کس در کنارش یک بچه ای  هست خودش را تنزل بدهد. آن قدر تنزل بدهد تا بیاید برسد به  حد طفولیت، تا احساس  طفل را داشته باشد.
شریعتی: همزاد  پنداری کند.
حجت الاسلام عاملی: بله. این را تنازل می گویند: «مَن کانَ عِندَهُ صَبيٌ» نمی گوید داشته باشیم. هر کسی که کنارش فرزند است، در مدرسه، در مهد کودک.
شریعتی: با کودک سروکارش فتاد.
حجت الاسلام عاملی: شما نوجوان باشد، هر مقطع سنی باشد. تربیت این است که در هر مقطع سنی به اقتضایش عمل  کنید. در هر مقطع سنی مربی باید خودش  را تنازل بدهد، پدر مادر باید خودشان  را تنازل  بدهند، تا احساس آن طفل را داشته باشد. می بینی طفل نقاشی کشیده است آورده، پدر خسته است. می گیرد  پرت می کند که حوصله ندارم. این تنازل نیست. این از آن روایات بسیار عجیب  تربیتی است و پیغمبر ما این  کار را می کرد. حسن و حسین که سوارش می شدند می گفت چه مرکب خوبی است مرکب شما، و چه راکب خوبی است راکب من. «نِعمَ المَرکَبُ» این گونه بود. من جلسه گذشته عرض کردم. گفتم طفل ها جلویش را گرفتند گفتند ما هم باید سوار کول شما بشویم که  حسن و حسین را سوار می کنی. با آن ها با ادبیات کودکانه حرف زد. این در مدینه مشهور بود. این هم  یکی از  کلمات بسیار جامعه پیغمبر ما بود. یک کلمه دیگر از حضرت عرض می کنم که سیره حضرت است. باز جامعیت دارد. «کانَ اَفکَحُ الناس الصِبیانِ»بیشترین شوخی را با کودکان و با خانم ها پیغمبر ما داشتند. یعنی شاد بودند. هیچ کسی مثل  پیغمبر در  مدینه بَسام  نبود، تَبسم نداشت. لب هایش  همیشه تبسم نقش می بست. شوخی می کرد با آن ها، آن ها را شاد می کرد، و می فرمود: «الهَوا وَ العَبُوا فَإنّي أکرَهُ أن یَري فِي دینَکُم غَلظَةٌ».کلمات جامعه همین است. یعنی  سرگرمی داشته باشید و انبساط خاطر برای خودتان درست کنید.
شریعتی: شاد  باشید.
حجت الاسلام عاملی: من خوشم نمی آید که در دین  شما غلظت دیده بشود که مردم نگاه کنند که مسلمان ها عجب آدم های غلیظی هستند، خشن هستند. باز در باب تربیت حضرت یک جمله ای دارند باز کتاب می خواهد نوشته شود. حضرت فرمود: «تَخَیَّروا لِنَطِفَکُم فَإنَّ» وقتی شما می خواهید ازدواج کنید درِ هر خانه ای را نزنید چون ژن بسیار پنهان  است. ممکن است ده نسل خودش را نشان  ندهد، بیست نسل  خودش را نشان ندهد، ممکن است صد نسل  خودش را نشان  ندهد، بعداً خودش را  نشان دهد. همچنان که وقتی پیغمبر ما نور حضرت به آدم، روایت است که خدا پاسبان هایی گذاشت که این سرب آلوده نشود. شما حساب کنید از آدم تا آن زمانی که پیغمبر ما متولد شده است چند هزار سال است، چند میلیون سال است. نمی دانیم. اما این پاسبان ها را گذاشت  چون تاثیر دارد. یعنی  حساس ترین نقطه در تربیت دین ما دست گذاشته است. فلذا پیغمبر ما افتخار می کرد. می فرمود: در اجداد من هیچ آلودگی  نبوده است. همه اصلاب  شامخه بودند، همه مطهره بودند. یعنی در مسئله شخصیت، درمسئله پایه گذاری نسل، این  را باید دقت کرد. من در  کلمات جامعه که مخصوص تربیت بود تا این جا به این مقدار کفایت کردم. اگر یک وقتی عزیزان  بخواهند ادامه اش را وارد بشویم. همه ی این ها مثل یک کتاب می ماند. شروع می کنیم آن کلماتی که حضرت فرموده است آن کلمات جامعه مخصوص خانواده است. در خصوص خانواده مطالب خیلی نفیسی حضرت دارد. یک جمله را شروع می کنیم. «جُلوسُ المَرءِ عندَ عِيالِهِ أحَبُّ إلى اللّه ِ تعالى مِنِ اعتِكافٍ في مَسجِدِي هذا» اگر کسی کنار همسرش بنشیند، کنار خانواده باشد، بسیار بهتر است که بلند شود به مسجد من بیاید، در مسجد من اعتکاف بگیرد. شما باید عبادت را از نو تعریف کنید. این مطلب، مطلب ساده ای  نیست. چون شخصیت زن شخصیت انسی است، احتیاج به انس دارد. محیط خانه اگر انس حقیقی نباشد در بیرون اسیر انس کاذب می شود.
