جستجو
جستجو
تغییر سایز-+=

سمت خدا | رعایت تقوای الهی

شریعتی: «بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم» «اللهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَد فَعَجِل فَرَجَهُم». «الّلهُمَ عَجِل لِوَلیِکَ الفَرَج» سلام می کنم خدمت تک تک عزیزانمان. بیننده‌های خوب و نازنین. از تهران پایتخت کشور عشق و ایمان با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. همه در آستانه‌ی یک آزمون سرنوشت‌ساز هستیم و ان شاءالله فردا که روز سرنوشت ملت بزرگ و عزیز و شریف و سربلند ایران است، بهترین ها برای مردم عزیز و نازنینمان رقم بخورد. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمه الله. خیلی خیلی خوش آمدید. حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمه الله. عرض ادب و احترام دارم محضر ملت بزرگمان. از خدای متعال عنایات خاصه، مقدرات، سرنوشت، مقدرات شایسته. شایسته‌ترین تقدیر و سرنوشت را برای ملت عزیزمان از خدای متعال خواستارم. همچنان که فرمودید در آستانه‌ی بزرگترین حادثه‌ی تاریخی و سیاسی کشورمان هستیم. قرار است که سرنوشت 4 سال کشور ما فردا مشخص شود. با چه سبکی، با چه فکری، با چه طرحی، با چه برنامه‌ای، طراحی شود و این را هم خدمت عزیزان خودمان عرض کنم.

