تغییر سایز-+=

سمت خدا | ضیافت حق تعالی در عالم

شریعتی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»«اللهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم». ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمی‌دانیم با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان سمت خدای امروز را آغاز می‌کنم. سلام می‌کنم خدمت تک تک عزیزانم. خانم‌ها و آقایان، مخاطبان جان، دوستانی که تکرار برنامه را می‌بینند از شبکه محترم افق، از رادیو معارف شب برنامه‌ی ما را می‌شنوند، به همه سلام می‌کنم. خیلی خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز. از صمیم دل آرزو می‌کنم که آخر هفته‌ی خوبی داشته باشید. با احترام و با افتخار در کنار شما هستیم و در محضر و در معیت حاج آقای عاملی عزیزمان. سلام علیکم و رحمه الله. خیلی خوش آمدید.

 

حجت الاسلام عاملی: وعلیکم السلام و رحمه الله. محضر عزیزان خودم سلام و دعا دارم. آرزوی بهترین لحظه ها، بهترین تقدیرات، بهترین عنایات، بهترین سرنوشت، حسن عاقبت و مدال «وَ رِضوانٌ مِنَ اللهِ اَکبَر»، حال عبودیت، تهجد، مناجات، خلوت، انس با خدای متعال و نشستن در  کنار بهترین سفره ی آسمانی حضرت حق، محرم شدن با قرآن، محرم شدن با اهل بیت، محرم شدن با زوات مقدسه معصومین، محرم شدن  با خود خداوند و خدا  را قسم می دهم به اسماء حسنی اش، به رحیمیت و رحمانش، با عنایات خاصه مشکلات عزیزان مخصوصاً مشکلات کشور ما را برطرف بفرماید.
شریعتی: ان شاءالله. حالتان  چطور است؟
حجت الاسلام عاملی: شکر خدا، الحمدالله.
شریعتی: الحمدالله. خوشحالیم در خدمت شما هستیم و خدمت عزیزانمان. با حاج آقای عاملی هفته ها است که داریم  در  مسئله انقیاد صحبت می کنیم، نکات لطیفی را الحمدالله می شنویم. «ذاهِبٌ إلی رَبِّي سَیَهدی». ان شاءالله که همه ذاهب باشیم و ان شاءالله نکاتی  که شما می فرمایید در این مسیر  به ما کمک بکند و ان شاءالله  به سمت او تبارک و تعالی حرکت کنیم.
حجت الاسلام عاملی: تشکر دارم. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». مرکب سلوک عبارت است از انقیاد. انقیاد یعنی خدای متعال در قلب شما بنشیند، خدا تصمیم بگیرد، خدا نگاه بکند، خدا صحبت بکند. «اللّهُمَّ اِنّي اَساَلُکَ ایماناً تُباشِرُ بِه ی قَلبي» یعنی خودت مباشرت یعنی پوست که به پوست بخورد یعنی بدون هیچ حائل، هیچ فاصله، به قلب بنشینی و قلب من بشود حرم تو و خدای  متعال تصمیم بگیرد. «وَ هُوَ یَتَوَلَی الصالِحین» این آیه قرآن است. اگر کسی جزو صالحین شد خدای متعال می فرماید من برای او تصمیم می گیرم، مدیریتش می کنم، امورش را تولیت می کنم و اگر تلاش بیشتری بکند در عقلش هم می نشیند. در حدیث قدسی است: «اَقُومُ مَقامَ عَقلِه». چه مدال بزرگی است ای خدا. «اَقُومُ مَقامَ عَقلِه» یعنی عقلش که می خواهد درک بکند مصالح و مفاسد را خدای متعال می فرماید من این  کار را می کنم.
شریعتی: یعنی یک نوری  به او می دهد.
حجت الاسلام عاملی: بله، آن نوری که به آن فرقان می گویند. «اِجعَل لَهُ فُرقانً». خیلی ها درس می خوانند ولی راه و چاه را نمی توانند تشخیص بدهند، خیلی هم درس خوانده است اما می بینید که جنایتی کرده است که از تصور انسان واقعاً نفرتش می گیرد  که انسان هم چنین جنایتی می کند. این انقیاد البته این  که منقاد می شود برای اراده خدا نه من، بلکه تمام فکرش این باشد که من در این عالم، خدا از من  چه خواسته است و این کائنات از من چه خواسته است، من چه جایگاهی در این کائنات دارم. آن جا است که مرحله دانیه عبارت است از منقاد شدن، امر  خلق الساعه هم نیست، امری نیست که یکی دو روزه برای انسان درست بشود. طفلی را می بینید که رفته رفته عقلش رشد می کند، در 40 سالگی عقل انسان  به رشد کامل می رسد. وقتی با علم سر وکار داشته باشد. خدا فرموده است: «وَ ما یَعقِلُها الَّا العالِمُون» وقتی که علم هست عقل هست. عقل رشد می کند وقتی  که کنارش علم باشد. و لذا به این سادگی نیست. حضرت آقای پهلوانی نقل می کردند که از علامه پرسیدیم که بخواهیم مراقبت کنیم مراقبت خیلی فرار است. ایشان فرمودند اگر مراقبت فرار است شما هم فرار باشید.
لنگ و لوک و خفته شکل  و بی ادب سوی او می غیژ و او را می طلب
سال ها می افتی و بلند می شوی و در این مسیر حالاتی پیدا می کنی که به این حالات منازل سر راه می گویند. منازل سر راه یکی دو تا هم نیست. ما یک منزلی را وارد شدیم کسی که بی حساب زندگی کرده است خیال کرده است که این جا رستوران است، خوابگاه است، خیال کرده است که یک مقطعی برایش این جا تصویر نشده است، همین طوری  وارد یک اتاقی شده است، سفره ای باز است بخورند و سر و کله هم بزنند، نپرسند که این سفره برای کیست، از کجا آمده ایم. این ها اول چیزی که در آن عالم وقتی که می آیند  محشر می گوید: «یا وَیلَنا مِن بَعثِنا مِن مَرقَدِنا». ما وارد شدیم به بحث ویل که «وَ اَمَّا مَن اُوتِي کِتابَهُ وَراءَ ظَهرَه/ فَسَوفَ یَدعُو ثُبُورًا» می گوید  وای بر من، وای بر من. خدا هم می گوید که یک بار نگو وای بر من. «لا تَدعُوا الیَوم ثُبُورًا واحِدًا وَ ادعُوا ثُبُورًا کَثِیرًا».