شریعتی: و آن کارایی خودش را هم  ندارد.
حجت الاسلام عاملی: شما فقط کنارش  نشسته اید. جُلوسُ المَرءِ عندَ عِيالِهِ أحَبُّ إلى اللّه ِ تعالى مِنِ اعتِكافٍ في مَسجِدِي هذا ». سه روز روزه می گیری، سه روز با خدا خلوت می کنی، سه روز با خدا نجوا می کنی، سه روز از دنیا می بری، آن  هم  در خانه خدا. مثلاً بلند شوی از ایران چقدر  هزینه خرج کنی تا به مدینه برسی، آن جا سه روز اعتکاف کنی، آن وقت چه  حال معنوی پیدا می کنی. می گوید همه ی این ها را کنار  بگذار و برو با خانواده ات بنشین.
شریعتی: به تعبیر شما باید مفهوم عبادت یک باز تعریف بشود.
حجت الاسلام عاملی: این هم در  کلمات جامعه مربوط به روابط جامعه که بعداً وارد می شویم. حضرت فرمود من  اگر بلند شوم راه بیفتم با یک کسی که صاحب حاجت است، گرفتار است، آبرویش رفته است، زندگی اش در مخاطره است، با او راه بروم که مشکلش را حل کنم بهتر از این  است که یک ماه در این مسجد اعتکاف کنم.
شریعتی: کار راه بیندازم.
حجت الاسلام عاملی: شما یک ماه چه حالت روحی پیدا می کنید، چه انقلاب  روحی در  شما پیدا می شود، چه معنویتی پیدا می شود، اما می گوید که یک کسی که مشکل دارد از جهت تعریف عبادت خدا به او خیلی  راغب است تا بیایی یک ماه در  مسجد اعتکاف کنی. دومی را عرض می کنم. «عَجِبتُ کَیفَ تُضرَبُ المَرءَتُ بِیَدِ تناعَقُ بِها». چقدر عالی  است. بعضی ها آداب را بلد نیستند در داخل خانه دست بزن دارند. آقا رسول الله یکی از خلفا را دعوت کرد با دخترش  مشکل داشت. با همسر  خودش اختلاف  داشت. پدر همسرش را گفت تشریف آورد که ما این جا اختلاف  داریم، شما حَکَم باشید.  خانم به پیغمبر گفت. گفت یارسول الله من صحبت کنم یا تو. تو صحبت کن  ولی راستش  را بگو. تا این  را گفت پدر همسر پیغمبر یک سیلی به همسر پیغمبر که دخترش بود زد. این  خیلی بد است که به پیغمبر بگویی بگو، ولی راستش  را بگو. گفت چرا زدی؟ ما تو را نیاوردیم که بزنی. این  دست بزن پناه می بریم بر خدا. یعنی از ابتدایی ترین آداب زندگی آرمانی و خانواده آرمانی بی خبر است. یک کلمات جامعه بگویم عزیزان لذت ببرند. پیغمبر ما فرمود وقتی در خانه زن  و مرد دعوا کنند: «قامَ فِي کُلِّ زاویةُ مِن البِیت شیطانُ یُصفِّقُ» در هر گوشه اتاق  یک  شیطان  شروع به کف زدن می کند. یعنی  نهایت خوشحالی شیطان را درست کردید. حالا پیغمبر ما می خواهد  این مرد که دست به زن دارد تهدید کند، این  را تربیت کند. تعبیر را نگاه کنید. می گوید تعجب می کنم چطور مردی با دستی زنش  را می زند که با آن  دستش با زنش معانقه می کند. چقدر جای لطیفی دست گذاشت، چقدر عالی دست روی تنافی گذاشت. این جمله یک چیز خدادادی است.