من به عنوان یک کارشناس دینی عرض می کنم. بالاترین ثواب این است که ما مساعدت کنیم برای حاکمیت انسان صالح. انسان صالح اگر کسی فراهم کند، زمینه را فراهم کند برای این که تولیت جامعه با فرد صالح باشد، این بالاترین ثواب است. چون حاکمیت در همه چیز تاثیر دارد. (النّاسَ باُمَرائِهِم اَشبَه مِن آبائِهِم) انسان ها به پادشاهان خودشان، به رؤسای خودشان خیلی اشبه هستند تا به پدران خودشان. یک جمله ای هم عرض کنم که باید یک کتاب نوشته شود. آن هم این است که خدای متعال روز قیامت اول 3 چیز را بررسی می کند، بعد نوبت به سایر اعمال می رسد. مثل کنکور می آیند اول زبانش را ببینند، امتحان داده است که زبانش قبول شد یا نه، بعد ورقه اش را اصلاح می کنند. 3 چیز است که اول آن را لحاظ می کنند بعد به بقیه ی اعمال خیر رسیدگی می کنند. اولش عبارت است از نماز؛ اگر کسی نماز نداشته باشد، پل ساخته است و فلان کار خیر کرده است، اصلا این ها را رسیدگی نمی کنند. اول مسئله ی نماز است. ادب عبودیت در برابر خالق کائنات. این اگر نباشد بقیه ی اعمال بررسی نمی شود. دوم عبارت است از ایمان؛ یعنی اعتقاد داشته باشد که یک اراده ی حکیمانه در این عالم حکومت می کند. این عالم صاحبی دارد. این آیات اقتضایی دارد. این آِیات پیامی دارد. این طور نیست که یک رستورانی درست کرده ام، بخوریم و سر و کله ی هم بزنیم. این هم اگر اعتقاد نداشته باشد اعمال خیرش را بررسی نمی کنند. بارها و بارها و بارها در قرآن این را تصریح کرده است. (مَثَلو الَّذینَ کَفَرُوا بِرَبِهِم اعمالُهُم کَرَمادُ اشتَدَت بِه الرَیحَ) کسانی که کفر ورزیدند در این عالم اعمال خوبشان مثل خاکستری است روی سنگ که طوفان بوزد و همه چیز را از بین ببرد. (في یومٍ عاصِفَ لایَقدِرُونَ مِمَّا کَسَبوا عَلی شَيءٍ) بر هیچ چیزی قادر نمی شوند که دستشان بیاید، (ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ البَعیدُ). و مسئله ی سوم، مسئله ی امام است. اول باید مشخص شود در زیر بیرق کدام بوده است بعد بررسی بکنند. امام صالح بوده است یا امام طالب بوده است. این هم خودِ قرآن فرموده است: (یَومَ نَدعُو کُلِ النَّاسِ بإمامِهِم). حدیث قدسی بخوانم این بحث را تمام بکنیم. این بحث خیلی مهم است. خدا در حدیث قدسی فرموده است: (لأَعذَبَّنَ کُلَّ رَعیَة في الاِسلام  دانِت بِوِلایةِ کلَّ امامِاٌ جائِرا لَیسَ مِنَ اللهَ وَ أن کَانَتِ الرَّعِیَّهُ في أعمَالَها بَرَّة تَقَّیَة) خدا فرموده است، قسم خورده است که من عذاب می کنم هر کسی را که زیر بیرق امام جائر بوده، ولو اعمالش خیلی خوب بوده، نماز داشته، روزه داشته، حج داشته است. (وَ لَأَعفُوَنَّ عَن کُلَّ رَعیَّة فِی الاسلام دانَت بِوَلایِةِ کُلَّ إمامٍ عادِلٍ مِنَ اللهَ) و من عفو می کنم کسی را که تحت حاکمیت امام عادل بوده است. (وَ إن کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِي أنفُسَهَا ظَالِمَةً مُسِیئة) هر چند که خرابی اعمال داشته ولی با آن می شود راه آمد. اگر در حکومت جائر زندگی می کند (وَ مَن یَکفُر بِاَلطاغُوتَ وَ یُومِن بِالله) اول طاغوت را بررسی می کند، بعد (یُومِن بِالله). (وَ لَقَد بَعَثنا في کُلٍ امَّةً رَسولاً أنِ اعبُدوا الله وَ اجتنبوا الطاغوتَ)  هر وقت یک پیغمبر فرستادیم گفتیم دو چیز می خواهیم، (أنِ اعبُدوا الله وَ اجتنبوا الطاغوتَ). (أنِ اعبُدوا الله) را گذاشت کنار (وَ اجتنبوا الطاغوتَ) یعنی من آن عبادتی را قبول دارم در کنارش کفر به طاغوت باشد. این ها همه نشان می دهد که حساسیت فوق العاده است. امیرالمومنین هم تبعات همین حاکمیت‌ها را خورد. حضرت وقتی روی کار آمد تمام استاندارها را عوض کرد. گفت تو لایق نیستی استاندار بشوی. دعوا سر همین مدیریت‌ها بود. رؤسای قبیله ها را عوض کرد. تو لایق نیستی رئیس قبیله بشوی. اوضاع کلا تغییر کرد. معاویه گفت که به من دست نزن، بگذار من سر جایم باشم. و الله من با تو سر دعوا ندارم. بعد من هم هر کسی را می خواهی سر جای من بگذار. ابن عباس هم گفت به او دست نزن، کشور به هم می ریزد. گفت چیزی به تو مربوط نیست دخالت نکن. به معاویه هم نوشت (وَ الله لااستَعمِلُکَ یُومِ) قسم به خدا 2 روز نمی گذارم تو آن جا بمانی.
شریعتی: اصلا صلاحیت این که این جا باشی را نداری.
حجت الاسلام عاملی: حساسیت امیرالمومنین به مدیریت‌ها عرصه را تنگ کرد. طلحه زبیر امریه اش را گرفت پاره کرد. اول امریه را داد تشکر کردند. گفت چرا تشکر کردی؟ شما را می فرستم زحمت بکشی. چقدر زحمت دارد کسی بیاید رئیس جمهور بشود این همه سختی کار و گرفتاری و حساسیت دنیا و حساسیت منطقه، تشکر هم می کنی؟ معلوم است که کار شما هوی و هوس است. امریه را گرفت پاره کرد. آن وقت اوضاع به آن جا رسید. حالا ما اگر عمری علی علی گفتیم، حالا فردا باید  عملاً لبیک بگوییم که فرد صالح را انتخاب بکنیم و چون انتخاب انسان صالح بالاترین عبادت است، فردا وضو بگیریم به قصد غربت ان شاءالله پای صندوق‌های رأی حاضر بشویم.
شریعتی: ان شاءالله.  خیلی خوب. امروز هم همراه شما هستیم با احترام و افتخار و در محضر حاج آقای عاملی عزیزمان. این هفته ها داریم راجع به تقوا صحبت می کنیم. به تعبیر حاج آقا از کف نفس می گوییم و به نظرم خیلی از مشکلاتمان ان شاءالله این گونه حل خواهد شد. هم مشکلات فردی، هم مشکلات اجتماعی در حد کلان و امروز هم با دل و جان صحبت‌های شما را خواهیم شنید.