شریعتی: زیاد بگو.
حجت الاسلام عاملی: این طبیعی است، گفتن لازم  نیست. این  گفتن را برای ما خدا می خواهد بیان بکند گفته است. یعنی کسی که در برابر ابدیت قرار می گیرد می بیند دنیا یک ذره است، روی ذره ذره معامله کرده است، همه چیز را داده است برای هیچ. شما همه چیز را بدهید ذره را بگیرید «لَبِثنا یَوماً أو بَعضَ یَوم». چرا این جمله را می گوید؟ چون در برابر ابدیت قرار می گیرد. الان چون در برابر ابدیت نیست نمی گوید «لَبِثنا یَوماً أو بَعضَ یَوم».  انگار ما یک نیمروزی در دنیا بودیم، الان نمی گوید چون ابدیت را نمی بیند. اگر این توفیق پیدا شد که الان  ابدیت را دید، «هُم وَ الجَنّةُ کَمَن قَد رَآهَا فَهُم فیهَا مُنعَّمُونَ و هُم وَ النّارُ کَمَن قَد رَآها فَهُم فِیهَا مُعَذَّبُون». همین الان می گوید «لَبِثنا یَوماً أو بَعضَ یَوم». امیرالمومنین  فرمود متقی کسی است که در اثر تقوا، در اثر کفِ نفس، در اثر واهمه ی قدسی، نفس ناطقه اش به حدی اعتلا پیدا کرده است که انگار خودش را در بهشت می بیند، «فَهُم فیهَا مُنعَّمُونَ» داخل نعمت، خودش را در داخل جهنم می بیند «فَهُم فِیهَا مُعَذَّبُون».اصلاً دعای کمیل امیرالمومنین از داخل جهنم می خواند. فرض می کند که داخل جهنم رفته است، بعد نجوا را با خدا شروع می کند. اصلاً شاید به فکر ما هم نرسد. وقتی که به آن درجه برسد که ابدیت را الان ببیند الان می گوید «لَبِثنا یَوماً»، دیگر «لَبِثنا یَوماً» شد  کرامت خودش  را، شرف خودش را، دین خودش را، انسانیت خودش را، برای «یَوماً أو بَعضَ یَوم» هیچ وقت معامله نمی کند.
شریعتی: این ها همان کسانی هستند که از دنیا جلوتر هستند و از دنیا بزرگ تر  شدند.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. یعنی در آخرت است آن را در این دنیا به دست آوردند.
شریعتی: یعنی همین جا به برزخ رسیدند.
حجت الاسلام عاملی: تعبیرتان این جوری باشد «مُوتوا قَبلَ اَن مُوتوا» قبل از این که بمیرید، بمیرید.
شریعتی: زودتر حجاب ها کنار برود.
حجت الاسلام عاملی: مردن یعنی مثل این که قیچی را برمی دارند علقه ها را قطع می کنند. وقتی شما علقه ها را بریدید، وقتی  شما حریت به دست آوردید، حر شدید. علامه طباطبایی از یکی از عرفا نقل می کند. می گوید روز اول از دنیا دست کشیدم و در روز دوم از آخرت دست کشیدم، از روز سوم از ماسوا الله دست کشیدم، روز چهارم به من گفتند «ماذا تُرید؟»، گفتم: «اُریدُ اَن لا اُرید». گفتند  چه می خواهی، گفتم می خواهم  که چیزی نخواهم. «وَ ما یَشاءُونَ اِلَّا یَشاءَ الله». البته اگر من جای  این عارف بودم به من می گفتند «ماذا ترید؟»، می گفتم «اَنظَرُ اِلی وَجهِ الله»، همچنان که حضرت زهرا فرمودند. ما به این بحث وارد شدیم که کسانی که در این دنیا ویل دارند آن جا دیگر ویل ندارند. ما این جا منازلی داریم ذائقه که رفته رفته عوض می شود برای انسان حالاتی پیدا می شود، این حالات هر کدام یک منزل  هستند که:
از در دوست تا به خانه ی دل
عارفان را هزار و یک منزل
منازل متفاوتی است. واردات قلبی  که زیاد می شود، واردات رحمانی که زیاد می شود، رفته رفته تدریجاً بلوغ برای روح انسان  درست می شود منزل  به منزل  طی می کند و جلو می رود. بعضی از این منازل حضرت آقای شریعتی، آتش است.
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر چه این آتش ندارد نیست باد
منزل یک منزلش عبارت است از منزل ویل که امام سجاد عرض کرده است: «الوَیلُ لي، إن کانَ في جَحیمُ مَأوا». این را که مفصل خواندیم. از آن منازلی که منزل آتش است احتیاج دارد که یک جوری رحم بشود. کسی که به آن منزل وارد شده است منزل غربت است، آن  آتش را گفتم این را عرض می کنیم. «هَذا مَقامُ الغَریب». غریب کسی است که دیگر هیچ چیزی برایش جاذبه ندارد، آن را می گویند غریب. شما در یک شهری غریب هستید یعنی مالِ آن جا نیستید، بچه ی آن جا نیستید، شما ابنای آن جا نیستید.
شریعتی: هیچ نسبتی با آن جا ندارید.
حجت الاسلام عاملی: دنیا «دارُ الغُرَبا وَ مُوطِنُ الاَشقیا» است. در این دنیا وقتی که شان  آن قدر  بالا می رود دیگر دنیا مزدش نیست. «لَن یُصَفُ تَعالی»، خدا «لَا تَصلَحُ لَکُم وَ لا تَصلَحُونَ لَها»  حضرت فرمود نه دنیا برای شما صلاحیت  دارد، نه شما برای دنیا. یعنی شان شما  خیلی بالا است. می رسد به آن جا، می شود هیچ یک از مجتهدات دنیا، هیچ یک از مخدرات دنیا، دیگر هیچ کدام نمی تواند  جاذبه ای برای شخص سالک در این دنیا داشته باشد.