شریعتی: چطور می شود  با چشمی گناه کرد که بر حسین گریه کرده است، چطور می شود با زبانی  گناه کرد که یا حسین گفته است.
حجت الاسلام عاملی: «طَهِرُوا أَفواهَکُم فَإنَّها طُرقُ القُرآن» دهانتان را پاک نگه دارید چون با این  قرآن خوانده اید. این ها که می خواهند دین ما را تعریف کنند که روابط داخل خانه چگونه است این جا باید دست گذاشت که «عَجِبتُ کَیفَ تُضرَبُ المَرءَتُ بِیَدِ تناعَقُ بِها». یعنی امکان ندارد شما از یک طرف می خواهید اظهار محبت و عشق و علاقه کنید، دست معانقه همین است. پس آن عشق کاذب  شد. یعنی شما از نفاق سردرآوردید. یعنی هر چه روی این تأمل بکنید تمام نکات است که از این  درمی آید. حالا یکی دیگر را عرض کنم. در  آن  آخرین لحظه ها که آقا رسول الله می خواهند به امت سفارش کنند. فرمود: «النِساء وَ ما مَلَکَت أَیمانُکُم» هوای خانم ها را داشته باشید. به امت گفته است. چرا؟ چون اگر در داخل خانه شأن زن شکسته شود می شود پلاس زیر پا. زنی که پلاس زیر پا شد این  زن دیگر به درد پایه گذاری آرمانی نمی خورد. می گوید زوجین  اختلاف کرده بودند، دختر خانم نوه یکی از علمای  بزرگ بود. آن عالم به من گفت برو این اختلاف را حل کن. من آمدم حل کنم این  پسر گفت که این دختر غرور دارد، من باید غرور این را بشکنم. آمدم به آن عالم بزرگ گفتم که این گونه است. گفت زن باید در خانه غرور مقدس داشته باشد، اگر غرور مقدس نداشته باشد پلاس زیر پا می شود. «النِساء وَ ما مَلَکَت أَیمانُکُم». آن هایی که زیر دست شما کار می کنند، چرا این کارگر را بیمه نکردی، چرا امضا سفید از او گرفتی. آن وقت در عزای امام  حسین هم  شرکت  می کنی، حق را ضایع کردی. در روز قیامت یک عده این طرف می روند، یک عده آن طرف. ملائکه می گویند مگر شما پیغمبر ندارید؟ می گویند چرا. می گویند صدایش بزن. می گوید اسمش را فراموش کردیم. پیغمبر ما وقتی کارگر می داد به حضرت زهرا، فزه را می داد، گفت دخترم تو احساس داری این هم احساس دارد، تو خسته می شوی این هم خسته می شود. یک روز فزه کار  کند تو استراحت می کنی، یک روز تو کار می کنی فزه استراحت می کند. الان چه کسی با کارگر  خودش چنین کاری  می کند؟ اجازه می دهد که بیاید بخوابد؟ «النِساء وَ ما مَلَکَت أَیمانُکُم». یک کلمات جامعه دیگر که این باید کتاب نوشته بشود. این عجیب است. من حاضر یک وقت اگر جلسه بگذاریم فقط به خاطر این  ساعت ها صحبت کنم. آمدند گفتند یارسول الله. یک  زنی خیلی فصیح صحبت کرد. آن قدر فصیح صحبت  کرد. گفت من نماینده زن های مدینه هستم. یارسول الله خدا به مردها ثواب هایی داده است که به ما نداده است، مثلاً ثواب جهاد به این ها داده است ولی جهاد از ما ساقط است. این ها با جهاد چه مراتبی طی می کنند، به مقام شهادت می رسند. خودت فرمودی که یک روز جهاد چه ثوابی دارد. شمشیر دستت باشد، از حق دفاع کنی، چقدر ثواب دارد. ما از همه این ها محروم هستیم. رسول خدا یک جمله ای گفت  این باید آن  قدر باز  بشود. حضرت فرمود: «جَهادُ المَرءِ حُسنُ التَبَعّل». ما به این حدیث ظلم کردیم. جهاد زن حسن تبعل است. بعل یعنی شوهر، تبعل یعنی پذیرش شوهر. باب تفعل، پذیرش.