حجت الاسلام عاملی: (بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم). بحث ما این بود که خدای متعال فرموده است (إنَّ علیها لَلهُدی) یعنی هدایت انسان ها بر عهده ی من است. خدا فرمود: (وَما قَدَرَوا اللهَ هُوَ قَدره) آن هایی که خیال کردند ما چیزی نازل نکردیم، اصلا ما را نشناختند. کسانی که می گویند خدا بشر را خلق کرده است و سر خودش رها کرده است. برعهده اش گرفته است تربیت کنند. بر عهده اش گرفته است که رشد این ها را تهیه کند با ارسال انبیا، کتاب‌های آسمانی، احکام تکوینی، آیات تشریعی. همه ی این ها برای بشریت مدرسه است برای بشریت، مدرسه ی جامع. و خدای متعال بارها فرموده است که یک خروجی بزرگ مدرسه این است که: (لَعَلَّکُم تَتَقُونَ). معنی (لَعَلَّکُم تَتَقُونَ) این است که شما بعد از خروجی از این مدرسه قدرت روحی داشته باشید، تا کسی نتواند شما را بخرد، تا کسی نتواند شما را مالک شود، تا شما مملوک نشوید. (عَتقَ مِنَ کُلِ مَلَکة) اصلا تقوا یعنی آزادی، یعنی (حُریَّت مِنَ کُلِ مَلَکة). هر چیزی که باعث می شود اراده ی ما سلب بشود. ما (کالکُرَةِ فِي أیدي  صبیانَکُم) بشویم. شیطان گفته است که گناهان دست ما (کالکُرَةِ فِي أیدي  صبیانَکُم) شویم. مثل توپ است دست بچه های شما. یعنی خیلی چیزها سلب اراده می کند از انسان. آن چنان که در دنیا، اوضاع دنیا را به گونه ای تنظیم کرده اند  که اراده ی ملت‌ها سلب شده است. حاکمیت ملی یعنی اراده ی ملت‌ها. اوضاع دنیا جوری شده است، قدرت‌های بزرگ کاری کرده اند که همه چیز باید با اذن آن ها باشد. اراده سلب شده است. اصلا وزیر اسبق وزارت خارجه آمریکا صراحتاً گفت که مشروعیت دولت‌ها با رأی نیست. مشروعیت دولت‌ها با آنی که از صندوق رأی بیرون می آید نیست بلکه با سمت و سوی بین المللی است، جهت‌گیری بین المللی است. خودشان به ما می گویند که دموکراسی مهار شده دارید. خودشان بدترین دموکراسی مهار شده را دارند. بوش وقتی به عراق وارد شد، 50 عالم لیبرال دموکراسی بیانیه دادند گفتند که دخالت نظامی با  دموکراسی منافات ندارد. اصلا بدترین سلب اراده را، یکی از روسای آمریکا گفت که دنیا مثل یک قطار می ماند که ما باید تعیین کنیم که کدام سمت برود. در زندگی فردی هم همین گونه است. بزرگترین تکریم برای یک انسان، بزرگترین کرامت برای یک انسان، حرّیت اراده ی یک انسان است. تقوا یعنی انسان قدرت روحی داشته باشد که وقتی دنیا از یک جا چشمک زد، شرایط برای خیانت مهیا شد، خیانت نکنیم. یعنی آن چه که جمع کرده همه را یک لحظه، یک شبِ، با یک عمل از دست ندهد. گاهی یک عمل، در گذشته هم خواندیم، یک آرزو دارد که جنس‌ها بالا برود، من این اجناسم را بفروشم. (أحبَطَ اللهُ عَلَیهِ عَمَلَهُ أربَعینَ سَنَة) چهل سال هر چه کرده همه را خدا حبط می کند.
شریعتی: تازه آرزو کرده است نه عمل.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. آرزو کرده است. در نتیجه مفلس شده است. یک روایت بسیار خوبی است که ما باید هر روز زیادت داشته باشیم. (وَ اَلَذینَّ اَهتَدُوا زادَهُم هُدیً) اصلا دنیا برای زیادت است. ما آمدیم هر روز زیادت داشته باشیم. (لِّلَّذینَ اَحسَنوا فِي هَذِهِ الدُنیا حَسَنَة و زیادة) کسانی که حسنه انجام می دهند، ما به صورت حسن می آییم جلو، زیاد هم می آییم جلو. یعنی هر چقدر کارخوب کردی ما بیشتر از آن انجام می دهیم. یک صلوات به ما بفرستی هزار صلوات می فرستیم. (اِنَّهُم فِتیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم وَزِدنَاهُم هُدیٍ) آن اصحاب کهف، (آمَنُوا بِرَبِّهِم وَزدنَاهُم). یعنی طبیعت ایمان این گونه است. طبیعت رفتن به سمت خدا این گونه است. اگر یک  شبر بروی، حرمله می آید. (هَل اتانی شبراً اتَیتُوا حَرمَلَةً) یعنی تمام زیادت است. دو روزت نباید مساوی باشد. امروز نسبت به روز دیگر زیاد باشد. (الشیعَتُنا اَهلُ الفَتِحُ و ضَفَری)  شیعیان ما اهل فتح و ضفراند. هر روز سنگرها را فتح می کنند. پارسال از قضایای  شخصی نمی ترسید امسال می ترسد. پارسال خلوت نداشت، امسال خلوت‌های بسیار ارزشمندی دارد. پارسال اشک چشم نداشت اما امسال (العِینِین هطالتین). آقا رسول الله به خدا می گوید: (اللهُمَّ اعطِني عَینِینِ هَطّالَتِین) خدایا از تو دو چشم می خواهم مثل ابر بهاری. این گریه، گریه ی غصه نیست که فشار روحی می آورد. آقای متخصصی نوشته بود، متخصص روانپزشک نوشته بود که، نسخه اش این است که نغوذ بالله ترک مذهب. در حالی که بالاترین لذت در مذهب است. یعنی یک معاشقه، یک رابطه ی عاشقانه ای که با خدا داری، دیگر از بقیه ی لذت‌ها استغفار می کنی.
شریعتی: این از آن اشک‌هایی است که وقتی می بارد آسمان دلت صاف می شود.
حجت الاسلام عاملی: نورانیت می آورد. مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی این را بحث کرده است که غصه برای دنیا با غصه برای آخرت فرق دارد. این یک نورانیت می آورد، یک لذتی می آورد.
شریعتی: یک نشاطی می آورد.
حجت الاسلام عاملی: بله. آن وقت هر روز باید اضافه شود. اگر اضافه نشود از جیب داری خرج می کنی. تاجری که ببیند از جیب خرج می کند درِ مغازه را می کشد می بندد. (مَنَّ لَم يَرالزیادةَ في النَفسِه فَهُوَ إلی نُقصان) روایت است. هر کس ببیند که زیاد نمی شود یعنی رو به نقصان می رود. (وَ مَن کانَ الیَ النقصانِ فألموت خیر لَه) کسی که هر روز جمعه اش جلوتر می رود این نقصان دارد، یعنی عوالمی از عنایت الهی، عوالمی از اوصاف انسانی، عوالمی از توفیقات، در زندگی اش نیست. همه اش افول، سقوط، انحلال، توقل در مشتهیات، همه اش این ها را دارد (ألموت خیر لَه) بریده بشود خیلی بهتر است. یعنی جلویش گرفته بشود خوب است. (فألموت خیر لَه ). آقای کربلایی به ما می گفت این فحش است. (فألموت خیر لَه) این فحش است.