شریعتی: یعنی اگر در این دنیا آشنا باشی و این  جا وطن  باشد آن سمت غریب هستی و بالعکس.
حجت الاسلام عاملی: «کُن فِي الدُنیا، کُن فِي سُوق وَ لا تَکُن سُوقیً». امیرالمومنین فرمود در بازار باش ولی بازاری مباش، منسوب به بازار.
شریعتی: رنگ و بوی آن جا را گرفتن.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. یعنی در دنیا هست اما دنیوی نیست، هویتش هویت دنیایی نیست. «صَحِبُوا الدُّنیا بِأَبدانٍ أرواحَها مُعَلَقَةِ بِالمَحلِ الاعلی» امیرالمومنین فرمود در دنیا مصابحت دارند ولی روح در جای دیگر است. «صَحِبُوا الدُّنیا بِأَبدانٍ أرواحَها مُعَلَقَةِ بِالمَحلِ الاعلی»، این می شود منزل غربت. در منزل غربت دو تا دعا است. عزیزانی که در دعا توجه بکنند. یکی طلب رحمت است که خدایا بر غربت من رحم بفرما. چقدر تعبیر بُرَنده است. «اللّهُمَّ ارحَم فِي هذه الدُّنیا غُربَتی». آن قدر من از این دعا خوشم می آید. «اللّهُمَّ ارحَم فِي هذه الدُّنیا غُربَتی» خدایا بر غربت من رحم بفرما. من گاهی می گویم خدایا ما از دنیا نرفته پشیمان هستیم، بر پشیمانی ما رحم بفرما. که این غربت سخت است که می گوید رحم بفرما.  یعنی سخیت چون دیگر با دنیا نیست، این صحبت هایی است که کلمات برای این دنیاست.  یک تعبیر دوم عجیب است، آن هم  شکایت از آتش منزل غربت است. این هم در روایت است. امام حسین عرض کردند: «الهي اَشکُوا اِلَیهَ بِغُربَتي وَ بُعدَ داري» شکایت می کند به خدا. شما چه زمانی شکایت می کنید؟ وقتی که در سختی هستید. یعنی روح که اعتلا پیدا بکند دیگر جایش این جا نیست.
عنقای قاف را هوس آشیانه بود
غوغای نینوا همه در ره بهانه بود
دوباره برمی گردیم به منزل ویل، آن را می خواهم صحبت کنیم. با بحث غربت این بماند برای صحبت دیگر که مباحث بسیار شیرین و جاذبه ای دارد که با فطرت انسان همراه است. خدای متعال سه تا قاب تصویر دارد: یک قاب تصویرش  عبارت است از طبیعت. طبیعت قاب تصویر است برای جمال حضرت حق. «مِن آیاتِه ی، مِن آیاتِهِ ی»، «هُوَ الَّذی، هُوَ الَّذی»، «اَلَم تَرَی، اَلَم یَرِی». همه ی این ها تصویر می کند، قلم دست خداست. خود خدا با این تعبیرات جمال خودش را تصویر می کند در قرآن و در  طبیعت. طبیعت همه قلم خداست، با قلم خدا رنگ آمیزی شده است، تنوع پیدا شده است. قاب دوم و سوم در قرآن است. خدا در قرآن دو تا قاب تصویر دارد: یکی قاب از تصویر جمال خداست، یکی هم قاب محشر است، تصویر محشر.
شریعتی: که در واقع نوعی جلال حضرت حق است.
حجت الاسلام عاملی: که تمام جزئیات آن جا تصویر می شود در این  قاب.  در گذشته صحبت کردیم. این جمال فوران است، همه ی این ها فوران جمال است، هم در تکوین، هم در تشریح. عالم هم بر اساس جمال  درست شده است.  «الحَمدُلِله الَّذي یَتَحَبَبُ اِلَیَّ» حمد خدا را که کاری می خواهد بکند که من برای من خودش  را زیبا نشان بدهد تا من دوستش داشته باشم. «غَنیٌ اَنِّی» چه خدای خوبی است. هر چه که چرک این عالم است این طبیعت را به هم می زند. گناه هم چرک این عالم است. فلذا کسی که گناهکار است این عالم پس می زند، جایی برای چرک نیست. همه جا را خدا گرفته است، جایی برای شرک نیست. «اللّهُمَّ إنّی اَسأَلُکَ بِاَسمائِکَ الَّذي مَلَئَت اَرکانُ کُلِّ شَیءِ» خدا همه جا را گرفته است، پس جایی برای شرک نیست. و لذا شرک ظلم عظیم است. «اِنَّ الشِرکَ لَظُلمٌ عَظیم». یعنی  ظلمت مطلق است، تاریکی مطلق است. آن هایی که می خواهند  مردم با به شرک ببرند به تاریکی مطلق می برند، عقل انسان را تعطیل می کنند. خدا به عقل انسان  خیلی بها داده است و لذا گفته است همه چیز را می بخشم ولی شرک را نمی بخشم چون عقل مردم  را شما تعطیل کردید.
شریعتی: در دنیایی  که همه جایش با نور من روشن بود خواستید به سمت تاریکی بروید.
حجت الاسلام عاملی: بله. «اَینَ ما تُوَلُون فَثَمّ وَجهُ الله وَ هُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم». حالا ما در آن جمالش صحبت می کنیم، خداوند متعال هم از ما اصلاً لب دین این است که از ما جمال  می خواهد. جمال اعتقادی می خواهد، جمال رفتاری می خواهد، مشتری جمال  است و دعوت به جمال کرده است. «اِنَّ اللهَ جَمیل وَ یُحِبُّ الجَمال». و لذا کسی که اصلاً مرتکب گناه می شود  با غایت این درگیر شده است. یک وقتی ان شاءالله بحث می کنیم عایت خلقت این نیست که انسان خودش را چرک بکند، آلوده بکند، محیط را آلوده بکند. «لي خَبیثَ اللهُ مِنَ الطَیِّب» خدا این ناپاکی را بیرون می کشد. حضرت امیر فرمود که این هنوز محقق نشده است. در زمان فرزندم حضرت مهدی این محقق می شود که «لي خَبیثَ اللهُ مِنَ الطَیِّب» خبیث را از درون طیبی بیرون می کشد. چرا؟ چون در این  عالم برای خبیث، یعنی برای ناپاکی جایی نیست. اگر شما رفتید به طرف ناپاکی، ناکجا آباد رفتید. ذرات عالم در برابر شما چموشی می کند. بحث ما به این جا که رسید آمدیم به این که یک جزئی از آن قاب تصویر عبارت است از ویل که آخرت است. در آخرت می گوید: «اَلوَیلُ لي». «یا وَیلَنا» که در آخرت می گوید این جزئی از آن قاب تصویر است اما کسی که در این جا به منزلی می رسد که به طور طبیعی  می گوید «اَلوَیلُ لي». می خواهم این را تصویر بکنم که این منزل، منزل طبیعی است برای معرفت. یعنی وقتی معرفت می رود بالا، می بیند که خدایا من نتوانستم حق را ادا کنم.
