تغییر سایز-+=

سمت خدا | شعارهای حضرت سیدالشهدا علیه السلام در کربلا

شریعتی: «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم» «اللهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم». سلام می‌‌کنم خدمت تک تک عزیزانم. خانم‌ها و آقایان، بیننده‌های خوب سمت خدا، ان‌شاءالله هر جا که هستید خداوند متعال پشت و پناه شما باشد. خوشحالیم که در این آخر هفته با احترام و با افتخار مهمان لحظات ناب و نورانی شما هستیم، و در محضر و معیت حاج آقای عاملی عزیزمان. سلام علیکم و رحمه الله. خیلی خوش آمدید حاج آقای عاملی.حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمه الله. تشکر دارم. از خدای متعال می خواهم با عنایت خاصه از همه ی عزیزان، شنوندگان و بینندگان عزیز، پذیرایی کند. عالی ترین مراتب عبودیت و معرفت در عمر دنیا، به چه کسی داده است، به چه ولی، به نبی ای، نه از سر استحقاق، بلکه از سر فضل به همه ی ما مرحمت بفرماید و ما را جزو خواص خود قرار دهد.

همه ی عزیزان ان شاءالله مترنم این دنیا باشند: «اللهُمَّ إنِّي جَعَلني مِن خاصَتِک الخاصِینَ لَدِیک». چه دعای خوبی است، چه محشری است. «اللهُمَّ إنِّي جَعَلني مِن خاصَتِک» من را جزو خواص خودت قرار بده، آن هایی که «الخاصِینَ لَدِیک» در محضر تو مقام و رتبه مخصوصی دارند. یعنی دیگر در این دو غوغا شده است. زمانی باشد، آن زمان های خاصی که خیلی محتمل است دعا اجابت شود،  زمان استجابت دعا اسراری دارد، اگر خوانده شود و مستجاب شود بهترین و زیباترین سرنوشت برای انسان نوشته می شود. این دعا را برای همه ی عزیزانم از خدای متعال مسالت دارم.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم. برای شفای مرضا هم دعا می کنیم. خیلی ها التماس دعای ویژه گفتند. ان شاءالله که خدای متعال به همه شان عافیت و سلامت عنایت کند. برای رفع گرفتاری ها و مشکلاتی که هست، همه کم و بیش در جریان و درگیر هستیم. عزیزانمان دعا کنند ان شاءالله خداوند هم نگاه لطفش را از ما دریغ نکند. ما در جلساتی که گذشت با حاج آقای عاملی، ریشه های قرآنی شعارهای نهضت کربلا را بررسی می کنیم. تابلوهایی که حضرت در طول تاریخ ترسیم کردند و برای ما به نمایش گذاشتند و نکته های نابی که حاج آقای عاملی برای ما خواهند فرمود. بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی: «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم». بیان شد که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) حرف شخصی ندارد، ندای شخصی هم ندارد. ابن عباس می گوید من دیدم در خواب که جبرئیل دست امام حسین را گرفته، کنار کعبه ندا می گوید که: «بِیعَتِ الله». قلب آن ها، «قُلُوبُنا أوعِیةٌ لِمَشَیةِ الله»، «قُلُوبُنا وَ کَرُ مَشیةِ الله». یعنی لانه ی اراده ی خدا است. «اللّهُمَّ اَغنِني بِإرادَتِکَ عَن إرادَتي وَ بِتَدبیرِکَ عَن تَدبیري». از یکی از فرازهای دعای عرفه است که خدای بااراده خودت اراده من را بگیر، با تدبیرخودت تدبیر من را بگیر. یعنی هیچ وقت فکر نکنم که چه کار کنم رتبه من بالا می رود، جایگاه مادی خوبی پیدا می کنم. همه ی این ها از سرش بیرون برود. فقط خدا تدبیر داشته باشد. بیان شد که برای همین این شعارها، همه شعارهای قرآنی است. امام حسین برای تفسیر قرآن کربلا آمده است. تفسیر قرآن با خون بود. این حرف لوازمی دارد. یک فایده اش این است که امام حسین در جاده بوده است، خارج از جاده نبوده است. آن هایی که می گویند کاری که امام حسین کرده است روی اصول نیست، یک استثنا است، یک تحمیل بر تاریخ اسلام است و امثال این حرف ها که می گویند، اباعبدالله الحسین از خودش دفاع کرده است که من حرف جدیدی نیاوردم. یعنی یک امامی، یک معصومی، کاری کرده که بر ضرر تاریخ است، بر علیه قلدرهای تاریخ است، یک جوری تعریف می کند. بیایند بگویند نه، این نمی گیرد. به نام دین تعبیرش کنند. برای همین امام حسین را می گفتند که این خارجی است. خارجی کلمه ای است که خیلی تبعات دارد.
شریعتی: یعنی از دین خارج شده است.