حجت الاسلام عاملی: اگر کسی این گونه زندگی کند مرگ برایش بهتر است. در زندگی استراتژی باید داشته باشد، یک قدسیتی باید داشته باشد، باید نبایدی داشته باشد. آن خانه هایی که استراتژی تربیتی ندارند، خانه هایی که یله است، بچه هایش را نگاه کنید.
شریعتی: باری به هر جهت. هر چه شد، شد.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. این بچه با چه کسی معاشرت دارد، با چه فکری معاشرت دارد. می دانید که بچه همیشه دست ما نیست. 18که گذشت، فوقش 21 که گذشت، دیگر تمام شد. بعضی  سن ها است که شیطان دست می کشد به صورتش می گوید: (بِأبی وَجهَ مَن لا یُفلِح أبدا) پدرم فدای صاحب این صورت که دیگر اصلاح نمی شود. 21 که گذشت. فرمود: (وَ إنَّ فَرَحَ وَ إن فَلا غَیرَ) دیگه تمام شد. حضرت فرمود در 21. حضرت فرمود 7 سال بچه آقا است. حق نداری دستور بدهی، بزنی، سرش داد بزنی. 7 سال هم عبد است، باید هر لحظه از تو درس یاد بگیرد. مثل عبد دو زانو بشیند، لحظه به لحظه مطالب یاد بدهی. 7 سال هم وزیر است کنارت باشد. نسپاری به کوچه و بازار که همه چیز از دست برود با یک ارتباط با  یک بچه ای که از یک خانه ای بیرون آمده است که پدر و مادر ارزش تربیتی، برایشان ارزش نیست. چند سال شد؟ 21. اگر بچه درست شد، درست شد و الّا (إن فَلا غَیرَ) دیگر در اختیار تو نیست. مادر می آید گریه می کند می گوید به حرفم گوش نمی دهد. مادر می آید ناله می کند که من نمی توانم حریفش بشوم چون دوران پیدا کردن تکون، هویت تمام شد. هویت‌یابی که تمام شود دیگر مثل آبی که بریزی در یک ظرفی یخ زد. دیگر آن را در قالب‌های مختلف نمی شود ریخت. آن قالبش را پیدا کرد رفت. عرضم این است که، آقای کربلایی می فرمود: (فألموت خیر لَه) این فحش است.
یک آقایی می گفت در محضرآیت الله اراکی گفتم که امام سجاد(ع) به خدا عرض می کند که خدایا، آخه چه گونه شده است که (مالی مالی مالی)، به من چه شده است که وقتی می گویم که من هم می خواهم در جرگه ی دوستان خدا وارد شوم. (عَرَضَت بَینی وَ بَیَنَ خِدمَتِکَ سَیِّدي) یک گرفتاری هایی پیدا می شود و باعث می شود که من نتوانم در خدمت تو باشم. خب معلوم است که این را درست کردند. خدا خودش جلویش را می گیرد مسجد نرود. خودش جلویش را می گیرد نماز نخواند. خودش جلویش را می گیرد که این روزه نگیرد. مناسب با اعمالی که کرده است. (وَ لا تُطِع مِن أَغفَلنا قَلبَه) می گوید ما این کار را می کنیم.(وَ نُقَلِبَ أفئدِتهُم و ابصارَهُم کَما لَم یؤمنوا به) گاهی عقل‌ها را چشم‌ها را ما زیر و رو می کنیم خوب را بد می بیند، بد را خوب می بیند.
شریعتی: یعنی خودت راه همه چیز را باید پیدا کنی.
حجت الاسلام عاملی: یعنی خودت این گونه کردی. یعنی مقدمات را خودت فراهم کردی و الا خدای متعال برای احسان عالم را مهیا کرده است، برای هدایت درست کرده است. کفران نعمت کنی نتیجه اش معلوم است. امام سجاد(ع) به خدا عرض می کند چرا این گونه هستم؟ نکند فلان کار را کردم. که حتی به ذهن ما نمی رسد، حتی می رسد به آن جا که (رَأیتَنِی مُستَحِفَا بِحَقِکَّ فَأًقصَیتَنِی)  نکند دیدی که من به حق تو استحقاق می کنم. من حق دارم در ذمه ی تو که مرا هدایت کنی. من هم حقی دارم در ذمه ی تو. پس حضرت سوال کرد که حق خدا گردن ما چیست؟ حضرت فرمود: (عَن یَقُولوا ما یَعلَمُون وَ یَکوفوا امَّا ما یَعلَمُون) اگر چیزی یقین نیست درباره ی خدا حرف نزن، وقتی یقین نیست به خدا نسبت نده. نکند حقت را ضایع کردم. این قرآن با ما صحبت کرده حقوقی مشخص شده است. حقت را ضایع کرده ام. خدایا تو گفتی نماز بخوان ضایع کردم، حجاب گفتی ضایع کردم. (قُل رأیتَ مستَخِقاً بِحِقِکَ فأخسیتَنی). اخسائ یعنی دور کردن. سوال کردند  گفتند (فَأخسَیتَنی) یعنی چه؟ حضرت آیت الله اراکی فرمود معنی اش این است که برو گمشو. همان که آقای کربلایی می گفت (فألموت خیر لَه) فحش است، گفت (فَأخسَیتَنی) یعنی برو گمشو.
در حالی که قرار است خدا جذب کند نه این که پرت کند. عالم برای جذب است، عالم برای طرد نیست. بحث ما که خروجی تربیت خدا عبارت است از (لَعَلَکُم تَتَقون) یعنی ما قدرت روحی داشته باشیم بتوانیم جاهایی که عواطف به ما چنگ می زند. شما الان فردا رئیس جمهور شدی، این پسرت است، این هم دخترت است، این هم ستادت کار کرده، آن هم فردا به درد رأی تو می خورد، این هم مدیون هستی، آن هم منت‌دار هستی، این دامادت است. می توانیم از این عواطف خلاص شوی؟ چرا خدا حضرت ابراهیم را امتحان کرد؟ گفت اول امتحان بده که تو قطع علایق داری. تو 2 امتحان بده تا من تو را امام کنم. یک شجاعتت را ثابت کن. و دو رگ‌های تعلق را ببر تا من تو را رییس کنم. این دو را اگر یک رئیس جمهور نداشته باشد فاتحه خوانده شده است. 1) شجاعت. ممکن است به ما بگویند (إنَّ النَّاس قَد جَمَعُ لَکُم) وای به حال نخبه ای که بترسد. الان حجاب معاصرت نگذاشت است که ما بفهمیم مقام معظم رهبری چه کرده است. مثل کوه ایستاد در برابر تهدیدها. اگر یک جا انفعالی عمل می کردند همه چیز از دست می رفت. ماهیت دشمن را اگر یک رییس جمهور نشناسد همه چیز را باخته است. یک دیپلمات ماهیت دشمن را نشناسد. شما یک قدم عقب بروید ده قدم می آید جلو. کافیست که انفعال را احساس کند. 1) رییس باید شجاعت داشته باشد.2) قطع علاقه. تقوا آن جا به درد می خورد آن فرزند من است. حضرت آقای شریعتی، فرض بفرمایید من امام جمعه هستم به من زنگ می زنند، می گویند حاج آقا یک پست استخدامی داری. هر که را می خواهی بفرست. این شدنی است. این می شود. شده است، به من زنگ زدند حاج آقا یک پست استخدامی داریم. این جا است که تقوا باید خودش را نشان بدهد.