شریعتی: معرفت رفت بالا، کم و کاستی های خودت را می بینی.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. هر کاری می کند می گوید نشد. پناه می برد به ویل به طور طبیعی. می گوید وای بر من، در برابر خدا «یُوتُونَ ما آتَوا وَ قُلُوبُهُم وَجِلَة» تمام وظیفه اش را انجام می دهد، باز هم  می گوید  وای بر من. عجب آیه ای  است. متقی  را که خدا خلق می کند می گوید: «یُوتُونَ ما آتَوا» وظیفه اش  را انجام می دهد ولی «وَ قُلُوبُهُم وَجِلَة» همواره ترس دارد، دغدغه دارد، می گوید نشد. دنباله اش خیلی مهم است. «أَنَّهُم إلی رَبِّهِم راجِعُونَ» چون می گوید من یک ملاقاتی با خدای متعال دارم، آن ملاقات خیلی سهمگین است. این منزل ویل در این عالم جزو لذت ترین منزل ها است برای عارف. امام سجاد خودش می فهمد با آن «اَلوَیلُ لِي»ها که گفته است چه لذتی داشته است. منزل  ویل آرامبخش است. این ها برای کسانی که آلوده شدند به لذات مقطعی، لذات عضوی، خودش را در دیگران جستجو می کند، برای من نگاه کنند یک تحسینی بکنند، برای  من یک باریک الله بگویند، برای من مثلاً یک نگاه چشم های زیادی پشت سرم باشد، تشخص و تعیین برای آن ها نیست، آن ها طفل هستند.
همه اندرز  من به تو این است
که تو طفلی و خانه رنگین است
وای به حال کسی  که سهمش از این دنیا آن لذات کم عمق باشد.
شریعتی: مشغول بازی باشد.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد. این  منزل آرامبخش است، مثل گریه. می دانید چرا عرفا آخر سر پناه می برند به گریه؟ چون آرامبخش است. شما دیدید کسی مصیبت زده است می گوید بگذار گریه کند. و لذا  آقا رسول الله آخر سر به گریه پناه برد. «اللّهُمَّ اَعطِني عَینَینِ هَطالَتِین»  خدایا دو تا چشم از تو می خواهم  مثل ابر بهاری. امام حسین  می گوید: «ما دَخَلتُ عَلِی  الَّا وَجَدتُ باکیاً» یک بار نشد  که من محضر پدرم بروم ولی وقتی که رفتم دیدم که دارد گریه می کند. در برابر ذات  لایتناها هر کاری که انجام می دهد می بیند که حقش ادا نشد. گاهی می گوید کماً ادا بکنم، می گوید  خدایا کیفاً چگونه ادا بکنم. می خواهد کماً ادا بکند، می گوید خدایا تا تکان  بخورم عمرم تمام شد. «الاَمرُ اَسرَعُ مِن ذِلِک»؛ این جمله را هم امیرالمومنین گفته است هم آقا رسول الله گفتند. رسول خدا آمدند دیدند که خانه را ام سلمه گچ زده است، اتاق خودش را. گفت: «الاَمرُ اَسرَعُ مِن ذِلِک» ام سلمه تا تکان بخوری وقت تمام شده است، فرصت گچ زدن نیست. شاگرد امیرالمومنین گفت که این لباسی که خریدیم قیتون دارد مال تو قیتون ندارد یا آن فروشنده گفت، گفت اجازه می دهی به این  قیتونی بزنم. حضرت فرمود: «الاَمرُ اَسرَعُ مِن ذِلِک» زمان آن قدر  سریع است. در این زمانی که با این سرعت می گذرد خدایا من می خواهم حق تو را ادا بکنم. در کیفیت که ما به رسول خدا نمی رسیم اما برگشت گفت: «اللّهُمَّ اِنّا لا اَخصِی ثَنَاءَ عَلَیک أَنتَ کَمَا أُثنَیتَ عَلَی نَفسِک» خدایا یعنی ایستاد، ما نمی توانیم حق تو را ادا بکنیم. «الهي ما عَرفناکَ حَقَ مَعرِفَتِک، وَ ما عَبَدناکَ حَقَّ عِبادَتِک». پیغمبر ما این  جمله را بگوید. این جا است که عارف در آن  منزل ویل وقتی که وارد می شود در منزل ویل یک تسکینی پیدا می کند.
شریعتی: منزل ویل، منزل هولناکی  است؟
حجت الاسلام عاملی: نه. این منزل معرفت انسان آن قدر بالا برده است. خشیت هست، خوف هست، خضوع است و یک نوعی احساس نقصی است که خدایا نتوانستم حقت را ادا بکنم. آن قوت ذات لا یتناها را نگاه می کند، ذره را نگاه می کند، عبادتش را نگاه می کند، همواره می گوید: «اَلوَیلُ لي». یعنی سر «اَلوَیلُ لي»های امام سجاد را می خواهم عرض کنم. می گوید: «اَلوَیلُ لي» من کجا که خدایا، با این عبادت ها بخواهم حق تو را ادا بکنم. آن کسی که از معرفت سهمی ندارد آلوده شده است، او بعد از مرگ می فهمد. الان که محروم است اما بعد از مرگ باطن آفرینش وقتی کشف می شود آن وقت متوجه می شود که چه جنایتی کرده است. عارف این جا می گوید که: «وَ اَماتَ قَلبي عَظیمُ جِنایَتي». مناجات  خمسه عشر، اولین مناجات. امام سجاد می گوید: «الهی اَلبَسَتنِی الخَطایا ثَوبَ مَذَلَّتِی، وَ جَلَّلَنِی التَّباعُدُ مِنکَ لِباسَ مَسکَنَتِی، وَ أَماتَ قَلبِی عَظِیمُ جِنایَتِی، فَأَحیِهِ بِتوبَةٍ مِنکَ یَا أَمَلِی وَ بُغیَتِی، وَ یا سُؤلِی وَ مُنیَتِی»، تا آخرش می گوید: «یا نَعیمی وَ جَنَّتی، و یا دُنیا وَ آخِرَتي». خدایا چه نجوایی. می گوید من جنایت کردم. چه زمانی این  تعبیر را پیدا می کند؟ وقتی که جلو رفته است. فرمود ما 700 سال از معنویت عقب هستیم چون جلو رفته است، جلو نرود این را نمی گوید. حضرت امام  می گوید خوش به حالت مولوی که به اندر  خم کوچه رسیدی.