شریعتی: خوب شوهرداری.
حجت الاسلام عاملی: خوب شوهرداری یعنی  من نان او را درست می کنم، غذایش را بپزم، لباسش را بشویم. می دانید که این ها به زن واجب نیست. حتی می ترسم بگویم که برای این ها اختلاف درست بشود. برای این ها می تواند پول هم بگیرد. حضرت ختمی مرتبت هم فردای ازدواج وقتی آمد تقسیم کار  کرد گفت بیرون از در برای شوهر، داخل خانه برای دخترم، حضرت زهرا (س) فرمود چقدر خوشحال شدم، این  خوشحال شدن  برای آشپزی نبوده است. یعنی حساس ترین دوران  تربیتی طفل را به من داد، عنوان مادری برای من شد.
شریعتی: مدیریت خانه برای من شد.
حجت الاسلام عاملی: بله. حسن تبعل را من معنا کنم. شما ببینید شما را به خدا، باید ساعت ها صحبت کنیم یا نه. حسن تبعل یعنی شما اگر به شرایط ناخواسته ی شوهر اعتراض نکردید و قبول کردید  مثل جهادی است که در میدان جنگ مردها انجام می دهند.
شریعتی: یعنی چه؟
حجت الاسلام عاملی: در زندگی شرایط ناخواسته پیدا می شود. ناگهان می بینی که مرد ورشکست شد. شما اگر اب پول او ازدواج کرده بودی خداحافظ. من دیدم، شوهر را رها کرده است. مرد بیماری سخت و لاعلاج گرفته است که این بیماری یک چیزی است که در طول عمرش باید باشد. پدر  آمد دست دختر  را گرفت و طلاق داد. اصلاً کارمند است، گفتند شما باید ماموریت دارید و باید به غربت بروید، خیلی راه دور بروید. دست خودش که نیست. این ها همه شرایط ناخواسته است. در زندگی آن  قدر شرایط ناخواسته  درست می شود.
شریعتی: بله، این ها جزو مواردی است  که پیش بینی نشده است.
حجت الاسلام عاملی: اگر قرار باشد به این شرایط ناخواسته عمل نشود، زندگی به هم می خورد، نهاد خانواده به هم  می خورد، بچه دیگر بچه نیست، در آن جا جانی است. چرا؟ چون از عواطف پدری محروم شد، از عواطف مادری محروم شد. مقام معظم رهبری فرمود نهاد خانواده سلول جامعه است. از آن جا عواطف پمپاژ می شود. هر کس  به جایی رسیده است، بزرگان، در این شرایط زن حسن تبعل داشته است به جایی رسیدند. سید ابوالحسن اصفهانی همه چیزش را جمع می کند که به اصفهان برگردد. خانمش می گوید کجا می روی؟ می گوید من پول ندارم، می بینی که پلاس زیر پایم را فروختم  که اجاره بدهم ولی اجاره هم ندارم. می گوید من برایت خانه درست می کنم. گفت خانه دارم. گفت کجا؟ به شبستان مسجد می برد. در شبستان مسجد می گوید  من این جا می مانم تا تو درس بخوانی. این آیا جهاد نیست؟ آقای پهلوانی می فرمود در  کوچه یخچال گازی که منزل علامه بود آن  قدر اتاق کوچک بود که لای در را که باز می کرد با ما  صحبت می کرد. اما خانمشان یک سال سرخاکش رفت. چقدر از خانمش توصیف می کرد.