شریعتی: این جا الان سر جلسه ی امتحان است.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. ورقه را پر می کنیم. بگویی این پسر من است، این دختر من است. عواطف، عواطف. آیا این امتیازی دارد پسر شما، دختر شما، نسبت به دختر پسر دیگران. آیا این که آن مدیر بی لیاقتی که زنگ زده است و گفته است پست استخدامی داریم نفهمیده است که این بیت المال است؟ حقوق عمومی است. شما حق ندارید حقوق عمومی را به کسی زنگ بزنید بگویید یک پست استخدامی دارم کسی را بفرست. تو باید این را اعلام کنی. این همه جمعیت در ردیف استخدام، امتحان گرفته شود و با یک معیاری. و الا در کشور سنگ روی سنگ بند نمی شود. اگر این ها صورت بگیرد نتیجه چه می شود؟ یک آقای حرف خطرناکی زد واقعا ترسیدم. گفت حاج آقا وقتی ماشین از روبرو به صورت زیگزاگی بیاید، من اگر به صورت زیگزاگی نروم تصادف می کنم.  یعنی وقتی که همه می آیند خلاف می کنند من هم باید خلاف کنم. این تلقی اگر جا بگیرد، پا بگیرد…
در جامعه ی ما باورها می سوزد. می گویند باور سوزی از قرآن سوزی بدتر است. چون قرآن هم می خواهد باور بسازد. این جاها است که باید تقوا خودش را نشان بدهد که بگوید یک پست استخدامی…. . باید اعلام کنی. و الا می گوید حاج آقا پسر من منتظر است. پسر همسایه الان در بانک کارمی کند. فلان پسر همسایه ام در فلان اداره کار می کند. چگونه شد همه می گویند استخدام نیست، استخدام نیست. پس این استخدام‌ها از کجا درست شد؟ این اساس حکومتداری نیست. می گویند که دو هنر از تمام هنرها مشکل‌تر است. یکی هنر تربیت است، یکی هم هنر مملکت‌داری است. امیرالمومنین، هر امامی ماموریت دارد در یک چیزی الگو شود، هر امامی. امام حسین(ع) را خدا برای یک سوژه ای فرستاد که در هر دوره زنده است. حاکمیت ضمام‌دار خود سر. ایها الناس اگر حاکمی ظالم، ستمگر، خود سر حاکم شد شما باید چه کار کنید؟ حسینم را فرستادم. صدا کنید و نگذارید که یک حاکم طاغوت سر کار باشد. امیرالمومنین را فرستاد حکومت آرمانی را تصریح می کند. اصلا نگاه کنید انگار که قصد حکومت ندارد حضرت. فقط می خواهد آن ارکان اصلی حکومتی را که مطلوب خداست، مطلوب شریعت است آن را تصریح کند. روز غدیر، غدیر هم برای این نبود که امیرالمومنین نصب شود تمام شود. تعریف نظام سیاسی توسط رسول خدا بود. از این به بعد برای امت من علی و مثل امیرالمومنین باید بیایند حکومت کنند که جرداق مسیحی نوشته است: (اکَلَت انذَتُن دابَ دارِه ایَّامِ خِلافَتِهی) این آقایونی که نامزد شدند ای کاش این حرف مرا بشنوند. یک بز در خانه ی علی را خورد در ایام خلافت. به کوفه که وارد شد به دارالاماره نرفت. گفت من: (إنَّ الله فَرِضَ ائَمة عَدلٍ) خدا بر ائمه ی عدل واجب کرده است خودشان را (یُقَّدِرِوا انفُسَهُم بِضَعفٍ الناس) خودشان را باید با ضعف‌های مردم تنظیم کنند. الان من می بینم ضعف این مردم، در ندارد. با لیف خرما در دست کرده است. پس در من هم باید از لیف خرما باشد. خب لیف خرما را بز می آید می خورد. آن که مثمار مثمار می گویند در مدینه نبود. وقتی که به خلافت رسید گفت: (اَشدِد حَیازیمَکَ) کمرت را برای ریاضت ببند.
حالا این مسئله بسیار مهم است. دقت بفرمایند عزیزان یک سرّی از اسرار قرآن را این جا ما مطرح کنیم که وقتی قدرت روحی نباشد، زانوهای انسان می لرزد. حضرت ابراهیم گفت خدایا حاضرم، امتحان شجاعت، یک تنه رفت بت‌ها را شکست. نترسید. همه گفتند این کار را نکن، عاقلانه نیست. امیرالمومنین که به خلافت آمد گفت من را رها کنید. کار من جوری است که نه قلبتان تحمل می کند نه عقلتان می فهمد. الان هم خیلی ها ایراد می گیرند که چرا انقدر سختگیری کرد. گفتند این کار را نکن عاقلانه نیست. باید مماشات کنی. به امیرالمومنین گفتند اطراف کوفه یک چیزی بده اوضاع مملکت به هم نریزد. حضرت فرمود: (أتامرُونی أن اُطلُبَ النَّصر بالجُورِ فیمَن ولِیت علیه) شما می گویید که من بیایم بیت المال را به گردن کلفت‌ها بدهم تا من چند روز بیشتر حکومت کنم؟ قسم به خدا تا عمر دارم این کار را نمی کنم. بعد یک حرف عجیبی زد. (الله اکبر). ماند، ماند، ماند گفت: (الامرُ اصدِقُ مِن ذلِک). آن قدر از این جمله خوشم می آید. هزار جان داشته باشم به خاطر این جمله فدای امیرالمومنین می کنم. فرمود: (الامرُ اصدِقُ مِن ذلِک). دنیا وعمر آن قدر کوتاه است که فرصت این گونه جا به جایی حقوق نیست. تا تکان بخوری همه چیز تمام شده است. آقا رسول الله هم چند بار گفت: (الامرُ اصدِقُ مِن ذلِک). بعدش گفت که خب  چه می شود. این همه در ستاد شما کار کرده است. بگذارید که من این جا این مطلب را بگویم. ملت ایران این را بشنوند و یک چاره سازی بشود. مدیریت سحر است، سحر است، سحر است. هر کس هر کشوری جلوافتاده است توسط مدیریت فاخر جلو افتاده است. من بگذارید درد دلم را بگویم. این که فلانی در ستاد من کار کرده است باید مدیر شود کشور ما را ضربه زده است. والله ضربه زده است. آمدند مدیر فرهنگی گذاشتند چرا؟ چون در فلان ستاد کار کرده است. کار فرهنگی کار تخصصی است. من یادم است امام جمعه که نبودند به من گفتند شما را نماینده ی ولی فقیه می کنیم در دانشگاه تبریز. 