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
هنوز حرکت نکردیم. هر چقدر که جلو برود می گوید  که حرکت نکردم. انسان که در این باب کوتاهی کرده است، مشغول شده است برای لذت های حیوانی، الان نمی داند  در محاصره ی چه عذابی است. اگر بفهمد او هم  می گوید «اَلوَیلُ لي».
شریعتی: یعنی آن قدر باید بالا بروی که اشراف داشته باشی.
حجت الاسلام عاملی: بله. آن  شخصی که اهل گناه است، اهل معصیت است، یک عنایتی دستگیرش بشود ببیند در  چه محاصره ای است. آن جا هزاران بار می گوید «اَلوَیلُ لي». الان آتش محاصره کرده است، اذن  نیست. اگر اذن  باشد آن بیشتر از عارف می گوید «اَلوَیلُ لي». دو تا آیه می خوانم وحشتناک است. «اِنِّا اَعتَدنَا لِلظَّالِمِینَ نارًا أَحاطَ بِهِم سُرَادِقُهَا» ما آتشی را آماده کردیم برای کسی که ظلم کرده است. به بیت المال ظلم کرده است، در خانه ظلم کرده است، در اداره ظلم کرده است، در رفتارهای اجتماعی ظلم  کرده است، حق الناس را ضایع کرده است. برای این آتشی آماده کردیم «اَحاطَ».  احاطه را ببینید. خداوند چندبار از احاطه صحبت  کرده است، یکی این جا است. یعنی الان احاطه کرده است، اذن  نیست حمله بکند. تا چشمش را بست اذن داده  می شود. دومین  آیه را ببینید. «وَ إنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکَافِرینَ» جهنم  همین الان احاطه کرده است. رسول خدا فرمود نگویید آخرت بعد از دنیا است، بگویید آخرت  با دنیاست.
شریعتی: در دل همین  دنیاست.
حجت الاسلام عاملی: بله. «إنَّ مَع الدُنیا آخَره»، تعبیر را نگاه کنید چقدر بالاست. آیه را کامل بخوانم. «یَستَعجِلُونَکَ بِالعَذَابِ». این همه گناه می کنیم چرا خدا ما را نمی زند، نماز هم نمی خوانیم. فساد و خلاف می کنیم ولی خدا ما را نمی زند. در یک آیه هم هست «لا یُعَذِبُ الله».از قدیم این را گفتند  ما  این همه گناه می کنیم، نماز هم نمی خوانیم.
شریعتی: هیچ خبری هم  نیست.
حجت الاسلام عاملی: خدا جوابش  را می دهد. می گوید: «وَ إنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکَافِرینَ» ما شما را در احاطه ی آتش خودمان گرفتیم، «سَنَفرُقَ لَکُم اَیُّهَ الثَقَلانِ» جن  و انس عجله نکنید، به زودی به حسابتان می رسم. دو تا کلمه است این آیه، اما چقدر وحشت دارد. الان اذن  نیست، وقتی که اذن داده بشود آن وقت ناگهان می بیند که رختخواب آتش  است، آبی که می ریزند آتش است، یا در  خانه یا در بیمارستان، هر جا که هست همه جا فرا می گیرد. آن وقت اگر کسی اهل علم باشد آن زجه و ناله ها را می شنود. حیوانات می شنوند. یک جمله ای عرض می کنم خیلی لطیف است. حضرت فرمود  حیوان اگر بیجا و بی جهت رم کرد نزنید. «لا تَضرِبُها عَلی النِفار». این را آقای مشکینی زیاد می خواندند.  «لا تَضرِبُها عَلی النِفار» حیوان اگر بیجا و بی جهت رم کرد  نزنید. چرا؟ «وَ اِنَّها تَری ما لا تَرون» آن ها می بینند چیزهایی را که شما نمی بینید. آن وقت آقای مشکینی می فرمود چطور می شود آقای مشکینی ببیند، انسان  کامل نبیند! خدا می گوید که عجله نکن، جهنم احاطه کرده است. پشت سرش خدای متعال یک جمله ای گفته است که وحشتناک است. «یَومَ یَغشاهُمُ» از همه جا یک روزی این ها را می پوشاند. همان آتش غضب خدا. زندگی یک  جوان را به هم زدی، نهاد مقدس خانواده. طلاق وقتی عرش خدا را تکان  می دهد، می دانید که کل کائنات عرش است. کل کائنات را می شود تکان داد. شما یک آهن پاره را می توانید تکان  بدهید. شدت بغض خدا را بر طلاق، آیا بالاتر از این می شود تعبیر پیدا کرد. آن آتش در  دلش شعله کشید، سوخت اما نتوانست به جایی آن را برساند. مثل یک دیگ سربسته. «فِي اَمَدٍ مُمَدَدَ». تا چشمش  را بست «یَومَ یَغشاهُمُ العَذاب» عذاب احاطه می کند. «مِن  فَوقِهِم وَ مِن تَحتِ أَرجُلِهِم» از پایین، «وَ یَقُولُ ذُوقُوا مَا کُنتُم تَعمَلُون»  بچشید آن چه را که خودتان درست کردید. خدا می گوید هر چه می دهیم «جَزاءً وِفاقا» یعنی جزای  موافق با عمل. خدا رحمت کند مرحوم نراقی بزرگ را، پدر را. می گوید: «اِن العَمَل نَفسُ الجُزاء»  عمل نفسِ جزا است. این طور نیست که عمل یک چیزی است، جزای عمل یک چیز دیگر است. جزا همان خود عمل است، تجسم پیدا می کند. «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَةٍ خَیرَ یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَةٍ شَرً یَرهُ». بعضی ها آمدند  گفتند که «یَرَهُ» یعنی «یَری جَزاءَهُ». حضرت امام در درس اخلاقشان می گویند این درست نیست چون روایت است این «اَحکَمُ آیاتِ القُرآن» است، محکم ترین آیه قرآن است. اگر چیزی در تقدیر باشد که محکم نمی شود.