حجت الاسلام عاملی: بله. نه این که از خارج کشور آمده است. یعنی مال خود را از دست می دهد، اهل بیت خود را از دست می دهد، خونش حلال می شود، در قبرستان مسلمانان نمی گذارند دفن شود، نماز برایش نمی خوانند. تمام کارهایی که بنی امیه کرده هم سنخ آن احکامی است که برای یک خارجی انجام می شود. فلذا امام حسین از خودش دفاع می کند که: «إنَّ مَا اَسیرٌ بِسیرةِ جَدِّی وَ اَبي» من حرف جدید نیاوردم. شما حرف جدید می زنید. من از جاده خارج نشدم، شما از جاده خارج شده اید. «لُبِسَ الإسلامُ لَبِسَ الفَرو مَقلُوبا» به اسلام لباس پوستین چنان مقلوب، یعنی برعکس، پوشانده بودند که امام حسین با حرف های ناب دین خارجی می شود؟! امیرالمومنین فرمودند: «إنَّ هذه الدّین کانَ اسیرَ فِي الایدِ الاشرارِ» این دین دست اشرار اسیر بود. کسی که اسیر باشد دیگر حرف خودش را نمی زند. حرف کسی را می زند که اسیرش کرده است. یعنی زبان دین، بسته شد. یعنی زبان قرآن بسته شد. دیگر حرف، حرفِ دیگری است که جان دین را می گیرد، تحریف است، بدعت است. این ها جان دین را هدف گرفته اند برای همین خیلی حساس هستند. بیان شد اکه امیرالمومنین عدالت را که آورد، عدالت برای خیلی ها نامانوس بود. چنین عدالتی که پوست یک چوبی را بخواهی بکنی تعبیر یکی از اصحاب بود که علی این گونه پوستتان را می کند، آن مال ها حرامی را که خورده اید همه را از دستتان می گیرد. که اوضاع به هم ریخت. از فردای روزی که امیرالمومنین به خلافت رسیدند و خطبه خواندند اوضاع به هم ریخت. عجیب است آن جا هم به حضرت گفتند تو هم از جاده خارج شدی، و امیرالمومنین از خوئدش دفاع می کند. ببینید کار به کجا رسیده است. می گوید من در جاده هستم، «إنِّي عَلی جادَةِ الحَق». یعنی در نهج البلاغه جاهایی است که آنقدر انسان باید گریه کند. حضرت سر منبر گریه کرد. آن قدر تحت فشار بود گریه کرد. اصلاً بعضی از خطبه ها را نتوانست برود بالای منبر بخواند. گفت قلم و کاغذ بیاورید، همان جا نوشت. خطبه جهادیه جزو آن هاست. نوشت و به یکی از اصحاب گفت برو بالا و بخوان.
شریعتی: من توانش را ندارم.
حجت الاسلام عاملی: یک نکته بگویم. با آب طلا باید نوشته شود. آن خطبه را در یک لحظه نوشته است. یعنی ارتجالاً آن خطبه را نوشته  است. هیچ کس در دنیا نمی تواند این کار را کند. در فن خطابه، تنها خطابه امیرالمومنین است که موزون مسجع است. هر کس آمد این کار را کند نتوانست. یک وقت مقامات حریری است که آن قدر نشسته فکر کرده که یک چیز موزونی پیدا کند. خطبه ها همه موزون هستند. چه گونه این کلمات را پیدا کرده است؟ چگونه مفاهیم را پیدا کرده است؟ چگونه مفاهیم الفاظ تزیج کرده است که از داخلش این جملات موزون درست شود؟ الله، الله، یاالله. خدا شاهد است یک استعدادی، یک قابلیت، یک ظرفیتی، یک اقیانوسی، از علمی پشت این خطبه ها خوابیده است. قرآن این گونه است. قرآن از اول تا آخر خطابه خدا است. «یَعِضُکُم بِه»، خدا اسمش را واعظ گذاشت است. موعظه کرده است. خدا این گونه موزون حرف می زند. یکی هم خطبه های امیرالمومنین موزون است آن هم با چه وزانتی. خودش گفت: «نَحنُ اُمَراءُ البَیان» ما پادشاهان ملک سخن هستیم، «وَ عَلَینا تَنَشَقَت عُلوقُ وَ عَلَینا تَحَدَلَت قُصومُ» ریشه اش در وجود ماست و آن شاخه هایش بالای سر ماست و بر ما سایه افکنده است. یعنی هر کس راه را می خواهد، تابلو می خواهد، حجت می خواهد، همه چیز با نهج البلاغه تمام شده است. در آن جا جاهایی که خیلی خیلی مهم است خطبه جهادیه است. فقهای عالم جمع شوند نمی توانند در یک لحظه آن را بنویسند، امکان ندارد. به تعبیر بعضی از مراجع انگار از پیش خودِ خدا آمده است و این خطبه را نوشته است. در یک لحظه نوشت و گفت برو بخوان. از جمله جاهایی که خیلی دل آدم را می سوزاند این جمله است: «وَ لَقَد عَلِمَ المُستَخفِظُونَ مِن أصحابِ مُحَمِّد أَنِّي لَم أَرَدَّ عَلَی الله وَ لَا عَلی رَسُولِهِ ساعَةً قَط». آن هایی که از اصحاب پیغمبر حافظه شان بسیار قوی است، آن ها می دانند که  من یک لحظه از اراده پیغمبر خارج نشدم. یعنی عجوبه عصمت است. ابن ابوالحدید می گویند من از روستای خودم پرسیدم ما اهل عصمت قائل به عصمت در اصحاب هستیم؟ استاد من گفت فقط بر علی. ابن ابوالحدید در شرح نهج البلاغه نوشته  است. الان همین را می گوید. چنان خودش را با اراده خدا هماهنگ کرده است، می گوید یک لحظه من از اراده خدا تخطی نکردم، یک لحظه از سیره پیغمبر تخطی نکردم. به من می گویید از جاده خارج شدم؟! تا این که می گوید: «فَوَ الَّذی» قسم می خورد. «فَوَ الَّذي لا إلهَ الَّا هُو» قسم به خدای واحد، «إنِّي لَعَلی جادَةِ الحَق» من در جاده حق هستم، «وَ إنَّهُم  عَلی مَذَمَتِ الباطِل» آن هایی که به من می گویند تو از مسیر خارج شدی خودشان از مسیر خارج هستند، خودشان در مسیر جاده ی باطل دارند حرکت می کنند. آمدند شیعه را هم گفتند رافضی است. یعنی جاده را ترک کرده است. ترک است. یعنی مسیر را ترک کرده است. آن مسیر چیست؟ راه «المَوَدَةَ ذِي القُربی» است. خدا تعیین کرده است. «ما اَسئَلُهُم عَلَیهِم اَجراً اِلَّا المَوَدَةِ ذِي القُربي» است. در جای دیگر هم فرمود من اجری نمی خواهم الا: «مَن شاءَ یَتَخِذَ إلی رَّبي سَبیلا». راه برو. راه بروی من مزدم را گرفتم. از یک طرف می گوید راه برو، از یک  طرف می گوید راه «المَوَدَةَ ذِي القُربی» است. یعنی «المَوَدَةَ ذِي القُربی» نباشد راه نرفته ای، نماز نخواندی، روزه نگرفته ای، حج نکردی.
شریعتی: اصلاً راهی نرفتی.
حجت الاسلام عاملی: خیال کردی که رفته ای. فلذا وقتی حج را انجام می دادند امام باقر فرمود: «فَعالٌ لَمَّا یُرِیدُ الجاهِلیَه». یعنی این لبیک گفتن ها بدون ولایت فرقی ندارد با آن حجی که در جاهلیت انجام می دادند. فلذا امام حسین دید این حج، حج نیست. این که حج را حضرت یا ترک کرده است یا از اول عمره داشته است، چون حج نبوده است. بدون امام حج نیست. خدا می گویند که پیغمبر تو نباشی من مکه را چه کار می خواهم، «لا اُقسِمُ هذه البَلَد/ وَ اَنتَ حِلٌّ بِهَذَا البَلَدِ». تو اگر این  جا نباشی من مکه را می خواهم چه کار؟ آیه قرآن است. کسی هم که مکه می رود نمی گوید کنار کعبه بیا. می گوید: «یَعطُوکَ». به مقام ابراهیم برسد. مقام  ابراهیم مقام توحید است. «وَ مَن وَحَدَهُ قَبِلَ عَنکُم» کسی که از شما توحید را گرفته به توحید رسیده است. فلذا امام حسین گفت مکه امسال در کربلا است. رمی جمرات هم، رمی آن هایی است که تفقد یزیدی دارند. حالا می رویم سراغ فایده دوم. وقتی که این شعارها سندش، سند قرآنی است و ریشه قرآنی دارد، پس امام حسین دارد با قرآن حرف می زند. نمی شود گفت از جاده خارج شده است. امام حسین در کربلا سه مطلب دارد. پس هر سه مطلب، مطلب قرآنی است. یعنی هر سه مطلب دستور قرآنی دارد. این مهم است. اصلاً رکن نهضت کربلا سه چیز است. ما آن سه چیز را عرض می کنیم. اجمالاً اول عرض می کنم: 1) بیعت با ظالم حرام است. چون تایید است، چون دادن مشروعیت است. ما حق نداریم ظلم را تایید کنیم. اگر شما بیعت کند باطل را تایید کرده اید، پس حق ذبح کرده اید. هیچ کس حق ندارد حق ذبح کند. 2) اگر مردم حاضر شدند کنار امام علیه حاکم جایر، در این صورت قیام بر حضرت واجب می شود. آن هایی که دعوا می کنند کربلا قیام بود قیام نبود، نهضت بود نهضت نبود، اگر خوب دقت کنند مسئله خیلی روشن است. اگر مردم حاضر بشوند کنار امام علیه حاکم جایر، قیام واجب می شود. اگر حضرت اجابت نمی کرد این ها روز قیامت می گفتند که ما آمدیم، تو نیامدی. همچنان که در خلافت امیرالمومنین که آن قدر جمعیت ریختند که حضرت فرمود کم مانده بود که حسن و حسین زیر پا بمانند. آن وقت حضرت در جمعیت حاضر شدند، قبول کردند. 3) اگرمردم پراکنده شدند. در این صورت قیام منتفی است، ولی حرمت بیعت سر جای خودش است. در این صورت حاکم اگر بخواهد به زور بیعت بگیرد، یک مسلمان در دست حاکم جایر ذلیل بشود، پیام اصلی کربلا این جا معلوم می شود.  کربلا را این جا کربلا کرده است. این است که به حضرت می گوید تا طفل شیرخواره ات را می دهی ولی بعیت نمی کنی، ذلیل نمی شوی. این سه مطلب رکن کار امام است و هر سه برهانی است، و هر سه قرآنی است. حق نداری دستت را در دست حاکم جایر بگذاری. من بعداً یک بحث شیرین دارم که تمام امام ها این کار را کردند. آن آقایی که می گوید حسین استثنا است و بقیه این کار را نکردند، اصلاً از اساس درست نیست. ان شاءالله من بحث می کنم. 1) بیعت با ظالم حرام است، نمی توانی ظالم را تایید کنی، نمی توانی ظلم را تایید کنی، روح دین از این بیزار است. 2) اگر جمعیت جمع شود حاکم جایر آن جا است، حجت تمام شده است، آن حاکم جایر پایین بیاید. رهبریت صالح اصل دین است، لزوم رهبریت صالح اساس قضیه کربلا است. 3) اگر مردم پراکنده هستند، کنار شما کسی نیست، آن وقت شما را بر بیعت اجبار می کنند. آن جا مسیر چیست؟ آن مسیر را امام حسین مشخص کرده است. الان شاید ده ها سوال ذهن مخاطبین را پر کند، همه را بحث می کنیم. الان من به عنوان داخل پرانتز یک بحثی را شروع کنم. این سه مطلب را شیعه گرفت، عاصی ترین گروه تاریخ شد. عاصی ترین گروه تاریخ، علیه زمامدار قدرت عبارت است از مسئله شیعه. هیچ گروهی را شما مثل شیعه پیدا نمی کنید که علیه زمامداران خودسر حرکت کند.