شریعتی: یعنی همراه بودن  با شوهر.
حجت الاسلام عاملی: در شرایط ناخواسته.
شریعتی: و البته هدف هم باید مقدس باشد. یعنی یک وقت هایی شوهرها می گویند ما هر کاری می کنیم حالا تو هم همراه ما باش.
حجت الاسلام عاملی: نه، من شرایط ناخواسته را عرض می کنم. یک وقتی مرد تنبلی است رفته در قهوه خانه نشسته قلیان بکشد، نشسته می گوید زن  این کار  را انجام  دهد. یک مردی بود که خودش اصلاً زیر بار کار نمی رفت. به خانمش می گفت گاو های خودت را دوشیدی، این گوساله شیرش را دوشیدی، این عسل های خودت را جمع کردی؟ همه را به خانمش  نسبت می داد. خانمش هم خوشحال می شد که این همه ثروت  دارم ولی به زن خیانت می کرد. تو این جا زرنگی  کردی ولی در محضر خدا نه. پیامبر آمد دید که امیرالمومنین در داخل خانه  عدس پاک می کند. ثواب  عمره دارد. عمره داخل خانه ما است، جای  دیگر دنبال عمره نباشیم. امیرالمومنین هیچ چیزی نداشت چون جزو مهاجرین بود. خانه هم نداشت. حضرت زهرا را گوشه یک باغ برد، گوشه آن باغ برایش یک اتاق درست کرد. چه کسی آن جا می رود؟ دختر رسول خدا. زن های مدینه همه سر ایشان ریختند که چرا با ایشان ازدواج کردی. این  هیچ چیزی ندارد. این  اشراف انصار آمده بودند، عبدالرحمن آمده بود این قدر ثروت داشت، پرده های فلان و فرش زرباف می آورد. چرا رفتی  با او ازدواج کردی. آمد به پیغمبر شکایت کرد  که زن ها این  حرف ها را می زنند. امیرالمومنین ناخواسته شرایطش آن گونه بود. حضرت زهرا کاملاً حسن  تبعل داشتند. امیرالمومنین آمد گفت پیغمبر برای ناهار می آید، چیزی داریم. گفت نه. سه روز است هر چه  هست نه به حسن  می دهم نه به حسین می دهم، جلوی تو می گذارم. گفت چرا به من نگفتی؟ گفت: «إنِّي اُکَلِفُ نَفسَکَ ما لا تَقدِر عَلَیه» من حیا می کنم از خدا از تو چیزی بخواهم که می دانم قدرتش را نداری. این  حسن تبعل می شود. شما را به خدا، پیغمبر ما شاهکار  کرده است یا نکرده است. آن قدر ریشه دعواها حل می شد. الان فرض بفرمایید درآمدش کم  شده است، دیگر توانش را گذاشته است نمی تواند نیازهای خانواده را برآورده بکند. اقرانش، یعنی آن هایی که با این هم تیپ هستند، ناگهان ثروتشان بالا رفته  است، زندگی شان تغییر کرده است. اما  این مرد تلاش کرده نتوانسته پایاپای آن ها نیازهای این خانم را درست بکند. این جا اگر این خانم حسن تبعل داشت من شخصاً اعتقاد دارم که از آن میدان جنگ بالاتر کار  کرده است. چرا؟ چون در  پایه گذاری نسل اعجاز  کرده است. اما بیاید بنای ناسازگاری بگذارد، مرد چنان  خودش را گم کرده است. خانه می آید دعوا می کند، بیرون  می رود گرفتار است، شأنش شکسته است، عنوان پدری شکسته است، حرمتش شکسته است، هزار و یک مشکل درست شده است. در فامیل ما یک مردی  تصادف کرد و قطع نخاع شد. خانمش به جد اطهرم چهل سال چنان از این  مواظبت کرد. اصلاً یک ضرب المثل شد. یک خانمی آمد به ما مراجعه کرد، مشکلات  مالی  داشت، رفتم رسیدگی  کردم