شریعتی: کار خیر را کردی همان  کار خیر را می بینی.
حجت الاسلام عاملی: خودش تجسم پیدا می کند در قالب عنایات حضرت حق. آن شر هم، شر هم تجسم پیدا می کند در قالب غضب حضرت حق. غرضم این بود که کسی که اهل گناه است او نگوید خود حقیقت خودش را ببیند و واقعه را ببیند. آن اصلاً «الوَیلُ لي» از زبانش نمی افتد. قیافه ای که گناه برایش درست کرده است. گناه، مواد صورت های برزخی است. این که شما یک کسی را در زندگی اغنا کردید برای این  که جاذبه ای داشته باشید، یک جذابیتی داشته باشید، بین دوستان، بین رفقا، چه قیافه خوبی دارد، چه لباس خوبی دارد، چه آرایش خوبی دارد، چه جذابیت خوبی  دارد. خدا در  قرآن به یک عده می گوید با من صحبت نکنید. تو که در دنیا با من صحبت نکردی، الان می خواهی صحبت کنی؟ «وَ لا تُکَلِّمُون» نماز صحبت کردن  با خداست. تو که نماز نخواندی با من  صحبت نکردی. دو ساعت جلو آینه آرایش کردی. این چه ظلمی است در این سفره نعش این عالم که ما بی اعتنایی بکنیم با صاحب سفره. آن وقت قیافه که می بیند «کَأَنَّمَا اُغشِیَت وُجُوهُهُم قِطَعًا مِن اللَّیلِ مُظلِمًا» الان آن قدر خودش را جذاب کرده است ولی آن جا که می آید می بیند آن جذابیت و آن آرایش هایی که کرده است الان «قِطَعًا مِن اللَّیلِ مُظلِمًا» شده است. شب تارِ تار، چقدر تاریک است. انگار صورتش «قِطَعًا مِن اللَّیلِ مُظلِمًا» شده است.
شریعتی: یعنی آن حقیقت در واقع آن جا بروز می کند.
حجت الاسلام عاملی: حقیقت گناه، اقتضای گناه، سیاهی می آورد. حضرت موسی گفت که عیسی اگر گفت شما زنا نکنید آتش است می سوزاند، من می گویم که فکر زنا نکنید که دود  است، تاریک می کند. آن وقت تاریکی و سیاهی آن جا هم مثل سیاهی دنیا نیست. الان همه چراغ ها را خاموش می کنند من دستم را می بینم، اما تاریکی آن جا خدا می گوید: «اِذا اَخرَجَ یَدَهُ  لَم یَکِد یَراها» وقتی که دستش را جلو بیاورد دستش را نمی بیند. فردای قیامت این «الویِلُ لی». آمدم به ویل های دنیا، از ویل آخرت شروع کردیم. کسی که آن  بحث انقیاد نبوده است، دل بخواهی زندگی کرده است، هوا و هوس بوده است، اضاعه ی حق بوده است، چانه اش را عقل نچرخانده است، به صغیره و کبیره ی حقوق اعتنا نکرده است. در یکی از کشورها اخیراً یک انفجاری درست شد، یک داعشی آمد  مسجد را منفجر کرد. یک عده ی زیادی کشته شدند. از آن کشور با من تماس  گرفتند، گفتند  فلانی ببینید پرورش یافته ی دین، پرورش یافته ی قرآن چقدر  به حقوق حساس است. نظامی که حساسیت به حقوق درست نکند اقتصادش هم فلج است. هواپیما حق ندارد نیم ساعت تاخیر کند، آن حق من است.
شریعتی: و تو به سادگی از کنارش رد می شوی، احترام نمی گذاری.
حجت الاسلام عاملی: استاد دانشگاه سر ساعت 10 باید سر کلاس بیاید حق ندارد حق من را ضایع بکند و دیر به کلاس بیاید، حق ندارد در کلاس حرف شخصی بزند. در کارخانه این حق، حق ملت من است. آقای شریعتی، من وقتی هتل می روم نمی گویم این دستمال کاغذی برای من است، می گویم برای ملت من است. در هتل من حمام می روم نمی گویم این آب برای هتل است، می گویم این آب ثروت ملتِ من است. چراغ هتل، چراغ مهمانسرا که روشن است، نمی گویم این چراغ برق برای این  مهمانسرا است، می گویم این برق ثروت من است. من یک راننده ای داشتم از ژاپن آمده بود. گفتم چرا آن جا نماندی؟ گفت حاج آقا پدرم درآمد، در کارخانه تا می ایستادم کارگرها سر من می ریختند، می گفتند یالا کار کن. می گفتم  به شما چه ربطی دارد، مگر کارخانه برای شماست. می گفت در ژاپن کار کنی برای همه ی ما  است. کارفرما در ترخیص دم در می ایستاد به همه احترام می کرد.
شریعتی: همه خودشان را سهیم می دانند.
حجت الاسلام عاملی: بله. اضاعه ی حق بشود با اضاعه ی حق نمی شود سیر و سلوک کرد، نمی شود سالم از دنیا خارج شد، نمی شود به «رِضوانُ مِن اللهِ اکبَر» رسید، نمی شود به سفره خاص خدا رسید. «اللهُمَّ خُصَني مِنکَ بِخاصَةِ ذِکرِک». در تمام شئون جامعه ی ما حق الناس گسترده است. کارمندی در اداره یک لحظه نمی توانی  بیکار بشینی. با این کار ندارم. یک مورد فقط مثال بزنم برای شما که پرورش یافته ی این مفاهیم دینی چقدر ملک حساسیت درست می کند در انسان.
شریعتی: آن تماس را داشتید می گفتید.
حجت الاسلام عاملی: آن  را عرض می کنم. از آن  کشور با من تماس گرفتند. گفتند ما متولی مسجد هستیم، راهرو که باز بود اولین تروریست تا به مسجد برسد منفجر شد.