شریعتی: گفتید نکته ی این چیست؟
حجت الاسلام عاملی: نکته اش اولاً قضیه عاشورا است، ثانیاً قضیه غدیر است. غدیر بر رهبریت صالح دست می گذارد، لزوم رهبریت صالح. اصلاً نظام سیاسی در غدیر تدبیر شد. که از این به بعد علی و مثل علی باید تولیت دولت را داشته باشد.
شریعتی: او تبیین کند و عاشورا بیدار می کند که موجب قیام شود.
حجت الاسلام عاملی: الان به این وارد می شوم. که اگر غدیر را تعطیل کردند، نوبت به امام حسین می رسد. اگر رهبریت صالح را تعطیل کردند چه کار کنیم. امام حسین می گوید من می گویم چه کار کنید. مسئله غدیر تاکید امامت بر مسئله عدل است. سیره امیرالمومنین در مسئله عدالت است. و این که غدیر دست روی حاکم عادل گذاشته است و امام حسین دعوت کرده است بر علیه حاکم جایر، این ها شاکله هویت شیعه را تشکیل داد. در طول تاریخ قضیه خودش را نشان داد. با پیل بانان دوستی. یا اسمت را شیعه نمی گذاری، یا این که باید متناسب با این افکار و اندیشه شما تصمیم بگیرید. مسئله غدیر جواب یک سوال بزرگ بشریت از خدا بود. آن هم این بود که ما را خلق کردی، ما را به چه کسی سپردی. اگر آمدند غدیر را کنار گذاشتند، یعنی غدیر و کربلا مکمل هستند. یک بحثی را مرحوم سید محمدباقر صدر دارد. می گوید نقش ائمه، نقش مجموعی است. یعنی مکمل همدیگر هستند.
شریعتی: همه را با هم ببینیم.
حجت الاسلام عاملی: بله. کاری که امیرالمومنین شروع کرده است، حرکت بر اساس رهبریت صالح، رهبریت عادل است. اگر اوضاع را به هم ریختند  به مسئله امام حسین می رسد که زمامدار خودسر حق ندارد تولیت کند، با بشریت نامحرم است، با تراس نبوی نامحرم است. امام حسین ببیند  که هیچ کس سراغ امام نمی آید. کاری کرد که مدرسه باقری، مدرسه صادقی، درست شد. این برای آن ها مکمل شد. مدرسه امام صادق و امام باقر را امام حسین درست کرد. مدرسه امام باقر و امام صادق را علامه طباطبایی می گوید مدرسه حسینی بود تا صادقی و باقری. و اگر اشتباه نکنم سید عبدالحسین شرف الدین عاملی می گوید فداکاری در ثابات. که امام حسین مجتبی را زدند، پای مبارکش را شمشیر زدند تا استخوان رسید، آن کمتر از فداکاری در کربلا نبود. طه حسین می گوید اصل رشد شیعه بین 10 سال بود، بین امام حسن و امام حسین. یعنی باز امام حسن کاری کرده است که آن جریان این گونه رشد کرده است.  در هر حال در طول تاریخ خون شیعه ریخته شد. چرا؟ چون شیعه دستش را روی اصلاح قدرت گذاشت. تا قدرت اصلاح نشود، تمام اصلاحات محکوم به شکست است. این جمله مشهور را همه شنیده اند که شهرستانی در ملل و نحل نوشته است: «لاتَزالُ السُیِوف تُکدِرُ دِماء» از شمشیرها در طول تاریخ خون شیعه ریخته شد. یک جمله ی عجیبی شهرستانی در ملل و نحل دارد. می گوید: «ما سُلَّ السِیف عَلی قاعِدَةٍ دینِيَ کَمَا سُلَّ عَلَی الإمامَ» آن جوری که در طول تاریخ شمشیر علیه اساس امامت کشیده شد، روی هیچ مفهومی کشیده شد. خدا یکی است. نبوت حضرت ختمی مرتبت، مسئله معاد. کسی شمشیر نکشید. اما این که وارد می شود که بگوید تولیت انسان ها باید به اذن صاحب انسان ها باشد و اگر به اذن نباشد طاغوت می شود، «وَ قَد اُمِرُوا أن یَکفُر بِه». آیه قرآن می خوانند. خدا می گوید من به همه ی شما ماموریت دادم که به طاغوت کافر شوید. این جا دیگر اوضاع به هم می ریزد. در مفاهیم روی امامت، خونی که ریخته شده است، روی هیچ مفهومی ریخته نشده است. و در مکان ها خونی که روی بیت المقدس ریخته شده است، در طول تاریخ روی هیچ نقطه ی دیگری ریخته نشده است. در طول تاریخ آنقدر وضع شیعه جانگداز شد. امام باقر می گوید: «وَقُتِلَت شیعَتُنا بِکُلِ بَلدَةِ» در هر شهری شیعه را پیدا کردند، کشتند. «وَ قُطِعَت الأیدی و الارجُل» پاها را بریدند، دست ها را بریدند. تا دیدند این شیعه علی است گفتند پاهایش را ببر، دست هایش را ببر. یعنی یقین هم نداشتند، گمان می کردند، مثل این که این شیعه است، می کشتند. کاری شده بود که بدترین اسم، خیلی از عزیزان عذر می خواهم، اسم علی بود، اسم فاطمه بود. حجاج بن یوسف به یک کسی گفت اسمت چیست. گفت: «إنَّ اَهلي اَقُونی فَسَمُونی عَلَیَ» پدر مادر من به من آق شده است که اسم من را علی گذاشته است. بحث این طولانی است.