دیدم مرد MS دارد، اصلاً این مرد را تکان بدهی چقدر  مشکل است. آن قدر گرفتار شده است زانو درد گرفته است، درد کمر گرفته است. این مرد هم   چیزی ندارد، بیمه هم  نیست. ما همه چیز را درست کردیم ولی این زن شاهکار  بود. این ها باید به عنوان  الگوهای جاودانه معرفی بشوند. ما مگر نمی خواهیم  برای جامعه الگو معرفی کنیم، بسم الله. حرف آخر را بزنم و تمام. حضرت زهرا سلام الله علیها در حالی  که مضروب است، در حالی که بین  در و دیوار مانده  است، خودش را به طرف مسجد کشانده است که امیرالمومنین را که برای بیعت بردند که از دست آن ها خلاص  کند و این کار  را موفق شد. آن ها  می دانستند که زهرا مستجاب الدعوه است، می گفتند زهرا خانه گریه نکند می ترسیدند که دست به دعا بردارد. نه این که زهرا گریه کند ما را اذیت کند. زهرا که کسی را اذیت نمی کند. امیرالمومنین را گرفت. وقتی  که امیرالمومنین می آمد حضرت زهرا در برابرش یک جمله گفته است. آن زندگی آرمانی، رابطه آرمانی، حب و علاقه آرمانی، خانواده آرمانی. به تعبیر صائب، معنا  گاهی آن قدر عرشی است در لفظ جا نمی گیرد. گفت علی جان: «روحي لِرُوحِکَ الفِدا». حالا علی گرفتار شده است، رهایش کنم. «روحي لِرُوحِکَ الفِدا وَ نَفسي» درست است پهلویم شکسته است، «وَ نَفسي لِنَفسِکَ الفِدا» این  سپر بلاهای تو است این بدن من. «إن کُنتَ فِي خَیرِ کُنتَ مَعَک، وَ إن کُنتَ شَرٍ کُنتَ مَعَک».  ما همین را در خانه ها عمل  کنیم، هم  آقا و هم  خانم. «إن کُنتَ فِي خَیرِ کُنتَ مَعَک» علی اگر  اوضاع تو خوب باشد با تو همراه هستم، «وَ إن کُنتَ شَرٍ کُنتَ مَعَک» اگر گرفتار شوی و اوضاع تو به هم بخورد رهایت نمی کنم. مگر علی را می شود رها کرد؟! من با تو هستم. آقای شریعتی می دانی برای چه گریه می کنم؟ هیچ کس نفهمید  که زهرا که از دست علی گرفته شد علی را بیچاره کردند. هم پیغمبر و هم علی هر دو گفتند زهرا را که نگاه می کنیم تمام خستگی از جان ما بیرون می رود. قیافه که نبوده است. وقتی زهرا را دفن  کرد به زمین نگاه کرد، به آسمان  نگاه کرد، گفت خدایا چرا زمین و آسمان  بعد از زهرا چرکین  شده است. یعنی جمال آدم را از من گرفتند.
شریعتی: یک وقت هایی دل آدم دست خودش نیست. انگار که می برند.
حجت الاسلام عاملی: چه تعبیر خوبی، پذیرایی است.
شریعتی: گفت: ما عشق را پشت در این خانه دیدیم، زهرا در  آتش بود حیدر داشت می سوخت.
حجت الاسلام عاملی: آقای دولابی می گفت اگر خوابتان هم می آمد در حرم بخوابید، پذیرایی است.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم. صفحه 337 را امروز با هم تلاوت کنیم. هدیه کنیم به روح بلند زهرای اطهر، امیرالمومنین که حالا اسمشان آمد و یاد کردیم و به تعبیر  حاج آقای عاملی از ما پذیرایی کردند. آیات نورانی  سوره مبارکه حج قرار امروز ما است. بشنویم. برمی گردیم ان شاءالله در بخش دوم گفتگویمان با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما.