18هزار دانشجو داشت. گفتم نه من نمی روم. آن آقا خیال کرد که من کسر شأن می دانم، گفت ارومیه هم روی آن گذاشتیم. آن هم 12هزار دانشجو داشت. می شود 30هزار دانشجو. به آن مسئول محترم، برادر عزیزم به او گفتم که آقاجان الان 30 هزار دانشجو را به من می دهید، کار فرهنگی کار تخصصی است یا نه؟ آن هم در محیط دانشگاه. گفت بله. گفتم این را به من درسش را یاد دادی؟ گفت نه. گفتم با چه جراتی من را آن جا می فرستی؟ گیرم در دیزی باز است. این عزیزان دقت کنند، آن هایی که می خواهند فردا سکّان دار کشور بشوند. والله بالله تالله اشتباه است، کسی که برای شما کار کرده است بیایی وزیرش کنی، بیایی مدیرش کنی. اوضاع دنیا، مدیرها را بروید ببینید. اصلا مدیرانی که با  مدیرتشان شاهکار کردند. مدیری نیست که پول بیاید، یک کار کند یا یک امضا بزند. آن وقت بشود مدیر.
شریعتی: مدیر باید فکر داشته باشد، برنامه داشته باشد.
حجت الاسلام عاملی: تجربه داشته باشد. آخرین تحولات مدیریتی دنیا دستش باشد.  حالا می خواهیم که حضرت ابراهیم می خواهد علقه ها را قطع کند که فردا نگویند که این دختر من است. یک زن از بنی مخزوم دزدی کرده بود، آقا رسول الله می خواست دستش را ببرد. بنی مخزوم جمع شدند گفتند یارسول الله هر چه می خواهی به تو بدهیم، هر کاری بخواهی می کنیم، دستش را قطع نکن. دست قطع بشود طوری نیست ولی با دست تو قطع شود  دیگر ما تا روز قیامت بدبخت شدیم. این دست قطع نشود. حضرت فرمود والله اگه دخترم زهرا باشد این کار را می کنم.  گفت علت سقوط تمدن های به اصطلاح امروزی این بود که حدود را برای ضعفا اجرا کردند، برای گردن کلفت‌ها اجرا نکردند. امیرالمومنین به ابن عباس نوشت: (اُردُد اَّلَی الناسَّ اموالَهُم) اموالی بود، تصرف کرده بود. گفت: (اُردُد اَّلَی الناسَّ اموالَهُم).
مال مردم را به آن ها برگردان. (إرفَعَ اِلَیه حِسابَک). اول کسی که در تاریخ گفته است (إرفَعَ اِلَیه حِسابَک) امیرالمومنین است. اول حسابت را باید رسیدگی کنم. تو که استاندار من هستی، این ثروت را از کجا آوردید؟ (لَدَلخروج) چقدر دارید؟ این از کجا آمد؟ شما خیال می کنید که اگر امیرالمومنین  الان بیاید ما هم بگوییم علی، علی، علی؛ به ما باریک الله می گوید؟ ببینید چه کاری با ابن عباس می کند و با خیلی ها این کار را می کند. یکی به آقای بهجت گفت که من خیلی علی را دوست دارم. آقای بهجت این شعر را گفت: (وَکلُّ یَدَعی وَصلً بلیلی ولِیلی لا تَقَر لَهُم بِداکا) اگر لیلی را دوست داریم، اصلا لیلی به ما محل نمی گذارد. حرفم این است گفت: (اُردُد اَّلَی الناسَّ اموالَهُم). اموال مردم را به این ها برگردان. اگر برنگردانی به تو یک شمشیری می زنم که به هر کس با این شمشیر زدم، راست به جهنم رفته است. و این را بدان قسم به خدا، اگر حسن و حسین این کار را بکنند با حسن و حسین هم معامله نمی کنم. عواطف خیلی سخت است حضرت آقای شریعتی.
عواطف پدری، فرزندی، علقه، حریت، این جا خودش را نشان می دهد. توان خود را نشان می دهد. حالا غرضم این است که وقتی تقوا نداشت پاهایش می لرزید. پا که لرزید می افتد به زانو، چون به زانو افتاد، روز قیامت می آید به زانو. (وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیها جِثِیَّا). چقدر خوب بود که ماه رمضان قرآن  را می خواندیم. این نکات را دقت می کردیم. (وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیها جِثِیَّا). روز قیامت در جهنم ظالمین، آن هایی هم که ظلم کردند، سراغ صدام نروی، روابط را تنوانستی داخل خانه تنظیم کنی، این همه طلاق. در یک استانی 3000 طلاق، در یک استان، در یک سال، 3000 طلاق. یعنی 3هزار دختر خانم زندگیشان از بین رفت. اصلا خواب نباید به چشم مسئول بیاید که وقتی احساس امنیت نکند که من دخترم را می خواهم به خانه ی بخت بفرستم آیا با 3هزار من الان امنیت دارم؟
3000 در یک سال! در یک استان! حالا شما حساب کنید که آمده این کار را کرده است. ظالم، ظلم این  گونه است. این با زانو چون در برابر هوی و هوس نتوانست مقاومت کند به زانو می افتد. مثالش حالا خیلی تفاوت دارد؛ در روایت است که وقتی امیرالمومنین در مسجد بودند آمدند حسنین(ع) خبر دادند که مادر از دنیا رفت. پاهای حضرت لرزید، نشستند. ابن ابوالحدید می گوید: (وَ امَّا حِلمُ(ع) فکاذَ یَکونوُا مُعجِزَةً). حلمش معجزه بود اما این گونه شد. در دنیا هم همین گونه است که می آید به زانو می افتد و در آن حالت مهجور می شود، چون که نمود این جا است. صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی. و عجیب این است، یک جمله بگویم. این خیلی عجیب است. تمام امت‌ها روز قیامت به زانو می افتند. چرا؟ تمام امت‌ها. من آیه ی قرآن را هم برایتان می خوانم. تمام امت‌ها به زانو می افتند. چرا؟ از وحشت محشر. از وحشت حساب. از وحشت تصویری که از آن روز ابدی درست می شود.
شریعتی: یعنی از آن عظمت تو زانو می زنی.
حجت الاسلام عاملی: بله. اصلا اسم قیامت که همین الان می آید، اسم قیامت، زمین و آسمان می لرزد. بگذارید من آیه اش را برایتان بخوانم. خدا می گوید: (ثَقُلَت فِی السَماواتُ والاَرض). اسم قیامت ما می شنویم، برای ما عادی است. آیه اش را کامل بخوانم. (یَسئَلوُنَکَ عَنِ السَّاعَةِ أیَّانَ مُرساها قُل إنَّمَا عِلمِهَا عِندَ رَبَّي لَا یُجَلیهَا لَوَقتِها إلَّا هُوَ ثَقُلَت فِي السَّماوَاتِ وَالأَرضِ). آن قدر آیه ی عجیبی است. چه بگویم در این باره؟ که اسم قیامت که برای زمین و آسمان می آید، خیلی سنگین است. از وحشت آن روز تمام امت‌ها به زانو می افتند. تا به حال این آیه را خوانده اید؟ (وَتَری کُلَّ أُمَّةٍ جاثِیَةً). تمام امت‌ها به زانو افتادند، از وحشت آن روز.