شریعتی: این ها را الان می شنویم به خاطر این است که شما می گویید تاریخ  مسیرش منحرف شده بود.
حجت الاسلام عاملی: عرض می کنم که شیعه هویتی از کربلا گرفت. آن سه مطلبی که امام حسین در کربلا داشت، آن قضیه فی واقعیه نبود. روی اصول بود. خودشم فرمود دنبال من بیایید. چه کار کنیم؟ با ظالم نباید بیعت کنید. اگر تمکن پیدا کردی باید اهل ظالم قیام کنی. اگر ظالم اجبار کند زیر بار اجبارش هم نمی روی. این سه تا معنی شان معلوم است. پس قیام به چه می گویند؟ آن وقت شیعه در طول تاریخ بلا سرش آمده است به خاطر همین است که وسط میدان ایستاد فرمود، یا برنامه به محمد بن حنفیه نوشت، که: «فَلَعَمری مَع الإمامِ إلَّا الآمِرُ بِالکِتاب القائِمُ بِالقِسط الدائِنُ بِالحَق الحابسُ نَفسَهُ فِي ذاتِ الله» قسم به خدا. یعنی امام می گوید من کربلا آمدم، فلسفه بافی نکنید، تعریف رهبر است. رهبر کیست؟ «الآمِرُ بِالکِتاب». قرآن موج در تمام رفتار و سکنات و سلوکش بزند. «القائِمُ بِالقِسط» در مرحله عمل تماماً بر اساس عدل قوه مجریه اش پیش برود. «الدائِنُ بِالحَقِ» اساس حکومتش عدل باشد، وقتی تعامل با مردم می خواهد مربوط به تعامل است. وقتی می خواهی تعامل کنی قاضی با کسی که به دادگاه رجوع کرده است، در اداره ارباب رجوع به آن جا آمده است. سرمایه گذار به جایی مراجعه کرده است که باید مراجعه کند. کسی نمی تواند تعامل به غیر حق با رعیت داشته باشد. باید حق رعیت، کرامت رعیت اجرا شود. رعیت، رعیت است، یعنی باید حق او رعایت شود. «الدائِنُ بِالحَقِ» باشد. «الحابسُ نَفسَهُ فِي ذاتِ الله». خودش را وقف خدا کند. به خاطر این جمله 1400 سال است که خون شیعه ریخته می شود. من این را می خواهم بگویم. فرمودید با این می خواهید چه چیزی را می خواهید جمع کنید. الان امام باقر هم همین را می گوید. می گوید: «وَ کانَ مِن یُذکَرُ بِحُبِنا وَالإنقِطاعِ إلَینا» هر کس که می گفتند این محب اهل بیت است، منقطع به آن هاست، «سُجِنَ» یا به زندان می رفت، «أؤ نَهُب مالُهُ» اموالش مصادره می شد، «أو هُدِّمَت دارُهُ» یا خانه اش بر سرش خراب می شد.
شریعتی: هزینه حق خواهی شیعیان است.
حجت الاسلام عاملی: هزینه تبعیت از کربلا است. کربلا هم همان است که شما فرمودید. یعنی «إنَّا اَمرَنا صَعبُ مُستَصعَب» همین است. یک معنی «إنَّا اَمرَنا صَعبُ مُستَصعَب» همین است. یعنی هر کسی نمی تواند ادعای تبعیت از ما را داشته باشد. لباس مشکی بپوشیم، هم بیاییم قیمت آذوقه مردم را بالا ببریم. آن وقت بگوییم حسین، حسین، حسین. اصلاً به اردوگاهش تو را راه نمی دهد. خودش گفت: «مُتَخِذَ المُضِلِّینَ عَضُداً» من هیچ وقت انسان گمراه را به اردوگاه خودم راه نمی دهم. آمدند شیعه را زنده به گور کردند. می گویند اولین بار کسی که زنده به گور کرد منصور دوانیقی بود. صدام هم آن قدر کینه به شیعه داشت، یک جای بسیار خوبی از بغداد اسمش را «حی منصور» گذاشت. به نام منصور دوانیقی گذاشت. خوشش می آمد از این که خوانده بود که منصور شیعه را زنده به گور کرده است. ولی اولین کسی که شیعه را زنده به گور کرد معاویه بود. آن زمانی که هجر بن را که گرفت، گفت باید از علی تبری کنی. اصلاً چرا گفتند باید تبری کنی؟ آن قدر در جامعه الگوی جاودانه شده بود، دیوانه شده بودند از این که چگونه این ها قلب ها را تسخیر کردند. باید تبری کنی، تبری نکرد. دست زیاده بن ابی داد. زیادی که پدرش معلوم نبود، می گفتند زیاد پسر پدرش. «وَ اَمَرَهُ أَن یَقتُلَهُ شَرَّ قَتلَهُ» گفت برو یک مرگی برایم پیدا کن که از آن سخت تر ما مرگ نداریم. «فَدُفِنَ حَیٍ» آمدند یک گودالی کردند، داخل گودال این مرد خدا را زنده گذاشتند، و بعد روی او خاک ریختند. زنده به گورش کردند. در حالات شهید اول آمده است که: «سُجِنَ، ثُمَّ قُتِلَ، ثُمَّ اُحرِقَ» زندانی اش کردند، بعد کشتند، بعد جسدش را آتش زدند. از سردارسلیمانی یاد کنیم که چه خدمتی به کشور ما و به عالم اسلام کرد که یکی از روسای داعشی ها در سوریه گفته بود اگر به شیعه دسترسی پیدا کنیم آن ها را می کشیم، بدن آن ها به ماشین گوشت می دهیم، و بدنشان را جلوی سگ می اندازیم. تاریخ این گونه بوده است. علتش چیست؟ اگر مماشات می کردند، اگر تنازع می کردند، اگر آخوند درباری می شدند، پیشنهاداتی که به امام حسین دادند. اصلاً پیشنهاداتی که به پیغمبر دادند. پیغمبر ما فرمود و الله اگر آفتاب را دست راست من بگذارید، ماه را در دست چپ من بگذارید، یعنی بر منظومه شمسی من را مسلط کنید من تنازل ندارم. یک جمله ی جالبی بگویم که سوال شما بیشتر روشن شود که چرا شیعه مورد غضب زمامداران خودسر قرار گرفت. جوابش را طه حسین با دو قصه آورده است. من یکی از این ها را آوردم. با یک قصه جوابش را گفت. این قصه را می گوید، آخرش یک تعبیرجالبی دارد. می گوید: «عَلَی هذهِ السیاسَتِ سُخِطَت شیعَةِ» به خاطر همین سیاست شیعه در طول تاریخ مغضوب پادشاهان جایر قرار گرفت. آن چه فکری بود؟ چه اندیشه ای بود؟ این قصه را می گوید. می گوید زمان سعد بن ثمان از شیعیان امیرالمومنین در محضر معاویه بود. معاویه گفت: «الاَرضُ لِله» زمین برای خداست، «وَ أَنَا خَلیفَةُ الله» من هم خلیفه خدا هستم. پس کل زمین برای من است. «فَما اَخَذَتُ سَلی» اگر چیزی را گرفتم مال  خودم است. «تَرَکتُ لِلناس» اگر یک چیزی به مردم دادم، «فَبِالفَضلِ مِنّي» این یک لطف از من است که  چیزی به مردم بدهم. تاریک تر از این فکر نیست. آن هم در جای پیغمبر. این را استبداد می گویند، این را استعصار می گویند. استعصار یعنی همه چیز را طرف خودش بکشد، طرف اطرافیانش بکشد، طرف قوم و خویش خودش بکشد. هنوز هم از اصحاب پیغمبر هستند. هیچ کس نتوانست حرف بزند. فقط شاگرد امیرالمومنین بلند شد. صعصعه بلند شد و اعتراض کرد. جمله را نگاه کنید. تفکرکربلا، تفکر غدیر، همین است. این خودش به نحوی بیان شعار امام حسین است. گفت: «مَا اَنتَ وَ اَقصَ الائُمَة فِي ذَلکَ إلَّا ثَواب». این از افکار امیرالمومنین است. آن هایی که سیره امیرالمومنین را خواندند خوب می دانند که این را از امیرالمومنین گرفته است. گفته تو و دورافتاده ترین فرد امت در بهره مندی از امکانات ما مساوی هستید. یک ریال، یک درهم، یک دینار، نمی توانید بیشتر از دیگران بردارید. همچنان که امیرالمومنین خودش 3 درهم برمی داشت، برای امانی هم 3 درهم دارد، برای طلحه و زبیر هم 3 درهم داد. گفتند یعنی چه؟
شریعتی: برنمی تابیدند.
حجت الاسلام عاملی: گفت این خادم را می بینی. این هم 3 درهم، من هم 3 درهم. خیلی حرف زدند. دو مشت خاک برداشت. گفت من بین این خاک و این خاک هیچ تفاوتی نمی بینم. این عدالت چقدر سنگین است. گفت تو مساوی هستی. ولکن «مَن  مَلَکَ استَعصَلَ» حالا که مصیبت این است وقتی قدرت درست یک نفر می افتد این جوری طغیان می کند و استیصال دارد. یعنی در خودش می کشد. بعضی از بنی امیه می گویند ما روی شمش های طلا می غلطیدیم، با تبر می شکستیم. خود معاویه گفته بود که روایه بیت المال را اول به من  بفرستید بعد تقسیم کنید. روایه یعنی آن چیزهایی که خیلی قیمتی و استثنا هستند. معاویه عصبانی شد. گفت این چه حرفی است که صعصعه در برابر من می زند. «قال: لَهَمَمتُم» یعنی من تصمیم جدی گرفتم، این کار را انجام می دهم، کسی هم نمی تواند مانع من شود. صعصعه مگر ساکت می نشیند. شاگرد امیرالمومنین است، نفس امیرالمومنین به او خورده است. کسی  است که امیرالمومنین به او می گفت من را موعظه کن. یعنی در تبعیت از امیرالمومنین سنگ تمام گذاشته است. یکی از فصحای عرب  هم است. در تشییع جنازه امیرالمومنین هم این آقا بوده است. خیلی با فصاحت حرف زده است. صعصعه گفت: «کُلِّ فَعَلَ» این طور نیست که هر کس اراده کند می تواند آن کاری را که اراده کرده است انجام دهد. «وَ مَن یَحُولُ بَیني وَ بَینِ ذلک» معاویه گفت چه کسی می تواند جلوی من را بگیرد. «قالَ صَعصَعه الَّذي یَحُولُ بَینَ المَرءِ» کسی که بین مرد و قلبش حائل است، او جلوی تو را می گیرد. این یک قصه بود. یک قصه جناب طه حسین هم از یکی از خلفا می آورد، دنبالش می گوید: «عَلَی هذهِ السیاسَتِ سُخِطَت شیعَةِ» شیعه چون این روش را داشت، عدالت محور بود، فزون خواهی را برنمی تابید و تبعیض را قبول نمی کرد، تابع کربلا بود، تابع عاشورا بود، تابع غدیر بود، تابع سیره مبارک امیرالمومنین بود، در طول تاریخ اوضاع به هم ریخت و خون شیعه ریخته شد. حالا ما به بحث خودمان برگردیم. آن چه که خواستم عرض کنم، یک