صفحه 337 قرآن کریم
شریعتی: صلوات و درود خدا بر حضرت خاتم النبیین و اهل بیت پاک و گران قدرشان. خدا کند قدردان نعمت هایی که داریم، خاصه نعمت ولایت، باشیم. خیلی خوش آمدید مجدداً به سمت خدای امروز ما. اشاره قرآنی این صفحه ان شاءالله حسن  ختام برنامه ما خواهد بود و از محضر شما باید مرخص شویم.
حجت الاسلام عاملی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». آیه 41 سوره حج: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ». این آیه در صدد تعریف شخص آرمانی، شهر آرمانی و حکومت آرمانی است. شخص آرمانی سه رکن  دارد. رکن اول ارتباط با خدا است، نماز است. نماز ادب عبودیت است. ما مهمان  هستیم. اگر کسی نماز ندارد ادب مهمانی را رعایت نکرده است. اصلاً جامعه ای  که ارتباط با خدا نداشته باشد امنیت روحی  و امنیت روانی ندارد. این خیلی حرف است. خدا هم  در  قرآن گفته است: «أيُ الفَریقَِین أَحَقُ بِالأمن» کدام جامعه شایسته امنیت است، «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسوا إیمَانَهُم بِظُلمٍ أُولئِکَ لَهُم الأَمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ» امنیت آن جا است که با من  ارتباط داشته باشید. و الا هر مصیبتی، هر یأسی، هر گناهی، هر جنایتی، صورت می گیرد. نماز را که تشبیه کردند به یک رودخانه ای است که جلوی خانه شما رد می شود، پنج بار آن جا شستشو می کنید، معلوم می شود روح انسان چقدر  کثیف می شود. «الحَمامُ یَومٌ و یُومٌ لا» حضرت فرمود حمام دو روز یک بار  است، اما روح انسان این گونه نیست.
جان همه روز از لگدکوب خیال
وز زیان و سود وز خوف زوال
نی صفا می ماندش نی لطف و فر
نی بسوی آسمان راه سفر
در محاضات ذات لایتناهی، یعنی در محاضات کل جمال، حق، خیر، زیبایی، قرار گرفتید این احتیاج ضروری جامعه است. رکن دوم، ارتباط عاطفی باید بین انسان ها باشد. نباید یکی بخورد و یکی نگاه کند. زکات برای همین است. زکات یعنی ظهور روابط عاطفی. اگر در  یک قریه یک کسی گرسنه بخوابد خدا به آن جا نگاه نمی کند. زکات ظهور عطوفت است، زکات ظهور انسانیت است. اگر کس یک قیرات زکات را منع کند به هنگام  مردن ملائکه می گویند حقت نیست در  امت محمد بمیری، باید در یک امت دیگر. «مَوت نصارنیًّا اؤ یَهودیًّا». یک قیرات یعنی هشت  جو. به اندازه هشت جو اگر زکات را منع کنی. آیه بالاتر از این نمی شود، «وَیلٌ لِلمُشرِکین الَّذین لا یؤتونَ الزَکات» وای  بر مشرکینی  که زکات نمی دهند. اصلاً این ارتباط عاطفی ملات جامعه است، جامعه باید ارتباط عاطفی داشته باشد و یکپارچه بشود، یک واحد مجموعی بشود. این  بسیار مهم است. سیستم  آموزشی ما باید عاطفی پرور باشد. این فقر عاطفی جامعه را به آتش می کشد. پلیس و غیر پلیس نمی توانند حریف بشوند. رکن سوم بسیار مهم است. افراد جامعه نباید  نسبت به سکوت و فساد  یکدیگر بی خیال باشند. یعنی امر به معروف و نهی از منکر. کسی حق ندارد بگوید من  را به قبر تو نمی گذارند، عیسی به دین خود موسی به دین خود. کسی حق ندارد در کشتی نشسته است کشتی را سوراخ می کند. می گوید به ما ربطی ندارد، من را