(کُلَ امَّةٍ تُدعا اِلي کِتابِها). خدا می فرماید ما تمام امت‌ها را با کتاب خودشان می آوریم. ما سه کتاب داریم. یک کتاب همین است که برای ما در 60 سال، 80 سال، 100 سال، 90 سال نوشته شده است. (لَا یُغَادِرُ وَلَا کَبِیِرةَ ألَّا أحصَاهَا) همه با کتابشان می آیند. این یک کتاب است، یک کتاب کتاب آسمانی است. با کتاب آسمانی می آورند. پیغمبر ما فرمود اول کسی که به محشر وارد می شود من هستم، (أنَ اوَّلُ قاصدٍ إلی ربِّ یَوُمِ القیامَة) . بعد من از امت خودم سوال می کنم، با قرآن من چه کردید؟ با اهل بیت من چه کردید؟ از این دو من سوال می کنم. این هم دو کتاب. اما کتاب سوم عجیب است. قرآن در این جا شاهکار کرده است. هر امتی با کتابش می آید. خدا می خواهد بگوید شما دو کتاب دارید، کتاب فردی و کتاب امت. ما یک وظیفه ی فردی داریم، ما یک وظیفه ی اجتماعی داریم. امت وظیفه دارد که نگذارد منکر راه بی افتد، پا بگیرد. امت وظیفه دارد که زمینه ی رشوه فراهم نباشد. وقتی می روی مطب یک دکتر، دکتر می گوید که کارتخوان خراب است. پول نده. در اروپا اگر بگوید پول بدهید، فحش است. می گوید من؟ من پول نمی دهم. اگر کارتخوان خراب است برو کارتخوان خود را درست کن. من باید این جا کارت بکشم. چرا می گویند کسی که غیبت کند یک گناه دارد، کسی که بشنود هفتاد گناه دارد؟ زمینه ی خلاف را جامعه فراهم می کند.
یعنی حساس‌ترین نقش اجتماعی. (وَلو اَهلَ  القُری آمَنوُا وَ اتَقُوا). اهل قران یعنی جمع. جمع باید یک اراده ی جمعی باشد. اراده ی ملی باشد که مشکلات اجتماعی حل شود. آن کتاب امت است.
شریعتی: حاج آقا آنقدر مشکلات است دیگر طرف می گوید که حالا بگذار این جا رد شود، تمام شود، بگذریم؛ من آنقدر درگیری دارم. حالا دیگر لنگ این هم نمانم. یک مقداری یعنی همه چیز باید در کنار هم درست شود که این حساسیت ایجاد شود.
حجت الاسلام عاملی: پس این گونه باشد ما باید مایوس شویم. دیگر همه چیز را رها کنیم. ما باید از یک نقطه شروع کنیم. بعضی شهرها، نمی خواهم است ببرم، در ایران سه چهار شهر داریم آن قدر به این گونه موارد حساس‌اند.
اصلا نمره شان بیست است. آنقدر به این گونه موارد حساس‌اند. ما باید از یک نقطه شروع کنیم. اصلا عیب بزرگی است که احساس مسئولیت اجتماعی نداشته باشیم.
شریعتی: ما سعی می کنیم از این مسئولیت فرار کنیم.
حجت الاسلام عاملی: آن هم جری می شود. هر چقدر ما عقب نشینی بکنیم، اهل جرم، مجرم‌تر می شویم.
شریعتی: و در نهایت به ضرر خودمان است.
حجت الاسلام عاملی: بله. الان شما می روید نان را می خرید. من الان امروز در تهران، امروز را بگویم به شما. امروز در تهران برای من صبحانه یک نان سنگک آوردند. آقای شریعتی چه بگویم، چه بگویم، چه بگویم. اگر بگویم که سم مهلک بود. یعنی همان جا همه را گرفته…
شریعتی: ما خیلی شرمنده ایم. من عذر خواهی می کنم.
حجت الاسلام عاملی: نه، می خواهم بگویم که حساسیت اگر باشد، آن کار را که می تواند انجام دهد. نانواهای بسیار خوبی ما داریم. من همیشه به مسئولین می گویم این نانوایان خوب را تشویق کنید.  چنان نان های خوب می پزند که آدم لذت می برد که این چه قدر کار کرده است. اگر این هر دو را در یک سبیه قرار دهیم آن که کار خوب می کند به او ظلم شده است. حالا از او چرا شروع کنیم. وقتی یک کارمندی پیشنهاد خلاف دارد، شما مسئولیت اجتماعی، آن کتاب امت این است. یعنی خدا یک کتابی می آورد که برای ما که کتاب امت است. تو از آن جهت که امت بودی این وظیفه را داشتی. یک وقت یک فرد بودی این وظیفه را داشتی. یک جمله هر سه تا کتاب است. (وَتَری کُلُّ امة جاثیة کُلَّ اُمَّة تُدعی  إلي کِتابَها الیَومَ تُجزَونَ ما کُنتُم تَعمَلُونَ). یعنی آن سه کتاب را که می آوردند پاهایش می لرزد.
شریعتی: یعنی آن (إقرا کِتابَک) فقط آن کتاب شخصی ما نیست.
حجت الاسلام عاملی: آن یک کتاب است. احسنت. یک کتاب شخصی ما، یک کتاب اجتماعی ما است. از نظر اجتماعی تو وظیفه داشتی.
یک بدعتی در یک عروسی دیدی چرا آن جا رفتی؟ یک خلافی در یک مراسم عزا دیدی، چرا آن جا رفتی؟ چرا این دسته گل را خریدی بردی. میلیون ها پول دادی بعد از یک ساعت به زباله انداختند؟  یعنی زمان، زمان اسراف نیست. یک ذره ثروت هم، ثروت است. کل امت باید برای ثروت کشور حساسیت داشته باشند. یک ورق کاغذ، می دانید  80 درصد کاغذ الان وارداتی است. از هر دو ورق در دفتر کار خودمان کار می کنیم. یک ذره نباید ضایع شود. این وظیفه ی اجتماعی، این حساسیت اجتماعی اگر درست نشود، ما ثروت‌های عظیمی را از دست می دهیم. نتیجه بدعت‌ها چه شدند؟ خانم‌ها می روند مقابله. ما مقابله می گوییم که خانم‌ها می روند قرآن می خوانند، خیلی هم خوب است. به صورت خانگی، توسعه هم می دهند. من به عنوان کارشناس دینی به خانم‌ها عرض می کنم، این قرآنی که 60 سال خواندی، جواب در محضر خدا خودم هستم. این بدعت‌های خطرناکی که درست شده است. دختر و پسر نمی توانند ازدواج کنند. اگر شما خانم‌ها یک سنت از این ها را تهیه کنید من پیش خدا جوابگو هستم. از ده ها بار قرآن ختم کردن شما بالاتر است. چه کسی مهریه را ما فی ذمه کرد؟ اگر آن زمان اعتراض می کردند این گونه می شد؟ من برای کشورهای مختلف عقد می کنم. اصلا توجه می کنند. مهریه ما چگونه است، مهریه آن ها چگونه است. در ایران چه شده است؟ وحشتناک شده است.