شریعتی: انتحاری.
حجت الاسلام عاملی: تکه تکه شد. ما فهمیدیم که همیشه این جوری است که اول یکی می آید منفجر می کند، تا جمع بشوند دومی می آید این داعشی ها که مشرب وهابیت را دارند همه از محمد ابن عبدالوهاب از شیر آن خورده اند. چون کتاب های داعش را نگاه کنید همه متونش از آن است.  فهمیدیم که دومی می آید. دم در یک صندلی بود، ما تا تلاش کردیم که صندلی را ردش کنیم تا دومی یک وقت خودش را نرساند دومی خودش  را رساند، خودش را داخل مسجد پرت کرد و 70 نفر کشته شدند. زنگ زده بود ناله می کرد که نکند من در برداشتن  سریع این صندلی کوتاهی  کردم و باید الان غرامت بدهم. «إنَّ هَذه القُرآنَ یَهدي  لِلَتي هِیَ اَقوَم». شما در چه مکتبی این حساسیت را می توانید پیدا بکنید.  لشکر اسلام به جنگ روم رفت، وقتی می خواستند برگردند  دیدند که بالای خیمه کبوتر نامه گذاشته است، جوجه دارد. کنفرانس گذاشتند که آیا این چادر را برچینیم یا این جوجه هایش حق دارد، این کبوتر حق دارد. فرمانده لشکر اسلام گفت حق ندارید دست بزنید. باید باشد تا این ها همه خلاص بشوند. دنیا تشنه ی این حساسیت  است، دنیا تشنه ی این  تربیت است. الان حق الناس واقعاً اضاعه ای که در حق الناس می شود. در روایت است که آقا رسول الله فرمود اگر یک نفر جانش را بیجا و بی جهت از دست بدهد کل اهل دنیا، کل اهل آسمان، سهیم باشند در خون آن یک نفر خدا به خاطر آن یک نفر کل اهل دنیا و اهل آسمان را عذاب  می کند. شما را به خدا این حساسیت را شما جایی سراغ دارید؟ خدای متعال شاهکار  کرده است. حالا ما بحث را به یک جای حساس رساندیم، آن هم این است که روز  محشر که شروع می شود حشر حضرت احدیت، زجه ی «یا وَیلَنا، وا حَسرَتا، وا ثُّبُوراً»، ثبور یعنی ویل، هلاکت. زجه بالا می رود. یا یک روایت عرضم را تمام کنم. پیغمبر ما یک وقتی به حضرت جبرئیل گفت یا جبرئیل، من می خواهم ببینم که خدا مرده ها را چطور زنده می کند. گفت  دستت را به من بده. آقا رسول الله را برد به مقبره ی  بنی ساعده. به یک قبری رسیدند، حضرت جبرئیل فرمود: «اُخرُج بِإذنِ الله» با اذن خدا بیرون  بیا. یک مردی که درحالی که خاک را از سرش می ریخت «خَرَجَ رَجُلٌ یَنفُذُ رَأسَه» سرش را تکان می داد که خاک ها ریخته بشود بیرون آمد اما می گفت: «وا لَفا». لَف یعنی ثبور، لَف یعنی ویل. چقدر خوب است که الان  یک شب خلوت کن، بگوید «وا لَفا».بگوی خدایا من در این جا گفتم «وا لَفّا».
شریعتی: قبل از این که دیر بشود.
حجت الاسلام عاملی: قبل از این که در آخرت بگویم این را از من بپذیر. روایت دوم را هم  بگویم و عرضم را تمام بکنم. گفت که یا رسول الله دستت را به من  بده، به بقیع برد. آمدند به یک قبری گفت: «قُوم بِإِذنِ الله»، یک  مردی با صورت سفید بیرون  آمد  در حالی که از صورتش خاک را تمیز می کرد و می گفت «الحَمدُلِله». آمد  بیرون گفت: «الحَمدُاللهِ، اللهُ اَکبر». جبرَئیل فرمود: «اُدع بِإِذنِ الله» برگرد با اذن  خدا. بعد به یک قبر دیگر رسید گفت: «قُوم بِإِذنِ الله» قیام کن به اذن خدا. یک مردی که صورتش سیاه سیاه بود بیرون آمد. گفت: «واحَسرَتا، وا ثُبوراً»، باز هم وایلا، واویلا. ای  خدا چه توفیقی است، چه نعمت بزرگی است  آن آگاهی که در آخرت برای انسان پیدا می شود از حالا پیدا بشود. جبرئیل گفت: «اُدعُ بِإذنِ الله» برگرد  به حالت قبلی. گفت: «یا مُحَمَّد، هکَذا یَبشَرُونَ القیامَة» این گونه محشورمی شوند. «المُومِنُون یَقُولُونَ هَذا القُول، هولاءِ یَقُولونَ ما تَری» مومن که از قبر بیرون بیاید آن  گونه ندا می کند «اللهُ اکبر، الحَمدُالله»، کسی هم که آلوده است این گونه ندا می کند.
شریعتی: خدا عاقبت همه ی ما را ختم به خیر بکند ان شاءالله. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ/ والعَصر/ اِنَّ الاِنسانَ لَفي خُسر/ إلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصالِحات وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا  بِالصَبرِ». ان شاءالله جزو این دسته باشیم و ان شاءالله خسران مبین تک تک ما نباشیم و ان شاءالله خداوند هم عنایت  بکند. خیلی تشکر می کنم از حاج آقای عاملی، سپاسگزارم از شما. نکته های خوبی را شنیدیم مثل همیشه. مشرف بشویم به ساحت نورانی  قرآن  کریم. به سوره ی مبارکه ی قصص رسیدیم. عزیزانم امروز صفحه ی 386 را تلاوت خواهند کرد. یک ختم قرآن هفتگی هم داریم که آخر هفته ها اتفاق می افتد. دوستانی که می خواهند  در این طرح شرکت بکنند برای اطلاع از جزئیات این طرح می توانند به کانال ما مراجعه بکنند و ان شاءالله آن ها هم همراه بشوند. آیات را بشنویم، برمی گردیم با دل و جان و با افتخار همراه شما و در کنار  شما.صفحه ی 386قرآن کریم