در قبر تو نمی گذارند که. خدا به من ولایت داده است تا در زندگی تو من خیرخواهی بکنم. «وَالمُومِنونَ بَعضُهُم اؤلیاءُ بَعض» خدا می گوید من ولایت دادم  نسبت به یکدیگر خیرخواهی بکنید، آن سمت دنیا هم  باشید خیرخواهی  بکنید. اصل عدم  دخالت که اصل عدم بین المللی است و اصل خیرخواهی که دین ما پایه گذاشته است این بر آن مقدم است. آن طرف دنیا یک مسلمان بگوید به داد ما برسید من لبیک نگویم پیغمبر فرمود: «وَ لَیسَ مُسلِم» تو مسلمان نیستی. وظیفه ما این است که تغییر رفتاری داشته باشیم در برابر کسی که اهل منکر  است، اهل فساد است. فامیلی  که فساد می کند، فامیلی  که رشوه  می گیرد، فامیلی که بی  عفتی دارد، در اسلام ما تماشاگر نداریم. آن هایی که تماشاگر بودند آن ها هم مست شدند و تبدیل  به حیوان شدند. پیغمبر  ما فرمود: «کُلُّکُم راعٍ وَ کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَعِیتِهِ». این بحث خیلی مهم  بود که ما خلاصه کردیم. اگر کسی به کسی خیرخواهی  کند و او بگوید برو به خودت بِرس این  گناه  کبیره است.
شریعتی: ان شاءالله که بی تفاوت نباشیم و ان شاءالله همه در کنار هم با همدلی روزگار بگذرانیم. شما برای ما دعا کنید، ما هم ان شاءالله دعاگوی شما هستیم.
حجت الاسلام عاملی: یک دعای خوبی عزیزان  یاد  بگیرند عزیزان با خدا با این ادبیات صحبت کنند. «فَارحَمني اللّهُمَّ» خدایا به من رحم کن، «فَإنِّي امرُؤُ حَقِیرٌ، وَ خَطَرِی یَسِیرٌ» خدایا آتش باشم کجا را می سوزانم، من در برابر  عظمت تو عددی نیستم. «وَ لَیسَ عَذَابِی مِمَّا یَزیدُ فِی مُلکک مِثقالَ ذَرَةِ» من را عذاب کنی یک ذره به حکومت  تو اضافه نمی کند. «وَ لَو أَنَّ عَذَابِی» اگر عذاب من به ملک تو اضافه کند ایرادی ندارد، من حاضرم من را جهنم ببر. دعای 50 است. عزیزان این را از صحیفه سجادیه خودشان  بگیرند و حفظ  کنند و این را بخوانند. چقدر عالی است. «فَارحَمني اللّهُمَّ فَإنِّي امرُؤُ حَقِیرٌ، وَ خَطَرِی یَسِیرٌ وَ لَیسَ عَذَابِی مِمَّا یَزیدُ فِی مُلکک مِثقالَ ذَرَةِ، وَ لو أنَّ عَذابِی مَمَّا یَزِیدُ فِی مُلککَ لأَلتُکَ الصَّبرَ عَلَیهِ» ایراد ندارد، فقط به من صبر بده من را به جهنم ببر تا به ملک  تو اضافه شود. «وَ أَحبَبتُ أَن یَکونَ ذَلِکَ لَکَ» من دلم می خواهد  که به ملک تو اضافه بشود، ایراد ندارد  من را ببر. اصلاً این  ادبیات سنگ را ذوب می کند.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم از شما حاج آقای عاملی. خیلی ممنون از توجه و همراهی شما. برای دوستان خوبم، بچه های سمت  خدا، حتماً دعا کنید. ما هم دعاگوی شما هستیم. خیلی ها هم التماس دعای ویژه گفتند، آن ها را هم فراموش نکنید.
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
در پناه خداوند متعال باشید. تا سلامی دوباره.

 

برای مشاهده فایل تصویری روی لینک زیر کلیک کنید

 

کلیک کنید

 

 

فایل صوتی این برنامه

 

لینک کوتاه :

darolershad.org/?p=8830

جدیدترین عناوین خبری

پربازدیدترین خبرها

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

یک پاسخ ارائه کنید