شریعتی: احساس می کنند تجارت است، در همه چیز.
حجت الاسلام عاملی: بله. این همان کتاب امت است. آن وقت در ادامه ی آن خدای متعال فرموده است: (هذه کتابُنا یَنطِقُ عَلَیکُم بالحَقَّ) کتاب ما ناطق است. نمی توانی بگویی سواد ندارم، این عربی نوشته شده است. با تو حرف می زند. آن وقت در ادامه اش یک جمله ای گفته است اگر خون گریسته بشود جا دارد. (هذَا کِتَابُنا یَنطِقُ عَلَیکُم بِألحَقَّ إنا کُنَّا نَستَنسِخُ مَا کُنتُم تَعمَلُونَ) هر کاری می کردید ما نسخه برداری می کردیم. حالا این نسخه ها همه آمده است. آخر حرفم شود. آقای شریعتی تا به حال فکر کرده اید که چرا خدا به یک عده می گوید ساکت شو؛ دهنت، زبانت، بدنت، پوست بدنت که  کنایه است، این ها حرف بزنند. تا به حال فکر کرده اید چرا؟ چون در دنیا آبرو ریخته است، خدا می گوید حالا آبرویت را می ریزم. (مَن فَضِحَ إِفتَضَحَة). الان در موسم انتخابات یک عده خدایا، الک خدا غلبور خدا تکان خورد. چقدر گناه. آبرو ریختی؟ روز قیامت به اعضا و جوارح می گوید صحبت کنید. اعضا و جوارح صحبت می کند افتضاح است.
آبرو را می ریزید، آبرویتان می ریزد.
صفحه ی 204 قرآن کریم
اشاره قرآنی – حجت الاسلام عاملی: سوره ی توبه، آیه 111. (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) آن قدر این آیه شیرین است، آن قدر تفسیرش هم شنیدنی است. اصلا ساعت‌ها ما باید راجع به این آیه صحبت کنیم. اولا بزرگترین تکریم را  کرده است (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ). قرآن پر است از (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ). یعنی من مشتری شما هستم. ما که هستیم؟
برای ما این همه خدا حساب بازکرده است، به ما مشتری شده است. چه قدر تعبیر خوبی است امام سجاد(ع) عرض کرده است به خدا: (وَما انَّا یا سِیِّدی وَ ما خَطَري)
من چه عددی هستم. آتش باشم کجا را من می سوزانم که این قدر خدا گفته است من برای شما حساب باز می کنم. من که ذره ذره ام، خدا لاینتهی، کجا دیده اید که ذات لایتنهی مشتری ذره بشود؟ اصلا مثل معما می ماند. مشتری است نه آن هم مشتری هایی که معمولی باشد. در حدیث قدسی فرموده است: (کَم أُطیلُ النَّظَر و القَومُ لایَرجِعُونَ) من چه قدر پشت سرتان نگاه کنم تا شما برنگردید.
این یک سبک تربیتی است. آن هایی که مربی اند، معلم‌اند، پدر مادرها یاد بگیرند. از خدا یاد بگیرند. (أدبتَ عِبَادِکَ بِاَلتَکَّرُم) با آقایی بندگانت را ادب کرده ای. می دانی که ادب کردن دو گونه است، گوشش را می گیری محکم می کشی، این یک تادیب است. اما یک تادیب آقایی است. (أدبتَ عِبَادِکَ بِاَلتَکَّرُم). ادب کردی بندگانت را با آقایی. (عَادَتُکَ الإحسانُ إلَی المُسِیئِینَ وَ سُنَّتَکَ الإبقَاءُ عَلَی المُعتَدِینَ) روش تو احسان به بدکاران است و روش تو این است که آدم‌های متجاوز که دیگر می خواهند مایوس شوند بروند، دامنشان را می گیری که کجا می خواهی بروی؟ (اولئِکَ یُبَدِّلُ اللهَ سَیِئاتِهُم حَسَنات). تنها خداست به تعبیر حاج آقا حسین قمی که وقتی کسی توبه کند که کار خلاف کرده است، توبه اش را می پذیرد هیچی، یک چیزی هم زیر بغلش می گذارد. (یُبَدِّلُ) یعنی می گوید آن کار خلافش را پاک کنید جای آن بنویسید نماز شب. غیر از خدا هیچ کسی این کار را نمی کند. آن وقت گفته است: (اَنفُسَهُم بِأموالَهُم) مشتری انفس و اموال  گفته است. انفس را اول گفته است. جانت را ندهی، مال‌ات را نمی خواهم. امام حسین(ع) به آن مرد بدبخت در کربلا گفت به من ملحق شو، گفت شمشیر خوب دارم، اسب خوب دارم، بفرما. گفت: (اذا خلطَ عَلَینا بِنَفسِک فَلا حاجَتَ لَنا في مالِکَ) جانت را که ندادی، مال‌ات را نمی خواهم. اگر به مرتبه ای رسیدی که حاضری جان خودت را بدهی، آن وقت مال‌ات را بده. مال هم که از پول گذشتی، از پل گذشتی. یعنی بعضی ها اصلا نمی خواهند هزینه پرداخت کنند. (وَ مِنَ النّاس مَن یَعبُدُ الله عَلَی حَرفٍ) بعضی ها کنایی به خدا ایمان دارند. اگر چیزی در آن باشد می آیند، اگر چیزی در آن نباشد، (إنقَلَبَ عَلَی وَجههِ خَسِرَ الدُّنیا وَالأآخِرة ذلِکَ هُوَ الخُسرانُ المُبِینُ). به من بگوید پول‌ات را بده به من، مشتری هستم، از آن طرف هم می گوید: (وَ ما اَنفَقتُم مِن شِیءٍ فَهُوَ یُخلِفُه) هر چه پول خرج کنی جایش را پر می کند. این چه معامله ی عجیب و غریبی است. به من می گوید پول‌ات را به من بده بعد جای آن را هم پر می کند. این فقط خداست که به چنین معامله ای وارد می شود. من حرف‌های زیادی داشتم دیگر فرصت نشد در این جا بحث کنم. اما یک جمله ی دیگر تمام کنیم. برای هر عزیزی که فردا می خواهد انتخاب شود، من یک جمله برایش می خوانم.
امام صادق(ع) فرمود: (وَالله أنَا اَرحمُ بِکُم مِنکُم بِأنفُسِکُم). فرمود: (قسم  به خدا من برای شما مهربان تر هستم از شما به خودتان. این وصف خداست. خدا مظهر اسما و صفات حق است. هر کس می خواهد انتخاب شود نسبت به ملت ما، (اَرحمُ بِکُم مِنکُم بِأنفُسِکُم).
شریعتی: ان شاءالله.

 

 

برای مشاهده فایل تصویری این برنامه روی لینک زیر کلیک کنید

 

کلیک کنید

 

فایل صوتی

 

لینک کوتاه :

darolershad.org/?p=8889

جدیدترین عناوین خبری

پربازدیدترین خبرها

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

یک پاسخ ارائه کنید