تکه را شروع کنم بقیه برای جلسه آینده بماند. امام حسین در کربلا گفتیم سه مطلب دارد، هر سه مطلب را گفتیم قرآنی است، هر سه مطلب هم دشمنان بسیار سرسختی دارد. و چون شعارهای امام حسین ریشه قرآنی دارد، این مخالفت ها به راحتی رد می شوند. چون امام حسین حرف شخصی ندارد، حرف قرآنی است. دو طایفه در برابر کربلا ایستادند و هر دو با این بحثی که ما گفتیم قرآنی است رد می شود. اول حرفی است که بزرگان وهابیت گفتند که امام حسین حق خروج بر حاکم را نداشته و با خروج بر حاکم خودش از دین خارج شده است. از این تعبیر خیلی معذرت می خواهم. مفتی عربستان می گوید: «إنَّ الحُسَین خُدِءُ بِنَفسِه» در ماهواره فیلمش را گذاشتند. در یوتیوب یک دختر خانمی می پرسد نظرت به امام حسین چیست، نظرت به کربلا چیست، نظرت به عاشورا چیست، می گوید «إنَّ الحُسَین خُدِءُ بِنَفسِه» اگر در خانه می نشست اصلاحش بیشتر بود. و حسین یک جوان جسوری بود، نه این که مرد فقیهی بود. اگر فقیه بود دین جدش را خوب می فهمید و علیه یزید اقدام نمی کرد، با یزید بیعت می کرد و تابع یزید می شد.
شریعتی: خلاصه سر این قصه کوتاه می آمد، مدارا می کرد.
حجت الاسلام عاملی: مدارا یعنی اطاعت از یزید کنی. در روایت است اطاعت از طاغوت عبادت طاغوت است. خدا اجازه می دهد؟ این آقا چه می گوید. خدا فرموده است: «وَ لَقَد بَعَثَنا فِي کُلِّ اُمَةً رَسُولاً أن اَعبُدِ الله وَاجتَنِبُوا الطاغُوت». می گوید هر پیغمبر را فرستادیم اول یک جمله گفتیم، به مردم می گویی دین من دو قسم است: یکی عبادت است، یکی کفر به طاغوت است. کفر به طاغوت نباشد عبادت را هم نمی خواهم. پس آیه قرآن کجا رفت. یک جمله هم می گوید که شکایت می کنیم به آقا رسول الله که می گوید: «إنَّ الحُسَین غَیرَ مُسلِم». این آن قدر سخیف است که اصلاً ارزش بحث ندارد. وقتی که حاکم جایر مشروعیت پیدا کند، حاکمی که زناکار است مشروعیت پیدا کند، سجیر است، خمیر است، مشروعیت پیدا کند، دیگر چیزی از دین نمی ماند. من یک سندی در دستم است از ابن عثیمین که گفته است اطاعت از حاکم واجب است ولو شراب بخورد. خدا می گوید شراب نخور. هر پیغمبر را فرستاد گفت بایدا به مردم بگویی که شراب نخورند. آن کسی که شراب خورده کارش بسیار وخیم است. خدا می گوید شراب نخور، تو می گویی شراب هم بخورد اطاعتش واجب است؟! پس از این اطاعت می کنی، هم از این اطاعت می کنید.
شریعتی: چه آش شله قلمکاری.
حجت الاسلام عاملی: هرج و مرج در دین از همین جا علامه طباطبایی معلوم می شود این اولو الامر باید معصوم باشد. اگر معصوم نباشد در بطن این آیه تناقض است. خدا می گوید شراب نخور، ابن عثیمه می گوید که این آقا شراب خورده اطاعتش واجب است. اطاعت از حاکم  واجب است ولو شراب بخورد، ولو زنا کند. این جا است که با فخر و شرف و اعتزاز کامل باید به اهل بیت بگویی: «وَ بِمُوالاتِکُم عَلَّمَنّا الله مَعالِم دینِنا» با موالات شما خدا دین را به ما یاد داده است. «وَ بِمُوالاتِکُم عَلَّمَنّا الله مَعالِم دینِنا». یک قصه ای را امام صادق نقل می کند، آخرش می گوید: «هکَذا یَضِلُون وَ یُضِّلُون». این جوری هم خودشان گمراه می شوند، مردم را هم گمراه می کنند. بحث ادامه دارد. ان شاءالله در فرصت های آتی وارد می شویم.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم از شما حاج آقای عاملی. خیلی ممنونم از توجه و همراهی عزیزانمان. ان شاءالله قدردان نعمت هایی که داریم باشیم، نعمت ولایت، نعمت محبت اهل بیت، نعمت ولایت نبی مکرم اسلام و تبعیت از قرآن کریم. ان شاءالله که در حد وسع و توان و بضاعتمان بتوانیم حق این نعمت را ادا کنیم. من یاداوری می کنم قربانی ماه صفر را؛ عزیزانی که در ابتدای هر ماه قمری با ما همراه هستند خاصه در ایام ماه صفر که سیل صدقات الحمدالله چشمگیر هم است. دوستانی که می خواهند در طرح قربانی ماه صفر شرکت کنند، می توانند  به کانال ما در سروش و ایتا مراجعه کنند، یا به سایت ما و یا صفحه 800 پیام نما یا تلتکست که ان شاءالله قربانی این ماه هم با شکوه هر چه تمام تر برگزار شود. صفحه 288، آیات نورانی سوره مبارک اسرا را عزیزانم تلاوت خواهند کرد. در بخش دوم گفتگویمان همراه شما هستیم و در کنار شما. لحظات زندگی همه مان منور به نور صلوات بر محمد و آل محمد باشد ان شاءالله. بفرمایید خواهش می کنم.