شریعتی: «اللهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم». ان شاءالله هر کجا که هستید زیر سایه ی الطاف حضرت حق و مهربانی های او عاقبت بخیر و ان شاءالله سلامت باشید. خیلی خوشحالیم که همراه شما هستیم. حاج آقای عاملی اشاره ی قرآنی امروز را بفرماید و ان شاءالله بهره مند بشویم و استفاده بکنیم.
حجت الاسلام عاملی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». سوره قصص/ آیه 12: «وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ». تمام خانم های را که می خواستند به حضرت موسی شیر بدهند که به کاخ فرعون رسیده بود در داخل آن جعبه، حرام کرد. شیر هیچ یک از خانم ها را نپذیرفت.
شریعتی: خیلی خوب. این هم نکته ای بود که حاج آقای عاملی از این صفحه برای ما گفتند. دعا بکنند و ان شاءالله همه آمین بگوییم و خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام عاملی: یک احتجاج عاشقانه، با خدا که نمی شود احتجاج کرد اما احتجاج عاشقانه باشد خیلی خوب است، خدا هم می پسندد. یعنی شما با اسماء خدا با خدا عاشقانه احتجاج بکنید. یک دعایی می خوانم از همان است. «الهي اَمَرتَنا بِالدُعاء» خودت گفتی دعا کنید، «وَ ضَمِنتَ الإِجابَة» خودت گفتی ضامن هستم، «وَ لَیسَ صِفاتِکَ یا سَیِّدي» در شأن تو نیست، «أَن تَامُرَ بِالسُوال وَ تَمنَعُ العَطیة»  در شأن تو نیست خدایا، خودت به ما بگویی که دعا کن، خودت بگویی که استجابت آن  را تضمین کردم، اما ما  را از عطایای خودت محروم کنی. قدر بدانید این دعا را زیاد بخوانید. بگویید خدایا تو را قسم می دهم  به آیاتی که با آن آیات امر کردی به دعا. خدا یا تو را قسم می دهم به آن آیاتی که با آن آیات تضمین کردی استجابت دعا را، دعای ما را مستجاب بفرما.
شریعتی: الهی آمین. خیلی سپاسگزارم از شما، متشکرم. خیلی ممنون و متشکرم از توجه شما. آخر هفته ی خوبی داشته باشید.
باز «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»
عاشقی هم عاشقی های قدیم
تا سلامی دوباره.

فایل تصویری این برنامه

 

 

 

فایل صوتی برنامه

 

لینک کوتاه :

darolershad.org/?p=8806

جدیدترین عناوین خبری

پربازدیدترین خبرها

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

یک پاسخ ارائه کنید