صفحه288قرآن کریم
شریعتی: «اللهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم». ان شاءالله لحظات زندگی همه مان منور و مزین به نور قرآن کریم باشد. خیلی ها در حسرت زیارت اربعین می سوزند و می سازند. ان شاءالله سیدالشهدا عنایتی کنند، لطفی کنند، مددی کنند، و این سلام ها ناقابل ما را پذیرا باشند و ان شاءالله به زودی زیارت شان نصیب تک تک مان شود. دوستانی که به هر دلیلی امسال عازم عتبات هستند یا هوای مشهد را نفس می کشند، یا در شهر مقدس قم هستند، حتماً سلام ما را محضر حضرات برسانند. اشاره قرآنی را حاج آقای عاملی خواهند فرمود که ان شاءالله حسن ختام جلسه و بحث امروز ما باشد.
حجت الاسلام عاملی: «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم». در قصه ی سجده بر آدم که شیطان سجده نکرد، خدای متعال فرمود: «قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا». خدای متعال شیطان را طرد کرد، گفت هر کس از تو تبعیت کند او را جهنم می برم. از این آیه معلوم می شود که جهنم برای اهل شیطان است. من یک اشکال آتیست ها را مطرح می کنم. این جوابش همین آیه است. آن ها می گویند این چگونه خدایی است که می گوید اگر من را اطاعت نکنید شما را جهنم می برم. تهدید می کند که ما با تهدید می خواهد ما خدا را عبادت کنیم، با آتش جهنم می گوید به حسابتان می رسم اگر من را عبادت نکنید. این چطور خدایی است؟ جوابش از همین جا معلوم شد. در تمام ملل و نحل، عقوبت برای اهل شیطنت و جنایت قطعی است. و ما اعتقاد داریم کسی که خدا را قبول ندارد این همه از آیات تکوینی به اعلی منتقل نمی شود، شتابی مثل قرآن نمی فهمد که این عالم یک اراده ی حکیمانه ای دارد، این حتماً  مرتکب جنایت می شود. آن چه که برای ما در این جا مهم است، این است که اوصاف شیطان را ما ببینیم. خدا می گوید اهل شیطنت جهنم می روند، اوصاف شیطان آن انواع شیطنتی که شیطان دارد، خدا در قرآن شمرده است. اوصاف شیطان را شمرده است. من اوصاف را بخوانم، ببینید هر کس این اوصاف را داشته باشد باید جهنم برود یا نه. خدا اصلاً نیاز ندارد تو بیایی خدا را عبادت کنی، و تهدید هم کند که با تهدید خدا را عبادت کنید.
1)«الشِیطانُ یَعِدُکُم الفَقرَ وَ یأمُرُکُم بِالفَحشَاءِ».شیطان شما را از آینده می ترساند. می گویی زندگی من فلان شد. فقیر می شوی پس رشوه بخور، فقیر می شوی پس دزدی کن، فقیر می شوی پس خیانت به بیت المال کن. «وَ یأمُرُکُم بِالفَحشَاءِ» برای فحشا با ناموس مردم دعوت می کند. در هر ملتی عقوبت دارد.
2)«إنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیطَانُ یُخَوِّفُ أَولِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُم وَ خَافُونِ إن کُنتُم مُؤمِنِینَ» شما را می ترساند. ترس ریشه تمام فسادها است. سید جمال الدین اسدآبادی در مجله عروة الوثقی که به کتاب تبدیل شده است، آن جا توضیح داده است.
3)«وَ یُریدُ الشَّیطانُ أَن یُضِلَّهُم ضَلَالًا بَعِیدًا» می خواهد مردم را گمراه کند، از حق جدا کند. این جرم نیست؟! خدا می گوید هر کس این جرم را داشته باشند جهنم می رود.
4)«یَعِدُهُم وَ یُمَنّیِم وَ مَا یَعِدُهُمُ الشِّیَطانُ إلَّا غُرُورًا» شیطان انسان ها را با وعده دروغ به توهم و غرور می کشد و انسان ها را در برابر خدا فریب می دهد.
5)«إنَّمَا الخَمرُ وَ المَیسِرُ وَ الأَنصَابُ وَ الأَزلَامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطَانِ» شراب است و قمار است و این آلودگی ها همه کار شیطان است. وقتی خدا می گوید کسی نباید کار شیطان را انجام دهد، انجام دهد جهنم می رود. این ها همه جرم های بزرگی است.
6)«إنَّمَا یُرِیدُ الشَّیطانُ أَن یُوقِعً بِینَکُم العَدَواَةَ وَ البَغضَاءَ»، «إنَّ الشَّیطَانَ یَنزَعُ بِینَهُم» شیطان می خواهد عداوت بین شما درست کند، خونریزی ها درست شود، فتنه درست شود، رابطه انسان ها بهم بریزد. این جرم نیست؟!
7)«وَ إذ زِیَّنَ لَهُم الشَّیطانُ أعمَالَهُم» شیطان کارش تصویر است. «بَل صَوَّرَ الشِّیطانُ صَوَّرِ لَهُم» تصویر خوب را بد  نشان می دهد، خوب را بد نشان می دهد. اگر کسی این کار را کند سنگ روی سنگ در زندگی اجتماعی بند نمی شود.
8)«فَأنساهُ الشَّیطانُ ذِکرِ رَبِّهِ» شیطان باعث می شود که انسان خدا را فراموش کند، خدا را که فراموش کرد هر کار خلافی می کند.
9)«وَ قالَ الشَّیطانُ لَمِّا قُضِیَ الأَمرُ إنَّ اللهَ وَعَدَکُم وَعدَ الحقِّ وَ وَعَدتُکُم فَأَخلَفتُکُم». خود شیطان می گوید کار من ایجاد اختلاف است. وقتی بین اقوام ایجاد اختلاف کنی، وقتی بین مذاهب ایجاد اختلاف کنی، وقتی بین بندگان خدا ایجاد اختلاف کنی، جهنم ندارد؟!
آخر حرفم این است که تمام آیات عذاب را بخوانید در قرآن، مربوط به کارهای خلافی است که انسان ها می کنند. خدا احتیاج ندارد با زور بگوید، با جهنم بگوید، من را عبادت کنید. آخر حرف من مسک است. شرک ظلم عظیم است. «إنَّ الشَرکَ لَظُلمِ عَظیم». ظلم در تمام ادیان است. تمام سیستم های حقوقی عقوبت دارد. حق خدا را به کس دیگر بدهید این جرم است. ما از آتیس بپرسیم حق تو را به کسی دیگر بدهند تو شکایت نمی کنی، پیگیری نمی کنی، آن شخص را مستحق عقوبت نمی دانی، که حالا آمدی این را برای خدا ایراد می گیری.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم حاج آقای عاملی. خیلی سپاسگزارم از توجه و همراهی عزیزانمان. حاج آقای عاملی دعا کنید و ان شاءالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام عاملی: جمله ی «یا مُقیلَ العَثَرات یا فافر الظلّات» را عزیزان خیلی تکرار کنند. یعنی یک کاری کردیم، خدا یک معامله ای با ما کرده است، یک سرنوشت خیلی خطرناکی برای ما نوشته شده است. به خدا می گوییم: «یا مُقیلَ العَثَرات» خدایا بیا این معامله را اقاله کن. بگو خدایا خودت دستور دادی اگر کسی در معامله مقبون شد آمد گفت پس بگیر، پس بگیرید. اگر شما پس بگیرید، من هم از جهنم شما را پس می گیرم. روایت است. بگویید خدایا خودت دعوت به اقاله کردی، این جا هم خودت معامله را اقاله کن. خودت گفتی اگر کسی آمد از ما عذرخواهی کرد عذرش را بپذیرید و الا گناه اشرار را برای شما می نویسم. اشرار یعنی از سر ظلم اموال مردم را می گیرد. خدایا خودت به ما گفتی عذر مردم را بپذیرید و الا گناه اشرار را می نویسم. حالا ما هم خطا کردیم، «یا مُقیلَ العَثَرات یا غافرَ الظَلات» عذرخواهی می کنیم. خدایا این معامله را پس بگیر، این سرنوشت ما را که این گونه نوشتی تغییر بده. هر چقدر این را تکرار کنید، بهترین دعا برای این است که سرنوشت بسیار خوبی برای انسان رقم بخورد.
شریعتی: بسیار خوب. خیلی از شما ممنون و متشکرم. سپاسگزارم از همراهی شما، از همدلی شما، از محبت و لطف شما. شب جمعه است. خدا رحمت کند همه ی آن هایی را که دست ما را در دست سیدالشهدا گذاشتند و به ما یاد دادند که «کُلُّ الخَیرِ فِي بابِ الحُسَین».
«السَّلامُ عَلَیکَ یااباعَبدِالله».

 

برای مشاهده فایل تصویری روی لینک زیر کلیک کنید

 

کلیک کنید

 

فایل صوتی

 

 

لینک کوتاه :

darolershad.org/?p=8853

جدیدترین عناوین خبری

پربازدیدترین خبرها

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

یک پاسخ ارائه کنید